سه شنبه ۱۵ دى ۱۳۸۳ - ۲۲ ذيقعده ۱۴۲۵
Tue, Jan 4, 2005
حوادث
۳۰۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
در جلسه محاكمه عاملان ۴ جنايت مطرح شد
• زن متهم رديف اول: تماسهاى شيطانى
يك زن شوهرم را به اين قتلها كشاند
در جلسه محاكمه عاملان ۴ جنايت مطرح شد
جادوهاى زنم مرا
به سوى جنايت كشاند
• زن متهم رديف اول: تماسهاى شيطانى
يك زن شوهرم را به اين قتلها كشاند
196560.jpg
گروه حوادث: پرونده عامل چهار جنايت هولناك كه در آن مردى با به قتل رساندن خواهر و برادرى روستايى، دو پسر خردسال خود را نيز از پاى درآورده است به صورت فوق العاده تحت رسيدگى قرار گرفت.
بنا به اين گزارش، از شامگاه دوشنبه سوم شهريورماه سال جارى وقتى جنايت هولناكى در ورامين كه در آن پدرى با كشاندن دو پسر ۱۱ و ۶ ساله اش به نامهاى «عماد» و «اميرمهدى» به حمام خانه پدرى اش، آنان را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، فاش شد، تجسسهاى ويژه اى از سوى پليس ورامين در دستور كار قرار گرفت.مأموران كه توانسته بودند با راهنمايى هاى همسر پنهانكار، عامل جنايت را شناسايى كنند رد پاى اين پدر جانى را كه «اسماعيل» نام دارد، در روستاى گچه در حوالى سيمين دشت فيروزكوه پيدا كردند.وقتى كارآگاهان به خانه روستايى كه دوست «اسماعيل» در آنجا زندگى مى كرد رفتند، پى بردند صاحبخانه كه مردى به نام «بابك» است چند روز پيش به دادگسترى پيشوا رفته و ادعا كرده است شاهد وقوع جنايتى از سوى ميهمانان آشنا بوده است.وقتى پليس دريافت «اسماعيل» به جز قتل دو پسرش، مردى به نام «ابراهيم شاهسوند» را به بهانه پيدا كردن گنج به روستاى گچه كشانده و او را در ارتفاعات به قتل رسانده است، به سرنخ هايى از دخالت همسر قاتل فرارى در جنايات برخوردند.بدين ترتيب، معصومه - مادر دوچهره - تحت بازجويى قرار گرفت و به قتل دخترى به نام «فاطمه شاهسوند» كه خواهر «ابراهيم» بود، توسط شوهرش اعتراف كرد و گفت كه در همه جريانات دخالت داشته است و درحالى كه با «اسماعيل» زن و شوهر بودند، به پيشنهاد وى به عقد «ابراهيم» درآمده است و قاتل فرارى در جريان مراسم عروسى نقش دايى او را بازى مى كرد.پليس وقتى توانست جزئيات چهار جنايت سريالى را فاش كند، صبح روز پنجشنبه ۱۶ بهمن ماه سال ،۸۲ قاتل فرارى را كه در يك تعميرگاه موتوسيكلت در كرمانشاه كار مى كرد، شناسايى كرد و به دام انداخت.
< در دادگاه
صبح ديروز - دوشنبه ۱۴ ديماه سال جارى - قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به خاطر حساسيت جناياتى كه در اين پرونده رخ داده است، به صورت فوق العاده رسيدگى به اتهامات زوج جنايتكار و دو همدستش را آغاز كرد.در ابتداى اين جلسه دادگاه، دلدارى نماينده دادستان در برابر قاضى عزيز محمدى - رئيس دادگاه - و چهار قاضى مستشار - رحيمى، حسينى كوه كمره اى، سبزوارى و باقرى - قرار گرفت و به قرائت كيفرخواست صادره از سوى دادستانى ورامين پرداخت.وى با تأكيد بر اينكه «اسماعيل» و همسرش به دخالت و طراحى نقشه چهار جنايت اعتراف داشته اند، عنوان كرد كه معصومه بعد از اينكه خواهر و برادر روستايى به قتل رسيدند، در تماس با شوهرش مى خواهد چون «عماد» و «امير مهدى» شاهد قتل «فاطمه» بوده اند، آنان را نيز سر به نيست كند و «اسماعيل» به درخواست اين زن دو پسربچه اش را به خانه پدرشوهرش مى برد و در حمام با چاقو آنان را به قتل مى رساند.دلدارى افزود: «اسماعيل» وقتى به رابطه دوستى همسرش و «ابراهيم» - مقتول - پى مى برد، نقشه عجيبى مى كشد، او با ايفاى نقش دايى اين زن، او را به عقد «ابراهيم» در مى آورد، تا جايى كه هداياى گرانقيمتى نيز براى خانواده داماد مى خرد و در مراسم عروسى خودرويى تهيه كرده و آن را با گل تزئين مى كند.وقتى همسر متهم رديف اول به خانه بخت مى رود، سناريوى اصلى آغاز مى شود. دامى براى خواهر «ابراهيم» پهن مى شود، او را به بهانه ازدواج با برادر اين زن به همراه جهيزيه از خانواده اش دور مى كنند و اسماعيل او را در خانه اى واقع در ورامين در برابر ديدگان سه پسربچه خود به قتل مى رساند. «وقتى نماينده دادستان درخواست اشد مجازات براى متهمان كرد، پدر« ابراهيم و فاطمه شاهسوند »در جايگاه قرار گرفت و گفت:« اين مرد و زنش ما را فريب داده اند، لعنت بر آنان باد، پسرم جوان خوبى بود و به اين شيطان دل بست، نمى دانست او شوهر دارد، وقتى «اسماعيل» به خانه مان آمد، خود را دايى عروسم معرفى كرد، دخترم را نيز فريب دادند و با اعتمادى كه به اين زن پيدا كرده بودم، او را راهى غربت كردم تا به خانه بخت برود، اگر كل پولهاى دنيا را به پايم بريزند، من گذشت نخواهم كرد، فقط مى خواهم قاتلان در همان محل زندگى مان اعدام شوند و درخواست ديگرى ندارم. »
«اسماعيل» پشت تريبون دفاع قرار گرفته بود كه به گريه افتاد، او درحالى كه با دو دست به سر و صورتش مى كوبيد، گفت:« اين زن - اشاره به همسرش - با آوردن بهانه هايى كه نشان مى داد «ابراهيم» و «فاطمه» باعث به هم ريختن زندگى خيلى از زوجهاى جوان شده اند، من را ترغيب به قتل آنان كرد و «عماد» و «اميرمهدى» نيز با توطئه «معصومه» به قتل رسيده اند. » وى ادامه داد:« انگار جادوى همسرم شده بودم، هرچه مى گفت، مى پذيرفتم. احساس مى كردم اين كارها خير است، همه برنامه هايم را «معصومه» مى ريخت و هيچ كارى بدون اجازه او انجام نمى دادم. «عماد» و «امير مهدى» جگرگوشه ام بودند، اما اين زن اجازه زندگى كردن به آنان نداد. »
به درخواست قاضى عزيزمحمدى، دادستان ورامين كه در دادگاه حضور داشت، در برابر انكارهاى« اسماعيل»در جايگاه حضور يافت و گفت:« در جريان تحقيقات دادسرا اين متهم به همه چهار جنايت اعتراف كرده است و آنان را به گردن گرفته است، انگيزه وى مشخص است. «اسماعيل» وقتى پى به دوستى «معصومه» با «ابراهيم» برده است، براى گرفتن انتقام با نقشه حساب شده اى وارد زندگى آنان شده است. ابتدا خواهر اين مرد را به خاطر انتقام از برادرش به قتل رسانده است، سپس «ابراهيم» را از پاى درآورده است و چون دو پسربچه براى آنان خطرساز بودند، دست به اين جنايات دلخراش زده است. »پس از اظهارات دادستان ورامين،« معصومه»كه از ابتداى جلسه با شنيدن ادعاهاى شوهرش با تعجب به او خيره مى شد، در جايگاه قرار گرفت و گفت:« من همه اتهاماتم را قبول دارم، اما «اسماعيل» خيلى دروغ مى گويد، پاى يك زن ديگرى در ميان است كه دستورات را او صادر مى كرد و شوهرم آلت دست او بود. » وى ادامه داد:« شوهرم وقتى ماجراى دوستى من و «ابراهيم» را از زبان خودم شنيد كه اين رابطه خيلى سطحى بود و هنوز اتفاق خاصى بين ما نيفتاده بود، او به جاى اينكه من را از ادامه دوستى باز دارد، پيشنهاد داد با «ابراهيم» ازدواج كنم. وقتى مشكلات مالى به وجود آمد، او گفت كه نترسم، چون پشت سر من است، حتى وقتى محضر رفتيم و آنان به خاطر اينكه فتوكپى شناسنامه ام را همراه برده بودم، نپذيرفتند من و «ابراهيم» را عقد كنند و من بدون اينكه خطبه عقد جارى شود، با حمايت شوهرم با «ابراهيم» ازدواج كردم. «معصومه» افزود: «هرچه« اسماعيل »مى گفت، نمى پرسيدم چرا؟! فقط مى پذيرفتم، از هيچ جنايتى اطلاع نداشتم، فقط زمانى كه« فاطمه »را كشت و من از زبان بچه ها شنيدم، مى خواست ابتدا به او تجاوز كند و چون اين دختر مقاومت كرده است، با چاقو به جانش افتاده است.«اسماعيل»به من گفت كه اين قتل نخستين جنايتم نبود و آخرين نيز نخواهد بود.»
اين زن در پايان با تأكيد بر اينكه شوهرش دروغ مى گويد و مطمئن است اين مرد قتلهاى زيادى انجام داده است، گفت: «روز قتل« ابراهيم»او را به بهانه يافتن گنج به كردستان بردند، وقتى برگشتند، پرسيدم« ابراهيم »كجاست؟ كه شنيدم به حالت قهر آنجا را ترك كرده است تا اينكه در مسير رفتن به خانه مان در خودروى« ابراهيم »شنيدم او به قتل رسيده است و دوست افغان« اسماعيل »دست به اين جنايت زده است، بعد از آن هميشه مى ترسيدم پسرانم به قتل برسند تا اينكه وقتى خانه مادرم بودم،« اسماعيل »به بهانه خريد ساندويچ، پسربچه ها را همراه خود برد، بعد از دقايقى پسر بزرگترم به خانه آمد و گفت دو برادرش همراه پدرش به خانه پدربزرگ رفته اند، نگران بودم كه شوهرم به خانه مادرم آمد. من را در خانه صدا زد و خواست براى بچه ها لباس ببرم و از حمام در بياورم، وقتى به خانه پدر شوهرم رسيدم، با ديدن جسدهاى دو پسرم ديگر چيزى نفهميدم و اينكه مى گويند من خواسته ام پسرانم كشته شوند، دروغ است.»
مرد افغان و مردى معروف به «حسين» كه همدستان زوج جانى هستند، وقتى به دفاع از خود پرداختند، ادعا كردند در جريان قتل «ابراهيم» با ضربات كلنگ بوده اند، اما هيچ دخالتى در آن نداشته اند و در برابر يك كار انجام شده قرار گرفته اند.
جنوب شرق آسيا؛۲۷۰ هزار نفر زير چادر زندگى مى كنند
گروه بين الملل: تعداد پناهندگانى كه در اثر فاجعه هولناك زلزله مجبور به زندگى در چادرها شده اند، به ۲۷۰ هزار نفر رسيد.شمار تلفات در دهكده آچه (Acheh) و جزاير اطراف «سوماترا» از ۹۴ هزار نفر هم بيشتر شد و روز به روز بر تعداد تلفات و قربانيان افزوده مى شود . در جزيره «سيميولو» در شمال آچه تعداد پناهندگانى كه در چادر زندگى مى كنند، حدود ۷۳ هزار و ۱۵ نفر است. اين منطقه نسبت به ديگر مناطق بيشترين آمار را دارد.
< بازيگران و خوانندگان «هنگ كنگى» مبالغ زيادى پول نقد براى كمك به آسيب ديدگان اين زلزله ارسال كرده اند. جكى چان بازيگر معروف هنگ كنگى با هميارى و كمك پسرش براى كمك به آسيب ديدگان به مناطق زلزله زده رفت و مبلغ ۱۲۸ هزار دلار نيز اهدا كرد.
< زن باردارى كه ساكن جزيره «بندا آچه» بود، توانست از زلزله جان سالم به در ببرد و خانواده اش را نيز صحيح و سالم پيدا كند. او نجات خود و خانواده اش را يك معجزه دانست.
< يك ماهيگير سريلانكايى كه بعد از يك هفته زنده و سالم پيدا شده، گفت كه طى اين مدت گروههاى امدادى براى نجات ماهيگيران نيامده اند. رئيس تيم امدادگران گفت: ما احساس مى كرديم كه ماهيهاى دريا اجساد را خورده باشند.
صدور رأى متهمان قتل پيانيست جوان
گروه حوادث: رأى قضايى درباره دو متهم پرونده قتل يك پيانيست جوان از سوى قاضى «اسماعيلى» صادر شد.
در اين رأى براساس اعترافات متهمان در آخرين جلسه محاكمه «على» متهم رديف اول به قصاص و «سعيد» متهم رديف دوم به حبس محكوم شده است.ماجراى اين جنايت روز ۱۹ ارديبهشت ماه سال ۸۰ در خانه ويلايى شماره ۶۸ نياوران رخ داده بود و در جريان آن پيانيست جوانى به نام «شاهرخ فرخ ميرى» از پاى درآمده بود.
مرد هوسران با خودروى آلبالويى رنگ در كمين دختران بود
196557.jpg
گروه حوادث: داديار جنايى تهران براى شناسايى قربانيان يك مرد هوسران كه پس از كشاندن زنان و دختران جوان به جنگل لويزان به آنان تجاوز مى كرد، دستورات ويژه صادر كرد.
بنا به اين گزارش، وقتى دختر ۱۹ ساله اى با مراجعه به داديار شعبه پنجم دادسراى جنايى تهران ادعاى ربوده شدن خود را توسط يك مرد جوان مطرح كرد، تحقيقات پليسى براى رديابى اين متهم آغاز شد.دختر جوان در شكايت خود گفت: در شرق تهران به انتظار خودروى مسافركشى ايستاده بودم، پيكان آلبالويى رنگى در مقابلم توقف كرد. به تصور اينكه خودروى مسافركش است سوار شدم. راننده خودرو پسر جوانى بود. او پس از دقايقى به بهانه اينكه خيابان شلوغ است به طرف بزرگراهى تغيير مسير داد. لحظاتى بعد وقتى متوجه نيت شوم او شدم كه او با تهديد چاقو خواست تا حركتى نكنم.او مرا به منطقه جنگلى لويزان برد و بدون اعتنا به التماس هايم به من تجاوز كرد.در تحقيق از اين دختر جوان پليس به دو عدد سمت راست شماره پيكان آلبالويى دست يافت. با به دست آمدن اين اطلاعات تمامى خودروهاى پيكان آلبالويى رنگ با دستور داديار پرونده توقيف و رانندگان آنها تحت تحقيق قرار گرفتند.كارآگاهان در جريان تجسس هاى خود از ميان ۱۴ راننده بازداشت شده خودرويى را كه مشخصاتش با نشانى هاى ارائه شده از سوى شاكى پرونده مطابقت داشت شناسايى كرد و مالك آن را بازداشت كردند.اين مرد ادعا كرد خودرواش را براى مدتى در اختيار يك مكانيك جوان قرار داده بود. وقتى مكانيك جوان بازداشت شد، پليس با مقايسه مشخصات ظاهرى اين مرد با چهره طراحى رايانه اى متهم تحت تعقيب پى بردند كه او همان رباينده دختر جوان است. در حالى كه بررسى هاى پليسى درباره ساير اقدامات تبهكارانه اين متهم آغاز شده بود، زن جوانى با شكايت به مأموران اداره ۱۱ آگاهى تهران ادعا كرد او نيز توسط همين متهم ربوده شده و مورد آزار و اذيت قرار گرفته است.وى درباره چگونگى وقوع حادثه گفت: ساعت ۱۸ عصر روز ۱۴ مهرماه سال جارى براى رفتن به خيابان شريعتى با آژانس تاكسى تلفنى تماس گرفتم. چون عجله داشتم به كوچه آمدم تا به محض آمدن آژانس بروم. در همين هنگام پرايدى در مقابلم توقف كرد. از راننده آن كه جوانى بود پرسيدم آيا از آژانس تاكسى تلفنى آمده است، او پاسخ مثبت داد. سوار شدم.دقايقى از حركت راننده جوان گذشته بود كه خواهرم به تلفن همراه من زنگ زده و پرسيد چرا آژانس تاكسى تلفنى را دم در منتظر گذاشته ام. من با تعجب به او گفتم اكنون سوار خودرو آژانس هستم.
من كه مشكوك شده بودم وقتى راننده به طرف جنگل هاى لويزان تغيير مسير داد به او اعتراض كردم. ناگهان كاردى را به طرفم گرفته و با تهديد خواست تا داد و فرياد نكنم هنگامى كه به نقطه خلوتى در جنگل هاى لويزان رسيديم وقتى خودرو را متوقف كرد من از فرصت استفاده كرده و پا به فرار گذاشتم. او ابتدا به تعقيب من پرداخت ولى با ديدن چند رهگذر به طرف خودرواش برگشته و با سرعت حركت كرد. در جريان تحقيقات پليس، آنان پى بردند اين متهم مدتى قبل به اتهام ربودن و تجاوز به دختر ۱۸ ساله اى بازداشت و از سوى بازپرس دادسراى رسالت محكوم شده است.بر اساس اطلاعات به دست آمده، مأموران گشت كلانترى ۱۶۴ ازگل به هنگام گشت زنى در جنگل هاى لويزان به دو سرنشين يك خودرو پيكان مشكوك مى شوند. وقتى پس از متوقف كردن خودرو، تحقيقات از دختر جوان آغاز مى شود، او ادعا مى كند كه به عنوان مسافر دربستى سوار خودروى پسر جوان - راننده پيكان - شده و او با تهديد كاردى وى را به اين منطقه كشانده و به زور مورد تجاوز قرار داده است.پس از انتقال متهم به دادسراى رسالت وى به ۹۱ روز حبس و تحمل ۷۴ ضربه شلاق محكوم ولى با سپردن قرار وثيقه تا زمان اجراى حكم آزاد مى شود. داديار «قندى زاده» با احتمال اينكه دامنه اقدامات تبهكارانه اين مرد هوسران بسيار گسترده تر از سه مورد طرح شده باشد، ضمن درخواست چاپ عكس وى در جرايد كشور از شهروندان تهرانى خواست تا چنانچه اطلاعاتى از ساير اقدامات اين متهم دارند مراتب را به داديارى شعبه پنجم دادسراى جنايى تهران يا اداره يازدهم آگاهى اطلاع دهند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |