پنجشنبه ۱۷ دى ۱۳۸۳ - ۲۴ ذيقعده ۱۴۲۵
Thu, Jan 6, 2005
گفت و گو
۳۰۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
مصاحبه اى با رونالدينيو، مردسال فوتبال جهان
«كاكا» فوتباليست سرشناس و جوان برزيلى
از خودش، فوتبال ايتاليا و مسائل جهانى مى گويد
مصاحبه اى با رونالدينيو، مردسال فوتبال جهان
عاشق يادگيرى ام
196743.jpg
منبع: تايمز مترجم: وصال روحانى

همانطور كه پيش بينى آن سخت نبود، رونالدينيو كه به او رونالدينيو گاچو و رونالدو دى اسيس مورى يرا هم مى گويند و ۲۵ ساله و زاده پورتو الگره برزيل است از سوى فيفا به عنوان مردسال(۲۰۰۴) فوتبال جهان انتخاب شد و سال تازه ميلادى را با انتظار پيروزى هاى بزرگ و تازه اى شروع مى كند.
ستاره خيره كننده بارسلونا كه سابقه عضويت در تيم هاى پارى سن ژرمن و گره ميو را نيز دارد، در طول سال ۲۰۰۴ حتى يك جام نيز نبرد، اما بازى استثنايى و اعجاب آميزش كه باعث نايب قهرمانى بارسا در فصل گذشته ليگ اسپانيا و پيشتازى اين تيم در فصل جارى اين پيكارها شده است به اعتقاد مربيان و كاپيتان تيم هاى ملى ۱۵۷ كشور دنيا كه مورد پرس و جوى فيفا قرار گرفتند، براى اختصاص يافتن اين عنوان به وى كفايت كرد و اين چنين بود كه او توانست بر تى يرى آنرى فرانسوى از آرسنال و اندرى شوچنكو اوكراينى از آث.ميلان كه برخلاف او درسال ۲۰۰۴ صاحب جام هايى شدند، تفوق يابد و آراى بيشترى را در رأى گيرى فيفا كسب كند.
به واقع نيز رونالدينيو كه در ۵۰ بازى ملى اش براى برزيل زننده ۲۴ گل بوده و سابقه قهرمانى در جام جهانى نوجوانان ،۱۹۹۷ كوپا امه ريكا ۱۹۹۹ و جام جهانى ۲۰۰۲ را دارد، با بازيهاى فوق العاده اش براى بارسا طى يك سال اخير جاى زيادى را براى بحث و اما و اگر پيرامون خود باقى نگذاشته است.
ببينيم خودش چه مى گويد.

آقاى رونالدينيو. شما به سرعت در فوتبال اروپا جا افتاديد . چگونه؟
من نيز در اوايل كارم ، دشواريهايى داشتم . يادم مى آيد وقتى تازه به پارى سن ژرمن پيوسته بودم به سختى مى توانستم خودم را با فرهنگ و زبان فرانسويها وفق بدهم. برايم يك زندگى كاملاً بيگانه بود. روش بازى شان نيز طبعاً با آنچه من در برزيل تجربه كرده بودم، زمين تا آسمان فرق مى كرد. دراين گونه موارد به عامل وقت و گذشت زمان نياز داريد تا در آن شرايط حل بشويد. حسن قضيه اين بود كه در زمان انتقال به بارسلونا اصلاً اين مسأله را احساس نكردم و به سرعت با محيط يكى شدم. برخلاف پاريس درست مثل خانه و كشورم نشان مى داد و احساس غريبگى نمى كردم. شايد هم اين مسأله كه از قبل عاشق اين تيم بودم، به من كمك زيادى دراين ارتباط كرد.
شاخصه ها و فاكتورهاى انتخاب بارسلونا از جانب شما چه بود. آخر در آن زمان منچستر يونايتد هم شما را مى خواست؟
شايد دلگرمى و دانستن اين نكته كه در ،۱۰ ۱۲سال قبلى هموطنان نامدار من مثل روماريو، رونالدو و ريوالدو هم گذارشان به نوكمپ افتاده بود و هيچيك نيز ناموفق نبودند اگر دقيق تر بخواهيد نگاه كنيد جووانى و روچم بك نيز چندان ناكام نبودند، اين به من مى گفت كه زمينه و مقدمات و وسايل اوجگيرى برزيلى ها در بارسا هميشه جارى و موجود بوده است و همين مسأله مرا به قبول پيشنهاد اين باشگاه تشويق كرد.
پس شما الآن همپا با بزرگانى هستيد كه نام شان را آورديد.
نه، اصلاً. رونالدو، روماريو و ريوالدو هركدام يك غول هستند كه من هرگز به پاى شان نمى رسم.
يعنى حتى قبول نداريد كه يك ستاره ايد.
نه . من فقط يك بازيكن جوانم كه طالبم چيزهاى بيشتر و بهترى را ياد بگيرم و دائماً در مسير آموزش قرار دارم. جوانتر و كم تجربه تر از آنم كه لفظ ستاره را به من اطلاق كنند.
پس با اين حساب اصلاً انتظار نداشتيد كه شما را مرد سال فوتبال جهان بنامند.
نه. همين كه ناممم در ميان كانديداها و كنار شوچنكو و آنرى آمد، برايم يك افتخار بزرگ بود. من حتى باور نداشتم كه كانديدا شوم. پس چطور خودم را شايسته پيروزى در اين انتخابات بدانم؟
بنابراين پيروزى خودتان را محصول چه چيزى مى دانيد؟
شايد نتيجه سختكوشى هايم در دوسه سال اخير بوده باشد. نتيجه و مولود زمانى كه تازه در فوتبال اروپا به حركت در آمده بودم و يا اوايل حضورم در نوكمپ كه با تمام وجود براى مؤثر واقع شدن مى كوشيدم. شايد بهره اى كه امروز شامل حالم شده، پيامد تمام تلاشهايى بوده باشدكه در دو سال گذشته به انحاى مختلف صورت دادم.
همه مى گويند آدم خوب و خوش اخلاقى هستى.
نمى دانم. شايد همين طور باشد.
ولى همان عده اين را هم مى گويندكه زمانى كه در پارى سن ژرمن بوده با بعضى مسائل زندگى خصوصى ات و تا ديروقت شب ازخانه و اردو دور ماندن مشكلاتى را براى خودت و لوئيزفرناندز مربى وقت آن تيم ايجاد كرده بودى.
من مشكلى با فرناندز نداشتم. او از يك اصول خاص كارى تبعيت مى كرد كه من هم نهايت تلاشم را كردم تا با آنها همسو شوم. اما گاهى امكانپذير نمى شد. ولى دردوره زندگى هر جوانى از اينگونه ناملايمات مى يابيد و اينها طبيعى است.
آيا اين صحت ندارد كه فرناندز مصمم به بيرون كردن شما از سن ژرمن بود و فقط به اصرار سران باشگاه مجبور به حفظ شما شد؟
نمى دانم؛ اما خود من در اواسط سال۲۰۰۴ به اين نتيجه رسيده بودم كه ادامه حضورم در پاريس ممكن نيست و بهتر است كه بروم. رابطه من و آنها به درجه و مرحله اى رسيده بود كه ديگر نمى توانست ثمر لازم را بگذارد.
همه از دست مدير برنامه هايتان كه برادر شما نيز هست، ناراحتى هايى دارند. سن ژرمنى ها هم همين را مى گفتند.
به هر حال او برادر من است و نه برادر آنها و بايد حافظ منافع من باشد و نه آنان.
چرا قضيه الحاق تان به منچستريونايتد هيچگاه جور نشد؟
اشتباه از آنها بود. الكس فرگوسن (مربى منچستريونايتد) فكر مى كردتا اسم مرا بياورد، من يك ساعت بعد در مقابل در باشگاه خواهم بود. آنها قيمتى گذاشتند و بيشتر پيش نيامدند. ولى درهمان زمان بارساپاپيش گذاشت و من به سرعت احساس كردم كه بسيار علاقه مندتر و جدى تر از منچسترى ها است.
آنها قضيه را تا نقطه پايانى به پيش بردند و برخلاف يونايتد انتظارنداشتند كه من و سن ژرمن خودمان را اسير آنها بدانيم. درنتيجه قضيه بيشتر از ۳ ۴، روز طول نكشيد و درهمين مدت من بارسايى شدم.
وحتماً الآن هم پشيمان نيستيد.
اصلاً. برعكس در بارسلونا جز احترام و محبت هيچ چيز نديده ام و واقعاً لطف فراوانى به من داشته اند و خودم را مديون آنها مى بينم و به همين خاطر مى خواهم با پيروز ساختن اين تيم جواب اين لطف را بدهم. هدف من قهرمان شدن با بارسا در ليگ اسپانيا و جام باشگاههاى اروپا است و در اين راه از هيچ كوششى فروگذار نمى كنم.
و قضيه رفتن تان به چلسى؟
اين قضيه ازطرف من نبود. چلسى پيشنهاد داد و چيزهايى را مطرح كرد و من هميشه گفته ام كه فعلاً فقط به بارسلونا مى انديشم و با چلسى و ساير باشگاهها كارى ندارم.
حتى اگر آنها اين رقم را به ۴۵ ميليون پوند برسانند.
حتى اگر برسانند. اصولاً بارسا در متن قرارداد من تبصره اى گذاشته است مبنى بر اين كه شرط جدايى زودهنگام من از تيم پرداخت ۱۰۰ميليون دلار از سوى باشگاه متقاضى است. درنتيجه چلسى هم مثل سايرين چاره اى جز اعلام آمادگى براى پرداختن اين مبلغ ندارد. ولى فرقى نمى كند بيشتر هم بدهند، من بازدر نوكمپ مى مانم.
به عنوان برترين فوتباليست سال ۲۰۰۴ جهان بگوييد بهترين خاطرات و بزرگترين دستاوردهايتان دراين سال چه بوده است؟
خاطراتم زيادند و يكى دو موردنيست.
يكى از آنها گلى است كه در ديدار چندى پيش بارسلونا با آث.ميلان درجام قهرمانى باشگاههاى اروپا درآخرين دقايق زدم و باعث پيروزى تيمم شدم. فصل جارى لاليگا نيز فوق العاده پيش رفته است.
پيروزى ۰ـ۳ اخيرتان بر رئال مادريد در لاليگا چطور؟
بديهى است كه آن ديدار هم در راه تثبيت صدرنشينى مان سهم مهمى داشته است، اما يك فصل از يك مسابقه شكل نمى گيرد.
اين فصل قدرى بيشتر از گذشته گل زده ايد. اين طور نيست؟
بله. اما گلزنى وظيفه اول من نيست.
و حتى نمى توان گفت كه محبوب ترين كار نزد من است . من ترجيح مى دهم در درجه اول يك گلساز باشم تا گلزن كه اهميت كار آن از گلزن ها هم بيشتر است.
چه فرق و پيشرفتى در بازى بارسا و روش كارش در قياس با گذشته مى يابيد؟
بارسا از معدود باشگاههاى جهان است كه براى لذت بردن فوتبال بازى مى كند و آن را يك وظيفه و مسؤوليت خشك نمى داند و در جست وجوى زيبايى و غناى فنى و بازى تهاجمى است. اين مسأله بسيار مهمى است. ما حس نمى كنيم كه الزام و اجبارى داشته باشيم و براساس ميل و سليقه و باهدف زيبايى و جذابيت توپ مى زنيم.
حالا كه اضافه بر مشهور شدن ثروتمند هم شده ايد، آيا حاضريد به مستمندان كمك كنيد؟
بله. ما حتى چندى پيش همراه با تيم ملى برزيل براى ديدارى دوستانه با هاييتى به آن كشور رفتيم و كمكهايى رسانديم. قرار بود پول و درآمد آن ديدار صرف كمك رسانى به شرايط اجتماعى در آن كشور شود و البته از مردم خواسته شده بود كه به مناسبت آمدن ما سلاح هاى خود را تحويل بدهند و جنگ داخلى يك سال اخير را در اين كشور ناديده بگيرند و پايان يافته بدانند. ما در آن جا با صحنه هاى تلخى روبه رو شديم كه همه از فقر و ندارى مردم نشأت مى گرفت.
در اوقات فراغت تان چه مى كنيد؟
بيشتر كنار خانواده ام هستم.
با اين حساب اگر مى گويند خانواده دوست هستيد، صحت دارد.
بله. من مديون آنها هستم. چه برادر و يكى دونفر ديگر از اعضاى خانواده ام كه در بارسلونا كنار من زندگى مى كنند و چه آنها كه در برزيل مانده اند. براى تأمين رفاه آنها هر كارى خواهم كرد.
عاشق چه چيزى هستى؟
موسيقى، بخصوص موسيقى سنتى و محلى برزيل. آرامش زيادى را به من مى بخشد وهميشه در اسپانيا هم به آن گوش مى دهم.
و هدفت براى آينده.
اينكه از حالا هم بهتر شوم. اين تنها راهى است كه مى توانم از طريق آن به پيروزيهاى ديگرى همراه با بارسلونا و تيم ملى برزيل برسم. كار در اين سطح از فوتبال جهان بسيار سخت شده است.
«كاكا» فوتباليست سرشناس و جوان برزيلى
از خودش، فوتبال ايتاليا و مسائل جهانى مى گويد
به فكر كودكان گرسنه جهان باشيم
196773.jpg
«كاكا» ى برزيلى اين روزها دست كم به لحاظ تبليغاتى مانند ساير هموطنانش تحت الشعاع رونالدينيو قرار دارد كه عنوان مرد سال فوتبال دنيا را به دست آورده است.
اما او به لحاظ فنى قابليتهاى برتر و متفاوتى را دارد و با دو سال جوان تر بودن از رونالدينيو شايد آينده اى طولانى تر را هم نسبت به او داشته باشد. از وقتى آث.ميلان ايتاليا با زرنگى خاصى وى را از ليگ برزيل و تيم سائوپولو جدا كرد و به نزد خود آورد، بازى اين تيم نيز غنى تر و سرنوشتش هم روشن تر شد و اگر اندرى شوچنكو اوكراينى اخيراً جايزه توپ طلا را برد، يك دليل آن تغذيه شدن به بهترين شكل توسط كاكا است. اما كاكا كه يك هافبك تهاجمى فنى و دريبل زن و ظريف و پاسور درجه اول است، مى گويد: در دومين فصل حضورش در «سرى آ» كار را در قياس با فصل نخست بسيار دشوارتر يافته است.

مشكل چيست، آقاى كاكا؟
امسال كار بسيار سخت تر از سال پيش است. با من درايتاليا آشنا شده اند و يارگيرها انواع طرح ها را براى مهار من ريخته اند و رحمى نيز ندارند. اگر در گذشته روش بازى من براى حريفان ناشناخته بود، الآن كاملاً شناسايى شده است. به همين خاطر است كه در فصل جارى كار بر من سخت گذشته است.
لابد به همين خاطر است كه يوونتوس بالاتراز تيم شما صدرنشين ليگ ايتاليا شده است.
به هرحال يووه هم نسبت به فصل پيش سرحال تر و بهتر شده است، اما اين كه تصوركنيم وضعيت ازحالا تا پايان فصل به همين شكل مى ماند اشتباه بزرگى است.
ما بسيار اميدواريم كه يووه را بگيريم و قهرمانى مان را تجديد كنيم و اين توان، كاملاً دروجود ما هست.
امسال براى اولين بار ازشما در رسانه هاى ايتاليا انتقاد فنى هم صورت گرفته است. چيزى كه فصل پيش اصلاً وجودنداشت. دراين خصوص چه مى گوييد؟
ازنظر من مشكلى نيست و قادر به تحمل آن هستم. من هنوز بسيار جوانم و جا براى يادگيرى زياد دارم و تا همين جا نيز چيزهاى فراوانى را آموخته ام.
فوتبال به اين گونه است. وقتى اوضاع مساعداست، شما را به عرش مى برند و وقتى نيست، با سر به درون دره مى اندازند. متأسفانه اين روال عادى و مرسوم است.
ازوضعيت فوتبال در ايتاليا بگوييد.
اگر بخواهم به لحاظ شخصى بگويم بايد تصريح كنم درايتاليا روى جزئيات و نحوه كار افراد بسيار دقت و مطالعه صورت مى گيرد. مثلاً مى دانم كه رقبا و تيم هاى حريف روى تكنيك ها و روش بازى من بسيار كاركرده اند و اين نشان مى دهد مربيان چقدر دركارشان جدى و دقيق اند. آنها مى نشينند و در اين زمينه بسيار دقت به خرج مى دهند و همين مسأله تفاوت ايتاليا با ساير كشورها را رقم مى زند. اين مسأله براى خود من نيز تعجب آور بوده است. نشستن و طراحى كردن راه بى اثركردن رقبا با اين وسعت و دقت چيزى نيست كه همه جا بتوانيد آن را بيابيد. آنها حتى نوع و جاى ايستادن من در زمين و حركتم به جانب نقاط مختلف را ارزيابى كرده اند. من در برزيل هرگز چنين وضعيتى نداشتم و راحت بازى مى كردم. نه فقط من بلكه همگان در برزيل با اين راحتى در ميدان حضور مى يابند، زيرا بنا بر خنثى سازى طرف مقابل نيست و بلكه تلاش در تهاجم و گلزنى دارند ونه كوشش براى گل نزدن حريفان.
ولى ظاهراً در هفته هاى اخير مشكلاتى را كه مى گوييد حل كرده ايد و راحت تر و موفق تر حركت و گلزنى مى كنيد. اين كار را چگونه انجام داده ايد.
در طول هر فصل بالاخره گشايش هايى حاصل مى آيد و راههاى حل مشكلات يافت مى شوند، اما از من نخواهيد كه قضيه خودم را موشكافى و تشريح كنم، زيرا اگر بگويم، آنگاه مربيان تيمهاى حريف يك پادزهر هم براى اين قضيه مى يابند. اين را بدانيد كه در دنياى امروز فوتبال همگان با چنين مشكلاتى مواجه اند و كم و بيش بايد همان كارهايى را انجام بدهند كه من صورت داده ام. حاكميت فوتبال تدافعى سبب شده است هر فكر و انديشه و طرح و برنامه اى در همين زمينه باشد و انرژى و فكر عظيمى صرف گل نخوردن شود ونه گل زدن.
به نظر مى رسد كارلو آنجلوتى (مربى آ.ث.ميلان) يك نقش كاملاً آزاد را در خط ميانى به شما بخشيده است و مختاريد كه به همه جا برويد.
بله، همينطور است، اما در سيستم ميلان براى مهره هاى آزاد نيز سلسله وظايفى وجود دارد كه بايد حتماً رعايت و اجرا شوند.
مثلاً؟
ببينيد. من بايد دائماً مانور و حركت كنم و به لب خط بروم و از اين طريق يارگيران خودم را به آن نقاط ببرم و از جريان بازى خارج كنم و فضا براى حركت يارانم در زمين و نقاط خالى شده هموار و ايجاد شود. من اين آزادى را دارم كه اگر صلاح ديدم خودم نيز به قلب دفاعى حريفان بزنم و فرصت ايجاد كنم، اما هر چه حركات من و منتقل كردن چند يار در معيت خودم به فضاهاى بيرونى بيشتر باشد، كار پيرلو و سيدورف نيز براى پرورش بازى رو به جلوى ما در خط ميانى بيشترمى شود و فزون تر مى توانند تيم را به راه بيندازند. قضيه به نوع استفاده مربيان از مسأله يارگيرى بر روى برخى بازيكنان تيمشان برمى گردد. اگر روى اين قضيه به درستى كار و سرمايه گذارى شود، مى توان حتى از نكات منفى هم در ميادين فوتبال بهره هاى مثبت جست.
شما اخيراً به عنوان سفير سازمان ملل در برنامه غذاى جهانى اين نهاد منصوب شده ايد، قضيه از چه قرار است؟
باعث افتخار من است كه براى چنين مهمى انتخاب شدم. اما قضيه به اين شكل بود كه من طى فيلم ها و برنامه هايى تلويزيونى متوجه كثرت كودكانى شدم كه هر روز و هر ماه بر اثر گرسنگى در سطح جهان مى ميرند و اين اسباب تأسف است. آمار در اين زمينه حيرت برانگيز است. وقتى با يك كار و كوشش نه چندان سخت مى شود جان شمارى از اين بچه ها را نجات داد، چرا اين كار را نكنيم؟
دقيقاً چه كار بايد كرد؟
كافى است از شهرت و نام و نشان و اعتبار افراد در اين ارتباط استفاده كرد. وقتى پاى شخصيت هاى مشهور به وسط كشيده مى شود، مردم علاقه بيشترى به سوژه پيدا مى كنند و پا وسط مى گذارند و به مستمندان كمك مى كنند امتيازى كه ورزشكاران و هنرمندان دارند، همين مسأله است و بايد حتماً از اين قضيه براى بهبودى وضعيت نيازمندان استفاده كرد.
اما تا آنجا كه ما مى دانيم شما برخلاف اكثر فوتباليست هاى سرشناس برزيل نه از طبقه اى فقير بلكه قشر متوسط و صاحب رفاه نسبى مى آييد و اصلاً با مسأله فقر رودر رو نبوده ايد.
فرقى نمى كند. انسانيت و كمك به همنوع بايد در وجود هركس باشدو فقير و ثروتمند نمى شناسد. اگر انسان باشيد، بايد اين وظيفه را براى خود قائل باشيد كه به ساير انسانها كمك كنيد. بخصوص وقتى پاى بچه ها درميان باشد و صحبت كودكان نيازمند مطرح شود. بچه هايى كه اگر به آنها رسيدگى نكنيم ، براثر گرسنگى مى ميرند.
خيلى ها مثل شما فكر نمى كنند.
برخلاف گفته شما بسيارى از فوتباليست ها در برزيل همين احساس و رويكرد را دارند اما نه وقتش را دارند و نه مى دانند كه چه بايد انجام بدهند و ايراد فقط درهمين جا است . خود من نيز نمى دانستم و فقط زمانى توانستم وارد قضيه شوم كه خودشان از سازمان ملل با من تماس گرفتند واين كار و سمت را به من پيشنهاد دادند. اگر به ساير افراد مشتاق كمك رسانى نيز اين پيشنهادات بشود، حتماً كارهايى انجام خواهند داد.
وضعيت فقر در برزيل چگونه است؟
آنجا نيز اين قضيه وجود دارد و با اين كه نسبت به گذشته بهتر و كمتر شده اما ريشه آن اصلاً سست نشده است. خود من در سفرهاى مختلفى كه با تيم هاى ورزشى به اقصى نقاط برزيل داشتم، اين نياز را حس مى كردم. آدمها و بچه هايى را مى ديدم كه براى تماشاى تمرين ومسابقات ما مى آمدند ولى وقتى مى رفتند حس مى كرديد كه شب را بى شام به صبح مى رسانند و چيزى براى خوردن ندارند. براى آنها بايد كارى كرد. جداً هم بايد كارى كرد.
منبع: اسپورتز ايلاستريتد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |