|
«كاكا» فوتباليست سرشناس و جوان برزيلى از خودش، فوتبال ايتاليا و مسائل جهانى مى گويد
به فكر كودكان گرسنه جهان باشيم
|
|
|
«كاكا» ى برزيلى اين روزها دست كم به لحاظ تبليغاتى مانند ساير هموطنانش تحت الشعاع رونالدينيو قرار دارد كه عنوان مرد سال فوتبال دنيا را به دست آورده است. اما او به لحاظ فنى قابليتهاى برتر و متفاوتى را دارد و با دو سال جوان تر بودن از رونالدينيو شايد آينده اى طولانى تر را هم نسبت به او داشته باشد. از وقتى آث.ميلان ايتاليا با زرنگى خاصى وى را از ليگ برزيل و تيم سائوپولو جدا كرد و به نزد خود آورد، بازى اين تيم نيز غنى تر و سرنوشتش هم روشن تر شد و اگر اندرى شوچنكو اوكراينى اخيراً جايزه توپ طلا را برد، يك دليل آن تغذيه شدن به بهترين شكل توسط كاكا است. اما كاكا كه يك هافبك تهاجمى فنى و دريبل زن و ظريف و پاسور درجه اول است، مى گويد: در دومين فصل حضورش در «سرى آ» كار را در قياس با فصل نخست بسيار دشوارتر يافته است.
مشكل چيست، آقاى كاكا؟ امسال كار بسيار سخت تر از سال پيش است. با من درايتاليا آشنا شده اند و يارگيرها انواع طرح ها را براى مهار من ريخته اند و رحمى نيز ندارند. اگر در گذشته روش بازى من براى حريفان ناشناخته بود، الآن كاملاً شناسايى شده است. به همين خاطر است كه در فصل جارى كار بر من سخت گذشته است. لابد به همين خاطر است كه يوونتوس بالاتراز تيم شما صدرنشين ليگ ايتاليا شده است. به هرحال يووه هم نسبت به فصل پيش سرحال تر و بهتر شده است، اما اين كه تصوركنيم وضعيت ازحالا تا پايان فصل به همين شكل مى ماند اشتباه بزرگى است. ما بسيار اميدواريم كه يووه را بگيريم و قهرمانى مان را تجديد كنيم و اين توان، كاملاً دروجود ما هست. امسال براى اولين بار ازشما در رسانه هاى ايتاليا انتقاد فنى هم صورت گرفته است. چيزى كه فصل پيش اصلاً وجودنداشت. دراين خصوص چه مى گوييد؟ ازنظر من مشكلى نيست و قادر به تحمل آن هستم. من هنوز بسيار جوانم و جا براى يادگيرى زياد دارم و تا همين جا نيز چيزهاى فراوانى را آموخته ام. فوتبال به اين گونه است. وقتى اوضاع مساعداست، شما را به عرش مى برند و وقتى نيست، با سر به درون دره مى اندازند. متأسفانه اين روال عادى و مرسوم است. ازوضعيت فوتبال در ايتاليا بگوييد. اگر بخواهم به لحاظ شخصى بگويم بايد تصريح كنم درايتاليا روى جزئيات و نحوه كار افراد بسيار دقت و مطالعه صورت مى گيرد. مثلاً مى دانم كه رقبا و تيم هاى حريف روى تكنيك ها و روش بازى من بسيار كاركرده اند و اين نشان مى دهد مربيان چقدر دركارشان جدى و دقيق اند. آنها مى نشينند و در اين زمينه بسيار دقت به خرج مى دهند و همين مسأله تفاوت ايتاليا با ساير كشورها را رقم مى زند. اين مسأله براى خود من نيز تعجب آور بوده است. نشستن و طراحى كردن راه بى اثركردن رقبا با اين وسعت و دقت چيزى نيست كه همه جا بتوانيد آن را بيابيد. آنها حتى نوع و جاى ايستادن من در زمين و حركتم به جانب نقاط مختلف را ارزيابى كرده اند. من در برزيل هرگز چنين وضعيتى نداشتم و راحت بازى مى كردم. نه فقط من بلكه همگان در برزيل با اين راحتى در ميدان حضور مى يابند، زيرا بنا بر خنثى سازى طرف مقابل نيست و بلكه تلاش در تهاجم و گلزنى دارند ونه كوشش براى گل نزدن حريفان. ولى ظاهراً در هفته هاى اخير مشكلاتى را كه مى گوييد حل كرده ايد و راحت تر و موفق تر حركت و گلزنى مى كنيد. اين كار را چگونه انجام داده ايد. در طول هر فصل بالاخره گشايش هايى حاصل مى آيد و راههاى حل مشكلات يافت مى شوند، اما از من نخواهيد كه قضيه خودم را موشكافى و تشريح كنم، زيرا اگر بگويم، آنگاه مربيان تيمهاى حريف يك پادزهر هم براى اين قضيه مى يابند. اين را بدانيد كه در دنياى امروز فوتبال همگان با چنين مشكلاتى مواجه اند و كم و بيش بايد همان كارهايى را انجام بدهند كه من صورت داده ام. حاكميت فوتبال تدافعى سبب شده است هر فكر و انديشه و طرح و برنامه اى در همين زمينه باشد و انرژى و فكر عظيمى صرف گل نخوردن شود ونه گل زدن. به نظر مى رسد كارلو آنجلوتى (مربى آ.ث.ميلان) يك نقش كاملاً آزاد را در خط ميانى به شما بخشيده است و مختاريد كه به همه جا برويد. بله، همينطور است، اما در سيستم ميلان براى مهره هاى آزاد نيز سلسله وظايفى وجود دارد كه بايد حتماً رعايت و اجرا شوند. مثلاً؟ ببينيد. من بايد دائماً مانور و حركت كنم و به لب خط بروم و از اين طريق يارگيران خودم را به آن نقاط ببرم و از جريان بازى خارج كنم و فضا براى حركت يارانم در زمين و نقاط خالى شده هموار و ايجاد شود. من اين آزادى را دارم كه اگر صلاح ديدم خودم نيز به قلب دفاعى حريفان بزنم و فرصت ايجاد كنم، اما هر چه حركات من و منتقل كردن چند يار در معيت خودم به فضاهاى بيرونى بيشتر باشد، كار پيرلو و سيدورف نيز براى پرورش بازى رو به جلوى ما در خط ميانى بيشترمى شود و فزون تر مى توانند تيم را به راه بيندازند. قضيه به نوع استفاده مربيان از مسأله يارگيرى بر روى برخى بازيكنان تيمشان برمى گردد. اگر روى اين قضيه به درستى كار و سرمايه گذارى شود، مى توان حتى از نكات منفى هم در ميادين فوتبال بهره هاى مثبت جست. شما اخيراً به عنوان سفير سازمان ملل در برنامه غذاى جهانى اين نهاد منصوب شده ايد، قضيه از چه قرار است؟ باعث افتخار من است كه براى چنين مهمى انتخاب شدم. اما قضيه به اين شكل بود كه من طى فيلم ها و برنامه هايى تلويزيونى متوجه كثرت كودكانى شدم كه هر روز و هر ماه بر اثر گرسنگى در سطح جهان مى ميرند و اين اسباب تأسف است. آمار در اين زمينه حيرت برانگيز است. وقتى با يك كار و كوشش نه چندان سخت مى شود جان شمارى از اين بچه ها را نجات داد، چرا اين كار را نكنيم؟ دقيقاً چه كار بايد كرد؟ كافى است از شهرت و نام و نشان و اعتبار افراد در اين ارتباط استفاده كرد. وقتى پاى شخصيت هاى مشهور به وسط كشيده مى شود، مردم علاقه بيشترى به سوژه پيدا مى كنند و پا وسط مى گذارند و به مستمندان كمك مى كنند امتيازى كه ورزشكاران و هنرمندان دارند، همين مسأله است و بايد حتماً از اين قضيه براى بهبودى وضعيت نيازمندان استفاده كرد. اما تا آنجا كه ما مى دانيم شما برخلاف اكثر فوتباليست هاى سرشناس برزيل نه از طبقه اى فقير بلكه قشر متوسط و صاحب رفاه نسبى مى آييد و اصلاً با مسأله فقر رودر رو نبوده ايد. فرقى نمى كند. انسانيت و كمك به همنوع بايد در وجود هركس باشدو فقير و ثروتمند نمى شناسد. اگر انسان باشيد، بايد اين وظيفه را براى خود قائل باشيد كه به ساير انسانها كمك كنيد. بخصوص وقتى پاى بچه ها درميان باشد و صحبت كودكان نيازمند مطرح شود. بچه هايى كه اگر به آنها رسيدگى نكنيم ، براثر گرسنگى مى ميرند. خيلى ها مثل شما فكر نمى كنند. برخلاف گفته شما بسيارى از فوتباليست ها در برزيل همين احساس و رويكرد را دارند اما نه وقتش را دارند و نه مى دانند كه چه بايد انجام بدهند و ايراد فقط درهمين جا است . خود من نيز نمى دانستم و فقط زمانى توانستم وارد قضيه شوم كه خودشان از سازمان ملل با من تماس گرفتند واين كار و سمت را به من پيشنهاد دادند. اگر به ساير افراد مشتاق كمك رسانى نيز اين پيشنهادات بشود، حتماً كارهايى انجام خواهند داد. وضعيت فقر در برزيل چگونه است؟ آنجا نيز اين قضيه وجود دارد و با اين كه نسبت به گذشته بهتر و كمتر شده اما ريشه آن اصلاً سست نشده است. خود من در سفرهاى مختلفى كه با تيم هاى ورزشى به اقصى نقاط برزيل داشتم، اين نياز را حس مى كردم. آدمها و بچه هايى را مى ديدم كه براى تماشاى تمرين ومسابقات ما مى آمدند ولى وقتى مى رفتند حس مى كرديد كه شب را بى شام به صبح مى رسانند و چيزى براى خوردن ندارند. براى آنها بايد كارى كرد. جداً هم بايد كارى كرد. منبع: اسپورتز ايلاستريتد
|