پنجشنبه ۱۷ دى ۱۳۸۳ - ۲۴ ذيقعده ۱۴۲۵
Thu, Jan 6, 2005
مهرگان
۳۰۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
درباره پرويز زابلى
دوستى
دست و چوب!
196821.jpg
پرويز زابلى استاد معرق
متولد ۱۲۹۶ تهران
ورود به مدرسه صنايع قديم و آغاز كار در كارگاه منبت و معرق اداره صناعت۱۳۰۹
تحصيل در مدرسه دارالفنون و اخذ ديپلم دارالفنون
تحصيل در هنرستان عالى هنرهاى زيبا
دريافت مدرك ليسانس هنرى از اداره هنرهاى ملى ۱۳۱۷
اشتغال در اداره هنرهاى زيبا تا بازنشستگى ۱۳۵۸
ابداع شيوه هاى نوين در هنر معرق
تدريس در دانشگاههاى هنر، الزهرا و...


سنت، شاخصه فرهنگى همه سرزمين هايى است كه از پيشينه تاريخى و فرهنگى پربارى برخوردارند و ايران عزيز ما نيز ازجمله اين سرزمين ها است.
سنت، مجموعه وسيع عناصر تشكيل دهنده فرهنگ است. زبان، پوشاك، آيين و هنر و... اما جامعه امروز ايران همانند همه جوامع سنتى، درآستانه عبور از سنت ها و وداع با گذشته فرهنگى خود قرارگرفته است.
در روند تغيير اين جوامع درحال گذار، بيشترين آسيب را عناصر تشكيل دهنده فرهنگ متحمل مى شوند و هر سنتى نيز درمعرض اين آسيب ها قرارمى گيرد. اما هنر سنتى اگر دراين مسير اجتناب ناپذير، سكان دار هوشيارى داشته باشد، به عنوان بخش قابل توجه ميراث گذشته، محفوظ مى ماند و يا با سياستگذارى هاى ناهمگون و ناشيانه، آسيب هاى مضاعف مى بيند.
متأسفانه درايران توجه به توليد انبوه هنر سنتى توسط متولى دولتى و كارگاهى كردن اين محصول فرهنگى، ازيك سو به حذف ارزش افزوده اين هنر به عنوان يك كالاى «يونيك» منجرشد و ازسوى ديگر با تحميل الگوهاى بازارى پسند دراين روند توليد، ارزش هاى ويژه هنرى خود را نيز ازدست داد.
با اين حال هنوز بارقه اى از آن هنر ناب نزد محدود هنرمندان سنتى كه انزوا پيشه كرده اند و به كار دل پرداخته اند، باقى مانده است.
پرويز زابلى ازجمله اين هنرمندان سنتى است و مهرگان امروز به او اختصاص دارد:


سميه مؤمنى: «به نام خدا، من پرويز زابلى هستم. در سال ۱۲۹۶ درتهران به دنيا آمدم و تحصيلات ابتدايى ام را تمام كردم و همزمان به كار معرق پرداختم، درست ۷۴سال است كه به اين هنر مى پردازم» و پرويز زابلى با اداى اين جملات درمعرفى خود، سكوت مى كند و به انتظار پرسش تازه مى نشيند. چوب و دستهاى او سالهاى بسيارى است كه آشناى همديگرند و طرحها پيش از آنكه خود را برروى چوب حك شده بيابند در ذهن او ساخته و پرداخته مى شوند و او پيش از آنكه دست به چوب ببرد كار نهايى را مقابل چشم دارد.
پرويز زابلى و معرق آشنايانى بسيار قديمى اند و آنچه قدمت اين آشنايى را رقم زده، وابستگى دست هاى او به چوب بوده ، وابستگى اى كه در تعالى هردو نقشى اساسى داشته است. تعالى دست هاى او كه از پرويز زابلى استاد معرق ساخته و تعالى چوب كه آثار يگانه اى از او در معرق به جاى گذاشته است و حالا در ۸۷سالگى علاوه بر تمام ابداعاتى كه درمعرق داشته از سالهاى گذشته كار خود خوشنود است.
تأثير او بر معرق و منبت ايران را در ساده ترين شكل آن در شاگردان بسيارى كه از او تعليم گرفته اند و امروز هركدام اساتيدى مسلم دراين رشته اند مى توان ديد.
زابلى چندسالى است كه در غم از دست دادن همسرش تنها زندگى مى كند، «همسرى كه يك دوست واقعى بود.» و حالا به گذشته مى رود و غبار از خاطرات كهنه برمى دارد.
«پيش از راه اندازى مدرسه صنايع قديم، شاگردانى براى آموزش به نزد مرحوم كمال الملك رفت و آمد مى كردند و درهمان سالها بود كه تصميم گرفته شد مدرسه صنايع قديم را هم در ايران رواج دهند.
به همين منظور تعداد زيادى از افراد را به همه استانها فرستادند تا بهترين اساتيد را در رشته هاى مختلف هنرهاى سنتى، چون قلم زنى، زرى بافى، منبت، معرق، خاتم، فرش بافى و... بيابند و براى تدريس درمدرسه صنايع قديم به تهران فراخوانند و زابلى به ياد مى آورد كه استاد احمد امامى آباده اى و دو فرزند هنرمندش على و خليل امامى كه هرسه هنرمندان بسيار برجسته اى در رشته منبت بودند را انتخاب كرده و به تهران مى آورند. زابلى نيز براى تحصيل در رشته منبت و معرق به اين مدرسه واردمى شود و زيرنظر استاد امامى آموزش خود را آغازمى كند. چندسال بعد يعنى در سال ۱۳۰۹ اداره اى به نام «هنرهاى ملى» تأسيس شد، كه البته نام ابتدايى آن اداره كل صناعت و فلاحت بود كه بعدها اداره فلاحت از آن مجزا و به وزارت كشاورزى تغيير نام يافت. اداره پيشين، نام كلى اداره صناعت و معادن را به خود گرفت كه چندى بعد معادن نيز مجزا و به سازمان برنامه تغيير نام يافت و اداره صناعت برجا ماند. در آن زمان هنرستانهايى با اداره صناعت ارتباط داشتند؛ مانند هنرستان رنگرزى، هنرستان بانوان و هنرستان ايران، آلمان و هنرستانى كه صنايع هنرى قديمه را آموزش مى داد، «هنرستان عالى هنرهاى زيباى كشور» نام گرفت.» پرويز زابلى از ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۷ در اين هنرستان و زيرنظر اساتيدى چون احمد امامى و فرزندانش آموزش ديد تا اينكه از آنها امتحانى به عمل آوردند و به او مدرك ليسانس هنرى را اعطا كردند.
زابلى ضمن دريافت آموزشهاى هنرى در اين هنرستان به صورت شبانه در مدرسه دارالفنون به تحصيل مشغول بود و ديپلم خود را از اين مدرسه دريافت كرد. او تا سال۱۳۵۸ در اداره هنرهاى زيبا به كار مشغول بود و در اين سال بازنشسته شد.
او تمامى عمر خويش را در خلوت خود به كار معرق و ابداع روشهاى تازه در ساخت اين هنر دستى پرداخته است.
در شيوه سنتى كار معرق ابتدا طرح مورد نظر را كه عموماً از خطوط اسليمى و ختايى و يا نقشهاى نگارگرى ايرانى است بر روى كاغذ نازكى كه امروز، كالك و كاغذهاى شيميايى جاى آن راگرفته اند، ترسيم مى كنند و بعد آن را بر روى تخته سه لايى مى چسبانند و با ميخ هاى سوزنى كوچك به طرح اصلى كار نصب مى كنند و بعد به وسيله اره مويى مخصوص، به بريدن خطوط اطراف آن مى پردازند. آنچه به دست مى آيد صفحه اى چوبى است كه جاى نقش استاد معرق در آن خالى است و اوست كه بايد با انواع چوبهايى كه در اختيار دارد و ذوق و مهارت خود، از تركيب هاى اين انواع، نقشهاى ويژه و تازه بيافريند و زابلى تمام عمر خويش را مصروف اين نقشهاى تازه كرده است.
196725.jpg
البته او تدريس در دانشگاهها را پس از انقلاب نيز ادامه داد و در اغلب دانشگاههاى هنر چون الزهرا و دانشگاه هنر تهران تدريس كرده است.
او با اعتقاد به استعداد بالاى جوانان ايرانى، مى گويد: «به اين استعدادها بها داده نمى شود و بعد از فارغ التحصيلى تازه ابتداى بيكاريشان است.»
زابلى تمام سالهاى كارى خود را در كنار هنرمندى به نام سيدعزيزالله ويزايى گذرانده است. ويزايى خود از معرق كاران بنامى است كه براى اولين بار خاتم را وارد معرق كرده است. زابلى از سالهاى همكارى و رفاقت با او خاطرات بسيارى دارد. مى گويد:« ۳۷سال در اداره، همكار بوديم و پس از آن، در دوران بازنشستگى هم به رفاقت و همكارى مان ادامه داده ايم. اين استاد به قدرى زبردست، عالى قدر و هنرمند است كه اگر در كار معرق بهترين نباشد، كمتر از بهترين ها نيست. او با واردكردن خاتم به هنر معرق، هم ارزش معرق را بالا برد و هم ارزش خاتم را.» زابلى و ويزايى از سالهاى گذشته همواره بحثها و بررسيهاى بسيارى در زمينه معرق و صنعت داشته و دارند و نتيجه چنين بحثهايى اقدامات منحصر به فردى بوده كه هر يك در اين زمينه انجام داده اند.
مى گويد: «حدود ۴۰سال پيش بود كه با هم گفتيم، چرا ما با چنين پيشينه فرهنگى و هنرى بايد از كشورهايى مثل چين، ژاپن و هندوستان در زمينه هنرهاى سنتى عقب باشيم در حالى كه ديرينگى و اصالت هنرى مان كهن تر و اصيل تر است. تصميم گرفتيم ابتكاراتى نو در زمينه معرق به وجود بياوريم و به شكلى برجسته كار كنيم.»
مهمترين ابداع زابلى خارج كردن معرق از حالت تخت است. او با وارد كردن عناصرى، معرق را به شكل برجسته درآورده و اين اقدام و ابداع از سوى هنرمندان وهنرجويان مورد استقبال جدى و پيگيرى قرار گرفته است و در حال حاضر در كارگاههاى مختلف معرق و منبت، از جمله كارگاه منبت و معرق سازمان ميراث فرهنگى، اين شيوه آموزش داده مى شود.
«معرق، از جمله قديمى ترين هنرهاى سنتى در ايران است كه نسبت به ساير هنرهاى دستى و سنتى همچون خاتم و منبت و خراطى و ... قدمت بيشترى دارد. معرق در ابتدا تلفيقى از چوب و فلز بود اما به مرور با كمك ذوق و انديشه معرق سازان ايرانى تغيير شكل داد و طرح نو پيداكرد. امروزه بيش از هفتاد نوع چوب از جمله زيتون، شمشاد ، نارنج، فوفل، عناب، گردو، اقاقيا و... در ساخت معرق به كار مى رود و ذوق و هنر معرق كار از اين مجموعه متنوع چوب، همراه با صدف و روى و عاج و مس ونقره، نقش هاى ظريف و چشم  نواز به وجود مى آورد.»
زابلى تعلق خاطر بسيارى به موزه هنرهاى ملى دارد و معتقد است كه ديدن اين موزه براى هر هنرمند و هنرجويى واجب است چرا كه از انواع هنرهاى سنتى كشورمان، نمونه و اثرى دراين موزه وجود دارد كه متعلق به هنرمندان بزرگ اين رشته است . او از بيگانگى جوانان و نوجوان با هنرهاى سنتى مان نگران است و مى گويد : «اين وظيفه آموزش و پرورش است كه بچه ها را از دوره هاى ابتدايى براى ديدن اين آثار به موزه ها ببرند و آنها را به شكلى ملموس با آثارى كه ريشه در فرهنگ آنها دارد آشنا كنند اين مسأله ، آنها را به ذوق مى آورد و مشوقى است براى كسانى از بين آنها كه ممكن است به فعاليت دراين رشته ها علاقه مند باشند.»
پرويز زابلى تمام عمر خود را صرف اين هنر كرده و به هيچ كار غيرمرتبطى نپرداخته است او به همه انواع هنرهاى سنتى ايران عشق مى ورزد : «مساجد و اماكن متبركه ما مجموعه كاملى از انواع هنرهاى سنتى است. در مساجد معمولاً خاتم و منبت است ، ضريح هاى قلم زنى و فرشى كه در صحن پهن مى شود انباشته از نقشهاى اصيل اسليمى و خطاييست و كاشيكارى ديواره هايش با تنوع رنگى بسيارى كه دارد جلوه ديگرى از هنرهاى سنتى ايران است كه مى توانند صدها سال دوام داشته و برجا بمانند.»زابلى اين روزها اغلب در خانه به استراحت مشغول است و روزهاى بازنشستگى اش را مى گذراند. او از مشكلاتى كه بازنشستگان با آن درگيرند هم اظهار ناراحتى مى كند و مى گويد: «خدا كند دولت خدمتگزار به فكر هنرمندان باشد بيشتر از چهار ماه پيش مجلس شوراى اسلامى به دولت دو ماه فرصت داد كه به وضع بازنشستگان رسيدگى كند اما در حال حاضر با گذشت بيش از ۴ ماه هنوز هيچ اقدامى صورت نگرفته است. من ۸۷ سال سن دارم و به چيزى احتياج ندارم . ۴ فرزند دارم كه بى حد واندازه به من رسيدگى مى كنند. حرفهايى كه مى زنم براى خودم نيست اما وضع بازنشستگانى كه در اطرافم مى بينم بسيار بد است و اين شايسته كهنسالان مملكت مانيست.»
پرويز زابلى امروز هم ، با همان انضباط همه سالهاى زندگى اش ، صبح زود از خواب برخاسته ، خود را آراسته ، چايى را دم كرده و منتظر ورود ما بوده است و ساعتى بعد او را در حالى در خانه كوچكش تنها مى گذاريم كه در چشمانش از مرور خاطرات گذشته برق افتاده است!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |