حسين حصارى
تختى كيست؟ غلامرضا تختى اسطوره تمام و كمال ورزش ايران حالا ۳۷سال از سفر ابديش از جهان مادى سپرى شده، كشتى گيرى كه همه سكوهاى افتخار جهان والمپيك را در نورديد و به قلبهاى يكايك ايرانيان راه يافت تا به ابديت پيوست. اگرچه براى اين ابر قهرمان همه دوران كشتى، ابديتى وجود ندارد، چرا كه امروز هم ورد زبان همه قهرمانان، ورزشكاران و نام آوران جهان پهلوان تختى است. او حالا و هميشه جاودان است.
تختى فناناپذير، تختى دوست داشتنى، تختى هميشه جاويد در زمره مردانى است كه هيچ گاه افول نكرد، هيچ گاه زمانه كج مدار نتوانست بر نام او خط بطلان بكشد و مى بينيم كه در سالمرگش هم از خرد و كلان گرفته تا پير و جوان و همه اقشار اين خطه در هر شرايط جوى بر سر مزارش جمع مى شوند و تختى، تختى مى كنند.
حيف است كه تختى اين همه مريد داشته باشد و مراد همگان باشد ولى رهروانش راه حقيقى او را هنوز پيدا نكرده باشند.
تختى جوانمردى بود كه هيچ گاه به خاطر برق مدالهاى رنگين صورتش را غرور نگرفت، هر چه بيشتر به شهرت و افتخار رسيد. هر چه در جهان ورزش دور از دسترس قرار گرفت افتاده تر و محبوب تر شد.
پهلوان واقعى
تختى به معنى واقعى پهلوان بود. پهلوانى كه در عمل و شعار يكسان عمل كرد، هر چه زر و زيور پيرامونش رنگين تر و سنگين تر مى شد، صاحب آن همه اعتبار و بزرگى در دل مردم بيشتر جا باز مى كرد، بيشتر از گذشته قلبهاى با صفاى اين مردم استثنايى براى او مى تپيد و هنوز هم مى تپد.
زلزله خونبار بوئين زهرا و حركت پهلوانانه، جوانمرد بزرگ ورزش در تاريخ ورزش كشور با خطوط زرين نوشته شده است. زمانى كه مردم پهلوان خود را هنگام قيام كردن و يارى رساندن به محرومان و مصدومان و بر جاى ماندگان بوئين زهراى قزوين ديدند به سوى او شتافتند و با همه وجود پهلوان ويارانش را به حريم خود راه دادند و كاروان پهلوانان و غلامرضا تختى را پرو پيمان به سوى قزوين بدرقه كردند.
چنينى شخصيتى بايد رفتار، كردار و خصوصيات با ارزشش براى مردم و دوستداران ورزش برملا شود.
نگاهى كوتاه به يك حادثه مى تواند بزرگى هاى بى حساب و كتاب او را بيشتر به تصوير كشد.
تختى مثل حبيبى از بازيهاى المپيك با گردن طلا به وطن بازگشت. ولى اين قهرمان بزرگ و استثنايى را به خاطر كژ انديشى ها و پليديهايى چند در مسابقات سال بعد كه در استانبول انجام مى شد به وزن بالاتر يعنى وزن غولها فرستادند.
محمود نامجو در حمام استانبول تركيه وقتى تختى را با لباس وزن كرد، همه سنگينى وزن قهرمان المپيك به ۹۵كيلو مى رسيد در حالى كه حريفان او ديتريش آلمانى ۱۳۰ و گانده لاكى روسى هم ۱۴۰كيلو وزن داشتند و اين هر دو نفر باتك امتيازى جهان پهلوان ايرانى را از راهيابى به مراحل بالاتر بازداشتند.
ولى اصل ماجرايى كه براى شما بازنويسى مى كنيم به مسابقات جهانى سال۱۹۵۸ صوفيه و استاديوم واسيلفسكى بلغارستان مربوط مى شود.
ازبدحادثه
حريفان تختى مشخص بودند ولى آناتولى آلبول روسى مقتدرترين هماورد او بود كه در كنار پتكوسيراكف بلغارى صاحب مدال طلاى قهرمانى سال۱۹۵۷ استانبول و احمد قره باجاق ترك سرآمد همه به حساب مى آمدند.
از بد حادثه تختى در قدم اول رودر روى آناتولى آلبول قرار گرفت كه قبلاً صابون مرد روسى به تن قهرمان ما خورده بود. تختى را كه عجولانه از وزن كم كردن به صحنه مسابقه آمده بود در ميان ناباوريها تسليم اين حريف نام آشنا شد.
آلبول در دوره دوم با كشتى گير ترك قره باجاق مساوى كرد و در دوره هاى بعدى مغلوب سيراكف قهرمان سال بيش جهان شد. تختى بعد از ناكامى دور اول حريف متوقف كننده كشتى گير روسى يعنى قره باجاق را با ضربه فنى از پيش روى برداشت و بعد از ۲پيروزى ديگر به استقبال حريف بلغارى يعنى سيراكف قهرمان سال پيش جهان رفت.
ولى اتفاقى قبل از اين مقابله رخ داد و سيراكف به اتفاق يك مترجم بلغارى به اتاق جهان پهلوان وارد شد و با زبان بى زبانى شروع كرد به شرح حال زندگى خود و به تختى بزرگ گفت امروز روشن است كه قهرمانى يعنى مدال طلا به هيچ شكل به شما نمى رسد ولى من اگر قهرمان شوم، اگر در كشورم سرود بلغارستان را به ترنم درآورم صاحب خانه، حقوق مكفى و امتيازات فراوانى خواهم شد. انتظار دارم كه مبارزه سرنوشت را به من واگذار كنى تا حداقل من به لطف اين مدال طلا مشكلات زندگى ام را حل كنم. تختى وقتى دست به تجزيه و تحليل ادعاهاى مرد بلغارى كه در سال ۱۹۹۵ به ابديت پيوست زد تسليم او شد و به كشتى گير بلغارى قول داد كه در روى تشك براى مبارزه با او حاضر نشود.
ولى درست در حاليكه سيراكف از اتاق و استراحتگاه تختى خارج شد استاد حبيب بلور سرمربى تيم ايران وارد اتاق شد و به تختى يادآورى كرد كه تو مى توانى از حق خود بگذرى ولى وقتى كه تو متعلق به يك ملت هستى آيا اجازه دارى كه چنين گذشتى انجام بدهى. مى توانى به انتظارات يك جامعه پشت كنى؟
بلور آنقدر از عظمت كار يك نماينده ورزش يك كشور گفت كه تختى ناچار شد از موضع قبلى خود جدا شود و به سوى واقعيت هايى كه استاد حبيب الله بلور به او نشان داده بود حركت كند.
اولين حركت روان شدن به سوى حريف بلغارى بود تا جريان ماوقع را به اطلاع او برساند و تختى در آخرين مبارزه پتكو سيراكف قهرمان جهان برنده آناتولى آلبول را شكست داد و به كسب مدال نقره نايل آمد.
جالب است بدانيد كه آناتولى آلبول با قبول يك شكست، يك مساوى با قهرمانان بلغارى و ترك مدال طلا را برد و تختى فقط به واسطه يك ناكامى يك بر صفر از رسيدن به قهرمانى جهان محروم ماند. بجاست كه خصايل نيكوى انسانى او، عزت و شرف پهلوانى او، كردار و رفتار پسنديده او را به دست فراموشى بسپاريم و اگر تختى را به عنوان مراد و الگو و سمبل ورزش خود معرفى مى كنيم او را با همه خصايل و خصلت هاى از ياد نرفتنى مورد توجه قرار دهيم.