|
|
|
|
|
پرسپوليس؛
|
|
|
|
|
|
|
آقاى لوكزامبورگو! چمدانهايت را بازنكن
|
|
|
مربى جديد تيم رئال مادريد يا يك احمق است ويا يك نابغه. واندرى لوكزامبورگو برزيلى هفته گذشته هدايت اين تيم را برعهده گرفت كه چهارمين مربى اين تيم پرستاره طى يكسال اخير به شمار مى آيد. اما ترديد نداشته باشيد، احتمال موفقيت لوكزامبورگو دراين پست بيشتر از سرمربى قبلى رئال نيست. فلورنتينو پرز رئيس باشگاه رئال مادريد ناكامى هاى رئال مادريد را اينگونه توجيه مى كند: ما فصل گذشته را بسيار ضعيف به اتمام رسانديم واخيراً نيز تيم ما با بن بست روحى وروانى مواجه شده است كه علت اصلى به وجود آمدن اين بن بست، فشار هاى روحى وارد به تيم است. اما درپاسخ به اين ادعاى پرز بايد گفت: نه آقاى پرز شما كاملاً اشتباه مى كنيد. آنچه باعث نابودى رئال مادريد شده ، فشارهاى روحى وروانى نيست بلكه نتيجه آشنا نبودن شما به قوانين فوتبال حرفه اى است . درنزد شما و همكارانتان، فروش كلاه ، شال گردن، پيراهن و ليوانهاى باشگاه مهم تر از ايجاد يك تيم فوتبال قوى است. شايد هم اجراى دقيق عدالت درسال ۲۰۰۴ منجر به سقوط تيم شما شد. درخشش بارسلونا درسالى كه گذشت عين عدالت بود. بارسلونا هنگامى كه قصد داشت رونالدينيو را به خدمت بگيرد، تكنيك واستعداد ناب او را درنظر گرفت ودرواقع استخدام رونالدينيو باعث متحول شدن بارسلونا گرديد. اما هنگامى كه رونالدينيو به رئال پيشنهاد شد، همين آقاى پرز ومشاوران بازرگانى اش مدعى شدند، چون رونالدينيو زشت است ، برد تبليغاتى ندارد وبهتر است بكهام را استخدام كرد. حالا رئال مادريد تاوان اين اشتباه بزرگ را مى پردازد ومديران اين تيم به اين واقعيت پى برده اند كه در فوتبال حرفه اى، زيبا بودن چهره بازيكنان ملاك نيست بلكه بايد استعداد وتكنيك آنها را دراولويت قرارداد. به همين دليل است كه به لوكزامبورگو توصيه مى كنيم چمدانهايش را بسته نگاه دارد چون هرلحظه ممكن است حكم اخراجش صادر شود.
|
|
|
|
|
اين است بهترين ورزشكار زن سال
|
|
|
اين هفته از سوى خبرگزارى آسوشيتدپرس و با رجوع اين آژانس به آراى صدها خبرنگار و كارشناس زبده «اينكاسورنستام» گلف باز گرانمايه سوئدى به عنوان برترين ورزشكار زن جهان در سال پايان يافته ۲۰۰۴ انتخاب شد. سورنستام در سالى كه در قياس با استانداردها ودستاوردهاى عظيم قبلى وى فقط سالى متوسط براى وى توصيف و برآورد شد، در ۲۰تورنمنتى كه شركت كرد ۱۰بار قهرمان شد كه شامل يكى از گرانداسلم هاى ۴گانه اين ورزش هم مى شد و پيروزيهايش ۴قاره شامل آسيا، اقيانوسيه و اروپا را در بر گرفت و در ۵۰تورنمنت رسمى كه در آمريكا برگزار شد، او ۹بار پاى در صحنه نهاد و ۶بار جام قهرمانى را سر دست گرفت. او ۴۰رتبه اولى در برگه هاى آرا و مجموعاً ۲۶۳پوئن كسب كرد. درخشش هاى هولناك او قصه تازه اى نيست. اين زن پردوام سوئدى كه ۱۱سال است در تور حرفه اى گلف شركت مى كند، در سال۲۰۰۳ در ۱۱تورنمنت شامل دوگرنداسلم اول شده بود و نامش به تالار مشاهير گلف (هال.اف.فيم) اضافه شده بود. او در ۱۰سال اخير ۷بار هم پردرآمدترين گلف باز سال شناخته شده است و در ۳۴سالگى هيچ نشانه اى از نزول در او ديده نمى شود و فعلاً پايانى بر او متصور نيست؛ خبرى واقعاً بد براى حريفانش.
|
|
|
|
|
پرسپوليس؛
چشم انتظار بحران يا موفقيت
|
|
|
رضا خسروى در حالى كه پرسپوليس روزهاى آرامى را سپرى مى كند اما نمى توان اميدوار بود كه اين تيم در نيم فصل دوم هم به همين روال به زندگى اش ادامه دهد. سرخپوشان تهرانى در حالى چهارمين دوره رقابتهاى ليگ برتر را آغاز كردند كه شرايط مناسبى نداشتند و نتوانستند مثل سالهاى اوج با اقتدار وارد ليگ شوند. اما به مرور زمان و گذشت چند بازى اين تيم به شرايط ايده ال نزديك شد و در پايان رقابتهاى نيم فصل خود را در جمع مدعيان قهرمانى قرار داد. اما اين تنها نتايج ظاهرى يك تيم است كه صدالبته توانسته هواداران اين تيم را پس از ماهها در شرايطى راضى نگه دارد و مشكلات پنهانى آنها كمتر به چشم بيايد. اما واقعيت اين است كه پرسپوليس هنوز از مشكلات گذشته رنج مى برد و تنها حضور مردى سردو گرم چشيده مانند على پروين باعث شده كه مشكلات حاشيه اى اين تيم به كمترين حد ممكن برسد. على پروين فصل گذشته را در حالى از پرسپوليس دور گذراند كه مسائل حاشيه اى بسيار زيادى براى اين تيم به وجود آمد. اما با بازگشت او به طور عجيبى اين مشكلات به حداقل رسيد. در ابتداى فصل پروين توانسته مديريت خود را بر پرسپوليس ديكته كند و اوضاع درونى باشگاه را آرام كند. از نتايج حضور پروين در پرسپوليس برقرارى ارتباط حسنه بين بازيكنان بود كه نقش بسيار زيادى در ريشه كنى خبر چينى براى روزنامه ها و در نهايت جنجالها و حاشيه ها داشت. ضمن اينكه پروين پس از بازگشت مجدد به پرسپوليس در برخى رفتارهايش تغيير حاصل كرد تا ارتباط عاطفى بازيكنان با او بيشتر شود. اين ترفند پروين، اينجا كارساز بود و كمتر شاهد وقوع مشكلى بين بازيكنان و كادر فنى بوده ايم اما در خود كادر فنى مشكلاتى وجود دارد كه تاكنون بارها براى پرسپوليس دردسر ساز شده است. در ابتداى فصل اختلاف شديدى بين على پروين و راينر سوبل وجود داشت به گونه اى كه پس از شكست اين تيم در هفته چهارم مقابل ملوان مدير فنى سرخپوشان در مصاحبه هاى بعد از بازى خود اعلام كرد ديگر راينرسوبل در كادر فنى پرسپوليس جاى ندارد و بايد به تيم هاى پايه برود. پس از اين اظهار نظر ها، از سوى هيأت مديره و مسؤولان سازمان تربيت بدنى صحبت هايى با على پروين انجام شد كه او در فاصله اى كمتر از ۲۴ ساعت تمام مصاحبه هايش با شبكه هاى تلويزيونى را تكذيب و اعلام كرد راينرسوبل به عنوان سرمربى به كارش ادامه خواهد داد. پروين پس از چند روز اعلام كرد به مشكل اصلى پرسپوليس پى برده و از پرويز كماسى دعوت كرد تا به عنوان مربى بدنسازى به كمك رئيس تيم بشتابد. هرچند كه در ابتداى حضور كماسى آرامش نسبى در اين تيم برقرار شد اما پس از آنكه اختلافات كارى بين سوبل و كماسى به وجود آمد، مجدداً حاشيه هاى ابتداى فصل گريبان پرسپوليس را گرفت. شكست مقابل ابومسلم اوج اختلافات كماسى و سوبل بود كه طى آن طرفين تقصير شكست را به گردن يكديگر مى انداختند. البته قبل از اين نيز كماسى به خاطر اختلاف نظرى كه با راينرسوبل داشت به حالت قهر تمرينات اين تيم را ترك كرد. با پادرميانى اعضاى هيأت مديره و شخص على پروين بين كماسى و سوبل آشتى موقت برقرار شد و اين تيم در آخرين هفته رقابتهاى نيم فصل ليگ برتر موفق شد صدرنشين رقابتها را با يك گل شكست دهد و خود را به صدر جدول رده بندى نزديك كند. با اين حال اين پايان بحرانها و شكست پرسپوليس نيست و بدون شك در نيم فصل دوم شاهد بروز جنجالهاى تازه اى در اين تيم خواهيم بود. آخرين جنجالى كه در پرسپوليس به وجود آمد مربوط به شكايت دو شركت تبليغاتى از اين باشگاه بود كه در صورت عدم توجه سازمان تربيت بدنى، كار به دفتر رياست جمهورى نيز كشيده مى شود. در اين قرارداد كه به امضاى حجت الله خطيب مدير عامل باشگاه پرسپوليس رسيده بود تصور شده بود تمام اسپانسرهاى فصل جديد پرسپوليس از طريق اين دو شركت صورت گيرد. حتى مديران اين دو شركت براى اينكه برخى مشكلات مالى اين باشگاه حل شوند مبلغى حدود ۵۰ ميليون تومان به عنوان پيش پرداخت به مسؤولان پرسپوليس پرداخت كرده بودند اما باگذشت چند هفته از رقابتهاى ليگ برتر باشگاه به طور يكطرفه قرارداد خود را با اين دو شركت قطع كرد و با شركت جگوار قرارداد مالى امضا كرد. پس از اين اتفاق بود كه مسؤولان دو شركت فوق طى نامه اى به رئيس سازمان تربيت بدنى خواستار پرداخت ضرر و زيانشان از سوى باشگاه شدند اما ثمرى از اين نامه نديدند. پس از مطرح شدن شكايت اين دو شركت به رئيس جمهور در مطبوعات اعضاى هيأت مديره و در رأس آن سيد حميد پور محمد رئيس اين هيأت مديره از عقد چنين قراردادى اظهار بى اطلاعى كردند. اين در حالى بود كه حجت الله خطيب به عنوان مدير عامل پرسپوليس زير اين قرارداد را امضا كرده بود. با حضور نماينده باشگاه پرسپوليس در سازمان تربيت بدنى مقرر شد اين باشگاه ضرر وزيان دو شركت مذكور را پرداخت نمايد. از سوى ديگر مشكلات مالى باشگاه پرسپوليس به گونه اى است كه در صورت تأمين نشدن منابع مالى و نرسيدن كمك دولت در نيم فصل دوم شاهد بروز جنجالهاى جديدى در اين باشگاه خواهيم بود. ضمن اينكه شرايط فنى پرسپوليس به گونه اى است كه در صورت كسب دوشكست توسط اين تيم در رقابتهاى نيم فصل دوم اتفاقات و اختلافات جديدى در كادر فنى پرسپوليس به وجود خواهد آمد. به نظر مى رسد كه اگر هيأت مديره اين باشگاه نظارت بيشترى بر عملكرد برخى افراد نداشته باشد در ادامه رقابتهاى ليگ برتر نمى توان به درخشش پرسپوليس و ادامه اين روند رو به رشد در اين باشگاه اميدوار بود.
|
|
|
|
|
ليگ برتر درخطر
|
|
|
آلن كربيشلى* درنگاه اول، وضعيت ليگ برتر انگليس بسيار مطلوب به نظر مى رسد. اورتون با وجود برخوردارى ازبازيكنان گمنام، عملكرد فوق العاده اى داشته ودراين ليگ تيم ها وبازيكنان بسيار آينده دارى به چشم مى خورند. همچنين براى اولين بار ۴ باشگاه انگليسى به مرحله يك چهارم پايانى رقابتهاى جام باشگاههاى اروپا راه يافته اند. علاوه براين ، ليگ برتر به يك ليگ فراگير تبديل شد كه حتى در موريتانى آفريقا نيز مى توان بازيهاى اين ليگ را به صورت مستقيم ازتلويزيون تماشا كرد. با اين حال، ليگ برتر بايد همواره درحال نو شدن باشد يعنى استاندارد هاى خود را به روز كند. درحال حاضر مشكلاتى درليگ برتر به چشم مى خورد كه اگر بخواهيم اين ليگ پويا بماند بايد اين مشكلات را حل كرد. به همين دليل بايد به كمك كارشناسان، اين مشكلات را كالبد شكافى كرد، براى آنها راه حل ارائه نمود و تغييرات به وجود آورد. درحال حاضر به نظر مى رسد ، تعداد تماشاگران ليگ انگليس درحال كاهش است وكمتر تماشاگران براى تماشاى بازيهاى خارج از خانه تيم محبوبشان رنج سفر را به جان مى خرند. همچنين تلويزيون بيش ازحد بازيهاى ليگ برتر را نمايش مى دهد وتيم هاى بزرگ بيش از ۴ بار دروازه تيم هاى ضعيف را باز مى كنند. ما نبايد از بيان اين جمله كه «ليگ برتر مى تواند بهتر از اين باشد» بترسيم. مهم ترين مشكلى كه ليگ برتر را تهديد مى كند قابل پيش بينى بودن نتايج است . با توجه به قدرت مالى ۴ يا ۵ تيم، كاملاً مشخص است كه تيم قهرمان ازميان اين تيم هاى ثروتمند بيرون خواهد آمد. حتى از هم اكنون مشخص است كه درپايان فصل جارى سه تيم آرسنال، چلسى و منچستريونايتد سه تيم برتر ليگ درجدول رده بندى خواهند بود. به همين دليل است كه مثلاً ورزشگاه اختصاصى منچستر يونايتد براى بازيهاى خانگى اين تيم دربرابر آرسنال وچلسى و تيم هاى سرشناس قاره اروپا پر مى شود اما همين تماشاگران حاضر نيستند براى تماشاى بازيهاى منچستر مقابل تيم هاى رده هاى ميانى و پايين جدول به ورزشگاه بروند. مشكل ديگر، پوشش تلويزيونى رقابتهاى فوتبال است ومن هم با نظر بلاتر موافق هستم كه پخش تلويزيونى بازيها به مرز اشباع شدن رسيده است. به هر حال تماشاگران ترجيح مى دهند به جاى پرداخت پول بليت مقابل تلويزيون بنشينند وبدون پرداخت هزينه فوتبال تماشا كنند به همين دليل بسيارى از باشگاهها مجبورند بليت مسابقاتى را كه به صورت مستقيم ازتلويزيون پخش مى شود ارزانتر به فروش برسانند. يكى ازدلايلى كه بازيكنان خارجى جذب ليگ برتر مى شوند ، شور و شوق تماشاگران حاضر درورزشگاهها است واگر تعداد تماشاگران كاهش يابد، كمتر بازيكن خارجى حاضر مى شود به ليگ برتر كوچ كند. با آنكه پول همه چيز درفوتبال نيست اما اگر تيمى پول نداشته باشد نمى تواند بازيكنان سرشناس وكارآمد به خدمت بگيرد. درحال حاضر سه تيم بزرگ فوتبال انگليس بيشترين پول را از پخش تلويزيونى بازيها دريافت مى كنند وامسال نيز درحدود ۱۰ تا ۲۰ ميليون پوند از حضور دررقابتهاى جام باشگاههاى اروپا نصيبشان خواهد شد. به همين دليل بيم آن مى رود كه اين سه تيم براى هميشه اين جايگاه را حفظ كنند واقدام به ساخت يك جزيره مستقل درليگ برتر نمايند. براى اينكه سلامت ليگ برتر درآينده حفظ شود بايد درنحوه تقسيم پول تلويزيون ميان تيم ها تجديد نظر كرد. درحال حاضر ۵۰ درصد اين پول به صورت مساوى ميان تمام باشگاهها تقسيم مى شود، ۲۵ درصد بقيه با درنظر گرفتن مكان تيم درجدول رده بندى و ۲۵ درصد آخر نيز با درنظرگرفتن دفعاتى كه بازى يك تيم روى آنتن مى رود، تقسيم مى گردد. برخى از كارشناسان معتقدند براى كاهش فاصله ميان تيم هاى فقير و ثروتمند، ۷۵ درصد پول تلويزيون بايد به صورت مساوى ميان ۲۰ تيم حاضر در ليگ برتر تقسيم شود. راهكار پيشنهادى ديگر كاهش تيم هاى سقوط كننده در ليگ برتر به دو تيم است تا تيم ها با ترس كمترى بازى كنند وبازيها زيباتر بشود. درخارج وداخل ازانگليس، ليگ برتر را به واسطه سه ويژگى بارزش مى شناسند: ورزشگاههاى مملو از جمعيت، فضاى عالى و بازيهاى غيرقابل پيش بينى . اگر علاقه منديم كه اين سه ويژگى حفظ شود بايد تغييراتى را دراين ليگ ايجاد نمود. *مربى فوتبال درليگ برتر انگليس
|
|
|
|