شنبه ۱۹ دى ۱۳۸۳ - ۲۶ ذيقعده ۱۴۲۵
Sat, Jan 8, 2005
ويژه ۱
۳۰۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
ميهمان زنان
تحليلى بر طرح يك فوريتى مجلس هفتم
براى تسهيل ازدواج جوانان
• ويژه نامه « ايران زنان » اين هفته
را درصفحات ويژه بخوانيد.
كار هنرى و زندگى خانوادگى در گفت وگو
با فرح اصولى، هنرمند و دبير ششمين
بى ينال نقاشى معاصر ايران
ميهمان زنان
تأملى در مسائل زنان ايرانى
197046.jpg
دكتر الهه كولايى،استاد دانشگاه تهران

زنان ايرانى سالهاى گذشته را با تجارب گوناگونى پشت سر گذاشته اند. آنها از نخستين سالهاى سده اخير با الگوهاى وارداتى غرب گرايانه روبرو شدند كه هويت بومى و ارزشهاى دينى را ناديده گرفته بودند. زنان ايرانى در جريان انقلاب اسلامى حضورى بزرگ و تأثيرگذار داشتند، زيرا آنها چارچوبى براى تأمين حقوق انسانى و احترام به كرامت خود يافته بودند. تأكيدات مكرر امام خمينى (ره) بر ضرورت حضور همه جانبه زنان در كليه عرصه هاى حيات اجتماعى اين برداشت را به شدت تقويت مى كرد كه در شرايط برپايى نظام سياسى جديد فرصتهاى مناسب ترى براى شكوفايى توانمنديها و ظرفيتهاى انسانى آنان فراهم خواهد شد. هر چند دگرگونى هاى چشمگيرى در سالهاى گذشته براساس اين نگرش ايجاد شد و حضور گسترده دختران در دانشگاه و انبوه زنان تحصيلكرده در كشور از جمله آنهاست، ولى بزودى روشن شد براى تحقق اين آرزوهاى تاريخى راهى بس طولانى و ناهموار پيش روست.
«مسأله زنان» امروز يك مسأله داخلى و خارجى زنان ايرانى نيست، امروز «مسأله زنان» به يك موضوع جهانى تبديل شده است. در طول سه دهه گذشته اهميت بررسى و رسيدگى به اين موضوع به طور فزاينده اى مورد توجه قرار گرفته، تا آنجا كه كارگزاران عمده بين المللى اين باور را ترويج مى كنند كه بدون پرداختن به مسائل زنان و رفع محروميتها و عقب ماندگيهاى آنان امكان تحقق اهداف توسعه همه جانبه در كشورهاى در حال توسعه وجود ندارد. در واقع نگاه جنسيتى به مقوله توسعه ناشى از بررسى طرحهاى گوناگون توسعه براى جبران آثار عقب ماندگى در كشورهاى مختلف جهان است. اين نظريه امروز جايگاه مهمى را در برنامه هاى جهانى فقرزدايى و بهبود شرايط بخش عظيمى از مردم محروم در جهان به خود اختصاص داده است. بررسى هاى موجود نشان مى دهد فقر اينك به پديده اى زنانه در جهان تبديل شده و زنان سهم بيشترى از آلام و مصائب فقر و محروميت در جهان را پذيرا شده اند.
در طول تاريخ ما نيز زنان ايرانى همواره تحت هر نوع سركوب قرار داشته اند كه هم در عرصه عمومى و هم در عرصه خصوصى امكان رشد و شكوفايى ظرفيتهاى انسانى آنان را به تحليل مى برد. در درون خانه ها مردانى كه زن را در خدمت نيازهاى گوناگون خود مى يافتند و در بيرون از حريم خصوصى و محيط هاى خانگى حكومتهاى استبدادى همانند مردان آنان را از دسترسى به حقوق و آزاديهاى انسانى باز مى داشتند. به هر ترتيب آرمانهاى انقلاب اسلامى كه رهايى انسانها را از هر نوع و جنس هدف قرار داده بود، سرآغازى براى حركت زنان ايرانى در مسير بهره گيرى از حقوق انسانى خواهد بود.
اما بايد اين آرمانها و ايده آلهاى اسطوره اى را در شرايط واقعى جامعه اى باقرنها حاكميت نظامهاى استبدادى عينيت بخشيد كه بى ترديد تكليفى دشوار است و پايدارى و استمرار را الزامى مى سازد. هرچند ديدگاههاى روشن امام خمينى (ره) اجازه تعرض به متحجران و كج انديشان براى خانه نشين كردن زنان را نداد، ولى اهرمها و ابزارهاى لازم نيز براى ايفاى نقش بايسته زنان در فرآيند توسعه همه جانبه كشور نيز فراهم نيامد. زنان ايرانى در طول سالهاى گذشته همواره در عرصه هاى انتخابات، به مشاركت سياسى مؤثر و گسترده عينيت بخشيدند، ولى كمتر در فرآيند تصميم گيرى موفق به ايفاى نقش تعيين كننده و اثرگذار شده اند.
حضور در عرصه هاى مختلف تصميم گيرى، فرصت تمركز بر مسائل و مشكلات زنان را فراهم مى آورد، مسأله اى كه امروز به عنوان يك ضرورت در سطح جهان مورد توجه قرار گرفته است. زنان ايرانى براساس تجارب پرارزش سالهاى گذشته اينك به خوبى دريافته اند كه بايد براى تحقق آرمانهاى تاريخى خود و رفع محروميتها و محدوديتهاى ناشى از تفكر تاريخى استبدادزده بايد خود بر تلاش سازمان يافته تمركز پيدا كنند. گسترش چشمگير سازمانهاى غير دولتى در سالهاى اخير بيانگر توجه به اين تجربه است.
تحت تأثير تحولات جهانى و گسترش جنبش جهانى زنان در طول دهه اخير دگرگونى هاى مثبتى در كشور ما شكل گرفته است كه بايد به طور دقيق مورد ارزيابى قرار گيرد. در پرتو اين دگرگونى ها و براساس ظرفيتهاى چشمگيرى كه در باورهاى اصيل و ناب دينى درخصوص ضرورت شناسايى و احترام حقوق انسانى زنان وجود دارد، اهميت بررسى دقيق تحولات جارى و بهره گيرى از فرصتهاى پيش رو مشخص مى شود. بى ترديد تجربه زنان ايرانى براى همه كشورهاى مشابه درسهايى گرانبها در بر دارد كه بيش از همه بايد در كشور ما مورد دقت نظر قرار گيرد. يكى از مهم ترين دستاوردها، تمركز و توجه علمى و عملى بر مسائل زنان در سالهاى اخير است كه از شكل گيرى مراكز دولتى مربوط به مسائل زنان، تا رشته هاى دانشگاهى مطالعات زنان، گسترش سازمانهاى غير دولتى زنان و ترويج ادبيات مسائل زنان قابل ملاحظه است.
دقت در مشكلات و مسائل كنونى زنان ايرانى و ايجاد فرصت براى بهره گيرى از تجارب گذشته و جارى، بويژه در نگاهى جهانى، مى تواند براى تسريع در بهبود وضع موجود تأثيرگذار باشد. دگرگونى هاى گسترده در وضعيت زنان ايرانى اهميت تمركز بر آن و برآورد واقع بينانه آثار و پيامدهاى آن را ضرورى ساخته است. اتخاذ روشهاى ساده انگارانه بدون درنظر گرفتن عمق و ابعاد اين تحولات تنها به پيچيدگى و افزايش بيشتر مشكلات دامن مى زند. مباحثى چون «تحديد مهريه» از اينگونه مسائل است كه به نظر مى رسد طراحان متوجه نارسايى هاى متعدد آن شده باشند. به هر ترتيب پرداختن به مسائل زنان ايرانى نيازمند بهره گيرى از ظرفيتهاى عظيم كارشناسى موجود در كشور است كه ابعاد گوناگون اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و حتى سياسى آن را مشخص سازند. از همين منظر انتشار صفحاتى خاص مسائل زنان مى تواند عرصه اى مناسب را براى طرح و بررسى مسائل زنان ايرانى، براساس بهره گيرى از تجارب داخلى و خارجى فراهم آورد. از همين منظر بايد تلاش دست اندركاران آن را پاس داشت و براى كمك به اين هدف متعالى به حركت درآمد كه جز با تلاش زنان و مردان حق جو و حق طلب بر پايه موازين پذيرفته شده انسانى و اسلامى اين نتيجه حاصل نمى شود.
تحليلى بر طرح يك فوريتى مجلس هفتم
براى تسهيل ازدواج جوانان
حقوق فردى يا مصلحت اجتماعى؟
• ويژه نامه « ايران زنان » اين هفته
را درصفحات ويژه بخوانيد.
197025.jpg
تصويب يك فوريت طرح ۱۶ ماده اى تسهيل ازدواج جوانان در مجلس هفتم، باعث بروز پيدايش چالشى جديد بين نگرش هاى محافظه كار و نوگرا و تقابل ميان طرفداران حقوق فردى و مصلحت اجتماعى از يك سو و نحله هاى فكرى متفاوت در حوزه حقوقى زنان شده است. سه شنبه هشتم دى ماه مجلس هفتم طرحى را با قيد يك فوريت تصويب كرد كه طبق يكى از مواد آن، سقف مهريه بر اساس مناطق مختلف كشور و براى تسهيل امر ازدواج تعيين خواهد شد. طبق اين تبصره، سقف مهريه ازدواج براى هر منطقه و استان را كميته اى به نام كميته سامان ازدواج تعيين و مشخص خواهد كرد و رعايت سقف تعيين شده ملاك صدور سند براى دفاتر ثبتى خواهد بود.
>  سوژه جنجالى رسانه ها
بلافاصله پس از تصويب يك فوريت اين طرح در مجلس، مخالفان و موافقان از زواياى مختلف و متنوعى به چالش با يكديگر بر سر آن پرداختند و كمتر از ۴۸ ساعت پس از تصويب فوريت آن، اين مسأله به بهانه اى براى طرح ديدگاه هاى مختلف سياسى اجتماعى درباره حقوق زنان تبديل شد و ساعاتى طول نكشيد كه انعكاس ديدگاه هاى مختلف و بعضاً متعارض صاحبنظران و نخبگان در اين باره به يكى از تيترها و عناوين رسانه هاى جمعى به ويژه خبرگزارى هاى متعدد كشور تبديل شد.
> نگاه سطحى به مسائل اجتماعى
يكى از اولين حملات انتقادى، از سوى دكتر الهه كولايى استاد دانشكده حقوق دانشگاه تهران و يكى از نمايندگان عضو فراكسيون زنان مجلس ششم به عمل آمد. او اين طرح را شيوه اى ساده سازانه و سطحى انگارانه درباره مسائل اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى دانست و منطقه اى كردن تعيين سطح مهريه را با نيازها و مقتضيات جامعه امروز مغاير و ناهمگون دانست. او با لحنى انتقادى به اين طرح گفت: زنان را همچون كالايى انگاشتن با هويت امروز زنان و نيازهاى آنان تناسب ندارد. دكتر كولايى، طراحان اين طرح را به ساده سازى مشكلات پيچيده متهم كرد و گفت: در شرايطى كه ازدواج و ايجاد شرايط مناسب براى آن يعنى فراهم آوردن امكانات اوليه اى مانند اشتغال و ايجاد مسكن، در چنبره مشكلات پيچيده اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى قرار گرفته، چنين طرح  هاى ساده سازانه اى نه تنها مشكلى از كشور حل نخواهد كرد بلكه تنها به اتلاف نيرو و منابع منجر خواهد شد. به اعتقاد او برخوردهاى مكانيكى و سطحى با مسائل پيچيده اجتماعى چاره ساز نيست و نمايندگان بايد با بهره گيرى از ديدگاه هاى علمى تخصصى، علل و عوامل نارسايى هاى موجود در امر ازدواج را بررسى كنند.
>متضاد با حقوق فردى
رفعت بيات كه خود از نمايندگان مجلس هفتم و عضو فراكسيون زنان همين مجلس است، تعيين سقف مهريه را يك مسأله فردى مى داند و معتقد است كه تعيين مهريه تأثيرى در افزايش ازدواج جوانان نخواهد داشت و به خاطر مشكلاتى كه در حمايت از زنان در دادگاه ها وجود دارد، برخى به اين باور رسيده اند كه اگر مهريه را بالا بگيرند، زندگى آنها آتيه بهترى خواهد داشت. او حتى معتقد است كه در پيش گرفتن چنين روشى، در جامعه مشكلى را حل نمى كند.
> شوراى نگهبان ممكن است رد كند
على رازينى رئيس سابق دادگسترى تهران و از مسؤولان ارشد قضايى كشور در شرايط كنونى هم به تصويب نهايى اين طرح اميدى ندارد و هم مهريه را محدويت بردار نمى داند. او معتقد است كه شوراى نگهبان احتمالاً با تعيين سقف مهريه مخالفت خواهد كرد. چنين احتمالى چندان هم بعيد نيست، زيرا شوراى نگهبان، به احتمال بسيار تعيين مهريه را جزيى از حقوق فردى و شرعى زوجين محاسبه خواهد كرد. رازينى معتقد است كه به لحاظ قانونى نيز تعيين مهريه با شك و ترديدهايى روبرو است.
رئيس ديوان عدالت ادارى با اشاره به اينكه مهريه، قيمت زن نيست، معتقد است ميزان مهريه محدويت بردارنيست و گمان نمى كنم كه به لحاظ قانونى بتوان مهريه را محدود كرد.
>حربه را نبايد به دست زوجه سپرد
جنتى، حقوقدان با بيان اينكه نمى توان فرمول خاصى را براى ميزان مهريه تعيين كرد، مى گويد: البته در سال هاى گذشته با تعديل مهريه طبق نرخ بانك مركزى و يا در مواردى معين حق زوجه در قوانين رعايت شده اما چنين طرح هايى بايد منوط به اين امر باشد كه روابط زناشويى ميان زوجين تحكيم يابد و در عين حال نيز بايد به اين امر توجه داشت كه حربه را نبايد به دست زوجه سپرد. به عبارتى نبايد چنين استنباط كرد كه زوجه از اين حربه براى گوشمالى زوج استفاده كند.
>قانون گذارى بدون فرهنگ سازى
انتقاد ديگرى كه منتقدين طرح بر آن وارد مى سازند، ناهمخوانى اين طرح با بسترسازى هاى مقدماتى آن است. منتقدين معتقدند كه تصويب يك قانون به تنهايى باعث جارى شدن و ترويج مفاد آن در سطح جامعه نمى گردد، بلكه هر قانونى براى اجرا، نيازمند وجود بسترهاى فرهنگى و اجتماعى لازم است و تا زمانى كه فرهنگ سازى لازم براى يك قانون فراهم نگردد، هر قانونى فقط در سطح اراده بانيان و واضعان آن باقى خواهد ماند و تبديل به يك ارزش و هنجار اجتماعى نخواهد شد.
آيت الله هاشم هاشم زاده هريسى حقوقدان، نماينده سابق مجلس و عضوهيأت پيگيرى قانون اساسى كشور از جمله معتقدين به اين ديدگاه است. از ديدگاه او اگر مهريه واقعاً تبديل به يك بدعت و سد در برابر ازدواج شده است، به جاى تدوين قانون بهتر است فرهنگ سازى كرد، زيرا همه مسائل را نمى توان با قانون كنترل كرد زيرا گاهى خود تدوين قانون مشكلات و ناهنجارى هاى ديگرى به دنبال دارد و برخوردها را افزايش و آزادى ها را محدود مى كند.
> تعارض با ماده ۱۰ قانون مدنى
ليلا اسدى كارشناس امور حقوقى معتقد است كه طرح يك فوريتى مذكور، خلاف برخى از مواد قانون مدنى است و حقوق فردى را نقض مى كند. او معتقد است كه با توجه به ماده ۱۰ قانون مدنى هر كسى مى تواند قراردادى عقد نمايد كه مخالف شرع و قانون نباشد، بنابراين محدود كردن اراده طرفين خلاف شرع و قانون است و در حال حاضر مهريه ها براساس توافق و رضايت زوجين صورت مى گيرد و هيچ فردى نيست كه به اجبار نرخ مهريه را بپذيرد.
بشيرى يك حقوقدان ديگر همين ايراد را وارد مى داند و اين طرح را مخالف مواد ۱۰۸۰ ، ۱۰۸۷ و ۱۰۹۴ قانون مدنى مى داند و مى گويد تا زمانى كه اين مواد تغيير نكند، تعيين سقف مهريه قابل اجرا نيست.
> دسته بندى زنان، تبعيضى شرم آور
بشيرى از نتايج تصويب چنين طرحى را پايه گذارى نظام طبقاتى مى داند و مى گويد: اينكه عنوان شود كميته اى سقف مهريه  در هر منطقه را مشخص كند، زمينه ساز دسته بندى زنهاست و طرح چنين مباحثى نه تنها شرايط را بهتر نخواهد كرد، بلكه از آنجا كه ارتباطى به خواست عمومى ندارد، تأثيرگذار نخواهد بود. او نيز معتقد است كه تعيين سقف مهريه ارتباطى به تسهيل ازدواج ندارد و جوانان ما به خاطر بيكارى، بى پولى، نداشتن سرپناه و... ازدواج نمى كنند و سرخوردگى جوانان از ازدواج معلول علل ديگرى است.
اين حقوقدان تعيين مهريه براساس مناطق را تبعيضى شرم آور مى داند، اگرچه خود را طرفدار كاهش مهريه مى داند و مى گويد: من مخالف بالا رفتن ميزان مهريه هستم، زيرا فاقد معيارهاى اخلاقى و اجتماعى است و معتقدم كه بايد كمترين شرايط را براى زوجين جهت تشكيل زندگى فراهم آوريم، زيرا نه بالا رفتن ميزان مهريه تضمين خوشبختى است و نه پايين آمدن آن زوجين را بدبخت كرده و مى كند.
> طرحى بدون ضمانت اجرا و دستگاه مجرى
موسى قربانى عضو كميسيون حقوقى و قضايى مجلس مهم ترين ايراد وارده به اصل تعيين مهريه را فقدان ضمانت اجرايى آن مى داند و معتقد است كه نمى توان ميزان مهريه را براساس مناطق در كشور تعيين كرد. او نيز معتقد است كه اجراى موفق چنين مسأله اى به فرهنگ سازى نياز دارد و در صورتى كه تعيين مهريه براساس مناطق به تصويب نهايى مجلس برسد، بايد اجراى اين امر به دستگاهى محول شود، در غير اين صورت تنها يك توصيه اخلاقى براى مردم خواهد بود.
حجت الاسلام محمدرضا ميرتاج الدينى نايب رئيس كميسيون فرهنگى مجلس نيز اين ايراد را وارد مى داند و مى گويد با تحديد مهريه به صورت قانونى موافق نيستم و الزام آور هم نخواهد بود.
> ناكارا در افزايش ازدواج جوانان و جلوگيرى از طلاق
موسى قربانى معتقد است كه تعيين مهريه براساس منطق داراى ابهامات بسيارى است و تأثيرى در كاهش طلاق در جامعه نخواهد داشت. از نظر او برخى معتقدند كه تعيين مهريه به اين نحو مى تواند در كاهش طلاق در جامعه مفيد باشد، اما بايد توجه داشت كه زوجينى كه ادامه زندگى مشترك براى آنان غير ممكن شده است، ميزان مهريه در عدم جدايى آنان نمى تواند چندان مؤثر باشد و در نهايت زوجين از يكديگر جدا خواهند شد.
هاشم زاده هريسى نيز بر اين باور است كه چون پرداخت مهريه فورى نيست، سد بزرگ و مهمى بر سر راه ازدواج ايجاد نكرده است، بلكه عوامل و موانع بزرگ مثل هزينه سنگين ازدواج و تشريفات بر سر راه ازدواج جوانان وجود دارد كه مسؤولان بايد آنها را از سر راه بردارند.
الهه كولايى مى گويد كه معضل مهريه هاى كلان بايد در نگاهى واقع بينانه و در ارتباط با ناكارآمدى نظام حقوق خانواده بررسى شود، نه آنكه ميزان مهريه براساس ضوابط منطقه اى تعيين شود.
رفعت بيات نيز تعيين ميزان مهريه را در افزايش ازدواج بى تأثير مى داند و معتقد است پنهان يا آشكار كردن قضيه، مشكل ايجاد خواهد كرد.
> تشويقى است، الزام آور نيست
در ميان موافقين طرح، محمد رضا تاج الدينى كه خود با تعيين سقف مهريه مخالف است، اصل طرح تسهيل ازدواج جوانان را تأييد مى كند و مى گويد اين طرح به معناى تعيين سقف مهريه در همه امور نيست، بلكه در مورد خاصى براى استفاده از تسهيلات است. وى مى گويد كه طراحان طرح آن را به صورت الزام آور مطرح نكرده اند، بلكه جنبه تشويقى دارد.
> ترجيح مصلحت اجتماعى بر حقوق فردى
محمد تقى رهبر نماينده اصفهان و عضو كميسيون فرهنگى، از صاحبنظران و كارشناسان مى خواهد تا مجلس را در تصويب اين طرح يارى دهند. او مى گويد كه طرح در راستاى تسهيل ازدواج و صيانت از كيان خانواده و تسهيل در تشكيل خانواده و دسترسى آسان و بموقع جوانان ارائه شده است.
او مى گويد: مناسب است براى حفظ مصلحت اجتماعى و به عنوان امر ثانويه و جلوگيرى از افزايش بى رويه مهريه ها ميزان مهريه قانونمند شود، زيرا اگر سقف مهريه تعيين شود، فرهنگ غلط زياد بودن مهريه از بين مى رود و از سوى ديگر اگر به هر دليل ازدواجى پايدار نماند، مى تواند راه مفرى وجود داشته باشد.
هاشم زاده هريسى نيز با اصل مصلحت اجتماعى موافق است و مى گويد: اگر نظام احساس كند كه مرزها شكسته شده و بدعت بزرگى ايجاد شده، براى جلوگيرى از مفسده و براساس ضرورت مى شود براى آن حد تعيين كرد.
> زور و اجبارى در كار نيست
عفت شريعتى از امضا كنندگان طرح و رئيس فراكسيون زنان مجلس، تبصره هدف از تعيين سقف مهريه را پايين آوردن نرخ مهريه مى داند و مى گويد: به موجب اين طرح كسانى كه مهريه متعادلى دارند، مى توانند از تسهيلات در نظر گرفته شده، در طرح تسهيل ازدواج جوانان مانند مسكن، سالن ازدواج و... استفاده كنند و يك مسأله ارشادى، اخلاقى و فرهنگى است و جنبه زور و اجبار ندارد. او نيز قبول دارد كه هيچ نهاد يا ارگانى نمى تواند سقف مهريه را تعيين كند، بلكه مى توان جوانان را تشويق و در اين زمينه به آنها مشاوره درست و صحيح داد.
> نبايد اين مسائل را گفت
مريم بهروزى دبيركل جامعه زينب از معدود موافقان تعيين سقف براى مهريه است. او تعيين سقف مهريه براى دختران و زنان را مانع سودجويى برخى دختران و يا خانواده هاى آنان مى داند و مى گويد: تعيين سقف مهريه به ميزان حداكثر ۲۰۰ سكه، خوب و منطقى است. چون برخى دختران و زنان به اميد دستيابى به مهريه هاى كلان ازدواج مى كنند، بايد جلوى آنها گرفته شود. او برخلاف منتقدين، طرح را قابل اجرا مى داند و معتقد است زنان در تعيين مقادير كمتر از سقف تعيين شده مشكلى ندارند.
وى در پاسخ به اين شبهه كه در صورت تعيين سقف مهريه براساس سكه بهار آزادى، خانواده ها ممكن است خواستار قرار دادن ملك به عنوان مهريه دختر خود شوند و هدف نمايندگان طراح طرح تسهيل ازدواج محقق نشود، مى گويد: نبايد اين مسائل را گفت تا كسانى كه اين كارها را بلد نيستند، آن را ياد بگيرند، ولى به هرحال از نظر شرعى مشكلى در مورد قرار دادن ملك براى مهريه وجود ندارد.
كار هنرى و زندگى خانوادگى در گفت وگو
با فرح اصولى، هنرمند و دبير ششمين
بى ينال نقاشى معاصر ايران
هنر، سفرى كوتاه، باشكوه 
و غيرقابل تغيير
197016.jpg
فاطمه خرم جو

فضا بسيار آرام است. او در ميان طرحها، قاب عكسها، رنگها و قلم موهايش نشسته است. شلوغى آتليه، سكوت فضا را كمى برمى آشوبد و او در اين ميان آرام و راحت پيچ و خم هاى راهى را كه گذرانده، باز مى كند. فرح اصولى، متولد ۱۳۳۴ زنجان و داراى ديپلم نقاشى و مدرك كارشناسى در رشته گرافيك دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران است. او نخستين و تنها زن هنرمندى است كه در طول تاريخ برگزارى بى ينال هاى هنرى در كشور چه قبل و چه بعد از انقلاب دبيرى يكى از دو سالانه هاى نقاشى معاصر را بر عهده داشته است. علاوه بر اين، مديريت گروه هنرى دنا، برگزارى بيش از يكصد نمايشگاه انفرادى و گروهى در داخل و خارج از كشور و كسب جوايز متعددى چون جايزه زنان نام آور ايران، جايزه هنرمندان زن ايران و جايزه دوسالانه نقاشى معاصر جهان اسلام نيز از ديگر فعاليتها و افتخارات او در اين سالها به شمار مى رود. از جمله برنامه هاى آتى او برگزارى دو نمايشگاه مهم در دانشگاه آكسفورد و يكى ازموزه هاى معتبر كشور آلمان در سال آينده است. گفت وگوى ما را با او مى خوانيد:
روانشناسان معتقدند ريشه هر چيزى را بايد در كودكى افراد جست. مطمئنم اين قضيه در مورد شما نيز صدق مى كند. اينطور نيست؟
درست است. نقاشى را از بچگى شروع كردم. هميشه شكلهاى متفاوتى را با كاغذ مى بريدم بعد آنها را روى سينى مى گذاشتم و مى زدم و آنها مى رقصيدند. هميشه فكر مى كردم هيچ عروسكى به شكل چيزهايى كه خودم درست مى كنم، وجود ندارد. به همين خاطر فيگورهاى مختلفى به شكل شاه و ملكه و دلقك و نديمه و از اين جور چيزها مى كشيدم، آنها را رنگ مى كردم و بعد در عالم كودكى خودم براى آنها قصه مى ساختم و بازى مى كردم. بعدها كه از ۱۵سالگى به هنرستان رفتم، فهميدم وجود اين حالات به دليل عشق توأم من به ادبيات و هنر بوده است.
درباره اين عشق توأمان بيشتر بگوييد
قبل از اينكه وارد هنرستان نقاشى شوم، خيال مى كردم نويسنده مى شوم. همين عشق به نويسندگى و ادبيات، تأثير بسيارى بر نقاشى من گذاشت. امروز اگر نقاشى هاى مرا ببينيد، متوجه مى شويد كه با ادبيات تلفيقى غيرقابل انكار يافته است. نقاشى من هيچگاه يك نقاشى محض و يك هنر آبستره نبوده و هميشه با ادبيات ارتباط نزديكى داشته است. شايد برخى فكر كنند نقاشى هرچه از ادبيات فاصله بگيرد خالص تر است ولى من چنين اعتقادى ندارم. نقاشى ما به خصوص بعد از اسلام، هميشه متكى بر ادبيات بوده؛ نمونه اش همين مينياتورهاى ايرانى...
پس رابطه چندان خوبى با هنرهاى جديد نداريد...
اصلاً اينطور نيست. من از هر كارى كه در نوع خودش قوى باشد لذت مى برم. من كارهاى آبستره ، هنر مفهومى و هنرهاى جديدى چون ويدئوآرت را هم دوست دارم. اما ممكن است به عنوان يك هنرمند حرفه اى با خيلى از آنها اختلاف عقيده داشته باشم. من خودم هميشه به عنوان يك هنرمند دوست دارم كارم فضايى را براى مخاطب ايجاد كند كه وقتى او در اين فضا قرار مى گيرد، دقايقى از اين عالم پرهياهو كنده شود و آرامش پيدا كند...
هدف شما از ارائه اثر هنرى همين است؟
من با اين هدف اين كار را انجام نمى دهم. كارم را مى كنم و بعد مى بينم كه چنين اثرى بر روى مخاطب مى گذارد. من شخصاً به عنوان خالق آن اثر از اين اتفاق خوشحال مى شوم؛ چون دوست ندارم مخاطب با ديدن آثار من به فكر سختى ها و مشكلات زندگى بيفتد. البته از آن دسته نقاشانى نيستم كه در عالم انتزاعى خودم باشم و به اتفاقات پيرامونم توجهى نكنم. هميشه رويدادهاى اجتماعى را دنبال و آثار ديگران را دراين باره مرور مى كنم، حتى اگر بسيار زمخت و متأثركننده باشد. با اين حال، خودم اينگونه بيان از آثارم را دوست ندارم. فكر مى كنم همه اينها هست، اما بشر يك بعد خوب و زيبا و متعالى هم دارد كه دوست دارم آن را در آثارم نشان بدهم.
شما چقدر به نگاه مخاطب در آثارتان اهميت مى دهيد؟
ببينيد، هنرمند حرفه اى خوشحال مى شود مخاطب كارش را دوست داشته باشد، با اين حال اجازه نمى دهد مخاطب به او خط بدهد. هنرمند كارى را انجام مى دهد كه خودش به آن اعتقاد داشته باشد، حتى با علم به اينكه هيچكس آن را نپسندد. با اين حال، براى خود من هميشه نگاه و نظر مخاطبان اهميت داشته است. گاهى مخاطب حرفى را مى زند و زواياى پنهانى را در اثر آشكار مى كند كه هيچگاه هنرمند به آن فكر نكرده است. براى خود من بارها اين اتفاق افتاده است. من يك كار دارم كه در يك صفحه اى دو فضاى موازى هم هست. يكى از اين فضاها بهشت و ديگرى جهنم است. توى بهشت شيطان نشسته و در جهنم فرشته. منظور من از اين كار اين بود كه بعضى وقتها آدمهادر جاى خودشان قرار نمى گيرند. يك روز يكى از دوستان اين تابلو را ديدو گفت فلانى تو خيلى شعار فمينيستى داده اى. زنان توى آتش مى سوزند و مردان كه شيطان اند، توى بهشت اند. منظور من هيچگاه اين نبود، ولى وقتى دقت كردم ديدم چنين برداشتى هم مى شود كرد.
به نظر شما مخاطبان و تماشاچيان آثار هنرى در كشور ما چقدر حرفه اى هستند؟
راستش را بخواهيد خيلى نه. اين مشكل در زمينه نقد آثار هنرى نيز وجود دارد. البته سواد هنرى مخاطب را مى توان با آموزش ارتقا داد. يكى از دوستان من كارگر بيسوادى داشت كه معمولاً آتليه اش را تميز مى كرد. او ابتدا كه آمده بود، هميشه تعجب مى كرد كه اين نقش ونگارها چيست و قاطى كردن اين رنگها چه مفهومى مى تواند داشته باشد. اما بعد از گذشت چهار پنج سال خيلى چيزها دستش آمدو به كارهاى دوستم علاقه مند شد. حالا هر بار كه به خانه دوستم مى روم، همين خدمتكار مى آيد و مى گويد كار جديد فلانى را ديده اى؟ خيلى زيباست و از كارهاى قبلى اش خيلى بهتر است. به نظر من مخاطب را مى شود آموزش داد. وقتى مخاطب در معرض ديد يكسرى كارهاى اصيل هنرى قرار مى گيرد، رفته رفته قدرت تشخيص و تميز پيدا مى كند. خوشبختانه با افزايش آثار هنرى و نمايشگاهها و سمينارها، اين قضيه سير صعودى به خود گرفته است و مخاطبان ما بسيار حرفه اى تر به آثار هنرى نگاه مى كنند.
از نقد گفتيد؛ به نظر شما چرا منتقد حرفه اى نداريم؟
واضح است. چون منتقد در كشور ما افق روشنى را در انتهاى اين كار براى خود نمى بيند. نظراتش هم براى كسى مهم نيست و هم تأثيرى در روند پيشرفت هنرى كسى نمى گذارد. اين در حالى است كه در خارج از مرزهاى ما بزرگترين اتفاق در روند هنرى يك هنرمند، اين است كه يك منتقد مطرح كار او را نقد كند ولى اينجا اهميتى ندارد چه كسى، چه چيزى درباره آثار هنرى شما مى گويد. به همين خاطر است كه ما نقد جدى  آنگونه كه آثار هنرى را آناليز كند  در ايران نداريم و نقدهايى كه بعضاً صورت مى گيرد، بيشتر بر مبناى روابط دوستانه يا دشمنانه است.
مطمئن باشيد تا زمانى كه اين مسأله حل نشود، هنرمندان ما پيشرفت چندانى نخواهندكرد.
به نظر شما علاوه بر مسأله نقد، چه مشكلات عمده ديگرى برسرراه پيشرفت هنر دركشور ما وجوددارد؟
مهمترين مسأله حاضر ضعف اقتصاد هنرى در كشور ماست. چون هيچ سرمايه گذارى جدى، كلان و بنيادى برروى آثار هنرى نمى شود. اقتصادهنرى دركشور ما خيلى ضعيف است. درهمه دنيا تمام تكيه و فشار هنرهاى تجسمى برروى خريدارخصوصى است، كه متأسفانه در ايران بسيار كم داريم.
خريدار خصوصى تا وقتى نفعى در كارنبيند، اقدام به خريد نمى كند. يك خريدار خصوصى در ايران چون يك تابلويى را دوست دارد، آن را مى خرد، ولى مثلاً در لندن يك خريدار خصوصى فكرمى كند با خريد آثار هنرى فلان هنرمند، مى تواند او را مطرح كند؛ برايش بازارهاى جهانى پيداكند و بعد با آثار او پولدار شود.
بنابراين خريد و فروش آثار هنرى در آنجا سازوكارى مانند بورس پيدامى كند تا آنجايى كه گاهى وقت ها با سرمايه گذارى هايى كه برروى يك هنرمند مى شود، آثار هنرى او به يك پشتوانه مالى براى كشورش تبديل مى شود.
به فرض مثال، شما آثار پيكاسو را ببينيد. نقاشى هاى او به اندازه شمش هاى طلا براى كشورش پشتوانه مالى است. آنها به همين خاطر به نقاشان معاصر خود هم بها مى دهند، با اين تصور كه شايد آثار هنرى آنها نيز روزى بتواند پشتوانه اقتصادى براى كشورشان باشد.
در سالهاى اخير تحركات بيشترى دراين باره انجام شده است. نظر شما چيست؟
اتفاقاتى كه ذكر آنها رفت، درايران هيچگاه رخ نمى داد، ولى حالا كم كم دارد اتفاق مى افتد. مثلاً همين فروش بزرگ تهران؛ براى اولين بار بود كه تمام گالرى ها با يكسال كار مداوم درآن شركت كردند و ازوزارتخانه ها هم آمدند و تعدادى از آثار را خريدند. علاوه بر اين، از لحاظ قانونى نيز دارد روى اين قضيه كارمى شود. گويا لايحه اى در مجلس ششم تصويب شده كه به واسطه آن بخشى از بودجه دولتى مربوط به معمارى و دكوراسيون داخلى وزارتخانه ها و ساختمان هاى دولتى صرف خريد آثارهنرى مى شود.
با اين حال تا رسيدن به وضعيت مطلوب هنوز فاصله زيادى داريم.
از اين مسائل كه بگذريم، شما يك زن هنرمند هستيد. جايگاه زنان را درهنر جامعه ما چگونه مى بينيد.
من معتقدم زنان از جايگاه خوبى برخوردارند. ما گروهى داريم به نام «دنا» . اين گروه شامل ۱۲ زن نقاش است كه من مديريت آن را برعهده دارم.
تا به حال ما ۱۸نمايشگاه گروهى در داخل و خارج ايران برگزاركرده ايم.
در بسيارى از كشورهاى خارجى، وقتى آثار ما را مى ديدند برايشان جالب بود كه سطح هنر زنان ايرانى تا اين حد بالاست. يادم مى آيد خانمى از هلند آمده بود كه درآنجا گالرى داشت و مى خواست يك سرى كار از هنر شرق را از اينجا بخرد و درآنجا به نمايش بگذارد. من ديدم از ۱۶اثرى كه او انتخاب كرده بود، ۱۱اثرش متعلق به زنان جامعه ما بود. او اين انتخاب را بدون اينكه نام هاى مردان و زنان ايرانى را ازهم تشخيص دهد، انجام داده بود.
به نظر شما درجامعه ما زنان هنرمند با چه مشكلات و موانعى روبرو هستند؟ آيا بين آنها و مردان هنرمند تفاوتى وجوددارد؟
ازنظر مخاطب، مطلقاً خير. حتى هنرمندبودن ما از اين بابت امتياز بيشترى هم دارد.
وقتى تماشاگر  چه مرد و چه زن  مى فهمد اثر متعلق به يك زن است، احساس بهترى هم نسبت به آن پيدامى كند.
ازنظر حكومت هم تفاوت چندانى وجودندارد. مشكل اصلى ما، خود همكاران مرد ما هستند. بيشتر آنان خيلى برايشان سخت است وقتى مى بينند محبوبيت يك نقاش زن بالاتر از آنهاست و كارهايش فروش بيشترى دارد.
درواقع فضا را بيشتر، همكاران مرد براى ما تنگ مى كنند. گاهى وقت ها فكرمى كنم از طرف آنها به عقب هل داده مى شويم.
فكرمى كنيد چرا اين قضيه اتفاق مى افتد؟
خيلى ها هنوز همان ديدگاه سنتى را دارند. آنها فكرمى كنند زنان بايد درخانه بنشينند و به آشپزى و خانه دارى و بچه دارى بپردازند. از ديد اين عده حداكثر هنر زن دراين است كه سفره را تزئين كند يا...
اين جمله معروف را حتماً شنيده ايد كه در پشت موفقيت هاى هرمردى، حمايت هاى يك زن نهفته است، به نظر شما عكس اين قضيه هم صادق است؟
مى تواند صادق باشد اما تأثير آن چندان زيادنيست. دليل اين قضيه نيز شايد اين باشد كه مردان از موفقيت هاى همسرانشان چندان نفعى نمى برند. ببينيد درهمه جاى دنيا رسم است كه وقتى يك مرد رئيس جمهور مى شود، به همسر او نيز توجه خاصى مى شود.
همه او را به عنوان بانوى اول كشور مى شناسند و براى او احترام خاصى قائلند. مثلاً خانم رئيس جمهورى آمريكا مى رود يك جايى را افتتاح مى كند، اما عكس اين قضيه صادق نيست. وقتى يك زن رئيس جمهور مى شود، كسى به شوهر او توجهى نمى كند. همسر يك پادشاه، ملكه است. اما شوهر يك ملكه پادشاه نيست. اين يك نگاه تاريخى نهادينه شده است كه خيلى طول مى كشد تا پاك شود. درروابط اجتماعى نيز همين گونه است. مثلاً به يكى مى گويند خانم دكتر، اما كمى كه پرس و جو مى كنيد درمى يابيد اصلاً او دكتر نيست بلكه شوهرش دكتر است.
اين درحالى است كه اگر خانمى دكتر باشد، هيچگاه به شوهر او نمى گويند آقاى دكتر!
خود اين تفاوت، كل ماجرا را بازگو مى كند. به همين خاطر است كه مردها معمولاً از اينكه زنانشان به موفقيتى دست يابند، چندان راضى نيستند، چون درواقع چيزى به آنان نمى رسد. درهنر نيز وضعيت به همين منوال است. شوهر يك زن هنرمند هيچ كاره است ، اما همسر يك مرد هنرمند، اگر مدير نمايشگاههاى او نباشد، دست كم از احترام بالايى برخوردار است. همه او را با دست نشان مى دهند و مى گويند، موفقيت هاى اين مرد، مرهون حمايت هاى اوست. من بسيارى از زنان هنرمند را مى شناسم كه دقيقاً به همين خاطر از شوهرانشان جدا شده اند.
براى رسيدن به موفقيت هاى هنرى راه زنان دشوارتر است يا مردان؟
براى پاسخ به اين سؤال بگذاريد يك مثال بزنم. چندى پيش كه مى خواستند بزرگداشتى براى زنان هنرمند بگيرند، فقط سه نفر را يافتند كه در سنين بالا هنوز نقاش باقى مانده بودند؛ منصوره حسينى ، بهجت صدر وايران درودى را مى گويم. ببينيد كار خيلى سخت است. خيلى ها در ميانه راه مى برند . فكرش را بكنيد هيچ كس قرار نيست از شماحمايت كند شما بايد هم خانه و خانواده تان را اداره كنيد هم بچه هايتان را بزرگ كنيد و در عين حال هم هنرتان را تعالى ببخشيد. بگذاريد برايتان مثال ديگرى بزنم. پسر من رشته علوم تجربى مى خواند. امسال در المپياد كشورى شركت كرده بود و بعداز طى مراحلى ، داشت براى كسب مدال طلا تلاش مى كرد. من هم سال آينده دو تا نمايشگاه بسيار مهم دارم. يكى بهار سال آينده در آكسفورد برگزار مى شود ، كه قرار است تعدادى از متخصصان درباره كارهاى من نظر بدهند ؛ ديگرى هم در يكى از موزه هاى مهم كشور آلمان برپا مى شود. برگزارى اين دونمايشگاه براى من كمتر از مدال طلاى پسرم نبود. ما هردو در يك موقعيت همزمان داشتيم براى رسيدن به اين موفقيت ها تلاش مى كرديم. پسرم گاهى مى آمد آتليه من و كارهايش را انجام مى داد. وقتى مى نشست پشت ميز و كار مى كرد، تمام حواس من پيش او بود كه نگرانى و كمبودى نداشته باشد. من به فكر او بودم، اما كسى به فكر من نبود. او بالاخره طلايش را گرفت، اما من هنوز اندر خم يك كوچه ام. من به عنوان يك زن بايد مراقب همه باشم، ولى به عنوان يك هنرمند ، كسى نيست كه مراقب من باشد. به همين خاطر وقتى در حال نقاشى هستم، احساس تنهايى مطلق مى كنم.
حالا با همه اين قضايا، چه بايد كرد؟
خيلى از زنان فكر مى كنند به خاطر رسيدن به موفقيت هاى هنرى نبايد خود را درگير مشكلات زندگى زناشويى كنند، نبايد ازدواج كنند ، نبايد بچه دار شوند و ... اما اين راه چاره نيست. من به عنوان يك هنرمند نمى توانم بپذيرم يك زن بتواند از احساسات زيبايى چون عاشق شدن و مادرشدن چشم بپوشد. به نظر من يك هنرمند زن حرفه اى بايد فكر كند قرار نيست هيچ كس از او حمايت كند. او بايد از خودش و ديگران حمايت كند. بنابراين در حمايتى كه از ديگران مى كند، خيلى چيزها را هم ياد مى گيرد. بايد پاشنه ها را ور كشيد و اين راه طولانى را پيمود. خود من وقتى ازدواج كردم همه گفتند ديگر تمام شد، بهتراست كار هنرى را تعطيل كنى. اماچنين نشد . بعد كه بچه دار شدم، باز گفتند حتى اگر بخواهى ، ديگر نمى توانى كار هنرى را ادامه بدهى؛ اما من يك هفته قبل از اينكه بچه ام به دنيا بيايد يك نمايشگاه گذاشتم . حتى به دنيا آمدن فرزند ديگرم نيز خللى در كارم ايجاد نكرد ؛ نه اينكه از تربيت كردن آنها چشم بپوشم . من از زمان استراحت خودم مى زدم و در عين حال كه كار هنرى ام را ادامه مى دادم، به شوهر و بچه هايم نيز مى رسيدم، چون معتقد بودم نقاش بودن من براى بچه ها و شوهرم بايد موهبت باشد نه مزاحمت. با اين حال باور كنيد من با پنجاه و يك سال سن، بعداز چند دهه كار هنرى مى گويم ، برقرارى اين تعادل بسيار سخت و طاقت فرساست.
چه راهكارى براى رفع مشكلات زنان هنرمند در جامعه ما ارائه مى دهيد؟
در كوتاه مدت هيچ كارى نمى توان انجام داد. زنان بايد خودشان اين مشكلات را از پيش روى خود بردارند و در طول زمان ثابت كنند آنان چيزى از مردان كم ندارند.
به همين خاطر بود كه دبيرى بى ينال ششم نقاشى معاصر را پذيرفتيد؟
دقيقاً. اين اولين بارى بود كه در تمامى دوسالانه هاى هنرى چه پيش از انقلاب و چه بعد از آن، دبيرى يك بى ينال هنرى را يك زن برعهده داشت. من خودم شخصاً با كار اجرايى موافق نبوده و نيستم چون يك هنرمند را از كار عملى باز مى دارد اما چون به من به عنوان يك زن چنين پيشنهادى شده بود ، فكر كردم كه انجام اين كار مى تواند اطمينان بيشترى براى همه ايجاد كند و نشان دهد يك زن هم قادر به انجام چنين كارهايى هست.
برخورد ديگران با شما به عنوان زنى كه دبيرى بى ينال ششم را برعهده داشت ، چگونه بود؟
اوايل خيلى ها خيال مى كردند من اوامر ديكته شده ديگران را انجام مى دهم، اما وقتى وارد كار مى شدند و مى ديدند چنين نيست، خيلى تعجب مى كردند. من هشت ماه روى اين بى ينال كار كردم و به همين خاطر خيلى خسته شدم . از طرف ديگر از بابت كارهاى مثبتى كه انجام داديم هم بسيار سرزنش شديم؛ با اين حال بسيار خوشحالم كه چنين اتفاقى افتاد. اين گونه كارها اهميت بسزايى در تاريخ رشد زنان در كشور ما خواهد داشت.
گفت وگويمان خيلى طولانى شد. خانم اصولى! صحبت ديگرى نداريد؟
تنها چيزى كه مى توانم به عنوان يك هنرمند نه زن و نه مرد بگويم اين است كه هنر مثل تولد و مرگ است؛ يك سفر تنها، با شكوه و غيرقابل تغيير؛ چيزى است كه تنها يك نفر بايد انجام دهد و لذت آفرينش آن را هم تنها همان يك نفر خواهد چشيد. ما به عنوان يك زن دراين راه مى بايست يك تلاش مضاعف بكنيم؛ چرا ندارد، دنبال دليل هم نبايد بگرديم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |