حسين فدوى
دعوت با پست سفارشى فرزانه كرم پور در بهمن ۱۳۳۳ به دنيا آمده و فارغ التحصيل رشته راه و ساختمان از دانشگاه علم و صنعت است. وى از سال ۱۳۵۹ در همان رشته تحصيلى خود مشغول به كار بوده و از سال ۱۳۷۴ نوشتن را به طور جدى آغاز مى كند. در سال ۱۳۷۶ اولين مجموعه داستان اش را با نام «كشتارگاه صنعتى به چاپ مى رساند» او سه اثر چاپ شده ديگر به نام هاى «ضيافت شبانه ۱۳۷۸» ، «توفان زير پوست ۱۳۸۰» و «دعوت با پست سفارشى ۱۳۸۲» را در كارنامه ادبى خود دارد. دعوت با پست سفارشى رمانى است كه در پى ساختن شخصيت هايش نيست بلكه در پى نشان دادن زندگى آنهاست يعنى واقعيت زندگى آنها، واقعيتى كه به صورت تابلوهاى نقاشى شده درآمده تا با زندگى حقيقى آدمها يكى شود. حوادث و اتفاقاتى كه هر روز در كنارمان رخ مى دهد و بعضى از ما يا شايد همه ما بازيگران و بازيگردان هاى آن باشيم. بازى هايى كه با افتادن پرده ها، برملا مى شود و همگى از ديدن آن متعجب و متحير مى شويم. قصه از اين قرار است كه عده اى براى بازديد از يك نمايشگاه نقاشى دعوتنامه اى با پست سفارشى دريافت مى كنند، آنها بعد از ورود به فضاى غيرطبيعى و عجيب ساختمان با تابلوهايى روبرو مى شوند كه به محض پرده گشايى از آنها توسط نقاش، صورت حقيقى يافته و جان مى گيرند. دعوت با پست سفارشى روايتى است خطى و فراواقعى از واقعيتى كه به تصوير درآمده و نويسنده با پرداخت صحنه هاى غيرواقعى اش آن را براى خواننده واقعى مى سازد.
اين رمان با وجود زن بودن نويسنده اش، دغدغه هاى زنانه ندارد و حرفهاى زنانه هم نمى زند چرا كه خانم كرم پور همان طورى كه در ديگر آثارش نيز نشان داده است، جزو معدود نويسندگان زنى است كه توان فاصله گرفتن از جنسيت خود را هنگام نوشتن دارد و غالب فضاها و موضوعات داستانهايش مردانه است. در اين رمان نيز نشان داده است تا به دور از هر نوع سطحى زدگى، دغدغه معنايى داشته و نگاهى هستى شناسانه به ماجرا دارد حتى به گونه اى كه در پايان، بينش و نگاهش كاملاً در سطح قرار مى گيرد مانند نجات نويسنده از مخمصه پايان داستان.
از نكات مثبت اين كتاب توصيف وفضاسازى هاى خوبى است كه به واسطه آشنايى و استفاده درست از رنگها و تأثيرات آن به وجود آمده است همين طور آشنايى با معمارى ساختمان. تعليق، عنصر قالب ديگرى است كه تا پايان وجود داشته و باعث جذابيت كار شده است اما ايجاز بيش از حد را مى توان يكى از ضعف هاى رمان برشمرد. به طورى كه برخى از صحنه ها به قدرى كم پرداخت شده كه به نظر مى آيد «قبول وضعيت ايجاد شده» مى خواهد به خواننده تحميل شود. اما نكته آخر آن كه نگاه نويسنده به زنان داستان اش نگاهى برابر است. يعنى او به شخصيت هاى زن رمان اش يكسان مى نگرد و حضورى برابر براى تيپ هاى متفاوتى از آنان قائل است.
غريبه اى در اتاق من مهرنوش مزارعى در سال ۱۳۳۰ در شهر تهران به دنياآمده و بيشترين سالهاى كودكى و نوجوانى اش را در شيراز و بنادر جنوب ايران گذرانده است. او يكسال پس از انقلاب يعنى ۱۳۵۸ براى ادامه تحصيل در رشته كامپيوتر به آمريكا رفته و هم اكنون نيز مقيم آنجاست. وى در سال ۱۹۹۱ فصلنامه ادبى فروغ را جهت معرفى ادبيات زنان بنيان و تا سال ۱۹۹۳ آن را منتشر ساخت. از اين نويسنده تاكنون سه مجموعه داستان در خارج از كشور به چاپ رسيده كه او را به اعتقاد عده اى در زمره نويسندگان قابل تأمل دهه هفتاد جاى مى دهد. اين آثار عبارتند از: «بريده هاى نور با پيشگفتارى از منيرو روانى پور ۱۹۹۴ لس آنجلس» ، «كلارا و من ۱۹۹۹ لس آنجلس» و «خاكسترى ۲۰۰۲ لس آنجلس» . «غريبه اى در اتاق من» برگزيده اى است از سه كتاب قبلى خانم مزارعى كه سال ۸۲ توسط نشر آهنگ ديگر در تهران منتشر شد. البته بيشتر داستانهاى اين كتاب از مجموعه آخر او يعنى «خاكسترى» انتخاب شده است. اين داستانها روايت انسان امروز است. انسانى كه در گوشه اى از اين جهان هستى زندگى مى كند و حالات و احساسات خود را در ديگر جست وجو مى كند. حضور زنان على الخصوص زنان مهاجر و احوالات آنان در اين داستانها كاملاً مشهود است. در اين مجموعه غالباً موقعيت و وضعيت يك زن مورد بررسى قرار مى گيرد، زنى كه مهاجرى از كشور ديگرى است. كسى كه در پيله تنهايى خود به سر مى برد، آدم هايى كه در گذشته فرهنگى و انسانى خود زندگى مى كنند و در پى بازگشت به آن اند. در اين داستانها به زمينه هاى سياسى مهاجرت پرداخته نمى شود بلكه هر چه هست انسان است و درونيات او. انسانى كه با جهان بيرون در تعامل است و در پى شناخت و پذيرش آن است. به طور مثال در داستان «غريبه اى در اتاق من» كه نام كتاب نيز برگرفته از آن است، اين فضا حضورى پررنگ تر مى يابد و به گونه اى تمثيلى است از زندگى زنانى كه هستى خود را تسليم سرنوشت محتوم و محكوم خود مى كنند. داستانهاى مزارعى تصويرگر زندگى زنانى است كه با رجوع به خود سعى در بازنمايى وجه فراموش شده خود دارند، وجهى كه در غالب زنان داستان يا بيرون از آن مشترك است. گاهى اين تصويرگرى به صورت خاطره روايت مى شود و فرم خاطره مى گيرد مثل داستان سنگام در مجموع داستانهاى اين مجموعه با نثر و پرداخت يك دست خود، موقعيت هاى متفاوتى از زندگى آدمهايى است كه يا از تنهايى مى گريزند و نسبت به آن واكنش نشان مى دهند يا حضور و وجود خود را در گوشه اى از جهان مزه مزه و تجربه مى كنند. در اين داستانها بى آنكه شعارهاى فمينيستى داده شود در لايه هاى زيرين خود، حرفهاى جدى در اين زمينه دارد.