|
مقابله با كودك آزارى نيازمند بهسازى روابط والدين است
|
|
|
جمهورى اسلامى ايران متعهد به بررسى مسأله كودك آزارى در ايران است. يكى از موضوعات مورد تمركز برنامه جديد مشترك يونيسف و دولت براى سالهاى ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ توجه به پديده كودك آزارى است. تهيه راهكار ارتباطى در اين زمينه جنبه اى حياتى از طرح عملكرد ملى به شمار مى رود. ايران در حدود ۶۶ميليون نفر جمعيت دارد كه بيش از ۳۸درصد آن بين سنين ۱۰ تا ۲۵ سال قرار دارند. برخى برآوردها حاكى از آن است كه ۴۴درصد جمعيت زير ۱۸سال قرار دارد. در سال۱۳۷۳ دولت جمهورى اسلامى ايران پيمان نامه حقوق كودك را به صورت مشروط به تصويب رساند و هم اكنون پروتكل انتخابى حقوق كودك روند تصويبى خود را طى مى كند. طبق گزارشى كه صندوق كودكان سازمان ملل ارائه داده است بهبود شاخص هاى اجتماعى در دهه اخير در ايران ادامه داشته و در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا از بهترين شاخص ها به شمار مى رود. پيشرفت اساسى در گسترش، دسترسى به خدمات اوليه بهداشتى و آموزش ابتدايى و پيشرفت در سوادآموزى زنان به دست آمده است. همچنين ايران به عنوان كشورى داراى درصد بالاى جمعيت جوان اكنون توجه خود را بر سلامت و رشد اجتماعى جامعه جوان معطوف داشته است. با توجه به اين شرايط پديده كودك آزارى در برابر سلامت و رشد اجتماعى در ايران بحثى مهم محسوب مى شود. كودك آزارى چيست؟ در اجلاس مشورتى سازمان بهداشت جهانى در سال۱۹۹۹ درباره پيگيرى و كودك آزارى، متخصصان همه اشكال سوءرفتار جسمى يا عاطفى، سوءاستفاده جنسى، بى توجهى يا استثمار تجارى و انواع بهره كشى كه باعث لطمه بالفعل يا بالقوه به سلامت بقا و رشد كودك باشد را كودك آزارى معنى كردند. «جى ان برى» روانشناس كودك با اشاره به زمانى كه كودكان نسبت به آزار آسيب پذيرتر هستند، مى گويد: اين زمان است كه تصورات در مورد خود، ديگران و دنيا در حال شكل گيرى است؛ هنگامى كه روابط آنها با حالات داخلى خود در حال ريشه گرفتن است و هنگامى كه كسب مهارتهاى مقابله پذيرش و وابستگى آغاز مى شود... آخرين تحقيقات در مورد شيوع كودك آزارى در سال۸۲ در ۶ استان انتخابى خراسان، خوزستان، گيلان، لرستان، زنجان و سمنان نشان دادكه تنبيه جسمى در طى سال قبل آن در مورد كودكان ۱ تا ۵سال ۵۴درصد كودكان ۶ تا ۱۱سال، ۶۴درصد و ۱۲ تا ۱۸سال ۳۹درصد بوده است. اين تحقيقات تنبيه بدنى و عاطفى را رايج ترين انواع آزار معرفى مى كند. اما اين امر ممكن است فقط در تعريف آزار اينگونه به نظر آيد چون كودكان و نه والدين بى توجهى را به عنوان تنبيه يا آزار نمى شناسند. فريده صديق افشار، مدرس آموزش خانواده، كه سابقه اى طولانى در امر آموزش در مدارس دارد در اين زمينه مى گويد: روشهاى تربيتى والدين از نظر بسيارى از مردم به عنوان يك هنجار اجتماعى پذيرفته شده و مرحله اى از زندگى است كه زوجين بدون هيچگونه مطالعه عميق در موردنيازها و مشكلات آن وارد اين مرحله مى شوند. وى مى افزايد: در بسيارى از موارد آمادگى كمى براى مواجهه با فازهاى پدرى و مادرى، ناشى از پيچيدگى هاى زندگى روزمره و يا ايجادشده توسط محيط و يا روابط خانوادگى سخت، يامشكلات سلامت وجود دارد و همچنين حمايتهاى قابل دسترس براى والدين كه با اين مشكلات مواجه مى شوند وجود ندارد، به علاوه والدين اطلاعات لازم در مورد مراحل رشد كودك را نداشته و اغلب اهداف غيرواقعى براى كودكانشان در نظر مى گيرند. وى معتقد است تمام اين مسائل روابط والد و فرزندى را تحت فشار عاطفى شديدى قرارمى دهد و والدين براى كنارآمدن با اين فشارها از الگوهاى خانوادگى قديمى آزارجسمى، عاطفى و آزارهاى ديگر به عنوان وسيله اى براى رويارويى با فشارها استفاده مى كنند. صديق افشار خاطرنشان مى كند: توجيه تنبيه بدنى و عاطفى تحت نفوذ يك رفتار متناقض توسط جامعه حفظ شده است و والدين اعتقاددارند اقدام آنان به تنبيه يك كودك اقدامى كاملاً پذيرفته است. درحالى كه كتك زدن و يا فريادكشيدن بر سر كودك و يا تحقيركردن او به ندرت عمدى انجام مى گيرد. چه ارزش هايى پشتوانه پيشگيرى ازكودك آزارى است. خانواده هسته اصلى جامعه ايرانى محسوب مى شود. دراين جامعه هر فرد مى خواهد در درجه اول خود را به عنوان بخش تفكيك ناپذيرى از گروههاى اجتماعى متفاوت و مرتبط با تعهدات اجتماعى متقابل كه تحكيم كننده جايگاه و يا نقش وى است، مطرح كند. جامعه حامى اين نظريه است كه كودكان به خاطر خوشبختى خودشان و درنتيجه همبستگى خانواده درصورت لزوم به طور جدى مهار و تربيت مى شوند كه اين امر گاه با تندى و خشونت انجام مى پذيرد. درواقع تنبيهات خشن و آزاردهنده به عنوان روى ديگرى از مراقبت به حساب مى آيد. نفوذ اين باور اجتماعى رايج، جلب پشتيبانى جامعه در عنوان كردن اين موضوع به شيوه هاى مؤثر را به نقش مهم و حياتى تبديل مى كند. براى موفقيت و پايدارى تلاش براى پيشگيرى از بروز كودك آزارى جامعه بايد به ديدگاه جايگزين همبستگى خانواده اعتقاد و اعتمادداشته باشد. فريده صديق افشار كه خود حدود ۳۰ سال مسؤوليت آموزش و تعليم كودكان را به عهده داشته است، مى گويد: خانواده اگرچه كوچكترين نهاداجتماعى است. اما به دليل كاركردهاى مستقيم و غيرمستقيمى كه بر تربيت فرزند دارد، مهمترين نهادى است كه شخصيت كودكان درآن پايه ريزى مى شود و تكوين مى يابد. وى داشتن پدرومادرى آگاه و خانواده اى گرم و صميمى را از حقوق مسلم كودك مى داند و تصريح مى كند: كودك مقلد خوبى است كه نياز به الگوهاى مثبت و سازنده دارد. اين مدرس آموزش خانواده اظهارداشت كه در دوران كودكى بچه ها مى توانند آسان تر يادبگيرند و يادگيرى آنها سريع تر از سنين ديگر انجام مى گيرد. وى افزود: خانواده نقش بسزايى را در روند رشد كودك دارد كه با نهادينه ساختن اعتقادات و تعهدات او را به سمت ارزش هايى سوق مى دهد كه داراى يك چارچوب و تابع يك اصول باشد چرا كه يادگيرى مهمترين عامل براى رشد كودك است. صديق افشار افزود: خانواده نقش بسزايى را در روند رشد كودك دارد كه با نهادينه ساختن اعتقادات و تعهدات او را به سمت ارزش هايى سوق مى دهند كه داراى يك چارچوب و تابع يك اصول باشد چراكه يادگيرى مهمترين عامل براى رشد كودك است.
|