|
در فصل سرما امكانات مناسبى براى شنا، دو وميدانى و ... وجود ندارد
انجماد در زمستان
|
|
|
با شروع فصل پاييز و زرد شدن برگها، رفته رفته چهره خيلى از ورزشها هم در ايران زرد مى شود و به قول ظريفى به ريكاورى مى روند. زمستان البته آغاز يك پايان است. نه فقط براى طبيعت كه براى بسيارى از ورزش ها و ورزشكاران و ورزش دوستان . اشتباه نكنيد قرار نيست از زمين هاى فوتبال تيم هاى شمالى كشور بنويسم . چه به هرحال در آن جا ورزش انجام مى شود. حتى اگر پيش از مسابقه زمين را شخم زده باشند! اين اوضاع و احوال البته تنها شامل ورزش هاى مادر و عمومى نمى شود بلكه حتى خود ورزش هاى زمستانى هم در زمستان در تنگناهاى مالى و اقتصادى هستند. آنقدر كه اگر صبح جمعه بخواهيد براى اسكى كردن از تله كابين توچال استفاده كنيد عملاً چنين امكانى برايتان فراهم نيست و دست از پا درازتر بايد به همان پيست هاى اسكى شمشك و ديزين بسنده كنيد كه البته اوضاع و احوال آنجا هم بهتر از توچال نيست . اسكى ورزش طاغوتى نيست اجازه بدهيد گزارشمان را با همان ورزش اسكى شروع كنيم كه به هرحال ورزشى زمستانى است. اسكى پيش و پس از انقلاب تقريباً سرنوشت مشابهى را تجربه كرده است. پيش از انقلاب اسكى متعلق به خاندان سلطنتى و آلمانى هايى بود كه در معدن زغال سنگ شمشك كار مى كردند. حتى دبير فدراسيون هم از سناتورهاى دربار بود. «مرتضى ساوه شمشكى» دبير هيأت اسكى تهران مى گويد: تأسيسات اسكى و ورزش هاى زمستانى بين سالهاى ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۰ وارد ايران شد و البته تكميل پيست هاى ديزين و شمشك تقريباً تا سال ۱۳۵۷ طول كشيد و گرچه آن زمان تأسيسات مورد بحث از بهترين تجهيزات اسكى دنيا محسوب مى شدند اما به دليل وقوع انقلاب، تقريباً تا سال ۱۳۶۰ ورزش هاى زمستانى كه به ورزشهاى طاغوتى معروف شده بودند به محاق رفتند و اين تأسيسات و پيست هاى ديزين و شمشك و هتل هاى آنها به وزارت فرهنگ آن سالها و سازمان ايرانگردى و جهانگردى واگذار شد و سالهاى جنگ تحميلى ،سالهاى فترت اين پيست ها و بطور كلى ورزش هاى زمستانى بود. تا سال ۱۳۶۸ رئيس فدراسيون اسكى معلمى بود كه تدريس را رها كرده بود و به سراغ ورزش آمده بود و اين فرد كسى نبود جز «ساوه شمشكى» برادر بزرگتر دبير جوان و فعلى هيأت اسكى استان تهران. با اين همه شروع جنگ تحميلى و درگيرى هاى نظامى در مناطق كوهستانى و جنگى فرماندهان جنگ را به فكر واداشت تا از امكانات پيست هاى موجود براى آموزش رزمندگان جهت انجام عمليات در مناطق برفى و كوهستانى استفاده كنند و اين مسأله به نوعى موجب آشتى انقلاب و انقلابيون با ورزشهاى زمستانى بود. دراين باره «مهدى كيا دربندسرى» دبير كميته اسنوبرد فدراسيون اسكى مى گويد: «اين مسأله باعث شد بسيارى از نيروهاى بسيجى و سپاهى آموزش اسكى و صحرانوردى و ... را ببينند و علاوه بر كسب مهارتهاى لازم براى مبارزه در جبهه از اين ورزش لذت ببرند واز آن استقبال كنند و اين واقعه را بايد سرآغاز حيات دوباره ورزش هاى زمستانى در ايران دانست. » ورزش تجملاتى با اين همه ورزش اسكى و بطور كلى ورزشهاى زمستانى همچنان ورزش طبقه مرفه و ثروتمند جامعه باقى ماند و هنوز هم كه هنوز است ورزش لوكس و اشرافى محسوب مى شود. چرا؟«دربندسرى» مى گويد : عوامل مختلفى دراين ماجرا دخيل بوده اند و قبل از هرچيز عدم تملك فدراسيون اسكى در خصوص پيست هاى شمشك و ديزين و خور است . چرا كه تا سه سال پيش اين پيست ها در اختيار وزارت ارشاد و سازمان ايرانگردى و جهانگردى بود و بعد از رايزنى هاى فراوان مسأله تملك پيست ها از تملك هتل ها جدا شد و سازمان تربيت بدنى پيست هاى مذكور را به شركت تجهيز خود واگذار كرد و چون آنها نمى دانستند كه چطور بايد از اين پيست ها بهره بردارى كنند ابتدا به صورت قرار داد در اختيار فدراسيون قرار دادند و حالا هم در اجاره فدراسيون اسكى است. فدراسيون اسكى از اعتبارى در حد ۳۰ميليون تومان برخوردار است واين رقم كفاف هزينه هاى جارى اش را هم نمى كند چه رسد به تأمين نيازهاى اسكى پيست هاى خود را يكى يكى اجاره مى دهد و در حال حاضر هم بنا به گفته يك منبع آگاه در فدراسيون اسكى پيست ديزين با مبلغى بالغ بر ۵۵۰ ميليون تومان براى يك فصل به يك سرمايه گذار خصوصى اجاره داده شده است. دومين علت اما در مورد اشرافى ماندن ورزش اسكى گران بودن تجهيزات موردنياز آن است دراين باره«مهدى كيادربندسرى » مى گويد: براى تأمين تجهيزات اسكى آلپاين لااقل به ۳۰۰هزارتومان پول احتياج داريدو اين رقم گاه به يك ونيم ميليون تومان مى رسد كه براى همين تجهيزات ملى پوشان اسكى ما چاره اى جز خريد به همين قيمت نداشتيم.» از «مرتضى ساوه شمشكى» مى پرسم چرا تجهيزات اسكى گران است و او پاسخ مى دهد: چون امكان واردات آنها بسيار دشوار است و چندسال پيش هم قرار شد فدراسيون خودش تجهيزات را به نرخ ارز دولتى وارد كند و بفروشد كه اتفاقاً استقبال خوبى از آن شد اما به علت محدوديت منابع مالى فدراسيون اسكى اين فدراسيون قادر نيست سالانه بيش از ۲۵۰ جفت چوب اسكى و وسايل آن را در اختيار علاقه مندان قرار دهد و همين مسأله باعث گرانى اين ورزش شده است. با اين همه او معتقد است: مشكل ورزشهاى زمستانى تنها گرانى تجهيزات آن نيست بلكه فرسوده بودن امكانات موجود در پيست هاى كشور كه از عمر ۴۰ تا ۵۰ساله برخوردارند هم مزيد بر علت شده تا امكان ارائه امكانات به ميزان تقاضا وجود نداشته باشد و اين در حالى است كه در ايران مناطق بسيار خوب و مناسبى براى احداث پيست هاى اسكى ۷ماهه و ۸ماهه وجوددارد. مناطقى چون البرز مركزى و علم كوه و منطقه «مخمل چمن» توچال و «پى نم» ديزين. علاوه بر اين كم بودن خطوط تله كابين و تله اسكى شهر و تله اسكى در مناطق ديزين و شمشك و توچال باعث شده براى ورزشهاى زمستانى مثل اسنوبرد و اسكى و صحرانوردى توان پاسخگويى به تمام تقاضاهاى موجود وجود نداشته باشدو اگرچه در سالهاى بعد از انقلاب تعداد پيستهاى سراسر كشور به ۱۳پيست رسيده است اما اسكى همچنان ورزشى تجملاتى و لوكس و اشرافى باقى مانده است. دووميدانى تعطيل است به سراغ ورزش مادر و يا به عبارت صحيح تر مادر ورزشها مى رويم. اوضاع ورزش دووميدانى در زمستان چطور است؟ عليرضا حبيبى دونده و قهرمان كشور كه تاكنون چندين بار ركورد پرش طول و سه گام جوانان ايران را تغيير داده وبهتر كرده است در اين باره مى گويد: «در كشور ما برخلاف اغلب كشورهاى جهان با شروع فصل زمستان رشته دووميدانى به محاق مى رود و علت اصلى آن هم كمبود سالن سرپوشيده و مجهز به سيستم گرماى مناسب براى تمرين كردن است.» او به تنها سالن دووميدانى استان خراسان رضوى اشاره مى كندو مى گويد: «با آنكه بعد از سالها در اين استان اولين سالن سرپوشيده دووميدانى احداث شده است اما به دليل نداشتن اعتبارى معادل ۳۰۰ تا ۴۰۰ميليون تومان تارتان اين سالن هنوز ريخته نشده است و در نتيجه امكان استفاده از اين سالن وجود ندارد.» به رغم او تنها چند سالن دووميدانى خوب در كشور وجود دارد كه مربوط به شهرهاى تهران و اروميه و رشت مى شود. او درباره علاقه مندان به ورزش دو و سرنوشتشان در زمستان مى گويد: «در زمستان به دليل سرما علاقه مندان به دووميدانى بعد از چندى تحمل سرما بالاخره از اين رشته كلافه مى شوند و آن را رها مى كنند و سراغ بدنسازى و كاراته مى روند.» از طرف ديگر «احسان حدادى» اولين ايرانى صاحب طلاى قهرمانى جهان در رشته پرتاب ديسك در اين باره نظرات خواندنى دارد. او مى گويد: «به ورزشهاى مربوط به رشته دووميدانى اصلاً در ايران اهميت داده نمى شود و اصلاً ما زمين مناسب براى تمرين نداريم و در تابستان و فصول گرم و حتى پاييز بالاخره مى توانيم با كلى دربه درى در ورزشگاههاى اصفهان و اروميه و بندرعباس تمرين كنيم. اما در زمستان عملاً اين امكان از ما گرفته مى شود و ما ناچاريم عملاً اين ورزش را تعطيل شده بدانيم و اين در حالى است كه در تمام دنيا گرم ترين رقابتها در فصل زمستان و در سالنهاى سرپوشيده برگزار مى شود و ما حتى يك سالن سرپوشيده خوب براى پرتاب ديسك نداريم و اجازه تمرين در زمينهاى چمن را هم به ما نمى دهند و مى گويند پرتاب ديسك موجب از بين رفتن چمن براى انجام مسابقات فوتبال مى شود. شنا در زمستان به سراغ«وحيد مرادى» مدير فدراسيون شنا مى رويم. او البته از برگزارى مرتبط ليگ واترپلو در ۱۰سال گذشته در كشور خبر مى دهد و از اينكه اين فدراسيون تمام تلاش خود را براى تأمين نيازهاى علاقه مندان به ورزش شنا بويژه در زمستان به كار مى بندد و با اين حال همواره شرمنده متقاضيان اين رشته جذاب است كه مى توانددر زمستان بسيارى از جوانان را به سوى خود جلب و جذب كند سخن مى گويد. او مى گويد:«الآن در مسابقات شنا ما تنها كشورى هستيم كه در تمام قاره آسيا ليگ شنا داريم و با اين حال به دليل كمبود شديد امكانات سخت افزارى در اين رشته ورزشى همواره شرمنده خيل عظيمى از مشتاقان ورزش شنا بويژه در فصل زمستان هستيم. » او آمارى را ارائه مى دهد كه براساس آن در كل كشور ۳۵۳ استخر روباز و سرپوشيده موجود است و از اين ميان ۷۶۰ استخر روباز هستند و عملاً در زمستان و حتى پاييز واوايل بهار امكان بهره بردارى از آنها وجود ندارد و مى ماند يك مملكت ۷۰ميليون نفرى و ۶۴۳ استخر سرپوشيده كه البته به گفته «مرادى» بسيارى از اين استخرها غيراستاندارد هستند و حتى استخرهاى ۱۲مترى سوناى كوچك هم در اين آمار لحاظ شده است. جالب تر اينكه از ميان ۱۳۵۳ استخر موجود در كشور ۳۱۵ استخر روباز و ۳۲۹ استخر سرپوشيده فقط در تهران متمركز است و اين يعنى جمعيتى معادل ۵۰ميليون نفر تنها ۳۱۴ استخر سرپوشيده در زمستان دارد و در استانهاى سردسيرى مثل آذربايجان غربى تنها ۸باب استخر سرپوشيده وجوددارد و اين رقم در استان آذربايجان شرقى ۶باب است و در كردستان ۶باب. «مرادى»مى گويد:«اگر بخواهيم خوشبينانه به ماجرا نگاه كنيم سرانه استخر در تابستان براى هر نفر در كشور ۵هزارم درصد است و اين رقم در زمستان به صفر بسيار نزديكتر از اين است و آيا اين به نظر شما فاجعه نيست؟» اين در حالى است كه قرار است با اجراى طرح جامع ورزش سرانه فضاى ورزشى در كشور از ۴۶ سانتيمتر به يك متر برسد و شايد همين نشانگر اوضاع قمردر عقرب ورزش كشور به طور كل و ورزش در زمستان به طور خاص باشد كه از اين مجمل حديث مفصل مى توان بسيار خواند.
|