گفت و گو از يوسف ناصرى
سياست خارجى تركيه در دوره نخست وزيرى «رجب طيب اردوغان» نخست وزير آن كشور، موضوع گفت و گوى «ايران ديپلماتيك» با دكتر «رحمن قهرمانپور» كارشناس ارشد مسائل خاورميانه است.
توجه خوانندگان گرامى را به مطالعه اين مصاحبه دعوت مى كنيم.
* سياست خارجى دولت «رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه در چه بسترى شكل گرفت؟
- در سطح خارجى، عوامل تأثيرگذار بر سياست خارجى تركيه چند عامل زير مؤثر بودند:
نخست، فروپاشى اتحاد شوروى و پايان جنگ سرد بود كه تركيه تا حدى اهميت ژئوپولتيك خود در منطقه را از دست داد. دومين مسأله، منازعاتى بود كه پس از جنگ سرد در منطقه خاورميانه رخ داد و «تورگوت اوزال» به رغم مخالفت نظاميان وارد جنگ خليج فارس شد. مسأله سوم، ادعاى تركها براى ايجاد جهان بزرگ تركها بود كه منطقه قفقاز و آسياى مركزى را هم در بر مى گرفت. مسأله بعدى هم منازعات بالكان بود كه تركها با آنها احساس قرابت فرهنگى داشتند و تركيه تمايل داشت در آن منطقه تأثيرگذار واقع شود.
در سطح داخلى هم مى توان به رشد فعاليت اسلام گرايان تركيه اشاره كرد كه به عنوان نيرويى مطرح شده و تحت حمايت تجار اسلام گرا - ببرهاى آناتولى - قرار گرفته بودند. نيروى دوم، همان پان تركيستها بودند كه مسأله قره باغ و بالكان منجر به تقويت آنها شد. نيروى سوم فعال در عرصه داخلى سياست خارجى تركيه افراد معتقد به كماليسم (نظاميان و سكولارها) بودند كه به تبع افول اين ايدئولوژى، توان اين نيرو تضعيف شده و اردوغان در سال ۲۰۰۲ كه به قدرت رسيد، با اين گروهها مواجه بود. البته «مايكل روبين» مشاور «جورج بوش» در امور مسائل عراق اعتقاد داشت كه اردوغان نماينده جريان عثمانى گرايى جديد است و به طور طبيعى، با آمدن دولت جديد، روابط تركيه با آمريكا و اسرائيل دچار تنش خواهد شد.
البته اردوغان در سمت نخست وزيرى سعى در ايجاد يك نوع اجماع در ميان نخبگان ترك داشت و به اين قاعده كه در زمينه توسعه سياسى كشورهاى در حال توسعه مطرح مى شود، توجه داشت كه با كاهش يافتن ميزان اجماع نخبگان و به تبع آن پيروى از خواسته هاى در حال تغيير مردم، زمينه براى پيشبرد توسعه سياسى تضعيف مى شود. بنابراين اردوغان با نخبگان ترك ديگر وارد تعامل شد و تركيه را بعد از ۴۰ سال به ايستگاهى رساند كه آغاز مذاكرات با اتحاديه اروپا اعلام شود، يعنى در عمل، او هدفى را تحقق بخشيد كه سكولارها از انجام آن ناتوان بودند. اردوغان فضاى نظام بين الملل پس از ۱۱ سپتامبر را درك كرد و انرژى دستگاه سياست خارجى و نخبگان ترك را در راستاى عملى كردن آغاز مذاكرات الحاق به اتحاديه اروپا متمركز كرد.
* آيا دولت اردوغان در مواجهه با بحران عراق توانست منافع ملى تركيه را تأمين كند و مورد حفاظت قرار دهد؟
- ايالات متحده انتظار داشت كه در جنگ با رژيم بعث عراق از خاك تركيه در جهت استقرار نيروهاى نظامى اش بهره بگيرد، اما افكار عمومى تركيه نسبت به آمريكا به شدت بى اعتماد شده بود و با مخالفت پارلمان تركيه در استقرار نيروهاى آمريكايى در خاك تركيه، آمريكا با واقعيت دموكراسى در همسايه شمالى كشور عراق روبرو شد و به ناچار به اين فرايند دموكراتيك تن در داد.
با اقدام دموكراتيك پارلمان تركيه، اين كشور مورد تشويق اتحاديه اروپا كه مخالف جنگ عليه عراق بود، قرار گرفت و برخى از رهبران اروپا از جمله «ژاك شيراك» احساس كردند كه آنكارا مى تواند در مقابل خواسته هاى آمريكا - حداقل در برخى موارد - تسليم نشود. بعد از حمله آمريكا و متحدانش به عراق، تنش در روابط تركيه و آمريكا به وجود آمده بود و اين وضع به نفع اردوغان و تا حدى نيز به نفع واشنگتن نبود. بالاخره اردوغان نياز به حمايت آمريكا داشت تا در مقابل سكولارها موقعيت خود را تقويت كند. به همين خاطر، اردوغان براى حل اين معضل از پارلمان درخواست كرد كه با اعزام نيروهاى ترك به عراق موافقت كند و تصويب اين درخواست به نوعى به بهبود روابط تيره شده آمريكا و تركيه كمك كرد، اما به خاطر مخالفت كردهاى عراق، در عمل نيروهاى تركيه به عراق اعزام نشدند. در واقع، دولت اردوغان نه روابطش را با آمريكا تخريب كرد و نه نسبت به افكار عمومى تركيه بى توجهى نمود. اتخاذ چنين سياستهايى به نفع تركيه تمام شد. بعدها هم با جدى تر شدن روند مذاكرات الحاق تركيه به اتحاديه اروپا، حساسيت آنكارا نسبت به ورود در معادلات عراق كاهش يافت و اردوغان درك كرد كه در بحران عراق نبايد به دنبال ماجراجويى باشد. به تعبير ديگر، مسأله پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا قضيه دخالت آنكارا در عراق را تحت الشعاع خود قرار داد.
* «بولنت اجويت» نخست وزير سابق تركيه در ديدار با «احمد نجدت سزر» رئيس جمهورى كنونى تركيه، ضمن بحرانى توصيف كردن عراق، خطر عليه تركيه را يادآور شده بود. چنين اظهار نظرى با هدف تحت فشار قرار دادن دولت جديد هست يا اينكه خطر تجزيه همچنان كشور تركيه را تهديد مى كند؟
- بولنت اجويت و نظاميان تركيه جزو محافظه كاران اين كشور هستند. آنها همواره پيش فرضها و پيش ذهنيت هايى دارند كه عمدتاً مربوط به تاريخ است و براساس سنت فكرى خود معتقدند كه امنيت ملى تركيه و تماميت ارضى كشورشان همواره در حال تهديد است و با امنيتى كردن فضاى اين كشور مى خواهند از مطرح شدن انتقادات مختلف جلوگيرى كنند و زمينه براى بر سر قدرت ماندن نسل قديمى مهيا شود.
* چه شاخصه اى را مى توان ذكر كرد كه دولت جديد تركيه از منافع خود در عراق به خوبى حفاظت كرده و در تأمين آن موفق نشان داده است؟
- اگر اولويت اول منافع ملى تركيه را به حفظ امنيت بدهيم، مى توان گفت كه تركها موفق عمل كرده اند، چون آنها به دنبال مسائل ايدئولوژيك نيستند و برخلاف ديگر همسايگان عراق خواهان آن نيستند كه آمريكا در عراق زمينگير شود. البته آنها از مسأله تركمانها و قضيه كركوك استفاده ابزارى مى كنند. اردوغان و دولت او قصد دارند فضايى پيش بيايد و در عراق با همكارى آمريكا در زمينه اقتصادى نيز موفقيت لازم را كسب كنند.
* اعضاى اتحاديه اروپا حداقل ۱۵-۱۰ را براى مذاكرات درازمدت الحاق تركيه به اتحاديه لازم و ضرورى ارزيابى مى كنند، ولى دولت اردوغان به گونه اى وانمود مى كند كه عضويت تركيه در اتحاديه حداكثر در چند سال آينده تحقق خواهد يافت. آيا الحاق سريع تركيه به اتحاديه مذكور قابل تصور هست؟
-خير، از لحاظ فاكتورهاى جامعه شناختى مى توان گفت كه تركيه حدود ۸-۷ دهه با اروپاى كنونى فاصله دارد. به هر حال، مردم مسلمان تركيه نمى توانند به راحتى خود را با هنجارهاى اروپايى تطبيق بدهند و گفتمان كماليسم هم با اين هنجارها سازگار نيست. اما تركيه براى اروپا سرمايه باارزش ژئواستراتژيك و ژئوپولتيك است. لذا اتحاديه اروپا در قبال تركيه با يك «معضل دوجانبه» مواجه شده است؛ به اين صورت كه نه مى تواند تركيه را به راحتى به عنوان عضو بپذيرد و نه درخواست عضويت آن را رد كند. اگر تركيه عضو اتحاديه اروپا شود، تعداد نمايندگان اين كشور در تركيه افزايش خواهد يافت و با عملى شدن قانون اساسى اتحاديه اروپا در سال ،۲۰۰۹ به عنوان قدرت قابل توجهى در تصميم گيرى هاى اتحاديه حداقل در حد اسپانيا و يا در حالتى ايده آل، هموزن با سه كشور بزرگ اروپايى ظاهر خواهد شد و اروپايى ها به اين نگرانى ها واقف هستند.
|
|
|
چون مسأله عبور و مرور آزاد كارگران ترك با جمعيت ۷۰ ميليون نفرى بسيار مشكل ساز خواهد شد. اگر هم اتحاديه اروپا، تركيه را به عنوان عضو نپذيرد، به صورت ضمنى، مسأله برخورد تمدن ها را تأييد كرده است. اما اروپايى ها اميدوار هستند با گذشت زمان، تركيه خود را با تحولات اروپا هماهنگ كند و به نوعى، مذاكرات الحاق فيصله يافته فرض نشود و رهبران اروپا نيز به طور مكرر گفته اند كه مذاكرات با تركيه ادامه خواهد يافت. با اين حال، فارغ از برخوردهاى لفظى متداول، شخص اردوغان در يك دوره هم گفته بود كه عضويت تركيه تا قبل از سال ۲۰۱۵ امكان پذير نيست. البته ترك ها مايل هستند كه تا ۱۰ سال ديگر عضو اتحاديه اروپا شوند. ولى به اعتقاد كسانى همچون ژاك شيراك، الحاق تركيه به اتحاديه تا قبل از ۲۰۳۰ تحقق نخواهد يافت. به هر حال، مسأله تعديل اقتصادى و تغيير قوانين اقتصادى و حقوقى تركيه مطابق با قوانين پيچيده اتحاديه اروپا كارى بسيار دشوار است و با يك يا دو سال مذاكره اين مشكلات برطرف نخواهد شد. مسأله قبرس و موضوع حقوق و آزادى كردهاى تركيه هم مطرح است و اگر با يك نگاه خوش بينانه به قضايا نگاه كنيم، عضويت تركيه در سال ۲۰۱۳ يا ۲۰۱۵ ميلادى زمان مناسبى براى هر دو طرف درگير در اين مذاكرات خواهد بود.
* استانداردهاى مورد تأكيد اتحاديه تا چه حد واقعى و تا چه حد نزديك به آن چيزى است كه ترك ها از آن به عنوان مانع عضويت تركيه محسوب مى كنند؟
-بسيارى از اين معيارها واقعى است، مانند مسأله حقوق بشر و برخوردهاى اقتدارگرايانه اى كه در تركيه به چشم مى خورد. هر چند كه دادگاه هاى نظامى برچيده شدند و حكم اعدام بنا به درخواست اروپايى ها در تركيه لغو شد، ولى در نهايت تركيه، فرهنگ اروپايى را ندارد و تركيه امروز محصول تاريخ، حكومت عثمانى ها و فرهنگ آن است و اين انتظار منطقى نيست كه اين كشور بتواند يك شبه متحول شود.
اردوغان هم با واقع بينى از اروپايى ها خواسته است كه فرصتى ۱۰ ساله به تركيه بدهند تا اصلاحات لازم به عمل آيد. ناگفته نماند كه اختلاف فرهنگى بين اروپايى ها و مردم تركيه وجود دارد؛ مانند طرز پوشش و آداب غذا خوردن و حتى مسائل كم اهميت تر كه در قوانين اتحاديه پذيرفته شده مثل اينكه صداى آژير آمبولانس از حد معينى فراتر نرود و يا حتى ممنوعيت غذاهاى سنتى اى مثل كله و پاچه.
* آيا دولت اردوغان مى تواند مسأله قبرس را حل كند يا اين كه اين موضوع به يك معضل اساسى تبديل شده است؟
مسأله قبرس با رفراندومى كه چندين ماه قبل برگزار شد به سوى يافتن يك راه حل نهايى در حال پيش رفتن است، ولى در قضيه همه پرسى، اين يونانى تباران ساكن قبرس جنوبى بودند كه با اتحاد دو قبرس مخالفت كردند و ترك هاى قبرس شمالى با وحدت دو قبرس موافقت نشان دادند. در مجموع، مخالفت با همه پرسى و نپذيرفتن مشروعيت سازمان ملل متحد براى حل مناقشه توسط يونانى تبارها به نفع ساكنان قبرس شمالى و به تبع تركيه تمام شد. چون «رئوف دنكتاش» رهبر ترك هاى قبرس شمالى با تشويق تركيه بعد از دو دهه مخالفت، با برگزارى همه پرسى اتحاد دو قبرس موافقت كرد، ولى حل اين مشكل هم مستلزم گذر زمان است. چون كشورهاى جهان سومى، واقعيتى را كه بايد ۵ سال بعد بپذيرند، هم اكنون نمى پذيرند و شايد اين مشكل به ويژگى هاى فرهنگى و تاريخى اين نوع كشورها شود. بعضى از پژوهشگران هم به اين نتيجه رسيده اند كه در خاورميانه نمى توان با بحث ها و گفت وگوهاى روشنفكرانه، مشكلات را حل كرد. اما ترك ها بعد از مدتى كه بالاخره واقعيت ها را مى پذيرند، ديگر حاضر نمى شوند از درك جديد خود عقب نشينى كنند. براى مثال، الآن نظاميان تركيه، واقعيت اسلام گرايان اين كشور را پذيرفته اند و در صدد حذف آنها نيستند.
*نخست وزير تركيه گفته است بيش از آنچه كه ما به عضويت دراتحاديه مى انديشيم، اتحاديه اروپا به تركيه نيازمند است...
- اين هم بيان زيركانه اى است كه اردوغان مطرح كرده است. درمذاكرات اخير بروكسل، هم او حاضر نشد قبرس جنوبى را شناسايى كند ودرنهايت، هم ما شاهد آن بوديم كه تونى بلر، گرهارد شرودر و سيلويو برلوسكونى فرمول اردوغان را پذيرفتند. اردوغان درآنجا گفت: «قبرس خط قرمز ما است و من آن را به رسميت نمى شناسيم . حتى اعلام كرد: درصورت اصرار اروپايى ها دراين قضيه، جلسه را ترك مى كند.اردوغان با سياست به لبه پرتگاه بردن قصد داشت حداكثر امتياز را از مذاكره با سران اتحاديه اروپا كسب كند. درنيم ساعت آخر كه رئيس جمهورى قبرس جنوبى اعلام كرد اگر تركيه، قبرس جنوبى را به رسميت نشناسد، درخواست عضويت به اتحاديه را وتو مى كند، همه چيز با مهارتهاى ديپلماتيك اردوغان معكوس شد.
فرمولى كه اردوغان ارائه كرد گسترش اتحاديه گمركى از ۱۵ كشور به ۲۵ كشور اتحاديه اروپا بود كه قبرس نيز يكى از اعضاى آن به شمار مى آيد. پذيرش اين طرح توسط اتحاديه به معناى اين بود كه تركيه به طور ضمنى قبرس را به رسميت شناخته است.
*ترك جلسه سران اتحاديه اروپا، موقعيت اردوغان را درصحنه داخلى تركيه تضعيف كرد؟
- تهديد به ترك جلسه جزو مانورهاى ديپلماتيك بود. چون تركيه به عنوان كشورى جهان سومى ودرحال توسعه ابزارهاى چانه زنى زيادى دراختيار ندارد، به ناچار به اين اقدام روى آورد. ترك آن جلسه، منجر به تضعيف موقعيت اردوغان وباعث تقويت مواضع پان تركيستها واحزاب مخالف درتركيه مى شد. «دنيز بايكال» رهبر حزب اپوزيسيون درتركيه اعلام كرد: «ما اين همه، امتياز داريم ولى آنها ما را تحقير دادند». اردوغان درآن جلسه اعلام كرده بود: «شما ۷۰ مليون ترك را فداى ۷۰۰ هزارنفر قبرسى كرده ايد ومن نمى توانم اين موضوع را براى ملتم توضيح دهم». اما تركها از ۱۰ هفته قبل ازمذاكرات بروكسل به دقت برنامه ريزى كردند وما نتيجه تحرك ديپلماتيك تركها را دراجلاس ۱۷ دسامبر ۲۰۰۴ (۲۷ آذرماه ۱۳۸۳) درنشست سران اتحاديه اروپا شاهد بوديم. درهمان روز ، بازار بورس تركيه به شدت دچار افت شد، ولى بعد از كسب موفقيت اردوغان، به سرعت اوضاع تغيير يافت وارزش سهام ارتقا پيدا كرد.
*به درازا كشيدن مذاكرات چه مفهومى دارد؟
- تقريباً نتيجه اين مذاكرات معلوم است وبه احتمال زياد، تركيه در زمان ۱۵- ۱۰ سال آينده به عضويت اتحاديه پذيرفته خواهد شد. اما اين عضويت نياز به تطبيق جامعه تركيه با معيارهاى مورد نظر اروپايى ها ومتقاعد كردن افكار عمومى اروپا دارد. درحال حاضر، بحث تغيير رهبران سوسيال دموكرات هاى اروپا مانند بلر، شرودر وحتى شيراك بسيار مشكل ساز خواهد شد. درصورتى كه ساركوزى مخالف سرسخت عضويت تركيه دراتحاديه اروپا جانشين شيراك شود، تركها به قدرى توانمند عمل كنند كه افكار عمومى كشورهاى اروپايى را به سمت خود سوق دهند. تركيه هم تحولات زيادى را دراين چند سال پشت سرگذاشته ومثلاً شوراى امنيت ملى تركيه به يك نهاد مشورتى تبديل شده است. به نظر مى رسد كه تركيه به صورت معقولى روند اصلاحات خود را تداوم بخشد وبا عضويت دراتحاديه اروپا ، اوضاع اقتصادى آن نيز متحول شود.
*البته تركيه با درآمد سرانه ۲ هزار دلار با ميانگين ۱۵ هزار درآمد سرانه اتحاديه فاصله زيادى دارد؟
- الآن تركيه عملاً برمعيارهاى سياسى تأكيد دارد واوضاع اقتصادى مجارستان ومالت بهتر از تركيه نيست. تركيه به نوعى بدشانسى آورد. چون دردهه ،۱۹۸۰ اتحاديه اروپا برمعيارهاى اقتصادى تأكيد داشت، ولى درآستانه دهه ۱۹۹۰ ، درحالى كه شرايط اقتصادى تركيه به سمت بهبود مى رفت، با از بين رفتن بلوك شرق، معيارهاى سياسى دراولويت قرارگرفت وتركيه هم دراين زمينه درآغاز راه است. آنچه كه تركها درك درستى از آن كسب كرده اند، اين است كه تركيه درسلسله مراتب جهانى قدرت حتى مانند كشورهاى اروپايى داراى قدرت نيست.
درمجموع، مى توانم بگويم كه اردوغان بعد از رسيدن به قدرت به جاى درافتادن با مدار قدرت نخبگان ترك ويا محتمل ترين وضعى كه پيش بينى مى شد، يعنى زدو بند با نخبگان حاكم وتلاش براى حفظ وضع موجود، به گزينه سوم روى آورد وتلاش كرد اجماعى دربين نخبگان ايجاد كند وتركيه را ازمنازعات داخلى وتأثير پذيرى از فرايندهاى داخلى تا حد قابل توجهى نجات دهد وتغييرات به وجود آمده را به درستى مديريت كند.