سه شنبه ۲۲ دى ۱۳۸۳ - ۲۹ ذيقعده ۱۴۲۵
Tue, Jan 11, 2005
ويژه ۳
۳۰۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
دكتر «رحمن قهرمانپور» در گفت و گو با «ايران ديپلماتيك» :
هند، جابه جايى قدرت حزبى
پيرمحمد ملازهى
سال۲۰۰۴ براى دولت راست گراى «آتل بيهارى واجپايى» و حزب «بهاراتيا جاناتا» (بى جى پى) سال مبارزه براى حفظ قدرت بود، مبارزه اى كه بين «واجپايى» و «سونيا گاندى» رهبر حزب كنگره درگرفت، بسيار فشرده بود و گاه اين طور تصور مى شد كه اصل ايتاليايى خانم گاندى بيوه راجيو گاندى نخست وزير اسبق هند به عنوان نقطه ضعف اصلى حزب كنگره مورد بهره بردارى حزب بهاراتيا جاناتا قرار گيرد. چندبار، واجپايى نخست وزير وقت هند به صراحت بر روى مسيحى بودن مذهب و تبار ايتاليايى خانم گاندى اشاره كرده بود، با اين حال، بعد از برگزارى چهاردهمين انتخابات «لوك سابا» پارلمان ملى هند روشن شد كه هندى ها مذهب مسيحى و تبار ايتاليايى خانم گاندى را چندان جدى نمى گيرند و او را به عنوان عضوى از يك خاندان بانفوذ هندى پذيرفته اند كه سه نسل پى در پى نخست وزيران قدرتمندى به جامعه هند تقديم كرده است، «جواهر لعل نهرو» اولين نخست وزير هند پس از استقلال خانم «اينديرا گاندى» كه از قدرتمندترين نخست وزيران هند بود و بالاخره راجيو گاندى شوهر متوفاى سونيا گاندى و پسر اينديرا گاندى، حزبى را رهبرى و هدايت كرده اند كه سابقه اى ۱۱۹ساله را پشت سر خود دارد و هندى ها هنوز حزب كنگره را به نام رهبران آن مى شناسند.
در جريان انتخابات دوره چهاردهم مجلس ملى هند، مردم نشان دادند كه دموكراسى در كشورشان از پويايى لازم برخوردار است و جابه جايى مسالمت آميز قدرت از طريق مراجعه به آراى مردم امكانپذير است. پذيرش اين واقعيت كه در هند برخلاف پاكستان، كشور رقيب هند، چرخه قدرت در روندى سالم و از طريق انتخابات عمومى امكانپذير است، امتيازى است كه هند دارد و از همين زاويه بود كه جابه جايى قدرت حزبى از اهميت بالايى برخوردار مى شود. البته حزب بهاراتيا جاناتا در موقعيت تقريباً غيرمنتظره اى شكست خورد و به همين دليل، در پى شكست اين حزب در انتخابات بحث هاى كارشناسى زيادى در داخل هند درباره دلايل اين شكست نابهنگام مطرح شد. هر چند كه وحدت نظر كافى درباره علل شكست بهاراتيا جاناتا وجود نداشت، ولى چندنكته اساسى مورد توجه كارشناسان قرار گرفت، از جمله روى گردانى مسلمانان هند از حزب بهاراتياجاناتا به دليل كشتارهايى كه در ايالت «گجرات» هند پيش آمد و رهبران حزب بى جى پى را با مشكل روبرو كرد. عدم توانايى آنها در كنترل اوضاع و رواج اين شايعه كه دولت محلى مورد حمايت آتل بيهارى واجپايى خود در تشديد بحران دست داشته است، اعتبار حزب بهاراتيا جاناتا را مخدوش كرد. علاوه بر اين، حمايت بى جى پى از گروههاى مذهبى تندرو نظير «آر. اس. اس» و شوراى جهانى هندو باعث كاهش اعتبار و محبوبيت دولت واجپايى شد؛ اين در حالى بود كه رهبران حزب حاكم وقت ارزيابى واقع بينانه اى از تحول در افكار عمومى نداشتند وفكر مى كردند كه شرايط همچون هشت سال قبل از آن است كه آنها از محبوبيت بالايى در جامعه هندو برخوردار بودند.
در مقابل، حزب كنگره هندكه به مدت ۸سال از قدرت دور بود، سياست تبليغاتى هوشيارانه ترى در پيش گرفت و به گونه اى رفتار كرد كه علاوه بر نيروهاى وفادار سنتى بخشى از تندروهاى هندو را نيز به طرف شعارهاى ميانه روانه خود جلب كرد. درعين حال، توجه به حقوق اقليت هاى زبانى، قومى و مذهبى، امتيازى بود كه خانم سونيا گاندى به خوبى توانست از آن به نفع حزب كنگره بهره بردارى كند. مسلمانان كه در دوره قبل انتخابات مجلس ملى هند به حزب بهاراتيا جاناتا رأى داده بود كه متوجه خطاى استراتژيك خود در حمايت از يك حزب راستگراى مذهبى شدند و اين بار هوشيارانه تر عمل كردند و در صف رأى دهندگان به حزب كنگره يا متحدان آن قرار گرفتند. در عين حال، ترديدى وجود ندارد كه خانم گاندى با فراست دريافته بود كه اعتبار خانوادگى خاندان نهرو گاندى همچنان در جامعه هند قوى است و با وارد كردن دوفرزند راجيو گاندى در عرصه سياسى، توجه بخش مهمى از جوانان را به خود جلب كرد. اين براى اولين بار بود كه فرزندان دختر و پسر راجيوگاندى، اميد به وارد شدن به عرصه سياست را در نسل جديد هند به وجود مى آورد تا آنجا كه خيلى از آگاهان سياسى به مسائل هند در همان زمان پيش بينى كردند كه خاندان «پاتت لعل نهرو» وكيل مدافعى كه زندگى اش را وقف طبقات محروم هند كرده بود تا از حقوق آنها در دادگاههاى انگليس دفاع كند، نسل چهارم نخست وزيران هند را معرفى خواهد كرد.
در چنين فضايى از واقعيات بود كه انتخابات دوره چهاردهم لوك سابا در اواسط سال۲۰۰۴ ميلادى برگزار شد و حزب كنگره توانست به قدرت بازگردد. منتها واقعيت آن است كه بازگشت حزب كنگره به قدرت بدين معنا نبود كه در سياستها و جهت گيريهاى منطقه اى و بين المللى هند تغييرات عمده اى روى خواهد داد. بسيارى از سياستهاى حزب بهاراتياجاناتا به وسيله حزب كنگره نيز پيگيرى مى شوند و اين به خوبى نشان مى دهد كه جامعه هند به سطحى از وفاق ملى دست يافته است و جابه جايى حزبى قدرت، تأثير چندانى بر سياستهاى استراتژيك برجاى نمى گذارد. بويژه در ارتباط با سياستهاى كلان داخلى و خارجى وحدت نظر در بعد ملى وجود دارد. هرچند كه احزاب رأى ها وخط مشى هاى خاص خود را داشته باشند و در تاكتيك ها به گونه متفاوت ترى از احزاب رقيب ديگر عمل كنند، ولى در هر حال، در استراتژى ها تغييرات عمده اى قابل تصور نيست. حزب خواهان اعمال قدرت در جنوب آسيا به عنوان يك قدرت و بازيگر مهم منطقه اى است، قدرتهاى بزرگ جهانى نيز چنين نقشى را براى هند به رسميت شناخته اند. بنابراين حركت به اين سمت، قطع نظر از حكومت حزبى ادامه خواهد يافت و از حمايت همه احزاب و افكار عمومى برخوردار خواهد بود.
در بعد بين المللى، هند سياست متوازن سنتى خود را پى مى گيرد و با همه منابع قدرت جهانى، روابط معقول و ضامن منافع ملى خود را حفظ مى كند. درست از همين زاويه است كه دولت مان موهاف سينگ كه به دليل بحث ايتاليايى تبار بودن خانم سونيا گاندى به نخست وزيرى هند از حزب كنگره رسيد، سياست همكارى با همه كشورها و منابع قدرت را در پيش گرفت وبا چين، آمريكا و روسيه وارد تعامل سازنده شد. اين سياست تا آنجا برآورنده منافع ملى هند است كه وقتى «ولاديمير پوتين» رئيس جمهورى روسيه در دسامبر ۲۰۰۴ سفرى به دهلى نو انجام داد،به صراحت و آشكارا از پيوستن هند به جمع اعضاى دائمى با حق وتو شوراى امنيت سازمان ملل متحد دفاع كرد، موضعى كه هند در همان حال كه از آن خشنودى خود را پنهان نمى كند و پيوستن به شوراى امنيت را حق طبيعى خود ارزيابى مى كند، گرچه چين ملاحظات خاص خود را در اين باره دارد، ولى آمريكا و ساير اعضاى دائمى شوراى امنيت از پيوستن هند به جمع اعضاى دائمى شوراى امنيت حمايت مى كنند و گمان مى رود اگر قرار باشد شوراى امنيت گسترش يابد، هند يكى از كشورهايى خواهد بود كه وارد شوراى امنيت شود.
از طرف ديگر، هند در سال،۲۰۰۴ مناسبات منطقه اى و جهانى اش را به گونه اى پيگيرى كرد كه حداكثر منافع ملى اش را تأمين كند، هند در همان حال كه با آمريكا قرارداد همكارى فضايى امضا كرد، بر ادامه سياست استراتژيك اش در همكارى با روسيه تأكيد كرد و همكاريهاى نظامى خود را تا سطح عملى ساختن طرح هاى ساخت جنگنده هاى پيشرفته ميگ و سوخو ساخت روسيه در داخل هند ارتقا داد. در سطح منطقه، هند كوشيد با فعال كردن مذاكرات متوقف شده اش با پاكستان، زمينه همكاريهاى منطقه اى را در چارچوب سازمان همكاريهاى اقتصادى (سارك) فراهم آورد؛ اقدامى كه از اجلاس اسلام آباد سران سارك شروع شده بود و در تداوم خود اميد به استقرار صلح بين هند و پاكستان را به رغم دشواريهايى كه وجود دارد، تقويت كرد؛ موضوعى كه با استقبال ساير كشورهاى جنوب آسيا روبرو شده است و در پاكستان نيز انعكاس مثبت نسبى خوبى داشته است.
به اين ترتيب، مى توان گفت كه هند در سال۲۰۰۴ از يك طرف در جهت كسب وجهه بين المللى برآمده و از طرف ديگر در داخل و منطقه تلاش كرده است به تدريج در جايگاه احترام آميزى قرار گيرد كه نخبگان سياسى هند قطع نظر از وابستگى هاى سياسى و حزبى شان همواره خواهان آن بوده اند. دموكراسى پارلمانى در هند جابه جايى مسالمت جويانه قدرت حزبى را به وجود آورده و اين خود امتيازى نسبتاً بزرگ براى يك كشور در حال توسعه است. البته روشن است كه هند، كشورى بزرگ با مشكلاتى بزرگ است. جمعيت يك ميلياردى هند بخش مهمى از امكانات ملى را مى بلعد و بر سر راه توسعه ملى و پايدار اين كشور ايجاد مانع مى كند. فقر در هند نسبتاً گسترده است و حزب كنگره كه با شعار حمايت از طبقات فرودست هند به قدرت بازگشت با چالشهاى جدى در تحقق وعده هايش روبرو است. اينها واقعياتى هستند كه نمى شود آنها را به طور كلى ناديده گرفت. با اين حال، ترديدى وجود ندارد مسيرى كه هندى ها انتخاب كرده اند، در جهتى درست است و در بلندمدت مى تواند مشكلات را كاهش دهد و دامنه آنها را محدودتر كند. هند در جذب تكنولوژى پيشرفته و سرمايه خارجى نسبتاً موفق عمل كرده است و در همين جهت حركت مى كند. هند در بخش رايانه ها و تكنولوژى وابسته به آن پيشرفتهاى خوبى داشته است و گمان مى رود كه پيشرفت فنى در هند يك برنامه ملى توافق شده همه احزاب مدعى قدرت باشد. بنابراين در دوره حكومت حزب كنگره نيز توسعه صنعتى و فنى و دستيابى به تكنولوژى پيشرفته همچنان در اولويت برنامه ها قرار خواهد داشت. هند قدرتى رو به رشد است و وفاق ملى در آن در سطحى است كه مى تواند رقابتها بر سر كسب قدرت را بين احزاب، قاعده مند سازد و جابه جايى مسالمت آميز قدرت حزبى را ميسر كند. درست از همين زاويه است كه اعتبار منطقه اى و جهانى هند نيز رو به افزايش است.
بنابراين در يك نگاه مقدماتى و ارزيابى از روند تحولات داخلى، منطقه اى و بين المللى هند مى توان گفت كه حركت اين كشور در داخل، توسعه ملى، در سطح منطقه اى افزايش همكارى و در سطح بين المللى كسب اعتبار جهانى است. هند در سال ۲۰۰۴ ميلادى در همين مسير حركت كرد و در سالهاى آتى نيز در همين مسير حركت خواهد كرد.
دكتر «رحمن قهرمانپور» در گفت و گو با «ايران ديپلماتيك» :
اردوغان فضاى نظام بين الملل را درك كرد
گفت و گو از يوسف ناصرى
197532.jpg
سياست خارجى تركيه در دوره نخست وزيرى «رجب طيب اردوغان» نخست وزير آن كشور، موضوع گفت و گوى «ايران ديپلماتيك» با دكتر «رحمن قهرمانپور» كارشناس ارشد مسائل خاورميانه است.
توجه خوانندگان گرامى را به مطالعه اين مصاحبه دعوت مى كنيم.
* سياست خارجى دولت «رجب طيب اردوغان» نخست وزير تركيه در چه بسترى شكل گرفت؟
- در سطح خارجى، عوامل تأثيرگذار بر سياست خارجى تركيه چند عامل زير مؤثر بودند:
نخست، فروپاشى اتحاد شوروى و پايان جنگ سرد بود كه تركيه تا حدى اهميت ژئوپولتيك خود در منطقه را از دست داد. دومين مسأله، منازعاتى بود كه پس از جنگ سرد در منطقه خاورميانه رخ داد و «تورگوت اوزال» به رغم مخالفت نظاميان وارد جنگ خليج فارس شد. مسأله سوم، ادعاى تركها براى ايجاد جهان بزرگ تركها بود كه منطقه قفقاز و آسياى مركزى را هم در بر مى گرفت. مسأله بعدى هم منازعات بالكان بود كه تركها با آنها احساس قرابت فرهنگى داشتند و تركيه تمايل داشت در آن منطقه تأثيرگذار واقع شود.
در سطح داخلى هم مى توان به رشد فعاليت اسلام گرايان تركيه اشاره كرد كه به عنوان نيرويى مطرح شده و تحت حمايت تجار اسلام گرا - ببرهاى آناتولى - قرار گرفته بودند. نيروى دوم، همان پان تركيستها بودند كه مسأله قره باغ و بالكان منجر به تقويت آنها شد. نيروى سوم فعال در عرصه داخلى سياست خارجى تركيه افراد معتقد به كماليسم (نظاميان و سكولارها) بودند كه به تبع افول اين ايدئولوژى، توان اين نيرو تضعيف شده و اردوغان در سال ۲۰۰۲ كه به قدرت رسيد، با اين گروهها مواجه بود. البته «مايكل روبين» مشاور «جورج بوش» در امور مسائل عراق اعتقاد داشت كه اردوغان نماينده جريان عثمانى گرايى جديد است و به طور طبيعى، با آمدن دولت جديد، روابط تركيه با آمريكا و اسرائيل دچار تنش خواهد شد.
البته اردوغان در سمت نخست وزيرى سعى در ايجاد يك نوع اجماع در ميان نخبگان ترك داشت و به اين قاعده كه در زمينه توسعه سياسى كشورهاى در حال توسعه مطرح مى شود، توجه داشت كه با كاهش يافتن ميزان اجماع نخبگان و به تبع آن پيروى از خواسته هاى در حال تغيير مردم، زمينه براى پيشبرد توسعه سياسى تضعيف مى شود. بنابراين اردوغان با نخبگان ترك ديگر وارد تعامل شد و تركيه را بعد از ۴۰ سال به ايستگاهى رساند كه آغاز مذاكرات با اتحاديه اروپا اعلام شود، يعنى در عمل، او هدفى را تحقق بخشيد كه سكولارها از انجام آن ناتوان بودند. اردوغان فضاى نظام بين الملل پس از ۱۱ سپتامبر را درك كرد و انرژى دستگاه سياست خارجى و نخبگان ترك را در راستاى عملى كردن آغاز مذاكرات الحاق به اتحاديه اروپا متمركز كرد.
* آيا دولت اردوغان در مواجهه با بحران عراق توانست منافع ملى تركيه را تأمين كند و مورد حفاظت قرار دهد؟
- ايالات متحده انتظار داشت كه در جنگ با رژيم بعث عراق از خاك تركيه در جهت استقرار نيروهاى نظامى اش بهره بگيرد، اما افكار عمومى تركيه نسبت به آمريكا به شدت بى اعتماد شده بود و با مخالفت پارلمان تركيه در استقرار نيروهاى آمريكايى در خاك تركيه، آمريكا با واقعيت دموكراسى در همسايه شمالى كشور عراق روبرو شد و به ناچار به اين فرايند دموكراتيك تن در داد.
با اقدام دموكراتيك پارلمان تركيه، اين كشور مورد تشويق اتحاديه اروپا كه مخالف جنگ عليه عراق بود، قرار گرفت و برخى از رهبران اروپا از جمله «ژاك شيراك» احساس كردند كه آنكارا مى تواند در مقابل خواسته هاى آمريكا - حداقل در برخى موارد - تسليم نشود. بعد از حمله آمريكا و متحدانش به عراق، تنش در روابط تركيه و آمريكا به وجود آمده بود و اين وضع به نفع اردوغان و تا حدى نيز به نفع واشنگتن نبود. بالاخره اردوغان نياز به حمايت آمريكا داشت تا در مقابل سكولارها موقعيت خود را تقويت كند. به همين خاطر، اردوغان براى حل اين معضل از پارلمان درخواست كرد كه با اعزام نيروهاى ترك به عراق موافقت كند و تصويب اين درخواست به نوعى به بهبود روابط تيره شده آمريكا و تركيه كمك كرد، اما به خاطر مخالفت كردهاى عراق، در عمل نيروهاى تركيه به عراق اعزام نشدند. در واقع، دولت اردوغان نه روابطش را با آمريكا تخريب كرد و نه نسبت به افكار عمومى تركيه بى توجهى نمود. اتخاذ چنين سياستهايى به نفع تركيه تمام شد. بعدها هم با جدى تر شدن روند مذاكرات الحاق تركيه به اتحاديه اروپا، حساسيت آنكارا نسبت به ورود در معادلات عراق كاهش يافت و اردوغان درك كرد كه در بحران عراق نبايد به دنبال ماجراجويى باشد. به تعبير ديگر، مسأله پيوستن تركيه به اتحاديه اروپا قضيه دخالت آنكارا در عراق را تحت الشعاع خود قرار داد.
* «بولنت اجويت» نخست وزير سابق تركيه در ديدار با «احمد نجدت سزر» رئيس جمهورى كنونى تركيه، ضمن بحرانى توصيف كردن عراق، خطر عليه تركيه را يادآور شده بود. چنين اظهار نظرى با هدف تحت فشار قرار دادن دولت جديد هست يا اينكه خطر تجزيه همچنان كشور تركيه را تهديد مى كند؟
- بولنت اجويت و نظاميان تركيه جزو محافظه كاران اين كشور هستند. آنها همواره پيش فرضها و پيش ذهنيت هايى دارند كه عمدتاً مربوط به تاريخ است و براساس سنت فكرى خود معتقدند كه امنيت ملى تركيه و تماميت ارضى كشورشان همواره در حال تهديد است و با امنيتى كردن فضاى اين كشور مى خواهند از مطرح شدن انتقادات مختلف جلوگيرى كنند و زمينه براى بر سر قدرت ماندن نسل قديمى مهيا شود.
* چه شاخصه اى را مى توان ذكر كرد كه دولت جديد تركيه از منافع خود در عراق به خوبى حفاظت كرده و در تأمين آن موفق نشان داده است؟
- اگر اولويت اول منافع ملى تركيه را به حفظ امنيت بدهيم، مى توان گفت كه تركها موفق عمل كرده اند، چون آنها به دنبال مسائل ايدئولوژيك نيستند و برخلاف ديگر همسايگان عراق خواهان آن نيستند كه آمريكا در عراق زمينگير شود. البته آنها از مسأله تركمانها و قضيه كركوك استفاده ابزارى مى كنند. اردوغان و دولت او قصد دارند فضايى پيش بيايد و در عراق با همكارى آمريكا در زمينه اقتصادى نيز موفقيت لازم را كسب كنند.
*  اعضاى اتحاديه اروپا حداقل ۱۵-۱۰ را براى مذاكرات درازمدت الحاق تركيه به اتحاديه لازم و ضرورى ارزيابى مى كنند، ولى دولت اردوغان به گونه اى وانمود مى كند كه عضويت تركيه در اتحاديه حداكثر در چند سال آينده تحقق خواهد يافت. آيا الحاق سريع تركيه به اتحاديه مذكور قابل تصور هست؟
-خير، از لحاظ فاكتورهاى جامعه شناختى مى توان گفت كه تركيه حدود ۸-۷ دهه با اروپاى كنونى فاصله دارد. به هر حال، مردم مسلمان تركيه نمى توانند به راحتى خود را با هنجارهاى اروپايى تطبيق بدهند و گفتمان كماليسم هم با اين هنجارها سازگار نيست. اما تركيه براى اروپا سرمايه باارزش ژئواستراتژيك و ژئوپولتيك است. لذا اتحاديه اروپا در قبال تركيه با يك «معضل دوجانبه» مواجه شده است؛ به اين صورت كه نه مى تواند تركيه را به راحتى به عنوان عضو بپذيرد و نه درخواست عضويت آن را رد كند. اگر تركيه عضو اتحاديه اروپا شود، تعداد نمايندگان اين كشور در تركيه افزايش خواهد يافت و با عملى شدن قانون اساسى اتحاديه اروپا در سال ،۲۰۰۹ به عنوان قدرت قابل توجهى در تصميم گيرى هاى اتحاديه حداقل در حد اسپانيا و يا در حالتى ايده آل، هموزن با سه كشور بزرگ اروپايى ظاهر خواهد شد و اروپايى ها به اين نگرانى ها واقف هستند.
197403.jpg
چون مسأله عبور و مرور آزاد كارگران ترك با جمعيت ۷۰ ميليون نفرى بسيار مشكل ساز خواهد شد. اگر هم اتحاديه اروپا، تركيه را به عنوان عضو نپذيرد، به صورت ضمنى، مسأله برخورد تمدن ها را تأييد كرده است. اما اروپايى ها اميدوار هستند با گذشت زمان، تركيه خود را با تحولات اروپا هماهنگ كند و به نوعى، مذاكرات الحاق فيصله يافته فرض نشود و رهبران اروپا نيز به طور مكرر گفته اند كه مذاكرات با تركيه ادامه خواهد يافت. با اين حال، فارغ از برخوردهاى لفظى متداول، شخص اردوغان در يك دوره هم گفته بود كه عضويت تركيه تا قبل از سال ۲۰۱۵ امكان پذير نيست. البته ترك ها مايل هستند كه تا ۱۰ سال ديگر عضو اتحاديه اروپا شوند. ولى به اعتقاد كسانى همچون ژاك شيراك، الحاق تركيه به اتحاديه تا قبل از ۲۰۳۰ تحقق نخواهد يافت. به هر حال، مسأله تعديل اقتصادى و تغيير قوانين اقتصادى و حقوقى تركيه مطابق با قوانين پيچيده اتحاديه اروپا كارى بسيار دشوار است و با يك يا دو سال مذاكره اين مشكلات برطرف نخواهد شد. مسأله قبرس و موضوع حقوق و آزادى كردهاى تركيه هم مطرح است و اگر با يك نگاه خوش بينانه به قضايا نگاه كنيم، عضويت تركيه در سال ۲۰۱۳ يا ۲۰۱۵ ميلادى زمان مناسبى براى هر دو طرف درگير در اين مذاكرات خواهد بود.
*  استانداردهاى مورد تأكيد اتحاديه تا چه حد واقعى و تا چه حد نزديك به آن چيزى است كه ترك ها از آن به عنوان مانع عضويت تركيه محسوب مى كنند؟
-بسيارى از اين معيارها واقعى است، مانند مسأله حقوق بشر و برخوردهاى اقتدارگرايانه اى كه در تركيه به چشم مى خورد. هر چند كه دادگاه هاى نظامى برچيده شدند و حكم اعدام بنا به درخواست اروپايى ها در تركيه لغو شد، ولى در نهايت تركيه، فرهنگ اروپايى را ندارد و تركيه امروز محصول تاريخ، حكومت عثمانى ها و فرهنگ آن است و اين انتظار منطقى نيست كه اين كشور بتواند يك شبه متحول شود.
اردوغان هم با واقع بينى از اروپايى ها خواسته است كه فرصتى ۱۰ ساله به تركيه بدهند تا اصلاحات لازم به عمل آيد. ناگفته نماند كه اختلاف فرهنگى بين اروپايى ها و مردم تركيه وجود دارد؛ مانند طرز پوشش و آداب غذا خوردن و حتى مسائل كم اهميت تر كه در قوانين اتحاديه پذيرفته شده مثل اينكه صداى آژير آمبولانس از حد معينى فراتر نرود و يا حتى ممنوعيت غذاهاى سنتى اى مثل كله و پاچه.
*  آيا دولت اردوغان مى تواند مسأله قبرس را حل كند يا اين كه اين موضوع به يك معضل اساسى تبديل شده است؟
مسأله قبرس با رفراندومى كه چندين ماه قبل برگزار شد به سوى يافتن يك راه حل نهايى در حال پيش رفتن است، ولى در قضيه همه پرسى، اين يونانى تباران ساكن قبرس جنوبى بودند كه با اتحاد دو قبرس مخالفت كردند و ترك هاى قبرس شمالى با وحدت دو قبرس موافقت نشان دادند. در مجموع، مخالفت با همه پرسى و نپذيرفتن مشروعيت سازمان ملل متحد براى حل مناقشه توسط يونانى تبارها به نفع ساكنان قبرس شمالى و به تبع تركيه تمام شد. چون «رئوف دنكتاش» رهبر ترك هاى قبرس شمالى با تشويق تركيه بعد از دو دهه مخالفت، با برگزارى همه پرسى اتحاد دو قبرس موافقت كرد، ولى حل اين مشكل هم مستلزم گذر زمان است. چون كشورهاى جهان سومى، واقعيتى را كه بايد ۵ سال بعد بپذيرند، هم اكنون نمى پذيرند و شايد اين مشكل به ويژگى هاى فرهنگى و تاريخى اين نوع كشورها شود. بعضى از پژوهشگران هم به اين نتيجه رسيده اند كه در خاورميانه نمى توان با بحث ها و گفت وگوهاى روشنفكرانه، مشكلات را حل كرد. اما ترك ها بعد از مدتى كه بالاخره واقعيت ها را مى پذيرند، ديگر حاضر نمى شوند از درك جديد خود عقب نشينى كنند. براى مثال، الآن نظاميان تركيه، واقعيت اسلام گرايان اين كشور را پذيرفته اند و در صدد حذف آنها نيستند.
*نخست وزير تركيه گفته است بيش از آنچه كه ما به عضويت دراتحاديه مى انديشيم، اتحاديه اروپا به تركيه نيازمند است...
- اين هم بيان زيركانه اى است كه اردوغان مطرح كرده است. درمذاكرات اخير بروكسل، هم او حاضر نشد قبرس جنوبى را شناسايى كند ودرنهايت، هم ما شاهد آن بوديم كه تونى بلر، گرهارد شرودر و سيلويو برلوسكونى فرمول اردوغان را پذيرفتند. اردوغان درآنجا گفت: «قبرس خط قرمز ما است و من آن را به رسميت نمى شناسيم . حتى اعلام كرد: درصورت اصرار اروپايى ها دراين قضيه، جلسه را ترك مى كند.اردوغان با سياست به لبه پرتگاه بردن قصد داشت حداكثر امتياز را از مذاكره با سران اتحاديه اروپا كسب كند. درنيم ساعت آخر كه رئيس جمهورى قبرس جنوبى اعلام كرد اگر تركيه، قبرس جنوبى را به رسميت نشناسد، درخواست عضويت به اتحاديه را وتو مى كند، همه چيز با مهارتهاى ديپلماتيك اردوغان معكوس شد.
فرمولى كه اردوغان ارائه كرد گسترش اتحاديه گمركى از ۱۵ كشور به ۲۵ كشور اتحاديه اروپا بود كه قبرس نيز يكى از اعضاى آن به شمار مى آيد. پذيرش اين طرح توسط اتحاديه به معناى اين بود كه تركيه به طور ضمنى قبرس را به رسميت شناخته است.
*ترك جلسه سران اتحاديه اروپا، موقعيت اردوغان را درصحنه داخلى تركيه تضعيف كرد؟
- تهديد به ترك جلسه جزو مانورهاى ديپلماتيك بود. چون تركيه به عنوان كشورى جهان سومى ودرحال توسعه ابزارهاى چانه زنى زيادى دراختيار ندارد، به ناچار به اين اقدام روى آورد. ترك آن جلسه، منجر به تضعيف موقعيت اردوغان وباعث تقويت مواضع پان تركيستها واحزاب مخالف درتركيه مى شد. «دنيز بايكال» رهبر حزب اپوزيسيون درتركيه اعلام كرد: «ما اين همه، امتياز داريم ولى آنها ما را تحقير دادند». اردوغان درآن جلسه اعلام كرده بود: «شما ۷۰ مليون ترك را فداى ۷۰۰ هزارنفر قبرسى كرده ايد ومن نمى توانم اين موضوع را براى ملتم توضيح دهم». اما تركها از ۱۰ هفته قبل ازمذاكرات بروكسل به دقت برنامه ريزى كردند وما نتيجه تحرك ديپلماتيك تركها را دراجلاس ۱۷ دسامبر ۲۰۰۴ (۲۷ آذرماه ۱۳۸۳) درنشست سران اتحاديه اروپا شاهد بوديم. درهمان روز ، بازار بورس تركيه به شدت دچار افت شد، ولى بعد از كسب موفقيت اردوغان، به سرعت اوضاع تغيير يافت وارزش سهام ارتقا پيدا كرد.
*به درازا كشيدن مذاكرات چه مفهومى دارد؟
- تقريباً نتيجه اين مذاكرات معلوم است وبه احتمال زياد، تركيه در زمان ۱۵- ۱۰ سال آينده به عضويت اتحاديه پذيرفته خواهد شد. اما اين عضويت نياز به تطبيق جامعه تركيه با معيارهاى مورد نظر اروپايى ها ومتقاعد كردن افكار عمومى اروپا دارد. درحال حاضر، بحث تغيير رهبران سوسيال دموكرات هاى اروپا مانند بلر، شرودر وحتى شيراك بسيار مشكل ساز خواهد شد. درصورتى كه ساركوزى مخالف سرسخت عضويت تركيه دراتحاديه اروپا جانشين شيراك شود، تركها به قدرى توانمند عمل كنند كه افكار عمومى كشورهاى اروپايى را به سمت خود سوق دهند. تركيه هم تحولات زيادى را دراين چند سال پشت سرگذاشته ومثلاً شوراى امنيت ملى تركيه به يك نهاد مشورتى تبديل شده است. به نظر مى رسد كه تركيه به صورت معقولى روند اصلاحات خود را تداوم بخشد وبا عضويت دراتحاديه اروپا ، اوضاع اقتصادى آن نيز متحول شود.
*البته تركيه با درآمد سرانه ۲ هزار دلار با ميانگين ۱۵ هزار درآمد سرانه اتحاديه فاصله زيادى دارد؟
- الآن تركيه عملاً برمعيارهاى سياسى تأكيد دارد واوضاع اقتصادى مجارستان ومالت بهتر از تركيه نيست. تركيه به نوعى بدشانسى آورد. چون دردهه ،۱۹۸۰ اتحاديه اروپا برمعيارهاى اقتصادى تأكيد داشت، ولى درآستانه دهه ۱۹۹۰ ، درحالى كه شرايط اقتصادى تركيه به سمت بهبود مى رفت، با از بين رفتن بلوك شرق، معيارهاى سياسى دراولويت قرارگرفت وتركيه هم دراين زمينه درآغاز راه است. آنچه كه تركها درك درستى از آن كسب كرده اند، اين است كه تركيه درسلسله مراتب جهانى قدرت حتى مانند كشورهاى اروپايى داراى قدرت نيست.
درمجموع، مى توانم بگويم كه اردوغان بعد از رسيدن به قدرت به جاى درافتادن با مدار قدرت نخبگان ترك ويا محتمل ترين وضعى كه پيش بينى مى شد، يعنى زدو بند با نخبگان حاكم وتلاش براى حفظ وضع موجود، به گزينه سوم روى آورد وتلاش كرد اجماعى دربين نخبگان ايجاد كند وتركيه را ازمنازعات داخلى وتأثير پذيرى از فرايندهاى داخلى تا حد قابل توجهى نجات دهد وتغييرات به وجود آمده را به درستى مديريت كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |