چهارشنبه ۲۳ دى ۱۳۸۳ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۵
Wed, Jan 12, 2005
ميراث فرهنگى
۳۰۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
گزارشى از كشف بزرگترين روستاى صنعتى
آغاز دوره شهرنشينى در حاشيه شرقى هليل رود
زلزله همچنان در كمين آثار تاريخى است
ليلا انصارى
يك سال پيش در چنين روزهايى بم ويران شد و غبار مرگ بر چهره هزاران انسان نشست. ارگ بم فرو ريخت و قلعه قديمى شهر آوار گشت و با ويرانى ارگ، حفاظت از ميراث فرهنگى مورد توجه بيشترى قرار گرفت. با وجود اين، مقاوم سازى آثار و بافتهاى تاريخى در مقابل زلزله هنوز در مرحله مطالعاتى است و تنها مى توان انتظار داشت زلزله تا پايان اين مطالعات امان دهد و شتاب نكند!
به هر روى پژوهشكده سوانح طبيعى پس از زلزله بم درصدد برآمده تا ميراث فرهنگى را نيز در طرحهاى خود بگنجاند. «حسينى» مدير اين پژوهشكده مى گويد: كشورهاى پيشرفته جهان اهميت ويژه اى براى شناسايى مخاطرات و مديريت بحران در ميراث فرهنگى قايل هستند و مثلاً كشور ژاپن در معابد اصلى خود ساختارهايى براى مديريت بحران به وجود آورده است، اما در ايران توجه به اين موضوع سابقه طولانى ندارد و تنها به تازگى پژوهشكده سوانح طبيعى با همكارى سازمان علمى، فرهنگى و تربيتى ملل متحد (يونسكو) طرحى را در اين خصوص مد نظر قرار داده كه مراحل بررسى را مى گذراند.
او مى افزايد: كارگاه تخصصى مديريت بحران براى شهرهاى قديمى كشور طراحى شده و طرح جامع مديريت بحران ميراث فرهنگى كه در دست تهيه است، در آينده نزديك به مسؤولان مربوطه و نمايندگان دانشگاهها ارائه خواهد شد.
بديهى است در اين باره تعامل ميان سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى با مسؤولان مديريت بحران ضرورى مى نمايد، اما حسينى مى گويد اين تعامل هنوز برقرار نشده است و پژوهشكده تحت تصدى او مى كوشد با آموزش، اطلاع رسانى و درنظر گرفتن نقش بيشترى براى مراكز دانشگاهى، تعامل فراگيرى را ميان همه سازمانهاى دخيل در حوزه ميراث فرهنگى فراهم آورد. او براى مثال به سمينارى اشاره مى كند كه دانشگاه يزد با همكارى نزديك پژوهشكده سوانح طبيعى درصدد برگزارى آن است و تصريح مى كند به طور كلى بعد از زلزله بم مباحث مربوط به خطرپذيرى ميراث فرهنگى جسته و گريخته در سمينارهاى گوناگون پژوهشكده مطرح شده است.
حسينى، نقش آموزش را در مديريت بحران ميراث فرهنگى بسيار برجسته مى داند و از ترجمه كتابى خبر مى دهد كه تحت عنوان «پيشگيرى و كاهش اثرات طبيعى در آثار تاريخى» تأليف شده و قرار است در اختيار پژوهشگران و مسؤولان اجرايى قرار گيرد.
مديريت بحران را مى توان در سه مرحله قبل، حين و بعد از بحران بررسى كرد. رئيس پژوهشكده سوانح طبيعى اين سه مرحله را به صورت چهارگانه چرخ مديريت بحران توضيح مى دهد؛ يعنى مراحل پيشگيرى، آمادگى، مقابله و بازسازى. او تأكيد مى كند بافتهاى تاريخى كشور مقاومت چندانى در برابر زلزله ندارند و بنابراين پيشگيرى از آثار مخرب سوانح طبيعى و آمادگى براى رويارويى با آنها از اهميت بيشترى برخوردارند. از اين رو تهيه نقشه مخاطرات ميراث فرهنگى، محكم سازى آثار تاريخى، طراحى سيستمهاى مديريت بحران داخلى و نيز پياده كردن سيستمهاى امداد و نجات سريع و اطفاى حريق از وظايف عمده كارشناسان و مسؤولان مقابله با سوانح طبيعى در حوزه ميراث فرهنگى است.
به هر روى زلزله در كمين آثار تاريخى است و درحالى كه يك سال از زلزله ارگ بم مى گذرد، در همين مدت شهرهاى تاريخى كشور مانند شوشتر و مسجد سليمان بارها و بارها براثر زلزله لرزيده اند و صدماتى به آثار تاريخى آنها وارد آمده است. اهميت موضوع زمانى آشكارتر مى شود كه دريابيم هر خسارتى در حوزه ميراث فرهنگى حتى با صرف زمان، امكانات و هزينه بسيار جبران ناپذير است. شايد بتوان خانه هايى را كه براثر زلزله خراب شده بهتر از گذشته ساخت، اما يك اثر تاريخى هرگز به معناى دقيق كلمه قابل بازسازى نيست، آنچه ساخته مى شود، در واقع پيش از آن كه يك اثر تاريخى باشد، چيزى شبيه به اثرى است كه پيشترها از ميان رفته است.
گزارشى از كشف بزرگترين روستاى صنعتى
آغاز دوره شهرنشينى در حاشيه شرقى هليل رود
جيرفت
پيشاهنگ تمدن
197589.jpg
سپيده ميرحسينى
در ادامه مطالعات و بررسى هاى باستان شناختى حوزه هليل رود ميانى، واقع در شهرستان جيرفت، يك هيأت باستان شناسى به سرپرستى آقاى داود آبيان از سوى پژوهشكده باستان شناسى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى كشور، بررسى هاى باستان شناختى و مطالعات ميدانى را براى تهيه نقشه باستان شناختى و ثبت محوطه هاى باستانى از تاريخ ۸۳‎/۹‎/۲۱ به مدت ۴۵روز آغاز كردند. به گفته آقاى آبيان، سرپرست گروه بررسى، هدف از اين مطالعات تكميل خلأ مطالعاتى و پژوهشى سال گذشته است، با توجه به اينكه جيرفت و خصوصاً حوزه فرهنگى هليل رود بستر تمدن ساز در آغاز شهرنشينى بوده و مطالعات و كاوشهاى باستان شناسى اين امر را به اثبات رسانده است و انعكاس اخبار علمى اين حوزه فرهنگى در مجامع آكادميك دنيا از سوى صاحبنظران علم باستان شناسى مورد تأييد قرار گرفته، ليكن عدم شناخت كافى نسبت به تعدد محوطه هاى باستانى اين حوزه، پژوهشكده باستان شناسى را بر آن داشت تا با صرف زمان و اعتبارى خاص به پژوهش گسترده در اين حوزه فرهنگى بپردازد كه نتيجه آن كشف شاخص هاى عمده فرهنگى تمدنى در اين حوزه است.
آبيان در اين باره مى گويد: «روش مطالعه با استفاده از آخرين متد بررسى هاى رايج باستان شناسى در سطح استاندارد بين المللى است. به اين شكل كه به شيوه پيمايشى محوطه ها مورد جست وجو قرار مى گيرد. سپس نقشه هاى توپوگرافى تهيه شده و داده هاى باستان شناختى سطح محوطه ها به طور كامل نمونه بردارى مى شودو آنگاه از سوى كارشناسان مورد ارزيابى، مستندنگارى، تطبيق و گاهنگارى قرار مى گيرد.
شناسنامه هر محوطه از طريق موقعيت ياب ماهواره اى (GPS) طول و عرض جغرافيايى دقيقاً بر روى نقشه هاى يك پنجاه هزارم و يك دويست و پنجاه هزارم پياده شده و در ادامه داده هاى باستان شناختى نمونه بردارى مى شود. اين نمونه ها پس از طراحى فنى با محوطه هاى باستانى شاخص مورد تجزيه و تحليل و تطبيق قرار مى گيرند. آنچه تاكنون در فصل مطالعاتى گذشته مورد پژوهش قرار گرفته، شناسايى ۸۲ محوطه باستانى است كه تمركز عمده آنها در دلتاى ميان رودخانه هليل رود به فاصله ۳۵كيلومترى جنوب جيرفت تا سه راهى حسن آباد واقع در شهرستان عنبرآباد به چشم مى آيد. بيشترين تمركز محوطه ها در حاشيه غربى هليل رود است كه به طور ميانگين در هر كيلومتر ۲محوطه وجود دارد. از نظر زمانى ۷۵درصد محوطه ها متعلق به دوره اى است كه ظروف كلريت (سنگ صابون) در نتيجه حفاريهاى غيرمجاز به دست آمده است. اين نوع ظروف از نظر تكنيك ساخت و نقوش هنرى آن در نوع خود بى نظيرند و با توجه به اينكه در بين النهرين بخصوص سومر كاربرد داشته اند، تاكنون آنها را متعلق به تمدن بين النهرين مى دانستند، اما اكنون وجود محوطه هاى فراوان از دوره آغاز شهرنشينى و كاوشهاى باستان شناسى نشان مى دهند كه اين آثار به حوزه فرهنگى هليل رود تعلق دارند و اين خود باب جديدى در مطالعات باستان شناسى دنيا گشوده و توجه متخصصان علم باستان شناسى را به جيرفت و شهرستانهاى پيرامون آن معطوف داشته است. در اين فصل از بررسى، شهرستان عنبرآباد مورد مطالعه قرار مى گيرد. عنبرآباد كه دقيقاً در حاشيه هليل رود واقع شده در ۳۰كيلومترى جنوب جيرفت واقع شده است و بيشتر محوطه هاى باستانى در محدوده اين شهرستان قرار گرفته اند. آقاى آبيان سرپرست گروه بررسى در موردمحوطه هايى كه در اين فصل و تا امروز مورد بررسى قرار گرفته توضيح مى دهد كه «تا اين مرحله از مطالعات صورت گرفته ۱۴محوطه در فاصله اى به طول ۱۰كيلومتر و به عرض ۵كيلومتر مربع مورد مطالعه قرار گرفته است كه تراكم محوطه ها را در ادامه بررسى ها به اثبات مى رساند. آنچه كه حائز اهميت است اين است كه اين منطقه داراى محوطه هاى باستانى زيادى است كه هرچه روبه جلو مى رويم زواياى تاريك آن روشن ترمى شود.
در ادامه مطالعات داده هاى نمونه بردارى شده ازكل محوطه ها با حوزه فرهنگى دره سند در جنوب شرق بلوچستان و پاكستان دربخش شرقى، شهرسوخته در قسمت شمال شرقى و محوطه هاى باستانى حوزه خليج فارس و همچنين سيرتحول فرهنگى تمدنى فلات مركزى و درنهايت بين النهرين مورد تطبيق و مقايسه قرارخواهدگرفت تا مستندات بيشترى دراين باره يعنى اثبات اولويت زمانى حوزه هليل نسبت به بين النهرين و تأثير آن برتمدن بين النهرين جمع آورى شود. »
سرپرست گروه بررسى درباره كشف بزرگترين روستاى صنعتى دوره شهرنشينى مى گويد: «دراين فصل از پژوهش چندروستاى بزرگ هزاره سوم با داده هاى بسيارمتنوع كه وجود كارگاههاى صنعتى توليد و پخت سفال را به اثبات مى رساند كشف شد. مهمترين آن محوطه و تپه باستانى (خاتم) است كه در محدوده روستاى سلمان آباد از توابع عنبرآباد قراردارد و بزرگترين محوطه پيش از تاريخى شناسايى شده در بخش شرقى هليل رود به شمارمى رود. وسعت اين محوطه ۲۰ هزار مترمربع است و به نظرمى رسد اين محوطه روستايى پررونق در دوره آغاز شهرنشينى باشد.
درمحوطه فوق همچنين سازه هاى قبور، سنگ سابها انواع چاقوتيزكن ها، ميكروليت ها و سنگ هاى مادر از نوع سنگهاى بازالتى شناسايى شد كه بيانگر اسكان توأم با صنعت است و مى توان درصورت گمانه زنى و كاوش علمى اطلاعات بسيارجامعى ازنحوه زندگى، آداب و رسوم و عقايد مذهبى استخراج كرد.
همچنين مصالح مورداستفاده در سازه هاى معمارى قلوه سنگهاى رودخانه اى با ملاط گل رس است و به نظرمى رسد تدفين اموات همانند دوره هاى قديم پيش از تاريخ در كف منازل مسكونى صورت گرفته باشد؛ زيرا درنتيجه حفاريهاى غيرمجاز گسترده در سطح محوطه استخوانهاى مردگان همراه خاكستر دركنار سازه هاى معمارى پراكنده شده است.
داده هاى متنوع سفالى نيز بيانگر اهميت اين روستاى بزرگ است. مطالعه و آزمايش روى داده ها اثبات مى كند كه اين محوطه متعلق به اواسط هزاره سوم قبل از ميلاد است.
متأسفانه به دليل تسطيح زمينهاى پيرامون محوطه براى كشاورزى بسيارى از بخش هاى اين محوطه ازميان رفته است.
هيأت پژوهش اميدوار است محوطه هاى بيشترى را براى معرفى و ثبت شناسايى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |