|
گزارشى از كشف بزرگترين روستاى صنعتى آغاز دوره شهرنشينى در حاشيه شرقى هليل رود
جيرفت پيشاهنگ تمدن
|
|
|
سپيده ميرحسينى در ادامه مطالعات و بررسى هاى باستان شناختى حوزه هليل رود ميانى، واقع در شهرستان جيرفت، يك هيأت باستان شناسى به سرپرستى آقاى داود آبيان از سوى پژوهشكده باستان شناسى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى كشور، بررسى هاى باستان شناختى و مطالعات ميدانى را براى تهيه نقشه باستان شناختى و ثبت محوطه هاى باستانى از تاريخ ۸۳/۹/۲۱ به مدت ۴۵روز آغاز كردند. به گفته آقاى آبيان، سرپرست گروه بررسى، هدف از اين مطالعات تكميل خلأ مطالعاتى و پژوهشى سال گذشته است، با توجه به اينكه جيرفت و خصوصاً حوزه فرهنگى هليل رود بستر تمدن ساز در آغاز شهرنشينى بوده و مطالعات و كاوشهاى باستان شناسى اين امر را به اثبات رسانده است و انعكاس اخبار علمى اين حوزه فرهنگى در مجامع آكادميك دنيا از سوى صاحبنظران علم باستان شناسى مورد تأييد قرار گرفته، ليكن عدم شناخت كافى نسبت به تعدد محوطه هاى باستانى اين حوزه، پژوهشكده باستان شناسى را بر آن داشت تا با صرف زمان و اعتبارى خاص به پژوهش گسترده در اين حوزه فرهنگى بپردازد كه نتيجه آن كشف شاخص هاى عمده فرهنگى تمدنى در اين حوزه است. آبيان در اين باره مى گويد: «روش مطالعه با استفاده از آخرين متد بررسى هاى رايج باستان شناسى در سطح استاندارد بين المللى است. به اين شكل كه به شيوه پيمايشى محوطه ها مورد جست وجو قرار مى گيرد. سپس نقشه هاى توپوگرافى تهيه شده و داده هاى باستان شناختى سطح محوطه ها به طور كامل نمونه بردارى مى شودو آنگاه از سوى كارشناسان مورد ارزيابى، مستندنگارى، تطبيق و گاهنگارى قرار مى گيرد. شناسنامه هر محوطه از طريق موقعيت ياب ماهواره اى (GPS) طول و عرض جغرافيايى دقيقاً بر روى نقشه هاى يك پنجاه هزارم و يك دويست و پنجاه هزارم پياده شده و در ادامه داده هاى باستان شناختى نمونه بردارى مى شود. اين نمونه ها پس از طراحى فنى با محوطه هاى باستانى شاخص مورد تجزيه و تحليل و تطبيق قرار مى گيرند. آنچه تاكنون در فصل مطالعاتى گذشته مورد پژوهش قرار گرفته، شناسايى ۸۲ محوطه باستانى است كه تمركز عمده آنها در دلتاى ميان رودخانه هليل رود به فاصله ۳۵كيلومترى جنوب جيرفت تا سه راهى حسن آباد واقع در شهرستان عنبرآباد به چشم مى آيد. بيشترين تمركز محوطه ها در حاشيه غربى هليل رود است كه به طور ميانگين در هر كيلومتر ۲محوطه وجود دارد. از نظر زمانى ۷۵درصد محوطه ها متعلق به دوره اى است كه ظروف كلريت (سنگ صابون) در نتيجه حفاريهاى غيرمجاز به دست آمده است. اين نوع ظروف از نظر تكنيك ساخت و نقوش هنرى آن در نوع خود بى نظيرند و با توجه به اينكه در بين النهرين بخصوص سومر كاربرد داشته اند، تاكنون آنها را متعلق به تمدن بين النهرين مى دانستند، اما اكنون وجود محوطه هاى فراوان از دوره آغاز شهرنشينى و كاوشهاى باستان شناسى نشان مى دهند كه اين آثار به حوزه فرهنگى هليل رود تعلق دارند و اين خود باب جديدى در مطالعات باستان شناسى دنيا گشوده و توجه متخصصان علم باستان شناسى را به جيرفت و شهرستانهاى پيرامون آن معطوف داشته است. در اين فصل از بررسى، شهرستان عنبرآباد مورد مطالعه قرار مى گيرد. عنبرآباد كه دقيقاً در حاشيه هليل رود واقع شده در ۳۰كيلومترى جنوب جيرفت واقع شده است و بيشتر محوطه هاى باستانى در محدوده اين شهرستان قرار گرفته اند. آقاى آبيان سرپرست گروه بررسى در موردمحوطه هايى كه در اين فصل و تا امروز مورد بررسى قرار گرفته توضيح مى دهد كه «تا اين مرحله از مطالعات صورت گرفته ۱۴محوطه در فاصله اى به طول ۱۰كيلومتر و به عرض ۵كيلومتر مربع مورد مطالعه قرار گرفته است كه تراكم محوطه ها را در ادامه بررسى ها به اثبات مى رساند. آنچه كه حائز اهميت است اين است كه اين منطقه داراى محوطه هاى باستانى زيادى است كه هرچه روبه جلو مى رويم زواياى تاريك آن روشن ترمى شود. در ادامه مطالعات داده هاى نمونه بردارى شده ازكل محوطه ها با حوزه فرهنگى دره سند در جنوب شرق بلوچستان و پاكستان دربخش شرقى، شهرسوخته در قسمت شمال شرقى و محوطه هاى باستانى حوزه خليج فارس و همچنين سيرتحول فرهنگى تمدنى فلات مركزى و درنهايت بين النهرين مورد تطبيق و مقايسه قرارخواهدگرفت تا مستندات بيشترى دراين باره يعنى اثبات اولويت زمانى حوزه هليل نسبت به بين النهرين و تأثير آن برتمدن بين النهرين جمع آورى شود. » سرپرست گروه بررسى درباره كشف بزرگترين روستاى صنعتى دوره شهرنشينى مى گويد: «دراين فصل از پژوهش چندروستاى بزرگ هزاره سوم با داده هاى بسيارمتنوع كه وجود كارگاههاى صنعتى توليد و پخت سفال را به اثبات مى رساند كشف شد. مهمترين آن محوطه و تپه باستانى (خاتم) است كه در محدوده روستاى سلمان آباد از توابع عنبرآباد قراردارد و بزرگترين محوطه پيش از تاريخى شناسايى شده در بخش شرقى هليل رود به شمارمى رود. وسعت اين محوطه ۲۰ هزار مترمربع است و به نظرمى رسد اين محوطه روستايى پررونق در دوره آغاز شهرنشينى باشد. درمحوطه فوق همچنين سازه هاى قبور، سنگ سابها انواع چاقوتيزكن ها، ميكروليت ها و سنگ هاى مادر از نوع سنگهاى بازالتى شناسايى شد كه بيانگر اسكان توأم با صنعت است و مى توان درصورت گمانه زنى و كاوش علمى اطلاعات بسيارجامعى ازنحوه زندگى، آداب و رسوم و عقايد مذهبى استخراج كرد. همچنين مصالح مورداستفاده در سازه هاى معمارى قلوه سنگهاى رودخانه اى با ملاط گل رس است و به نظرمى رسد تدفين اموات همانند دوره هاى قديم پيش از تاريخ در كف منازل مسكونى صورت گرفته باشد؛ زيرا درنتيجه حفاريهاى غيرمجاز گسترده در سطح محوطه استخوانهاى مردگان همراه خاكستر دركنار سازه هاى معمارى پراكنده شده است. داده هاى متنوع سفالى نيز بيانگر اهميت اين روستاى بزرگ است. مطالعه و آزمايش روى داده ها اثبات مى كند كه اين محوطه متعلق به اواسط هزاره سوم قبل از ميلاد است. متأسفانه به دليل تسطيح زمينهاى پيرامون محوطه براى كشاورزى بسيارى از بخش هاى اين محوطه ازميان رفته است. هيأت پژوهش اميدوار است محوطه هاى بيشترى را براى معرفى و ثبت شناسايى كند.
|