چهارشنبه ۲۳ دى ۱۳۸۳ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۵
Wed, Jan 12, 2005
گزارش
۳۰۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
سال گذشته معاون شهردار وعده داد
پرش موتو سيكلت سواران ساماندهى مى شوند
موتوسيكلت ها
از فراز يك طرح
197547.jpg
• سعيد پورزند

«موتور!موتور! ...» اين حرف موتور سوارانى است كه به مسافران منتظر وسيله نقليه عمومى پيشنهاد موتور سوارى مى دهند.
اكنون درهر خيابان، چهارراه ويا ميدانى ، اين گفته با گوش هر رهگذرى مأنوس شده است . در بعضى نقاط از شهر دركنار خيابان ها گروه هايى ازموتورسواران براى خود پاتوقى نيز داير كرده اند و مانند مسافركش هاى خطى كه پس از سالها چانه زدن موفق به اخذ مجوز تابلو ايستگاه مخصوص براى خودروهاى شخصى شده اند، سوداى به رسميت شناخته شدن ودستيابى به «حق مسافركشى» را دركنار مكانهاى پررهگذر درسردارند.
ما ازاين سودا تحت عنوان «ساماندهى» ويا بهتر بگوييم ساماندهى موتورسواران ياد مى كنيم واظهار نظر رسمى حميد بهبهانى معاون حمل ونقل وترافيك شهردارى تهران درسال گذشته را يادآور مى شويم: «بزودى خط ويژه تردد موتوسيكلت ها درمنطقه بازار تهران ايجاد مى شود . اين خط درقسمتهايى از بازار كه روزانه بيش از ۵۰ هزار سفر با موتوسيكلت دارد،  ايجاد خواهد شد.» وى با اعلام اجراى طرح مذكور تا پايان سال ۸۲ اظهار اميدوارى كرد، با عملياتى شدن احداث اين خط ازميزان تصادفات كاسته شود . وى گفت: كاركارشناسى براى انتخاب خيابانهايى كه خطوط ويژه درآنها احداث خواهد شد، درحال انجام است وميزان بارى كه مجاز به حمل آن هستند تعيين مى شود. آنهايى كه اقدام به جابه جايى مسافر مى كنند، ملزم به استفاده از لباس هاى متحد الشكل وكلاه ايمنى براى خود ومسافر هستند كه مدل ورنگ اين لباسها درحال طراحى است.
اينك بيش از يك سال ازاظهارات معاون حمل ونقل وترافيك شهردارى تهران مى گذرد وحال انتظار داريم پاسخهايى مناسب از وى بابت طرح ساماندهى موتوسيكلت سواران واقدامات انجام شده، بشنويم اما پاسخ ما دررابطه با نامه اى كه فرستاديم چنين بود؛ «سرشان شلوغ است و وقت مصاحبه ندارند» البته چنين پاسخى دور از ذهن هم نبود!
خوشبينانه به موضوع فكر مى كنيم واينكه شايد شهردارى،  طرحى را كه بهبهانى خبر از اجراى آن دراواخر سال گذشته داده بود، اجرا كرده وما از آن بى خبريم. اما درجلوى بازار نه خطوط ويژه تردد موتوسيكلت سواران به چشم مى خورد و نه موتور سوارانى با لباسهاى متحد الشكل به چشم مى آيند.
بازار، صبح، ساعت ۱۰‎/۳۰ دو مأمور راهنمايى ورانندگى سعى درهدايت رانندگان وتسهيل ترافيك خيابان دارند، آن طرف تر با گروهى ازموتورسواران كه براى امرار معاش به شغل مسافركشى اشتغال يافته اند ، روبرو مى شويم. يك نفر مسن تر از بقيه است وازنوع نگاه وبرخوردش مى توان تشخيص داد كه مسافركشى با موتور ، شغل اصلى اش نبوده است؛ او حاضر به معرفى خودش نيست. نه خودش ونه همكارانش. اما حضور يك غريبه دراين جمع طبيعتاً كنجكاويها را درحرفهايى كه رد وبدل ونوشته مى شود، به همراه دارد.
مى گويد: «۴۸ سال دارم وقبلاً پرسكار بودم از ۶سال پيش كه بيمار شدم ديگر نتوانستم به كار ادامه دهم در اينجا كار مى كنم . الآن هم اينجا روزى دو بار جريمه مى شوم. هر بار هفت هزار تومان.نمى گذارند يك لقمه نان ببريم. در سرما و در گرما بايد بياييم اينجا. ۳ نفر عائله دارم و خيلى زور بزنم ماهى ۲۵۰ هزار تومان دربياورم. آن هم از ۸ صبح تا ۹ شب.»
يك نفر در حالى كه گوشه خيابان نشسته به ميان صحبت مى آيد:« يك زمان هر چقدر تيغ مان مى بريد از مسافر مى گرفتيم اما حالا هر كس هر چقدر بخواهد مى دهد... به خطرش نمى ارزد. »
از همان مرد ۴۸ ساله مى پرسم چند مسافر سوار مى كند و وى به شوخى مى گويد:«۴ نفر هم باشد سوار مى كنيم، دو نفر را هم روى «كول» مان مى گذاريم. »اما صحبت كه جدى مى شود، مى گويد ۲ نفر و راجع به خطرات كارش يادآور مى شود: «ماشين به ما مى زند، اگر باران و برف ببارد، زمين مى خوريم. البته آن ۲۵۰ هزار تومانى كه گفتم مشروط به آن است كه هوا آفتابى باشد تا بتوانيم خرج زن و بچه را درآوريم. تازه ماهى ۸۰ هزار تومان هم بايد اجاره بدهم. اين كارى كه انجام مى دهم، اجبارى است. چرا كه ريه ام را «عمل» كرده ام و موتور برايم سنگين است. اما چاره اى نيست. اهل دزدى نيستم. مجبورم به مسافر التماس كنم تا خرجم را درآورم.»
با توجه به سابقه حضورش در مقابل بازار درباره طرح شهردارى از او مى پرسيم؛« ما راجع به اين طرح شنيديم اما چيزى نديديم. تا حالا از طرف شهردارى كسى نيامده فقط جريمه مان مى كنند كه چرا زير تابلو ايستادى؟ مگر چقدر كار مى كنم كه روزى ۷ هزار تومان جريمه بخواهم بدهم. از ساعت ۱۲ تا الان كه ساعت ۲ بعدازظهر است ۷۰۰ تومان كار كردم. «با اين حال وى از عملى شدن طرحى براى ساماندهى موتورسواران استقبال مى كند؛ «اگر اين برنامه اجرا شود، خوب است. در بازار ما را قبول دارند و مغازه دارها به ما اطمينان دارند. مشكل اين است كه سازمان نداريم. »
موتورسوار ديگرى با اكراه خود را وحيد معرفى مى كند؛ «۲۹ سال دارم و ۴ ماه است كه ازدواج كرده ام. بايد خودم كار كنم و خرج زندگى را تأمين كنم الان هم مدت ۵ سال است كه اينجا با موتور كار مى كنم. ما اينجا با مسافر غريبه كار نمى كنيم و از آن طرف شهردارى مى گويد سد معبر مى كنيد و نيروى انتظامى سراغ ما مى آيد. اين در حالى است كه خود اينها تمام خيابان هاى اطراف بازار را، از اين طرف تا ميدان اعدام و از آن طرف تا چهارراه گلوبندك و بهارستان و چهارراه سيروس براى خودشان پاركينگ كرده اند. حالا چه ۳ دقيقه بايستى چه ۱۰ ساعت، بايد ۳۰۰ تومان بدهى. »
وى با اشاره به اينكه اكثر موتورسواران از كلاه ايمنى استفاده مى كنند، مى گويد: ما ديگر نمى توانيم براى مسافران هم كلاه ايمنى تهيه كنيم چرا كه يك دقيقه روى مان را برگردانيم كلاه را مى دزدند. از طرفى خود مسافر هم«كلاه»نمى گذارد و مى گويد كچلى مى آورد. من اين كار را از روى ناچارى انجام مى دهم. دو ماه در شهردارى كار كردم، دو ماه در جشنواره سيما بودم و زمانى كه مدت قراردادم تمام شد، گفتند: آقا به سلامت! آنجا در كار ضبط فيلم بودم. به هرحال در اين شهر يا بايد پول داشته باشى يا پارتى. هر طور هم كه اينها بخواهند «گير» بدهند، بايد خرج خودمان را درآوريم. اينكه مى گويند موتور، روزى ۳۰ - ۲۰ هزار تومان كار مى كند، حرف «الكى» است. تازه دوست، آشنا و فاميل كه از اينجا رد مى شوند، مى گويند فلانى كنار خيابان كار مى كند. خوب چه كار كنم، نمى توانم بروم دزدى كنم. كار آزاد همين است، يك روز بيكار باشى، بايد از جيب بخورى.
وى در پايان عنوان مى كند: شنيديم كه مى خواهند به موتوسيكلت سواران جا، كار و لباس بدهند. اگر بتوانند به ما سازمان بدهند، خوب است و آن وقت هر كسى كه از خانه اش قهر كرد، ديگر راه نمى افتد با ۵۰ هزار تومان موتور قسطى بيايد مسافركشى، قسط هايش را بدهد.
۵۶۰ نفر در مهرماه
آمار مرگ و مير موتورسواران كه از سوى سازمان پزشكى قانونى اعلام شده، چنين است: «۵۶۰ نفر در مهرماه و ۴۷۵ نفر در آبان ماه در سراسر كشور به غير از تهران.»
طبيعى است در شرايطى كه وضعيت زندگى، عرصه را بر همگان تنگ كرده، بسيارى كه ترجيح مى دهند به سختى اما شرافتمندانه زندگى كنند، راكبان مرگ و زندگى شوند. براى يافتن پاسخى قانع كننده پيرامون ساماندهى موتوسيكلت سواران با مهندس اميررضا واعظى آشتيانى عضو شوراى شهر گفت و گو مى كنيم.
او به صراحت مى گويد: طرحى نداريم و تا آنجا كه من اطلاع دارم، صحبتى نشده است. البته سال گذشته در مورد ساماندهى موتوسيكلت سواران كه جزو اقشار آسيب پذير هستند، بحث شده بود. متأسفانه اينها افرادى هستند كه بعضاً به دلايل مختلف از كارشان اخراج شده اند و يا از كارخانه اى تسويه حساب كرده اند و در بازار راكد اشتغال به اين نتيجه رسيده اند كه يك موتوسيكلت بخرند و به مسافركشى بپردازند يا اينكه نقش پيك را بازى كنند. اين درحالى است كه با توجه به توليد بى رويه موتوسيكلت ها و بى اهميت جلوه دادن مسائل ترافيكى، خود موتورسواران مى توانند بار ترافيكى را كم كنند.
وى مى افزايد: آنها مى توانند از اصولى نظير استفاده از كلاه ايمنى و به كارگيرى مسائل راهنمايى و رانندگى پيروى كنند و همين امر باعث كاهش بار سفرهاى درون شهرى و ايجاد آرامش در ترافيك مى شود. علاوه بر اين، استفاده از اين افراد براى انجام امور مى تواند به ميزان زيادى در وقت و سوخت صرفه جويى داشته باشد، درست نظير كارى كه شركت پيك شهردارى انجام مى دهد. حال اگر چنين شرايطى به واسطه فعال شدن بخش خصوصى فراهم شود، اثرگذارى خوبى هم در جهت ايجاد اشتغال و تأمين معاش موتوسيكلت سواران و هم در جهت كاهش بار ترافيكى به همراه خواهد داشت. بنابراين آنها بايد ساماندهى شوند و خودشان هم استقبال مى كنند. در سايه اين طرح نسبت به كمك رسانى مديريت شهر و ترافيك آن، اقدام خواهد شد. اكنون در بيشتر كشورهاى آسيا نظير هند، پاكستان و مالزى از موتور براى جابه جايى پيام ها استفاده مى شود كه اين خود برنامه نظام مندى را طلب مى كند. از طرفى با ساماندهى موتوسيكلت سواران اعتماد عمومى جلب مى شود و مردم به استفاده از آنان رغبت مى كنند.
مهندس آشتيانى با اشاره به اينكه شركت وابسته به شهردارى در يك ماه فعاليت يك ميليون ساعت در وقت شهروندان صرفه جويى كرد، مى گويد: ۲۷ ميليون ساعت از وقت شهروندان در ترافيك هدر مى رود و اين يك ميليون ساعت اثربخشى اقتصادى زيادى خواهد داشت. به هرحال اگر اصول رانندگى و موتورسوارى رعايت شود، راكب از موارد ايمنى برخوردار باشد و ضمن مجهز بودن به كلاه ايمنى، يك مسافر را جابه جا كند، كمك خوبى است، اما اگر غير از اين باشد، مشكلات زيادى پديد مى آورد. اين را هم فراموش نكنيم كه اشتغال، امنيت اجتماعى را به همراه دارد و كلاً هنر مديران چه در شهرها و چه در سطح كشور بايد بر اين باشد كه شهروندان شاغل باشند و به راحتى تردد كنند تا ضايعه اى ايجاد نگردد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |