چهارشنبه ۲۳ دى ۱۳۸۳ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۵
Wed, Jan 12, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۰۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
كتاب انديشه
چهار حقيقت جليل
بخش سوم و پايانى
• والپولَه سرى راهولَه
• مسعود فريامنش
كتاب انديشه
گامِ نويِ «گام نو»
بالاخره انتشارات گام نو از در سخاوت درآمد. از آسمان استغنا به زمين تمنا فرود آمد. دو كتاب فرستاد براى معرفى در روزنامه. پيشتر گفته بود، كتابى را براى روزنامه اى نمى فرستيم. اگر خواستند خودشان هزينه كنند و كتاب را بخرند. گمان مى كردند اگر يكى دو نسخه از كتاب را بفرستند و روزنامه آن را بررسى و معرفى كند، فى الجمله زيان كرده اند. بارى، مى گذريم و خرسنديم كه مى توانيم براى كتاب هاى در خور اين انتشارات نيز امكان عرضه و معرفى به خوانندگان فراهم آوريم.
«ناگفته هاى انقلاب و مباحث بنيادى ملى» اثرى از «عزت الله سحابى» است. سحابى پيش از آنكه اين مجموعه را در قالب كتاب گرد آورد، مقالات و نوشته هاى اين كتاب را طى سال هاى ۷۱ تا ۷۹ در نشريه «ايران فردا» به چاپ رسانده بود. وى مقالات خود را در سه بخش تنظيم كرده است: ۱ـ تحليل سياسى - اجتماعى ۲ـ تاريخ انقلاب ۳ـ تلاش هاى سياسى.
نويسنده در پيشگفتار خويش به محتواى مقالات و بستر تاريخى اجتماعى نگارش آنها اشاره كرده است.
كتاب ديگر، انتشارات گام نو: «مسلمانى در جست وجوى ناكجاآباد» است. همچنان كه از عنوان فرعى آن پيداست، اين كتاب «زندگينامه سياسى على شريعتى» است. نويسنده اين كتاب على رهنما، استاد اقتصاد دانشگاه آمريكايى پاريس است و مترجم آن، كيومرث قرقلو.
رهنما براى نگارش اين كتاب تنها به منابع مكتوب اكتفا نكرده است. او براى غناى بيشتر اثرش به مصاحبه با كسان بسيارى پرداخته است و به منابع و اسناد دست اول منتشر نشده اى تكيه كرده است.
كتاب، با اينكه مدت زمان زيادى از چاپ نخست اش نمى گذرد، به چاپ سوم رسيده است. اين كتاب از يك حيث در نوع خود بى بديل و يا كم نظير است و آن اينكه، نويسنده آن نه عزم ستايش شريعتى را داشته و در كار طرد و تكفير وى بوده است. او كوشيده است شريعتى را آنچنان كه بوده است، بشناسد و بشناساند نه به عنوان يك «قديس» و نه در قالب يك «شيطان».
كتاب در ۲۳ فصل تنظيم شده كه هر يك ناظر است بر برهه اى از زندگانى على شريعتى.
چهار حقيقت جليل
شفقت و فرزانگى
بخش سوم و پايانى
• والپولَه سرى راهولَه
• مسعود فريامنش
197580.jpg
مَگهَ: راه
چهارمين حقيقت جليل راهى است كه به توقف دو كه مى برد. اين حقيقت به «راه ميانه» معروف است، چرا كه از دو افراط پرهيز مى دهد: افراط نخست جست وجوى حسى است كه پيش پا افتاده، عام و بى ثمر است و راه مردمان عادى است؛ افراط ديگر جست وجوى شادمانى است از طريق نفس كشى (self-mortification) به اشكال مختلف رياضت كه دردآور، كم بها و بى ثمر است.
بودا نخست خود رابه انجام اين دو افراط واداشت و آنها را بى ثمر يافت. وى از طريق تجربه شخصى «راه ميانه» را يافت، كه بينش و معرفت به دست مى دهد و به آرامش، بصيرت، روشن شدگى و نيروانه راه مى برد. اين راه ميانه به طور كلى به راه هشتگانه جليل اشاره دارد، زيرا از هشت مقوله يا بخش تشكيل شده است، يعنى: ۱) شناخت درست ۲) انديشه درست ۳) گفتار درست ۴) كردار درست ۵) زيست درست ۶) كوشش درست ۷) هشيارى درست ۸) تمركز درست.
تمامت تعليم بودا، كه وى خود را به مدت چهل و پنج سال وقف آن كرد، به هر شكل متوجه اين راه است. وى اين راه را به انحاى مختلف و با عبارات گوناگون براى مردمان مختلف، بسته به ميزان رشد آنها و قابليتشان براى فهم و پيروى از تعليم او، توضيح داد. اما جوهر آن چند هزار گفتار را كه در متون مقدس بودايى پراكنده اند در راه هشتگانه جليل مى يابيم. نبايد انديشيد كه مقولات يا بخشهاى هشتگانه راه را بايد يكى پس از ديگرى و به ترتيب عددى، بدان سان كه درفهرست معمول آنها آمده، پيروى و عمل كرد. بلكه آنها مى توانند كم و بيش و به طور همزمان و به قدر مقدور بنابر توانايى هر فرد شكوفا شوند. اين مقولات جملگى در هم تنيده اند و هر يك به پرورش ديگرى يارى مى رسانند.
اين هشت عامل متوجه ارتقا و تكميل سه اصل تعليم و انضباط بودايى است، يعنى: الف) كردار اخلاقى (سيلَه) ب) انضباط ذهنى (سَمادى) و ج) فرزانگى (پَنيَه). از اين رو اگر ما اين بخشهاى هشتگانه راه را بر طبق اين سه موضوع اصلى توضيح دهيم و دسته بندى كنيم، براى فهم بسامان و بهتر از آنها مفيدتر خواهد بود.
كردار اخلاقى (سيلَه) مبتنى است بر عشق و شفقت عام نسبت به همه موجودات زنده ، كه تعليم بودا نيز برآن بنا شده است. مايه تأسف است كه بسيارى از پژوهشگران اين آرمان بزرگ تعليم بودا را به طاق نسيان انداخته و در نوشته ها و گفته هاى خود درباره آيين بودا به انحرافات مابعدالطبيعى و فلسفى تن داده اند. اما بر طبق آيين بودا، انسان براى كامل شدن بايد دو ويژگى را به يكسان شكوفا كند:
شفقت (كَرونا) از سويى، و فرزانگى (پَنيـَه) از سوى ديگر. در اينجا شفقت نمايانگر عشق، نوع دوستى، مهربانى، مدارا و چنين خصايص جليلى از جنبه عاطفى، يا خصايص قلب است، حال آنكه فرزانگى نمايانگر جنبه عقلانى، يا خصايص ذهن است. اگر آدمى فقط جنبه عاطفى را شكوفا كند و از جنبه عقلانى غفلت ورزد، بسا كه به يك ابله خوش قلب تبديل شود؛ و در صورتى كه فقط جنبه عقلانى را شكوفا كند و از جنبه عاطفى غفلت ورزد بسا كه به عاقلى سنگين دل تبديل شود. از اين رو، انسان براى كامل شدن بايد اين دو را به يكسان شكوفا كند. اين هدف راه بودايى زندگى است، كه در آن فرزانگى و شفقت به شكلى جدايى ناپذير در هم تنيده اند. كردار اخلاقى (سَـيله) كه بر عشق و شفقت مبتنى است شامل سه عامل راه هشتگانه جليل است يعنى: گفتار درست، كردار درست و زيست درست (شماره هاى ۳ ۴، و ۵ در فهرست راه هشتگانه جليل).
گفتار درست به معناى خوددارى است؛ خوددارى از دروغ، بدگويى، افترا، درشت گويى، ياوه گويى و پرگويى و به طور كلى پرهيز از همه سخنانى است كه كين، نفاق و چنددستگى درميان افراد و جماعات برمى انگيزد.
كردار درست متوجه ارتقاى رفتار اخلاقى، آشتى جويانه و نجيبانه است. كردار درست ما را زنهار مى دهد كه از دزدى، زنا، رفتارهاى رياكارانه بپرهيزيم و به ديگران براى زيستن در راه درست و زندگى صلح آميز و شرافتمندانه يارى رسانيم.
زيست درست به اين معنا است كه آدمى بايد از ساختن زندگى از طريق پيشه هايى كه به ديگران زيان مى رساند از قبيل: خريد و فروش ابزار و ادوات جنگى، مى فروشى، زهرفروشى، كشتن حيوانات، نيرنگ بازى و غيره بپرهيزد و بايد با پيشه اى زندگى كند كه شرافتمندانه، پاك و عارى از خشونت نسبت به ديگران است. اين سه عاملِ (گفتار درست، كردار درست و زيست درست) راه هشتگانه، رفتار اخلاقى را بنيان مى نهد. اين تربيت اخلاقى، ايجاد يك زندگى سعادت آميز و شادمان را براى افراد اجتماع، غايت قـُصوى خود قرار مى دهد. اما انضباط ذهنى كه در پى مى آيد، شامل سه عامل ديگر راه هشتگانه جليل است. يعنى كوشش درست، هشيارى درست و تمركز درست (شماره هاى ۶ ۷، و ۸ در فهرست راه هشتگانه).
كوشش درست عزم مجدانه است براى ۱) متوقف كردن حالات شريرانه و ناسالم ذهن ۲) تاراندن و از بيخ و بن كندن حالات ناخوشايند ذهن ۳) ايجاد حالات خوشايند ذهنى كه تاكنون وجود نداشته اند ۴) شكوفايى و به كمال رساندن حالات مطلوب و خوشايند كه از پيش در انسان به وجود آمده اند.
هشيارى (يا دقت) درست عبارت است از توجه، آگاهى و هوشيارى مجدانه نسبت به ۱)كنش هاى تن (كايَه)، ۲)حس كردن ها (feeling) يا احساسات (Sensations) (ودانَه)، ۳)كنش هاى ذهن (سيتَه) و ۴) تصورات، انديشه ها ومفاهيم و امور (دَمَـّه).ِ
ورزه تمركز بر تنفس (آناپانَه سَتى) يكى از ورزه هاى معروف است كه با تن مرتبط است و متوجه شكوفايى ذهنى است. در مورد حس كردن ها و احساسات، آدمى بايد از همه گونه هاى آنها، اعم از خوشايند، ناخوشايند و خنثى و از چگونگى پيدايى و زوال آنها در درون خود به خوبى آگاه باشد. در خصوص كنش هاى ذهن، آدمى بايد از اينكه ذهنش شهوانى است يا نه، كين ورز است يا نه، فريبنده است يا نه، پريشان يا مجموع است و غيره آگاه باشد. در خصوص تصورات، انديشه ها و مفاهيم و امور، آدمى بايد سرشت آنها را بداند، يعنى چگونه به وجود مى آيند و از بين مى روند، چگونه شكوفا مى شوند، چگونه فرو خوابانده مى شوند و مانند اينها.
سومين و آخرين عامل انضباط، انضباط ذهنى، تمركز درست است كه به چهارحالت ديانه، كه عموماً به خلسه يا جذبه نامبرداراند، راه مى برد. در نخستين مرحله ديانه، اميال شهوانى وبرخى انديشه هاى ناسالم به مانند ترديدهاى شكاكانه، عطش هوسناك، رخوت، تشويش و بى قرارى رانده مى شود و احساسات لذت و شادمانى به همراه برخى كنش هاى ذهن باقى مى ماند. در دومين مرحله، همه كنش هاى عقلانى فروخوابانده مى شوند و آرامش و «جمعيت خاطر» شكوفا شده و احساسات لذت و شادمانى همچنان باقى مى ماند. در مرحله سوم، احساس لذت نيز، كه يك حس كردن فعال است، زايل مى شود، در حالى كه خصيصه شادمانى افزون بر يكساندليِ(equanimity) آگاهانه همچنان باقى مى ماند. در چهارمين مرحله ديانَه، همه حس كردن ها، حتى حس كردن شادمانى، ناشادمانى، لذت و اندوه زايل مى شود و فقط هشيارى و يكساندلى محض باقى مى ماند. از اين رهگذر، ذهن به دستاويز كوشش درست، آگاهى درست و تمركز درست تربيت، منضبط و شكوفا مى شود.
دوعامل باقى مى ماند، يعنى انديشه درست و شناخت درست كه فرزانگى را بنا مى كنند. انديشه درست بر انديشه هاى انصراف، ترك تعلق فداكارانه، انديشه هاى عشق وعدم خشونت كه نسبت به همه موجودات بسط يافته اند، اشاره دارد. ذكر اين نكته در اينجا بسيار جالب و پراهميت است كه انديشه هاى عدم خشونت، عشق و ترك تعلق نوع دوستانه در ذيل فرزانگى گروه بندى مى شوند. اين امر آشكارا نشان مى دهد كه فرزانگى حقيقى از موهبت اين خصايص جليل بهره مند است و همه انديشه هاى بدخواهى، خودخواهى، كين و خشونت نتيجه فقدان فرزانگى در تمام ساحات زندگى خواه فردى وخواه اجتماعى يا سياسى است.
اما شناخت درست، شناخت چيزهاست چنانكه هستند و آن عبارت است از همان چهار حقيقت جليل كه چيزها را چنانكه واقعاً هستند توضيح مى دهد. بنابراين، شناخت درست مآلاً به شناخت چهار حقيقت جليل خلاصه مى شود. اين شناخت، متعالى ترين فرزانگى است كه واقعيت فرجامين را مى بيند. بر طبق آيين بودا، دوگونه شناخت وجود دارد. آنچه ما عموماً آن را شناخت مى ناميم نوعى معرفت است، خاطره اى انباشته و دريافتى عقلانى درباره يك موضوع بنا بر يكسرى داده ها است. اين معرفت، معرفت استدلالى يا ظاهرى (Knowing ت(Accordingly نام دارد. اين نوع شناخت، خيلى عميق نيست. شناخت واقعاً عميق، «معرفت رسوخى» (Penetration) نام دارد، يعنى، ديدن يك چيز در سرشت حقيقى اش، بدون نام وعنوان. اين رسوخ تنها هنگامى ميسر مى شود كه ذهن از همه آلايش ها عارى باشد و كاملاً از طريق مراقبه شكوفا شده باشد.
راه هشتگانه جليل، راهى است براى زندگى كه هيچ ارتباطى با باور، پرستش، عبادت يا مناسك ندارد.
اين راه، طريقى است كه به دستاويز كمال عقلانى، معنوى و اخلاقى به تحقق حقيقت فرجامين، صلح، شادمانى و آزادى كامل مى برد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |