افشين ابراهيمى
سال ۲۰۰۴ سال بسيار خوبى براى فيلم هاى انيميشن بود. جدا از فروش بسيار خوب اين فيلمها (چهار فيلم از ده فيلم پرفروش سال گذشته انيميشن بودند)، تعداد رقباى جدى و اميدوار كسب جايزه اسكار بهترين فيلم انيميشن هم بيشتر از سال هاى قبل شده است. «شرك ۲» ، «داستان كوسه» و «باور نكردنى ها» رقابت شديدى براى كسب اسكار دارند و «قطار سريع السير قطبى» و «باب اسفنجى» هم چيزى از آنها كم ندارند و نااميد نيستند.
هرچند كه در بين انيميشن هاى سال گذشته (به جز «باب اسفنجى» كه هنوز چشممان به جمالش روشن نشده) بدون شك «شرك ۲» بهترين فيلم بوده است، اما با نگاهى به فهرست اعلام شدة نامزدها و برنده هاى جوايز، بايد «باورنكردنى ها» را برنده مسابقه «بهترين فيلم انيميشن» دانست كه در كنار اين افتخار، با فروش بيش از ۲۵۰ميليون دلاريش توانسته چهارمين فيلم پرفروش سال ۲۰۰۴- بعد از «شرك ۲» ، «اسپايدرمن ۲» و «مصايب مسيح» - باشد. در بين نامزدهاى جوايز «اَنى» (جوايز اختصاصى توليدات انيميشن) نام «شرك ۲» و «داستان كوسه» هر كدام در ۷ رشته به چشم مى خورد؛ در حالى كه «باور نكردنى ها» به تنهايى ۱۶نفر از دست اندركارانش را در بين نامزدها دارد! داوران گلدن گلوب آن را يكى از پنج فيلم كمدى/موزيكال برتر دانسته اند، انجمن ملى نقد و بسيارى از انجمن هاى منطقه اى منتقدان جايزه بهترين فيلم انيميشن را به «باور نكردنى ها» داده اند و انجمن تهيه كنندگان آمريكا هم اين فيلم را به همراه «هوانورد»،« پيدا كردن نِوِرلند »،« Million Dollar Baby » و« Sideways » به عنوان نامزدهاى بهترين فيلم سال اعلام كرده است (در حالى كه نام فيلم هايى مثل « رى »، و «را دريك» و «آفتاب ابدى يك ذهن بى لك» در اين فهرست نيست!) .
اما چه چيزى «باورنكردنى ها» را به اين مرتبه رسانده است؟ فيلم ماجراى كاميك استريپى - اما اريجينال - يك خانواده از ابرقهرمان ها است كه در دورانى زندگى مى كنند كه هم ابرقهرمان ها به دستور دولت بازنشسته شده اند و بايد هويت خودشان را مخفى نگه دارند. طبيعى است كه آنها به اين ترتيب زندگى كسل كننده و غير قابل تحملى داشته باشند، تا اينكه ظهور يك ابرقهرمان خبيث باعث مى شود كه اين خانواده فرصتى پيدا كنند تا دوباره دنيا را نجات بدهند. ايده اوليه داستان هيچ نكته جديد ندارد. از بين چهار نفر اعضاى خانواده، سه نفرشان قدرت هايى دقيقاً مشابه «چهار فوق العاده» دارند. حتى ايده بازنشسته شدن يك ابرقهرمان قبلاً در كاميك بوك «ناظر» استفاده شده است كه اتفاقاً در آن داستان هم شخصيت منفى يك ابرقهرمان سابق است.
اما نكته مثبت «باورنكردنى ها» ، رويكرد و پرداخت مناسب و نگاهى نو به شخصيت هاى كاميك استريپى جديد است. براد برد، نويسنده و كارگردان اين فيلم، همان رويكرد تلخ ام نايت شامالان در «نشكن» را اين بار با ديدى هجوآميز و شوخ تكرار كرده است. او ضمن وفادارى به تمام اصول كاميك استريپ ها، سعى كرده بعضى جنبه هاى ناديده زندگى اين قهرمانان را هم نشان بدهد. بعضى از ايده هاى جديد او (مثل كسى كه شغل و تخصصش طراحى و توليد لباس براى ابرقهرمان ها است) بسيار خوب از آب در آمده است.
تفاوت هجو «باور نكردنى ها» با «شرك ۲» و «داستان كوسه» در دو جنبه به چشم مى خورد. نخست اينكه بر خلاف آنها، اين بار هجوهاى بسيار تلخى از شرايط زندگى در ايالات متحده داريم. برد در بين هجويه هايش طنزهاى تلخ زيادى گنجانده و به مواردى مثل وضعيت كار و زندگى طبقه متوسط شهرى، رواج و همه گير شدن شكايات قانونى در آمريكا و حتى كلاهبردارى شركت هاى بيمه اشاره كرده است. او نشان مى دهد كه اگر كسى بخواهد كار خوبى انجام داده و به مردم كمك كند، بايد مخفيانه و با نقاب اين كار را انجام بدهد تا نشناسندش! اما جنبه ديگر متفاوت بودن هجو «باورنكردنى ها» در كلى بودن آن است. «شرك ۲» و «داستان كوسه» هجويات مشخصى نسبت به اشخاص مشهور و فيلمها و ترانه هاى محبوب دارند و بخصوص با زندگى خصوصى يا سوابق شغلى هنرپيشه هايى كه از صدايشان استفاده شده شوخى مى كنند.
|
|
|
ولى در «باورنكردنى ها» هجوها كلى تر و بيشتر نسبت به اصول و كليشه هاى كاميك استريپ ها است. اشاره هجوآميز به مونولوگ هاى ابرقهرمان ها و همان مورد طراح لباس آنها نمونه هاى خوبى از اين كار است. از طرف ديگر نشان دادن جنبه هاى انسانى اين افراد با ديدى كمدى (و نه تلخ مثل داستان هاى بت من) به خوبى در قالب مواردى مثل چاق شدن يا بچه بزرگ كردن ابرقهرمان ها، كمدى موفقى ايجاد كرده است.
استوديوى پيكسار با ساخت «باور نكردنى ها» كه اولين انيميشن كامپيوترى تمام انسانى آنها است ( «شركت هيولاها» هم فقط يك دختر بچه داشت و بقيه شخصيت ها همه هيولا بودند)، يك گام تكنيكى بزرگ به جلو برداشته است. مو و لباس هاى افراد به قدرى طبيعى حركت كرده و نور را انعكاس مى دهند كه قبلاً در هيچ انيميشنى ديده نشده بود. اگر در تيتراژ فيلم براى هر مسؤوليت كوچكى چندين اسم ذكر شده است (اگر «اصلاح كنندگان فيلمنامه» ، «پرورش دهندگان شخصيت» و . . . را هم اضافه كنيم، اعضاى تيم فيلمنامه نويسى نزديك به ۲۰نفر مى شوند!)، اما كيفيت كار نشان مى دهد كه همه آنها به خوبى وظيفه شان را انجام داده اند. بين صداپيشگان فيلم هم سميوئل ال جكسن على رغم كوتاهى نقشش بسيار درخشان است و در همان دقايق كم حضورش فيلم را از آن خود مى كند.
همه اين موارد «باور نكردنى ها» را تبديل به يك انيميشن دلچسب و موفق مى كند كه مستحق فروش بسيار خوبش بوده است. اما در زمينه جوايز فراوان «بهترين فيلم انيميشن سال» و نامزدى براى كسب جوايز «بهترين فيلم سال» كه نصيبش شده است، احتمالاً داوران «شرك ۲» را نديده اند!