جمعه ۲۵ دى ۱۳۸۳ - ۳ ذيحجه ۱۴۲۵
Fri, Jan 14, 2005
تصوير
۳۰۳۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
تصوير
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
آرشيو
برداشت كوتاه
اولى ها
تجسمى
موفقيت هنرى بعد از موفقيت تجارى
برداشت كوتاه
مأموريت تازه جيمرباند
پنجاه سال قبل زمانى كه يان فلمينگ مشغول ورق زدن كتابى درباره پرنده شناسى بود، به عبارتى برخورد كه مى توانست نام مأمور فوق سرى او در سرى كتابهاى جديدش باشد.
اين نام جيمزباند بود و فلمينگ آن را براى افسر اطلاعاتى نيروى دريايى انگلستان درطول جنگ دوم جهانى انتخاب كرد.
امروزه جيمرباند نه تنها مشهورترين جاسوس تاريخ بشر است بلكه محور يك امپراتورى سينمايى نيز محسوب مى شود و بيست فيلم براساس شخصيت او ساخته شده.
يان فلمينگ دوازده داستان درباره او نوشته و پنج بازى رايانه اى نيز براساس فيلمهاى او ساخته شده است.
سه هنرپيشه (شون كانرى، راجرمور، پيرس برازنان) با ايفاى نقش او به فوق ستاره بدل شدند وفروش محصولاتى چون ساعت هاى امگا و بى ام و زد ترى به لطف فيلمهاى او درجهان چندبرابر شد.
گذشته ازهمه اينها جيمز باند جواهر ارزشمند كمپانى مترو گلدين ماير محسوب مى شود و درطول اين چهل سال حدود ۳‎/۴ ميليارد دلار سود عايد اين كمپانى كرده است.
اما اخيراً اين كمپانى به مشكل بزرگى برخورد كرده است و اينكه چگونه مى توان فيلم جيمزباندى ساخت كه علاوه بر راضى كردن تين ايجرهاى سينما رو بتواند تماشاگران ثابت و سنتى فيلمهاى جيمز باند را كه اكثراً بالاى سى سال سن دارند، راضى كند.
كريس مك گورك نايب رئيس كمپانى متروگلدين ماير معتقداست كه حضور بازيگران جوان مى تواند به همراه جلوه هاى ويژه جذابيتى براى تماشاگران جوان اين سرى فيلمها ايجاد كند. راهكار ديگر ساخت تيزرهايى فقط براى جذب جوانان خواهدبود. پيتر آدى مدير تبليغات و بازاريابى اين كمپانى مى گويد: ما براى تضمين موفقيت هايمان از اين پس در شبكه ام تى وى تبليغ خواهيم داشت. ما نمى خواهيم به خودمان دروغ بگوييم چون مى دانيم كه نسل ام تى وى مخاطبان اصلى فيلمهاى ما هستند. ازطرف ديگر قصدداريم فعاليتمان را درعرصه بازيهاى كامپيوترى هم گسترش دهيم.
چون پنج بازى رايانه جيمزباند تا به حال حدود بيست ميليون نسخه فروش داشته است و عده زيادى از نوجوانان هستند كه مرجع آنها در شناخت جيمزباند، گلدفينگر و يا تومارو هرگز نمى ميرد نيست بلكه آنها باند را فقط از روى بازيهاى كامپيوترى مى شناسند.
دركنار همه اينها كمپانى مترو گلدين ماير ماير قراردادهايى را با شركت سون آپ و سونى اريكسون براى عرضه محصولاتشان در فيلم و تبليغ متقابل داشته است. اين اقدامات بى دليل نيست چراكه براى مثال در سال ۱۹۹۹ حدود پنجاه درصد سود ساليانه كمپانى متروگلدين ماير از فروش جهانى فيلم «جهان كافى نيست» حاصل شد.
بليك توماس مدير پخش محصولات خانگى كمپانى متروگلدين ماير مى گويد: اكران فيلم جيمزباند در سينما امكان مناسبى براى فروش نوارهاى ويدئو و دى وى دى و محصولات جانبى جيمزباند را فراهم مى كند و به ما اين امكان را مى دهد كه دى وى دى هاى قديمى جيمزباند را نيز به علاقه مندان معرفى كنيم.
حتى اكران فيلمهايى چون آستين پاورز و تريپل ايكس در سالهاى اخير به محبوبيت شخصيت جيمز باند كمك زيادى كرده است و حتى كمپانى گلدين ماير به شركت نيولاين اجازه داد تا از عنوان گلدممبر كه استعاره نام يكى از فيلمهاى جيمزباند گلدفينگر بود استفاده كند. چراكه اين خود تبليغى غيرمستقيم براى شخصيت جيمزباند محسوب مى شد.
اما اين موفقيت پس از چندين دهه مبارزه حقوقى ازسوى خانواده بروكولى و كمپانى گلدين ماير براى اين شركت پرسابقه فيلمسازى به دست آمده است.
كوين مك كورى نويسنده فيلمنامه و تهيه كننده فيلم اندربال جيمز باند (۱۹۶۵) مدعى بود كه حقوق شخصيت جيمز باند به او تعلق دارد و اين ادعا را با ساخت فيلم هرگز نگو هرگز با بازى شون كانرى در سال ۱۹۸۳ براى كمپانى وارنر عملى كرد.
البته بروكولى و متروگلدين ماير هم بيكار ننشستند و فيلم اختاپوس را با بازى راجر مور درهمان سال روانه اكران كردند و جالب اينجا بود كه هردو فيلم فروش خيلى خوبى داشتند. اختاپوس ۶۴‎/۳ ميليون دلار و هرگز نگو هرگز ۵۶‎/۴ ميليون دلار فروش كرد.
ولى حضور دوفيلم جيمزباند در يك سال براى هيچكس قابل تحمل نبود. بنابراين مبارزه حقوقى مك كلورر و گلدين ماير ادامه يافت ودرسال ۱۹۹۷ با اعلام اين خبر كه شركت سونى قصد توليد سرى جديدى از فيلمهاى جيمزباند را دارد به اوج خود رسيد ولى به گفته بروكولى موضوع درسال ۱۹۹۸ با پرداخت وجهى از سوى هردوطرف پايان يافت.
اما اين تازه شروع مشكلات بود چرا كه با ساخت فيلم يك روز ديگر بمير، قرارداد پيرس برازنان براى بازى در چهارفيلم جيمزباند به پايان رسيد و باتوجه به اينكه برازنان فقط با دريافت دستمزدى بيش از ۲۰ ميليون دلار حاضر به بازى درادامه اين سرى فيلمها مى شد، احتمال حضور او ازهمان ابتدا كمرنگ شد تا اينكه خانواده بروكولى رسماً عدم ادامه همكارى با برازنان را اعلام كرد.
به عقيده تحليلگران سينمايى دستمزد برازنان و افزايش هزينه هاى توليد دليل اصلى اين تصميم بود چرا كه بودجه متوسط چند فيلم آخرجيمز باند بين ۹۰ تا ۱۰۰ ميليون دلار بود ولى فيلم آخر به نام يك روزديگر بمير حدود ۱۴۰ميليون دلار هزينه داشت. آن هم درحالى كه شركت فورد حاضر به همكارى با كمپانى متروگلدين ماير شده بود و بخش اعظمى ازهزينه هاى مالياتى نيز به خاطر فيلمبردارى درداخل انگلستان ازبين رفت. درحال حاضر چند هنرپيشه شانس هاى اصلى بارز در نقش جيمزباند محسوب مى شوند كه مشهورترين آنها هيوكلمن، اوان مك گرگور و كالين فارل هستند كه در بين آنها بخت اوان مك گرگور با توجه به توصيه شون كانرى به تهيه كنندگان جيمزباند براى انتخاب او بيشتر به نظر مى رسد.
اولى ها
اولين بازيگر زن؛
ازنگاهى ديگر
على علائى
درشماره هفته گذشته اشاره شده بود كه اولين بازيگر زن سينماى ايران را از چند مقطع مى توان شناسايى كرد وآسيا قستطانيان به عنوان اولين بازيگرى كه درايران نقش اول زن را بازى كرد ، معرفى شد. اما قبل از اكران فيلم صامت حاجى آقا آكتور سينما كه درتاريخ ۱۱ بهمن ۱۳۱۲ به نمايش عمومى گذاشته شده بود، درتاريخ ۳۰ آبان ۱۳۱۲ فيلمى ناطق روانه پرده سينماى تهران شد كه دختر لر نام داشت و توسط عبدالحسين سپنتا وبه تهيه كنندگى اردشير ايران در كمپانى امپريال فيلم بمبئى درهندوستان ساخته شده بود .
صديقه (روح انگيز) سامى نژاد ايفاگر نقش گلنار دراين فيلم را مى توان به عنوان اولين بازيگر زن سينماى ايران به لحاظ زمان اكران و يا اولين فيلم ناطق به زبان فارسى معرفى نمود.
صديقه ( روح انگيز) سامى نژاد در سوم تير ماه سال ۱۲۹۵ درشهرستان بم متولد شد. پدرش ميرزاسدالله خيلى زود از دنيا رفت وصديقه توسط مادرش سكينه بزرگ شد ودرسن ۱۳ سالگى به عقد شخصى به نام دماوندى درآمد و با او به هندوستان مهاجرت كرد. دماوندى در استوديو امپريال فيلم بمبئى مشغول به كار وراننده خان بهادر اردشير ايران كه بعدها تهيه كننده دختر لر شد، مى شود. عبدالحسين سپنتا كه در بمبئى اقدام به ساخت فيلمى با قصه ومحتويات ايرانى مى كند سامى نژاد را براى ايفاى نقش گلنار بر مى گزيند. سامى نژاد از آن رو انتخاب شد كه در آن هنگام كسى نمى پذيرفت تا براى ايفاى نقش زن فيلم جلوى دوربين برود وتصويرش بر پرده بيفتد، چرا كه هنوز كشف حجاب نشده بودو زن ها با روبنده درمعابر تردد مى كردند. سامى نژاد با تصور اينكه فيلم بازى كردن نوعى بچه بازيست پيشنهاد سپنتا را مى پذيرد وقرارداد چهل روزه اى را امضا مى كند. اما به دليل نهايى نبودن فيلمنامه، ديالوگها وامكانات فيلمبردارى ، كار ساخت فيلم تا هفت ماه به طول مى انجامد. سپنتا نيز به دليل لهجه غليظ كرمانى سامى نژاد داستان فيلمنامه را بگونه اى تغيير مى دهد تا موضوع آن مربوط به ايلات وقدرت حكومت مركزى ايران باشد.
روح انگيز سامى نژاد پس از بازى دراين فيلم و نيز فيلم شيرين و فرهاد ديگر ساخته سپنتا ديگر درفيلمى بازى نكرد وپس از ۱۸ سال از هندوستان به ايران بازگشت. او پس از ايفاى نقش دراين دو فيلم بسيار مورد انتقاد وخرده گيرى اطرافيانش مواجه شد وسرخورده از اين تجربه، ناگزير شد تا سالها درانزوا و عزلت زندگى اش را بگذراند.
رفتار همشهرى هايش دركرمان به گونه اى بود كه او به قول خودش بايد از يك سوراخ بيرون نرود، قايم بشود، براى اينكه مرم ندانند چه كاره بود، چى بوده! او سالها بعد درسال ۱۳۴۹ درمقابل دوربين محمد تهامى نژاد براى فيلم مستند «سينماى ايران: از مشروطيت تا سپنتا» نشست وبا عنوان كردن وشرح مصائبى كه درطى آن دوران براو رفت گريست.
سامى نژاد پس از بازگشت به ايران تا سيكل اول به تحصيل ادامه داد و به عنوان پرستار در وزارت بهدارى مشغول به كار شد ودرتهران اقامت گزيد اما پس از مدتى از اين كار نيز دست كشيد و از طريق اجاره خانه اش امرار معاش مى كرد. او كه در هندوستان ازدماوندى جدا شده بود مدتى به همسرى نصرت الله محتشم درآمد كه از او نيز جدا شد وازدواج سوم او با يكى از بستگان ديگرش نيز به جدايى انجاميد وتا پايان عمر نزديك به سى سال تنها زندگى كرد. او به دليل حادثه اى كه درهندوستان برايش اتفاق افتاده بود هيچگاه صاحب فرزندى نشده بود.
روح انگيز سامى نژاد در روز ۱۰ ارديبهشت سال ۱۳۷۶ درسن ۸۱ سالگى درشرايطى كه بسيارى از مورخين سينمايى نيز گمان مى كردند او سالهاست درگذشته است ازدنيا رفت و دربهشت زهراى تهران به خاك سپرده شد.
تجسمى
به مناسبت درگذشت «ادومورتى» نقاش كروات
انتزاع اروپايى
آغاز سال ۲۰۰۵ ميلادى با درگذشت دونفر همراه بود كه هر كدام از آنها در حوزه فعاليت خود به عنوان چهره اى سرشناس شناخته مى شدند. سوزان سونتاگ، متفكر و نويسنده آمريكايى و «ادومورتى» نقاش كروات دو نفرى بودند كه با آغاز سال جديد ميلادى از ميان بزرگان نويسنده و نقاش رفتند.
هر چند درگذشت سونتاگ بازتاب گسترده اى در رسانه هاى داخلى و بين المللى داشت اما توجه چندانى به ادومورتى نشد و فقط رسانه هاى اروپايى مانند شبكه ماهواره اى Euronews به آثار اين هنرمند پرداخت.
مورتى يكى از مهم ترين هنرمندان كروات پس از جنگ جهانى دوم بود و در ميان هنرمندان اروپايى كه به نقاشى انتزاعى مى پرداختند در دهه هاى ۶۰ و ۷۰ ميلادى به شهرت فراوانى دست پيدا كرده بود.
ادومورتى در سال ۱۹۲۱ در «وليكا پيسانيكا» به دنيا آمد. خانواده او در سال ۱۹۲۵ به زاگرب كوچ كرد و دوران تحصيلات مقدماتى او نيز در همين شهر سپرى شد. پس از آن مورتى وارد مدرسه هنر شد. در همان سال هم اولين نمايشگاه انفرادى خود را برپا كرد.
اين هنرمند نقاش از دوران كودكى تحت تأثير ايده هاى سوسياليست ها رشد پيدا كرد و در دوران جنگ جهانى دوم نيز به جنبش ضدفاشيستى اروپا پيوست. از سال ۱۹۴۴ نيز به جنبش مقاومت در برابر آلمان ملحق شد و كار خود را در ميان آنها به عنوان يك هنرمند و با طراحى هاى گرافيكى، پوستر و جلد كتاب ها آغاز كرد. با انجام اين فعاليت هاى هنرى تا پايان جنگ جهانى دوم به شهرتى چشمگير در دنيا دست پيدا كرد.
مورتى پس از برخورد با آثار مكاتب آمريكايى و نقاش هايى مانند پولاك و دكونينگ دگرگونى عميقى در كارهاى خود به وجود آورد و به نقاشى انتزاعى گرايش پيدا كرد. با همين نقاشى هاى انتزاعى بود كه از ۱۹۶۰ به بعد براى نزديك به دو دهه، چهره اى سرشناس در بين نقاش هاى اروپايى شد. استفاده گسترده از رنگ و هويت دادن به نقاشى به وسيله رنگ آميزى انتزاعى از عواملى بود كه آثار اين هنرمند را از ديگران متمايز مى كرد.
نقاشى هاى ادومورتى در بسيارى از موزه ها و نمايشگاه هاى مهم دنيا به چشم مى خورد از گالرى تيت لندن گرفته تا موزه هنرهاى مدرن نيويورك، از موزه هنرهاى مدرن پاريس گرفته تا گالرى ملى برلين و از گالرى نارودنى پراك گرفته تا گالرى كونستائوس در زوريخ.
ادومورتى ۴۰ سال پايانى عمر خود را در شهر نيويورك سپرى كرد و پس از پشت سر گذاشتن يك دوران بيمارى طولانى در اولين روزهاى سال ۲۰۰۵ درگذشت.
موفقيت هنرى بعد از موفقيت تجارى
«باورنكردنى ها»
بهترين انيميشن سال مى شود
افشين ابراهيمى
197820.jpg
سال ۲۰۰۴ سال بسيار خوبى براى فيلم هاى انيميشن بود. جدا از فروش بسيار خوب اين فيلمها (چهار فيلم از ده فيلم پرفروش سال گذشته انيميشن بودند)، تعداد رقباى جدى و اميدوار كسب جايزه اسكار بهترين فيلم انيميشن هم بيشتر از سال هاى قبل شده است. «شرك ۲» ، «داستان كوسه» و «باور نكردنى  ها» رقابت شديدى براى كسب اسكار دارند و «قطار سريع السير قطبى» و «باب اسفنجى» هم چيزى از آنها كم ندارند و نااميد نيستند.
هرچند كه در بين انيميشن هاى سال گذشته (به جز «باب اسفنجى» كه هنوز چشممان به جمالش روشن نشده) بدون شك «شرك ۲» بهترين فيلم بوده است، اما با نگاهى به فهرست اعلام شدة نامزدها و برنده هاى جوايز، بايد «باورنكردنى ها» را برنده مسابقه «بهترين فيلم انيميشن» دانست كه در كنار اين افتخار، با فروش بيش از ۲۵۰ميليون دلاريش توانسته چهارمين فيلم پرفروش سال ۲۰۰۴- بعد از «شرك ۲» ، «اسپايدرمن ۲» و «مصايب مسيح» - باشد. در بين نامزدهاى جوايز «اَنى» (جوايز اختصاصى توليدات انيميشن) نام «شرك ۲» و «داستان كوسه» هر كدام در ۷ رشته به چشم مى خورد؛ در حالى كه «باور نكردنى ها» به تنهايى ۱۶نفر از دست اندركارانش را در بين نامزدها دارد! داوران گلدن گلوب آن را يكى از پنج فيلم كمدى‎/موزيكال برتر دانسته اند، انجمن ملى نقد و بسيارى از انجمن هاى منطقه اى منتقدان جايزه بهترين فيلم انيميشن را به «باور نكردنى ها» داده اند و انجمن تهيه كنندگان آمريكا هم اين فيلم را به همراه «هوانورد»،« پيدا كردن نِوِرلند »،« Million Dollar Baby » و« Sideways » به عنوان نامزدهاى بهترين فيلم سال اعلام كرده است (در حالى كه نام فيلم هايى مثل « رى »، و «را دريك» و «آفتاب ابدى يك ذهن بى لك» در اين فهرست نيست!) .
اما چه چيزى «باورنكردنى ها» را به اين مرتبه رسانده است؟ فيلم ماجراى كاميك استريپى - اما اريجينال - يك خانواده از ابرقهرمان ها است كه در دورانى زندگى مى كنند كه هم ابرقهرمان ها به دستور دولت بازنشسته شده اند و بايد هويت خودشان را مخفى نگه دارند. طبيعى است كه آنها به اين ترتيب زندگى كسل كننده و غير قابل تحملى داشته باشند، تا اينكه ظهور يك ابرقهرمان خبيث باعث مى شود كه اين خانواده فرصتى پيدا كنند تا دوباره دنيا را نجات بدهند. ايده اوليه داستان هيچ نكته جديد ندارد. از بين چهار نفر اعضاى خانواده، سه نفرشان قدرت هايى دقيقاً مشابه «چهار فوق العاده» دارند. حتى ايده بازنشسته شدن يك ابرقهرمان قبلاً در كاميك بوك «ناظر» استفاده شده است كه اتفاقاً در آن داستان هم شخصيت منفى يك ابرقهرمان سابق است.
اما نكته مثبت «باورنكردنى ها» ، رويكرد و پرداخت مناسب و نگاهى نو به شخصيت هاى كاميك استريپى جديد است. براد برد، نويسنده و كارگردان اين فيلم، همان رويكرد تلخ ام نايت شامالان در «نشكن» را اين بار با ديدى هجوآميز و شوخ تكرار كرده است. او ضمن وفادارى به تمام اصول كاميك استريپ ها، سعى كرده بعضى جنبه هاى ناديده زندگى اين قهرمانان را هم نشان بدهد. بعضى از ايده هاى جديد او (مثل كسى كه شغل و تخصصش طراحى و توليد لباس براى ابرقهرمان ها است) بسيار خوب از آب در آمده است.
تفاوت هجو «باور نكردنى ها» با «شرك ۲» و «داستان كوسه» در دو جنبه به چشم مى خورد. نخست اينكه بر خلاف آنها، اين بار هجوهاى بسيار تلخى از شرايط زندگى در ايالات متحده داريم. برد در بين هجويه هايش طنزهاى تلخ زيادى گنجانده و به مواردى مثل وضعيت كار و زندگى طبقه متوسط شهرى، رواج و همه گير شدن شكايات قانونى در آمريكا و حتى كلاهبردارى شركت هاى بيمه اشاره كرده است. او نشان مى دهد كه اگر كسى بخواهد كار خوبى انجام داده و به مردم كمك كند، بايد مخفيانه و با نقاب اين كار را انجام بدهد تا نشناسندش! اما جنبه ديگر متفاوت بودن هجو «باورنكردنى ها» در كلى بودن آن است. «شرك ۲» و «داستان كوسه» هجويات مشخصى نسبت به اشخاص مشهور و فيلمها و ترانه هاى محبوب دارند و بخصوص با زندگى خصوصى يا سوابق شغلى هنرپيشه هايى كه از صدايشان استفاده شده شوخى مى كنند.
197901.jpg
ولى در «باورنكردنى ها» هجوها كلى تر و بيشتر نسبت به اصول و كليشه هاى كاميك استريپ ها است. اشاره هجوآميز به مونولوگ هاى ابرقهرمان ها و همان مورد طراح لباس آنها نمونه هاى خوبى از اين كار است. از طرف ديگر نشان دادن جنبه هاى انسانى اين افراد با ديدى كمدى (و نه تلخ مثل داستان هاى بت من) به خوبى در قالب مواردى مثل چاق شدن يا بچه بزرگ كردن ابرقهرمان ها، كمدى موفقى ايجاد كرده است.
استوديوى پيكسار با ساخت «باور نكردنى ها» كه اولين انيميشن كامپيوترى تمام انسانى آنها است ( «شركت هيولاها» هم فقط يك دختر بچه داشت و بقيه شخصيت ها همه هيولا بودند)، يك گام تكنيكى بزرگ به جلو برداشته است. مو و لباس هاى افراد به قدرى طبيعى حركت كرده و نور را انعكاس مى دهند كه قبلاً در هيچ انيميشنى ديده نشده بود. اگر در تيتراژ فيلم براى هر مسؤوليت كوچكى چندين اسم ذكر شده است (اگر «اصلاح كنندگان فيلمنامه» ، «پرورش دهندگان شخصيت» و . . . را هم اضافه كنيم، اعضاى تيم فيلمنامه نويسى نزديك به ۲۰نفر مى شوند!)، اما كيفيت كار نشان مى دهد كه همه آنها به خوبى وظيفه  شان را انجام داده اند. بين صداپيشگان فيلم هم سميوئل ال جكسن على رغم كوتاهى نقشش بسيار درخشان است و در همان دقايق كم حضورش فيلم را از آن خود مى كند.
همه اين موارد «باور نكردنى ها» را تبديل به يك انيميشن دلچسب و موفق مى كند كه مستحق فروش بسيار خوبش بوده است. اما در زمينه جوايز فراوان «بهترين فيلم انيميشن سال» و نامزدى براى كسب جوايز «بهترين فيلم سال» كه نصيبش شده است، احتمالاً داوران «شرك ۲» را نديده اند!

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   تصوير   |   ارتباطات   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |