جمعه ۲۵ دى ۱۳۸۳ - ۳ ذيحجه ۱۴۲۵
Fri, Jan 14, 2005
سياسى
۳۰۳۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
تصوير
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
آرشيو
يادداشت
هفته اى كه گذشت
انتخابات فلسطين با پيروزى محمود عباس به پايان رسيد
گزارش خبرى
رأى عدم اعتماد به وزير پيشنهادى خاتمى
و پيام مجلس به رئيس جمهور آينده
يادداشت
پارادوكس اصلاحات
در كشورهاى عربى
محمدعلى ابطحى
يكى از مسائلى كه در سالهاى اخير در جهان عرب مورد مناقشه بوده است، مسأله اصلاحات در كشورهاى عربى است. آمريكا از سردمداران فشار بر جهان عرب بود كه بايد اصلاحات در اين كشورها صورت پذيرد. اما ظاهراً رهبران عرب به دلايل مختلف آمريكا را قانع كرده اند كه اصلاحات از خارج از مرزهاى كشورهاى عربى نمى تواند براى آن كشورها مفيد باشد.
اصلى ترين مسأله وجود حساسيت هاى متفاوت در كشورهاى عربى است. به عنوان مثال سوريه نمى تواند يك تظاهرات حتى محدود را تحمل كند، مصر خط قرمزش وجود انتخابات آزاد است، در عربستان سعودى در مسائل مربوط به زنان حساسيت ويژه وجود دارد تا آنجا كه وقتى براى اولين بار چندى پيش يك خانم سعودى محجبه در تلويزيون آن كشور ظاهر شد مورد حمله و تعرض همسرش قرار گرفت.
از نظر سياسى نيز، اگرچه تقريباً همه كشورهاى عربى رابطه سياسى خوبى با آمريكا دارند ولى همواره آمريكا مخالفانى را حمايت مى كرد كه طرفدار ليبراليزه شدن اين كشورها بوده اند. بعد از ۱۱ سپتامبر معادله برعكس شد وحكومت هاى كشورهاى عربى، خود از طرفداران پر و پا قرص ليبراليزه كردن كشورهاشان شدند. اين در حالى بود كه به دليل رفتار خشن آمريكا در افغانستان و سپس عراق و نداشتن شناخت كافى از منطقه و افكار عمومى آن، مردم منطقه هر روز راديكالتر و طرفدار جدى مقابله با آمريكا شدند.
عملاً مخالفان از صحنه حذف و حكومت ها نقش ليبراليزه كردن كشورهاشان را به دست گرفتند. طبعاً در اين ميانه اصلاحات آمريكا مورد نظر رهبران جهان عرب نيز قرار گرفت، ولى به دليل ليبراليزه شدن مردم، هر نوع فراهم كردن بستر دموكراسى در اين كشورها نهايتاً به رشد راديكاليزم دينى منجر مى شد. اين همان پارادوكسى است كه طرفداران اصلاحات در جهان عرب و آمريكا در آن مانده اند. شايد به همين دليل سخنان رهبران عرب كه معتقدند اصلاحات بايد از درون باشد تا با شناخت كافى از روحيات افكار عمومى بتوانند آرام آرام آن را سامان دهند قابل قبول باشد.
در اين ميانه عربستان سعودى از ساير كشورها مشكلات بيشترى دارد. سالها به جريان افراطى مذهبى امكان رشد داده است تا شايد از عنصر افراطيگرى مذهبى در ابتدا و در برابر كمونيست و سپس در برابر فكر صدور انقلاب شيعى ايران، سپر مقاومت درست كند. وقتى زمام اين جريانات مذهبى با پديده بن لادن از دست آنها خارج شد، به راحتى نمى توانند تبليغات دو دهه اخير را از ذهن و دل مردم بيرون كنند.
عدم توفيق آمريكا در ايجاد امنيت در عراق نيز باعث شد كه نه آمريكا قصد حمله به اين كشورها را داشته باشد و نه رهبران اين كشورها متمايلند كه پاى آمريكا را در اين حد در كشورهايشان باز كنند.
با اين تحليل پارادوكس اصلاحات در كشورهاى عربى يكى از چالش هاى آينده منطقه خاورميانه است كه باعث شده هم از سويى رهبران اين كشورها در ضعيف ترين موقعيت خود قرار بگيرند و از سوى ديگر سقوط هر يك از آنان تمام منافع آمريكا را در منطقه به خطر اندازد.
هفته اى كه گذشت
هاليبرتون درايران
وپيام مجلس
هفته اى كه پشت سرگذاشتيم خبرهايى خاص و ويژه درخود داشت. عجيب ترين خبرى كه از خط خبرگزارى ها گذشت، ورودهاليبرتون به بازارنفت بود. شركت هاليبرتون از قديمى ترين شركت هاى نفتى درجهان و آمريكا است كه از آن به عنوان غول صنعت انرژى يادمى كنند.
هرچند نام اين شركت با ديك چنى، معاون رئيس جمهورى آمريكا گره خورده است، اما بايد گفت كه نه تنها ديك چنى كه بسيارى از سياستمداران قدرتمند آمريكايى درجاى جاى هاليبرتون تكيه زده اند. چنى پيش از رياست جمهورى بوش به مدت چهارسال رياست هيأت مديره اين شركت را به عهده داشت.
از ديگر سهامداران عمده اين شركت مى توان به كاندوليزا رايس اشاره كرد كه يك كشتى باربرى نفتى نيز به نام او به حمل و نقل محصولات نفتى اختصاص داده شده است.
اين شركت از شركاى اوليه پروژه هاى مركز مطالعات فضايى آمريكا  ناسا  بوده و اين روزها مشغول به كار در عراق است و بزرگترين پروژه نفتى درعراق را دراختيارگرفته است.
گويا شركتى به نام كيش اورينتال با همكارى هاليبرتون برنده مناقصه حوزه هاى ۹ و ۱۰ پارس جنوبى شده و برنامه مناقصه آنها توانسته برنده شود.
اينها درحالى است كه ايران به لحاظ قراردادهاى بخصوص نفتى درمعرض تحريم آمريكا است و چنين اقدامى نشان مى دهد كه گامهايى به سوى لغو تحريم هاى ايران برداشته شده است.
هرچند اعتراض هايى درايران شنيده شد كه بخصوص سيروس ناصرى، ديپلمات صديق و زحمتكش ايرانى را هدف گرفته آن هم به دليل آن كه او از اعضاى اصلى شركت كيش اورينتال است.
سيروس ناصرى ازاعضاى حرفه اى و زحمتكش تيم مذاكره كننده ايرانى است كه تا به حال زحمت هاى زيادى دراين پرونده كشيده و درطول اين سالها عهده دار مسؤوليت هاى سنگينى بوده است.
بى ترديد تصميمى كه ازسوى وزارت نفت و شركت پارس گرفته شده در راستاى مصالح كلان است كه عقلانيت درآن مطرح بوده است و نمى توان بسادگى از كنار اين قضيه گذشت.
اما درمجلس نيز روزهايى پرخبر را پشت سرگذاشتيم. احمدخرم كه در يك استيضاح از كابينه خاتمى كنارگذاشته شده بود، هنوز جانشينى نداشت تا اين كه خاتمى با حضور در مجلس احمدصادق بناب، معاون خرم را به عنوان وزير پيشنهادى خود به كابينه معرفى كرد كه با رأى عدم اعتماد مجلس مواجه شد. بناب كه سابقه ۲۰ سال معاونت وزير را در كارنامه خوددارد با بى مهرى سياسى مجلس نتوانست درچندماه باقى مانده از عمر دولت محمدخاتمى وزارت راه و ترابرى را دردست گيرد.
در روز رأى گيرى و بررسى وزير راه پيشنهادى رئيس جمهور همه نوع مخالفتى با دولت شكل گرفت و حتى بيانيه هايى درميان نمايندگان توزيع شد. اين بيانيه كه توهينى آشكار به دولت ورئيس جمهورى بود با اعتراض شديد رئيس مجلس مواجه شده و از ادامه توزيع آن درمجلس جلوگيرى به عمل آمد.
هرچند بناب در تشريح برنامه هاى خود اعلام كرد كه به برنامه اى جامع براى حل معضلات جاده ها مى كوشد، اما رأى اعتماد لازم كسب نشد تا او بتواند دراين چندماه مانده از دولت در وزارت راه و ترابرى به عنوان وزير خدمت كند.
رئيس جمهور نيز پس از خروج از مجلس اعلام كرد كه تلاش دولت اين بوده كه دراين چندماهه مانده از عمر دولت،كارهايى ازاول انجام نشود و درهمان مجموعه وزارت راه مشكل حل شود.
حالا رئيس جمهورى بايد يك وزير ديگر معرفى كند كه به نظرمى رسد مجبور شود ازخارج ازمجموعه وزارت راه يك نفر را انتخاب كند.
مجلس هفتم با صراحت پيام داد كه به اصول خود مى انديشد وبه آن عمل مى كند حتى اگر مصالح چيزديگرى اقتضاكند و براى دولت بعدى نيز همين مسأله اساسى بايد بسيارمهم باشد. كانديداهاى رياست جمهورى بخصوص اصلاح طلبان بايد دراين برنامه باشند كه چگونه مى توان با مجلس هفتم تعامل داشت. واضح است كه دولت جديد نمى تواند عمر خود را به تنش با مجلس بگذراند.
اما بحث اينترنت و سايت ها و وبلاگ نويسانى كه دستگيرشده بودند هرلحظه سمت وسويى متفاوت به خود مى گيرد.
پرشين بلاگ، پرمخاطب ترين سايت ارائه دهنده خدمات وبلاگ نويسى فارسى و اوركات، سايت دوست يابى اينترنتى كه ايرانيان پس از آمريكا و برزيل سومين ملت پرجمعيت درآن هستند، هردومسدود شدند.
معتمدى وزير فناورى اطلاعات اعلام كرد كه از چنين قضيه اى بى خبر بوده و اين دستور ازسوى كميته سه نفره (وزارت فناورى اطلاعات، وزارت فرهنگ و وزارت اطلاعات) صادرنشده است.
درهمين حال بحث دستگيرشدگان و اعترافات آنان پس از آزادى از يك طرف و اظهارات برخى از آنها در برابر كميته نظارت بر قانون اساسى اوضاع را پيچيده تر كرده است.
موضوع به حدى غامض شد كه سخنگوى قوه قضاييه اين هفته از اين افراد خواست تا اگر قرار است موضوع آنها پيگيرى شود، بهتر است از راه قوه قضاييه اين كار را دنبال كنند.
رئيس جمهورى نيز در همان روز كه از مجلس خارج مى شد، اعلام كرد كه پيگير موضوع است و حتماً ملاقاتى با رياست قوه قضاييه خواهدداشت.
انتخابات فلسطين با پيروزى محمود عباس به پايان رسيد
آفتاب اميد از پس صندوقهاى رأى
كامبيز توانا
آن زمان كه محمودعباس در دستگاه دولتى ياسر عرفات گفت وگوهاى صلح فلسطين و اسرائيل را پيگيرى مى كرد و مخالفان زيادى باعث شدند تا او كنار رفته و احمد قريع جاى او را بگيرد، هيچ كس براين انديشه نبود كه محمود عباس بار ديگر بازگردد و آن هم با استقبال اين چنين مردم. با كسب حدود ۶۰ درصد از آرا محمود عباس ملقب به ابومازن برجاى پدر مبارز ملت فلسطين يعنى ياسر عرفات تكيه زد. رأى اين چنين به عباس نشان مى دهد كه مردم فلسطين نه تنها از درگيرى هاى مختلف و اعمال خشونت بار اسرائيل مستأصل نيستند، كه با جديت امور سياسى كشور خود را دنبال مى كنند تا بتوانند آينده اى بهتر را براى آن رقم زنند.
محمودعباس كيست؟
197949.jpg
محمود عباس از بنيانگذاران جنبش فتح و از همرزمان قديمى و از دوستان ياسر عرفات است كه در مصر و مسكو درس خوانده و فارغ التحصيل رشته حقوق است. محمود عباس همواره نقش فعالى در كنار عرفات داشت و آن زمان كه تمام هم و غم عرفات اين بود كه مبارزات فلسطينيان براى احقاق حقوق خود رابه داخل فلسطين بكشاند، از مهمترين افراد بود و با روابط قوى توانست هم اتحاد گروهها را به دست آورد و هم از سوى ديگر منابع مالى مناسب براى ادامه جنبش را پيدا كند. چندين بار درخطر تبعيد بود تا اين كه دركنار عرفات مديريت روابط خارجى جنبش را به عهده گرفت.
محمود عباس همان كسى است كه در پى امضاى توافقنامه اسلو به همراه عرفات راهى كاخ سفيد شد. اين رهبر كه برخلاف عرفات در هر دو دست خود شاخه زيتون دارد و سعى مى كند دست به سلاح نبرد، چهره اى صلح آميز از خود نشان داده و به مبارزه مسلحانه معتقد نيست. وى زمانى كه در خدمت مردم بوده، خاطره اى خوش از خود بر جاى گذاشته است. در زمانى كه نخست وزير بود، خدمات اقتصادى شايانى از خود به جاى گذاشت و در ضمن با كم كردن نقش مبارزه مسلحانه در پى كسب صلح بيشتر در خاورميانه بود كه به دليل اعتراض زياد گروههاى مسلح مجبور شد از
سمت خود كناره گيرى كرده و جاى خود را به احمد قريع بدهد. آن زمان كه او در تعريف برنامه هاى خود جلوى دوربين خبرگزارى ها قرار گرفت، با صراحت اعلام كرد كه با مخالفت مسلحانه و چاشنى مبارزه مسلحانه در انتفاضه موافق نيست. ابومازن براين باور است كه در حمله فلسطينيان مصائب و خسارت هاى سنگين ترى به همراه دارد و از اين رو بسيارى از تحليلگران براين باورند كه با حضور او دو حالت در دولت خودگردان قابل پيش بينى است: پيشرفت مذاكرات صلح يا اختلافات داخلى در دولت خودگردان.
راهى كه عباس از آن گذشت
در يكشنبه اى كه پشت سر گذاشتيم ۱۶حوزه رأى گيرى در كرانه رود باخترى، نوار غزه و بيت المقدس شرقى برگزار شد. نزديكترين رقيب به محمود عباس، مصطفى البرغوثى بود. اسرائيليان قوانين تردد براى فلسطينى ها را كماكان سفت و سخت حفظ كرده بودند اما مردم فلسطين مشتاقانه به پاى صندوقهاى رأى آمدند. ناظران بين المللى بر جريان انتخابات حاضر بودند كه از سرشناس ترين آنها مى توان به جيمى كارتر رئيس جمهور پيشين آمريكا اشاره كرد. از ۶۰ كشور جهان حدود ۲۰ هزار ناظر انتخاباتى در فلسطين حاضر بود و در كل بيشتر آنها از عدم همكارى اسرائيلى ها اعلام نارضايتى كردند. در نهايت پيروزى عباس اعلام شد و او رسماً به جاى ياسر عرفات بر كرسى رياست تشكيلات خودگردان فلسطين خواهد نشست.
ديويد مولدرين، استاد علوم سياسى دانشگاه استانفورد در سخنانى كه پس از اعلام نتيجه، انتخابات فلسطين اعلام شد درسايت سياسى «ميرور» نوشت: «هر چند پيش بينى مى شد حضور محمودعباس با نارضايتى گردان شهداى الاقصى شاخه نظامى جنبش فتح همراه شود، اما اعضاى اين گروه به رغم نارضايتى، از ابومازن حمايت كرده و حتى در اقدامى بى نظير اعلام كردند كه حاضرند به سازمانهاى امنيتى پيوسته و خود را منحل كنند. اين مقطع، روزى فراموش نشدنى درتاريخ فلسطين است چرا كه پيش از اين نظر اكثريت بر اين بود كه اختلاف نظاميان جنبش فتح بالامى گيرد و محمود عباس را بامشكل مواجه مى كند، اما گويا همه پذيرفته اند كه درحال حاضر بايد گوش به فرمان يك نداى سياسى واحد باشند كه اين روزها از ابومازن به گوش مى رسد. محمود عباس پيش از اين نيز نشان داده بود كه خشونت گريز است و سياست گرا و در واقع يك مرد مجادله عارى از خشونت است و اين دقيقاً همان چيزى است كه اين روزها منطقه آشوبزده فلسطين به آن نياز دارد.» در همين حال از آمريكا نيز خبر مى رسدكه بوش به شدت از انتخابات فلسطين ابراز رضايت و خرسندى كرده و آن را انتخاباتى سالم دانسته كه نويد دموكراسى و گسترش آن در منطقه را مى دهد. دولت بوش درصدد است با كمك ۲۰۰ميليون دلارى به صلح فلسطين كمك كندو براى كمك به بهبود قضايا وارد صحنه شود. حركت اين چنين از بوش و پاول كه با گزينه خاورميانه بزرگ آمده بودند، نشان مى دهد كه آنها نيز اندكى در نظرات خود تجديد كرده و به مصلحت انديشى اوضاع مى انديشند ضمن اينكه از بوش جنگ طلب چنين حركتى كمى بعيد به نظر مى رسيد.
اسرائيل و ابومازن
آنچه در اين ميان مهمترين نقش را در جريانهاى منطقه اى ايفا مى كند، واكنش اسرائيلى ها است. اسرائيلى ها كه در ماههاى اخير تخاصم را به غايت رسانده بودند و اين اواخر با شهيدكردن هشت فلسطينى خردسال موجى از انزجار بين المللى را به راه انداخته بودند، حالا كمى مصلحت انديشانه تر به قضايامى نگرند. آريل شارون، دراواخر عمر عرفات اجازه خروج به او نمى داد و امكان هرگونه مصالحه و گفت وگو را به حداقل رسانده بود. در اين روزها با پيروزى محمود عباس، شارون اعلام كرده كه به محض رياست رسمى دولت توسط عباس حاضر به مذاكره با او است. آنچه مورد توافق ميان شارون و عباس است مسأله مبارزه با تروريسم است كه در پى گفت وگوها بايد بنشينندو مواضع خودرا دراين خصوص روشن كنند. از ديدگاه فلسطينيان همواره دفاع ملى براى دفع تخاصم اسرائيل مقدس و مهم بوده و از سويى اسرائيلى ها با حمايت آمريكا آن را همواره به تروريسم تعبير كرده و حتى در شوراى امنيت با كمك حق وتوى آمريكا توانسته اند حرف خود را پيش ببرند. شارون پيش از اين گفته بودكه با توجه به حضور حملات سنگين فلسطينيان، گفت وگو براى صلح موردى ندارد و اوضاع به مراتب وخيم تر شد. حالا محمود عباس با سياستى جديد مى آيد. سياستى كه مردم فلسطين از او مى خواهند و آن پايين آوردن آتش جنگ است كه هرچند وقت يك بار به خرمن فلسطينى ها مى افتد و از سوى ديگر در عمليات تلافى جويانه اسرائيلى ها در همين آتش مى سوزند. اسرائيل در يك سال گذشته سخت ترين و فجيع ترين سياست و رويه را در مقابل فلسطينى ها در پيش گرفته و با ترور رهبران فلسطينى و در رأس آنها عبدالعزيز رنتيسى، سمت و سوى مقابله فلسطينيان را تغيير داد تا آنجاكه زنان و دختران نيز به استقبال عمليات انتحارى مى آمدند. بحث بر چيده شدن ديوار حائل و عقب نشينى اسرائيل از شهرك سازى در برخى مناطق نشان داد كه حتى رويه سبعانه نيز نمى تواند كارآمد باشد چرا كه الگوى چشم درمقابل چشم و دندان در مقابل دندان قاعده جوامع بشرى است و نمى توان به هيچ شكلى آن را يكطرفه كرد. در همين اثنا است كه حتى اسرائيلى ها خاطره دوران نخست وزيرى محمود عباس را به ياد مى آورند و او را به كت و شلوار و كراواتش به رهبر نظامى پوش ترجيح مى دهند تا شايد بتوان اوضاع باتلاقى از خون در خاورميانه را اندكى تغيير داد. «مورداك ريلخا» پژوهشگر مركز سياسى اورشليم در تازه ترين تحليل خود در «سان اسپات» نوشت: «محمود عباس در يك دوره نشان داد كه خواهان تغيير اوضاع است اما به شرطى كه فلسطينى ها نيز با آن تغيير همراه باشند. ابومازن اين قدرت را داردكه سياستهايى جديد طراحى كند در حالى كه عرفات اگر هم مى خواست نمى توانست چنين كارى كند. چريك فلسطينى با آغوش باز تمامى گروههاى مبارز فلسطينى را زمانى به داخل فلسطين كشاند كه بيشتر از هر چيزى به اتحاد و مبارزه نياز داشتند و او حالا نمى توانست برخى از آنها را به سكوت و آرامش فرا بخواند.
هرچه باشد، عرفات يك مرد مبارز بود كه كمتر حاضر بود براى آرامش هزينه كند ولى حالا با حضور عباس شايد نيازهاى مردمى ( و نه سياسى و نظامى ) غيرنظاميان فلسطين و اسرائيل بتواند به يك نقطه اشتراك برسد. شايد از همين روست كه شائول موفاز، وزير جنگ اسرائيل نيز پس از پيروزى عباس اعلام كرد كه حاضر است امنيت و حفظ آن درمنطقه كرانه رود باخترى و نوار غزه را به فلسطينيان بسپارد و نيروهاى اسرائيلى را از آنجا خارج كند.
به نظر مى رسد بيش از همه ، اين اسرائيلى ها باشند كه در اين ميان به خلق موقعيت جديد مى انديشند. اينها همه در حالى است كه تمامى انتظارات از اسرائيل اين است كه يك عقلانيت تازه را رقم زدند و رويه وحوش را كنار گذارد. از همين رو مقامات اسرائيلى در هفته اى كه گذشت و پس از انتخابات يكى پس از ديگرى در برابر دوربين خبرگزارى ها حاضر شده و انتظارات خود را طلب كردند. اسرائيل قرار است در ماه ژوئن آينده از نوار غزه عقب نشينى كند. مقاومت سرسختانه مردم فلسطين به حدى اسرائيلى ها را كلافه كرده كه يكى پس از ديگرى پايان عمليات نظامى را طلب مى كنند. ابومازن مرد آرام و خانواده دوست، از طرف فلسطين و اسرائيل با خواسته صلح مواجه است و علاوه برآن فلسطينى ها مى خواهند كه به اوضاع اقتصادى نابسامان آنها نيز بينديشد و فكرى كند. محمودعباس در روزهاى آينده با تغييرات كليدى در انتصاب ها پيش مى آيد تا برنامه هاى خود را عملى كند ، او به نزد اسرائيلى ها مى رود تا با ساده ترين زبان به آنها بفهماند كه نه هر مقاومت مسلحانه اى را مى توان تروريسم نام نهاد و نه هر دندان شكسته شده اى را مى توان فراموش كرد. اسرائيلى ها نيز از سوى ديگر خود را بايد آماده كنند. اگر صلح مى خواهند بايدهزينه دهند. اين كه تعادل اين هزينه ها چگونه بايدتعيين شود، وضعيتى است كه مى توان در آينده به آن بازگشته و تحليل كرد.
گزارش خبرى
رأى عدم اعتماد به وزير پيشنهادى خاتمى
و پيام مجلس به رئيس جمهور آينده
امروز خاتمى،
فرداى اصلاح طلبان
197931.jpg
رحيم پارسا

هفته اى كه گذشته اگرچه به واسطه رأى عدم اعتماد مجلس به وزير پيشنهادى خاتمى، هفته اى سخت براى رئيس جمهور بود و اين واقعيت را خبرنگاران پارلمانى نيز در هنگام گفت وگوى خود با خاتمى در چهره وى خواندند، اما شايد كه براى اصلاح طلبان بسيار سخت تر بود چرا كه اگر خاتمى ماههاى پايانى دولت خود را پشت سر مى گذارد و بنابراين سعى بر آن دارد كه با نيك و بد واقعيتهاى پيش روى خود بسازد تا پست رياست جمهورى را تحويل فردى ديگر دهد، اما اصلاح  طلبان با حضور در عرصه انتخابات رياست جمهورى و تلاش براى كسب اين كرسى اينك در فكر فرو مى روند و از خود مى پرسند: «آيا در صورت پيروزى و پس از آن توان مواجهه با مخالفان اصولگراى خود را خواهيم داشت؟» خاتمى در گفت وگوى خود با خبرنگاران پارلمانى وقتى با سؤالى مبنى بر پيش بينى وى از نتيجه انتخابات آينده رو به رو شد، به آنها گفت كه پيشگو نيست و سپس با خنده اى در ادامه سخنش تأكيد كرد كه «اگر من مى توانستم پيش بينى كنم فرداى خودم را پيش بينى مى كردم و اگر هم مى توانستم پيش بينى كنم نمى آمدم در جريان انتخابات و خودم شركت نمى كردم.» بدين ترتيب آنكه دو دوره پياپى بر كرسى رياست جمهورى نشسته بود و آنكه براى هشت سال رئيس جمهور اصلاح طلبان شناخته مى شد، اينك در ترديد فرو رفته است كه چرا هشت سال رياست دولت را عهده دار بوده است.
اما با اين حال و در شرايطى كه نماينده اصولگرايان در مجلس تأكيد كرده كه رأى عدم اعتماد به وزير پيشنهادى خاتمى، هشدارى است به رئيس جمهور آينده، اينك اصلاح طلبان با واقعيتى رو به رو شده اند كه لزوم پيش بينى آينده را منتفى مى نماياند. اكنون ضرورتى به توانايى اصلاح طلبان در پيشگويى آينده نيست كه گويى همه چيز از پيش روشن است. اصولگرايان تأكيد مى كنند كه رئيس جمهور هر كه باشد و حتى اگر از ما نباشد، همراه ما خواهد بود آن هم نه به اختيار كه به حكم اجبار. كه اگر اكنون خاتمى در انتظار رأى اعتماد وزيرى است كه بر تنها صندلى خالى كابينه او تكيه بزند، رئيس جمهور آينده در صورت عدم همراهى با اصولگرايان بايد به هيأت دولتى با صندلى هاى خالى بينديشد. اصولگرايان تصريح بر آن دارند كه اگر اصلاح طلبان با مشكلى به نام رد صلاحيت مواجه نباشند و پس از آن با اعتمادى از دست رفته در ميان اجتماع رو به رو نگردند و كرسى يك نفره رياست جمهورى را نيز از آن خود كنند، تازه در ابتداى راهى قرار گرفته اند كه ابتدا و پايانش در دستان آنهاست. بدين ترتيب اقدام اصولگرايان در رأى عدم اعتماد به وزير پينشهادى خاتمى، شايد بيش از پيش اصلاح طلبان را با ترديد در نظريه «حاكميت دوگانه» شان رو به رو ساخته و در اين فكر فرو برده باشد كه رقيب حتى پايبند به رعايت اصول توافقى سياست هم نيست.
وزير پيشنهادى خاتمى نه شناخته شده عام و خاص بود ونه سياست نشين احزاب سياسى، نه عبدالله نورى بود ونه عطاءالله مهاجرانى و شايد كمتر كسى نام او را پيش از عهده دار شدن سرپرستى وزارت راه شنيده بود. اما گويى اينها هيچيك مهم نبود كه رأى عدم اعتماد مجلس نشينان به او پيامى ديگر داشت.
اصولگرايان درپى اثبات اين واقعيت بودند كه دليلى براى مذاكره با كانديداها و سهم خواهى دركابينه آينده نمى بينند، چرا كه آنكه پيروز ميدان است را چه احتياجى است به گفت وگو و سهم خواهى: وزيرى معرفى مى شود و رأى عدم اعتمادمى گيرد، رئيس جمهورى پس از اين پله اى پايين تر مى آيد و البته باز هم امكان رأيى مبنى بر عدم اعتماد به آن وزير پيشنهادى وجودخواهدداشت.
اين داستان تا بدانجا مى تواند ادامه يابد كه رئيس جمهورى حتى اصلاح طلب مجبور به هم نشينى و هم رأيى با مجلس نشينان شود.
مجلس نشينان اصولگرا اكنون درمقام كيمياگر به آن دارويى دست يافته اند كه بر مس وجود هراصلاح طلبى هم كه زده شود، اصولگرا خواهدشد.
خاتمى خود اكنون به خوبى اين واقعيت را دريافته است و شايد كه از همين روى پايان دوره رياست جمهورى خود را روزشمارى مى كند، وقتى مى گويد: «تلاش مى كنم فرودگاه امام در دهه فجر راه اندازى شود، ولى قول نمى دهم. فاز اول را باز مى كنيم. اگر تصويب شد، هم فاز اول و هم فاز دوم، تاو مى تواند شركت كند و اگر نشد هم كه نمى تواند.»
اكنون سياستمداران اصلاح طلب علاوه بر انديشه به راههاى پيروزى خود درانتخابات آينده بايد به راههاى تعامل با مجلس هفتم نيز بينديشند. صحنه سازى به دليل اصرار بر بى قاعدگى، ازدست رفته است. پنج كانديداى اصولگرا حتى در بازى درون جناحى خود و در يك رقابت درونى به منازعه با يكديگر مشغولند و هريك در سوداى رياست جمهورى اند و بدين ترتيب درحالى كه قاعده بازى درميان اصولگرايان به فراموشى سپرده شده است چه جاى انتظار از رعايت قواعد در بازى و رقابت بين دوجناح. محسن كوهكن، عضو هيأت رئيسه مجلس رأى عدم اعتماد به احمدصادق بناب را پيام مجلس به رئيس جمهور آينده خوانده است و اين يعنى سوت پايان بازى، سوتى كه البته نه مطابق با قواعد، در دقيقه آخر زده شده باشد، بلكه سوتى زودهنگام.
اما بدين ترتيب اگرچه آينده اى سخت و پرترديد درمقابل اصلاح طلبان قرارگرفته است، روزهايى كه در آن قرارداريم بر رئيس جمهورى بسيار سخت تر از اصلاح طلبان مى گذرد. خاتمى به حكم آنكه بر جاده مصلحت حركت مى كند و برمبناى تمايل خود به حفظ معذوريتهاى جايگاه رياست جمهورى، اكنون سكوت پيشه كرده است و عمل به احتياط مى كند. او همچنانكه در روز ۱۶آذر نيز گفت: به خاطرنظام عقب نشينى مى كند. هرچند انتقادات بسيارى از دوستان ديروزين خود را نيز به همراه داشته باشد. خاتمى سكوت پيشه كرده است كه گويى اگر مقام وزارت راهى به استعفا داشت، درمقام رياست جمهورى راهى به استعفا گشوده نيست.
او اكنون رئيس جمهور است و ترجيح مى دهد كه اگر مهر اعتدال بر پيشانى اش خورده و هزينه عمل به اعتدال را پرداخته است، همچنان معتدل بماند. شش ماه خيلى زيادنيست براى رئيس جمهورى كه چندسالى پيشتر گفته بود: «هرنه روز بايك بحران مواجه بوده ام.»
لشك كولاكوفسكى، متفكر و متكلم لهستانى مى گويد كه «در برابر يك واقعه مى توان خنديد، درصورتى كه با وقوع آن واقعه، واقعيت جدى گرفته نشده باشد، اما نه در صورتى كه آن واقعه صورتى تهديدآميز هم به خود گرفته باشد.»
در پس رأى عدم  اعتماد مجلس نشينان به وزير پيشنهادى رئيس جمهور، امرى كه كسى تصورش را هم نمى كرد، مى شد خنديد همچنانكه اين روزها چنين اتفاقات و خرق عادت هايى تبديل به يك اتفاق روزمره شده است.
اما البته در صورتى كه اين اتفاق صورتى تهديدآميز به خود نمى گرفت و تصريح نمى شد كه پيامى است به رئيس جمهورى آينده، همچنانكه مى توان خنديد وقتى چارلى چاپلين به جاى نشستن برروى صندلى، روى زمين مى افتد ولى مسلماً نمى توان خنده بر لب آورد زمانى كه يك انسان از طبقه دهم ساختمانى روى سنگفرش خيابان سقوط كند. مى توان خنديد وقتى گروچوماركس، كمدين سينما، سيگار برگ روشنى را روى مبلى مى اندازد كه بناست يك خانم مسن  محترمى روى آن بنشيند، اما نمى توان خنديد اگر بنزين روى مبل مى ريخت و آن را آتش مى زد و اكنون ديگر نمى توان خنديد چرا كه همچنانكه كولاكوفسكى مى گويد: «آنجا كه نوراميدى درميان باشد مى توان با نشان دادن جنبه مضحك موقعيت از فشار عصبى ناشى از رويارويى با خطر كاست. اما آنگاه كه بارقه اميد خاموش شده باشد، خنديدن دشوار است.»

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   تصوير   |   ارتباطات   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |