بم، يك سال و چند روز بعد طبيعى مثل زلزله
شهرام فرهنگى
مرگ، بيدارى احساس است. چقدر مردمى را كه با دهانهاى پر از خاك ديگر قادر به حرف زدن نيستند، دوست داريم. ارگ بم ناگهان شد عزيزترين ميراث فرهنگى ايران. صادقانه اشك ريختيم، بى بهانه دوستشان داشتيم و خالصانه كمك كرديم. مرده ها دوست داشتنى هستند. آنها ما را وادار به انجام كارى نمى كنند. اگر مثلاً اجبار به يادآورى يك سالگرد باشد هم اين خود خاطره اى مى شود. چقدر مردم بم را دوست داشتيم.
«بوى تعفن مى آيد.» اين جمله حالا ديگر دروغ قشنگى است اما پيش از اين ديگران با اين مرثيه سرايى از سالگرد بم نوشته اند.اينجا حال همه خوب است؟ بله، اما تو باور نكن. ميان اين دو دروغ، تعادل تنها مفهوم حقيقت است؛ بم در يك سالگى زلزله روى نبض تعادل نفس مى كشد.
پيش از زلزله، پس از زلزله؛ تاريخ بم را به دو بخش تقسيم كرده. بم را ديگر با خرما و پرتقال نمى شناسيم، بم آدم را ياد زلزله مى اندازد يا كه زلزله آدم را ياد بم مى اندازد. آسمان بالاى كوير كه به فرودگاه ختم مى شود، تازگى مثل زلزله توى ذوق مى زند؛ تازگى يعنى يادآورى ويرانى. زلزله در يكسالگى اش هنوز شكل خودش است.
از روستا به بم
روستاهاى بم شكل هم شده اند. قبلاً هم بودند اما خشتى، نه شكل شهركهاى سازمانى.
بيرون از فرودگاه بم، اگر صندلى يك اتوبوس وابسته به دولت در انتظار تحمل وزنتان باشد، سفر به بم حتماً از جاده هاى منتهى به روستاها آغاز مى شود.
زلزله از شهر آغاز شد و به روستاهاى اطراف سرايت كرد، بازسازى اما از روستاها به شهر مى رسد.
«۴/۵ميليون تومان وام، با سود ۵درصد و يك ميليون تومان وام بلاعوض.» اتوبوس روى جاده تكان مى خورد و اين كلمه ها از دهان مسؤول بازسازى روستاهاى بم به گوش مى رسد.
«البته اگر تا عصر صبر كنيد، مهندس سعيدى كيا برايتان توضيح مى دهد كه چرا بازسازى اول از روستاها آغاز شد. اما فعلاً همين قدر بدانيد كه در روستاها بازسازى به صورت طرح هاى تيپ انجام مى شود و سريعتر پيش مى رود. آنجا سمت راست را نگاه كنيد، اينها خانه هاى طرح ۶۰مترى ما هستند كه با رعايت هويت بم ساخته مى شوند.» سمت راست چند خانه بود كه با اسكلت پيچ مهره اى ضدزلزله شان، دورنماى شهركى سازمانى بودند.
۴/۵ميليون به علاوه يك ميليون بلاعوض در روستا، ۱۰ميليون به علاوه ۳/۵ميليون بلاعوض در شهر؛ نرخ زلزله در خاك روستا و شهر متفاوت است. اعداد هميشه سؤال برانگيزاند؛ با اين پول مى شود ويرانه ها را دوباره خانه كرد؟ «دولت يك كمكى به اين عزيزان مى كند، بقيه را بايد خودشان به مرور زمان تهيه كنند. با اين كمكها نمى شود بعضى خانه هاى بزرگتر را مثل سابق ساخت اما اين نكته را در نظر بگيريد كه از اول هم كسى خانه اش را يك دفعه نساخته.» اين حرفها را هم ببريد داخل اتاق يك اتوبوس در حال حركت و بگذاريد در دهان مهندس محمودى، رئيس ستاد بازسازى روستاهاى بم. زلزله فرزند طبيعت است و در طبيعت هميشه همه چيز به مرور ساخته و يك دفعه ويران مى شود؛ روند بازسازى بم طبيعى پيش مى رود!
«كمك بين المللى؟ كدام كمك؟ تمام آن اعداد و ارقامى كه شنيديد فقط در حد حرف بود. اتفاقاً كمك قابل توجهى به بم نشده. تكيه ما فقط به كمكهاى دولت است.» اين هم پاسخ رئيس ستاد بازسازى روستاهاى بم به يك سؤال مهم. سؤال را حدس نزديد؟ بيشتر فكر كنيد. با اين توضيح كه بايد عصبانيت از جوامع بين المللى را منهاى ساخت و سازهايى كنيد كه تشكل هاى غيردولتى كشورهاى سوئيس، هلند، انگليس، ايرانيان مقيم آمريكا و... در روستاهاى بم انجام مى دهند.
حالا دوباره جاده و مسير بازگشت به بم. كنار خرابه ها بچه ها با پاى برهنه ميان دو دروازه سنگى فوتبال بازى مى كنند. در بم خرما هست، پرتقال هست، فوتبال هست و اگر نام تمام اينها زندگى باشد، زندگى هست!
بم روى ديوار
يك خانه ويلايى وسط درختان نخل؛ چه نماى زيبايى. اينجا بم است، ديوار مجموعه خدمات مهندسى و نمايشگاه فناورى و مصالح ساختمانى شهرستان بم. هر چه قرار است بم بعداً بشود، فعلاً در قالب ماكت هاى كوچك در اين محل نگهدارى مى شود.
در اين فضا آدم فراموش مى كندكه مسافر بم است. ساختمان نوساز و زيباى اين مجموعه، طرح و نقش هاى زيبايى كه روى ديوار خودنمايى مى كنند، بيشتر شبيه آرمانشهر هستند تا يك شهر زلزله زده.
«۲۵شركت از بهترين مشاوران نقشه كشى ايران در اين مجموعه فعاليت دارند. آنها نقشه هاى پيشنهادى خود را ارائه مى دهند و ما اينجا در اختيار مردم مى گذاريم تا اگر دوست داشتند مطابق اين نقشه ها خانه هايشان را بازسازى كنند. اما تصميم نهايى با مردم است. مى توانند بيايد اينجا، مشخصات خانه مورد نظرشان را بدهند تا مهندسان ما برايشان نقشه تهيه كنند. پس از پر كردن فرم درخواست، تهيه نقشه تنها ۳هفته طول مى كشد.» اين حرفهاى يكى از مشاوران مجموعه بود. اما رؤياى بم رويايى زير سقف نمايشگاه محبوس مى ماند. هواى بيرون رؤيايى نيست.
«رفته اند سراغ روستاها كه زياد آسيب نديده اند. ساختن روستاها كه كار مهمى نيست، چرا فكرى به حال ويرانه هاى شهر نمى كنند؟»
با اين حرفها كه از دهان يك شهروند بم بيرون مى آيد طرح ماكت خانه ويلايى از ذهن پاك مى شود. بيرون مردم تنها در فكر يك سقف هستند.
«كدام وام؟ خانه را ساخته ايم اما پول نمى دهند. برويد شهر را خودتان ببينيد. تنها كسانى كه دستشان به دهانشان مى رسيد خانه هايشان را بازسازى كرده اند. حتى گرفتن نقشه چندماه طول مى كشد. بعد از آن هم نقشه مى رود تهران و اگر تأييد نشود، دوباره بايد تمام مراحل را از اول پشت سر بگذاريم. رسيدن هر نقشه ۳ماه زمان نياز دارد. فكرش را بكنيد كه نقشه يك خانه ۳بار برگشت بخورد. اين خودش نزديك يكسال زمان مى برد.» اين هم حرفهاى زن و شوهرى كه هنوز منتظر چسبيدن اولين آجرخانه به زمين هستند.
سر مهندس مشاور خيلى شلوغ است. مردم سراغ نقشه هاى نرسيده را مى گيرند. در اين وضعيت توضيح دادن براى مسافران يك روزه بم دردسر تازه اى براى مشاور است اما توضيح مى دهد.
«دليل عقب افتادن كار اين است كه نقشه ها حتماً بايد به تصويب برسند. مشاوران عالى بازسازى بم با در نظر گرفتن هويت بم نقشه ها را تأييد مى كنند. مسأله اين است كه تازه اين اواخر نقشه ها مورد تأييد قرار گرفته اند. پيش از اين اغلب نقشه ها برگشت مى خوردند. اگر مردم كمى تحمل كنند همه چيز در بهترين شكل ممكن انجام مى شود. ما برايشان خانه هايى ضد زلزله، طبق سليقه خودشان و با در نظر گرفتن هويت بم مى سازيم» .
نرسيده به در خروجى مجموعه، مردى ساكت ايستاده و فقط نگاه مى كند. سكوت او با يك سؤال ما مى شكند.
«خانه؟ بله داريم ، خانه اى عالى؛ كانكسى شيك . بيا آنجا اگر يك هفته توانستى زندگى كنى؟ دنبال كار بازسازى كه بروى آنقدر بايد بدوى كه پشيمان مى شوى. اينها براى مردم ايران حرف مى زنند، نه براى مردم بم» .
آنها حق دارند، اينها هم حق دارند!
بم ، ساعت ۵ صبح
۵ دى ۱۳۸۲ ، ساعت ۵ صبح بم خرابه هاى سال گذشته را دوباره رفتيم، چيز تازه اى براى نوشتن نبود.
اگر تقويم و زمان را فراموش كنى، در خيابان هاى بم هنوز ساعت ۵ صبح ، ۵ دى سال ۸۲ است!
در يكى از سالمترين مناطق بم، خانه اى كه به نما رسيده، نمادبازسازى شهر است. صاحب خانه تا يك هفته پيش كه او را ديديم يكى از خوشبخت ترين ساكنين بم بود. امروز كه اين سطرها را مى خوانيد نمى دانيم.
در سالمترين منطقه بم ۲ هزار خانه براى بازسازى وجود دارد كه نقشه ۱۵۰ خانه براى ساخت آماده شده. مسؤول بازسازى اين قسمت از شهر از پايان كار در سال ۸۵ حرف مى زند. امروز يكى از آخرين روزهاى دى ماه ۸۳ است. اين جمله آخر را بى دليل نوشتيم!
بگذريم. غير از چند صاحب خانه خوشحال كه هنوز باور ندارند در سالگرد زلزله دوباره كليد در قفل خانه مى اندازند، آدم هاى ديگرى هم در بم زندگى مى كنند. كسانى كه براى چند دقيقه مهمانشان شدن، نيازى به در زدن نيست.
«۳ تا زن دارم ۱۷ تا بچه! شناسنامه هايمان را روى هم گذاشتيم و ۳ كانكس گرفتيم. حالا چند ماه است كه همه با هم در همين كانكس ها زندگى مى كنيم. فكر مى كنم با اين وضعيت حالاحالاها هم خانه ما همين كانكس باشد» .
در خيابان هاى بم غريبه كه باشى خيلى راحت هم صحبت پيدا مى كنى. آنجا همه دوست دارند يك راوى حرف هايشان را به شهرهاى ديگر ببرد.
شنيده بوديم كه «خودكشى» يكى از پس لرزه هاى زلزله در بم است. حرف هاى يك پيرزن ارزش اين شايعه را فراتر از شنيده ها مى برد.
«پسر همسايه ما همين چند شب پيش قرص خورد و خودكشى كرد.اينجا خيلى ها خودكشى مى كنند. جوانى كه درس خوانده و مهندس شده كه نمى تواندكارگرى كند» .
منطقى است اما در بم كارگرها شايد تنها قشرى باشند كه حداقل تا چند سال آينده افسرده نمى شوند. حرف هاى يك كارگر جوان را بخوانيد.
«ساختن خانه در بم دردسر دارد. ما كه نه پولش را داريم ونه حوصله دويدن دنبال وام و مجوز و... براى امثال من بهتر است كه كارگر باشند. حداقل اينكه هم پول در مى آوريم و هم بالاى سرمان يك سقف است. تا بم دوباره ساخته شود، خانه هاى نيمه ساخته مردم، مى شود خانه ما» .
زلزله همه چيز را تكان داده است . در بم تاجر، پزشك و باغدار، صاحب بهترين شغل نيستند. آنجا شغل برتر، كارگرى ساختمان است!
... و پايان پرسه در شهر، بدرقه يك پيرزن: «براى بم آمد، اميدوارم براى هيچ جا نيايد» .
ياد بود
چند خط براى شيفتگان ميراث فرهنگى ايران: «براى حفظ زيبايى ارگ، لطفاً از نوشتن يادگارى و كنده كارى بر روى ديوارها جداً خوددارى فرماييد» . امضاى پايين تابلو متعلق به ميراث فرهنگى است. اين تنها چيز قابل تشخيص در ارگ قديم بم است. توضيح بيشتر از وضعيت ارگ قديم بم لازم نيست، احتمالاً!
هويت
«طبق دستور رئيس جمهورى، بايد در بازسازى بم ۳ اصل رعايت شود. اول مشاركت مردم، دوم هويت شهر بم و سوم استحكام در ساخت و ساز» .
مهندس سعيدى كيا نفر اول در ستاد بازسازى شهر بم است. او آنقدر به سؤالات متعدد پاسخ داده كه حالا حتى توانايى پيش بينى سؤالات هر بيننده تازه اى را دارد.
«طى گردش در شهر حتماً سؤالات متعددى برايتان پيش آمده، مردم ناراحت هستند و اين طبيعى است.زندگى در اين موقعيت قابل تحمل نيست. بازسازى به چندسال زمان نياز دارد. اما مهم اين است كه كار شروع شود. شهر شكل بگيرد و بعد كار نهايى انجام شود. قبل از اينكه سؤالى بپرسيد، تنها به اين نكته توجه كنيد كه كار، كار اجتماعى است و كار اجتماعى هميشه پيچيده است» .
چندين سؤال در فضاى سالن كنفرانس پيچيد و رئيس ستاد بازسازى پاسخ هايى را كه احتمالاً قبلاً بارها داده بود اين بار هم تقديم كرد. اما آخرين پاسخ: «نمى توانم زمان مشخصى براى پايان كار بازسازى مشخص كنم. اما مطمئن باشيد در ۵ دى ۸۶ ، مى توانيم بار ديگر يكديگر را در بم ملاقات كنيم. بمى كه هويت دارد و اگر در همان ۵ دى ۸۶ زلزله هم بيايد، تكان نمى خورد» .