جمعه ۲۵ دى ۱۳۸۳ - ۳ ذيحجه ۱۴۲۵
Fri, Jan 14, 2005
ورزشى
۳۰۳۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
تصوير
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
آرشيو
گزارش
موفقيت پاس، سپاهان و پيكان با مربيان جديد
گزارش
تقلب در فوتبال حرفه اى
197946.jpg
آلكس فرگوسن مربى منچستر يونايتد طى سالها مربيگرى در اين تيم، اين باور را در ميان تماشاگران جا انداخته كه پيروز شدن، تصاحب مقام قهرمانى و استفاده از اشتباهات داورى حق مسلم منچستر يونايتد است و تيم هاى ديگر از اين حق بى بهره هستند.
به همين دليل از بازيكنان اين تيم نمى توان صداقت را انتظار داشت.
در چند روز اخير صحبتهاى بسيارى در مورد گلى كه تاتنهام وارد دروازه منچستر كرد، اما داور آن را نديد، به گوش رسيد، اما در اين ميان فراموش شد كه «روى كرول» دروازه بان منچستر يونايتد در قلب اين ماجرا قرار داشت. كرول با چشمان خود ديد كه توپ حداقل يك متر از خط دروازه عبور كرد. با اين حال با دستانش توپ را از دروازه خارج كرد و هنگامى كه داور گل را نپذيرفت، وى كوچك ترين عكس العملى از خود نشان نداد.
جالب اينكه هيچ تماشاگر، كارشناس و حتى خبرنگارى حاضر نشد اين سؤال را مطرح كند كه به چه دليل كرول حقيقت را براى داور روشن نكرد تا حق تاتنهام ضايع نشود. البته همه مى دانند كه اگر كرول كوچك ترين اظهارنظرى در مورد گل تاتنهام مى كرد و داور را مطلع مى ساخت، بدون ترديد آلكس فرگوسن وى را براى هميشه نيمكت نشين و نابود مى كرد، چون در فوتبال مدرن بايد به هر قيمتى پيروز شد. به همين دليل حتى يك نفر هم انتظار نداشت روى كرول به حقيقت اعتراف بكند.
سه روز قبل از بازى جنجالى دو تيم منچستر و تاتنهام، حادثه اى مشابه رخ داد. جيمى كاراگر مدافع تيم ليورپول مدعى شد كه يكى از مدافعان تيم چلسى با دست توپ را كنترل كرد و به همين دليل داور بازى مى بايست يك ضربه پنالتى به سود ليورپول اعلام مى كرد. او حتى از اتحاديه فوتبال انگليس خواست تا قضاوت بازيهاى حساس را به بهترين داوران واگذار نمايند.
اما جالب اينكه در بازى بعدى ليورپول، همين كاراگر ضربه مهاجم تيم نوريچ را با دست كنترل كرد و داور نيز خطاى پنالتى اعلام نكرد، اما اين بار ديگر خبرى از اعتراض كاراگر به تصميم داور نبود. اين موضوع، تماشاگران، بازيكنان و قانونگذاران رشته ورزشى فوتبال را آگاه كرد كه «تقلب» بخشى از اين ورزش است. البته بهتر است بگوييم براى بازيكنى كه حقوق هفتگى اش معادل يك سال حقوق يك شهروند عادى است، تقلب بخشى از ورزش فوتبال به شمار مى آيد.
اما ميليونها نفر كه براى تفريح، فوتبال بازى مى كنند و نه براى پول، تقلب كردن بى معنى است. بازيهاى تفريحى فوتبال بدون داور و كمك داور برگزار مى شود و با آنكه در جريان اين بازيها، خطا، درگيرى و اختلاف نظر وجود دارد، اما وقتى كه توپ از خط دروازه عبور مى كند، حتى بازيكنان تيمى كه گل خورده اند، آن را انكار نمى كنند.
اما با توجه به شيوع تقلب در فوتبال حرفه اى، بيم آن مى رود كه در درازمدت حتى شهروندان عادى نمى توانند بدون حضور داور و پليس، يك بازى فوتبال را انجام بدهند. چون جوانان و نوجوانانى كه هر روز شاهد تقلب كردن بازيكنان حرفه اى هستند، تصور مى كنند كه تنها راه برنده شدن در فوتبال، تقلب كردن است.
حالا كه تقلب كردن در فوتبال حرفه اى امرى ناپسند به شمار نمى آيد، بايد سؤال كرد كه آيا تقلب بازيكنان در برابر چشمان ميليونها نفر باعث نخواهد شد تا صداقت نيز از جامعه محو بشود؟
موفقيت پاس، سپاهان و پيكان با مربيان جديد
فوتبال احساسى
در پايان نيم فصل اول رقابت هاى فوتبال ليگ برتر ايران چند تغيير و تحول در تيم هاى ليگى به وجود آمد. فرهاد كاظمى مربى سابق تيم سپاهان اصفهان كه قرار بود در پايان فصل قبل از اين تيم جدا بشود با ۱۵ هفته تأخير به همكارى خود با اين تيم پايان بخشيد و هر چند كه اعلام كرده بود قصد دارد براى مدتى استراحت بكند، چند روز پس از جدايى از سپاهان به عنوان مربى تيم پيكان منصوب شد.
ديگر تيمى كه در نيم فصل دست به تغيير و تحول زد، پاس بود. كمتر كسى تصور مى كرد تيم پاس كه فصل گذشته با مجيد جلالى به قهرمانى رسيده بود در فصل جارى تا اين حد دست وپا بسته در برابر حريفانش ظاهر شود. به هر حال مديران پاس قوانين فوتبال حرفه اى را رعايت كرده و ۱۴ هفته جلالى را تحمل كردند اما در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه اين تيم با مجيد جلالى به جايى نخواهد رسيد.
197955.jpg
با توجه به اينكه در ابتداى فصل باشگاه پاس چند مربى تركيه اى را به عنوان گزينه هاى مربيگرى در اين تيم اعلام كرده بود اما در نهايت قرعه به نام جلالى اصابت كرد، هيچ كس تصور نمى كرد كه جانشين جلالى يك مربى مطرح از تركيه باشد و پيش بينى مى شد فرهاد كاظمى به طور مستقيم از سپاهان به پاس برود. اما مصطفى دنيزلى مربى سرشناس تيم تركيه به ايران آمد و به نوشته مطبوعات تركيه، قراردادى به خوبى با اين باشگاه امضا كرد و اما سريال تعويض مربيان در پيكان باز هم تداوم يافت و اين تيم با تعويض سومين مربى خود طى ۱۵ هفته در ليگ ركورددار شد. پيكان فصل جديد را با همايون شاهرخى مدير فنى هميشگى تيم ملى سپرى كرد اما پس از سپرى شدن يك سوم نيم فصل اول با وى به بن بست رسيد و مايلى كهن را وارد ماجرا كرد. اما طلسم پيروز نشدن پيكان با مايلى كهن هم نشكست و او هم از جاده قديم كرج رفت تا اين تيم به صورت شورايى و به ظاهر زير نظر ضيايى اداره بشود. اما عمر مربيگرى ضيايى هم به سه بازى نرسيد و فرهاد كاظمى جاى او را گرفت.
اما نكته جالب در مورد اين سه تيم اينكه همه آنها پس از تعويض مربى در هفته شانزدهم به پيروزى هاى درخشانى دست يافتند. سپاهان با ناصر پورمهدى مربى بومى خود در كرج، سايپا را شكست مى دهد، پاس در ورزشگاه اختصاصى اش ۵ بر يك برق شيراز را در هم مى كوبد و پيكان براى اولين بار در اين فصل با فرهاد كاظمى پيروز مى شود آن هم در زمين پگاه گيلان.
عده اى معتقدند كه تعويض مربيان باعث موفقيت اين سه تيم شد اما بر اين باور هستيم كه يك مربى حتى اگر جزو برترين مربيان فوتبال جهان باشد با سه يا چهار جلسه تمرين نمى تواند از لحاظ فنى بر تيمش تأثيرگذار باشد. آنچه باعث متحول شدن اين سه تيم شد، شوك روحى وارد بر بازيكنان بود. متأسفانه در فوتبال احساسى ما، احساس بر منطق غلبه مى كند و در بسيارى از مواقع، تأثير راهكارهاى روحى ارائه شده از سوى مربيان بسيار بيشتر از راهكارهاى فنى است.
بازيكنان سه تيم سپاهان، پيكان و پاس با يك تلنگر روحى و روانى در هفته شانزدهم به پيروزى دست يافتند چون بعيد است كه پورمهدى، كاظمى و يا دنيزلى با چند جلسه تمرين فنى بتوانند بازيكنان خود را از صفر به صد برسانند.
مربيان تكرارى
197952.jpg
در فصل جارى رقابت هاى ليگ برتر بيش از دوره هاى قبل با بركنارى مربيان مواجه بوده ايم.در نيم فصل اول اين بازى ها، پرويز مظلومى، ناصر ابراهيمى، محمد احمدزاده، محمد مايلى كهن، محمدحسين ضيايى، همايون شاهرخى، مجيد جلالى، ميودراگ يسيچ، فرهاد كاظمى از كار بركنار شدند و بعيد نيست كه در نيم فصل دوم هم بر تعداد مربيان اخراجى افزوده بشود. اما در چهار دوره برگزارى رقابت هاى ليگ برتر آنچه قابل توجه مى باشد فعاليت چرخشى مربيان در تيم هاى ليگى است. به عبارتى ديگر دايره بسته مربيان فوتبال ايران به صورت غيرمستقيم به ليگ برتر ضربه زده است. اگر مربيان تيم هاى حاضر در ۴ دوره ليگ برتر را بررسى كنيم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه همواره اين تيم ها در دايره حدوداً ۳۰ مربى محدود شده اند.
همين دايره بسته باعث شده تا عملكرد تيم هاى ليگى يكنواخت بشود. به عنوان مثال شيوه تمرينات فرهاد كاظمى يكسان است چه در پاس، پيكان و يا سپاهان.
البته قصد بى ارزش كردن كار اين مربيان را نداريم اما بايد واقع بين بود و پرسيد كه آيا آنها نبايد براى خود فرصت هاى مطالعاتى ايجاد بكنند. حالا كه سرعت پيشرفت فوتبال هاى جهان سرسام آور است هر مربى بايد حداكثر هر دو سال يكبار با شركت در كلاس هاى بين المللى و يا تماشاى فيلم ها و مطالعه جزوات آموزشى دانش خود را به روز نمايد.
البته در اين ميان مديران باشگاه ها نيز مقصر هستند. اغلب آنان از ريسك كردن و سپردن هدايت تيمشان به مربيان تازه نفس و جوان هراس دارند و همواره به سراغ مربيان تكرارى مى روند.
به طور حتم اگر بر تعداد ورودى هاى جامعه مربيگرى ايران افزوده نشود، ليگ برتر در آينده اى نزديك با نوعى يكنواختى مواجه خواهد شد.
اگر حرف ما را باور نداريد، نام مربيانى را كه در ۴ دوره ليگ برتر به صورت چرخشى در تيم هاى مختلف انجام وظيفه كرده اند مرور بكنيد:
ناصر ابراهيمى، اكبر ميثاقيان، فرهاد كاظمى، محمد مايلى كهن، فرشاد پيوس، بگوويچ، پورحيدرى، امير قلعه نويى، محمد احمدزاده، اصغر شرفى، محمود ياورى، غلام پيروانى، لوكا بوناچيچ، همايون شاهرخى و ...
تيم افسانه ا ى بارسا
197961.jpg
از نزد بسيارى از تماشاگران تيم بارسلونا، تيم رويايى اين باشگاه همان تيم دوران مربيگرى يوهان كرايف در اوايل دهه ۱۹۹۰ است. در آن زمان بازيكنانى چون روماريو و استويچكف در بارسلونا عضويت داشتند و در سال ،۱۹۹۲ اين تيم با ضربه ايستگاهى رونالدكومان قهرمان اروپا شد.
اما در حال حاضر تعداد زيادى از طرفداران بارسا به اين نتيجه رسيده اند تيم فعلى با هدايت فرانك ريكارد (هموطن كرايف) قابليت تبديل شدن به بهترين تيم تاريخ اين باشگاه را دارد.
البته براى تحقق اين هدف، جادوگرى هاى رونالدينيو و يا تكنيك ناب دكو كافى نيست بلكه بايد چشم به ضربات آخر ساموئل اتواو داشت. اين مهاجم كامرونى در نيم فصل اول لاليگا حتى بهتر از رونالدينيو (مرد سال فوتبال جهان) و ستارگان رئال مادريد ظاهر شد.
اين بازيكن ۲۳ ساله در نيم فصل اول، ۱۳ گل در ليگ و سه گل در رقابت هاى اروپايى به ثمر رساند. وى مى گويد: از اينكه تعداد زيادى گل به ثمر رسانده ام چندان متعجب نيستم چون بازيكنان بزرگى مرا در بارسلونا احاطه كرده اند هنگامى كه بازيكنان اطرافم خوب بازى مى كنند من هم محكوم به گلزنى مى شوم.
اتواو بيش از پيوستن به بارسلونا، از بازى در اين تيم هراس داشت چون تصور مى كرد در ميان ستارگان اين تيم محو بشود. او مى گويد: هنريك لارسون در بارسلونا بيشترين درس ها را به من آموخت. او به من ياد داد كه در تمام لحظات بدون توپ در زمين حركت بكنم و با انجام حركات قطرى، براى بازيكنان خط ميانى فضا به وجود آورم. هنگامى كه به بارسلونا پيوستم بيم آن را داشتم كه نتوانم بازى خوب رونالدينيو، دكو ويا ژاوى هرناندز را درك بكنم اما از آنها آموختم كه از شكست، هراس نداشته باشم. اگر بازيكن در فوتبال ناكام بشود بايد از اين ناكامى نترسد چون در صورت تلاش بيشتر حتماً موفق خواهد شد.
در بارسلونا، ريكارد معمولاً، اتواو را به عنوان مهاجم نوك به زمين مى فرستد و رونالدينيو و لودوويچ گيوى پشت سر وى بازى مى كند. البته اتواو از اينكه به عنوان تك مهاجم بارسلونا به ميدان مى رود بسيار راضى است چون هم مى تواند با يك چرخش گل بزند و يا با حفظ توپ، هافبك ها را در موقعيت گل قرار بدهد.
اما نظر يوهان كرايف در مورد تيم فعلى بارسلونا چيست؟
بارسلونا در آستانه ورود به عصر جديدى قرار دارد و اگر مسؤولان و مربيان اين تيم تحت تأثير فشارهاى خارجى قرار نگيرند اين تيم موفق خواهد شد.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   تصوير   |   ارتباطات   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |