شنبه ۲۶ دى ۱۳۸۳ - ۴ ذيحجه ۱۴۲۵
Sat, Jan 15, 2005
ويژه ۴
۳۰۳۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
نگاهى به وضعيت كودكانى كه با ايدز بزرگ مى شوند!
قدرتمندترين زن دوحه
كشورهاى عربى اين روزها با توجه به شرايط جديد حاكم بر جهان پس از رويدادهاى يازده سپتامبر و افزايش فشار بر اين كشورها براى دموكراتيزه شدن و اجراى برخى اصلاحات سياسى براى جاى گرفتن در خاورميانه نوين موردنظر آمريكا، دست به تغييراتى در ساختار سياسى خود زده اند. از جمله مسائلى كه كانون اصلى توجه آنان قرار گرفته، مسائل مربوط به حقوق زنان است.
بنابراين رهبران كشورهاى عربى، زنان خود يا زنانى از وفاداران به خاندان هاى حاكم را مأمور اجراى اين تغييرات كرده اند. جالب اينجاست كه همه اين زنان از همسران حكام نسل جديد خاورميانه به شمار مى آيند.
به نظر مى رسد اكثر رهبران جوان خاورميانه از آنجا كه تحصيل كرده هستند و ضرورت اصلاحات در نحوه اداره امور كشورشان را نيز درك كرده اند، به راحتى پذيراى انجام برخى تغييرات در جوامع سنتى خود در حوزه زنان هستند.
يكى از اين زنان «شيخه موزه بنت ناصر المسند» ، بانوى اول قطر و همسر چهارم شيخ حمدبن خليفه آل ثانى امير اين كشور است. «موزه» به روانى انگليسى صحبت مى كند و به زيركى و ذكاوت، معروف است.
بسيارى از ناظران بين المللى، شيخه موزه را يكى از پايه هاى اصلى گذر قطر از يك كشور «سنتى» به كشورى «مدرن» دانسته اند، كشورى كوچك كه با ثروت فراوانش الگوى اقتصادى و سياسى برخى كشورهاى عرب منطقه است. البته پيشرفت قطر تنها به ساخت و ساز و تجارت و اقتصاد بازار خلاصه نمى شود. قطر از لحاظ آزادى هاى سياسى و مطبوعاتى نيز به وضعيت به نسبت مطلوبى نزديك شده است. شبكه تلويزيونى «الجزيره» يكى از نمادهاى مهم قطر در جهان و منطقه به شمار مى رود. اين كشور يكى از پيشرفته ترين قوانين كار را اجرا مى كند كه دفاع از حقوق همه كارگران و حتى خارجيان، برابرى بين زنان و مردان، تضمين مدت كار و مرخصى، ثبت رسمى قرارداد كار، بازپرداخت حداقل به هنگام اخراج، آزادى فعاليت هاى سنديكايى و غيره سرلوحه آن هستند. از ديگر اقدامات حكومت قطر حذف تشريفات و مقررات صدور مجوز براى رسانه ها بوده است. البته اين اقدامات در چارچوب اصلاحات عمومى و براى بهتر كردن تصوير خاندان آل ثانى و اين اميرنشين انجام مى گيرد.
«موزه» كه بيشترين توجه خود را بر مسائل آموزشى و اجتماعى متمركز كرده است، به عنوان نماينده فوق العاده سازمان يونسكو در امور آموزش و پرورش نيز فعاليت دارد. او فارغ التحصيل سال ۱۹۸۶ از دانشگاه جامعه شناسى قطر است و با اينكه اهتمام ويژه به مسائل اجتماعى دارد، به نحوه برخورد با مسائل جهان امروز از يك سو و رعايت و احترام سنت هاى جامعه و برقرارى توازن و اعتدال ميان آنها از سوى ديگر، توجه دارد.
وى با وجود حضور پررنگ خود در فعاليت هاى اجتماعى، به ندرت بر صفحه تلويزيون ظاهر مى شود، مگر در مناسبت هاى ويژه.
شيخه موزه همچنين رياست شوراى عالى خانواده را كه در سال ۱۹۹۸ تشكيل شده، به عهده دارد. اين شورا ساختارى برابر با وزارت زنان و خانواده در ديگر كشورهاى عربى دارد.
قطر با فعاليت هاى اين بانوى چهل ساله و سرمايه گذارى صدها ميليون دلارى در بخش آموزش، مقدمات حضور نمايندگى هاى مراكز آموزشى جهان را در «شهر آموزش» در بيابانى در نزديكى دوحه، پايتخت قطر فراهم كرده است.
«شهر آموزش» شامل ده ها ساختمان با معمارى مدرن است و وسعت آن به حدود ۱۰ كيلومتر مربع مى رسد.
از جمله دانشگاه هايى كه در اين شهر شعبه زده اند، دانشگاه ويرجينيا است كه در رشته هاى مهندسى شيمى، برق، مكانيك و دانشكده پزشكى «ويل كوريل» دانشجو مى پذيرد. دانشكده مذكور كه شعبه دانشگاه معروف علوم پزشكى نيويورك است، با دريافت ۸۰۰ ميليون دلار پيوستن به اين شهرك را پذيرفته است. همچنين مؤسسه تحقيقاتى رند آمريكا نيز شعبه اى در اين مكان دارد. امكاناتى كه اين مؤسسه از آن برخوردار است، شامل موزه، مركز نمايشى و كنفرانس، مجتمع ورزشى، فروشگاه ها، محلات مسكونى و مراكز آموزشى از مقطع كودكستان تا دكترى و نيز يك پارك علم و فناورى است.
اقدامات خانم موزه با حمايت بخش دولتى باعث شده دوحه به مركز سمينارها و همايش هاى بين المللى مرتبط با مسائل زنان و مسائل مختلف آن از جمله حقوق سياسى، اجتماعى و آموزشى تبديل شود.
در زمينه حضور فعال زنان قطرى در ساختار سياسى قطر از جمله شركت در انتخابات بايد گفت: گرچه زنان در اولين دوره انتخابات مجلس ناكام بودند اما با تشكيل تشكل هاى غيردولتى زمينه حضور قدرتمند خود را در انتخابات بعدى فراهم كرده اند. پيش از برگزارى انتخابات قطر همسر و خواهر امير قطر براى استفاده از تجارب زنان ايران به تهران آمدند و در اين سفر با تنى چند از شخصيت هاى زن ايران از جمله رئيس فراكسيون زنان مجلس ششم و برخى از رؤساى تشكل هاى بانوان ديدار كردند.
از مهمترين اقدامات اخير موزه در منطقه تأسيس «صندوق جهانى حمايت از آموزش عالى در عراق» بوده است كه تاكنون دهها ميليون دلار به بخش آموزش عالى عراق كمك كرده است. اين صندوق با همكارى يونسكو تشكيل شده است.
داستان كودتا
ناصر المسند، پدر «موزه» ، يكى از سرسخت ترين مخالفان شيخ خليفه، حاكم پيشين قطر و پدرشوهر موزه بود.
شيخ خليفه براى اين كه از دشمنى ناصر المسند عليه حكومتش بكاهد، با وى دست به يك مصالحه زد و در ازاى آن قرار شد با ازدواج پسرش حمد با دختر ناصر، يعنى موزه، دشمنى ميان آنان اتمام يابد.
اما شيخ خليفه غافل از اين بود كه با اين مصالحه و وارد كردن عضوى از خاندان المسند به حريم خود «مغز متفكر كودتا» را عليه حكومتش در خانه خود جاى خواهد داد. موزه در بركنارى شيخ خليفه در سال ۱۹۹۵ و به قدرت رسيدن شوهر خود يعنى شيخ حمد امير كنونى قطر نقش مهمى داشت.
شيخ خليفه سال ها پيش براى اينكه پسرش حمد را به وليعهدى برگزيند، او را كه تحصيلات متوسطه اش ناموفق بود به انگلستان فرستاد تا از دانشكده نظامى «سند هرست» فارغ التحصيل شود، اما وى تنها ۹ ماه بعد به قطر بازگشت. بنابراين شيخ خليفه به ناچار با اعطاى درجه ژنرالى به فرزندش او را به سمت ولايتعهدى قطر منصوب كرد. اما ازدواج حمد با موزه تحولى بزرگ در زندگى او به وجود آورد. در واقع اين وصلت آغاز سراشيبى حكومت شيخ خليفه بود. موزه كه زن چهارم حمد به شمار مى رفت، با آمدن به زندگى حمد او را وادار كرد با ايجاد شبكه اى قدرتمند پيرامون خود زمينه را براى سرنگونى پدر مهيا سازد. البته نبايد نقش ناصرالمسند، پدرزن شيخ حمد حاكم كنونى قطر را در اين تغيير و تحول ناديده گرفت.
داستان از آنجا آغاز شد كه شيخ خليفه در سال ۱۹۹۵ طبقه عادت براى استراحت قصد اروپا كرد.
زمانى كه شيخ خليفه در فرودگاه با مسؤولان كشور خداحافظى مى كرد، وليعهدش نيز آنجا بود و دست پدر را بوسه زد. اما پدر بى خبر از اين بود كه اين آخرين روز حكومتش است. هنوز چند ساعتى از عزيمت شيخ خليفه به اروپا نگذشته بود كه تلويزيون دولتى قطر با قطع برنامه هاى عادى خود «بيانيه شماره يك» دولت جديد را قرائت كرد و پس از آن اقدام به پخش تصاوير بيعت فرماندهان ارتش و سران قبائل و شيوخ با امير جديد يعنى شيخ حمد كرد.
پس از به قدرت رسيدن شيخ حمد، موزه تمام تلاش خود را صرف حذف رقباى فرزند ارشدش براى به دست گرفتن مقام ولايتعهدى كرد.
هنوز يك سال از به قدرت رسيدن حمد نگذشته بود كه يك توطئه كودتا به رهبرى پسر عمومى شيخ معزول و برخى از فرزندانش كشف شد. شايع شد نقش اصلى را در خنثى سازى كودتا «موزه» و اطرافيانش برعهده داشته اند. اين بهانه اى شد تا باقيمانده رقباى جاسم فرزند موزه از كورس رقابت خارج شوند. از جمله اين رقبا شيخ «فهدبن حمد» مرد قدرتمند ارتش قطر و يكى از فرزندان همسر اول شيخ حمد بود. گفته مى شد در تمامى عزل و نصب هاى پس از كودتا ردپاى شيخه موزه وجود داشته است. بالاخره موزه توانست فرزند ارشدش جاسم را كه مانند پدرش فارغ التحصيل دانشكده نظامى «سند هرست» است، به مقام ولايتعهدى برساند.
اطلاعاتى كه از برخى سرويس هاى اطلاعاتى و امنيتى به دست آمده نشان مى دهد پشت كودتاى ۱۹۹۵ قطر و سرنگونى شيخ خليفه نيز حضور يك زن پررنگ بوده است.
مى گويند موزه «عرابه» كودتا بود تا همسرش را به كاخ امارت برساند. در محافل منطقه هم گفته مى شود تمامى طرح هاى پس از كودتا و حذف رقبا با هماهنگى كامل موزه با شيخ حمدبن جبرآل ثانى وزير امور خارجه كنونى قطر و از بنيانگذاران مؤثر شبكه خبرى الجزيره بوده است.
اولين سفير زن در ايران
198060.jpg
اولين سفير زن در ايران، زنى است هنرمند و جگرآور كه براى اولين بار در تاريخ سفارت، به ديدار مهاجم سرزمين خود «سام نريمان» پدر «زال زر» مى رود چنان با لطف بيان و سخن هاى نغز و دلپذير موافقت او را در آشتى دادن دو سرزمين به دست مى آورد كه از وقوع جنگى بزرگ و خانمان سوز پيشگيرى مى كند و او كسى نيست جز «سيندخت» همسر «مهراب» شاه كابل، مادر «رودابه» و مادربزرگ رستم، يكى از خردمندترين چهره هاى شاهنامه.
سيندخت در دليرى، درايت، چاره انديشى، سخنورى، انديشه و سياست چنان مشهور و شايسته ستايش است كه لقب «اولين سفير زن» و «سفير صلح» در ايران باستان را به خود اختصاص داده است. در داستان زال و رودابه حكيم ابوالقاسم فردوسى مى خوانيم، پس از آنكه زال فرمان شاهى كابلستان را از منوچهر شاه مى گيرد و براى گردش به قلمرو خود مى رود، مهراب فرمانرواى كابل براى اداى احترام و نثار هديه به ديدار او مى شتابد.
زال را ديدار مهراب خوش مى آيد و پس از رفتن مهراب او را مى ستايد. يكى از پهلوانان، زال را نويد مى دهد كه:
پس پرده او يكى دختر است
كه رويش زخورشيد نيكوتر است
و آنقدر مى گويد كه زال ديوانه مى شود و آرزومند وصل يار ناديده.
از آن سو مهراب پس از بازگشت به ايوان خود در پاسخ به سؤال همسرش سيندخت كه مى پرسد اين جوان پير سر را چگونه ديدى؟ چنان از آراستگى و جوانى و فر زال مى گويد كه دل دخترش رودابه را كه پنهانى به سخنان پدر گوش ايستاده، بيقرار و ناشكيبا مى كند. طورى كه در نهان و به يارى كنيزكان مقدمات ديدار با معشوق ناديده را در مشكوى خود فراهم مى كند.
در اين ديدار كه درنهايت ادب و خويشتندارى صورت مى گيرد هر دو به پيوندى جاودان پيمان مى كنند.
زال پس از بازگشت، وفاى به عهد مى كند و به پدرش سام نامه مى نويسد، سام به ناچار با خردمندان به مشورت مى نشيند، سپس با پسر همداستان مى شود، اما با اين شرط كه از منوچهرشاه كه در آن زمان، پادشاهى سرزمين پهناور ايران را داشت و بسيارى كشورها به او خراج مى دادند، اجازه وصلت بگيرد.
از اين سو سيندخت از راز دختر خبر مى شود. اين ماجراى عاشقانه چنان او را گريان مى كند كه نزار و پژمرده مى شود، زيرا آگاه است و خوب مى داند كه دو خاندان همسنگ و هم وزن هم نيستند و مهم تر اينكه اگر منوچهر شاه بشنود، آنقدر از اين عشق ناسنجيده خشمگين خواهد شد كه فرمان ويرانى كابل را مى دهد.
رودابه سيندخت را با اين نويد كه جهان پهلوان سام نيز با زال درباره اين پيوند همداستان شده است، اندكى تسكين مى دهد، ولى غم ناهموارى راه چنان بر سيندخت سنگين است كه رنگ رخسار او مهراب را به پرسش وامى دارد. سيندخت زنى است شوى دوست، راستگو و پاك انديش، پس ماجرا به مهراب مى گويد. مهراب آه سرد برمى آورد، زيرا مى داند اين ماجرا كينه ديرينه اى را كه ميان اجداد خاندان او و منوچهر است، زنده مى كند، كينه اى كه به جنگ ميان نيايش ضحاك و فريدون، نياى بزرگ منوچهر، برمى گردد، پس تيغ مى كشد تا رودابه را بكشد. در اينجا سيندخت اولين نقش خود را براى جلوگيرى از پيش آمدن واقعه اى تلخ، به خوبى ايفا مى كند. برپاى مى جهد و دو دست در كمر او حلقه مى كند. سپس مهراب را كه از خشم خون به چشم آورده با گفتارى نرم نويد مى دهد كه به دلت بيم راه مده. زيرا سام نيز با پسرش زال در اين كار همداستان است.
چنين گفت مهراب كاى ماهروى
سخن هيچ با من به كژى مگوى
بدوگفت سيندخت كاى سرفراز
بگفتار كژى مبادم نياز
گزند تو پيدا گزند من است
دل دردمند تو بند من است
چنين است و اين بردلم شد درست
همى بدگمانى مرا از نخست
سپس از مهراب مى خواهد كه پيمان كند و سوگند خورد كه به رودابه گزند نرساند و مهراب كه اكنون آرام يافته، چنين مى كند.
از آن سو، سام خود را به درگاه منوچهرشاه مى رساند تا براى اين وصلت از او كسب اجازه كند، اما منوچهر كه پيشتر، خبر را از كارآگهان شنيده است، بدون آنكه به سام فرصت سخن گفتن دهد، به او فرمان لشكركشى و ويرانى كابل را مى دهد. سام نيز به ناچار چنين مى كند.
از يك سو زال چنان آشفته مى شود كه بى فوت وقت، رهسپار كاخ منوچهر مى گردد و از يك سو مهراب با شنيدن خبر لشكركشى سام چنان هراسان و خشمگين، كه باز شمشير مى كشد و به سيندخت مى گويد كه اى زن كنون كه دخترت برايم ننگ به بار آورده، چاره اى كه تو و آن دختر ناپاك تن را بردار كشم، مگر منوچهر از اين خشم و كين برآسايد. اين بار نيز سيندخت ژرف بين است كه در اين فضاى سراسر اضطراب و آشفتگى، به سرعت به چاره انديشى مى نشيند و سپس شهباز سخن را اينچنين به پرواز درمى آورد:
- اى شاه خورشيد خش، يك سخن از من بشنو و سپس هرچه مى خواهى بكن.
تو را گنج و خواسته بسيار است، اندكى از آن را به من ببخش كه روزگار، آبستن حادثه شده است و روشنى روز، شبى تار باشد كه اين تيرگى را خود بزدايم و روز را چون چشمه اى رخشان و جهان را چون نگينى بدخشان كنم.
محراب مى گويد: در ميان يلان سخن به راز مگو، يا به روشنى سخن بگو يا آماده پوشيدن چادر خون بر تن باش.
سيندخت به آرامى مى گويد: همسر نامدارم! تو را به ريختن خونم نياز نباشد، چون اراده كرده ام روز ديگر خدمت سام روم و اين تيغ كين را كه از نيام كشيده شده به جاى خود باز گردانم. فردا آنچه را كه شايسته است مى گويم و با خرد و دانش خود، انديشه و گفتار خام او را خواهم پخت. پس از تو گنج و خواسته، و از من رنج جان!
مهراب مى پذيرد و به او كليد گنج خانه را مى دهد و مى گويد: اين تو و اين گنج و گوهر و پرستنده و اسب و كلاه، مگر با درايت تو كابل از اين كين كشى امان يابد.
در پايان باز سيندخت از مهراب پيمان سخت مى گيرد كه به جان رودابه گزند نرساند، سپس چست و چابك و چاره جو به آماده سازى گنجى بزرگ مى پردازد: سيصد هزار دينار، ده اسب گرانمايه با ساز و برگ سيمين، پنجاه پرستنده زرين كمر، شصت پرستنده زيبارو با گردن آويز و جام هاى زرين پر از مشك و كافور و ياقوت و گوهرهاى بسيار، صد ماده اشتر سرخ موى، صد اشتر باركش. تاج شاهوارباياره و طوق و گوشوار، دويست تيغ هندى آبدار، تخت زر، چهارپيل هندى و...
چون همه را بپرداخت،
بياراست تن را به ديباى زر
به در و به ياقوت پرمايه بر
يكى ترگ رومى به سر برنهاد
يكى باره زيراندرش همچو باد
شتابان و جلوه كنان خود را به درگاه سام مى رساند، بى هيچ آواز و ذكرنامى.
پرده داران به سام خبر مى دهند كه فرستاده اى از كابل آمده. سام بار مى دهد. سيندخت از اسب فرود مى آيد و خرامان به درگاه مى رود، زمين ادب مى بوسد و بر پهلوان زمين، آفرين مى كند.
گنج و نثار و پرستنده و اسب و پيل را رده بر مى كشد و يكايك پيشكش مى كند، چنانكه سام خيره مى شود.
پر انديشه بنشست، بر سان مست
به كش كرده دست و سرافكنده پست
كه جايى كجا مايه چندين بود
فرستادن زن چه آيين بود؟
سام از يك سو در حيرت است كه از كى تا به حال زنى به رسولى و همپرسگى جنگى مى آيد و از يكسو در اين انديشه كه اگر گنجينه را بپذيرد، شاه بر او غضب خواهد كرد و اگر نپذيرد، زال بسيار آزرده خاطر خواهد شد، به طورى كه نزد سيمرغ باز خواهد گشت.
پس دستور مى دهد، گنجور زال هدايا را به نام «مه كابلستان» تحويل بگيرد.
سيندخت چون چنين ديد، دانست كه بدى از او دور شده و بخت به كامش است؛ پس به سه پرستنده سمن رخ خود فرمان داد جام به دست گيرند و سر تا پاى سام را گوهرافشان كنند. چون اين آيين به پايان رسيد، سيندخت دست به جادوى كلام برد:
- اى پهلوان! اى كه با راى تو پير جوان مى شود، بزرگان، دانش و خردورزى را از تو آموخته  اند. با مهر تو دست هر بدى بسته مى شود و با گرز تو شاهراه ايزدى باز، اگر گناهى هست، از مهراب است كه اكنون از مژه خون مى چكاند نه بى خبران كابل، ما همه زنده به رأى تو و پرستنده خاك پاك توييم.
از آن ترس، كو هوش و زور آفريد
درخشنده ناهيد و هور آفريد
نيايد چنين كارش از تو پسند
ميان را به خون ريختن برمبند
تو دانى نه نيكوست خون ريختن
ابا بى گناهان بر آويختن
خداوند ما و شما خود يكى است
به يزدان مان هيچ پيكار نيست
سام مى گويد، آنچه مى پرسم براستى جواب بده، نسبت تو با مهراب چيست و آن دختر را زال چگونه ديده و نيز بگو دخت مهراب را روى و موى و خوى و فرهنگ و بالا و ديدار چگونه است؟
سيندخت مى گويد: پهلوان! نخست پيمانى سخت از تو مى خواهم كه به جانم گزند نرسد.
سام پيمان مى بندد. سيندخت زمين ادب مى بوسد و مقتدر بر پاى مى ايستد:
-اى پهلوان! من زن مهراب روشن روانم و مام رودابه ماهرو. آمدم تا بدانم هواى تو چيست و در كابل دوست و دشمن تو كيست؟
اگر ما بد گوهر و گناهكاريم و نه در خور پادشاهى، من اينك به پيش تو ايستاده ام. كشتنى را بكش و بستنى را ببند، اما دل بى گناهان كابل را مسوز.
سخن ها چو بشنيد ازو پهلوان
زنى ديد با راى و روشن روان
چنين داد پاسخ كه پيمان من
درستست اگر بگسلد جان من
تو با كابل و هر چه پيوند توست
بمانيد شادان دل و تندرست
بدين نيز همداستانم كه زال
زگيتى چو رودابه جويد همال
اكنون اى بانوى نيك رأى و ژرف بين، هيچ انديشه و اندوه به دل راه مده كه اگر جانم بگسلد، از پيمانم نگسلم.
پيش از اين زال خود به خدمت منوچهرشاه رفته است، اكنون خود نيزنامه اى با لابه و درد، خدمتش خواهم فرستاد و به جد، كار شما را پى خواهم گرفت. اكنون؛
به كابل بباش و به شادى بمان
از اين پس مترس از بد بدگمان...
شكفته شد آن روى پژمرده ماه
به نيك اخترى برگرفتند راه
و بدين ترتيب رسالت بانويى شايسته، سخنور، خردمند، پاك انديش، خانواده دوست، آگاه به آداب و رسوم زمان، دلير و آگاه به امور سياسى، با پيروزى هر چه تمام تر ختم به خير و صلح و شادى مى شود و در تاريخ به لقب «اولين سفير زن» و «بانوى صلح» نايل مى آيد.
پژوهش و نگارش: گردآفريد (حبيبى زاد)
نگاهى به وضعيت كودكانى كه با ايدز بزرگ مى شوند!
كودكان ايدز!
198045.jpg
نسا نژاد زارع
كودكى دوران خاصى در زندگى هرفرد و يك دوره ضرورى براى رشد نسل هاى سالم و سازنده آينده است.
پيمان نامه حقوق كودك، مصوب سال ۱۹۸۹ براساس حقوق بشر تعريفى جديد از دوران كودكى ارائه مى كند.
اين پيمان نامه نويددهنده پيشرفت هاى قابل توجهى در زمينه احقاق حقوق كودكان در زمينه بقا، سلامت و آموزش در سايه تأمين امكانات و خدمات است كه نياز به ايجادمحيطى امن براى حفاظت از كودكان در برابر استثمار، آزار و خشونت دارد.با اين حال در مناطق و كشورهاى متعدد در نتيجه فقر، درگيرى هاى مسلحانه و HIVايدز برخى از اين دستاوردها از دست رفته و امكان دارد روندى معكوس طى كنند.

براساس گزارشى كه يونيسف از وضعيت كودكان در سال ۲۰۰۵ ارائه داد ، حقوق بيش از يك ميليارد كودك در جهان تضييع مى شود، چرا كه اين كودكان از حداقل يك يا تعدادى از خدمات ابتدايى براى بقا، رشد و پرورش محروم هستند.
همچنين ميليونها كودك در خانواده و جوامعى رشد مى كنند كه در اثر درگيرى هاى نظامى از هم گسيخته شده اند.
۶۴۰ميليون كودك فاقد سرپناه مناسبند، ۲۷۰ميليون كودك دسترسى به خدمات بهداشتى ندارند و ۱۴۰ ميليون كودك ، كه اكثراً دختر هستند ، تا به حال به مدرسه نرفته اند.
البته اين عوامل تنها عواملى نيست كه به كودكى لطمه مى زند ولى مطمئناً از مهمترين عواملى است كه فرصت هاى كودك براى بقا و رشد را به شدت تحت تأثير قرار مى دهد.
لطمه اى كه اين عوامل به كودكى مى زند، اغلب ساليان متمادى پس از دوران كودكى نيز فرد را تحت تأثير قرار مى دهد و احتمالاً نسل هاى بعدى را هم تحت الشعاع قرار داده ، احتمال خطر اخلال در دستيابى به اهداف توسعه هزاره را افزايش مى دهد.
«كارول بلامى» رئيس صندوق كودكان سازمان ملل متحد در نشستى كه براى ارائه گزارش وضعيت كودكان جهان برگزار شده بود، اظهار داشت : بيش از يك ميليارد كودك در جهان از پرورش سالم و حمايت شده اى كه سران طى تصويب پيمان نامه حقوق كودك در سال ۱۹۸۹ به آن متعهد شده اند، محرومند.
وى براين نكته تأكيد داشت كه گزارش وضعيت كودكان سال ۲۰۰۵ نشان دهنده عدم موفقيت دولتها در حفظ استانداردهاى اين پيمان نامه باعث آسيب دائمى كودكان و ايجاد مانع در پيشرفت به سمت احياى حقوق بشر و توسعه اقتصادى است.
گزارش وضعيت كودكان جهان ۲۰۰۵ با عنوان «دوران كودكى در معرض تهديد» به بررسى سه عامل اصلى عفونت HIVبيمارى ايدز، جنگ و فقر كه امروزه دوران كودكى كودكان جهان را به خطر مى افكند، پرداخت.
HIV وايدز تار و پود كودكى را از هم مى گسلد!
تأثير ناگوار عفونت HIV وبيمارى ايدز بر روى كودكان، از روند روبه افزايش يتيمان ايدز كه هم اكنون به ۱۵ ميليون در سراسر جهان رسيده است، به بدترين وضع خود قابل مشاهده است.
گزارش وضعيت كودكان جهان ۲۰۰۵ بيانگر اين مطلب است كه فوت والدين تمامى جنبه هاى زندگى كودك از سلامت روحى گرفته تا امنيت جانى آنان را به خطر مى اندازد.
مشاهدات نشان مى دهد به دليل فشارهاى مالى كه بروالدين بيمار تحميل مى شود، بسيارى از كودكان كه خانواده هايشان درگير اين بيمارى هستند به خصوص دختران ناچار مدرسه ها را ترك كرده به كار و يا مراقبت از خانواده هاى خود مى پردازند و بدين طريق در معرض كار زيان آور و يا استثمار قرار مى گيرند.
«كارى اگه» نماينده يونيسف در ايران مى گويد: حدود ۱۵ ميليون كودك و نوجوان زير ۱۸ سال تا پايان سال ۲۰۰۳ در اثر اين بيمارى ، والدين خود را از دست داده اند كه اگر اقدامات لازم و قاطع براى جلوگيرى از پيشرفت اين موج ابتلا و مرگ اتخاذ نشود ، متحمل خسارات سنگينى خواهيم شد.
وى با بيان اين مطلب كه از دست دادن پدر يا مادر عواقب ناگوارى براى كودك در بردارد مى افزايد: اين امر كليه جنبه هاى زندگى يك كودك، از جمله وضعيت تعادل عاطفى، امنيت جسمانى ، رشد ذهنى و سلامت او را تحت تأثير قرار مى دهد.
اين اتفاق حق كودك براى زندگى در محيط خانوادگى را از او سلب مى كند و مرگ يكى از والدين به معناى از بين رفتن بخشى از شبكه حفاظتى كودكان در برابر خشونت، آزار، استثمار، بدنامى و انگ اجتماعى و تبعيض است و اين اغلب باعث انزواى بيشتر كودك در برابر اطرافيان در زمانى است كه به بيشترين مراقبت و حمايت ممكن نياز دارند.و در مواردى جدى تر ممكن است كودكان در خيابانها سرگردان شوند و به كلى از حمايت خانواده دور بمانند.
«اگه» نماينده صندوق كودكان سازمان ملل متحد در ايران مى گويد: زنان و دختران نقش اساسى در حفظ خانواده و توسعه جامعه دارند و با توجه به اينكه گزارش امسال روز جهانى ايدز به دختران و زنان اختصاص داشت، بايد به اين مسأله نگاهى ويژه كرد.
وى مى گويد: در ايران ۷۵۰۰ مورد ابتلا به ايدز ثبت شده است.
«كارى اگه» در ادامه مى افزايد: طبق آمار وزارت بهداشت، بيشترين ميزان ابتلا به ايدز در ايران متعلق به معتادان و زندانيان است.
اما به تازگى گزارشاتى مبتنى بر افزايش ابتلاى زنان و دختران به ايدز بر اثر فعاليتهاى جنسى ارائه شده كه خطرناك است. نماينده صندوق كودكان سازمان ملل در تهران تصريح مى كند: ابتلاى دختران و زنان به ايدز حكايت از داستان غم انگيز افزايش كودكان مبتلا به ايدز در آينده دارد.
وى بر اجرايى شدن راهكارهاى پيشگيرى و جلوگيرى از گسترش HIV ايدز از طريق مديريت مستقيم ملى، افزايش آگاهى عمومى و تلاشهاى جدى براى پيشگيرى از بيمارى تأكيد مى ورزد و مى گويد: براى حمايت از برنامه هاى كودكان يتيم و كودكان آسيب پذير كه در حال حاضر داراى ميزان ناچيزى از منابع مالى مبارزه با HIV ايدز هستند ، منابع مالى بيشترى تخصيص داده شود و ظرفيت خانواده ها براى حمايت و مراقبت از كودكان، با ارائه پشتيبانى هاى اقتصادى، روانى، اجتماعى و انواع ديگر حمايتها تقويت شود.
نماينده يونيسف در پاسخ به اين پرسش كه با وضعيت موجود، ادامه فعاليتهاى پيشگيرانه در ايران را چگونه مى بينيد، مى گويد: ايران كشور ثروتمندى است و منابع طبيعى زيادى دارد.
تكنولوژى در اين كشور گسترش يافته و از نيروى انسانى كه از مهمترين منابع در هر كشور محسوب مى شود، برخوردار است. بنابراين به خوبى مى توان با بيمارى ايدز در ايران مقابله كرد.
«كارى اگه» با اشاره به سه عامل تهديد كننده جنگ، فقر و ايدز، كه زندگى كودكان را در هر كشورى تهديد مى كند، مى گويد: چالشى كه پيش روى دولتهاست، توزيع نامناسب درآمد در سطح جامعه است.
وى اعتقاد دارد: ايران با برنامه ريزى هاى مدون مى تواند به تمامى هشت هدف توسعه هزاره برسد.
كارشناسان ايدز در ايران همچنان اصرار دارند كه آمار مبتلايان در كشور به هيچ وجه قابل مقايسه با هند، پاكستان، آفريقاى جنوبى و آسياى جنوب شرقى در خصوص بيمارى ايدز نيست.
آنان معتقدند: مى توان با اهرم هاى اطلاع رسانى به جامعه از شيوع بيشتر اين بيمارى در كشور جلوگيرى كرد.
اگرچه كارشناسان و سياستگذاران بهداشتى نسبت به جلوگيرى از شيوع ايدز در ايران خوش بينانه سخن مى گويند و آمارهاى رسمى نيز از ابتلاى بدون علامت ۶هزار و ۳۳۷ نفر و ۲۱۳ بيمار مبتلا به ايدز سخن مى گويد، اما در جنوب تهران با توجه به فشردگى جمعيت محروم اين مناطق، محله هايى وجود دارد كه سرنگهاى آلوده به دليل تزريق مواد مخدر، در جاى جاى آسفالت خيابانها نشسته است و روزانه دهها كودك بازيگوش را با خطر ابتلا به اين بيمارى روبرو مى كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |