|
بحثى درباره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمدحسين عابدى قسمت هفدهم
با ظهور و گسترش موج نو، شاعران، ديگر مجبور نبودند كه براى توضيح خود، دوباره از وزن شروع كنند چرا كه كسانى پيش از آنان اين گام ها را طى كرده بودند و جلوتر از آنها در حال حركت بودند؛ بنابراين شاعران بايد شعر و تئورى هاى خود را از جايى بسيار جلوتر از محل حضور اوزان عروضى آغاز مى كردند. ذكر اين نكته هم ضرورى است كه پيش تر از اوج گيرى موج نو، كسان ديگرى نيز به طور پراكنده اما افراطى، زمينه هاى فرار شعر فارسى را از سنت هاى شعرى پيش از خود فراهم آورده بودند. يكى از اين افراد كه بى گمان، موج نو، بخش مهمى از گسترش و توفيق خود را در آن زمان، مديون اوست «هوشنگ ايرانى» است. در دورانى كه هنوز جنگ بين نو و كلاسيك، حول محور وزن جريان داشت؛ اشعار هوشنگ ايرانى به حدى غريب و دور از ذهن بود كه به اعتقاد من مى توان آن را «سكته شعر فارسى» لقب داد. منظورم از عنوان سكته، به هيچ وجه بار منفى اين كلمه نيست بلكه مى خواهم اين موضوع را عنوان كنم كه اشعار هوشنگ ايرانى سبب شد تا اذهان علاقه مندان شعر به جايى بسيار دورتر و جلوتر از وزن توجه كند. در واقع او كسى بود كه ميدان مكالمات و مجادلات شعر فارسى را عوض كرد و از اين نظر حق ويژه اى در شعر معاصر دارد. موج نو اين اقبال را داشت كه در مقطع زمانى اوج شعر سپيد و در شرايطى كه پس از نيما، شاملو و طرفداران شعر سپيد سال ها بود كه در شعرها و نوشته هاى خود وزنهاى سنتى و به طور كلى اوزان عروضى را طرد كرده بودند مجال ظهور بيابد. با ظهور و گسترش موج نو، شاعران، ديگر مجبور نبودند كه براى توضيح خود، دوباره از وزن شروع كنند چرا كه كسانى پيش از آنان اين گام ها را طى كرده بودند و جلوتر از آنها در حال حركت بودند؛ بنابراين شاعران بايد شعر و تئورى هاى خود را از جايى بسيار جلوتر از محل حضور اوزان عروضى آغاز مى كردند. ذكر اين نكته هم ضرورى است كه پيشتر از اوج گيرى موج نو، كسان ديگرى نيز به طور پراكنده اما افراطى، زمينه هاى فرار شعر فارسى را از سنتهاى شعرى پيش از خود فراهم آورده بودند. يكى از اين افراد كه بيگمان، موج نو، بخش مهمى از گسترش و توفيق خود را در آن زمان، مديون اوست «هوشنگ ايرانى» است. در دورانى كه هنوز جنگ بين نو و كلاسيك، حول محور وزن جريان داشت؛ اشعار هوشنگ ايرانى در حالى كه هنوز در ابتدا داراى نوعى وزن بود به حدى غريب و دور از ذهن به نظر مى رسيد كه به اعتقاد من مى توان آن را «سكته شعر فارسى» لقب داد. منظورم از عنوان سكته، به هيچ وجه بار منفى اين كلمه نيست بلكه مى خواهم اين موضوع را عنوان كنم كه اشعار هوشنگ ايرانى سبب شد تا اذهان علاقهمندان شعر به جايى بسيار دورتر و جلوتر از وزن توجه كند. در واقع او كسى بود كه ميدان مكالمات و مجادلات شعر فارسى را عوض كرد و از اين نظر حق ويژه اى در شعر معاصر دارد. در دهه ۱۳۲۰ هجرى شمسى و در زمانى كه شاملوى جوان شعر «سرود بزرگ» را خطاب به «شن - چو» كره اى مى سرود؛ شعر هوشنگ ايرانى با سطرهايى نظير «اين مردمك هاى خون آلود / تازه هاى حياتشان را بر كدام گور گوشه خواهند بست؟» شگفت آور مى نمود. چند سال بعد او به كلى وزن را از شعر خود حذف كرد و نشان داد كه در عرصه شعر، فضاهاى ديگرى، براى تنفس شاعران و ميدان هاى ديگرى براى جولان تخيل وجود دارد كه هيچ شباهتى با آنچه كه تا آن زمان جارى بوده و يا در آن زمان بر سر آن بحث و جدل بوده است، ندارد. هرچند كه اين جسارت هوشنگ ايرانى براى او عاقبتى خوش به همراه نداشت و سيل تهاجم و تمسخر را به سوى او روانه كرد اما قطعاً سبب شتاب فزون تر شعر معاصر در حركت رو به جلوى خود شد. تأثير وى چنان است كه در اشعار او را در بسيارى از اشعار امروزى نيز مى توان به خوبى باز شناخت. هوشنگ ايرانى يكى از شاعران مؤثر در فاصله گرفتن از كانون توجه اصول شعر كلاسيك بود. ادامه دارد
|