|
وزير كشور:
|
|
|
|
|
|
|
|
دشوارى در روند تصميم گيرى ائتلاف اصولگرايان
• آغاز به كار رسمى ستاد انتخاباتى دو چهره شاخص اصولگرايان (محسن رضايى و على اكبر ولايتى) نشانه هاى روشنى از شكستن اصل اجماع در ائتلاف انتخاباتى اين جناح است • جدى تر شدن بحث حضور هاشمى در انتخابات مهم ترين عاملى است كه روند تصميم گيرى اصولگرايان را دچار تغيير كرده است
|
|
|
|
در ملاقات با ائتلاف حاميان
|
|
|
|
گپ سياسى
|
|
|
|
|
وزير كشور:
مرتكبان و خاطيان در برخورد با فعالان سايت هاى اينترنتى معرفى شوند
|
|
|
وزير كشور طى ابلاغيه اى به فرماندهى نيروى انتظامى خواستار آن شد كه مرتكبان و خاطيان در بازداشت هاى اخير فعالان سايت هاى اينترنتى و برخورد با آنان، به اشد مجازات مقرر قانونى و انضباطى محكوم شوند. به گزارش ايسنا، حجت الاسلام سيدعبدالواحد موسوى لارى، وزير كشور در اين ابلاغيه با اشاره به اصول قانونمدارى و پيگيرى سياست پليس جامعه محور، توجه به حقوق شهروندان و اعتماد افكار عمومى را سرمايه اصلى و ضامن تحقق رسالت هاى نيروى انتظامى برشمرد و نيروى انتظامى را از ورود به فعاليت هاى متفرقه و آن چه كه آن را در حوزه مسؤوليت ساير نهادها و دستگاهها دانست، برحذر داشت. موسوى لارى در اين نامه با اشاره به مسائلى از قبيل مسائل مرتبط با خانه سينما، وبلاگ نويسان و نحوه احضار، بازداشت و بازجويى از آنان، ضرورت بررسى و تحقيق در اين خصوص را گوشزد و نيروى انتظامى را مكلف كرده تا گزارش جامعى از عملكرد نيروهاى تحت امر، تهيه و ارائه كند. جانشين فرماندهى كل قوا در نيروى انتظامى در بخشى ديگر از ابلاغيه دستور داده است تا بررسى شود چنانچه هرگونه بازداشتگاه غيرمنطبق با قانون، تحت نظر مراكز ناجا وجود دارد، در اسرع وقت تعطيل و در صورت وجود، دلايل تأخير در اين خصوص گزارش شود.
|
|
|
|
|
نشست هايى درباره مشكلات عمومى زندانيان
انجمن دفاع از حقوق زندانيان سلسله نشست هايى درباره مشكلات عمومى زندانيان برگزار مى كند. در نمابر ارسالى اين انجمن آمده است: با توجه به آيين نامه اجرايى زندان، قوانين اساسى و عادى و حقوق بشر انجمن دفاع از حقوق زندانيان نشست هايى درباره مشكلات عمومى زندانيان برگزار مى كند كه در هر نشست يكى از حقوق زندانيان و مسائل پيرامون آن به بحث گذاشته مى شود.در اين نشست ها موضوعاتى نظير تغذيه زندانيان، مرخصى، ملاقات، لباس زندان، بهداشت و درمان زندانيان، حقوق فرهنگى زندانيان مانند داشتن روزنامه، كتاب، تلويزيون و غيره، وضعيت كار و اشتغال و تحصيل زندانيان و نحوه رفتار زندانبانان با زندانى بررسى و پيگيرى مى شود.
|
|
|
|
|
بيانيه تحكيم و مشاركت درباره دادگاه حقيقت جو
شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) با صدور بيانيه اى در نقد محاكمه «فاطمه حقيقت جو» نماينده مجلس ششم تأكيد كرد كه حقيقت جو در مقام ايفاى رسالت نمايندگى مردم، حقايق مربوط به حوادث دانشگاه را از تريبون مجلس بيان كرده بود. در اين بيانيه با اشاره به مشكلات دوران بازداشت و تعقيب قضايى دانشجويان در خرداد ۸۲ آمده است: فقط جمعى از نمايندگان واقعى مردم بودند كه وظيفه خود دانستند تا نسبت به اين رفتار اعتراضاتشان را نشان دهند و صداى دانشجويان را رساتر به گوشها برسانند. «فاطمه حقيقت جو» نماينده واقعى مردم، شجاعانه در دفاع از دانشجويان سخن گفت و در راستاى انجام وظايف نمايندگى اش هيچ مصلحتى را رعايت نكرد و به فشارهايى كه دانشجويان متحمل شدند، اعتراض كرد.پيش از اين، جبهه مشاركت ايران اسلامى نيز با صدور بيانيه اى ضمن اعتراض به نحوه برخورد دادگاه با اين نماينده مجلس ششم، اتهامات مطرح در پرونده خانم حقيقت جو را غير منطبق با اصل مصونيت پارلمانى و منطق حقوقى خوانده است.جبهه مشاركت در بيانيه خود بر پيگيرى و دفاع از حقوق اين عضو فراكسيون خود تأكيد ورزيده است.
|
|
|
|
|
دشوارى در روند تصميم گيرى ائتلاف اصولگرايان
معرفى نامزد اصولگرايان به۱۰بهمن موكول شد
• آغاز به كار رسمى ستاد انتخاباتى دو چهره شاخص اصولگرايان (محسن رضايى و على اكبر ولايتى) نشانه هاى روشنى از شكستن اصل اجماع در ائتلاف انتخاباتى اين جناح است • جدى تر شدن بحث حضور هاشمى در انتخابات مهم ترين عاملى است كه روند تصميم گيرى اصولگرايان را دچار تغيير كرده است
گروه سياسى: آخرين اخبار دريافتى حاكى است روند تصميم گيرى در ائتلاف انتخاباتى اصولگرايان رو به دشوارى نهاده است و امر مناقشه انگيز معرفى نامزد اصولگرايان به ۱۰ بهمن موكول شد. بر اساس جمع بندى ها و مصوبات كميته ويژه انتخاب شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى، نامزد جريان اصولگرا در انتخابات دهم بهمن ماه معرفى مى شود .على لاريجانى، احمد توكلى، محمود احمدى نژاد، محسن رضايى و على اكبر ولايتى پنج نامزدى هستند كه نامزد اصلى اصولگرايان از بين آنها انتخاب مى شود. اين در حالى است كه اگرچه بزرگان جريان اصولگرا از تصميم تشكل هاى عضو اين جناح براى اجماع بر روى يك نامزد در انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى سخن مى گويند اما آغاز به كار رسمى ستادهاى انتخاباتى كانديداهاى مطرح اين جريان گوياى واقعيتى متفاوت در اجراى اين تصميم است. > سير انتخاب نامزدان اصولگرايان از اجماع تا تفرق كميته پنج نفره انتخاب شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى با حضور على اكبر ناطق نورى به عنوان رئيس ،حبيب الله عسگراولادى ،محمد رضا باهنر ، سيد رضا تقوى و حسين فدايى از حدود ۶ ماه قبل، يك گروه ۱۶ نفره را براى تعيين معيارها، بررسى توانمنديها، سوابق و برنامه هاى ۵ كانديداى مطرح جريان اصولگرا انتخاب كردند. انجام نظرسنجى ، مذاكره و رايزنى به شيوه هاى مختلف در مقاطع گوناگون و با همكارى مجموعه هاى مختلف جناحى - حزبى اقدام ديگر اين كميته براى رسيدن به نامزد مورد نظر اصولگرايان بود. اين كميته تاكنون علاوه بر داورى درباره شرايط كانديداهاى احتمالى جريان اصولگرا چند دور مذاكرات فشرده نيز با آنان برگزار كرده است. در اين مذاكرات كه از آبانماه گذشته آغاز و تا پايان آذرماه به پايان رسيد، اعضاى كميته بررسى كانديداهاى اصولگرايان با پنج فرد مورد نظر به گفت و گو پرداختند. محور اصلى اين مذاكرات، بيان ديدگاهها درباره هر يك از كانديداها و بررسى برنامه هاى ارائه شده از سوى آنان بوده است. > همه در جست و جوى يك نام سران شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى در حالى تمام نيروى خود را آنچه استراتژى معرفى نامزد «صالح مقبول» خوانده بودند، به كار بستند كه از چندى پس از آن آهنگ جدايى در بين اصولگرايان به صدا در آمد. ابتدا محمود احمدى نژاد در نشست بزرگ اصولگرايان حاضر نشد .پس از او محسن رضايى در آخرين مصاحبه هاى خود نه تنها بر كنار نرفتن از اين عرصه تأكيد كرد، بلكه با تجهيز و آغاز به كار رسمى ستادهاى انتخاباتى خود كادر رهبرى اصولگرايان را با چالشى عمده رو برو كرد،چالشى كه با انتقاد ولايتى از تعلل شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى در امر تصميم گيرى و معرفى كانديداى واحد وارد مرحله جديدى شد. روند جدايى ولايتى آنگاه رقم خورد كه شوراى هماهنگى در يك انتخاب درون گروهى سه كانديدا را به استان فارس فرستاد تا در ميان هواداران سخنرانى كنند و فقط على اكبر ولايتى را در تهران نگاه داشت تا او نيز در جلسه مشابهى كه به همت اعضاى شوراى هماهنگى تهران برگزار شده بود، سخن گويد. جريان اين جلسه كه در مدرسه شهيد مطهرى برگزار شد چنين بود كه در ابتدا ناطق نورى سخن گفت اما قبل از آن كه ولايتى شروع به سخن كند، او از جلسه سخنرانى پا به بيرون گذاشت و ولايتى در جلسه تنها ماند تا آخرين سخنران سخن بگويد و بعد برود. اكنون على اكبر ولايتى يكى از پنج كانديداى اصولگرايان مستقل به صحنه آمده و به عنوان مهمترين كانديداى اصولگرايان راه خود را از بقيه جدا كرده است. امروز گويى تنها على لاريجانى مطابق خواسته مركز تصميم گيرى شوراى هماهنگى رفتار مى كند و ديگر كانديداها با نااميدى از انتخاب خود به عنوان كانديداى اصولگرايان در نيمه راه از قطار برنامه هاى انتخاباتى اين جريان پياده شده اند. اين روند نشان مى دهد كانديداى نهايى اصولگرايان براى انتخابات نهم كسى جز على لاريجانى نيست و ديگر كانديداها با اطلاع از تصميم گيرى قطعى هسته مركزى شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب اسلامى، ابتكار عمل را از گروه هاى مرجع اصولگرايان گرفته اند بنابراين درحالى كه اصولگرايان به احتمال قوى كانديداى نهايى خود را شناخته اند، اما ديگر اصول تنظيم شده خود را از دست رفته مى بينند و اكنون بيش از آن كه نياز به ترسيم چشم اندازهاى رقابت با جبهه دوم خرداد آنان را به تكاپو وادارد، نحوه مواجهه با چالش حفظ انسجام درونى و وحدت تشكيلاتى تشكل هاى عضو به اصلى ترين ضرورت در اين جبهه تبديل شده است. > يك عامل تأثيرگذار حضور يا عدم حضور هاشمى رفسنجانى در نهمين انتخابات رياست جمهورى على رغم تكاپوهايى كه نامزدهاى انتخاباتى اصولگرايان به راه انداخته اند، همچنان در معادلات راستگرايان مهم ترين تأثيرگذار است. آنان اگر در اوايل كه نام هاشمى مطرح مى شد، تلاش مى كردند او را از ورود به صحنه انتخابات برحذر بدارند، در يك تغيير رويكرد برآن شدند تا هاشمى را به نام خود «مصادره» كنند. بدين ترتيب ناگهان انتقادات محافظه كاران نسبت به هاشمى فروكش مى كند. روحانيون مجلس تصميم به ديدار با اكبر هاشمى رفسنجانى مى گيرند و محمدرضا باهنر، عضو تأثيرگذار شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب و محمدجواد لاريجانى در نماز جمعه به تمجيد از او مى پردازند و به قدرت تأثيرگذارى وى و نيز بحث در مورد وى در شوراى هماهنگى نيروهاى انقلاب، اشاره مى كنند. محمدرضا باهنر حتى تأكيد مى كند «افرادى به ديدار ايشان رفته اند. ايشان برخى شرايط را اعلام كرده اند كه خودشان هم گفته اند اين شرايط محقق نشده است.» اما با اين حال پاسخ به يك سؤال به تمام معادلات چند مجهولى اصولگرايان پايان مى دهد . «آيا هاشمى مى آيد؟»
|
|
|
|
|
در ملاقات با ائتلاف حاميان
هاشمى رفسنجانى به تشريح برنامه هاى رئيس جمهور آينده پرداخت
گروه سياسى: يك منبع آگاه در ائتلاف حاميان انتخاباتى هاشمى رفسنجانى كه به منظور دعوت از وى در انتخابات تشكيل شده، با اشاره به ديدارهاى اخير انجام شده اين ائتلاف با رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: آقاى هاشمى رفسنجانى در ملاقات اخير خود نسبت به تشريح برنامه هايى كه وى آن را برنامه هاى يك رئيس جمهور مى ناميد، پرداخت. به گزارش خبرگزارى فارس اين منبع تصريح كرد: حل مشكلات پيش روى جوانان كشور اعم از بيكارى، ادامه تحصيل و يا كمبود نشاط عمومى از موارد مهمى است كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام بر آن تأكيد كردند. وى بيان داشت: آقاى هاشمى رفسنجانى در اين ملاقات اظهار داشتند كه ما دست دوستى همه ملتها و دولتهاى دوست را به گرمى خواهيم فشرد و سعى مى كنيم در توسعه سطح زندگى مردم نقش مؤثرى داشته و در جهت ارتقاى حقوق بشر گام برداريم. اين عضو ائتلاف حاميان انتخاباتى هاشمى رفسنجانى يادآور شد: رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در اين ديدار ضمن تأكيد بر حقوق اقليتهاى قومى و دينى به اهميت نقش زنان و جوانان در جامعه اشاره كرد. به گفته اين فرد نزديك به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام حضور وى در صحنه انتخابات قطعى به نظر مى رسد. > «مصطفى معين» از تبعيض عليه زنان انتقاد كرد مصطفى معين نامزد مورد حمايت جبهه مشاركت ايران اسلامى و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى براى انتخابات رياست جمهورى گفت كه «مانع تراشى براى حضور زنان در عرصه هاى اجتماعى و مديريتى، تبعيض عليه نيمى از مردم جامعه است» . او كه پيش از «جعفر توفيقى» وزير علوم، تحقيقات و فناورى، بر كرسى وزارت در اين وزارتخانه تكيه زده بود، در ديدار اعضاى كميسيون زنان جبهه مشاركت ايران اسلامى گفت: بايد استعدادها و توانمنديها، معيار حضور زنان در همه عرصه هاى اجتماعى و مديريتى باشد. معين گفت كه «ايران از نظر ميزان حضور زنان در مسؤوليت هاى سياسى و مديريتى حتى از كشورهاى همسايه و قابل مقايسه با ايران نيز عقب مانده است» . او با بيان اين كه «بايد از افراط و تفريط در طرح مطالبات و حقوق زنان پرهيز شود» ، گفت: از منظر سياسى و مديريتى توجيهى براى تبعيض ميان زنان و مردان وجود ندارد.
|
|
|
|
|
گپ سياسى
صلاح جامعه ما در مشاركت مؤثر است
|
|
|
ديدگاههاى دكترمحمدرضا تاجيك مشاور رئيس جمهورى
> اصلى ترين عوامل و عللى كه مردم را به مشاركت حداكثرى تحريك مى كند، كدامند؟ اجازه بدهيد تلاش كنم در فضاى فكرى گفتمانى خود به اين پرسش ها پاسخى بدهم. از يك نقطه نظر راهبردى و كاربردى (معطوف به سياست واقعى)، به راحتى نمى توان به اين پرسش پاسخ داد. مشكل زمانى چهره زمخت خود را نمايان مى كند كه به تجربه و تحليل بپذيريم در شرايط كنونى جامعه ايرانى، ديگر نمى توان به بازتوليد و بازسازى احزاب بزرگ و سازمان هاى فراگير كه به مثابه سخنگوى همگان ظاهرشوند، دل خوش داشت. به بيان ديگر، عرصه سياست درجامعه امروز ما، عرصه بازيگرى، نقش آفرينى، رقابت و چالش «گروهك» هايى شده است كه صرفاً قادرند به عنوان شفاف كننده تقاضاهاى مبهم و غيرشفاف گروه و قشرى خاص از مردم عمل نمايند و يا حداكثر به صورت يك جريان ظاهرشوند. امروز، همچنين ارزش تشخص طلبى از «جمع» و «سازمان» و «حزب» و ساير هويت هاى جمعى، به هويت هاى فردى منتقل شده است، يعنى «چهره ها» و «فردها» و «فرديت ها» ى متمايز اهميتى بيشتر از هويت هاى جمعى يافته اند و نهضت بدون تشكل از نهضت متشكل اهميت و اولويت بيشترى يافته است. دراين شرايط، ديگر نمى توان به بازى فوق العاده يك بازيگر فوق ستاره (كاريزماتيك)، يا نقش آفرينى متمايز يك گفتمان زيبا و يا تأثيرات ويژه يك دسته از نخبگان فكرى و ابزارى دل بست. امروز، حتى نمى توان به شكل گيرى يك زنجيره همگون از هويت هاى متمايز و هويت هاى مقاومت انديشيد و يا به انتظار تولد يك ايدئولوژى پوپوليستى نشست. بالمآل، در اين شرايط متفاوت (نسبت به دوران هاى گذشته، حتى نسبت به دوران جنبش دوم خرداد)، هرپاسخى به پرسش «مشاركت حداكثرى مردم» ، نيازمند و مستلزم يافتن پاسخى براى پرسش هايى از اين قبيل است؛ آيا مى توان به ساماندهى يك جنبش ديگر انديشيد كه به مثابه يك تصادف نيكو جلوه كند؟ آيا مى توان به خلق لحظه اى انديشيد كه درآن نظم بى نظمى برپاشود؟ آيا مى توان تجربه با هم بودگى هويت هاى متكثر و متمايز را دريك لحظه تاريخى به عنوان يك تجربه شيرين و خاطره انگيز ايجادكرد؟ آيا مى توان شرايطى را به وجود آورد كه درآن «گفتن» از «گفته» و «كنش مشاركت» از «نتيجه مشاركت» مهمتر جلوه كند؟ آيا مى توان از ميكروفيزيك قدرت (قدرت ذره اى، مولكولى، محلى و موضعى) و ميكروپلتيك ميل ها و تقاضاها براى بسيج توده هاى مردم استفاده نمود؟ و بالاخره، مى توان در سرزمين خاكسترى انتخابات گام نهاد؟ چگونه مى توان جنبش «بى طرف ها» را سامان داد؟ چگونه مى توان كانديد خود را چهره كرد؟ چگونه مى توان يك گفتمان فراگير، مقبول و كارآمد را تقرير و تثبيت كرد؟ چگونه مى توان يك استراتژى با قابليت نواختن درهفت دستگاه و نيز با قابليت بداهه نوازى و بديعه نوازى اتخاذكرد؟ چگونه مى توان هويت هاى متفاوت اجتماعى و سياسى را به هم گره زد و انتظام در پراكندگى ايجادنمود؟ چگونه مى توان درآستانه انتخابات به يك فضاى روانى تبليغاتى كاملاً انتخاباتى (رقابتى) دست يافت؟ چگونه مى توان يك بار ديگر به باور مردم نشاند كه مشاركت آنان به مراتب بيش از عدم مشاركت آنان در تعيين سرنوشتشان مؤثر است؟ و... اگرچه، با اين تصويرى كه از شرايط كنونى جامعه به دست داديم، «شرايط، بيشتر شرايط فقدان تصميم و تدبير» مى نمايد، اما بى ترديد، وجود همين شرايط است كه به سياست معنا مى دهد و اساساً سياست ورزى و رقابت را ضرورى مى سازد. به بيان ديگر، «سياست ناب» معناى واقعى خود را در قالب تمهيد و تدبير يك «مشاركت حداكثرى» در شرايطى كه حكايت از يك «مشاركت حداقلى» دارد، مى يابد. اما اين مهم چگونه حاصل مى شود؟ > چگونه مى توان انتخابات را به عنوان يك «اقدام ملى» در ذهن مردم نشاند؟ اگر بپذيريم كه در شرايط كنونى، بيش از نيمى (حدود ۶۵درصد) از مردم جامعه ما، كاملاً نسبت به اهميت و تعيين كنندگى انتخابات در نوشت خود آگاه هستند (اگرچه، تمايل به مشاركت به اين ميزان نيست)؛ بيش از نيمى از آنان، فضاى آزاد رقابتى را در مشاركت خود و ديگران در انتخابات بسيار مؤثر مى دانند؛ بيش از نيمى از آنان،حضور شخصيتهاى دانشگاهى و متخصص را در عرصه انتخابات، موجب تقويت انگيزه و انگيخته مشاركتى خودمى دانند؛ بيش از نيمى از آنان، تمايل به سياستهاى معطوف به زندگى روزمره خود و يا سياستهاى مشكل / مسأله محور دارند؛ اندكى از آنان، از وضعيت سياسى كنونى جامعه رضايت دارند (تعداد افرادى كه از وضعيت سياسى و اجتماعى جامعه كاملاً ناراضى هستند، تقريباً دو برابر افراد كاملاً راضى است)؛ اندكى از آنان به آينده اى بهتر در عرصه هاى مختلف زندگى فردى و جمعى و حرفه اى خود اميد دارند،... آنگاه بايد به تقرير گفتمانى و تمهيد شرايطى بينديشيم كه بيشترين استعداد را براى جلب مشاركت حداكثرى (مؤثر) مردم را داشته باشند. > آيا در مشاركت حداكثرى، فقط كميت موردنظر است يا كيفيت حضور و مشاركت هم مهم است؟ ديرى است كه ما «كيفيت» را با «كميت» گره زده و نوعى رابطه اين همانى ميان اين دو برقرار كرده و در سپهر ذهنى مردم نشت و رسوب داده ايم. بنابراين ، تفكيك منطقى و عاجل اين دو به سادگى ميسر نيست. اما، اين بدان معنا نيست كه مى بايد تا ابد اسير بت پندار خود باشيم ودر مقابل ساخته ها و پرداخته هاى خود سر تعظيم فرود آوريم، بلكه بايد به شكل دادن به فضاى روانى و ذهنى اى بينديشيم كه در آن، «مشاركت مؤثر» جايگزين «مشاركت حداكثرى» (آنگونه كه در ادبيات سياسى و گفتمان مسلط جامعه امروز ما مصطلح است، يعنى مترادف پنداشتن مشاركت حداكثرى با مشاركت اكثريت قاطع آحاد جامعه) شود. > از نظر شما آيا بين مشاركت مؤثر و حداكثرى تفاوتى وجود دارد؟ مؤثر يعنى «مشاركت به مثابه يك حق» ؛ يعنى «مشاركت در شرايط آزاد» ؛ يعنى «مشاركت آگاهانه» ؛ يعنى «مشاركت توأم با اعتماد» ، يعنى «مشاركت مستمر» ؛ يعنى «حضور نظارتى و كنترلى بعد از انتخابات» . بى ترديد، از اين منظر، مشاركت مؤثر مغايرتى با مشاركت حداكثرى و قاطع آحاد جامعه ما ندارد، اما لزوماً مترادف با آن نيست. > با اين حال به نظر شما امروز در كشور نيازمند «مشاركت مؤثر» هستيم يا مشاركت حداكثر؟ دوران مشاركت هاى حداكثرى اندك اندك به پايان خود نزديك مى شود. مشاركت حداكثرى، به طور فزاينده اى در حال تبديل شدن به يك «حادثه تاريخى» و يك «خاطره تاريخى» است. مشاركتهاى حداكثرى، همچون هر پديده و مقوله «حداكثرى» ديگر، دردسرساز است. شعرى است كه بسيارى در قافيه آن مانده اند. رؤيايى است كه كمتر تعبير شده است.بهانه اى است براى «دگرسازى» و «حذف و طرد اقليتها» . بنابراين صلاح و فلاح جامعه ما نيز در آن است كه همچون هر جامعه مردم سالار ديگر، به مشاركت مؤثر (با اوصافى كه براى آن برشمردم) بينديشيم و شرايط را براى تحقق و تثبيت آن فراهم آوريم.
|
|
|
|