|
خدمات مناسبى به ۴ ميليون و ۷۰۰ هزار سالمند ارائه نمى شود
حذف سالمندان از تقويم زندگى
|
|
|
فاطمه اميرى
در آينده اى نه چندان دور نسلى از پيرزنان و پيرمردان فرا مى رسند كه مانند جمعيت جوان امروز تبديل به يك بحران خواهند شد. دسترسى به بهداشت مناسب منجر به افزايش اميد زندگى و طول عمر دركشور شده است. كنترل مواليد باعث كاهش رشد جمعيت از ۳ درصد به ۱/۵ درصد شده و ميزان اميد به زندگى از ۶۰ سال به ۷۲ سال رسيده است. اين نشانه موفقيت برنامه هاى بهداشتى و درمانى دولت است. اما درعين حال كه موفقيت است، مى تواند تهديد هم باشد. چرا؟! در فرانسه هر ۱۱۵ سال يك بار جمعيت بالاى ۶۰ سال (جمعيت سالمند) زياد مى شود. در چين هر ۲۹ سال يك بار اين اتفاق مى افتد و در ايران بين ۲۵ تا ۳۰ سال جمعيت سالمند دو برابر مى شود. اگر در سياستگذاريها وبرنامه ريزها تغييرات متناسب با اين مسأله اعمال نشود، جمعيت سالمند رشد مى كند، در حالى كه زير ساخت ها آماده نيست و جامعه توان پذيرش اين جمعيت را ندارد. به گفته سيدحسن موسوى مؤلف ومدرس دانشگاه براساس برآوردها،جمعيت ايران در سال ۱۳۹۵ نسبت به سال ۱۳۷۵ حدود۳۱/۶ درصد رشد مثبت دارد. در همين زمان يعنى سال ۹۵ نسبت به سال ۷۵ جمعيت سالمند رشد ۶۳/۱ درصدى خواهد داشت. به عبارت ديگر رشد جمعيت سالمند دو برابر رشد جمعيت كل كشور خواهد بود. نخستين اقدام كند و دير هنگام در كشور ما اغلب كارهاى اساسى و با اهميت ابتدا در قالب ستاد ودفتر هماهنگى و شورا و... اجرا مى شود تا بعدها اگر ناكامى به بار آمد به پاى كمى طول و عرض تشكيلات ادارى و چارت سازمانى گذاشته شود و به اين ترتيب زمينه و مجوزى براى تشكيل سازمان و وزارتخانه فراهم شود. اين بار هم بيش از دو ماه از سال ۸۳ نگذشته بود كه دولت براى نشان دادن حساسيت نسبت به مسأله افزايش سالمندان به پيشنهاد تشكيل شوراى ملى سالمندان رأى مثبت داد و قرار شد وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكى به عنوان رئيس، رئيس سازمان بهزيستى به عنوان دبير شورا و سازمان بهزيستى با عنوان دبيرخانه شوراى ملى سالمندان انجام وظيفه كنند. دكتر اصغر مكارم معاون توانبخشى سازمان بهزيستى كشور مى گويد: «عمده مسؤوليت اين شورا تدوين برنامه هاى مشخص براى سالمندان است» . در نخستين جلسه شوراى ملى سالمندان ابتدا مصوبه اى طرح وبه تصويب رسيد كه در آن خط مشى هاى كار با تأكيد بر حفظ عزت نفس سالمندان، تكريم آنها ، ارتقاى سياستهايى براى حفظ سالمندان در محيط خانواده و... مشخص شد. هنوز معلوم نيست جلساتى كه قرار است هر شش ماه يك بار در شوراى ملى سالمندان تشكيل شود، چه حاصلى براى ۴ ميليون و ۷۰۰ هزار نفر جمعيت سالمند كشور در حال حاضر و ۲۶ ميليون جمعيت سالمند كشور در سال ۲۰۵۰ (ميلادى) خواهد داشت؟! شايد هم تنها ثمر اين جلسات در چند سال آينده روشن شدن چشم سالمندان به جمال دستگاه عريض و طويلى در حد يك سازمان يا وزارتخانه به نام آنها باشد. در حالى كه دكتر راه چمنى دبير شوراى ملى سالمندان اعلام مى كند كه مقرر شده است دستگاه هاى عضو شورا، برنامه ريزيهاى لازم را براى تحقق مفاد آيين نامه ساماندهى سلامت و رفاه سالمندان انجام داده و اعتبارات موردنياز تحقق اين آيين نامه را براى سال ۸۴ پيش بينى كنند، اما عملاً هنوز هيچ اقدام خاصى صورت نگرفته است. زندگى براى ايرانيان سالمند سالمندان حدود۷ درصد جمعيت فعلى كشور را تشكيل مى دهند. ۱۰ درصد سالمندان كشور زير خط فقر و بدون سرپرست هستند. حدود ۱۲هزار نفر از آنها در ۱۲۵ مركز نگهدارى سالمندان زندگى مى كنند وسالمندان مستمرى بگير به طور متوسط ماهانه بين ۸ تا ۱۰ هزار تومان مستمرى دريافت مى كنند. ۳۰ درصد سالمندان تحت پوشش هيچ بيمه اى نيستند. ۵۰ درصد سالمندان كشور دچار اختلال حركتى اند. و خلاصه اين كه ناراحتى هاى روانى، يأس و نااميدى، افسردگى ، طرد از خانواده و نبود حمايت هاى اجتماعى ايرانيان سالمند را تهديد مى كند. سيدحسن موسوى مدرس دانشگاه ومددكار اجتماعى به نكته مهمى كه به عقيده او تا به حال از آن غفلت شده اشاره مى كند: «دوران سالمندى دوران صرف زنده بودن نيست، بلكه زندگى كردن است.متأسفانه الآن سياستهاى ما به گونه اى است كه سالمندان زنده اند تا منتظر مرگ باشند. در حالى كه در سالمندى پويا كه فرايند بهينه سازى فرصت ها براى سلامت، امنيت و مشاركت به منظور ارتقاى كيفيت زندگى است، گفته مى شود هر انسانى از دوران كودكى تا پايان عمر مى تواند فعاليت كند، مشاركت كند و پويا باشد. به عبارت ديگر انسانها تاريخ انقضاى و تاريخ مصرف ندارند» . اگرچه در كشور ما با استناد به آيات قرآن و روايات همواره بر نقش والدين و سالمندان در خانواده و جامعه تأكيد مى شود، اما واقعيت زندگى سالمندان ما با آنچه در اين دستورات بر آنها تأكيد شده، بسيار فاصله دارد. شايد ديدن پيرمرد يا پيرزنى كه در سرماى زمستان در گوشه اى از پياده رو به خواب رفته ديگر تعجب كمتر كسى را برانگيزد يا ديدن سالمندى كه براى گذران زندگى ناچار به دستفروشى شده كمتر كسى را به فكر بيندازد. در حالى كه به تعبير دكتر گيتى شافعى متخصص روانپزشك در بسيارى از كشورها از دوران سالمندى با عنوان دوران طلايى زندگى ياد مى شود كه زمان بهره گيرى از اندوخته ها، تجربه ها و گذراندن زندگى بدون دغدغه و مسؤوليت خاصى است و حتى در صورت داشتن تمايل و توانايى براى شهروندان مسن امكان فعاليت هاى فراوان و داشتن يك زندگى فعال كه در آن به تغذيه، ورزش، اوقات فراغت و سلامت سالمند بسيار توجه شده وجود دارد. دكتر اصغر مكارم معاون توانبخشى سازمان بهزيستى كشورهدف اصلى شوراى ملى سالمندان را ترويج فرهنگ «سالم سالمند شدن» مى داند و مى گويد: «اين كار فكر خوب و نگاه ويژه به اين قشر مى خواهد. يكى از مصوبات شوراى ملى سالمندان پرداخت تا ۴۰درصد هزينه تمام شده نگهدارى سالمندان در مراكز دولتى به خانواده سالمندان براى مراقبت از آنها در منزل است. » خبرهايى هم درباره اجراى طرح بيمه تكميلى سالمندان به گوش مى رسد و اينكه قرار است تا پايان برنامه چهارم توسعه، يك ميليون و۴۰۰هزار سالمند تحت پوشش بيمه تكميلى قرار بگيرند. دكتر محمود توكلى مدير كل دفتر مراكز غيردولتى سازمان بهزيستى مى گويد:« دولت بايد ۲۵ تا ۳۰درصد سالمندان كشور را تا پايان برنامه چهارم توسعه تحت پوشش برنامه هاى درمان، توانبخشى و بخصوص بيمه و مستمرى قرار دهد. براساس پيش بينى ها پرداخت مستمرى ۵۰هزارتومانى به ۱۰درصد سالمندان كه زير خط فقر و بدون سرپرستند در حدود ۱۴۰ميلياردتومان بودجه نياز دارد. همچنين براساس قانون، وزارت مسكن موظف است سالانه ۱۰درصد از مسكن هاى ارزانقيمت خود را با تسهيلات ويژه به سالمندان و معلولان اختصاص دهد. در صورت اجراى اين طرحها وضعيت رو به بهبودى براى بسيارى از سالمندان به وجود مى آيد. » از طرفى ايرانيها به استقبال پيرى مى روند. در حالى كه سن سالمندى در ايران ۶۵ سال است، اما بسيارى از زنان و مردان ايرانى وقتى به ۵۰سالگى مى رسند خود را ۶۵ساله احساس مى كنند. به عقيده بهرام دلاور مدير كل سلامت و جمعيت افراد در ايران ۱۵سال زودتر از سن تقويمى سالمند مى شوند و نياز به خدمت حمايتى از سوى خانواده دارند. تحول نقش خانواده، بحرانهاى موجود، فشارهاى روانى زندگى مدرن و مسؤوليت هاى پيش بينى نشده همگى از مواردى است كه در پير شدن روحيه و فكر افراد قبل از رسيدن سن واقعى سالمندى تأثير مى گذارد. سيدحسن موسوى مدرس دانشگاه مى گويد:« با تبديل خانواده هاى گسترده به هسته اى والدين گمان مى كنند زودتر از آنكه بايد از جريان زندگى و فرزندانشان كنار گذاشته شده اند، همين مسأله موجب كاهش اعتماد به نفس آنها و استقبالشان از اين حس مى شود كه ديگر پير شده اند، موجودى اضافى و دست و پا گيرند. در سالمندى پويا و پيشگيرى تأكيد زيادى مى شود. اينكه از دوران كودكى فرد خود را آماده ورود به دوران سالمندى كند. واقعيت سالمندى را به عنوان بخشى از زندگى انسان بپذيرد و آن را توأم با از كار افتادگى، افسردگى و تنهايى نداند. توجه به مواد تغذيه اى افراد در طول زندگى كه در كشور ما بسيار پايين است بايد از دوران كودكى و جوانى صورت بگيرد. فرد بداند چه بخورد كه در دوران سالمندى دچار مشكل نشود. چرا كه در حال حاضر بيشترين شكايات سالمندان از بيماريهايى است كه در اين دوره با آن مواجهند. نكته بعدى ورزش كردن است كه اگر از كودكى در زندگى فرد قرار داده شود، جلوى بسيارى از بيماريها در سالمندى گرفته مى شود. اما مهمتر از همه اينها توجه به عزت نفس سالمندان و حفظ حرمت و جايگاه آنها در خانواده است. » اما سالمندى هنوز دغدغه مسؤولان جامعه ما نيست. همه ما روزگارى روى زانوى پدربزرگ و مادربزرگ يا در كنار آنها نشسته ايم و در قالب قصه و شعر و لالايى و متل از زبان آنها ماجراى عشق وعاشقيها، جنگها، گلريزانها، صفا و صميميت ها را شنيده ايم. با آنها از غم ها و ناراحتى هايمان گفته و به آرامش رسيده ايم. اما حالا آنها بايد منتظر باشند و ببينند كه فرزندان و نواده ها و فرزندان آنها برايشان چه مى كنند و شايد هم براى خود؛ براى دورانى كه دير يا زود از راه خواهد رسيد.
|