گروه اجتماعى ـ مهسا جزينى:نگرانى از مشكلات روانى، اجتماعى دانش آموزان در حالى ابراز مى شود كه براى ۱۶ميليون دانش آموز ايرانى تنها ۱۳هزار مشاور به خدمت فراگرفته شده اند.
اضطراب، افسردگى، سوءمصرف موادمخدر، رفتارهاى نابهنجار، مشكلات تحصيلى، گرايش ارتباط با جنس مخالف و پيامدهاى كنترل نشده آن عمده ترين مشكلات روانى اجتماعى دانش آموزان است در حالى كه به گفته كفاش مديركل برنامه ريزى و امور فرهنگى و مشاوره وزارت آموزش و پرورش ۳۲درصد دانش آموزان از نوعى مشكل اجتماعى روانى رنج مى برند.
وى در مورد گستره بحران ناشى از شيوع اين مشكلات مى گويد: اين وضعيت نگران كننده در تمام استانهاى كشور مشهود است.
طبق استانداردهاى موجود، هر ۱۲نفر دانش آموز به يك ساعت مشاوره در هفته نياز دارد اما براى ۱۶ميليون دانش آموز ايرانى تنها ۱۳هزار نيروى مشاور تمام وقت آن هم تنها به اندازه نيمى از مدارس مقطع متوسطه وجوددارد. طبق استانداردهاى داخلى در مدارس متوسطه بايستى براى هر ۲۸۸ دانش آموز يك مشاور اختصاص داده شود ولى حتى در صورت دستيابى كامل به اين آمار نيز وضعيت ايجادشده كاملاً مطلوب نخواهد بود.
كفاش مى گويد: در ابتدايى فرض بر اين است كه معلم خود به تنهايى وظيفه آموزش، پرورش، تربيتى و مشاوره را با هم انجام مى دهد و نقشى همه كاره ايفا مى كند. اما با ورود به مقطع راهنمايى و متوسطه و شروع سن نوجوانى و بحرانهاى مربوط به آن وجود مشاور در مدرسه امرى حتمى و ضرورى است، اين در حالى است كه در حال حاضر تا پيش از مقطع متوسطه اثرى از عنوان مشاوره در مدارس به چشم نمى خورد و تعريفى از آن در چارچوب سازمانى مدارس وجود ندارد.
«حكمتى» معاون مشاوره اين دفتر مى گويد: ريشه بسيارى از رفتارهاى پرخطر و مراحل حساس رشد معطوف به سالهاى نوجوانى است و حضور مشاور در مدرسه براى گذراندن اين دوران امرى ضرورى است.
در حال حاضر نيز گرچه در مدارس متوسطه تعريفى از شغل مشاوره وجود دارد، اما همين نيروى موجود تنها نيمى از مدارس متوسطه را پوشش مى دهند و مدارس ديگر يا از وجود اين نيرو بى بهره اند يا از مشاوران ديگر مدارس استفاده مى كنند و يا به شكلى كمبودهاى خود را از طريق نيروهاى پاره وقت و حق التدريس برطرف مى كنند. «كفاش» مى گويد: براى رفع كمبود نيروى مشاوره حتى در خوش بينانه ترين وضعيت اگر فكر كنيم سالى ۳۰۰نيروى مشاور در اختيار آموزش و پرورش قرار بگيرد نزديك به ۴۰سال طول مى كشد تا ما بتوانيم نياز امروز را تنها در مقطع متوسطه رفع كنيم. به گفته كفاش حتى اگر هم قرار شود اين كمبود به سرعت ظرف چند سال رفع شود دانشگاهها و مراكز تربيت معلم چنين توافقى ندارند كه به سرعت همه نياز آموزش و پرورش را تأمين كنند در حالى كه در ساير نهادها و مراكز نيز به وجود مشاور نياز است. به گفته وى در حال حاضر تنها دو مركز دانشگاهى دولتى و دو دانشگاه آزاد در جهت آموزش مشاوره در سطح كارشناسى ارشد فعاليت مى كنند.
نبود نيروى متخصص مشاوره درمدارس از يكسو و نگنجاندن برنامه مشاوره در ساعات رسمى آموزش و پرورش از سوى ديگر به ضعف عملكرد مشاوره در مدارس دامن زده است.
به گفته كفاش معمولاً جايگاه مشاور ، ساعت مشاوره يا پرداختن به آن در انتهاى چارت برنامه ريزى مدرسه قرار دارد، تا آنجا كه اگر برنامه هاى رسمى و آموزشى مدرسه كه قاعدتاً معطوف به توانمندسازى دانش آموزان در كسب موفقيت در آزمون سراسرى است جايى باقى گذارد، مى توان رد پايى از فعاليت مشاور در مدرسه مشاهده كرد. زيرا در مدرسه معمولاً ساعت خاصى براى مشاوره همانند ديگر دروس در برنامه هفتگى دانش آموزان به شكل مشخصى وجود ندارد. كفاش مى افزايد: «گرچه برنامه كلان مشاوره در آموزش و پرورش تعريف شده اما برنامه ريزى براى اجراى آن با تفويض اختيار به مدارس به مدير واگذار شده است» كه اين برنامه ريزى نيز به نظر مى رسد در ميان ساير فعاليتهاى مدرسه گم مى شود. به عقيده «كفاش» نظام آموزش سنتى در مدارس مانع فعاليتهاى پرورشى و تربيتى است كه حتى با ابلاغيه و بخشنامه قصد اجراى آن وجود داشته است . از سويى در بسيارى از مواقع مشاوران در مدرسه تنها نامى از مدرك مشاوره را به يدك مى كشند بدون اينكه درمدرسه اثرگذار باشند.
«كفاش» در اين خصوص مى گويد: حل مشكلات و مسائل دانش آموزان حتى با افزايش مشاوران و مثلاً دوبرابر شدن آنها حل نمى شود تا زمانى كه جريان مشاوره در مدارس ايجاد نشود . وى با اشاره به اينكه مدرسه اى با دو هزار دانش آموز در كشور سوئد تنها از يك متخصص روانشناس بهره مى برد، مى گويد: كمبود مشاور حتى در كشورهاى ديگر هم وجود دارد اما آنها توانسته اند با راه اندازى جريان مشاوره تا حد زيادى از پس مسائل و مشكلات برآيند، او با بيان اينكه بسيارى از معضلات با آموزش معلمان و خانواده ها و كمك گيرى از آنها قابل حل است، مى گويد: تجربه نشان داده در مدارسى كه مشاور خواسته به تنهايى و موردى مسأله اى را حل كند موفق نبوده اما آنجا كه جريان سازى كرده است توانسته از مشكلات احتمالى پيشگيرى كند.
كفاش اضافه مى كند: «ما اعتقاد داريم اگر يك مشاور بتواند معلمان وخانواده ها را در جهت انجام رفتار مناسب با دانش آموزان توجيه كند خودش بزرگترين دستاورد مشاوره در مدرسه است ، گرچه اين دستاوردى است كه به گفته او ابلاغيه و بخشنامه تنها ضامن اجراى آن نيست.
وى در همين ارتباط به اجراى طرح پيشگيرى از آسيبهاى اجتماعى با هدف گيرى آموزش سه گروه اشاره مى كند و مى گويد: «با همكارى معاونت اجتماعى وزارت كشور آموزش اولياى دانش آموزان و معلمان در شش استان كشور براساس فراوانى آسيبهاى اجتماعى و به تفكيك هراستان شروع و براى هرگروه نيز جزوه هاى آموزشى خاصى تهيه شده است .» كفاش «همچنين به آموزش حقوق به نوجوانان و آموزش مهارتهاى زندگى تحت عنوان دروس اختيارى مقطع متوسطه، اجراى طرح خودباورى و توانمندسازى دختران به شكل آزمايش اشاره و آن را گامى براى حل مشكلات و مسائل موجود عنوان مى كند.
كفاش همچنين از اجراى طرح هميار مشاور و استفاده از دانش آموزان براى تقويت شبكه ارتباطى و حمايتى درون مدرسه اشاره مى كند و معتقد است اين طرح در كاهش مسائل و پيشگيرى از رفتارهاى خطرآفرين بسيار مؤثر بوده است .
به نظر مى رسد با اين رويكرد به مشاوره در مدارس نه تنها نمى توان به كاهش سوءرفتار دانش آموزان اميدوار بود، بلكه از مشاوره تعريفى خلاف واقع در اذهان دانش آموزان ايجاد خواهيم ساخت.
تجربه نشان داده است تا موضوعى در نظام آموزشى از حاشيه به متن نيايد نمى تواند اثرگذار باشد. نقش امروز مشاوره در مدارس دقيقاً برهمين موضوع دلالت دارد.