يكشنبه ۲۷ دى ۱۳۸۳ - ۵ ذيحجه ۱۴۲۵
Sun, Jan 16, 2005
ويژه ۱
۳۰۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
روزهاى آخر ديماه
باز هم اين فصل امتحانات
• ويژه نامه « ايران جوان » اين هفته
را درصفحات ويژه بخوانيد.
198234.jpg
اميد حق رضايى

باز هم اواخر ديماه و روزهاى آخر ترم تحصيلى باز هم دنبال جزوه و سؤالات امتحانى ترم قبل.
باز هم صف اتاق جزوه و سؤالات امتحانى ترم قبل.
باز هم صف اتاق فتوكپى. باز هم در به در كتاب و مقاله و تحقيق و بالاخره باز هم فصل امتحانات و دلهره و نگرانى افتادن درس و گاهى هم مشروط شدن.
البته بعضى ها مى گويند نگرانى فقط براى دانشجويانى است كه در طول ترم كاملاً بى خيال بوده اند و تا توانسته اند غيبت كرده اند و سر كلاس هم اگر مى آمدند يا SMS مى زدند و يا چرت. اما به نظر واقعيت چيز ديگرى مى گويد.
واقعيتى كه بيانگر رفتار متفاوت اكثر دانشجويان در شب و روزهاى ايام امتحانات است. رفتارهايى همراه با پرخاشگرى، نگرانى و عصبى بودن اين رفتار در مورد بچه درسخوان ها هم مشهود است و حتى آنهايى كه به قول معروف خر مى زنند. حتى در مورد دانشجويانى كه يك جلسه هم غيبت نداشته اند و هميشه رديف جلو مى نشستند و صحبت هاى استاد را ضبط مى كنند و بعد آن را پياده مى كنند و در دفترى با چند رنگ خودكار مى نويسند و صاحب يك جزوه اساسى مى شوند، اينها هم از امتحان مى ترسند.
على دانشجوى رشته الكترونيك دانشگاه آزاد مى گويد: حضور در جلسه امتحان حس عجيبى دارد، چيزى شبيه ترس است اما نمى شود اسمش را ترس گذاشت. على مى گويد: شايد يك جور نگرانى باشد. نگرانى از اينكه مبادا آن درس را بيفتيم. چرا كه يك ترم ديگر بايد سر همان كلاس بنشينى، على كه ترم پنجم را پشت سر مى گذراند مى گويد البته در مورد همه درس ها چنين حالتى وجود ندارد، اين نگرانى بيشتر در مورد درسهاى حساسى كه پيش نياز هستند وجود دارد و درسهايى كه استادش خيلى خوب نمره نمى دهد. او كه خودش يكبار درس «رياضى دو» را افتاده مى گويد: افتادن « رياضى دو» باعث شد از بعضى همدوره ها عقب بيفتم كه اين موضوع بسيار اذيت كننده است.

كارى طاقت فرسا
حميد دانشجوى رشته عمران دانشگاه خواجه نصير در خصوص نگرانى ها و دغدغه هاى روزهاى امتحان نظر جالب توجهى دارد. او مى گويد: اگر دانشجويى از ابتداى ترم مرتب كلاسها را دنبال كند با آرامش خاطر بيشترى مى تواند سر جلسات حضور داشته باشد اما همين دانشجويان پيگير و دقيق هم در روزهاى امتحان نگران هستند. حميد تصور مى كند علت اين رفتار به دليل حجم بالاى دروسى است كه مى بايست در مدت كوتاهى آنها را امتحان بدهند.
حميد مى گويد: اينكه مثلاً هفت درس را مى بايست در مدت ۱۰ روز امتحان داد كار بسيار سختى است. درسهايى كه در طول ۴ ماه تدريس شده و مجموعه آنها حجم بسيار زيادى از اطلاعات است.

راه چاره اى مناسب
فرشاد همدوره حميد با نظر او موافق است و مى گويد گاهى اوقات مجبور هستيم ۲۰۰ صفحه جزوه را شب امتحان دوره كنيم و اين كار سختى است. فرشاد معتقد است يكى از بهترين راهكارهايى كه بعضى از اساتيد آن را اجرا مى كنند برگزارى امتحانات ميان دوره و امتحانات كلاسى است.
او مى گويد با اجراى امتحان ميان دوره قسمتى از كتاب يا جزوه براى امتحان پايان ترم حذف مى شود و از طرف ديگر نمره امتحان ميان دوره تكليف دانشجو را تا حدودى مشخص مى كند و متوجه مى شود چقدر مى بايست براى آن درس انرژى صرف كند. فرشاد مى گويد تكرار امتحانات كلاسى هم باعث مى شود دانشجو دائماً مباحث را تكرار كند و آنها را فراموش كند.

اگر اساتيد بخواهند
شيرين دانشجوى رشته شيمى دانشگاه اميركبير هم مثل فرشاد فكر مى كند. او مى گويد: بعضى از دروس حفظ كردنشان بسيار سخت است و اگر حجم آن دروس زياد باشد جمع كردنشان براى شب امتحان كار بسيار سختى است. شيرين هم معتقد است بهترين شماره براى اينكه دانشجو بتواند نتيجه بهترى از امتحان و درس ها بگيرد برگزارى امتحانات بين ترم و امتحانات كلاسى است. اما اكرم با اين نظر مخالف است و مى گويد دانشگاه مگر دبيرستان است كه استاد هر هفته امتحان بگيرد و از همه سؤال بپرسد.
اكرم معتقد است دانشجو بنابه اسمى كه دارد وظيفه اش مشخص است و خودش بايد دنبال درس و دانش باشد و آخر ترم هم آماده امتحان باشد. حال اگر دانشجويى نتيجه خوبى نمى گيرد اين به آن معناست كه به وظيفه اش عمل نكرده است و سراغ مسائل و موضوعات غير از درس و دانشگاه رفته است.

ديدگاه استادانه
شيخى استاد زبان تخصصى يكى از دانشگاه هاى تهران كه به برگزارى جلسات امتحان به صورت معمول و رايج معتقد نيست مى گويد استاد مى بايست توانمندى و جاذبه داشته باشد. او كه بيش از ده سال است كه تدريس مى كند مى گويد من هيچ وقت در كلاس هايم حضور و غياب نكرده ام اما به گونه اى تدريس مى كنم كه دانشجو خودش را ملزم به حضور در كلاس مى داند و از طرف ديگر سعى مى كنم طورى رفتار كنم و به مباحثى مى پردازم كه براى دانشجويان جذاب و مورد توجه باشد.
شيخى مى گويد حسن اين رفتار اين است كه دانشجويان پيگير مسائل و موضوعات كلاسى هستند و از طرف ديگر وقتى اجبارى در كار نباشد و از روى ميل و علاقه به كلاس بيايند بالطبع نتيجه مطلوب گرفته مى شود. شيخى مى گويد: شخصاً علاقه اى به برگزارى امتحان ندارم چرا كه معمولاً دانشجويان آنچه را كه بايد سر كلاس فرا مى گيرند و به همين دليل امتحانات را هم كه برگزار مى كنم معمولاً معدل نمرات كل دانشجويان بالاى ۱۸ بوده است.
شيخى درخصوص گرانى هاى موجود در ايام امتحانات به نقاط ضعف بعضى از اساتيد اشاره مى كند و مى گويد: اينكه استادى نتوانسته دانشجو را جذب كند و به زور حضور و غياب و نمره مى خواهد وضعيت خودش را تثبيت كند يك فاجعه در وضعيت آموزشى است.

ترفندهايى كه جواب مى دهند
على كاغذ كوچكى كه روى آنها چيزهايى بسيار ريز نوشته شده اند كنار دستش قرار دادند و هنوز هم چيزهايى مى نويسد: منوچهر سال آخر رشته پژوهشگرى دانشگاه علامه طباطبايى است. منوچهر كه كارش براى فارغ التحصيلى به ترم يازدهم كشيده مى گويد هيچ وقت حال و حوصله امتحان را نداشته ام. البته براى درس خواندن وقت هم نداشته ام.
منوچهر كه ايام امتحانات خيلى نگرانش نمى كرده راه و روش خودش را براى پاس كردن دروس داشته است. تقلب يكى از آنها بوده كه معمولاً هم موفقيت  آميز بوده است هرچند كه گاهى وقت ها هم دم به تله داده است. منوچهر مى گويد بهترين راه براى پاس كردن شايد هم مقدماتى ترين راه برداشتن درس با استادهايى است كه خيلى اذيت نمى كنند و اگر وضعيت درسى خيلى هم خراب باشد حداقل ۱۰ مى دهند تا پاس شود.
منوچهر در اين سالها تجربيات فراوانى كسب كرده است. او مى گويد يكى ديگر از راه هاى پاس كردن دروس نوع رابطه اى است كه با بعضى از اساتيد مى توان برقرار نمود.
او مى گويد رفاقت و دوستى با بعضى از استادها خيلى خوب جواب مى دهد چون معمولاً به خاطر شخصيتى كه دارند در رودربايستى قرار مى گيرند و به آدم نمره مى دهند!

استادهايى كه هيچ كارشان نمى توان كرد؟
منصور دانشجوى رشته دامپزشكى است. او معتقد است موضوع امتحان يك رابطه متقابل بين استاد و دانشجو است. منصور مى گويد دانشجو مى بايست درس بخواند و بايد هم خوب بخواند. اما از آنطرف هم استاد مى بايست نگاهى معقول و منطقى به موضوع امتحان داشته باشد. او مى گويد: اينكه گاهى اوقات مى بينيم بعضى از اساتيد داشتن كل نمره زير ۱۰ برايشان كلاس است و ارزش را نمى دانم چطور مى توان توضيح داد و توصيه كرد. يا اينكه يك استاد تمام جزوه را تبديل به سؤال كرده است كار غيرقابل توجيهى است.
منصور در ادامه به صفاتى چون عقده اى يا بى معرفت اشاره مى كند كه دانشجويان به بعضى از اساتيد نسبت مى دهند اشاره مى كند و مى گويد: متأسفانه در جريان برگزارى امتحانات ديدن بعضى برگه هاى امتحانى و مدل برگزار نمودن امتحان به شدت اذيت كننده است و اينطور مى شود كه آن استاد هيچ وقت نمى تواند محبوب شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |