يكشنبه ۲۷ دى ۱۳۸۳ - ۵ ذيحجه ۱۴۲۵
Sun, Jan 16, 2005
ويژه ۳
۳۰۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
هفت سنگ
راههايى براى عصبانى نشدن
اسم تو هر اسمى كه هست
سيمين Simin

اگر در زندگى سيمين يك موضوع وجود داشته باشد كه هميشه بر افكار و رفتارش سايه بيفكند، تنها ممكن است احساسات قوى او باشد. سيمين به شدت نسبت به مسائل اطرافش حساس است و واكنش هاى او نسبت به وقايع خارجى به دليل همين حساسيت معمولاً شديدتر از ديگران است. البته اين مسأله دليل ديگرى هم دارد. سيمين طبيعتاً آرمان گرا و كمال طلب است. ذهن خلاق و تصويرگر او به محض برخورد با موضوعى شروع به فعاليت مى كند تا او را در مسيرى كه منتهى به يك هدف آرمانى است هدايت كند. متأسفانه در بسيارى از موارد به دليل توقعات بسيار بالايى كه سيمين از خود و نيز اطرافيانش دارد، على رغم تلاش هاى فراوانى كه مى كند نمى تواند به آرمان هاى ذهنى اش برسد. اما جاى هيچگونه نگرانى وجود ندارد. سيمين آنقدر پشتكار دارد كه تلاش هايش را همچنان ادامه دهد و نااميد نشود.
فكر مى كنيد در يك دنياى آرمانى آدم ها چگونه ارتباطى با يكديگر دارند؟ جواب هاى متفاوتى وجود دارد ولى نظر سيمين اين است كه آدم ها بايد به يكديگر كمك كنند. طبيعى است با چنين ديدگاهى او هميشه اولين نفرى است كه براى كمك به ديگران پيشقدم مى شود تا نيازهاى آنها را برطرف كند. حتى در بسيارى موارد سيمين به دليل حساسيت شخصى اش، مواردى را درك مى كند كه براى ديگران ملموس نيست. از اين جهت مى توان گفت سيمين بسيار تأثيرپذير است و به همين دليل مشكلات ريز و پنهان ديگران را به راحتى كشف مى كند و البته براى رفع آنها نيز تلاش مى كند.
سيمين در عين حال كه شخصاً بسيار حساس است، اما نمى تواند اين حساسيت هايش را ابراز كند. براى او بيان احساسات درونى و عمق افكارى كه ذهنش را مشغول كرده آنچنان دشوار است كه ديگران تصور مى كنند شناخت او بسيار كار مشكلى است و اين عدم شناخت در مواردى مى تواند باعث بروز سوءتفاهم در روابط سيمين با ديگران شود. در مجموع سيمين از آن دسته افرادى است كه به ندرت توسط ديگران درك مى شود و اين يكى از گلايه هاى دائمى اوست.
و اما نكته آخر: با وجود تمام مسائلى كه ممكن است سيمين با آنها درگير باشد يك نكته هست كه شما بايد به آن توجه كنيد. بهتر است بدانيد توصيه و پند و اندرزهاى شما كاملاً بى فايده خواهد بود. سيمين معمولاً آنقدر حواسش معطوف به خودش هست كه توصيه هاى ديگران را سرسرى گرفته و فراموش كند. براى او تنها يك راه شناخت وجود دارد و آن هم تجربه شخصى است. دليل ديگرى كه نبايد سيمين را نصيحت كنيد اين است كه احساساتش به راحتى جريحه دار شده و از دست شما خواهد رنجيد. مسلماً شما هم كه دوست نداريد همچنين اتفاقى بيفتد؟ به خصوص وقتى كه هيچ نتيجه مثبت ديگرى هم بدست نيايد...!
هفت سنگ
مردان شجاع
198216.jpg
پس از موفقيت  بى نظير بازى هاى جنگى كه اغلب آنها مربوط به دوره جنگ  جهانى دوم بودند، توليدكنندگان بازى هاى كامپيوترى به اين فكر افتاده اند كه جايگزينى براى اين بازى هاى كه بازار آنها تقريباً به حد اشباع رسيده است پيدا كنند و در اين ميان به نظر مى رسد جنگ ويتنام گزينه خوبى بوده است.
مسلماً اين سؤال پيش خواهد آمد كه جنگ ويتنام با تمام مسائلى كه حواشى آن وجود داشته است و هرگز هم نتيجه قطعى درباره اين درگيرى هاى لفظى به دست نيامده، چگونه مى تواند به يك بازى جذاب تبديل شود. اما به نظر مى رسد مردان شجاع از اين لحاظ توانسته به موفقيت دست پيدا كند. به لحاظ داستانى، مردان شجاع توانسته يك نگرش كاملاً خنثى نسبت به اصل موضوع جنگ ارائه دهد. يعنى درواقع شخصيت اصلى بازى هيچ تمايلى به جنگ ندارد. اما به لحاظ شرايط و موقعيت خاصى كه دارد در اين وضعيت گير افتاده است.
در مجموع اين بازى نيز مثل ديگر بازى هاى كامپيوترى داراى نقاط ضعفى مى باشد. اما مسلماً وقتى به انتهاى مطلب امروز برسيم، خود شما قضاوت خواهيد كرد كه نقاط قوت مردان شجاع بسيار بيشتر از نقاط ضعف آن است.
يكى از نقاط قوت مردان شجاع محيط بازى است كه تقريباً شما را مسحور خود خواهد كرد. در اغلب قسمت ها شما در يك جنگل با شكوه بازى مى كنيد كه محيطى بسيار نزديك به واقعيت است. جنگل هاى تاريك و بيشه زارهايى به ارتفاع كمر انسان ها كه در نسيم ملايمى كه هميشه مى وزد از اين سو به آن سو تاب مى خورند به لحاظ زيبايى جلوه خاصى دارند و البته وقتى متوجه شويد مكان خوبى براى پنهان شدن دشمنان هستند، هيجان حضور در چنين مكان هايى نيز دوچندان خواهد شد. جلوه هاى تصويرى ارائه شده در طول بازى در نوع خود كاملاً بى نظير و واقعى هستند. به عنوان مثال انفجارهايى كه اتفاق مى افتد همراه با آتش و دود فراوان و پراكنده شدن مواد به اطراف است كه همگى با ظرافت خاصى طراحى شده اند. عموماً در طول بازى صحنه هايى وجود دارند كه شما را به لحاظ شباهت شان با واقعيت متعجب خواهند كرد و به دقت نظر طراحان آنها آفرين خواهيد گفت.
متأسفانه با اين دقت فوق العاده در طراحى محيط و جلوه هاى تصويرى، حركت شخصيت هاى بازى يكى از نقاط ضعف مردان شجاع به حساب مى آيد. اگرچه جزئيات ظاهر شخصيت هاى بازى بى عيب و نقص است، ولى حركت هاى آنها به هيچ وجه نرمى و پيوستگى كه از چنين بازى انتظار مى رود را نشان نمى دهد. حركت شخصيت ها در طول بازى  شما را به ياد حركت روبات ها مى اندازد و پرش هايى كه هنگام راه رفتن آنها صورت مى گيرد به هيچ وجه نشان دهنده يك حركت پيوسته راه رفتن نيست.
اما از نكات برجسته مردان شجاع مى توان به صداى بازى و ديالوگ هاى آن اشاره كرد كه در طول بازى به خوبى و بطور متناسب توليد مى شوند. صداى شليك اسلحه ها و انفجارها فضايى از ترس و وحشت صحنه هاى واقعى جنگ را براى شما تداعى خواهد كرد. در ديالوگ ها لهجه ويتنامى افراد به خوبى گنجانده شده است. مثلاً زمانى كه فردى از شدت درد ناله مى كند و يا زمانى كه دشمن با خشم تمام فرياد مى كشد و به سوى شما حمله ور مى شود، صداها چنان واقعى هستند كه شرايطى كاملاً واقعى را براى شما ايجاد مى كنند.
اما براى انجام اين بازى شما نياز به يك سيستم پنيتوم IV با سرعت حداقل ۱‎/۳ گيگاهرتز با ۲۵۶ مگابايت حافظه و يك كارت گرافيكى ۶۴ مگابايتى سازگار با برنامه DirectX نسخه ۹‎/۰ خواهيد داشت.
در مجموع مردان شجاع يك بازى جنگى سرگرم كننده است كه با جذابيت هاى تصويرى و صداى فوق العاده يك انتخاب خوب در ميان بازى هاى كامپيوترى است و بطور قطع شما را مدتى طولانى به خود مشغول خواهد كرد.
راههايى براى عصبانى نشدن
جان مادرت
يه كمى يواشتر
198213.jpg
اين روزها با شرايط نه چندان راحت زندگى در دنياما و مشكلاتى كه وجود دارد، اكثر مردم خيلى زود عصبانى مى شوند و به قول معروف از كوره در مى روند. اينكه عصبانى شدن به خودى خود مضر است، امرى است كه همه به آن واقفند و مى دانند كه علاوه بر اينكه روابط فردى را دچار مشكل مى كند، اثرات منفى بسيار زيادى نيز بر سلامت افراد مى گذارد.
همه ما گاهى اوقات عصبانى مى شويم، داد و فرياد مى كنيم، و حتى در شرايط بسيار بد ممكن است رفتارهاى بدترى نيز نشان دهيم. اما اگر اين اتفاق اغلب تكرار شود، نشان دهنده اين است كه شما بيش از حد معمول عصبى و حساس هستيد و اين موضوعى است كه شايد با ياد گرفتن مديريت خشم بتوان آن را كنترل و تعديل كرد.
اينطور نيست!
متأسفانه قضاوت كردن درباره ديگران بخشى از فرهنگ و عادات همه شده است و به خصوص وقتى درباره ديگران و عصبانى شدن شان قضاوت مى كنيم، اين ويژگى را معمولاً به شخصيت، اخلاق و تربيت خانوادگى آنها ربط مى دهيم. اما اگر كمى به خودمان دقت كنيم، متوجه مى شويم كه اين رفتار يك رفتار كاملاً اكتسابى است و همانگونه كه همه ما به نوعى عصبانى شدن را يادگرفته ايم، مى توانيم عصبانى نشدن را نيز بياموزيم. مسلماً در اين راه كسانى موفق خواهند شد كه بر عليه عصبانيت شان دست به كار شوند تا سلامت فيزيكى و روانى بيشترى داشته باشند.
اين يا آن؟
اگر از ده فرد مختلف بپرسيد كه چه چيزى آنها را خيلى عصبانى مى كند، بدون شك جواب هاى كاملاً متفاوتى به شما خواهند داد. براى بعضى افراد عصبانيت بيشتر به موقعيت ها بستگى دارد: وقتى در ترافيك هستند، وقتى بايد در صف منتظر بمانند، وقتى كسى صحبت آنها را قطع مى كند و دلايل مختلف ديگر. در موارد ديگر اشتباهات و بى توجهى هاى ديگران باعث عصبانيت افراد مى شود. سميه هرگز نمى تواند دوستانى كه روز تولدش را فراموش مى كنند ببخشد. او آنقدر از دست آنها عصبانى مى شود كه همه دوستانش اين موضوع را مى دانند و سعى مى كنند هيچوقت روز تولدش را از ياد نبرند!!! در موارد ديگر نيز رك بودن و صراحت افراد براى كسانى كه طاقت شنيدن واقعيت ها را ندارند مى تواند عاملى براى عصبانيت باشد. انتقاد كردن، برشمردن مشكلات و يا تهديد كردن در اين موارد زمينه ساز عصبانى شدن افراد مى شود. بنابراين مى بينيد كه عوامل بسيار متفاوتى وجود دارد كه افراد مختلف را عصبانى مى كند. آيا شما مى دانيد كدام يك از اين عوامل منجر به عصبانيت شما مى شود؟ اولين قدم در راه كنترل عصبانيت اين است كه كاملاً بدانيم چه عواملى ما را عصبانى مى كنند.
خودتان، نه ديگران!
وقتى متوجه شديم چه عواملى باعث عصبانيت ما مى شوند، نوبت آن است كه به دلايل آن بپردازيم. مثلاً فرهاد مى گويد: «من هر وقت در ترافيك معطل بمانم به شدت عصبى و ناراحت مى شوم. چون دوست ندارم هر روز دير به محل كارم برسم و مورد بازخواست رئيس بداخلاقم قرار بگيرم!» اما نكته اى كه فرهاد به آن توجه نمى كند اين است كه در واقع عامل اصلى عصبانيت او ترافيك نيست. بلكه رفتار رئيس اوست. نتيجه اى كه از اين صحبت به دست مى آيد چيست؟ در تعديل عصبانيت و پرداختن به مسائل موجود در روابط بين فردى هميشه يك نكته مهم وجود دارد. عكس العمل هايى كه ديگران در مقابل رفتارهاى ما نشان مى دهند كاملاً از كنترل ما خارج است. بنابراين تنها سلاحى كه در دست ما وجود دارد كنترل كردن رفتارهاى خودمان است. اگر فرهاد هر روز صبح كمى زودتر از منزل خارج شود، هم به ترافيك سنگين صبحگاهى نمى خورد، هم با آرامش كامل به محل كارش مى رسد و هم مورد بازخواست رئيسش قرار نمى گيرد. در چنين شرايطى فكر نمى كنيد كه در طول روز نيز فرهاد با آسايش خيال بيشترى مى تواند به كارهايش بپردازد؟ مسلماً جواب شما مثبت است. بدين ترتيب يك روش خوب براى كنترل عصبانيت از بين بردن عامل واقعى آن است كه شايد در اغلب موارد خيلى هم سخت و مشكل نباشد.
فقط يك بازى
بهتر است واقع گرا باشيم. اگر هر يك از ما نيم نگاهى به گذشته بيندازيم، بدون شك اقرار خواهيم كرد در شرايطى كه آرامش مان را حفظ كرده ايم، به مراتب بهتر از زمان عصبانيت توانسته ايم مشكلات را حل كنيم و به توافق برسيم. اينطور نيست؟ بنابراين فارغ از شرايطى كه در آن قرار مى گيريم، بهتر است هميشه به ياد داشته باشيم كه موضوع فقط يك بازى است كه با تفكر و آرامش و اعتماد به نفس برنده آن خواهيم بود. بهتر است خيلى هم سخت گير نباشيم. شرايط فراوانى وجود دارند كه نتايج مورد انتظار ما فرق بزرگى در زندگى مان ايجاد نمى كنند. نمونه بارز آن همان سميه خانم قبل است. واقعاً فراموش كردن روز تولد او و تبريك گفتن به او تفاوت بزرگى در زندگى او ايجاد مى كند؟ پس بهتر است قبل از اينكه شروع به داد و فرياد كنيم و تا حد جنون عصبانى شويم فكر كنيم: آيا نتيجه اى از اين كار عايد خواهد شد؟ و آيا آن نتيجه حتى اگر اتفاق بيفتد تفاوت چندانى براى ما ايجاد خواهد كرد؟ اگر جواب منفى است كه خوب بهتر است بى خيال موضوع شويم... اينطورى براى همه بهتر است!
اگر نگوييم
ميترا و ساسان كه هنوز هشت ماه بيشتر از زمان ازدواج شان نگذشته است بزرگترين دعواى ممكن را بر سر شام ديشب با هم انجام دادند. شام كمى بى  مزه بود، چون ميترا خانم فراموش كرده بودند نمك در آن بريزند. آقا ساسان هم كه تا به حال هميشه از دست پخت همسر عزيزشان تعريف و تمجيد كرده بودند بطور غيرمنتظره عصبانى شده و داد و فرياد راه انداختند. ميترا فكر مى كند واقعاً چرا ساسان تا اين اندازه بى ملاحظه است؟ مگر نمك غذا چقدر اهميت دارد؟
در روابط بين فردى مشكلات و عصبانيت ها معمولاً نوع خاصى دارند. اين مسائل اغلب مربوط به بى توجهى ها و رفتارهايى است كه نه بطور عمدى، بلكه كاملاً از روى عدم آگاهى توسط ديگران انجام مى شود و ما را مى آزارد. سكوت طولانى مدت در برابر اين رفتارها باعث مى شود آستانه تحمل فرد پايين بيايد و در برابر يك اشتباه كوچك و كاملاً بى اهميت صبر فرد لبريز شده و فوران مى كند. آنچه در مورد ساسان و ميترا گفته نشد اين است كه خواهر ميترا خانم مدت يك ماه است دچار مشكلى شده و هر روز و هر شب از مسائل مربوط به آن با خواهرش صحبت مى كند. هر شب وقتى ساسان به خانه مى آيد ميترا مشغول صحبت با خواهرش پاى تلفن است و محل چندانى به شوهرش نمى گذارد. حالا مى توان فهميد كه دعواى ديشب بخاطر رفتار نادرست ميترا در طول ماه گذشته بوده و نمك غذا به اين موضوع دامن زده است. البته در اين مورد كه ميترا بى توجهى از خود نشان داده ترديدى وجود ندارد. اما اگر فرهاد اين موضوع را خيلى زودتر با او در ميان گذاشته بود و ميترا را متوجه آزردگى خودش از تلفن هاى بى پايان او مى كرد، باز هم فكر مى كنيد دعواى ديشب اتفاق مى افتاد؟
كمى فرصت
اما چند نكته ديگر نيز در اين زمينه وجود دارد كه همه با آن آشنا هستند و نيازى به گفتن نيست كه صبر و تحمل و انعطاف پذيرى بسيار در كنترل عصبانيت مفيد هستند. علاوه بر آن وقتى ناراحتى خاصى از مسائل و مشكلات اطراف وجود دارد، احتمال عصبانيت افراد از مسائل جزئى و بى اهميت بيشتر مى شود. بنابراين سعى كنيد در وهله اول كمى به خودتان استراحت فيزيكى و ذهنى بدهيد تا بتوانيد با يك ديد باز و بدون تأثيرات منفى عوامل ديگر رفتار درستى در شرايطى كه احتمال عصبانيت وجود دارد داشته باشيد. به علاوه اگر زمان بيشترى براى انجام كارها به خودمان بدهيم بدون شك از ميزان تنش هاى ذهنى مان كاسته خواهد شد و آرامش بيشترى به دست خواهيم آورد. همچنين اگر خودتان را يك لحظه به جاى طرف مقابل بگذاريم و سعى كنيم شرايط او را درك كنيم، شايد واقعاً از عصبانيتى كه احتمال بروزش وجود دارد شرمنده شويم. ديگران ممكن است مشكلات بسيار بزرگترى از ما داشته باشند و همه ما آنقدر فهميده و باملاحظه هستيم كه شرايط ديگران را درك كنيم. در اينصورت مى توانيم مطمئن باشيم آنها هم در شرايط سخت و دشوار وضعيت ما را درك كرده و تحمل بيشترى از خودشان نشان خواهند داد.
يخچال فرنگى
يك لطيفه با هوشانه
اين جديد ترين لطيفه از مجموعه لطيفه هاى سگى است كه در نخستين روزهاى سال ۲۰۰۵ روى سايت هاى مربوط آمده است. اين لطيفه را به همه طرفداران اين گونه لطيفه ها تقديم مى كنيم.
در فرانسه دوتا موسيو داشتند درباره مراتب ذكاوتمندى سگهاى خود خالى مى بستند.
اولى گفت:
-  سگ من اونقدر باهوشه كه وقتى بر مى گرده خونه، خودش زنگ مى زنه.
دومى گفت:
-  به، سگ من با هوش تر از اونه كه به زنگ زدن احتياج داشته باش، خودش دسته كليد داره.
( اگر بى مزه بود تقصير ما نيست، اين فرانسوى ها خيلى بى مزه اند.)
يك لطيفه گربه انه
اما از آنجايى كه رعايت مساوات در ستون يخچال فرنگى از مهم ترين اصول مورد نظر گردانندگان آن است، فلذا لطيفه اى نيز تقديم گربه دوستان مهربان مى شود. در شهركى، مردى وارد تنها داروخانه محل شد و گفت:
-  آقاى دكتر، به دادم برس، مردم از بيخوابى، چند شبه كه مژه بهم نذاشتم... همچى كه گربه قدم بذاره توى اتاق از صداى پاش از خواب مى پرم!
دكتر يه بسته گرد سفيد به او داد: (فكر بد نكنيد!)
بيا جانم! اين علاج دردته.
-  پيش از خواب بخورم؟
- نه خير، شما نبايد بخورين، بريزين توى يه نعلبكى شير، بدين گربه هه بخوره.
يك لطيفه تفاخرانه
جناب گنجى ور هيچ فرصتى را براى تفاخر و پزدادن از دست نمى داد. از آنها بود كه خلاصه كلام بهشان مى گويند «پزى» مخصوصاً وقتى در زمينه هاى مردى و مردانگى و همسردارى و اين جور چيزها داد سخن مى داد.
يك روز بار رفيقش آقاى سعيدى نشسته بودند و روزنامه مى خواندند. يكدفعه آقاى گنجى ور روزنامه را گذاشت زمين و گفت:
ـ مى بينى چه چيز عجيبى نوشته؟ نوشته دانشمندان بعد از تحقيقات مفصل نتيجه گرفته اند كه مرد هرچى بيشتر مورد توجه زن باشد، گوش هاش سنگين تر و سنگين تر مى شه.
آقاى سعيدى گفت:
ـ  آره خيلى جالبه
ـ  چى گفتى؟
ـ گفتم چيز جالب و عجيبى يه!
ـ بلند تر بگو! نشنفتم
يك لطيفه مدافعانه
اسلحه فروش به زن گفت:
-  اين هفت تير كوچولو رو براى دفاع مى خواين؟
زن جواب داد:
-  نه، براى دفاع يك وكيل خوب مى گيرم.
(باور كنيد در اصل لطيفه هم زن بود و ما تغييرى در آن نداديم.)
198237.jpg
يك لطيفه كنسرتانه
در تالار وحدت، شب كنسرت اركستر فيلارمونيك، فخرى خانم به پروانه جون گفت:
-  به، حالا كجاشو شنيدى؟! صبر كن اركستر شروع كنه تا از سر تا ته قضيه رو برات بگم.
يك لطيفه بازيگرانه
خانم پ.ر بازيگر نامدار معاصر، از شم صرفه جويى فوق العاده اى برخوردار است و برخلاف بسيارى از هنرمندان از ولخرجى خوشش نمى آيد.
مى گويند روزى در يكى از رستورانهاى گرانقيمت، به همراهان خود گفت:
-  هر كارى مى كنم ناشناس بمونم نمى شه. چى كار كنم كه كسى نشناسدم؟
يك نفر گفت:
-  پول ميز رو حساب كن!
يك لطيفه مفلوكانه
واقعاً كه آدم هر چى فكر مى كند مى بيند كه مرد اساساً موجود مفلوكى است كه در هيچ دوره  اى از زندگى به حساب نمى آيد. مى گوييد نه، بفرماييد:
وقتى به دنيا مى آيد مى گويند:
-  حال مادرش چطوره؟
وقتى ازدواج مى كند، مى پرسند:
-  چه جور زنى گرفته؟
و وقتى مى ميرد بلا فاصله مى پرسند:
-  چيزى واسه زنش به جا گذاشته؟
يك لطيفه گل كارانه
آذين خانوم عاشق گلكارى و باغبانى بود. البته در چنان خانه ويلايى كه ايشان و همسرشان داشتند هر كس ديگرى هم چنين عشقى پيدا مى كرد.
يك روز يكى از دوستانش از او پرسيد، باغبونى خسته ات نمى كند؟
ـ نه، ابداً. مى خواين به شما هم ياد بدم؟ يه شلوار جين آبى گلدار مى پوشين، با يه بلوز آستين بلند گشاد. اگر كتونى باشه بهتره. با سر پايى چوبى يا كفش راحتى. يه كلاه حصيرى هم بزارين ... بعد يه قيچى باغبونى مى گيرين دست راستتون، و يه ليوان آب پر تقال هم به دست چپ و دراز مى كشين روى يه صندلى راحتى و به شوهرتون دستور مى دين كه كجا هاگل بكاره و كدوم شاخه هارو بزنه.
يك لطيفه دلجويانه
اين جمله را هم محض دلجويى از خانم ها مى آوريم كه فكر نكنند ما خداى نكرده ضديتى با جماعت نسوان داريم. بزرگى به خانم ها توصيه مى كند:
«قدر دوران شيرين نامزدى را بدانيد. مرد در اين دوره اگر ولش كنيد تمام روز را از قلب خود با شما سخن مى گويد. اما به ازدواج كه برسيد، از كبد و معده اش داد سخن خواهد داد. »
يك لطيفه اشتباهانه
در يكى از كافه هاى نيويورك، باربارا نفس زنان رسيد و نشست سر ميز مريلين و بعد از چند لحظه كه حالش جا آمد، گفت:« اگه بدونى چه بلايى سرم اومد! توى خيابون بيست و نهم با دوتا سياه گردن كلفت سينه به سينه شدم. يه نيگاهى بهم كردن كه زهره ام اب شد. قيافه عجيبى داشتند. چشماشون رو خون گرفته بود.
عين گوريل بودن فكر كردم ممكنه بپرن سرم و خام خام بخورنم. اين بود كه شروع كردم به دويدن، حالا ندو كى بدو...»
مريلين پريد وسط حرف: «خب، بالاخره گرفتى شون؟»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |