پرويز زاهدى
تا پايان روز هفدهم رقابتهاى قهرمانى باشگاه هاى ايران، اين نكات به حكم بازيهايى انجام شده درليگ برتر وجدول رده بندى كاملاً بارز و آشكار ومحسوس است.
اين كه فولاد خوزستان ، تيمى كه درتمام ادوار و فصول فوتبال حرفه اى از مدعيان تراز اول بوده وتن تمامى قدرتهاى قرمز و سبز و آبى را لرزانيده است، اينك با قاطعيت تمام بر صدر جدول تكيه زده وبا اطمينان واعتماد به نفس كافى دم از قهرمانى جام چهارم مى زند. ذوب آهن كه دو سال پيش جام حذفى ايران را برد و درطول شش هفت سال اخير چند بار لقب بهترين تيم شهرستانى را با خود يدك مى كشيد، حالا از پس فولاد به سوى مقصد قهرمانى مى دود.
پرسپوليس واستقلال تهران كه روزگارانى طولانى هيچ نگاه واعتنايى به حريفانى ديگر نداشتند وجز به رقابت بين خود نمى انديشند، به زحمت درمكانهاى سوم وچهارم جاى گرفته اند و آرزو مى كنند با سقوط دو تيم خوزستانى واصفهانى پروبال بگيرند و باز يكه تاز فوتبال ايران باشند.
يقين اين است كه پاس، يكى از رئوس مثلث قهرمانى هاى تهران و ايران درسالهاى دور و نزديك نتواند در ۱۳ روز باقى مانده تا پايان فصل فاصله ۱۵ امتيازى اش را با پيش آهنگ كنونى ليگ جبران كند و درمقام تجديد قهرمانى برآيد. لذا بايد هر چه نيرو و آرزو دارد صرف تشكل وهم آهنگى بيشتر كند تا درعرصه رقابتهاى آسيايى زنگ تفريح رقباى خود نباشد. براى ملوان بندر انزلى و ابومسلم خراسان هم كه اينك با مربيان ايرانى و بازيكنانى بومى شايستگى هايى نشان داده و درنيمه بالاى جدول رده بندى، با امتيازى برابر همسايگى استقلال تهران را اختيار نكرده اند غلو وگزاف است جام قهرمانى به قامت آنان پروو شود، لذا بحث خود را دراين نوشتار تحليلى متوجه چهار تيمى كرده ايم كه گروه بالا نشين را تشكيل داده اندو كم و بيش در رؤياهاى خود خواب قهرمانى مى بينند ودرنهايت مى خواهيم پاسخهايى مناسب براى اين پرسش ها بيابيم كه :
چرا فولاد شايسته ترين تيم اين فصل براى قهرمانى است؟
چرا پرسپوليس سخت گل مى زند و درخوف درجا به سر مى برد؟
چرا عنايتى ، بيش از مهاجمان ديگر، بختش براى عنوان بهترين گلزن جام چهارم بازاست؟
وبالاخره ذوب آهن چگونه دربين اين سه مدعى سرسخت مكانى يافته است و اين حضور تاكى دوام دارد؟
پاسخ دادن به اين پرسش ها شايد با هر سليقه اى متفاوت باشد اما از ديدگاهى خالى از غرض و خط و رنگ ، چندان مشكل نيست و مى توان با اصولى كه درفوتبال حرفه اى بايد رعايت شود، بدون ترديد ودغدغه اى از آنها سخن گفت و صفحاتى را به آن اختصاص داد، اما به مصداق «آب دريا را اگر نتوان كشيد - هم به قدر تشنگى بايد چشيد» درحد صفحه و جايى كه دراختيار ماست به آنها اشاره مى شود شايد عاقلان را همين اشارت كافى باشد.
به يقين ، فولاد خوزستان، به حكم هفت سال تداوم درسازندگى واستفاده از امكانات زيربنايى، مديريت صحيح و بهره گيرى از استعدادهاى بومى، آنچه چند سال كشته است دارد درو مى كند. سهمى كه فولاد علاوه بر تيم ملى در رده هاى سنى تيمهاى اميد ، جوانان ونوجوانان ايران دارد از دلايل موجهى به شمار مى آيد كه برلياقت و شايستگى اين تيم مى افزايد اگر كمترين باخت و بيشترين برد وتفاضل ۱۱+ گل براى صدرنشينى اين تيم كافى نباشد واگر نامهاى ملى پوشانى چون ميرزاپور، بداوى، كاملى مفرد، علوى و مبعلى كه نيمى از استخوانبندى تيم ملى را تشكيل مى دهند، براى قهرمانى و صدرنشينى اين تيم هماهنگ، جوان و پرانرژى كه به دليل تداوم مربيان خارجى با فوتبال نوين آشنايى پيدا كرده اند كافى به نظر مى رسد.
ذوب آهن كه مى توانست با توجه به حمايت وزارت صنايع و بهره بردن ازامكانات زيربنايى مثل فولاد خوزستان درحد قهرمانى بكوشد، اينك به لطف سرمربى دلسوز و بومى خود و بازيكنانى يكدست وصميمى و دروازه بان قابلى كه فرماندهى تيمش را دراختيار دارد در مكان دوم ايستاده است. تجربه هاى آرمناك كه از بهترين دروازه بانان چهار سال اخير بوده اينك تيم ذوب آهن را صاحب محكمترين ديوار دفاعى كرده است. ذوب آهن اگر آرمناك را نداشت، باز درمكان دوم مى ايستاد؟
پرسپوليس كه روزگارى يكى از تهاجمى ترين تيمهاى ايران را معرفى مى كرد حالا اگر چه درمكان سوم، سوداى قهرمانى در سر دارد اما نخست بايد پاسخى براى اين سؤال پيدا كند كه با وجود با تجربه ترين مدافعان ودروازه بانى درحد ملى كه دارد چرا درخط حمله ناموفق است وكمتر از فولاد خوزستان ، استقلال تهران، ابومسلم مشهد، استقلال اهواز، پاس تهران و صبا باترى گل زده است واصولاً چرا اين ۱۹ گل را سخت و بيشتر برحسب تصادف واتفاق زده است؟ دراين تيم چه مى گذرد كه اينقدر براى گل زدن تماشاگرانش را عذاب مى دهد؟
|
|
|
انتظارى، كاظميان ، اولادى ، جبارى، سلمانى و يكى دو جوان ديگر كه دراختيار پرسپوليس اند براى شكوفايى خط حمله پرسپوليس كافى نيستند؟ هر يك از اينان درهر تيمى ظاهر مى شد قادر به خود نمايى بيشتر بودند، اما چه كسى بايد از قابليت آنان بهره بردارى كند؟ با كدام تاكتيك انتظارى و كاظميان بهتر پاسخ مى دهند؟ چرا اولادى با تكنيك با ويژگى نفوذى وميل به گل زدن دراين تيم به ميانه ميدان فرستاده مى شود تا جبارى كند تر و كم گذشت تر درنوك حمله قرارگيرد؟ همين پرسش هاى سقراطى پاسخهاى مناسبى براى سخت گل زدن پرسپوليس نيستند؟ واما استقلال كه حالا پس از پاس بهترين خط حمله را دارد بايد پى برده باشد چرا عنايتى، بهترين گلزن ليگ درچهار سال پيش تا زمانى كه سامره و نيكبخت به او بى توجهى مى كردند و جايش را تنگ مى ديد، كمتر گل مى زد، اما به عنوان تنها مهاجم نوك، درتيمى ده نفره چنان درخشيد كه همه متوجه او شدند.
استقلال اگر مى خواهد بهترين نتيجه را بگيرد وبر شانس قهرمانى اش بيفزايد بايد در سيستم ۱-۳-۲-۴ وظيفه نوك حمله را به او بسپرد. يكبار ديگر سه گل او را در بازى با صبا باترى مرور كنيد و ببينيد ، روى پاسهاى خوب يارانش چه طور مثل عقاب لقمه را از چنگ ديگران بيرون كشيد.