|
بازديدى از بازداشتگاه كميته مشترك ضدخرابكارى ساواك
موزه اى براى عبرت گرفتن!
|
|
|
مهدى يساولى
«پاسبان ديگرى آمد ، بلوزى كت مانند، مثل همان كه پوشيده بودم روى سرم انداخت، دستم را گرفت و با خود برد ، كمى رفت ، جايى را دور زديم. بعد پايمان را بلند كرديم و از درى گذشتيم و وارد جاى خيلى سردى شديم. سرپوشم را كمى بالا زدم. درحياطى دايره شكل بوديم . اينجا همان كميته ضدخرابكارى بود كه در باره اش خيلى چيزها شنيده بودم . مى دانستم كه ساختمانى استوانه مانند دارد و در جنگ جهانى دوم خارجى ها آن را ساخته اند. حوض وسط حياط يخ بسته بودو زير پايمان جا به جا يخ هاى نازكى مى شكست...» .
اينها بخشى از خاطرات شگفت آور يكى از صدها زندانى است كه در رعب انگيزترين بازداشتگاه واسارتگاه هفت سال پايانى حكومت پهلوى دوم نگاه داشته مى شدند. ساختمان اين بازداشتگاه در سال ۱۳۱۶ به دستور رضا پهلوى و با همكارى آلمانى ها به عنوان قسمتى از نظميه تهران طراحى و ساخته شد و از همان آغاز به عنوان زندان مورد استفاده قرار گرفت. ساختمان اصلى زندان در چهار طبقه به صورت استوانه بود و بندهاى انفرادى و عمومى از طريق هشتى به آن متصل مى شد. وسط طبقه همكف نيز حوض دايره شكلى تعبيه گرديد. با فروپاشى حكومت پهلوى اول و روى كار آمدن محمد رضا پهلوى ، در اوايل دهه پنجاه به دستور وى كميته مشترك ضدخرابكارى ساواك و شهربانى تشكيل شد و پس از مدتى اين ساختمان به عنوان بازداشتگاه كميته مشترك ضدخرابكارى، دوره جديدى از تاريخ خود را تجربه كرد. در آن زمان ، مبارزان ضد رژيم اعم از گروههاى ماركسيستى و مسلمان پس از دستگيرى به بازداشتگاه كميته مشترك منتقل شده و در چرخه عمليات تخليه اطلاعات به معروفترين بازجويان ساواك سپرده و پس از تكميل پرونده كه گاه ماهها به طول مى انجاميد به دادگاه فرستاده مى شوند. در بندهاى عمومى بازداشتگاه ۱۸ سلول بزرگ ۳۰مترى قرار داشت كه مى توانست تا ۲۰۰نفر را در خود جاى دهد و البته اين رقم گاه تا ۸۰۰ نفر مى رسيد. بندهاى انفرادى نيز محوطه بسيار كوچكى به ابعاد ۲/۵ ط ۱/۵ متر بود . بخش ديگرى از بازداشتگاه به اتاقهاى بازجويى اختصاص داده شده بود . دراين اتاقها بيش از ۵۰ بازجو به طور همزمان مشغول بازجويى و شكنجه زندانيان بودند كه براى اين كار از وسايلى مانند كابل، باتوم برقى ، دستبند ، قلاب آويز و نيز سوزاندن با فندك و سيگار استفاده مى شد. به گفته زندانيانى كه خاطرات خود را به نگارش درآورده اند در سالهاى ۵۲ تا ۵۴ صداى فرياد و ناله زندانيان براى لحظه اى نيز قطع نمى شد. البته اتاق ديگرى نيز مخصوص شكنجه وجود داشت به آن «اتاق تمشيت» مى گفتند. دراين اتاق كه گويا براى شكنجه هاى ويژه از آن استفاده مى شد ، ابزارى پيشرفته تر همچون آپولو، تخت ، آسياب ، شوك الكتريكى ، باتوم برقى و قفس آهنى قرارداشت. در طبقه همكف كنار حوض، اتاق ديگرى بود كه به آن بهدارى مى گفتند. دراين مكان كوچك ، يك پزشكيار با مقدارى مسكن و وسايل اوليه پانسمان بود كه زخم هاى دست و پا و بدن زندانيان را مداوا مى كرد. ۳ دهه بعد؛ از بازداشتگاهى مخوف تا موزه اى زيبا اكنون بيش از ۳ دهه از تعيين اين ساختمان به عنوان مخوف ترين بازداشتگاه يك حكومت ۳۷ ساله مى گذرد. ساختمان، همان جا و وضعيت همان گونه . امروز اگر بيننده اى گذرش به ساختمان بازداشتگاه كميته مشترك ضدخرابكارى درمجموعه زيباى باغ ملى تهران بيفتد، آنجا را همانگونه خواهد ديد كه زندانيان در خاطرات خود گفته و نوشته اند. فضاى بازداشتگاه همچنان مخوف و رعب انگيز است و آثارى از خون بركف آن ديده مى شود. در اتاق هاهمچنان وسايل شكنجه وجود دارد و از دور سايه هاى شكنجه گران و زندانيان در حال شكنجه به چشم مى آيد . اما اشتباه نكنيد ، اينجا ديگر بازداشتگاه كميته مشترك ضدخرابكارى نيست ، اينجا موزه عبرت ايران است، موزه اى كه آن را برپا كرده اند تا روايت سقوط و حضيض يك حكومت را به تصوير و تجسم بكشند. شكنجه گران رفته اند اما اكنون تنديس هاى آنان روايتگر تصويرى كميك از تراژدى اى است كه در يك دوره پرتلاطم بر مردمان اين سرزمين گذشت. در سال ۱۳۷۹ وزارت اطلاعات كه مالكيت ساختمان بازداشتگاه را در اختيار داشت تصميم گرفت با تبديل آن به موزه، بخشى از تاريخ مبارزات مردم ايران را عليه حكومت پهلوى دوم به نمايش بگذارد، اما كيفيت موزه به گونه اى است كه با ديگر موزه هاى ايران متفاوت است: «ما وقتى تصميم گرفتيم موزه عبرت ايران را راه اندازى كنيم بامطالعه موزه هاى ايران و برخى موزه هاى اروپايى، چند پارامتر را شناسايى كرديم كه به رونق و رواج موزه كمك مى كرد.» «قاسم حسن پور» رئيس موزه عبرت ايران با بيان اين مطلب مى افزايد: «امكانات جانبى، تغيير در چيدمان آثار و اشياء، تلاش براى فرهنگ سازى در علاقه مندان و استفاده از تكنولوژى هاى معتبر در حوزه ساخت تنديس ها و نورپردازى از مهمترين موضوعاتى بود كه مورد توجه قرار گرفت. از اين رو، با استقرار اين امكانات و بهره گيرى از تجارب كشورهاى پيشرفته در حوزه موزه دارى در سال،۱۳۸۰ موزه عبرت زير نظر هيأت امناى ۹نفر فعاليت خود را آغاز كرد.» وى خاطرنشان مى سازد: «بخش ديگرى از كار، مرمت و بازسازى بخشهاى آسيب ديده ساختمان بود. پس از جلساتى با مديران و كارشناسان سازمان ميراث فرهنگى عمليات مرمت و بازسازى بنا آغاز شد و پس از يك سال و نيم، همزمان با راه اندازى موزه پايان يافت.» «حسن پور» درباره وجوه غالب در موزه مى گويد: «رويكرد غالب ما در اينجا هنرى است و معتقديم اگر از اين ابزار بهره مناسبى بگيريم در كار حرفه اى موزه دارى موفق خواهيم بود. براى نورپردازى بخشهاى گوناگون موزه از فيبر نورى كه ويژگى آسيب رسانى نداشت استفاده و همچنين مسير مشخص را كه در واقع مسير انتقال زندانى از بيرون، به داخل بازداشتگاهها و اتاقهاى شكنجه بود، به عنوان مسير بازديد كننده طراحى كرديم. در ساخت تنديس زندانيان و شكنجه گران از فنون و شيوه هاى سينمايى بهره گرفتيم و با استفاده از حدود ۱۵متخصص روى هر تنديس كار كرديم.» به گفته وى، در حوزه طراحى ويترين هاى آثار نيز تلاش شد تا فضاى پيشين بازداشتگاه تغيير نكرده و به تركيب آن آسيب نرساند، به همين دليل، اين كار به ويترين سازهاى حرفه اى سپرده شد. موزه عبرت ايران برخلاف بسيارى از موزه ها، راهنماى حرفه اى ندارد اما راهنماهايى دارد كه در اينجا كارشان را از هر راهنماى ديگر بهتر بلدند. كسانى كه در اين موزه به راهنمايى بازديدكنندگان مشغولند، در واقع همان هايى هستند كه روزگارى زيردست شكنجه گران بودند. رئيس موزه مى گويد: «مى توانستيم از متخصصان موزه دارى بهره بگيريم، اما سعى كرديم زندانيان سابق بازداشتگاه را وارد كار كنيم. آنها سند زنده رويدادهايى اند كه اينجا اتفاق افتاده. اين شيوه راهنمايى به ما كمك كرد تا فضاى واقعى را به بيننده نشان دهيم.» وى يادآورمى شود:« همچنين از كسانى كه روزگارى در اين بازداشتگاه زندانى بودند دعوت كرديم تا با حضور در موزه خاطرات خويش را بازگو كنند. براساس اسناد، تصاوير آنها را نيز كه آن زمان توسط گردانندگان بازداشتگاه گرفته شده بود، به دست آورده ودر بندهاى زندان به نمايش گذاشتيم.» رئيس موزه عبرت ايران درباره برنامه هاى آينده موزه مى افزايد: «يكى از مهمترين برنامه هاى ما راه اندازى راهنماى ديجيتال صوتى با استفاده از بيان زندانيان است. همچنين برآنيم تا با نمايش اسناد، اطلاعاتى را به بازديدكننده منتقل كنيم. طرح بازديد هدفمند گروههاى مختلف سنى با ارائه اطلاعات متناسب با سن و موقعيت اجتماعى از ديگر برنامه هايى است كه در آينده به طور گسترده اى در دستور كار قرار مى گيرد.» ببينيد و عبرت بگيريد! اينجاموزه عبرت ايران است، مكانى كه روايتگر سالها مبارزه و پايدارى در برابر حكومتى است كه از آغاز از مردمش فاصله گرفت و رفته رفته اين فاصله را افزايش داد، موزه اى كه بينندگان را دعوت مى كند تا تاريخ واقعى يك برهه خاطره انگيز از تاريخ اين ملت را به نظاره بنشينند و نيز حكومتگران را دعوت مى كند كه ببينند و عبرت بگيرند.
|