فريبرز در فرودگاه براى آخرين بار مادرش را در آغوش كشيد و بر دست هاى پرچين و چروك او بوسه زد.
سوار هواپيما كه شد به سالهاى گذشته فكر مى كرد. درست ۲۴ سال اين زن زحمت او را كشيده بود و بزرگش كرده بود. حالا دور شدن از او برايش سخت و دشوار بود، ولى با اين حال به آينده اش هم فكر مى كرد. اگر مى توانست كارى را كه برايش ايجاد شده بود با موفقيت انجام دهد با درآمدى كه به دست مى آورد مى توانست زندگى مادرش را هم متحول كند. اصلاً شايد مى شد پيرزن را پيش خودش به اسپانيا بياورد.
همين فكر به او قدرت مى داد و به آينده اميدوارش مى كرد. خوشحالى اينكه روزى دوباره در كنار مادر باشد، مثل دوران كودكى و نوجوانى در او شور و شوق برپا مى كرد.
هواپيما كه زمين نشست فريبرز منتظر آمدن دوستش شد. هادى و او دوستان صميمى دوران مدرسه ابتدايى بودند. احساس تنهايى و دورى از وطن چند هفته اول خيلى آزارش مى داد ولى كم كم با وارد شدن به فضاى كار ديگر وقتى براى فكر كردن نداشت.
فريبرز پس از چند ماه براى مادرش پول فرستاد سعى مى كرد هر دو هفته يكبار براى او نامه بنويسد ولى از وقتى كه با «اليزابت» آشنا شده بود، ديگر تمام ذهن و فكرش اسير اين دختر جوان شده بود. اليزابت دخترى خوب و نجيب بود كه در ديار غربت كمتر مى شد مثل او پيدا كرد. فريبرز احساس مى كرد در كنار اين زن و در سايه يك زندگى مشترك مى تواند شرايط بهترى براى رشد كارى و اقتصادى پيدا كند از طرف ديگر فكر مى كرد يك احساس لطيف و پر از محبت در وجود اليزابت است انگار چشمهاى اليزابت مثل چشمهاى مادرش دنبال يك محبت بى ريا بود. آشنايى اش با اليزابت ۶ ماهى مى شد. با اينكه اليزابت چند سال از او بزرگتر بود با اين حال تصميمش را گرفت . عكسى از اليزابت براى مادرش فرستاد و موضوع ازدواج با او را در ميان گذاشت. مادر به شدت مخالفت مى كرد.
ما و يك دختر خارجى نمى توانيم با هم كنار بياييم. مادر آنها زندگى را مثل ما نمى بينند گرفتار احساسات نشو و به امروز تنها نگاه نكن. اگر مى خواهى موفق باشى بايد آينده را هم ببينى . فريبرز با اينكه تمام حرفهاى مادرش را قبول داشت ولى ته دلش انگار حرف ديگرى مى زد. مادر! اليزابت با همه فرق دارد.
فريبرز يك ماه بعد با اليزابت ازدواج كرد . او اين ازدواج را از مادرش پنهان نگه داشته بود. كم كم مشكلات زندگى جديد و مسؤوليت هايى كه بر دوش او گذاشته بود باعث شد تا تماس اش با ايران و مادرش كمتر شود. يك سال بعد بود كه فريبرز نوزادش را در آغوش كشيد. «فرهاد» پسرش درست مثل مادرش شده بود. اليزابت از اينكه نام ايرانى روى پسرش بگذارند مخالفت مى كرد. اما فريبرز در اين مورد با همسرش هم عقيده نبود. او فكر مى كرد كه پسر يك مرد ايرانى بايد نامى ايرانى داشته باشد. اين اختلاف هرچند كوچك بود ولى باعث شد تا تأثير جدى روى روابط آنها بگذارد. اليزابت براى اينكه مخالفت اش را نشان بدهد سرسختى مى كرد و فريبرز زير بار نمى رفت. فريبرز تصميم گرفته بود براى تعطيلات عيد نوروز بعد از سه سال به ايران بيايد و ديدارى تازه كند اما اليزابت دوست نداشت به ايران سفر كند.
تو ايران برو. حتماً كه نبايد ما همراه تو بياييم.
ولى من مى خواهم فرهاد را هم با خودم ببرم.
اين دومين اختلاف بزرگى بود كه بين آنها ايجاد شده بود. اليزابت ناچار شده بود كه همراه شوهرش به ايران بيايد. در ايران از اينكه هم زبانى نداشت احساس دلتنگى مى كرد ولى فريبرز تصور مى كرد اين سفر بهترين رويداد زندگى اش در اين چند سال بوده است. اليزابت بعد از رفتن به اسپانيا از فريبرز دلگير شده بود. فكر مى كرد شوهرش با آنچه در مورد او فكر مى كرده خيلى متفاوت است.
دامنه اختلاف ميان فريبرز و اليزابت بيشتر مى شد. فريبرز براى اينكه خودش را از درگيريهاى خانگى دور نگه دارد، سعى مى كرد وقت بيشترى را به كار اختصاص دهد.
دومين فرزند فريبرز كه به دنيا آمد، اليزابت ديگر نتوانست اين شرايط را تحمل كند در همان زمان فريبرز براى مراسم خاكسپارى مادرش به ايران آمده بود، اليزابت خسته شده بود. مثل اين بود كه فريبرز به او اهميتى نمى داد. فريبرز درگير خودش بود تازه متوجه شده بود كه از نظر فرهنگى با همسرش خيلى متفاوت است. هر چه سعى مى كرد مسائل را براى او باز كند و آنچه را كه حقيقت داشت به او بفهماند، فايده اى نداشت.
لجبازى ميان او و اليزابت هر روز بيشتر مى شد. فريبرز از اينكه بچه هايش روز به روز پژمرده تر مى شدند خسته شده بود. اليزابت مثل سابق به بچه ها نمى رسيد او براى گرفتن انتقام از فريبرز مسؤوليت بچه ها را روى دوش او انداخته بود. فريبرز زير بار اين مسؤوليت جديد احساس خستگى مى كرد. اليزابت براى خودش در شركتى كار پيدا كرده بود و بدون توجه به مخالفت شوهرش سر كار مى رفت. فريبرز يكى، دو سال اين شرايط را تحمل كرد، اما ديگر در ديار غربت امكان ادامه دادن به اين شرايط را نداشت. بدون اينكه به كسى چيزى بگويد تمام دارايى اش را جمع كرد. بليت گرفت و با بچه هايش راهى ايران شد. هر طور بود در ايران لااقل خواهرش كمكش مى كرد. مسؤوليت بچه ها و كار و تلاش و شكست عاطفى اى كه خورده بود برايش آنقدر بزرگ بود كه احساس افسردگى مى كرد.
در ايران بود كه آرام شده بود و قدرت فكر كردن پيدا كرده بود. نمى دانست كه چه كارى بايد بكند تا بتواند اليزابت را طلاق بدهد، مهريه، نفقه و حضانت بچه ها قانوناً به او داده مى شد يا به اليزابت؟ نمى دانست!
فرحناز خسروشاهى معاون مجتمع قضايى خانواده (۱)
طبق ماده ۶ قانون مدنى قوانين مربوط به احوال شخصيه ازقبيل نكاح و طلاق و اهليت اشخاص و ارث درمورد كليه اتباع ايران ولو اينكه مقيم درخارج باشند، مجرى خواهدبود و نيز وفق بند ۶ ماده ۹۷۶ قانون مدنى هرزن تبعه خارجى كه شوهر ايرانى اختياركند تبعه ايرانى محسوب مى شود، لذا درخواست طلاق كه مربوط به احوال شخصيه مى باشد چه ازناحيه زن يا مرد، درمورد كليه اتباع ايرانى ولو اينكه خارج از كشور باشند برطبق قوانين كشور جمهورى اسلامى ايران عمل مى شود.
به علاوه درمورد زن و مرد ايرانى كه مسلمان هستند، رعايت تمامى شرايط شرعى و قانونى مطابق شريعت مقدس اسلام در احوال شخصيه لازم و ضرورى است.
باب دوم از كتاب هفتم قانون مدنى در بيان موارد انحلال عقدنكاح است. طرق انحلال به رابطه زوجيت براى ايرانيان مسلمانى كه خارج از كشور مى باشند همان طرقى است كه دراين باب ذكرشده. ماده ۱۱۲۰ قانون مدنى بيان مى دارد عقد نكاح به فسخ يا به طلاق يا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل مى شود. نظر به اينكه سؤال كننده (مرد) درخصوص يكى از طرق انحلال رابطه زوجيت «طلاق» پرسش نموده دراين مورد پاسخ مى دهيم.
وفق ماده ۱۱۴۲ قانون مدنى طلاق بر دو قسم است. بائن و رجعى، تفاوت اين دو طلاق در اين است كه در طلاق بائن براى شوهر حق رجوع نيست(منظور رجوع شوهر به زوجيت در ايام عده زن است) در صورتى كه شوهر ايرانى درخارج از كشور بخواهد همسرش را طلاق دهد بايد با رعايت تمامى شرايط شرعى و قانونى مذكور در قانون مدنى اقدام نمايد. شرايط شرعى و قانونى براى صحت طلاق، همان شرايطى است كه قانونگذار درمواد ۱۱۳۳ الى ۱۱۴۲ قانون مدنى بيان نموده، بعضى شرايط مربوط به مرد است مانند شرط دارابودن بلوغ و عقل و اختيار در هنگام اجراى صيغه طلاق و بعضى شرايط مربوط به زن است...
شرط ديگر وجود و حضور دو شاهد عادل مرد هنگام اجراى صيغه طلاق است.
از نظر مقررات شكلى هم ثبت طلاق تابع قوانين كشور جمهورى اسلامى ايران است كه دراين مورد وفق ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب آبان ماه ۱۳۷۱ مجمع تشخيص مصلحت نظام عمل مى شود. به موجب قانون مذكور، زوجين ايرانى بايستى جهت رسيدگى به اختلاف خود دادگاه مدنى خاص (دادگاه خانواده فعلى) مراجعه و اقامه دعوى نمايند و چنانچه اختلاف آنها از طريق دادگاه و حكمين ازدوطرف كه برگزيده دادگاهند حل و فصل نگرديد دادگاه با صدور گواهى عدم امكان سازش آنان را به دفاتر رسمى طلاق خواهدفرستاد از آنجا كه دفاتر رسمى طلاق حق ثبت طلاق هايى را كه گواهى عدم امكان سازش براى آنها صادرنشده ندارند، زوج (شوهر) ايرانى مقيم در خارج از كشور مى تواند جهت اجرا و ثبت طلاق به دو طريق ذيل عمل نمايد:
الف) اخذ وكيل از طرف خود: (شوهر) به منظور طرح دعوى به خواسته طلاق به وكالت ازطرف شوهر (دادگاه خانواده) كه دراين صورت دادگاه وارد در تشريفات رسيدگى شده و با رعايت ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق و با تعيين حق و حقوق شرعى و قانونى زوجه اعم از مهريه و نفقه و جهيزيه و... و يا حقوق ناشى از شروط ضمن عقد نكاح و نيز ماده ۱۱۳۳ قانون مدنى نهايتاً رأى طلاق را صادر مى نمايد. رأى صادره پس از قطعيت در دفاتر رسمى طلاق ثبت مى گردد.
ب) در صورتى كه زوج (شوهر) دسترسى به وكيل نداشته و بخواهد همسرش را در خارج از كشور طلاق بدهد، مى تواند با مراجعه به يكى از مراكز اسلامى شناخته شده در خارج ازكشور و با رعايت موازين شرعى و قانونى با حضور عدلين (۲شاهد عادل مرد) و با رعايت تشريفات داورى و نيز وجود شرايط شرعى در زوجه (زن) هنگام اجراى صيغه طلاق، همسرش را طلاق بدهد.
در اين صورت، صورت مجلس شرعى طلاق بايستى به امضاى مجرى صيغه طلاق و عدلين زوج و زوجه در صورت حضور وى برسد لازم است طرفين (زن و مرد) جهت احراز اصالت امضاى خود به دفاتر كنسولگرى ايران در خارج از كشور مراجعه و مراتب از طرف كنسولگرى تأييد گردد. به منظور ثبت چنين طلاقى در كشور ايران يكى از زوجين و يا وكيل قانونى آنها مى توانند با ارائه دادخواستى به دادگاه خانواده تقاضاى ثبت طلاق را بنمايد. دادگاه پس از رسيدگى در صورت تشخيص و انطباق صورت مجلس طلاق با موازين شرعى و قانونى رأى به ثبت طلاق را صادر مى نمايد. در مورد حضانت اطفال مشترك، وفق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنى اصلاحى مصوب ۸۲/۹/۸ مجمع تشخيص مصلحت نظام عمل مى شود. به موجب اين ماده براى حضانت و نگهدارى طفلى كه ابوين او جدا زندگى مى كنند مادر تا سن ۷ سالگى اولويت دارد و پس از آن با پدر است. در صورت ادعاى عدم مواظبت و يا انحطاط اخلاقى هر يك از والدين در مدت حضانت، وفق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنى عمل مى شود. در هر صورت اگر در مدت حضانت صحت جسمانى و يا اخلاقى طفل در معرض خطر باشد محكمه مى تواند به تقاضاى اقرباى طفل يا به تقاضاى قيم او يا به تقاضاى رئيس حوزه قضايى هر تصميمى را كه براى حضانت طفل مقتضى بداند اتخاذ كند.
لازم به ذكر است كه مراجعه زوجين (زن و شوهر) ايرانى به محاكم خارج از كشور براى طلاق در صورتى نافذ و صحيح است كه قواعد مربوط به احوال شخصيه آنها رعايت شده باشد والا با حكم محكمه بيگانه كه منطبق با موازين شرعى و قانونى كشور ما نباشد، زوجين از يكديگر جدا نمى شوند و صدور رأى طلاق در چنين صورتى اثر شرعى و حقوقى ندارد و زوجيت كما فى السابق باقى است.