مسعود خيرخواه
«آنتونيو نگرى» فيلسوف معاصر ايتاليايى فرانسوى، روز دوشنبه ۱۴ دى ماه به دعوت دفتر پژوهش هاى فرهنگى به ايران آمد. او سه شنبه ۱۵ دى در همايشى تحت عنوان «اسپينوزا: سياست و فلسفه» در خانه هنرمندان ايران سخنرانى كرد. در اين برنامه علاوه بر وى « آلبرتو توسكانو»،« رامين جهانبگلو » و« مرتضى قاسم پور» نيز حضور داشتند. نگرى چهارشنبه ۱۶ دى نيز درباره «جهانى شدن و دموكراسى » در كتابخانه مركز گفت وگوى تمدنها سخنرانى كرد و افزون بر اين دو سخنرانى اين فيلسوف چپگرا در نشستى دوستانه و صميمانه در محل انتشارات قصيده سرا حضور يافت. اين ناشر ترجمه كتاب«امپراتورى» اثر مهم نگرى را هم اكنون در دست نشر دارد. وى دراين نشست علاوه بر پاسخ به برخى پرسش هاى حضار، دلايل و ضرورتهاى ترجمه كتاب امپراتورى به فارسى را از ناشر جويا شد. آنچه از پى مى آيد، گزارش«ايران » است درباره نگرى، انديشه هاى او و سخنرانى هايش. گروه انديشه مى كوشد در شماره هاى آتى، مقالاتى را از نگرى و درباره او منتشر خواهد كرد.
گروه انديشهآنتونيو نگرى كيست
آنتونيو نگرى، از سرشناس ترين فيلسوفان و متفكران نوماركسيست امروز عالم است.بخشى از اشتهار او حاصل كتابها و انديشه هايش است و بخش ديگر به دليل شخصيت خاص و جنجالى اش. گره خوردن اين شخصيت خاص با فلسفه و كردار سياسى اش، سبب شد كه در سال ۱۹۶۹ به اتفاق چند چهره چپگراى ديگر در ايتاليا، گروه «كارگران مستقل» را بنيان نهد اما ديرى نپاييد كه در سال ۱۹۷۳ اين گروه منحل شد. در اين ميان، نگرى شش سالى را سرگرم تدريس علوم سياسى در دانشگاه« پادوا » شد اما همزمان به برخى فعاليت هاى سياسى هم پرداخت. در ۱۹۷۹ نگرى به اتهام خرابكارى و تشكيل گروه مسلحانه و فعاليت هاى براندازانه عليه حكومت و از همه مهمتر همكارى در ترور «آلدومورو» نخست وزير وقت ايتاليا، بازداشت و چهار سال زندانى شد. وى در اين دوران، به بازخوانى سنت فلسفى غرب، بالاخص فلسفه سياسى پرداخت. كتاب «بى هنجارى بدوى »كه بازخوانى راديكال فلسفه سياست و اخلاق اسپينوزاست، محصول همين دوران است.
بازداشت نگرى، اعتراض بسيارى از روشنفكران فرانسوى از جمله فوكو، دلوزوگوتارى را برانگيخت و نهايتاً دلوز مقاله اى در دفاع از نگرى منتشر كرد.
نگرى در ۱۹۸۳ به عنوان نامزد حزب تندرو «ماركوپانلا» در انتخابات پارلمانى ايتاليا معرفى شد و رأى آورد و به خاطر مصونيت پارلمانى نمايندگان، از زندان آزاد شد. چند ماه بعد، دولت ايتاليا اين مصونيت را لغو كرد اما نگرى پيش از گرفتارى مجدد، به فرانسه گريخت.
پس از اين ۱۴ سال را در تبعيد خودخواسته به فرانسه روزگار گذراند. در اين مدت به كار فكرى، تأمل و اقدام در سياست هاى اروپا و شخصا ايتاليا پرداخت. از جدى ترين اقدمات نگرى، اعتراض مستمر به روند «جهانى شدن » است.
نگرى در سال ۱۹۹۷ پيشنهاد كرد كه همه ايتاليايى هايى كه در تبعيد زندگى مى كنند به كشورشان برگردند و حكومت قانون عفو عمومى را به اجرا درآورد. وى در اين كار پيشقدم شد و به ايتاليا بازگشت اما بى درنگ بازداشت و دوباره روانه زندان شد. با اين اقدام دولت ايتاليا، نگرى به عنوان يك نو ماركسيست و خاصه به خاطر موضعش در قبال جهانى شدن، شهرتى فراوان پيداكرد و نظريه اش درباره«امپراتورى جديد » بر سر زبان ها افتاد. نگرى تا بهار سال ۲۰۰۳ به عنوان زندانى دولت ايتاليا درخانه اش محصور بود اما ازآن زمان آزاد شد و به كار سياسى و فعاليت هاى فلسفى و فرهنگى مشغول است.
براندازى به روايت اسپينوزا
پس از آنكه دلوز كتابى درباره بازخوانى فلسفه اسپينوزا نگاشت، بسيارى از متفكران، خاصه متفكران چپ، به فلسفه سياسى اسپينوزا و كتاب«الهيات سياسى» اش متوجه و متمايل شدند. نگرى دراين ميان، شايد به دليل مطالعه مستمر برروى انديشه هاى اسپينوزا درزندان، بيش از ديگران اين كار را دنبال كرد.
وى در مقدمه كتاب« بى هنجارى بدوى » سه دليل براى بازخوانى اسپينوزا ارائه مى كند: اول آنكه معتقداست اسپينوزا درتاريخ فلسفه نخستين كسى است كه ماترياليسم را در بهترين شكل آن متحقق مى كند. به عقيده نگرى، اسپينوزا با شورش بر عليه دين رسمى درواقع مى خواهد هرگونه نظم پيشينى و متقدم بر كردار انسانى را نفى كند. دوم اين كه وقتى اسپينوزا به مسائل سياسى مى پردازد، شكلى از دموكراسى بى دروغ و ريا را پى ريزى مى كند و به عبارت ديگر مسأله دموكراسى را در بسترى ماترياليستى قرارمى دهد. سوم اين كه نگرى معتقداست: اسپينوزا باز هم براى نخستين بار نشان مى دهد كه تاريخ متافيزيك بديل هاى راديكال خود را درمحاق نگاه داشته است.
|
|
|
وقتى از«بى هنجارى » اسپينوزايى سخن مى گوييم منظور رابطه تناقض آميزى است كه ميان متافيزيك او و نظم جديد توليد سرمايه دارى وجوددارد. بى هنجارى بدوى يعنى ابراز و بيان راديكال يك نافرمانى و سرپيچى تاريخى از هرنظمى كه مستقيماً توسط توده ها ايجاد نشده باشد و نيز وضع دورنما و افقى از آزادى كه تنها به شكل اقدام براى آزادسازى و آزادشدن قابل تعريف است. نگرى معتقداست، تمام كارى كه انديشه پيشرو دوران مدرن انجام داده، كل جريان ظهور انقلاب هاى مردمى و پرولتاريايى و مجموعه طيف جمهوريخواهان، ازماكياولى تا ماركس، همه و همه يكجا درتجربه درخشان اسپينوزا جمع شده اند. نگرى در ۱۹۹۴ كتاب ديگرى درباره اسپينوزا، با عنوان« اسپينوزاى برانداز» منتشرمى كند.
ادامه دارد