سه شنبه ۲۹ دى ۱۳۸۳ - ۷ ذيحجه ۱۴۲۵
Tue, Jan 18, 2005
فرهنگ و هنر
۳۰۳۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
درباره فيلم هيام
۴ سال پس از اجراى طرح جامع كاهش آلودگى هوا
پنجره
ناصر صفاريان
۱
حجم عظيم تبليغات تلويزيونى فيلم «قدمگاه» ، ركورد جديد در اين زمينه به جا گذاشته است. تا پيش از اين، «دوئل» بالاترين سطح آگهى هاى تلويزيونى يك فيلم سينمايى را به خود اختصاص داده بود و حالا زمان اختصاص داده شده به فيلم «قدمگاه» از آن هم بيشتر است.
اين شكل اطلاع رسانى، هيچ بيننده اى را بى خبر نمى گذارد. هر وقت كه تلويزيون را روشن كنيد و بيننده هر شبكه اى كه باشيد، تبليغ فيلم «قدمگاه» را مى بينيد. مخصوصاً مى گويم «تبليغ» ، چون اين چيزى كه از تلويزيون پخش مى شود، نه تنها هيچ شباهتى به «تيزر» ندارد، كه شكل و شمايلش به « آنونس»هم نمى خورد.
يكى از تمايزهاى« دوئل»و هوشمنديهاى توليدكنندگانش، ساخت تيزرهاى متعدد بود. تنوع در ساخت و ارائه تيزر باعث مى شود بيننده احساس دلزدگى و خستگى نكند و رغبت و علاقه داشته باشد در هر تيزر و در هر نوبت پخش، با تصويرها و اطلاعات تازه اى رو به رو شود. ضمن اينكه خوش ساختى و جذابيت ساختارهاى تيزرهاى«دوئل»را هم نبايد فراموش كرد.
ولى حالا به تبليغ تلويزيونى« قدمگاه »نگاه كنيد. تعدادى از تصويرهاى فيلم، بدون كوچكترين ظرافتى در كنار هم قرار گرفته و قرار است در زمان در نظر گرفته شده، ماجراى اصلى فيلم بازگو شود. يعنى با اين تبليغ، به جاى اينكه كنجكاوى تماشاگر افزايش يابد، كاهش پيدا مى كند و حالا در نظر داشته باشيد كه اين آگهى كشدار و عارى از ظرافت هاى ضرباهنگى مخصوص تيزر و آنونس، مدام و مدام و مدام تكرار مى شود و بيننده از فرط تكرار به خستگى مى رسد و دلزدگى.
« قدمگاه»يكى از بهترين فيلمهاى مذهبى اين سالهاست. اين سالها هم نه؛ يكى از بهترين فيلمهاى مذهبى تاريخى سينماى ايران. برخلاف اغلب فيلمهاى منسوب به سينماى دينى، كه با چند تا شعار و چند تا صحنه آيينى و نمايشى آداب و رسوم مذهبى، به اين نوع سينما نسبت داده مى شوند، درون مايه و جوهره« قدمگاه»مذهبى است و پايه و اساس فيلم، گذشته از شكل ظاهرى مذهب، در فطرت و درون انسان ريشه دارد.
حيف است... حيف است كه فيلم به اين خوبى را به اين بدى معرفى كنيم. استفاده بيش از حد از امكانات رايگان تلويزيون، باعث افراط در تبليغ اين فيلم شده، بمباران تبليغاتى، يكى از راههاى تبليغ است، اما اصول خودش را دارد. اينجا ما با بمباران تبليغاتى، از جنس بى اصول آن رو به روييم و اين به ضرر فيلم است. لطفاً دست نگه داريد!
۲
چند روز ديگر جشنواره فيلم فجر آغاز مى شود و پيشاپيش مى توان حدس زد كه مثل سالهاى پيش جابه جايى هايى در نمايش فيلمهاى امسال هم وجود خواهد داشت. باز هم روزهاى نمايش تغيير خواهد كرد، باز هم فيلمهاى جديد از راه خواهد رسيد، باز هم برخى فيلمها از برنامه حذف خواهند شد، باز هم...
به راستى جشنواره اى كه اين همه بر عنوان« بين المللى»آن تأكيد داريم، نبايد صاحب برنامه و برنامه ريزى منسجمى باشد كه بتوان روى برنامه آن حساب كرد؟ به خدا، وقت تماشاگران مهمتر از چيزى است كه مسؤولان جشنواره در نظر دارند. احترام به تماشاگر، گمشده اى است كه اميدواريم امسال در جشنواره فيلم فجر حضور داشته باشد. حضور اين مؤلفه، خيلى هم سخت نيست. كافى است روى فيلمهاى آماده نمايش برنامه ريزى شود و هيچ فيلمى را پس از مهلت تعيين شده قبلى نپذيرند. اگر اين اتفاق واقعاً رخ دهد، خود به خود همه چيز درست مى شود.
درباره فيلم هيام
ومبارزه
ادامه دارد...
198453.jpg
على اصغر كشانى
هيام دومين ساخته محمد درمنش پس از دوشيزه است. اين فيلم درمنش به ظاهر برخلاف اثر قبلى او از جنبه توليدى بودجه و هزينه بالايى صرف كرده است. تهيه كننده آن معاونت برون مرزى صدا و سيما است كه تقبل سه ماه حضور گروه فيلمسازى را در كشور سوريه نموده است. فيلم از بازيگران عراقى، فلسطينى، لبنانى، سورى و سودانى بهره برده است. مشخص است كه از جنبه فنى روى اثر كار شده و درمنش از عوامل حرفه اى سينما چون شاهوردى، زندباف، شيرازى، عليقلى و... استفاده نموده تا برخلاف اثر متوسطى چون دوشيزه از جنبه فنى خيالش راحت باشد. تدوين فيلم سرعت مناسبى به پيشبرد رويدادها داده است. لحظه پيش از در آغوش گرفتن اسماء توسط هيام به اتومبيل برش مى خورد و لحظه اى بعد به دست راننده كه پنچرى اتومبيل را مى گيرد. يا وقتى حسان در دل درگيرى ها هيام را كه اسماء را در آغوش گرفته مى بيند و پس از صدا كردن او به زمين مى افتد به دست مجروح اوكات مى خورد كه هيام در حال پانسمان آن است. يا فيلمبردارى آرام و انعطاف پذير كه با حركات موزون حتى در ميان درگيريها به مانندكليشه شدنهاى امروزى دستپاچه وروى دست، فيلمبردارى نمى كند بلكه براى نمونه وقتى حسان را اولين بار به بازداشتگاه مى فرستند با يك حركت سيلانى در فضا مقابل سيمهاى خاردار فيكس مى شود. اين نمونه ها و دقتى كه روى جزييات كار فنى و لابراتوارى اثر شده نشان مى دهد فيلم با وجود دشوارى توليد در كشورى ديگر كار با بازيگران كه اغلب با شتابزدگى و تعجيل همراه است دقت را قربانى مسائل حاشيه اى ديگر نكرده است. وقتى كه در فيلمنامه نيز ديده مى شود ريل زنگ زده اى كه نشانى از جدايى دو دلداده به هم در لحظات آخر معنا پيدا مى كند. تقدير و انتقام كه باعث مى شود سرباز اسرائيلى با كشتن كودكان داخل كمد لحظه اى بعد و با فشار دكمه ضبط صوت از ميان برود. سنگ و زيتون هديه حسان دقيقاً عامل بازداشت آنهامى شود و... به همان ميزان كه فيلمنامه نويس با ظرافت مؤلفه هاى نشانه اى دقيقى را در فيلم جاى داده است از ديالوگ ها و مونولوگهاى نامتناسب با فضاى واقعى استفاده كرده است. خاله و دايى هيام به شكلى كتابت گونه صحبت مى كنند و حتى در خلوتشان تصور مى شود از روى متنى انشا شده مى خوانند. اين روش در برخى صحنه ها كه هيام وحسان تنهااز يكديگر تعريف مى كنند نيز ديده مى شود. به قاعده باورپذيرى شخصيتها مخصوصاً براى مخاطبان ايرانى و بومى منوط به بازى ها و استفاده بومى از لغات و اصطلاحات است. مى دانيم كه بازيگران به زبان عربى صحبت كرده اند، پس حتى فرصت كافى براى كار روى دوبله ايرانى اثر و متنى كه دوبلور از روى آن صحبت كند وجود داشته است. از طرفى شخصيت هيام نيز آنچنان كه در فيلم مى بينيم تابع خصلتهايى نيست كه به آنها اشاره مى شود او فردى مقاوم، آب ديده و حتى ازنظر ژنتيكى جسور معرفى مى شود. اما درابتداى فيلم با دستگيرى عادى حسان به راحتى و گويا اول بار است كه دستگيرى فردى را در آن منطقه مى بيند شروع به اشك ريختن مى كند.
درمنش در ثبت وقايع و شكل ارائه تصاوير متناسب با آنچه به عنوان زبان سينما است دقت عمل به خرج داده است.
در فصل درگيرى كه هيام قصددارد اسماء را نجات دهد با برخورد اسرائيليان با يك خانواده مواجه مى شود و دوربين از زاويه لانگ شات با ميزانسن و طراحى صحنه مناسبى تصوير را نشان مى دهد و يا براى مقدمه دستگيرى حسان درعوارضى بزرگراه در فصول نخست ابتدا و درموقعيت كوتاهى بازرسى بدنى راننده را زمانى كه هيام و حسان از او جدا هستند نشان مى دهد و درعمل ديدگاه راننده كه معتقداست نبايد سربه سر اسرائيلى ها  گذاشت معكوس عمل مى كند.
فيلم درخصوص آدمى است كه نسبت به شرايط و موقعيت موطنش بى تفاوت است و ازجنگ و سياست حتى در محاوره پرهيز مى كند. او در قلب وقايع قرارمى گيرد و درانتها خود مى پذيرد كه شرايط ايده آل زندگى اش را رها سازد و با كمك به همرزمانش وطن را نجات بخشد. فيلم درمرتبه اولى كه حسان دراين موقعيت قرارمى گيرد بدون اينكه بدانيم چرا خود را در شرايط سخت قرارمى دهد به مبارزه ادامه مى دهد. سپس باز بدون مطرح شدن پرسشى خاص از گروه جدا و آهنگ رفتن مى كند.
هيام كه مشخص است فردى بوده كه همواره او را بر حذر مى داشته است بار ديگر از او مى خواهد كه بماند. او سرسختانه مقاومت مى كند مى رود و بدون اينكه انگيزه مشخصى براى بازگشت داشته باشد برمى گردد و در خط مقدم مبارزه قرار مى گيرد. شايد منطق داستان اين رفتن و آمدن را توجيهى بر تغيير و سير ناآگاهى به سوى آگهى مقرر دارد. اين مؤلفه حسن قصه نيز محسوب مى شود اما ايراد اصلى از جنس شخصيت پردازى است كه ما از حسان مى بينيم كه صرفاً محدود به اداى ديالوگ شده است. حتى در بخشهاى متعددى از فيلم بيش از آنكه او را ببينيم فيلم روى شخصيت هاى بسيار فرعى چون سعيد، اسما و .... متمركز مى شود. اتفاقاً فيلم از ايده زن و كودك در جنگ به درستى و بجا استفاده نموده است و سخاوت نيروهاى پليس و امنيتى در محدود كردن شهروندان فلسطينى مخصوصاً در جنين را به درستى نشان داده است. اينكه نيروهاى اسرائيلى از نوت بوك هايى استفاده مى كنند كه تمام اطلاعات فلسطينيان در آنها قرار دارد و آنها حتى در بزرگراههاى اصلى از گيت هاى بزرگ و حساس استفاده مى كنند و درمنش به آنها اشاره مى كند حتى ايده رديابى با موبايل كه به نظر مى رسد درمنش با ذهنيت صميمى از آن استفاده كرده دقيق و حساب شده است اما نوع قصه و رها شدن آن در فواصلى كه جنگ و مبارزه را ميان فلسطينيان مى بينيم پرداخت ظريفى ندارد. اگر دربازمانده صحنه هاى جنگ با قساوت نيروهاى اسرائيلى باورپذيرى خاص خود را دارد و در سينماى ايران نيز ماندگارى اش را حفظ كرده به دليل همسانى قصه با درگيرى هاست و اينكه انقطاع ميان زمان درگيرى با پيشرفت داستان نمى افتد. اما لطمه اصلى در هيام از پرداخت اثر ناشى مى شود. از طرفى دستگيرى حسان به خاطر موضوعى كوچك در اثرى ديگر شايد پايه تصادف و منطق اتفاق آن خدشه پذير بود اما اينجا مشخصاً برگرفته از اله مان هاى واقعى و ما به ازاهاى بيرونى است كه شايد از مشاهدات وتحقيقات كارگردان نشأت گرفته و در دل داستان و چند موقعيت ديگر هم گنجانده شده است . وضعيت بيمارستانها ، فضاى داخل اتاقها كه جنس موقعيت اسرائيليان و فلسطينيان را به خوبى انتقال مى دهد حساب شده از آب درآمده است. حتى بازى موش و گربه سركرده پليس منطقه و رياست امنيت جنين كه به طرزى مضحك نشان داده شده است بيش از آنكه پاسخى به اينكه چرا تاكنون برگ برنده اصلى در دست اسرائيليان مانده است نويدبخش اميد و ادامه مبارزه به شكلى مسلحانه است . فلاش بك ذهنيات دايى در فصل انتهايى مبارزه كه چرخش دختران دست در دست هم و گرد يكديگر را نشان مى دهد برخلاف فصل انتهايى بايكوت مخملباف كه نوعى دور باطل را انعكاس مى داد اينجا معنايى از اتحاد ، يكپارچگى و نشانه اى از ادامه مبارزه مى دهد.
۴ سال پس از اجراى طرح جامع كاهش آلودگى هوا
آلودگى هوا كنترل شد؛ كاهش نيافت
198513.jpg
گروه اجتماعى ـ مهدى يساولى : به اعتقاد كارشناسان ، با گذشت ۴ سال از تصويب واجراى برنامه جامع كاهش آلودگى هوا، نبود هماهنگى لازم ميان نهادهاى رسمى متولى وحذف بخشى از برنامه هنگام اجرا، كارآيى واثر بخشى همه جانبه آن را براى حل معضل آلودگى هواى تهران، باترديد جدى روبه رو ساخته است.

درسال ۱۳۷۹ پس از چند سال مطالعه و بررسى ، هنگامى كه بحران آلودگى هواى پايتخت توسط مديران كشور «جدى» و «خطرناك» شمرده شد، برنامه اى ۱۰ ساله با نام «برنامه جامع كاهش آلودگى هوا» تدوين و تصويب شد. به موجب اين برنامه، نهادها و سازمان هايى همچون شهردارى و استاندارى تهران، وزارت صنايع و معادن (به ويژه گروههاى خودروسازى ) ، اداره راهنمايى و رانندگى و سازمان حفاظت محيط زيست، موظف شدند با اجراى سياست هاى پيش بينى شده در يك فرآيند زمانى ۱۰ ساله آلودگى هواى تهران را كاهش داده وشرايط مناسبى را براى زيست شهروندان پديد آورند. همچنين كميته اى در استاندارى تهران تحت عنوان «كميته هماهنگى ونظارت بر مواقع اضطرارى آلودگى هواى تهران» تشكيل شد تا زمان هايى كه ميزان آلودگى هواى تهران به مراحل هشدار، اضطرار و بحران برسد با راهكارهاى فورى و ضربتى، شرايط را به حد استاندارد برساند.
با تصويب برنامه جامع كاهش آلودگى هوا مقرر شد عملياتى با چند محور «راه اندازى مراكز معاينه فنى خودرو» ، «ارائه بنزين بدون سرب» ، «نصب چراغ هاى هوشمند در چهارراهها و پاركومتر در خيابان ها» ، «انجام اصلاحاتى در كاربراتور خودروها» ، «اضافه كردن ۲ هزار دستگاه اتوبوس گاز سوز به ناوگان حمل و نقل عمومى» و «از رده خارج كردن خودروهاى فرسوده» آغاز شود كه دو مورد آخر به دليل هزينه بر بودن براى دولت اجرا نشد.
اكنون با گذشت نزديك به نيمى از زمان در نظر گرفته شده براى اجراى برنامه، نظرات گوناگونى پيرامون ميزان اثربخشى آن ارائه شده است. در حالى كه مديران دولتى و نهادهاى متولى اجراى برنامه، آن را يك طرح موفق و كامياب با در نظر گرفتن امكانات و شرايط موجود مى دانند، كارشناسان و صاحبنظران برآنند كه با حذف دو بند مهم از اين برنامه هنگام اجرا، قدرت نفوذ آن از ميان رفت و ناهماهنگى هاى بعدى، كارايى اش را تا حد بسيار پايينى كاهش داد، به گونه اى كه اكنون نياز به يك بازنگرى اساسى در اين زمينه احساس مى شود.
< برنامه جامع كاهش آلودگى هوا استراتژى مشخص ندارد
«على كيانوش» كارشناس آلودگى هوا، عدم توازن ميان سياست ها و خط مشى نهادهايى مانند شهردارى، وزارت نفت، سازمان حفاظت محيط زيست و گروههاى خودروسازى را مهمترين عامل ضربه پذيرى برنامه هاى دولت براى كاهش آلودگى هواى پايتخت مى داند.
وى در اين باره به خبرنگار «ايران» گفت: «در سال هاى گذشته ، خودروهاى توليد شده بيشترين آلاينده ها را وارد هواى تهران كرده اند. اين در حالى است كه ميان توليد انبوه خودرو و استفاده از آن توسط شهروندان و امكانات موجود در شهر، تناسب خاصى وجود ندارد.وقتى يك خودرو توليد مى شود ضرورى است كه در زمينه راهسازى درون شهرى و نوع استفاده از آن به عنوان وسيله حمل و نقل، نه ابزار كار، زمينه هاى مناسبى ايجاد شود. همچنين، افزايش ناوگان حمل و نقل عمومى از مواردى است كه در برنامه كاهش آلودگى هواى شهر بايدموردتوجه جدى قرار گيرد» .
كارشناس مؤسسه زيست محيط پاك افزود: «برنامه جامع كاهش آلودگى هواى تهران فاقد استراتژى مدون و كلى بود و تنها نقش يك مسكن را ايفا كرد. در اين برنامه، وظايفى براى هر يك از نهادهاى مديريت شهرى ، بهداشت و محيط زيست مسؤوليت هايى تعريف شد، در حالى كه اين وظايف ارتباط مفهومى با يكديگر نداشتند. علاوه بر اين،محورى ترين بخش هاى برنامه يعنى افزايش ناوگان حمل و نقل عمومى و از رده خارج كردن خودروهاى فرسوده بالاى ۲۵ تا ۳۰ سال مورد غفلت قرار گرفت و از همان زمان اجرا نشد، در حالى كه اين دو معضل، مهمترين عوامل آلاينده هواى تهران هستند. با جدى نگرفتن اين محورها توسط بخش دولتى، اكنون شاهديم كه طرح جايگزينى خودروهاى فرسوده پس از سالها همچنان در حد حرف و شعار باقى مانده و حتى ۲درصد پيشرفت نكرده و در حمل و نقل عمومى نيز، تنها در حدود يك سوم نياز تهران اتوبوس وجود دارد.»
به گفته «كيانوش» ، با وجود تشديد آلودگى هواى پايتخت و خطرات فراوانى كه براى زندگى شهروندان ايجاد كرده، همچنان ناهماهنگى ميان ارگانها به چشم مى خورد و تشكيل بيش از ۱۵۰جلسه كميته اجرايى كاهش آلودگى هوا نيز نتوانسته اين ارتباط متقابل را برقرار كند.
اين كارشناس آلودگى هوا بر آن است: «با روند كنونى، چشم انداز خوش بينانه اى براى بهبود وضعيت هواى تهران وجود ندارد و يقيناً شاهد شرايط بدترى خواهيم بود. دولت بايد كميته اى اضطرارى و ويژه براى اين كار تشكيل دهد و هزينه هاى لازم را متقبل شود. اكنون وضعيت به گونه اى است كه از صندوق ذخيره ارزى براى هركارى برداشت مى شود، مگر براى رفع بحرانهاى اينچنينى، زيرا آلودگى هوا، بحرانى تدريجى است و در بلندمدت نتايج آن مشخص مى شود.»
< فعاليت هاى بخش دولتى، آلودگى را كاهش داده
با وجود انتقاداتى كه به برنامه جامع كاهش آلودگى هوا وارد مى شود، برخى معتقدند اين طرح در چارچوب امكانات موجود نتايج مثبتى داشته است.
معاون محيط زيست انسانى سازمان حفاظت محيط زيست در اين باره گفت: «از سال۱۳۷۹ تاكنون تعداد خودروها ۵۰درصد و مصرف بنزين ۷۰درصد افزايش داشته و جمعيت تهران نيز با سير رو به رشدى همراه بوده است، با اين حال، آلودگى هواى شهر افزايش نداشته و كنترل شده است. حتى به عنوان نمونه، پارامتر سرب حذف شده و منواكسيدكربن نيز كاهش يافته است.»
«يوسف حجت» افزود: «اين وضعيت، در نتيجه تغييراتى است كه در توليد خودرو ايجاد شده. ۵سال پيش كه عمليات استانداردسازى خودروها آغاز شد، متوسط آلودگى خودروهاى داخل، ۴۰گرم بر كيلومتر بود كه با تغييرات صورت گرفته به حدود ۳ تا ۴گرم كاهش يافت. همچنين تمام خودورهاى توليد داخل، انژكتورى شده اند و از توليد خودروهايى مانند پژو،۲۰۰۰ پيكان كاربراتورى و پاترول جلوگيرى به عمل آمده است.»
وى در پاسخ به انتقادات درباره حذف دوبخش از برنامه جامع در سال،۷۹ تصريح كرد: «استدلال دولت در آن زمان، عدم وجود منابع مالى كافى براى ارائه تسهيلات از رده خارج كردن خودروهاى فرسوده و افزايش ۲هزار دستگاه اتوبوس گازسوز به ناوگان حمل و نقل عمومى بود. البته اگر آن زمان، اين مقولات مورد توجه قرار مى گرفتند، اكنون در وضعيت بهترى قرار مى گرفتيم.»
يكى ديگر از اشكالاتى كه كارشناسان به برنامه جامع كاهش آلودگى هوا وارد مى كنند، عدم توجه برنامه ريزان به مواردى است كه بعدها در زمان اجراى برنامه پيش آمد.
«حجت» درباره نكات مغفول در اين طرح خاطرنشان ساخت: «بهسازى كاربراتور تاكسى ها و اتوبوس ها و گوگردزدايى از گازوئيل از ديگر مسائلى بود كه بعدها مورد توجه قرار گرفت. در حال حاضر، ۷هزار TPN گوگرد در گازوئيل ارائه شده وجود دارد كه بر مبناى معيارهاى جهانى بايد به ۵۰برسد.»
< طبيعت به نجات انسان مى شتابد؟!
براساس بررسى هاى صورت گرفته، سالانه ۴هزار نفر شهروند تهرانى بر اثر آلودگى هوا جان خود را از دست مى دهند و ديگر تهرانى ها نيز بيش از ۳۰۰ميلياردريال براى بيماريهاى ناشى از اين معضل هزينه مى كنند. بنا بر يك گزارش كه «ايسنا» آن را منتشر كرده، ۷۲درصد آلودگى هواى تهران ناشى از مصرف سوخت هاى فسيلى بويژه در سيستم حمل و نقل است كه روزانه حدود ۳تن منواكسيدكربن، ۴۵تن هيدروكربن نسوخته، ۱۳۰تن اكسيد ازت، ۳۰تن گوگرد، ۳۰تن ذرات معلق و دو تن سرب خالص به هواى شهر تحميل مى كنند. گذاشتن اين آمار در كنار سياستهاى مديريت كلان شهرى در پايتخت، بحرانى را ترسيم مى كند كه همه فرا رسيدن آن را هشدار مى دهند و البته كار چندانى نيز براى حل آن نمى كنند. برخى گزارش ها بيانگر آن است كه روزانه ۱۴۰۰خودرو توسط اداره راهنمايى و رانندگى شماره مى شود و در برابر، فضاى افقى شهر، جاى هيچ گونه توسعه اى را براى ايجاد راهها و بزرگراههاى جديد باقى نگذاشته است. از سوى ديگر، هر روز بر تعداد خودروهايى كه كارايى شان پايين آمده و در رديف خودروهاى فرسوده قرار مى گيرند افزوده مى شود. اين وضعيت به همراه تلقى نادرست از استفاده خودرو توسط شهروندان، حصارى از آلاينده ها را براى ريه هاى شهروندان به وجود آورده كه هر روز محدودترمى شود. آنچه براى نجات از وضعيت، در سالهاى گذشته مورد توجه قرار گرفته، همان طبيعتى است كه توسط انسان آلوده شده است. هرگاه آلودگى هواى تهران از حد استاندارد فراتر مى رود، به دليل نبود استراتژى مشخص كه بايد از سالهاى گذشته مورد عمل قرار مى گرفت، همگان دست به دامان باد و تغييرات جوى مى شوند تا با زدودن پايدارى هوا، دوباره شرايط حداقلى را براى زيست پايتخت نشينان فراهم كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |