|
ماجراجويى هاى نومحافظه كارها ادامه خواهد يافت
|
|
|
بازهاى نومحافظه كار «جورج دبليوبوش» براى يك دوره ۴ ساله ديگر به كاخ سفيد بازگشته اند، اما اين بار فهميده اند كه منابع محدودتر و اعتبار كمترى در اختيار دارند. جهان اكنون با نگرانى منتظر است تا ببيند جورج بوش سكان سياست خارجى آمريكا را در ۴ سال بعدى به كدام سو هدايت خواهد كرد. «جورج دبليوبوش» و تيم بازهاى باقيمانده از جنگ سرد او هنگامى كه روى كار آمدند، جهان را با نداهاى جنگ طلبانه حيرت زده كردند و در سال ،۲۰۰۱ هنگامى كه ارتش آمريكا را وارد نبرد با عراق كردند، اين حيرت را دو چندان قوت بخشيدند. اكنون و در آغاز دور دوم رياست جمهورى «جورج بوش» بايد چه انتظارى از او و يارانش داشته باشيم؟ در طول چند ماه گذشته، در ارتباط با همين موضوع بحث هاى داغى در جريان بوده است. به بيان ساده تر، مى توان گفت كه دور دوم رياست جمهورى بوش به دو بخش كلى از نظر استراتژى و تفكر برخورد آمريكا با جهان تقسيم خواهد شد. طرفداران اين دو نظريه را مى توان به «شكاكان» و «بدبينان» تقسيم كرد. «بدبينان» مى گويند كه دور دوم رياست جمهورى بوش با ماجراجويى هاى جديد از نوع ماجراجويى هاى وى در عراق توأم خواهد شد. آنها مى گويند كه شايد سوريه و يا ايران اهداف بعدى نظامى گرى دستگاه حاكم بازها باشند. اين عده معتقدند كه با پيروزى مجدد جورج بوش، محافظه كارانى نظير «پل وولفويتس» معاون وزير دفاع و آن عده كه در ترغيب رئيس جمهورى در حمله به عراق و ماجراجويى هاى ديگر نقش برجسته اى ايفا كردند، خود را در موقعيت نيرومندترى مشاهده مى كنند. برخى از تحليلگران سياسى مى انديشند كه با رفتن «كالين پاول» وزير امور خارجه دوره اول رياست جمهورى بوش، قدرت و نفوذ نومحافظه كاران در عرصه هاى مختلف خارجى و دفاعى، بيش از پيش تقويت خواهد شدو آنان سكان سياست هاى تندروانه را قبضه خواهند كرد. اما شكاكان معتقدند كه «جورج دبليوبوش» در دور دوم رياست جمهورى اش نه از روى ميل، بلكه از سر اجبار، سياست هاى خود را تعديل مى كند و به سوى تفاهم پيش مى رود تا آمريكا را بيش از اينكه هست، درگير بحران و مشكلات خارجى و داخلى نكند. نومحافظه كاران يا بازها، هر آنچه مى خواهند بگويند و بينديشند، واقعيت آن است كه دستگاه حاكمه آمريكا با سريالى از دردسرها و مشكلات و موانع در زمينه هاى ديپلماتيك، سياسى و اقتصادى مواجه شده كه توانايى آن را براى راه انداختن جنگ هاى جديد بازدارنده بسيار كاهش داده است. به علاوه، طرفداران نظريه «شكاكان» مى گويند در دور دوم رياست جمهورى جورج دبليوبوش حتى خود نومحافظه كاران، قدرت خود را در هيأت حاكمه، كاهش يافته و نفوذ خود را محدود مى دانند. بهتر است يادآورى كنم من نيز از حاميان نگرش دوم هستم. به عقيده من، بدبين ها اگر فكر كنند كه دوره دوم رياست جمهورى جورج دبليوبوش به درگيرى هاى بيشتر نظامى و پيگيرى سياست خارجى يكجانبه گراتر خواهد انجاميد، اشتباه كرده اند. ترديدى نيست كه هر گونه تحليل از دور دوم رياست جمهورى بوش بايد با عراق آغاز شود. دستگاه حاكمه آمريكا بايد طى ۴ سال آينده، حداكثر تلاش خود را انجام دهد تا از بحران خود ساخته در عراق با دست پر خارج شودو بتواند ادعا كند كه جان هزاران آمريكايى و عراقى بى سبب گرفته نشده است. اما معلوم نيست كه آمريكا بتواند از باتلاق عراق، چنانچه ميل دارد، با خيال راحت و دست پر خارج شودو عراقى با ثبات را به ملت آن كشور تحويل دهد. مسأله عراق قطعاً بر تمامى جنبه هاى سياست خارجى آمريكا تأثير خواهد گذاشت. از سوى ديگر، بايد پرسيد كه آمريكا براى اعزام سرباز به مناطقى همچون سوريه واقعاً از چه منبعى استفاده خواهد كرد. پنتاگون هم اينك براى تأمين نيرو در عراق و جايگزين كردن نيروهاى جديد با نيروهاى فرسوده دچار مشكل است. هر تصميمى براى به كارگيرى نيرو در مناطق جديد، به طور قطع با مقاومت شديد از سوى ژنرال ها و افسران و حتى رتبه هاى پايين نظامى مواجه خواهد شد. شايد دولت بوش تصميم بگيرد كه بدون استقرار نيروى زمينى و تنها از طريق عمليات نيروى هوايى به مداخله بپردازد. در حال حاضر، در برخى محافل بازها سخن از حمله هوايى به سايت هاى مشكوك هسته اى ايران در جريان است، به اين اميد كه بتوان توان هسته اى اين كشور را چند سال به تأخير انداخت. اما پيامدهاى هر گونه يكجانبه گرايى واشنگتن در خاورميانه به حدى وخيم و خطرناك خواهد بود كه جورج بوش از انجام چنين عملى احتمالاً پرهيز خواهد كرد. رئيس جمهورى آمريكا در دور نخست، اتكاى زيادى به روابطش با «تونى بلر» نخست وزير انگليس داشت. هر گونه تصميم جورج بوش به حمله به ايران در ارتباط با انگلستان به دو سناريو منتهى خواهد شد. يا تونى بلر و دولت كارگرى اش سقوط خواهد كرد و يا وى به صراحت خود را در اين ارتباط از دولت آمريكا جدا مى كند و به مخالفت با چنين حمله اى مى پردازد. آيا جورج بوش مايل است اندك آبرويى را كه نزد محافل مسلمانان در خاورميانه دارد نيز از دست بدهد؟ من فكر نمى كنم چنين تمايلى داشته باشد. تحليلگران مى گويند ديناميك داخلى وزارت خارجه آمريكا با رفتن كالين پاول تغيير خواهد كرد. بوش به انتخاب وزير خارجه اى روى خواهد آورد كه بتواند تمايلات جنگ طلبانه بازها را تا حد ممكن كنترل كند و مهار نمايد. (وى كاندوليسارايس را به جانشينى پاول انتخاب كرده است.م) اما نمى توان مدعى شد كه دور دوم رياست جمهورى جورج بوش با تسلط بلامنازع بازهاو نومحافظه كاران بر كاخ سفيد همراه خواهد بود. در طول ۴ سال گذشته بازها تسلط بى چون و چرايى بر دستگاه حاكمه داشتند كه يكى از نمودهاى بارز آن، اشغال عراق بود. اما در ارتباط با بسيارى از مسائل همچون رابطه با چين و روسيه، عليرغم نظرات راديكال نومحافظه كاران، جورج بوش به سياست معتدل «هنرى كسينجر» يا «برنت اسكوكرافت» تن داد. همچنين پيامدهاى حمله به عراق، نادرستى نظرات نومحافظه كاران را بيش از پيش آشكار كرده است. جنگى كه آنها برنامه اش را تنظيم كردند، بسيار بيش از آن كه انتظارش را داشتند، به طول انجاميده است. اين جنگ، جان سربازان بسيارى را گرفته و هزينه هنگفتى را بر دوش سيستم سياسى و اقتصادى تحميل كرده است كه هرگز انتظار آن نمى رفت. در اوايل سال ،۲۰۰۴ جمهوريخواهان و محافظه كاران همچون «جورج ويل» با هر گونه گسترش در حوزه هاى جنگ عراق و يا پيگيرى اهدافى نظير گسترش دموكراسى در خاورميانه به مخالفت بر خاستند. اگر چه نداهاى مخالف، با پيروزى مجدد جورج بوش به طور موقت خاموش شده است، اما به طور قطع، بار ديگر سر بر خواهد آورد. من ادعا نمى كنم كه نگرش جورج بوش به جهان در دور دوم دچار تغييرات چشمگير خواهد شد، بلكه ديدگاه بازها در چهار سال گذشته كه مبناى آن، ماجراجويى نظامى به عنوان اصل سياست خارجى ويكجانبه گرايى بود، همچنان دنبال خواهد شد. اما فكر نمى كنم بتوان انتخاب مجدد جورج بوش را به معنى تمايل مردم آمريكا به ادامه نظامى گرى و توسل به زور براى حل مسائل بين المللى تعبير كرد. حتى براى ارتش نيرومند آمريكا هم نيل به اهداف نظامى دشوار و شايد غيرقابل دسترسى است و همين مفهوم است كه احتمالاً اساس استراتژى دور دوم رياست جمهورى بوش خواهد بود. منبع: نشريه فارن افرز دسامبر ۲۰۰۴ ترجمه: محمدرضا خداقلى پور
|