سه شنبه ۲۹ دى ۱۳۸۳ - ۷ ذيحجه ۱۴۲۵
Tue, Jan 18, 2005
ضميمه ۲
۳۰۳۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
سايه بازها
برروابط دوسوى آتلانتيك
198528.jpg
مرتضى مكى
جورج بوش روز پنجشنبه براى بار دوم به عنوان رئيس جمهورى آمريكا سوگند ياد خواهد كرد. طى ۱‎/۵ماهى كه از اعلام پيروزى مجدد بوش مى گذرد، تحليل هاى مختلفى در مورد رويكرد سياست خارجى بوش در دوره دوم رياست جمهورى او و دولتش ابراز شده است. يكى از مهمترين پرسشى كه در اين مدت مطرح شده و پاسخ هاى گوناگونى نيز به آن داده شده، نوع تعامل و روابط آمريكا با اروپا است. پس از يك دوره مناسبات سياسى پرتنش ميان آمريكا با محور ضدجنگ: فرانسه و آلمان و سپس اسپانيا، به اين محور متحدان دو سوى آتلانتيك در شرايطى از ترديد و در عين حال، اميد به بهبود مناسباتشان در آينده، به يكديگر مى نگرند. اعلام پيروزى مجدد بوش براى كشورهاى محور ضد جنگ خبر ناخرسندى بود. اما مجموعه تحولاتى كه پس از اشغال عراق روى داد، دولت بوش و مخالفان سياستهاى يكجانبه گرايانه آمريكا در اروپا را در شرايطى قرار داد كه دو طرف را بر آن مى داشت كه در جهت پيشبرد سياستهايشان رويكردى مثبت براى بهبود مناسباتشان داشته باشند. هر چند، تركيب دولت دوم بوش، خلاف اين رويكرد را نشان مى دهد. استعفاى «كالين پاول» وزير امور خارجه و انتخاب «كاندوليسا رايس» مشاور امنيت ملى به جانشينى او ابقاى «دونالد رامسفلد» در مقام وزارت دفاع به منزله پيامى براى ادامه همان سياستهاى يكجانبه گرايانه در دوره اول رياست جمهورى بوش تحليل و تفسير شده است.
رايس و رامسفلد ـ چه قبل و چه بعد از حمله به عراق ـ فرانسه و آلمان را به عنوان كشورهاى محور ضدجنگ در اروپا مورد انتقاد شديدى قرار دادند در اين ارتباط، رايس از تنبيه فرانسه و دونالد رامسفلد از تقسيم اروپا و پايان عصر اروپاى قديم سخن گفتند.
ناتوانى آمريكا در كنترل ناآرامى هاى عراق و فضاى سياسى جديدى كه پس از درگذشت «ياسرعرفات» براى احياى روند متوقف شده صلح ايجاد شده، گواه اين است كه ادامه سياست يكجانبه گرايانه دوره اول بوش در اين فضاى سياسى جديد بين الملل، دستاوردى براى واشنگتن نخواهد داشت. در اين مرحله از بحران عراق و تحولات جديدى كه پس از مرگ عرفات رئيس تشكيلات خودگردان فلسطينى ايجاد شده است اتكا به قدرت نظامى كمكى به آمريكا براى پيشبرد اهدافش نمى كند. آنچه كه اكنون دولت بوش براى پيشبرد سياست خاورميانه اش نياز دارد، همكارى سياسى و مساعدت بين الملل بخصوص همكارى دولتهاى اروپايى است. روز ۳۰ژانويه، مرحله اى حساس از تحولات عراق پس از اشغال اين كشور است. آمريكا اميدوار است پس از برگزارى انتخابات عراق از شدت ناآرامى ها در اين كشور كاسته شود. دولت بوش اميدوار است با كاهش ناآرامى ها در عراق، متحدان اروپايى اش در پيمان ناتو به حضور اقتصادى و نظامى در عراق ترغيب شوند. چگونگى روند مذاكرات ايران با اتحاديه اروپا نيز براى دولت آمريكا حائز اهميت بسيار است. تجربه عراق باعث شده است تندروترين نومحافظه كاران ساكن كاخ سفيد نيز استفاده از گزينه نظامى را در برخورد با ايران حداقل در شرايط فعلى كنار بگذارند.
دولت بوش اگرچه سياست مذاكره اروپاييها با ايران را همواره مورد انتقاد قرار داده است، در عين حال خود نيز مى داند در شرايط كنونى، راه حل ديگرى براى در تنگنا قرار دادن جمهورى اسلامى ايران در كنار گذاشتن برنامه هاى هسته اى اش پيش روى ندارد. از همين رو، تعدادى از چهره هاى برجسته سياسى و دانشگاهى آمريكا دولت بوش را تشويق مى كنند كه به مذاكرات اروپا با ايران بپيوندد.
مرگ عرفات و پيروزى محمود عباس در انتخابات رياست دولت خودگردان فلسطين عامل ديگرى است كه دولت نومحافظه كار بوش را با وجود تنش هاى سياسى گذشته با اتحاديه اروپا بر آن داشته است كه براى احياى مذاكرات صلح به اروپا نزديك بشوند. اين در حاليست كه با درگذشت عرفات، يكى از موضوعات اصلى مورد اختلاف ميان اتحاديه اروپا با آمريكا از بين رفت. آمريكا در حمايت از سياست دولت «آريل شارون» در سرزمينهاى اشغالى فلسطين از در انزوا قرار دادن عرفات حمايت مى كرد، اما اين سياست جز تشديد انتفاضه مردم فلسطين دستاورد ديگرى نداشت، تا پيش از مرگ عرفات دولتهاى اروپايى در تلاششان براى نشان دادن يك موضع مستقل و بى طرفانه در قبال روند سازش، از انزواى عرفات حمايت نمى كردند و با وجود انتقادات مقامات رژيم صهيونيستى، مقامات اروپايى در سفرهاى خود به منطقه خاورميانه و سرزمينهاى اشغالى، ديدار با عرفات در برنامه ديدارهايشان قرار داشت، با برگزارى انتخابات رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين و پيروزى محمود عباس كه به گرايشهاى معتدلانه ترى در قبال روند سازش شهرت دارد، زمينه هاى اختلاف ميان اروپا و آمريكا نيز در اين زمينه كم رنگ تر شده است. هرچند، هر زمان كه وحدت ميان آمريكا واروپا وجود داشته است، فشار فلسطينيها براى دادن امتيازات به رژيم صهيونيستى بيشتر بوده است.
دور نماى روابط آمريكا با اروپا در دوره دوم رياست جمهورى بوش را با توجه به انتخاب كاندوليسا رايس به سمت وزارت امور خارجه و ابقاى دونالد رامسفلد در مقام وزارت دفاع مى توان اينگونه ارزيابى كرد كه در اهداف سياست خارجى آمريكا بخصوص منطقه خاورميانه هيچ تغييرى ايجاد نشده است وآنچه كه باعث گرايش واشنگتن به اروپا شده است، الزامات تحولات پس از اشغال عراق وديگر كانونهاى بحرانى خاورميانه است. آمريكا نيازمند تعامل با اروپا براى پيشبرد اهداف سياسى خود بخصوص در منطقه خاورميانه است.
از همين رو، جورج بوش، اولين سفر خارجى خود پس از آغاز رسمى دوره دوم رياست جمهورى خود را به اروپا برنامه ريزى كرده است. رئيس جمهورى آمريكا قرار است در اواسط ماه آينده ميلادى از «برلين» ، «بروكسل» ، «پاريس» و احتمالاً براتيسلاوا (پايتخت اسلوواكى ) ديدار كند.
از هم اكنون دولتهاى اروپايى نيز براى ديدار بوش از پايتختهاى اروپايى برنامه ريزى كرده اند.
«ژان كلود يونكر» نخست وزير لوكزامبورگ و رئيس دوره اى اتحاديه اروپا، يكى از برنامه هاى دوره رياستش را بر اين اتحاديه بهبود مناسبات با آمريكا اعلام كرده است. اين رويكرد در برلين و پاريس نيز وجود دارد. براى دو كشور محور ضد جنگ، پس از اشغال عراق و ناتوانى آمريكا در كنترل ناآراميهاى عراق، ديگر دليلى براى مخالفت با آمريكا وجود ندارد.
برعكس، آنها شرايط موجود را موقعيت مناسبى براى ايفاى نقش فعالتر اروپادر منطقه خاورميانه مى دانند. تحولات در سرزمينهاى اشغالى فلسطين پس از مرگ عرفات، روند مذاكرات با جمهورى اسلامى ايران و حمايت از برگزارى انتخابات در عراق و واگذارى اختيارات به دولت منتخب مردمى، زمينه هاى همكارى اروپا با آمريكا را بيش از گذشته فراهم كرده است. «ميشل بارنيه» وزير امور خارجه فرانسه چندى پيش درمصاحبه اى بر اين نكته تصريح كرد كه كشورش به دنبال بهبود روابطش با آمريكاست.
وى اشاره كردكه سعى خواهد كرد هر سه يا چهارماه به آمريكا سفر كند و در ديدار با مقامات كاخ سفيد ، نمايندگان كنگره و شخصيتهاى برجسته سياسى آن كشور در مورد افزايش سطح همكاريهاى سياسى پاريس ـ واشنگتن مذاكره كند.
با اين موضع گيرى ها و تحولات روى داده، انتظار مى رود بوش در دوره دوم رياست جمهورى اش بر خلاف دوره اول با ديدى عملگرايانه و توجه بيشتر به ديدگاههاى متحدان اروپايى اش، سياستهاى خود را پيش ببرد. ضمن آنكه دولتهاى اروپايى نيز اين رويكرد آمريكا را فرصتى براى تقويت چند جانبه گرايى در عرصه نظام بين الملل مى دانند.





ماجراجويى هاى نومحافظه كارها ادامه خواهد يافت
198522.jpg
بازهاى نومحافظه كار «جورج دبليوبوش» براى يك دوره ۴ ساله ديگر به كاخ سفيد بازگشته اند، اما اين بار فهميده اند كه منابع محدودتر و اعتبار كمترى در اختيار دارند. جهان اكنون با نگرانى منتظر است تا ببيند جورج بوش سكان سياست خارجى آمريكا را در ۴ سال بعدى به كدام سو هدايت خواهد كرد. «جورج دبليوبوش» و تيم بازهاى باقيمانده از جنگ سرد او هنگامى كه روى كار آمدند، جهان را با نداهاى جنگ طلبانه حيرت زده كردند و در سال ،۲۰۰۱ هنگامى كه ارتش آمريكا را وارد نبرد با عراق كردند، اين حيرت را دو چندان قوت بخشيدند. اكنون و در آغاز دور دوم رياست جمهورى «جورج بوش» بايد چه انتظارى از او و يارانش داشته باشيم؟
در طول چند ماه گذشته، در ارتباط با همين موضوع بحث هاى داغى در جريان بوده است. به بيان ساده تر، مى توان گفت كه دور دوم رياست جمهورى بوش به دو بخش كلى از نظر استراتژى و تفكر برخورد آمريكا با جهان تقسيم خواهد شد. طرفداران اين دو نظريه را مى توان به «شكاكان» و «بدبينان» تقسيم كرد.
«بدبينان» مى گويند كه دور دوم رياست جمهورى بوش با ماجراجويى هاى جديد از نوع ماجراجويى هاى وى در عراق توأم خواهد شد. آنها مى گويند كه شايد سوريه و يا ايران اهداف بعدى نظامى گرى دستگاه حاكم بازها باشند. اين عده معتقدند كه با پيروزى مجدد جورج بوش، محافظه كارانى نظير «پل وولفويتس» معاون وزير دفاع و آن عده كه در ترغيب رئيس جمهورى در حمله به عراق و ماجراجويى هاى ديگر نقش برجسته اى ايفا كردند، خود را در موقعيت نيرومندترى مشاهده مى كنند. برخى از تحليلگران سياسى مى انديشند كه با رفتن «كالين پاول» وزير امور خارجه دوره اول رياست جمهورى بوش، قدرت و نفوذ نومحافظه كاران در عرصه هاى مختلف خارجى و دفاعى، بيش از پيش تقويت خواهد شدو آنان سكان سياست هاى تندروانه را قبضه خواهند كرد.
اما شكاكان معتقدند كه «جورج دبليوبوش» در دور دوم رياست جمهورى اش نه از روى ميل، بلكه از سر اجبار، سياست  هاى خود را تعديل مى كند و به سوى تفاهم پيش مى رود تا آمريكا را بيش از اينكه هست، درگير بحران و مشكلات خارجى و داخلى نكند. نومحافظه كاران يا بازها، هر آنچه مى خواهند بگويند و بينديشند، واقعيت آن است كه دستگاه حاكمه آمريكا با سريالى از دردسرها و مشكلات و موانع در زمينه هاى ديپلماتيك، سياسى و اقتصادى مواجه شده كه توانايى آن را براى راه انداختن جنگ هاى جديد بازدارنده بسيار كاهش داده است. به علاوه، طرفداران نظريه «شكاكان» مى گويند در دور دوم رياست جمهورى جورج دبليوبوش حتى خود نومحافظه كاران، قدرت خود را در هيأت حاكمه، كاهش يافته و نفوذ خود را محدود مى دانند.
بهتر است يادآورى كنم من نيز از حاميان نگرش دوم هستم. به عقيده من، بدبين ها اگر فكر كنند كه دوره دوم رياست جمهورى جورج دبليوبوش به درگيرى هاى بيشتر نظامى و پيگيرى سياست خارجى يكجانبه گراتر خواهد انجاميد، اشتباه كرده اند.
ترديدى نيست كه هر گونه تحليل از دور دوم رياست جمهورى بوش بايد با عراق آغاز شود. دستگاه حاكمه آمريكا بايد طى ۴ سال آينده، حداكثر تلاش خود را انجام دهد تا از بحران خود ساخته در عراق با دست پر خارج شودو بتواند ادعا كند كه جان هزاران آمريكايى و عراقى بى سبب گرفته نشده است. اما معلوم نيست كه آمريكا بتواند از باتلاق عراق، چنانچه ميل دارد، با خيال راحت و دست پر خارج شودو عراقى با ثبات را به ملت آن كشور تحويل دهد.
مسأله عراق قطعاً بر تمامى جنبه هاى سياست خارجى آمريكا تأثير خواهد گذاشت. از سوى ديگر، بايد پرسيد كه آمريكا براى اعزام سرباز به مناطقى همچون سوريه واقعاً از چه منبعى استفاده خواهد كرد. پنتاگون هم اينك براى تأمين نيرو در عراق و جايگزين كردن نيروهاى جديد با نيروهاى فرسوده دچار مشكل است. هر تصميمى براى به كارگيرى نيرو در مناطق جديد، به طور قطع با مقاومت شديد از سوى ژنرال ها و افسران و حتى رتبه هاى پايين نظامى مواجه خواهد شد. شايد دولت بوش تصميم بگيرد كه بدون استقرار نيروى زمينى و تنها از طريق عمليات نيروى هوايى به مداخله بپردازد. در حال حاضر، در برخى محافل بازها سخن از حمله هوايى به سايت هاى مشكوك هسته اى ايران در جريان است، به اين اميد كه بتوان توان هسته اى اين كشور را چند سال به تأخير انداخت.
اما پيامدهاى هر گونه يكجانبه گرايى واشنگتن در خاورميانه به حدى وخيم و خطرناك خواهد بود كه جورج بوش از انجام چنين عملى احتمالاً پرهيز خواهد كرد. رئيس جمهورى آمريكا در دور نخست، اتكاى زيادى به روابطش با «تونى بلر» نخست وزير انگليس داشت. هر گونه تصميم جورج بوش به حمله به ايران در ارتباط با انگلستان به دو سناريو منتهى خواهد شد. يا تونى بلر و دولت كارگرى اش سقوط خواهد كرد و يا وى به صراحت خود را در اين ارتباط از دولت آمريكا جدا مى كند و به مخالفت با چنين حمله اى مى پردازد. آيا جورج بوش مايل است اندك آبرويى را كه نزد محافل مسلمانان در خاورميانه دارد نيز از دست بدهد؟ من فكر نمى كنم چنين تمايلى داشته باشد.
تحليلگران مى گويند ديناميك داخلى وزارت خارجه آمريكا با رفتن كالين پاول تغيير خواهد كرد. بوش به انتخاب وزير خارجه اى روى خواهد آورد كه بتواند تمايلات جنگ طلبانه بازها را تا حد ممكن كنترل كند و مهار نمايد. (وى كاندوليسارايس را به جانشينى پاول انتخاب كرده است.م)
اما نمى توان مدعى شد كه دور دوم رياست جمهورى جورج بوش با تسلط بلامنازع بازهاو نومحافظه كاران بر كاخ سفيد همراه خواهد بود. در طول ۴ سال گذشته بازها تسلط بى چون و چرايى بر دستگاه حاكمه داشتند كه يكى از نمودهاى بارز آن، اشغال عراق بود. اما در ارتباط با بسيارى از مسائل همچون رابطه با چين و روسيه، عليرغم نظرات راديكال نومحافظه كاران، جورج بوش به سياست معتدل «هنرى كسينجر» يا «برنت اسكوكرافت» تن داد. همچنين پيامدهاى حمله به عراق، نادرستى نظرات نومحافظه كاران را بيش از پيش آشكار كرده است. جنگى كه آنها برنامه اش را تنظيم كردند، بسيار بيش از آن كه انتظارش را داشتند، به طول انجاميده است. اين جنگ، جان سربازان بسيارى را گرفته و هزينه هنگفتى را بر دوش سيستم سياسى و اقتصادى تحميل كرده است كه هرگز انتظار آن نمى رفت. در اوايل سال ،۲۰۰۴ جمهوريخواهان و محافظه كاران همچون «جورج ويل» با هر گونه گسترش در حوزه هاى جنگ عراق و يا پيگيرى اهدافى نظير گسترش دموكراسى در خاورميانه به مخالفت بر خاستند. اگر چه نداهاى مخالف، با پيروزى مجدد جورج بوش به طور موقت خاموش شده است، اما به طور قطع، بار ديگر سر بر خواهد آورد. من ادعا نمى كنم كه نگرش جورج بوش به جهان در دور دوم دچار تغييرات چشمگير خواهد شد، بلكه ديدگاه بازها در چهار سال گذشته كه مبناى آن، ماجراجويى نظامى به عنوان اصل سياست خارجى ويكجانبه گرايى بود، همچنان دنبال خواهد شد. اما فكر نمى كنم بتوان انتخاب مجدد جورج بوش را به معنى تمايل مردم آمريكا به ادامه نظامى گرى و توسل به زور براى حل مسائل بين المللى تعبير كرد. حتى براى ارتش نيرومند آمريكا هم نيل به اهداف نظامى دشوار و شايد غيرقابل دسترسى است و همين مفهوم است كه احتمالاً اساس استراتژى دور دوم رياست جمهورى بوش خواهد بود.
منبع: نشريه فارن افرز
دسامبر ۲۰۰۴
ترجمه: محمدرضا خداقلى پور


|   شناسنامه   |   آرشيو   |