جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۰ ذيحجه ۱۴۲۵
Fri, Jan 21, 2005
موسيقى
۳۰۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش
گزارش ويژه
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
موسيقى
ارتباطات
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
آرشيو
گزارشى از ششمين جشنواره
موسيقى نواحى ايران
از اجراى آلمان هم بهتر بود؟
بله ، بله !
آنجا هم كسى اين طور شد؟
نه ، ولى پايين كه آمديم ، همه با ما دست مى دادند و مى گفتند «ok!» ما هم مى گفتيم «ok!»
برنامه غلام مارگيرى در هتل گواشير كرمان غوغايى به پا كرد. مارگيرى و پسرش عباس سماعى آخرين افرادى بودندكه در بخش جنبى ششمين جشنواره موسيقى نواحى ايران در اولين ساعتهاى بامداد روز شنبه (۲۶ دى ) ، هتل گواشير را به هم ريختند. شروع برنامه بسيار ساده ومعمولى بود و درست مثل اجرايى كه در افتتاحيه جشنواره داشتند، اين پدر و پسر در كنار هم نشستند و با نواختن دف شروع كردند به خواندن. اما پس از حدود ۱۵ دقيقه كه برنامه آنها به پايان رسيد همه افراد حاضر در سالن به هيجان آمده سرپا ايستاده بودند و با حرارت تشويق مى كردند! از فرط استقبال از سوى جمعيت به هيجان آمده غلام مارگيرى حتى ديگر نمى توانست جمعيت را بشكافد تا از سالن خارج شود؛ در اين ميان ناگهان فرزند يكى ديگر از نوازندگان موسيقى نواحى ، در حالى كه اشك مى ريخت و فرياد مى زد «يا مدد، يا مدد» خود را در آغوش مارگيرى انداخت...
دست هاى زيادى
محمود يوسف
ما در كرمان هر شب با صداى نوازندگان محلى به خواب مى رفتيم و با نواى ساز آنها صبح را آغاز مى كرديم. اين موسيقى هر روز بيشتر شگفت زده مان مى كرد. حتم دارم كه در تهران اگرجايى صداى ساز غلام مارگيرى، محمدحسين كيانى، عاشيق محمدحسين دهقان، سهراب محمدى و نورمحمد دورپور را مى شنيديم اينقدر به وجد نمى آمديم. اما آنها در اين چند روز جلوى چشم ما بودند و بهت زده مان مى كردند. وقتى غلام مارگيرى مولودى خوانى محلى را اجرا كرد، ديگر خواب به چشممان نيامد. اين موسيقى ساده كه مدام كلام و آهنگ درآن تكرار مى شد آنچنان همه را تحت تأثير قرار داد كه پژوهشگران خارجى را هم به گريه انداخت.
غلام مارگيرى اولين بار بود كه در اين جشنواره شركت مى كرد و شايد براى همين بود كه موسيقى اش هنوز تازگى داشت و هنوز طبيعتش تغيير نكرده بود.
بيشتر نوازندگان محلى مختلف به خاطر محمدرضا درويشى و اعتمادى كه به او دارند در جشنواره نواحى موسيقى شركت مى كنند.
خوشحال مى شوند وقتى آدم هاى مشتاقى را مى بينند كه صداى سازشان را دوست دارند و با آنها درباره موسيقى شان صحبت مى كنند؛ خوشحال مى شوند وقتى صدايشان ضبط مى شود و شاتر دوربين ها براى آنها به كار مى افتد و فلاش ها چهره آنها را روشن مى كند. مصاحبه كردن و گفتن از خود را دوست دارند و وقتى احترام مى بينند از هيچ كارى دريغ نمى كنند.
نواهاى موسيقى نواحى ايران، هيچ وقت بطور زنده و يك جا براى عوام و خواص به اجرا در نمى آيد، مگر جشنواره موسيقى نواحى كه هر ساله در كرمان برگزار مى شود. اين رويداد ، فرصت بسيار خوبى براى استفاده يا حتى سوء استفاده از موسيقى نواحى ايران است كه هنوز قسمت هاى بسيارى از آن بكر ودست نخورده باقى مانده است.
شنيدن نغمه ها، لالايى ها، موسيقى آيينى ، مذهبى و داستان ها و افسانه هايى كه با زندگى مردم روستاهاى مختلف اجين شده است در طول سال فقط در شب هاى هتل گواشير كرمان و تالارهاى آن امكان پذير است نه جشنواره اى ديگر مثل جشنواره هاى موسيقى كه در تهران برگزار مى شود.
هتل گواشير كرمان دى ماه امسال شلوغ تر ازديگر سال هايى بود كه از ميهمانان موسيقى نواحى پذيرايى مى كرد.
مردم كرمان، هنرمندان، ميهمانان، پژوهشگران ، ۱۰۰ دانشجوى رشته موسيقى كه از طرف برگزار كنندگان جشنواره دعوت شده بودند در كنار هم به اجراى استادان موسيقى و گروههاى محلى گوش مى سپردند.
اجراى استادان موسيقى در برنامه اى كه «محفل انس» نام گرفته بود، ضبط مى شد تا بعدها منتشر شود و در اختيار علاقه مندان قرار بگيرد. جشنواره امسال، بازارى داغ بود براى ضبط و ثبت صداى ساز هنرمندان موسيقى نواحى بدون اينكه حقوق مادى آنها به ياد كسى بيفتد. حميدرضا اردلان با تيم فيلمبردارى خود در يكى از اتاقهاى هتل گواشير، فيلم اجراى نوازندگان و خوانندگان موسيقى محلى را براى شبكه هاى راديويى و تلويزيونى تهيه مى كرد.
بازار كسانى كه به آنها، پژوهشگر مى گفتند و موسيقيدانان محلى را براى ثبت و ضبط صدا به اين طرف و آن طرف شهر كرمان مى كشاندند، داغ تر از سالهاى گذشته بود. شايد ديگر براى محلى ها رمقى نمى ماند و زودتر از بقيه ميهمانان در اتاق هاى خود به خواب مى رفتند.
خيلى ها مى گويند در زمينه موسيقى نواحى، دست زياد شده است. آدمهاى زيادى هستند كه خود را حامى اين هنر و مالك بر حق آن مى دانند و فراموش مى كنند موسيقى نواحى ملك خصوصى كسى نيست. موسيقى نواحى، صاحبى ندارد كه آن را خريدارى كند يا به فروش برساند.
آنها بعضى وقت ها، هدف خود را هم فراموش مى كنند و يادشان مى رود كه مى خواهند موسيقى نواحى ايران را حفظ و احيا كنند و در اين بين فقط به فكر اثبات كارهاى خود هستند. اما پيش از آنكه موسيقى نواحى مديون آنها باشد، آنها مديون موسيقى نواحى هستند. در غير اين صورت شاهد رقابتى خواهيم بود كه در حال حاضر براى ثبت و ضبط موسيقى نواحى در جريان است. رقابتى كه در آن، بيشترين آسيب را موسيقى محلى ايران مى بيند.
گزارشى از ششمين جشنواره
موسيقى نواحى ايران
نسل بازمانده
ازخنياگران كهن
از اجراى آلمان هم بهتر بود؟
بله ، بله !
آنجا هم كسى اين طور شد؟
نه ، ولى پايين كه آمديم ، همه با ما دست مى دادند و مى گفتند «ok!» ما هم مى گفتيم «ok!»
برنامه غلام مارگيرى در هتل گواشير كرمان غوغايى به پا كرد. مارگيرى و پسرش عباس سماعى آخرين افرادى بودندكه در بخش جنبى ششمين جشنواره موسيقى نواحى ايران در اولين ساعتهاى بامداد روز شنبه (۲۶ دى ) ، هتل گواشير را به هم ريختند. شروع برنامه بسيار ساده ومعمولى بود و درست مثل اجرايى كه در افتتاحيه جشنواره داشتند، اين پدر و پسر در كنار هم نشستند و با نواختن دف شروع كردند به خواندن. اما پس از حدود ۱۵ دقيقه كه برنامه آنها به پايان رسيد همه افراد حاضر در سالن به هيجان آمده سرپا ايستاده بودند و با حرارت تشويق مى كردند! از فرط استقبال از سوى جمعيت به هيجان آمده غلام مارگيرى حتى ديگر نمى توانست جمعيت را بشكافد تا از سالن خارج شود؛ در اين ميان ناگهان فرزند يكى ديگر از نوازندگان موسيقى نواحى ، در حالى كه اشك مى ريخت و فرياد مى زد «يا مدد، يا مدد» خود را در آغوش مارگيرى انداخت...
199002.jpg
• صبا حقانى

از اجراى آلمان هم بهتر بود؟
بله ، بله !
آنجا هم كسى اين طور شد؟
نه ، ولى پايين كه آمديم ، همه با ما دست مى دادند و مى گفتند «ok!» ما هم مى گفتيم «ok!»
برنامه غلام مارگيرى در هتل گواشير كرمان غوغايى به پا كرد. مارگيرى و پسرش عباس سماعى آخرين افرادى بودندكه در بخش جنبى ششمين جشنواره موسيقى نواحى ايران در اولين ساعتهاى بامداد روز شنبه (۲۶ دى ) ، هتل گواشير را به هم ريختند. شروع برنامه بسيار ساده ومعمولى بود و درست مثل اجرايى كه در افتتاحيه جشنواره داشتند، اين پدر و پسر در كنار هم نشستند و با نواختن دف شروع كردند به خواندن. اما پس از حدود ۱۵ دقيقه كه برنامه آنها به پايان رسيد همه افراد حاضر در سالن به هيجان آمده سرپا ايستاده بودند و با حرارت تشويق مى كردند! از فرط استقبال از سوى جمعيت به هيجان آمده غلام مارگيرى حتى ديگر نمى توانست جمعيت را بشكافد تا از سالن خارج شود؛ در اين ميان ناگهان فرزند يكى ديگر از نوازندگان موسيقى نواحى ، در حالى كه اشك مى ريخت و فرياد مى زد «يا مدد، يا مدد» خود را در آغوش مارگيرى انداخت.
ششمين جشنواره موسيقى نواحى ايران با حضور ۳۶ استاد اين موسيقى از سراسر ايران از ۲۳ تا ۲۷ دى در كرمان برگزار شد. در اين دوره از جشنواره چندنفر از پژوهشگران سرشناس موسيقى از كشورهاى ديگر هم به كرمان آمده بودند و حدود ۱۲۵ نفر از دانشجويان موسيقى نيز براى ديدن برنامه استادانى كه شايد حتى سال ديگر هم در ميان ما نباشند به اين شهرستان سفر كردند.
اجراى استادان قديمى موسيقى نواحى دراين جشنواره در دو بخش انجام شد. از ساعت ۵ تا ۸ شب ، تالار بزرگ كرمان محل اجراى برنامه هاى اين عده بود و بعد از آن هم از حدود ساعت ۱۱ شب در سالن كوچك هتل گواشير اجراها ادامه پيدا مى كرد. با وجود آن كه تالار بزرگ كرمان از امكانات و فضاى بسيار بزرگى برخوردار بود اما اجراهاى هتل گواشير حال وهواى ديگرى داشت . شايد در سالن هتل وقتى نوازندگان و خوانندگان موسيقى نواحى ، حلقه افرادى كه به دور آنها بر روى زمين نشسته بودند را مى ديدند احساسى نزديكتر به فضاى هميشگى اجراى برنامه هاى خود در ديارشان پيدا مى كردند همان احساسى كه در تالار بزرگ كرمان، بر روى سن و در مقابل تماشاگرانى كه بر روى صندلى ها نشسته بودند، محو مى شد.

«نكته اى كه در نگاه غالب افراد به موسيقى نواحى مشاهده مى شود اين است كه فكر مى كنند چون اين نوع موسيقى در بستر روستا و طبيعت شكل گرفته و مجرى آن در مقايسه با مجريان شهرى و يا پايتخت نشين تحصيلات چندانى ندارد پس احتمالاً آن موسيقى هم موسيقى اى ساده وابتدايى است . در حالى كه به صرف بومى بودن يك موسيقى هرگز نمى توان آن را ساده و يا ابتدايى پنداشت . چرا كه آموختن و فراگيرى همين موسيقى ، به سالها ممارست و كار جدى نياز دارد .» اين جملات متعلق به ژان دورينگ ، موسيقيدان و موسيقى شناس فرانسوى است كه گروهى از پژوهشگران خارجى را هم به همراه خود به كرمان آورده بود. اين گروه شناخت بسيار عميقى از موسيقى ايران و موسيقى نواحى كشور ما داشتندو گفت وگو كردن با آنها نيازى به مترجم هم نداشت چرا كه مى توانستند به زبان فارسى صحبت كنند. استيون بلوم، يكى ديگر از افراداين گروه بود كه از او به عنوان يكى از سه «اتنوموزيكولوگ» نامدار جهان نام مى برند؛ او ۳۶سال پيش، رساله دكتراى خود را درباره موسيقى شمال خراسان نوشت. بلوم با پيگيرى بى وقفه ، اجراها رادر تالار بزرگ كرمان و هتل گواشير دنبال كرد. وقتى مى خواست صحبت كند، ابتدا گفت: «فارسى حرف زدن من، مايه تفريح شما مى شود!» و خودش با صداى بلند خنديد.
ژان دورينگ كه مسؤول هماهنگى براى حضور موسيقيدانان و پژوهشگران خارجى در جشنواره بود، درباره موسيقى نواحى ايران معتقد است: «ممكن است يك چوپان رپرتوارهاى بسيار محدودى از موسيقى منطقه اش را بداند، اما باز هم نمى توان سطح موسيقى او را با ديگر موسيقى ها ارزيابى كرد. به عبارتى او اگرچه موسيقى بسيار محدودى را مى تواند اجرا كند ولى اصلح ترين فرد براى اجراى موسيقى او، خود اوست و هيچ فردى خارج ازآن فرهنگ نمى تواند آن موسيقى را به همان زيبايى اجرا كند. من فرقى بين يك بخش تركمن و يك استاد رديف كه پانزده سال به طور جدى كار عملى كرده است، نمى بينم.»
عبدالولى عبدالرشيدف ـ دكتراى موسيقى ـ از تاجيكستان به اين جشنواره آمده بود. تاجيكها نيز مانند ما موسيقى نواحى و منطقه اى خاصى دارند كه با موسيقى سنتى آنها متفاوت است. هر چند آنها چنين گوناگونى وتنوعى در موسيقى نواحى خود ندارند اما سنتهاى اين نوع موسيقى براى آنها به خوبى قابل درك است. عبدالرشيدف درباره جمع كردن موسيقيدانان نواحى و فراهم كردن اجراى صحنه اى براى آنها معتقد بود: «من فكر مى كنم چنين اجراهايى با تمام نكات مثبتى كه دارد براى ما كه خودمان از مشرق زمين هستيم، اجرايى خاص نيست. براى اين هنرمندان، در اجراهاى صحنه اى كمتر پيش مى آيد كه ارتباط اصلى خود را با شنوندگان برقرار كنند. هنرمند سنتى، عادت دارد در بين مردم باشد و ارتباطى آزاد و راحت برقرار كند. اين شيوه جديد اجرا كه از اروپا به شرق آمده، خوب است اما به هيچوجه قابل مقايسه با شيوه هاى سنتى اجراى موسيقى نيست.»
آرام وارد صحنه شدند. با تندتر شدن ريتم موسيقى، چرخش ها و رقص پاها آغاز شد. وقتى چوب ها را برداشتند هر لحظه اين نگرانى وجود داشت كه بر دست يا سر و صورت هم بكوبند امااعضاى گروه چوب بازى از شمال خراسان بامهارت وزيبايى هرچه تمام تر مشغول رقص با چوب بودند. محكم، چوبها را به هم مى كوبيدند؛ مى چرخيدند، مى كوبيدند، مى نشستند و مى كوبيدند؛ دراز مى كشيدند و مى كوبيدند. اجراهاى چوب بازى اين گروه و رقص با دستمال گروه سيرجان بخش ديگرى از برنامه هاى جذاب جشنواره بود. هرچند اين دو گروه در تالار بزرگ كرمان برنامه اجرا كردند اما هيچ مشكلى با دورى از مخاطبان خود نداشتند.
نقاره نواز جوان گروه سيرجان چنان با حرارت و قدرت بر روى ساز خود مى كوبيد كه تمام سالن به وجد آمده بود. چوب بازهاى خراسانى هم با هماهنگى كامل بر روى صحنه مى چرخيدند و چوبها را بر هم مى نواختند. اجراى آنها كاملاً متفاوت از آن چيزى بود كه از صدا و سيما پخش مى شد و يا گروههاى ديگرى در تهران و يا شهرهاى ديگر به روى صحنه مى برند.
در طول پنج روز برگزارى جشنواره موسيقى نواحى در شهر كرمان به غير ازتالار بزرگ شهر و سالن هتل گواشير، هرجاى ديگرى كه پاى هنرمندان موسيقى نواحى به آنجا مى رسيد، آوايى ازمناطق كشور درآن شنيده مى شد. در راهروهاى هتل گواشير، پيشكسوتان اين هنر يامشغول گپ زدن با جوانترها و هنرمندان ديگر مناطق بودند و يا براى گروهى كه به گرد آنها جمع مى شدند، آواز مى خواندند.
ازهركدام از اتاق هاى هتل نيز صداى آواز يا موسيقى شنيده مى شد. دراتاق هركدام از پيشكسوتان را كه مى زديد و درخواست مى كرديد آوازى بخوانند يا دستى به ساز ببرند، هرگز با پاسخ منفى روبه رو نمى شديد. اگرچه خوشبختانه، اين دوره از جشنواره به سازهاى آرشه اى اختصاص داشت، چرا كه در دوره اى از اين جشنواره كه به سازهاى كوبه اى اختصاص داشت، گويا كمتركسى درهتل گواشير موفق مى شد كه زودتر از نيمه هاى شب به خواب برود!
> آقا شما با كرايه كه مشكلى نداريد؟
ـ چقدر مى گيريد؟
>ما از ميدان ارگ تا اينجا ۵۰۰تومان مى گيريم. از اينجا تا هتل گواشير هم كه خودتان مى دانيد چقدر راه است.
ـ روى هم چقدرمى شود؟
>۷۰۰تومان. ببينم شما براى جشنواره آمده ايد؟
ـ بله. شما چطور؟ تا به حال اجراهاى جشنواره را ديده ايد؟
> نه والله. گرفتارى هاى زندگى اينقدر زيادشده كه فرصت نمى كنيم.
ـ ولى شب جمعه سالن خيلى شلوغ بود. ظاهراً بسيارى از كرمانى ها هم به سالن آمده بودند.
> شب جمعه، بله. شب جمعه تلويزيون اين برنامه طنز آقاى فتح الله(!) اويسى را نشان مى داد. خيلى برنامه خوبى بود. اصلاً اين برنامه...
بعد از پنج سال برگزارى جشنواره موسيقى نواحى دركرمان، مردم اين شهر هم به جشنواره عادت كرده اند و معمولاً عده زيادى از كرمانى ها نيز در تالار بزرگ شهر حاضر بودند. با اين وجود ارزش و اهميت اين گونه از موسيقى، در بين اهالى شهر هنوز آنگونه كه بايد روشن نشده است.
ازطرف ديگر جهت گيرى مسؤولان فرهنگى كشور هم نسبت به موسيقى نواحى، سازماندهى شده و داراى اهداف طولانى مدت نيست و گويا هيچ راهى غير از برخورد موزه اى با اين هنر دربين تصميم گيران وجودندارد.
تمام اين مسائل دركنار نكته بسيارمهمى قرارمى گيرد كه بر اجراى صحنه اى موسيقى نواحى ايراد وارد مى كند. چرا كه عده زيادى از كارشناسان معتقدند، جداكردن هنرمندان موسيقى نواحى از بافتى كه درآن زندگى مى كنند و آوردن آنها به روى صحنه براى اجراى موسيقى با روح و جوهره اصلى هنر آنها درتضاد است.
محمدرضا درويشى، دبير جشنواره موسيقى نواحى ايران دراين باره مى گويد: «اگر قرار باشد آن موسيقى، ادامه حيات پيداكند يا بايدآن را ضبط كنيم ويا مجرى هاى آن را در چنين جشنواره هايى گردهم آوريم. بنابراين دليلى وجودندارد كه چون يك آيين درحال حاضر از بين رفته است، موسيقى آن را هم دفن كنيم.»
درويشى معتقداست: «اگر كسانى بخواهند با اينگونه موسيقى ها مواجه بشوند، به طورطبيعى بايد به محل و خاستگاه آنها بروند كه در شرايط فعلى چنين امكانى براى همه افراد مهيانيست. من و همكارانم هم مى دانيم اين موسيقى وقتى ازجايگاه خود دور شود و در سن و صحنه مجال بروز يابد از ذات خود دورشده است. ولى اگر اين موسيقى ها را به جشنواره نياوريم و از آن طرف امكانى هم براى آنكه افراد به خاستگاه اصلى موسيقى هاى مزبور بروند، فراهم نباشد، همين مختصر موسيقى باقى مانده هم ازبين خواهدرفت.»
ششمين جشنواره موسيقى نواحى كشور عصر روز دوشنبه هفته گذشته با انتخاب برگزيدگان خود در بخش مسابقه و تقدير از ۲۶استاد موسيقى نواحى ايران به كار خود پايان داد. بعد از شش دوره برپايى جشنواره و مشخص شدن پتانسيل هاى اين موسيقى، نگرانى هاى تازه اى درباره موسيقى نواحى كشور به وجود آمده است. تاكنون خطر فراموشى و ازبين رفتن برخى ازانواع موسيقى نواحى ايران وجودداشت اما امروز نگرانى آسيب ديدن اين موسيقى از برخى تنگ نظرى ها، فردمحورى و سودجويى نيز به آن اضافه شده است.


ى
روزنامه اى براى دو روز
199020.jpg
روزنامه اى براى دو روز

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش   |   گزارش ويژه   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   | 
|   اوقات شرعى   |   موسيقى   |   ارتباطات   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |