اميررضا طوسى نژاد
وقتى مسؤوليت پذيرى در جامعه اى رنگ مى بازد و كسى پاسخگوى مسؤوليت خويش و قصورهاى خواسته و ناخواسته ناشى از بى توجهى ها نيست ، آن وقت مقصر تمامى سوانح قربانيان اينگونه حوادث هستندكه جانشان را از دست داده اند و دستشان از دنيا كوتاه مانده و در حقيقت قادر به دفاع از خود نيستند.
۲ سال قبل وقتى ۶ دانش آموز دختر مدرسه راهنمايى «طاها۲» تنها به خاطر سهل انگارى، قربانى قصور انسانهاى به اصطلاح مسؤول در درياچه مصنوعى پارك شهر شدند، تمامى مسئوليتها به گردن قايقران قربانى كه در جريان اين حادثه كشته شده بود انداخته شد و مقصران اصلى اين فاجعه سعى كردند قصورهاى صورت گرفته را كه منجر به مرگ ۶ نوگل باغ علم و دانش شده بود ، به گردن قايقران بيندازند كه سرانجام هدف اصلى آنها تحقق يافت و سهم زيادى از علت وقوع اين حادثه به قايقران نسبت داده شد.
چندماه بعد و در حالى كه شهردار منطقه محل وقوع حادثه و پيمانكاران درياچه مصنوعى از سوى دادگاه جنايى تحت محاكمه بودند خبر اعلام رضايت اولياى دم مقتولان همه مردم را شوكه كرد و به اين ترتيب پرونده اين جنايت خاموش به دست فراموشى سپرده شد تا فقط يادگارى از عكسهاى قربانيان در صفحات حوادث روزنامه ها باقى بماند.
وقوع اين حادثه دردناك وجنايت خاموش ديگرى كه ۱۰ سال قبل در دبستان «سوده» شهرستان رشت اتفاق افتاده و منجر به مرگ ۶ دانش آموز دختر ميان شعله هاى آتش شده بود ، نشانگر اين موضوع است كه مسؤولان همواره سعى دارند با فرافكنى در انجام وظايفشان ، از پذيرفتن قصورهاى صورت گرفته شانه خالى كنند.
حال با گذشت چندين سال از وقوع اين ۲ جنايت خاموش، بار ديگر عدم مسؤوليت پذيرى و بى كفايتى ، جنايت خاموش ديگرى را در چهارمحال وبختيارى رقم زد و افكار عمومى را به شدت متأثر كرد. خبر كوتاه در عين حال تكاندهنده بود: «۱۳ دانش آموز دبستان ابتدايى روستاى سفيلان شهرستان لردگان در حادثه آتش سوزى در كلاس درس، به طرز هولناكى در شعله هاى آتش جان خود را از دست دادند.»
عمق اين فاجعه به حدى بود كه خبر ساعاتى بعداز طريق رسانه هاى جمعى در تمام كشور پخش شد و تأثير نامطلوبى روى افكار عمومى گذاشت. خيلى ها باور نمى كردند : مگر مى شود ۱۳ دانش آموز دختر و پسر در يك كلاس درس ميان شعله هاى آتش تبديل به خاكستر شوند؟ چرا مسؤولان آموزش و پرورش از در اختيارقراردادن حتى يك كپسول آتش نشانى به اين مدرسه كه در منطقه اى محروم واقع شده ، خوددارى كرده بودند؟
ساعاتى بعد «مرتضى حاجى» وزير آموزش و پرورش تنها در پيامى حادثه مرگ دانش آموزان را تسليت گفت تا شايد به اين ترتيب سؤالات افكار عمومى بى پاسخ باقى نماند!
از طرفى ديگر دبير انجمن حقوق دانش آموز در پى وقوع اين حادثه ضمن هشدار به مسؤولان گفته بود : اگر براى امنيت دانش آموزان در مدرسه كارى نكنيم ، بايد منتظر حادثه بعدى و تسليتى ديگر باشيم.
«بهنام صبائيان» همچنين گفته بود : اتفاقات ناگوار بسيارى البته با شدت بسيار كمتر از حادثه آتش سوزى در مدرسه روستاى «سفيلان » براى دانش آموزان در مدارس كشور روى مى دهدكه در رسانه ها منعكس نمى شود.
وى در ادامه افزوده بود: تاكنون در خصوص اين مسائل فكر اساسى نشده است و هرچند وقت يك بار بايد شاهد حادثه دلخراشى براى دانش آموزان باشيم ، كدام مسؤول فرزند خود را به مدرسه اى مى فرستد كه در زمستان با بخارى نفتى گرم مى شود؟
همه در جست و جوى عوامل حادثه و شناسايى متهم ، نبود كپسول آتش نشانى ، نرده هاى آهنين پنجره هاى كلاس، نبود سرايدار ، كمبوداعتبار ، مدرسه غيراستاندارد و شايد هم معلم بخت برگشته اى كه قرار است مقصر شناخته شود.
شناسايى عامل وقوع اين جنايت خاموش براى افكار عمومى ، كار سخت و دشوارى نبود و نيازى به كارشناس نداشت ، كافى بود نگاهها به حوادث مشابه كه در سالهاى گذشته رخ داده بود، معطوف شود تا به شناسايى عامل اصلى حادثه منجر شود. گمانه زنى ها درست بود: « عامل اصلى اين حادثه كه معلم كلاس است دچار ۹۰ درصد سوختگى شده و با مرگ دست و پنجه نرم مى كند.»
طبق اظهارات مسؤولان ، قصورها از سوى معلم مدرسه صورت گرفته است . رئيس نوسازى و تجهيز مدارس چهارمحال و بختيارى ، پس از وقوع اين حادثه با متهم كردن معلم كلاس گفته بود: تنها ندانم كارى معلم مدرسه «سفيلان» سبب وقوع اين حادثه شده بود.
وى در ادامه افزوده بود: چون دانش آموزان پايه اول ، دوم و سوم اين مدرسه در روز حادثه معلم نداشتند با آسيب ديدن بخارى كلاس، معلم كلاس پايه چهارم و پنجم براى رفع مشكل به كلاس مراجعه كرد. دقايقى بعد معلم براى رفع خرابى بخارى نفتى ، آن را از كلاس به بيرون پرتاب كرد و از آنجايى كه بشكه نفت نيز دركنار كلاس قرارداشته، اين امر سبب شده بشكه ذوب و نفت و شعله هاى آتش وارد كلاس شود.
ازسويى ديگر و برخلاف اظهارات معاون عمرانى وزير آموزش و پرورش كه اعلام كرده بود مدرسه «سفيلان» كاملاً براساس استانداردهاى لازم ساخته شده بود، نماينده مردم لردگان درمجلس وضعيت مدارس دراين مناطق را اسفبار توصيف كرد.
به راستى اگر استانداردهاى لازم در ساخت مدرسه و سيستم گرمازايى آن رعايت مى شد، چنين رويداد تلخى رخ مى داد؟ چرا مدارس كشور مجهز به راههاى خروج اضطرارى نيستند هرچند مدرسه كوچك باشد و تنها ۲كلاس داشته باشد و آيا التيامى براى زخم دل پدران و مادران قربانيان جنايت هاى خاموش كه هر از چندگاهى در كشور رخ مى دهد، مى توان يافت؟
به راستى آيا دلايل مطرح شده در وقوع اين حادثه دلخراش درمدارس بخش مرفه نشين پايتخت هم قابل توجيه است يا فقط محرومان مجبورند بهاى بيشترى براى زندگى رنج آور خود بپردازند؟ مگر غنچه هاى نشكفته باغ زندگانى مردمانى زحمتكش و مظلوم چه گناهى مرتكب شده بودند كه اين چنين قربانى كوتاه فكرى انسانهاى بى مسؤوليت شدند؟
افكارعمومى درپى اين حادثه هولناك به شدت متأثر شده است و والدين دانش آموزان به ويژه درمناطق روستايى و فقيرنشين كشور بارديگر با ترس و نگرانى، شكوفه هاى زندگى شان را راهى مدارس مى كنند و چشم انتظار بازگشت آنها به كانون خانواده مى مانند.
البته به نظرمى رسد مانند سالهاى گذشته كمتركسى به دنبال رفع علت اصلى بروز اينگونه حوادث باشد و بازهم تلاش مى شود با معرفى مقصر يا مقصرانى كه هميشه مقتول واقع بوده اند، افكارعمومى براى مدتى قانع شوند تا غائله بخوابد.
دراين ميان مسؤولان آموزش و پرورش كه بارها به خاطر مرگ خاموش دهها دانش آموز دختر و پسر دركشور موردسرزنش قرارگرفته اند، بارديگر سعى مى كنند به فرافكنى بپردازند و از كمبود بودجه بنالند.
درخصوص اين حادثه و نقش مدعى العموم دراينگونه حوادث، در گفت وگويى با رئيس دادگاه كيفرى استان تهران، نقطه نظرات وى را جويا شديم.
ناصر سراج مى گويد: همانطور كه حدود ۲سال قبل در حادثه درياچه مصنوعى پارك شهر شاهد بوديد، نماينده مدعى العموم درتمامى جلسات محاكمه، در دادگاه حاضرشد و كيفرخواست خود را به قاضى پرونده تسليم كرد كه قبل از صدور رأى نهايى دادگاه، ديه مقتولان توسط عده اى از متهمان پرونده پرداخت شد و اولياى دم رضايت خود را اعلام كردند و سپس پرونده از لحاظ جنبه عمومى جرم، تحت رسيدگى قرارگرفت.
وى درادامه مى افزايد: با احياى دادسرا، دادستان شهرستان محل وقوع حادثه وظيفه دارد نماينده مدعى العموم را تعيين و معرفى كند تا وى به بررسى هاى لازم بپردازد و اين امر زمانى تحقق پيدامى كند كه حادثه جنبه عمومى پيداكرده و افكارعمومى نيز تحت تأثير قرارگرفته باشند.
رئيس دادگاه كيفرى استان تهران درخاتمه مى گويد: نماينده مدعى العموم پس از بررسى هاى لازم و اعلام نظريه كارشناسان كيفرخواست خود را به دادگاه رسيدگى كننده، ارائه مى دهد.
تمام مدارس بايد مجهز به كپسول آتش نشانى باشند
همچنين «حميد عرب زاده» مدير اداره بررسى علل حريق و حوادث سازمان آتش نشانى درخصوص ايمن ترين سيستم گرمايشى مدارس به ايسنا گفته است: سيستم شوفاژ مركزى مناسبترين سيستم به شمارمى رود چرا كه دانش آموزان نمى توانند تنظيمات آن را تغييردهند.
وى تأكيد كرده است: درمناطقى كه امكان استفاده از اين سيستم وجود ندارد بخارى ها بايد توسط كارشناسان نصب و از ايمنى آن اطمينان حاصل شود.
وى همچنين افزوده است: در بخاريهاى مورداستفاده نبايد هيچ منفذى براى خروج منواكسيدكربن و دودهاى احتراقى وجودداشته باشد زيرا خروج اين گازها و استنشاق آن توسط دانش آموزان احتمال ايجاد خفگى را افزايش مى دهد.
گرچه پس ازاين اظهارنظر سازمان آتش نشانى، اين مرجع ازگفت وگو با گزارشگر «ايران» سرباز زد اما به نظرمى رسد نقش سازمان آتش نشانى به ويژه سازمان آتش نشانى تهران دراين گونه مسائل اهميت ويژه اى داردهرچند به سبب برخى ملاحظات اين اظهارنظرها مطرح نشود.
البته هنوز هم تكليف بررسى هاى كارشناسان سازمان آتش نشانى درماجراى انفجار قطار در نيشابور براى مردم روشن نشده است.
مسائل ايمنى ديگر مسائل امنيتى نيست كه بخواهيم با محافظه كارى با آن برخورد كنيم. حادثه ها يكى پس از ديگرى اتفاق مى افتند و محافظه كارى در برابر علل وقوع تنها به تكرار حوادث مى انجامد.