شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۱ ذيحجه ۱۴۲۵
Sat, Jan 22, 2005
گزارش ويژه
۳۰۳۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
نگاهى به نمايش «يك بليت براى بهشت» كار گروهى از فرانسه
تئاتر شهرستانها
گزارش «ايران» از نخستين روز
بيست و سومين جشنواره
بين المللى تئاتر فجر
• امروز دربخش هاى مختلف بيست و سومين
جشنواره بين المللى تئاتر فجرهفده
نمايش روى صحنه مى رود
نگاهى به نمايش «يك بليت براى بهشت» كار گروهى از فرانسه
يك بهشت كوچك
رضا آشفته
نمايش «يك بليت براى بهشت» كارگروهى از كشور فرانسه روز اول و دوم جشنواره تئاتر فجر در كافه ترياى تئاتر شهر اجرا شد.
اين نمايش براساس بداهه پردازى با موضوع خستگى آدم ها در مترو شكل مى گيرد. گروه بازيگران كه شامل يك خانم و آقاى فرانسوى، يك آقاى ايرانى و اسپانيايى و ... هستند، دانشجويان دوره دكتراى تئاتر در پاريس محسوب مى شوند كه حالا بايد با بهترين نحو ممكن از پس ايجاد يك وضعيت خلق الساعه و دراماتيك برآيند.
داريو فو در روزگارى نه چندان دور در ايتاليا به دنبال ايجاد وضعيت هاى كاملاً رئال در محل هاى شغل و عمومى بود.
او و همسرش برآن بودند تا از مردم بخواهند و يا به گونه اى آنها را دعوت كنند تا درباره خود و مشكلاتشان به شيوه كاملاً نمايشى اظهار نظر كنند. آگوستو بوال برزيلى هم مبناى تئاتر خود را مشاركت و شوراى تماشاگران قرار داد.
او هم بنا بر حضور تماشاگر غير حرفه اى در يك متن و دروضعيت خلق الساعه به شورايى شدن يك اثر هنرى و دراماتيك بها مى دهد. گروههاى ديگرى نيز بوده اند كه هر يك بنا بر مانيفست هاى سياسى و فلسفى خود در تدارك چنين موقعيت هايى برآمده اند - مثلاً پيتر شومان حضرت مسيح(ع) را يك الگوى درست براى پاكسازى كردار بشرى تلقى مى كنند، و در سراسر دنيا با اعتراض به جنگ طلبى قدرت ها و مبارزه عليه برهم زنندگان نظم محيط زيست با گروه نان و عروسك و با مشاركت مردم نمايش هاى ساده اى را تدارك مى بينند.
اين گروه چند مليتى كه از فرانسه و با يك ايرانى (على راضى) در تئاتر شهر حاضر شدند تا وضعيت روزمره اى را به نمايش در آورند، قرار بود كه در ۳۰ دقيقه - تايم حك شده بر صفحه برنامه هاى جشنواره - از پس اجراى يك نمايش بداهه برآيند، ولى از آنجا كه گروه نمايشى نتوانست از ابتدا كدهاى ارتباطى را برقرار كند و از طرفى تماشاگر هم هيچ اصرارى بر مشاركت و حضور در وضعيت نداشت، هيچ اتفاق خارق العاده اى در آنجا شكل نگرفت.
هرچند براى يكبار اصغر همت به گروه بازيگران پيشنهاد داد كه بمبى در اين قطار فرضى گذاشته شده و او حالا مترو را ترك مى كند. اما گروه نتوانست با اين پيشنهاد جلو بيايد. پس از گذشت ۵۰ دقيقه خانم بازيگر از تماشاگران خواست كه براى شكل گيرى يك نمايش مشاركت داشته باشند. از اينجا ديگر بازيگران ايرانى آن هم بيشتر به شكل ادا سعى كردند كه در دل موقعيت قرار بگيرند.
باز هم اتفاق عجيبى، به وقوع نپيوست، من هم بايد اين وضعيت ناممكن را براى ديدن نمايش بعدى ترك مى كردم و بودن يك بليت نمايش براى رفتن به پارادايز (بهشت) هم بهانه  دل انگيزى براى بازيگران ايرانى اين جمع چند مليتى نشد. اى كاش ...
خانم بازيگر فرانسوى از ابتدا سعى كرد كه با گروه تماشاگران ارتباط برقرار شود، تا اينجا گروه موفق بود اما پس از آن نتوانست جرقه اى در كافه تريا ايجاد كند تا همه با روحيه اى افسون شده پيشبرنده كل جريانات باشند.
بنابراين خواسته يا ناخواسته اين گروه آكادميك فرانسوى تا حدودى نتوانستند تا در جنس و شيوه كارى خود آن هم در كشورهاى شرقى به كدهاى قابل دريافت ديگرى برسند. حتى ابزارى مانند ويدئو نيز نتوانست دراين اتود كارساز باشد.
شايد روياى رفتن به بهشت آن هم در ايستگاه مترو و در شهر تهران چيزى كم اشتها باشد. و شايد...
تئاتر شهرستانها
آخر بازى
يكى از بخشهاى مورد توجه تئاتر فجر حضور پررنگ گروههاى شهرستانى در اين جشنواره است. اين گروهها هر ساله با توجه به امكانات محدود كار در شهرستان به تهران مى آيند و در مدت زمان كم حضور خود در جشنواره كارهاى موفقى را به نمايش مى گذارند.
«آخر بازى» تئاترى از شهرستان شاهرود به كارگردانى محمد عرب اسدى است كه جمعه دوم بهمن ماه در خانه نمايش به روى صحنه رفت. اين نمايش يك كار ابزورد است و از شخصيت هاى «هى» و «ها» تشكيل شده كه تمام مراحل زندگى خود را گذرانده و منتظر آخرين مرحله هستند و در اين انتظار گذشته خود را بازى مى كنند. عرب اسدى در رابطه با اين نمايش گفت: مضمون نمايش بحث تنهايى و غربت و سرگشتگى است كه طرح آن را دو سال قبل زدم و خواستم به صورت كارگاهى آن را انجام دهم، اما شرايط بازيگرهايى كه تا به حال با اين فرم كار نكرده بودند، شيوه كار را تغيير داد.
نمايش «شب و گربه و زيرطاقى» ، دزد دريايى، ماجراى باغ وحش و خرس از كارهاى ديگر اين كارگردان است. ضمناً «آخر بازى» در جشنواره استانى سمنان كار برتر شناخته شده و جايزه نويسندگى برتر و طراحى صحنه و بازيگرى و كارگردانى برتر را از آن خود كرده بود.
امروز چه مى بينيد؟
امروز در بخش هاى مختلف بيست و سومين جشنواره بين المللى تئاتر فجر هفده نمايش روى صحنه مى رود. با توجه به تنوع سانس هاى اجرايى، علاقه مندان مى توانند زمان خود را تنظيم و اين نمايش  ها را به تماشا بنشينند.
سيرك كارى از كشور لهستان است كه ساعت ۱۹ در تالار وحدت روى صحنه مى رود. اين نمايش ۵۰ دقيقه به طول مى انجامد.
مهتابى در تالى نيز كارى از شهرستان گنبد كاووس است كه حميدرضا ميرزاى نويسندگى و كارگردانى آن را برعهده دارد، اين نمايش كه ۶۵ دقيقه زمان دارد در دو سانس ۱۶ و ۱۸‎/۳۰ در تالار سنگلج اجرا مى شود. تالار هنر نيز ميزبان نمايشى از محلات است. اين نمايش ژازن بكام و ژازن ناكام نام دارد و امير سلطان احمدى نگارش نمايشنامه و كارگردانى اثر را برعهده دارد. رؤياى نيمه شب تابستان نوشته ويليام شكسپير نمايشنامه نويس جاودان نيز به كارگردانى سعيد بهنام اجرا مى شود. علاقه مندان اين نويسنده مى توانند به مدت ۶۰ دقيقه اثر مورد نظرشان را در دو سانس ۱۵ و ۱۷‎/۳۰ در تالار موسوى به تماشا بنشينند. امسال هنرمندان توانسته اند نمايش هاى خارجى را با ايده هاى اجرايى جديد در جشنواره روى صحنه بياورند.
شاه شبديز كار شهرستان اروميه است. ابوالفضل اجاق پور نمايشنامه را نوشته و كريم على خواه كارگردانى آن را برعهده دارد. اين نمايش ۵۰ دقيقه اى ساعت ۱۵ در خانه نمايش اجرا مى شود. خانه نمايش در اداره تئاتر، خيابان انقلاب نرسيده به فردوسى كوچه پارس واقع شده است.
دوست داران كارهاى تجربى و كارگاهى هم مى توانند در كارگاه نمايش در ساعت هاى ۱۴ ، ۱۸ و ۲۰ اجراى كارگاهى متنى از ساموئل بكت را به تماشا بنشينند. اين نمايش الوتريا نام دارد و وحيد رهبانى به عنوان كارگردان از گروه تئاتر نقشينه آن را روى صحنه مى آورند.
كافه ترياى تئاتر شهر هم در ساعت ۱۵ از نمايش الآن كجايى كار گروهى كشور كانادا استقبال مى كند. الآن كجايى ۴۵ دقيقه به طول مى انجامد.
يك لحظه چشم برهم زدن نوشته و كار افشين ناصرى هم ساعت ۱۶ در تالار خورشيد اجرا خواهد شد. اين نمايش ۶۹ دقيقه اى كار بوكانى است.
بخشى هم در جشنواره امسال درنظر گرفته شده كه «مرور بر يك اجراى نمايش هاى سال ۸۳» نام دارد. امروز آژاكس نوشته حميدرضا نعيمى و كارگردانى آرش دادگر و اين بخش به اجرا درمى آيد. اين نمايش ۵۰ دقيقه اى ساعت ۱۶ در تالار نو اجرا مى شود. سال گذشته نمايش هاى مرور، در يك سالن اجرا مى شد كه امسال اين نمايش ها در سالن هاى مختلف به اجرا درمى آيد.
ليرشاه ديگر نوشته جاودان شكسپير را امسال سعيد آقايى با تنظيم ۶۰ دقيقه اى در ساعت هاى ۱۶ و ۱۹ در تالار كوچك مجموعه تئاتر شهر اجرا مى كند.
بهروز غريب پور نيز نمايش ايكارو را كه خود نوشته و كارگردانى كرده ساعت ۱۷ و ۲۱ در تالار چهارسو در معرض ديد علاقه مندان قرار مى دهد. او هم اكنون اپراى رستم و سهراب را در تالار فردوسى روى صحنه دارد و چند ماه پيش نمايش ۲۳۴۲ روز را به روى صحنه داشت. ژان كلود كرى نيز يكى از نويسندگان موردعلاقه هنرمندان ايرانى است كه اخيراً سفرى به ايران داشته و كارگاهى را نيز براى هنرمندان برپا كرد. امسال كتايون فيض مرندى براساس نمايشنامه دفتر يادداشت نوشته اوطارى ۱۲۰ دقيقه اى را به جشنواره ارائه كرده كه امروز در تالار سايه ساعت ۱۷‎/۳۰ و ۲۰ روى صحنه مى رود.
كيومرث مرادى و گروه تئاتر تجربه امسال تجربه اى ديگر انجام داده اند. مرادى و نويسنده ثابت گروهش نغمه ثمينى كه تمركز خود را روى كارهاى ايرانى معطوف داشته بودند امسال براساس يكى از نمايشنامه هاى شكسپير بازخوانى انجام داده اند و حاصل كار ژوليوس سزار به روايت كابوس است كه ساعت ۱۸ و ۲۰ به مدت ۹۰ دقيقه در تالار قشقايى اجراى مى شود.
تالار اصلى هم ميزبان اسرار شبانه به كارگردانى ديتر كوحل از آلمان است، اين نمايش ۷۵ دقيقه زمان دارد و ساعت ۱۸‎/۳۰ روى صحنه مى رود.
در بخش تعزيه كه در فضاى باز تئاتر شهر برگزار مى شود مجلس شبيه خوانى عبدالله عفيف برگزار مى شود و علاقه مندان نمايشنامه خوانى ساعت ۱۴ و ۱۵ با مراجعه به تالار گفت وگو خانه هنرمندان ايران مى توانند دو نمايشنامه تعطيلات تابستانى (ساغر مختارى) و وقتى كه شب فرا مى رسد (بابك والى) را به تماشا بنشينند. در همين محل ساعت ۱۰ تا ۱۶ ويدئو تئاتر كاليگولا به كارگردانى ميثم اصلانى برپا مى شود.
گزارش «ايران» از نخستين روز
بيست و سومين جشنواره
بين المللى تئاتر فجر
سفرى تا رؤياها
• امروز دربخش هاى مختلف بيست و سومين
جشنواره بين المللى تئاتر فجرهفده
نمايش روى صحنه مى رود
رامتين شهبازى
حس غريبى است. وقتى از پس يك صف شلوغ روى صندلى ات داخل سالن آرام مى گيرى؛ نورتيز روبه تماشاگران آرام فيد مى شود، نور صحنه روشن مى شود و بازى آغاز. حالا ديگر تو در اين دنيانيستى. تو در يك دنياى جديد هستى.
199065.jpg
اين دنيا را ماكس فريش ساخته، آرتورميلر، يك گروه دانشجوى فرانسوى يا يك گروه تئاتر شهرستانى از ايران هيچ فرقى نمى كند. مهم اين است كه دنياى جديدى را تجربه مى كنى. بيرون درب سالن ها خبرنگاران همه جور حرفى مى زنند. از سياست هاى جشنواره تا كارگردان هاى حاضر و ... اما همه و همه تا وقتى است كه نورتيز رو به تماشاگران خاموش مى شود و حالا تو در يك دنياى ديگر هستى ... اين يكى از ويژگى هاى مهم جشنواره هاى تئاتر است. تئاتر آنچنان تو را جادو مى كند كه همه چيز را فراموش مى كنى. بى اختيار ياد شعرى از مهدى اخوان ثالث مى افتم: ما راويان قصه هاى شاد و شيرينيم ‎/ قصه هاى بيشه انبوه‎/ پشتش كوه‎/ پايش نهر‎/ قصه هاى دست گرم دوست در شب هاى سرد شهر... بيست و سومين جشنواره بين المللى تئاتر فجر روز پنجشنبه با قرائت پيام وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، معاونت هنرى وزارت ارشاد، رئيس مركز هنرهاى نمايشى و هنرمندان كارخود را آغاز كرد.
تماشاخانه هاى تهران خود را آراسته بودند تا ميزبان علاقه مندان اين هنر ديرينه باشند. هر علاقه مندى با هر سليقه اى كه روز اول به اين تماشاخانه ها مراجعه مى كرد دست خالى به خانه باز نمى گشت. علاقه مندان آثار خارجى مى توانستند به ديدن كار آلمان بروند يا اجراهاى ايرانى نمايش هاى ماكس فريش و آرتور ميلر را به تماشا بنشينند.
علاقه مندان كارهاى كارگاهى مى توانستند شاهد يك كار جالب از يك گروه دانشجوى فرانسوى باشند كه براى اجراى نمايش خود به ايران آمده اند. كارهاى ايرانى و حاصل كار بروبچه هاى شهرستانى هم حضورى بارز داشت.
كافى است فقط انتخاب كنى و با علاقه وارد سالن شوى. آن وقت  است كه ازدحام بهاى بالاى بليت و ... را فراموش مى كنى.
گروه تئاتر هفت به سر پرستى على راضى - ايرانى مقيم فرانسه - اولين اجرا را در جشنواره امسال به خود اختصاص داده بودند. در اين گروه مليت هاى مختلف حضور دارند و آنچنان كه از نامش بر مى آيد هفت نفر كل اعضاى گروه را تشكيل مى دهند. نمايش آنها يك بليت براى بهشت نام داشت. ايده اصلى كارهم بر پايه مشاركت فعال تماشاگر در اجرا شكل گرفته است. در اين شكل از نمايش كه به صورت كارگاهى اجرا مى شود بازيگر نيز خود جزيى از نمايش است كه بازيگران اصلى براساس موقعيت ايجاد شده توسط همين تماشاگران يك موقعيت دراماتيك جديد خلق مى كند. با توجه به فضاى فراگير تئاتر كارگاهى و تجربى كه به تعبيه خصوص در سال گذشته نمونه هاى مختلفى از آن را شاهد بوديم تماشاى اين نمايش مى توانست جالب توجه باشد. با توجه به اينكه بازيگر فرانسوى كار على رغم تسلط به زبان فارسى، خيلى خوب با موقعيت هاى ايجاد شده كلامى ارتباط بر قرار مى كرد. نوشتن به طور مفصل درباره اين نمايش را به فرصتى ديگر وا مى گذاريم. نكته جالب جشنواره امسال تعبيه يك تكيه به شيوه تكيه دولت در ميان حياط تئاتر شهر است. اين تكيه را پيام فروتن - طراح صحنه و لباس - طراحى كرده و ساخته. كه در اولين روز و افتتاح آن به مناسبت عيد قربان مجلس شبيه خوانى ذبح اسماعيل روى صحنه رفت. تعزيه خوانان بنامى در روز افتتاحيه اين محل حضور داشتند.
«منطقه اشغال شده»كار هلنا والدمن نيز توجهات گسترده اى را به خود جلب كرد كه فردا در باره آن مفصل خواهم نوشت. اين نمايش محصول مشترك ايران و آلمان است و پانته آبهرام، سيما تيرانداز و مهشاد مخبرى و ... بازيگرانش هستند. اين نمايش قرار است پس از جشنواره تئاتر فجر اجراى عمومى داشته باشد. امسال بى نظمى كمترى در جشنواره صورت گرفته است. اكثر مراجعين بدون دغدغه نمايش هاى خود را به تماشا نشستند. تنها در دقايق اوليه آغاز برنامه ها توسط مسؤول گيشه خبرنگاران اعلام شد هر نويسنده اى تنها مى تواند از دو كار در روز ديدن كند كه اين مسأله هم با وساطت روابط عمومى جشنواره حل شد. «آواز قو» محمد رحمانيان با اينكه تازه اجراى عمومى اش در مجموعه تئاتر شهر به پايان رسيده بود و در بخش مرور نمايش هاى سال ۸۳ در تالار سايه روى صحنه رفت همچنان مخاطبان زيادى داشت، به گونه اى كه خيلى ها با پاسخ تأسف مسؤول گيشه مبنى بر اتمام بليت ها مواجه شدند.
199062.jpg
اما با تمام اين اوصاف نمايش توجه بسيارى از علاقه مندان متون خارجى را به خود جلب كرد. چشم اندازى از پل نوشته آرتور ميلر و سانتا كروز اثر ماكس فريش.
نويسنده هر دو نمايشنامه براى علاقه مندان هنرنمايش، نامهاى آشنايى هستند جالب اينكه كارگردانى هر دو نمايش را نيز دو تن از كارگردان هاى زن تئاتر ايران برعهده داشتند. چشم اندازى از پل را منيژه محامدى براساس ترجمه خودش كارگردانى كرده بود و هما روستا نيز سانتاكروز را با ترجمه و كارگردانى خودروى صحنه برد كه با استقبال تماشاگران رو به رو شد. چشم اندازى از پل به مسأله مهاجرت مى پردازد و دغدغه هاى ميلر را در مواجهه با جامعه بحران زده آمريكا به نمايش مى گذارد. ميلر اين نمايش را در سال ۱۹۵۵ نوشت و از پس روابط شخصيت هاى خود وضعيت كلى جامعه آمريكا را به نمايش گذاشت.
سانتا كروز نيز به بررسى روابط بين شخصيت ها مى پردازد اما اين نمايش وضعيتى ديگر دارد. سانتاكروز نخستين نمايشنامه فريش است. او در اين نمايش نگاهى به زندگى يك ملوان دارد كه هفده سال قبل از زمان حال جارى روى صحنه با دخترى آشنا بوده و پس از مدتى او را ترك مى گويد و ادامه اجرا. مثلثى عشقى پديد مى آيد كه آدم ها در رويارويى با آن بايد حقايقى را در يابند و درون خود را براى يكديگر آشكار كنند. نكته جالب در اين نمايش شوم بختى است كه به زندگى شخصيت ها سايه انداخته و آنها هيچيك قدرت رهايى از آن راندارند. سانتا كروز بى اختيار مرا ياد رمان هاى توماس هاردى انداخت. هاردى هم با تصوير كردن سير چندين ساله زندگى شخصيت هايش به زندگى آنها نگاهى تقديرى مى افكند و شوم بختى هاى آنان را ناشى از تقدير بدشان مى داند. آنها - در عين بزرگى - قدرت اين را ندارند تا وضعيت موجود خود را تغيير دهند. روستا نيز در چيدن ميزانسن ها و صحنه پردازى تا حد زيادى به اين مهم پرداخته است. اگر چه يگانه نگاه اين نمايش آن چيزى نيست كه بر شمردم. حقيقت جويى، عشق و... نيز از ديگر مضامين نهفته در اين نمايش هستند. روستا براى روايت اين داستان صحنه اى واحد را در نظر مى گيرد و با حضور يك راوى زمان را به گذشته و آينده برده و موقعيت صحنه را تغيير مى دهد. صحنه يك بار كاخ مجلل مرد نجيب زاده است و يك بار عرشه كشتى ملوان. جالب اينكه اين موقعيت ها شخصيت ها را در فضاى يكسان قرار مى دهد. هيچ يك نسبت به ديگرى برترى ندارد.
اگر ملوان براى فراز حقيقت به هاوايى مى گريزد، مرد نجيب زاده هم به دل سرما مى زند. اما همه آنها به موقعيت اوليه باز مى گردند؛ پريشان تر از گذشته. نمايش بايك نور موضعى روى ملوان آغاز مى شود كه نمى تواند به يك موسيقى قديمى واكنش موزون نشان دهد، در پايان هم باز همان نور موضعى روى جنازه ملوان مى افتد. پس وضعيت بدترشده «ويولا» دختر ملوان و زن جوان كه تا مدت ها مى پنداشته پدرش مرد نجيب زاده است بايد با روياى پدر و همچنان ناكام چونان سرنوشت پدر زندگى را ادامه دهد. اين نگاه ناتوراليستى فريش و اجراى روستا روى صحنه جالب توجه به نظر مى رسد.
بازى هاى ميكائيل شهرستانى، بهرام ابراهيمى، آرش آبسالان و نسيم ادبى نيز در اين نمايش مثال زدنى است. مجالى نداريم تا به جزئيات بازى آنان بپردازيم؛ اما فقط مى توان گفت با توجه به شكل واحد صحنه در تمام زمان ها، آنها به خوبى با دو شيوه بازيگرى در دو زمان تفاوت ها را آشكار مى كنند.
به هر حال روز اول جشنواره به پايان مى رسد و فرصتى تا آغاز روز دوم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |