گروه اجتماعى : هدى هاشمى ـ
• ازكل جمعيت ۱۴ - ۶ ساله كشور يك ميليون و ۷۵۳ هزار نفر جمعيت واجب التعليم آموزش پايه ، جزو كودكان ونوجوانان خارج از مدرسه محسوب مى شوند كه از اين تعداد حدود ۸۷۰ هزار نفر بيسواد مطلق و ۸۸۳ هزار نفر كودكانى بودند كه به نظام آموزشى وارد شده اما قبل از اتمام تحصيل، ترك تحصيل نموده اند
• اجراى طرح شناسايى وجذب كودكان لازم التعليم بازمانده از تحصيل با اولويت دختران مناطق محروم روستايى وبه كارگيرى مكانيزم هايى چون ارائه لوازم التحرير ، پوشاك وتغذيه رايگان به دانش آموزان وبه كارگيرى معلم زن براى دختران وتفكيك كلاس هاى دختران وپسران از يكديگر صورت مى گيرد
برنامه ريزى براى تحصيل يك ميليون و صدهزار كودك و نوجوان بى سواد كشور درحالى به عنوان يك برنامه اصولى در رأس برنامه هاى آموزشى وزارت آموزش و پرورش وسازمان بهزيستى قرار گرفته كه هنوز روشن نيست اين برنامه با كدام مكانيزم، اجرايى خواهد شد.
براساس معاهده اى كه وزير آموزش و پرورش وقت امضا كرده است ايران درسال ۲۰۰۰ در داكار سنگال متعهد شده است كه تاپايان سال ۲۰۱۵ ميلادى آموزش و پرورش را به گونه اى توسعه دهد كه تمامى دانش آموزان ويژه وعادى تحت آموزش قرار بگيرند و دراين ميان تمامى كودكان آسيب پذير وبخصوص دختران واطفالى كه در شرايط دشوار قرار دارند تحت آموزش اجبارى ابتدايى قرار گيرند.
سازمان بهزيستى كشور نيز از فرستادن كودكان كار و خيابانى براى تحصيل به پناهگاه هاى دولتى وغير دولتى خبر داده و متعهد شده شرايط تحصيل اين كودكان را فراهم كند.
شهره حسين پور معاون دفتر هماهنگى ونظارت «آموزش براى همه» ازجمله منعطف نبودن برنامه هاى آموزشى ، اجراى برنامه هاى آموزشى يكسان در شرايط فرهنگى ، اجتماعى و جغرافيايى را باعث ترك تحصيل گروهى ازكودكان يا عدم ورود به مدرسه مى داند و مى گويد: عدم موفقيت سيستم درنگهداشتن كودكان و ارتقاى كليه دانش آموزان درنظام آموزشى باعث شده است تعداد قابل توجهى از كودكان واجب التعليم آموزش پايه يا اصلاً به نظام آموزشى وارد نشوند ويا آنكه قبل از اتمام تحصيل، ترك تحصيل نمايند.
براساس نتايج سرشمارى عمومى نفوس ومسكن سال ۱۳۷۵ ازكل جمعيت ۱۴ - ۶ ساله كشور يك ميليون و ۷۵۳ هزار نفر جمعيت واجب التعليم آموزش پايه ، جزو كودكان ونوجوانان خارج از مدرسه محسوب مى شوند كه از اين تعداد حدود ۸۷۰ هزار نفر بيسواد مطلق و ۸۸۳ هزار نفر كودكانى بودند كه به نظام آموزشى وارد شده اما قبل از اتمام تحصيل، ترك تحصيل نموده اند.
به گفته حسين پور ازكل جمعيت خارج از مدسه ۶۲/۲ درصد دختر و ۶۷ درصد روستايى هستند.
< فقر، عامل اصلى خروج از مدرسه
طبق آمار سازمان بهزيستى كشور ۸۰ درصد كودكان خيابانى ، كودكان كار هستند كه به دليل نياز خانواده پس از تعطيلى روزانه مدرسه اقدام به دستفروشى براى تأمين بخشى از هزينه هاى زندگى خود مى كنند.
فقر مالى وعدم توانايى برخى خانواده ها براى تأمين حداقل هزينه هاى تحصيلى فرزندان خود و بالا بودن نرخ مهاجرت به شهرها، اشتغال كودكان به مشاغل كاذب وحاشيه اى باعث شده است كه عده اى از كودكان خارج از مدرسه باشند . براساس آخرين سرشمارى رسمى كشور ( درسال ۷۵) ۱/۳ درصد كودكان ۶ تا ۱۴ ساله به كار اشتغال دارند كه اين رقم درمناطق روستايى ۲/۴ درصد ودرمناطق شهرى ۰/۵ است. به گفته شهره حسينى پور نبايد از تعصبات قومى ومذهبى دربرخى مناطق وجلوگيرى از فرستادن فرزندان دختر خود به مدرسه اى كه معلم مرد دارند نيز چشم پوشى كرد.
شهره حسينى پور درخصوص كاركردن كودكان براى برطرف كردن مشكلات اقتصادى خانواده مى گويد: اگر آموزش و پرورش اقتصاد خانواده را حمايت كند مى توانيم از ورود برخى از اين كودكان به كار جلوگيرى كنيم. اما آموزش و پرورش به تنهايى نمى تواند اين اقدام را عملى كند.
شايد اگر آموزش و پرورش كودكان خارج از مدرسه را شناسايى كند ودرقبال تحصيل به آنها مستمرى دهد ديگر كودكان ميزها ونيمكت هاى مدرسه را ترك نمى كنند واين كودكان به حق طبيعى و اوليه خود مى رسند.
< نظام آموزشى هماهنگ با كودكان كار
به دليل نبود اطلاعات آمارى درخصوص كودكان خيابانى، دسترسى نظام آموزشى كشور به اين كودكان مشكل است. شهره حسينى پور اولين گام براى جذب و شناسايى اين كودكان را تهيه بانك اطلاعاتى درخصوص كودكان خيابانى مى داند و مى گويد: دراين بانك اطلاعات دقيقى از آمار كودكان خارج از مدرسه ، علت بازماندگى از تحصيل وعوامل فرهنگى خانواده كودك مورد بررسى قرار مى گيرد.
وى مى گويد: درمرحله دوم براى آموزش كودكان خارج از مدرسه، آموزش و پرورش نظام آموزشى منعطف را طراحى كرده است كه دراين نظام با توجه به نيازها وامكانات وشرايط اجتماعى كودك برنامه هاى آموزشى طراحى مى شود.
به گفته حسينى پور اگر محتواى آموزشى ، زمان امتحانات وشرايط آموزشى را براى اين بچه ها بالا ببريم آن وقت مى توان تعداد بيشترى از بچه ها را تحت پوشش آموزش قرار داد.
اجراى طرح شناسايى وجذب كودكان لازم التعليم بازمانده از تحصيل با اولويت دختران مناطق محروم روستايى وبه كارگيرى مكانيزم هايى چون ارائه لوازم التحرير ، پوشاك وتغذيه رايگان به دانش آموزان وبه كارگيرى معلم زن براى دختران وتفكيك كلاس هاى دختران وپسران از يكديگر صورت مى گيرد.
< آموزش و پرورش، كودكان كار و خيابانى را منحرف مى داند
حسن موسوى مدرس دانشگاه و مددكار اجتماعى كليدى ترين واژه براى كودكان كار وخيابانى را بحث آموزش مى داند و مى گويد: آموزش مهم ترين اقدام براى كودكان خارج از مدرسه است اما آموزش و پرورش درخصوص كودكان خيابانى و كار نمى تواند موفق باشد.
او اشاره مى كند: آموزش و پرورش ساعاتى را براى آموزش قرار داده است كه بيشتر كودكان در آن ساعات مشغول كار هستند و اين عده از بچه ها هيچ گاه نمى توانند وارد نظام آموزشى باشند.
موسوى نگاه آموزش و پرورش را به كودكان كار و خيابانى منفى مى داند و مى گويد: آموزش و پرورش كودكان كار و خيابانى نمى خواهد زيرا سيستم آموزشى خشك ما معتقد است كه كودكان كار و خيابانى بقيه كودكان تحت آموزش را منحرف مى كنند.
او با اشاره به اينكه بايد درهاى مدارس ايران براى تمام كودكان كه قصد بازگشت به مدرسه را دارند باز باشد مى گويد: موسوى با اين فضاى بسته آموزشى در كشور آموزش پرورش قادر به اجراى آموزش براى كودكان كار و خيابانى نخواهند بود.
< انجمن هاى غيردولتى بهترين مرجع براى دستيابى به كودكان خارج از مدرسه
شايد نقش انجمن هاى غيردولتى درخصوص فعاليت هاى آموزشى در كشور در اين زمان پررنگ شود و انجمن هاى غيردولتى مى توانند نقش آموزش نظام منعطف را در كشور به اجرا درآورند. به گفته شهره حسينى پور بهترين مرجع نظام آموزش و پرورش براى دستيابى به اين كودكان انجمن هاى غيردولتى هستند.
در اين ميان خانه كودك شوش يكى از موفق ترين انجمن ها درخصوص آموزش به كودكان كار و خيابانى است. خانه كودك شوش زيرنظر انجمن حمايت از حقوق كودكان است و تا به حال نزديك به ۴۶۰ كودك كار و خيابانى را تحت آموزش ابتدايى و مهارت هاى زندگى قرار داده است. اين دبستان روزهاى يكشنبه و سه شنبه و جمعه پذيراى دختران و روزهاى دوشنبه و چهارشنبه و جمعه پذيراى پسران است و به گفته مديرعامل انجمن حمايت از حقوق كودكان از عمده مشكلات و نيازها در امر آموزش به كودكان خيابانى و كار نبود مدرسه است. مسعود مشايخ در اين باره مى گويد: در بهترين شرايط اگر پس از رفت و آمد و رايزنى هاى بسيار توان فرسا بتوانيم قرارداد مدرسه را براى يك دوره يك ساله با آموزش و پرورش تمديد كنيم فقط براى ۲ ساعت در روز مدرسه خواهيم داشت كه آن هم شامل روزهاى شنبه و پنجشنبه نمى شود.
وى گفت: ۳ روز تدريس براى دختران و سه روز تدريس براى پسران پاسخگوى نيازهاى آموزشى اين كودكان كه از رسيدگى هاى خانوادگى نيز محرومند كافى نيست.
وى درخصوص تأمين نيازهاى اقتصادى كودكان كار مى گويد: بسيارى از كودكان كار از آنجا كه مجبور به تأمين هزينه هاى زندگى هستند يا اصلاً به مدرسه نمى آيند يا خيلى پراكنده و نامرتب مى آيند تأمين نيازهاى اقتصادى آنهامى تواند گام بلندى در راه حل اين مشكل باشد.
او مى گويد: طبق آمارهاى انجمن ، عمده دليل روى آوردن كودكان به كار و فرار از مدرسه اين است كه سلامت ارتباط پدر و مادر در خانواده ايرانى نامطلوب است.
بررسى ها نشان مى دهد فقر مهمترين عامل روى آورى دانش آموزان به كار به جاى تحصيل است لذا صدور دستورالعمل آموزش براى همه مؤثر واقع نخواهد شد و با فرارسيدن سال ۲۰۱۵ نيز ما با كودكان و نوجوانان بى سواد و كم سواد مواجه خواهيم بود.
به اعتقاد اكثر كارشناسان اعطاى مستمرى به كودكان كار و حمايت مالى از آنها تنها راه بازگشت آنها به مدرسه است.