فخرالسادات كهندانى
اگر فقط يك روز تصور كنيد كارهاى معمولى خانه نوعى پاكسازى است كه در مسير آن روزتان قرار گرفته، به طور حتم از انجام آن كارها لذت خواهيد برد. به اين فكر كنيد كه انجام اين نوع كارهاى پيش پا افتاده، از آن جايى كه نياز به فكر ندارد، تا حد زيادى مى تواند شما را از فشار عصبى به دور نگاه دارد.
|
|
|
بخشى از كار روزانه من اين است كه صبح ها ريخت و پاش هاى اعضاى خانواده ام را كه با شتاب از خانه بيرون مى روند، جمع و جور كنم. سالهاست كه به اين كار عادت كرده ام و آن را به حساب پاكسازى راهى مى گذارم كه طى روز بايد از آن عبور كنم. با وجودى كه مى دانم اين كارها پيش پا افتاده و معمولى هستند و انتظار دارم آنها وسايل خود را جمع و جور كنند، اما باز روز ديگر كار من همين است. شما خانمها، اغلب شكايت از اين وضع داريد و از كارهاى به نظر معمولى و تكرارى، اظهار خستگى و عجز مى كنيد، اما اگر فقط يك روز تصور كنيد انجام دادن كارهاى معمولى خانه نوعى پاكسازى است كه در مسير آن روزتان قرار گرفته، به طور حتم از انجام آن كارها لذت خواهد برد. به اين فكر كنيد كه انجام اين نوع كارهاى پيش پا افتاده از آنجايى كه نياز به فكر ندارد، تا حد زيادى مى تواند شما را از فشار عصبى به درو نگاه دارد. فشار عصبى (استرس) يك پديده واقعى است، اما وقتى خوب توجه كنيد، مى بينيد كه بخش قابل ملاحظه اى از اين استرس را خودتان ايجاد مى كنيد. اگر درآمد همسر شما آنقدر نيست كه بتواند كفاف معيشت خانواده را بدهد، ممكن است تنها راه حل شما اين باشد كه به سر كار برويد. از سوى ديگر، اگر درآمد همسر شما كافى باشد، كار كردن شما مى تواند توليد استرس كند منظور از اين كلام اين نيست كه تصور كنيد تمام مادران بايد درخانه بمانند تا از فرزندانشان نگاهدارى كنند؛ بلكه منظور اين است كه همه ما بايد به زندگيمان نگاه كنيم و اولويت هاى آن را در نظر بگيريم. بايد ارزيابى كنيم و ببينيم آيا سبك زندگى ما به بهترين شكل به ما كمك مى كند يا نه؛ اگر نمى كند، بايد در آن تعديل هاى لازم را به عمل بياوريم، وقتى در اغلب مواقع دچار فشار عصبى هستيم، بهترين سرويس را به خانواده هايمان نمى دهيم و در حل شدن مشكلات موجود به خود كمكى نمى كنيم. پس چه بايد كرد؟ به نظر مى رسد با انعطاف به خرج دادن در برنامه هايمان مى توانيم براى دريافت كمك از كسى كه به وى اطمينان داريم و يا مى دانيم متخصص امر در كمكهاى حرفه اى مشاوره است، بهره بگيريم و اگر با اين كار، اعضاى خانواده تان خوشحال و راضى مى شوند، بايد گفت خوش به حال شما. چون شما به تعادلى رسيده ايد كه مؤثر واقع شده است.
به ياد داشته باشيد قرار نيست شما كامل باشيد و يا يك ابر زن باشيد! چرا كه با تغيير در برنامه هايتان مى توانيد زمانى را براى استراحت و زمانى را براى اين فكر براى خودتان قائل شويد كه تا چه اندازه به خودتان اهميت مى دهيد.
شايد بگوييد: «من هر روز صبح با عجله از خواب بلند مى شوم؛ به سرعت از رختخواب بيرون مى پرم، سماور يا كترى را روشن مى كنم؛ بچه ها را از خواب بيدار مى كنم؛ ميز صبحانه را آماده مى كنم و در حالى كه به هر كدام مى گوييم وسايل مدرسه خود را طبق برنامه آن روز در كيفش بگذارد، به آنها صبحانه مى دهم و تازه به پدر بچه ها نيز همانقدر بايد برسم. وقتى آنها راهى مدرسه و اداره مى شوند تازه نوبت به خودم مى رسد؛ گاه احساس گيجى و سردرگمى مى كنم.»
با اين اوصاف اگر برنامه هايتان را در طى يك روز مرور كنيد، به طور مسلم به كارهايتان مى رسيد و كارهاى به ظاهر ساده اما وقت گيرتان را طبق برنامه پيش مى بريد.
۲۰ تا ۳۰دقيقه زود از خواب بيدار شدن به شما كمك مى كند تا از ميزان فشار عصبى خود بكاهيد. در حالى كه نيم ساعت اول صبح شما صرف تدارك مى شود، اما اتفاقى كه در اصل افتاده اين است كه شما خودتان را براى تجربه فشار روانى ديگرى آماده مى سازيد.
اما آنچه گفته مى شود مى تواند توصيه اى كاملاً متفاوت باشد با آنچه شما تاكنون بدان عمل مى كرديد، زودتر از خواب بيدار شويد. مى توانيد روى زمين بنشيند و چند حركت كششى انجام دهيد؛ وقتى بدنتان گرم شد، احساس خوبى پيدا مى كنيد؛ نفس هاى عميق بكشيد؛ البته آرام، تا ذهن تان به تدريج روشن شود و احساس كنيد راحت تر مى توانيد فكر كنيد. به كارگيرى روشهايى مثل ورزش يوگا و يا مراقبه (Relaxion) به بهبود اين وضع مى تواند كمك كنند. توصيه ديگر اين است كه زمانى را كه در اختيارتان هست، به طور برابر توزيع كنيد و دقت داشته باشيد در حد و اندازه اى خودتان را درگير كارهاى مختلف بكنيد كه صدمه اى به زندگى خود نزنيد. اگر خودتان را در نهايت در يك يا دو فوق برنامه (كلاسهاى آموزشى و تفريحى) درگير كنيد، مسلماً كارى كه مى كنيد، برايتان معنى دار مى شود. اين را هم به خاطر داشته باشيد كه مادر بودن خود، يك كار و تعهد تمام وقت است. اگر پيوسته از برنامه اى به سراغ برنامه ديگر نرويد،از شدت فشار روانى و عصبى شما كاسته مى شود و فرزندانتان از فرصت بيشترى كه با آنها صرف مى كنيد، راضى تر خواهند شد.
حال از خود اين را بپرسيد كه آيا روزهايى در زندگى شما وجود ندارد كه بخواهيد حرفى را كه در سينه داريد، بزنيد و كسى شما را اصلاح كند؟ آيا شده كه به نقل قول از كسى حرفى را به اشتباه بزنيد و كسى بلافاصله حرف شما را اصلاح بكند. ممكن است در مواقعى حالتان آنقدرها خوب نباشد و دراين مواقع اغلب مى خواهيد كه شما را به حال خودتان بگذارند و بى جهت براى تغيير روحيه تان شما را زير فشار نگذارند.
آيا جالب نيست كه كسى از شما ايراد نگيرد ؛ اگر اشتباه مى كنيد، ديگران تنها ناظر باشند و پيشنهاد اصلاحى ندهند؟ خوب است كه روى دوستانتان حساب باز كنيد و انتظار داشته باشيد كه در مواقعى به شما فرصت اشتباه كردن بدهند. ما هم در برخورد با آنها بايداز چنين سياستى پيروى كنيم، چرا كه گاه به قدرى به دوستان مان نزديك مى شويم كه فراموش مى كنيم آنها هم انسان هستند و مثل ما هستند. آنها هم فراموش مى كنند كه اشتباه مى كنند و حرفهاى اشتباه مى زنند ، انتقاد مى كنند، بد داورى مى كنند و با برخى از عقايد و نظرهاى شما مخالفت مى كنند و...
به خاطر داشته باشيد بهترين دوستان در دنيا كسانى هستند كه به رغم همه اينها دوستانشان را دوست بدارند. بهترين دوستان كسانى هستند كه به دوستانشان فرصت مى دهند كه آنها هم اشتباه كنند و عيب و نقص داشته باشند. اين در مورد ازدواج هم صدق مى كند، اگر شوهر يا نامزد داريد، به او فرصت بدهيد كه گاه كم حوصله وناراحت باشد. راحت تر خوشبختى را احساس مى كنيد. در بلند مدت، با سخت نگرفتن به دوستان، همسر و حتى فرزندان خود نسبت به خود احساس بهترى پيدا مى كنيد؛ مى دانيد كه به ديگران اين فرصت را مى دهيدكه انسان باشند.چرا كه انسانها صددرصد و كامل نيستند. اگر به همان شكلى كه آنها هستند، دوستشان بداريد، متقابلاً مورد مهر و عشق واقع مى شويد.
در بسيارى مواقع ،در زندگى برايمان مسائلى اتفاق مى افتد كه مكدر و ملول مى شويم و براى از بين بردن اين حالت، دست به فعاليتى مى زنيم. ممكن است تحت تأثير روحيه بدمان اقدام به كارهاى غيرضرورى كنيم.
مثلاً به شكلى اضطرار گونه به نظافت خانه بپردازيم، بيش از حد كار كنيم، پرخورى كنيم و يا به سيگار پناه ببريم. براى اينكه از شر اين مشكل خلاص شويد، بايد بدانيد كه احساس تهى بودن، احساس تكدر و ملامت، موضوعى آموختنى است؛ اضطرابى است كه از انديشه ما نشأت مى گيرد. گاه ذهنمان را به قدرى مشغول و درگير مى كنيم كه بى قرار مى شويم.
اما خبر خوبى برايتان هست! و آن اين كه آنچه را مى آموزيد، مى توانيد واآموزى كنيد. وقتى به اين نتيجه مى رسيد كه ملامت و تكدر خاطر در نهايت يك حالت ذهنى است كه آن را براى خودتان انتخاب كرده و حالا هم به آن عادت كرده ايد. مى توانيد براى از ميان برداشتن آن كارى صورت دهيد.
مى توانيد به لحظه اكنون بياييد. به عبارتى ديگر، وقتى احساس تكدر مى كنيد، به جاى اينكه اضطرار گونه دست به فعاليتى بزنيد، مى توانيد از اين احساسات به عنوان فرصتى براى دست كشيدن و در حالت آرامش قرار گرفتن استفاده كنيد. خيلى ها وقتى احساس ملامت دارند، سعى مى كنند با درگير شدن در كارى حواس خود را پرت كنند. جاى تعجبى نيست اما اغلب اشخاص بلافاصله مى خواهند فعاليت وسطح تحريك شان را افزايش دهند. براى اينكه به هر قيمت كه شده اضطراب را از بين ببريم، به سراغ ملامت وتكدر خاطر مى رويم. هيچ كس رانمى بينيم كه بگويد: «مكدر بودن هم اشكالى ندارد؛ لحظه اى با آن سركن» . درواقع اگر از اين افراد يا حتى خود ما سؤال شود، عصبى مى شويم و خيلى ساده نمى خواهيم احساس ملامت و تكدر خاطر ما را بشنوند.
اگر براى لحظه اى تأمل كنيد، مى بينيد كه چه بى شمار افرادى كه از كار زياد و نداشتن زمان كافى شكايت مى كنند و با اين حال، راه حلشان براى از بين بردن بى قرارى ، انجام دادن كار بيشتر و باز هم بيشتر است ؛ شبيه دور باطلى كه پايانى بر آن متصور نيست.
وقتى احساس تكدر و سلامت مى كنيد حتى براى يك بار كارى متفاوت انجام بدهيد.اول اينكه حواستان كجاست؟ باآن لحظات و افكارى كه به شما هجوم مى آورد، كنار بياييد، يعنى به اين توجه كنيد كه افكارتان را متوجه زمان حال ولحظه حالا بكنيد! با اين كار كم كم متوجه مى شويد كه در اين لحظه و تنها دراين لحظه حياتى وجود دارد زندگى واقعى در اين لحظه است. تكدر خاطر و يا رنجش ، ساخته دست خود ماست. ذهن ما به اين روش عادت كرده است و با شلوغ كردن سرمان، تنها در مدت زمانى كوتاه مى توانيم رنجش يا تكدر خاطرمان را فراموش كنيم و همانگونه كه گفتيم، فقط خودمان را دچار نوعى اضطرار مى كنيم و گويى خود را در يك نوع مسابقه قرار مى دهيم ؛ و همين كار را با فرزندانمان مى كنيم و به آنان مى آموزيم كه چنين رفتارى رادنبال كنند . در واقع ، به نوعى به آنها آموزش مى دهيم، در حالى كه بايد به آنها بياموزيم كه در حال زندگى كنند، چرا كه همين اكنون، همچنان عظيم و شگرف است.