يكشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۲ ذيحجه ۱۴۲۵
Sun, Jan 23, 2005
ويژه ۲
۳۰۳۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
حرف دل
با يك جوان ايرانى
درباره يك بيمارى به اسم home sickness
حرف دل
كفشى براى عيد نوروز
سلام، من كفشى قرمز با گلهاى كوچك نارنجى هستم كه روزى در ويترين مغازه اى نسبتاً بزرگ بودم. حدوداً دو ماه پيش دخترى هفت ساله با دامنى قرمز و پيراهنى نارنجى دست در دست مادرش به مغازه اى كه من در آن بودم آمد.
صدايش را شنيدم كه با كشيدن دامن مادرش گفت: اين كفش خيلى قشنگ است و به لباسم مى آيد آن را برايم بخريد. مادرش لبخندى زد و پذيرفت و من را به عنوان عيدى براى دخترش خريد. من با آنها به خانه آمدم خانه خوب و بزرگى داشتند.
پس از مدتى ماندن در آن خانه تنگ مقوايى حالا وارد يك خانه زيبا شده بودم آن طور كه نشان مى داد فكر كردم حتماً مدتى طولانى در اين خانه مى مانم و به خوبى مراقبت مى شوم. دختر كوچك من را در جاكفشى گذاشت و به رختخواب رفت تا بخوابد. من هم با خيال راحت به خوابى عميق فرو رفتم و صبح با فشار زيادى كه دختر براى پوشيدنم به من مى آورد از خواب بيدار شدم.
دختر همان لباس ديشبى را پوشيد و با مادرش به مهمانى رفت اما همين كه به دم در رسيد پايش به ميخى كه در كنار در قرار داشت گرفت و پاشنه من درآمد. دختر گريه كنان من را به مادرش نشان داد ولى مادر با خونسردى من را در كنار خيابان گذاشت و دختر هم كفش ديگرى به پا كرد و رفت و من ماندم و سرمايى كه از پايان فصل زمستان هنوز در هوا بود.
شب در آنجا ماندم و ناگهان دخترى با سر و وضع تقريباً نادرستى مرا ديد كه دست مادرش را گرفته بود و از سرما مى لرزيد. دختر كوچك كفشى به پا نداشت و تا من را ديد من را به مادرش نشان داد مادر با لبخندى رضايت خود را نشان داد و دختر مرا به پا كرد و از همه بيشتر مادر خوشحال شد چون دخترش براى اولين روز عيد نوروز يك كفش قشنگ داشت.
نرگس سالارى

سرعت
به سرعت در حال حركت بود و هر لحظه نيز با فشار دادن پدال گاز بر سرعتش مى افزود. تصميم داشت مثل هميشه زود تر به مقصد برسد كه ناگهان درختى را در وسط خيابان ديد. پايش را محكم روى ترمز فشار داد ولى ديگر دير شده بود. ماشين باشدت به درخت خورد و چندين بار در هواو زمين چرخيد.
راننده اگر چه به مقصد نرسيد اما زودتر از موقع به دنياى ديگر رفت!
سيد رضا تولايى زاده

من بودم ولحظه ها...
جاده روبه اتمام بودو پرتگاه منتظر
موسيقى تمام شد
جاده هم ...
خدانگهدارگفتم؟
احسان عزتى از قم
چيزى بيش از يك تكه كاغذ
جمع كردن اقلام كلكسيونرى هميشه يكى از سرگرمى هاى مورد علاقه مردم بوده است و هركسى بنا به سليقه شخصى خودش چيزهايى را كه دوست داشته جمع آورى مى كرده است.
البته اين روزها با پيشرفت فناورى و تغييراتى كه در دنياى امروز با دسترسى به اينترنت ايجاد شده است، كلكسيونرها هم سعى كرده اند از فناورى عقب نيفتند و وارد اين دنياى مجازى شده اند. در گوشه و كنار اينترنت سايت هاى شخصى وجود دارند كه كلكسيون هاى مختلفى را در خود جاى داده اند و شما مى توانيد از اين سوى دنيا مجموعه هايى را كه ديگران با زحمت فراوان تهيه كرده اند ببينيد و از ديدن آنها لذت ببريد.
عموماً كلكسيونرها به خاطر علاقه شديدشان به يك چيز خاص به عنوان افرادى متفاوت و شايد تا اندازه اى عجيب و غريب به نظر مى رسيده اند. اما نظر شما راجع به كسى كه كلكسيونى از برگه هاى رسيد و ته چك ها و ته بليت  ها جمع آورى مى كند چيست؟
اگر فكر مى كنيد در هيچ جايى از دنيا كسى پيدا نمى شود كه چنين كار بيهوده اى انجام دهد، بهتر است سرى به http://www.sorabji.com/_/receipts بزنيد تا خودتان شخصاً مشاهده كنيد كه چنين كارى نيز انجام شده است. اين سايت شخصى مربوط به فردى است كه از سال ۱۹۹۴ هرچه رسيد و ته چك و تكه كاغذهاى مشابه آن داشته، همگى را اسكن كرده و تصاوير آنها را در سايت قرار داده است.
شايد فكر كنيد كار و زحمت بيهوده اى است كه تصاوير مشتى تكه كاغذ بى ارزش را در يك مجموعه گرد آورى كرد. ولى چه كسى مى داند كه اين مجموعه در آينده چه ارزشى پيدا خواهد كرد. هيچ كدام از كلكسيونرهاى بزرگ دنيا روزى كه كار خود را آغاز كردند نمى دانستند كه در آينده ممكن است مجموعه اى به ارزش چندين و چند ميليون تومان داشته باشند...
با يك جوان ايرانى
ازتهران تا پاريس براى همه بچه هاى جهان
199233.jpg
مجيد نادرى
ديگر عادت كرده ام وهر چند وقت يكبار منتظر هستم تا يك s.m.s از راشين داشته باشم وببينم كه نوشته جايزه جديدى برده است . آخرين جايزه اش را به خاطر تصويرگرى كتاب «اتوبوس قرمز» گرفت اما جايزه اى كه قبل از آن گرفت برايش  بسيار جذاب تر و بسيار لذت بخش تر بود. جايزه اى كه شايد حتى نمى توانست آن را درخواب هم ببيند.
ادامه تحصيل در مقطع كارشناسى بدون هرگونه آزمون وامتحانى! تعجب نكنيد. اين جايزه براى نفرات برتر جشنواره خوارزمى است كه راشين تنها منتخب بخش هنر اين جشنواره بود.
راشين منيريه فارغ التحصيل رشته گرافيك است كه از چند سال قبل به صورت حرفه اى وارد كار تصويرگرى كتاب هاى كودكان مى شود . خلاقيت و پشتكار او باعث مى شود تا طى سالهاى گذشته جوايز متعددى را نصيب خودش كند.
كسب جوايز درجشنواره هنر جوان سال ۱۳۸۲ ، جشنواره كتابهاى درسى سال ۱۳۸۳ ، شركت در نمايشگاه كنكور نماى ژاپن در سال ۲۰۰۲ شركت در نمايشگاه تصوير سازى تتريوى ايتاليا درسال ۲۰۰۴ ازجمله افتخاراتى است كه راشين كسب كرده است و اين تصويرگر جوان معتقد است نظرات ونگاه ديگران به كارهايش باعث شده كه خودش را به نوعى يك تصويرگر حرفه اى درحوزه كتابهاى كودك ونوجوان بداند ولى به اين موضوع هم اشاره مى كنم كه تا حرفه اى شدن به معناى دقيق آن راهى طولانى پيش رو دارد چرا كه مثلاً يك هنرمند حرفه اى مى بايست اخلاق حرفه اى هم داشته باشد. راشين با تواضع مى گويد  كه در خصوص مسائل اينچنين بسيار بايد توجه كنم والبته كار سختى است، بسيار سخت تر از تصوير ساختن.
راشين مى گويد: مؤثرترين فرد در موفقيت هايم مادرم است. مادر راشين كه مدتى نقاشى مى كرده باعث شده تا راشين از سنين كودكى به نقاشى علاقه مند شود و راشين درحال حاضر ۹ كتاب از كارهايش به چاپ رسيده و ۱۰ كتاب هم زيرچاپ دارد.
حضور در جشنواره هاى مختلف تصويرگرى براى او بسيار لذت بخش است و مى گويد : البته كسب جايزه مى تواند جالب باشد اما حضور داشتن دركنار ديگر تصويرگران بسيار مهم تر است . او درخصوص كسب جايزه جشنواره خوارزمى مى گويد: دربخش آزاد رشته هنر از بين ۹۰ طرح تنها كسى بودم كه جايزه گرفتم. جايزه اش ۵ سكه بوده است. مى خندد و مى گويد اما ادامه تحصيل درمقطع كارشناسى ارشد چيز ديگرى است وفكر مى كنم به اندازه همه جايزه هايى كه تاكنون گرفته ام وشايد هم بيشتر از همه آنها برايم شيرين ولذت بخش بود. دوباره مى خندد و مى گويد: شوخى كردم همه جايزه ها نتيجه هر يك از كارهايم است كه برايم بسيار دوست داشتنى هستند. راشين كه تاكنون يك بار تجربه برگزارى نمايشگاه درخارج از كشور را داشته است اين روزها آماده مى شود تا پس از اسلواكى نمايشگاهى از كارهايش درپاريس برگزار كند، البته بهانه اصلى سفر او به فرانسه بورس تحقيقاتى ومطالعاتى موزه هنرهاى معاصر است كه به او تعلق گرفته.
اكثر كارهاى اين تصويرگر به شدت فانتزى وتخيلى هستند وشايد تخيل قوى او باعث شده كه كارهايش بسيار مورد توجه قرار گيرند. www. Rashin-art.com سايت اختصاصى راشين است كه توسط برادرش ساخته شده.
راشين بسيار علاقه مند به كارتون وشخصيت هاى كارتونى است وازاينكه مى بيند شخصيت هاى كارتونى براى بچه ها بسيار محبوب هستند بسيار لذت مى برد. او آرزو مى كند كه روزى شخصيت هايى را كه تصويرگرى كرده مثل شخصيت كارتونها محبوب وحتى جهانى شوند. او مى گويد: بهترين جايزه اى كه مى توانم بگيرم كار براى بچه هاست.
درباره يك بيمارى به اسم home sickness
كلاغ هاى شهر ما سياه هستند!!
199230.jpg
مينو ضابطيان Minoozabetian83@yahoo.com
- گوشى تلفن را كه برداشتم حس كردم صدايش خيلى نزديك است، اصلاً بوى غربت نمى داد.
پرسيدم: كجايى؟!
گفت: ايران.
باور نكردم، از من انكار و از او اصرار.
سرانجام تسليم شدم. جدى مى گفت بعد از گذشت ۳-۲ ماه ناباورانه بازگشته بود!!
پرسيدم چرا؟
گفت: حضورى توضيح مى دهم فقط بدان داشتم از دلتنگى مى مردم.
در اولين فرصت او را ديدم و كلى حرف زديم. به ياد دوران دانشجويى خودم افتادم. كلى تلاش كرده بودم تا در دانشگاه پذيرفته شوم و بايد مكانى جديد، زندگى مستقل و مسؤوليت هايى جدى را مى پذيرفتم!! رؤياهاى ديروز واقعى شده بودند و از واقعيت هاى آن روزها فقط تصويرى مانده بود كه دلگيرترم مى كرد! اوايل احساس دورى خفه كننده بود!...
... ملاقاتى كه با دوستم داشتم، نشستن پاى صحبت هاى عاطفى اش و ديدن اشك هايى كه حتى در خانه و كشور خودش هم به عشق اينجا مى ريخت، تكرار خاطرات دوران دانشجويى، ديدن افراد نالان از دوران سربازى و ... باعث شد به فكر مشكلى روحى به نام «home sickness» بيفتم.
home sickness چيست؟ حسى است كه با دورى از خانه بوجود مى آيد. وضعيتى روانى و عاطفى كه با احساس عدم خوشبختى و آرزو براى تكرار آنچه پيش از آن داشته ايم همراه است در اين حالت فكرى آزاردهنده به شما مى گويد كه در ترك زندگى قبلى دچار اشتباه شده ايد. در شرايط جديد براى از دست دادن خانواده، دوستان، خانه، حتى همسايگان احساس ناراحتى مى كنيد. (حتى شلوغ ترين و مزاحم ترين آنها!) اين حس معمولاً موقتى و گذراست و در بيشتر مواقع فراموش كردن آن در اثر گذشت زمان ساده است اما در شرايطى خاص فراموش كردن اين جدايى سخت تر است، مثلاً اگر:
والدينتان از هم جدا شده باشند يا اخيراً عزيزى را از دست داده باشيد، تعلق و اتصالتان به مسائل پيرامون شديدتر و ترك آنها آزاردهنده تر است.
به همين خاطر در برخى افراد اين حس وابستگى آنقدر شديد است كه باعث ايجاد افسردگى، نگرانى، نوعى عقده يا حتى ناراحتى جسمى مختصرى مى شود. در بعضى شرايط هم حس «دورى از خانه» ، «افسردگى» به نظر مى رسد و ما را دچار اشتباه مى كند. اما در غالب مردم و موارد اين مورد از افسردگى قابل تشخيص است.
> نشانه هاى بيمارى دورى از خانه چيست؟
۱- احساس بدبختى بدون داشتن دليل
۲- انزواطلبى (با اين تصور كه ساير افراد راحت دوست پيدا مى كنند اما من نمى توانم.)
۳- از دست دادن و گم كردن نظم عادى زندگى
۴- احساس حمايت در مورد فكر كردن به امور (در حل مسائل به باهوشى سايرين نيستيم)
۵- حس تنهايى شديد (من تنها فردى هستم كه اين مشكل را دارم)
۶- احساس بى پناهى و علاقه به بازگشت به خانه
۷- احساس عدم هماهنگى با موضوعات و مسائل اطراف، تفاوت رنگ ها، مزه ها و بوها و ... (حتى كلاغ هاى شهر خودتان را رنگ ديگرى مى بينيد!)
شروع زندگى در مكانى جديد با خود هيجانات و نگرانى هايى را به همراه دارد كه كاملاً طبيعى است. مسائلى مربوط به جابجايى، كار جديد، برخورد با افراد جديد، پذيرش تضادها در شيوه زندگى و ... همه و همه باعث مى شود با خود فكر كنيم:
- در سازش پذيرى با مردم و مكان هاى جديد مشكل داريم.
- خانواده و دوستان را از دست داده ايم.
- امكان حضور در وقايع مهم زندگى چون تولدها، عروسى  ها و ... را نداريم.
و گاه تجربه حسى كه ناشى از سخن معروف:
«زنم مرد، مالم را بردند و سگم هم گم شد» است. (احساسى كه هرچه جلوتر مى رود كم اهميت تر مى شود!!)
> آيا تحول و گذر از مراحل زندگى تا اين حد مشكل است؟
- سطح و ميزان سازش پذيرى و صبر و شكيبايى افراد با هم متفاوت است. زندگى در مكانى آشنا حس مورد تأييد بودن و امنيت را به همراه دارد كه خود كمك مى كند تا مشكلات را بهتر حل كنيم. اما دورى از خانه و خانواده و آشنايان و حمايت هاى معمول ايشان دراثر عدم اعتماد به نفس، تصورات نادرست، فشارها، نااميدى ها، بدگمانى ها و بسيارى عوامل ديگر مى توانند ديدگاه كلى ما را در مقابل زندگى تغيير دهند و درنهايت در مقابل مشكلات بسيار كوچكتر، احساس درماندگى مى كنيم.
> پيشگيرى بهتر از درمان:
اگر تاكنون جدايى از خانه و خانواده را در درازمدت تجربه نكرده ايد و مى خواهيد بدانيد آيا در آينده جزو اين گروه هستيد يا خير؟! به سؤالات زير دقت كنيد:
۱- آيا براى انجام كارهايتان در خانه به نظارت زياد، نياز داريد؟
۲- آيا در پذيرش مسؤوليت هاى فردى و گروهى مشكلى داريد؟
۳- آيا اعتماد به نفس كمى در امور زندگى  نشان مى دهيد؟
۴- آيا فشارهاى معمول زندگى را مشكلاتى بزرگ مى بينيد؟
۵- آيا براى دوست يابى و حفظ دوستى ها با مشكل مواجه هستيد؟
اگر پاسخ شما به سؤالات مطرح شده مثبت است سريعاً عمل كنيد و پيش از دورى از خانه نقاط ضعفتان را قوت بخشيد تا تحمل شرايط جديد برايتان آسان تر شود.
مسائل و مشكلات احتمالى آتى در اثر عدم تقويت نقاط ضعف ذكر شده؟
۱- احساس نگرانى: به دليل عدم احساس امنيت و ضعف در سازش پذيرى با مشكلات بروز مى كند.
۲- فرورفتن در آرزوها: پس از ترك خانه همه چيز متفاوت است. حتى مزه آب و غذا! صداها، بوها، رنگ ها و .. و از آن جايى كه در اثر عدم سازش پذيرى و بزرگ جلوه دادن مشكلات شرايط جديد پذيرفته نمى شود دائماً آرزو به بازگشت به شرايط قبلى شديدتر مى شود.
۳- كشمكش ها: حضور در فضايى با فرهنگ رسم و رسوم و اعتقادات جديد از يك طرف و ضعف شما دريافتن و حفظ دوستى ها باعث خواهد شد تا براى پذيرفته شدن و ايجاد چرخه اى از دوست ها دست به هر تلاش و كشمكشى و رفتارى بزنيد.
۴- درد: ناشى از برخورد ناگهانى و مشكل آفرين شدن تمام ضعف هاست.
۵- تغييرات: در مكان جديد ناخواسته در شخصيت فرد تغييراتى ايجاد مى شود كه هرچه پخته تر و سنجيده تر عمل كند تغييرات مثبت تر خواهند شد.
> براى رفع اين ناراحتى  و حل مشكل روحى ناشى از آن چه كنيم؟
۱- در درجه اول به واقعيتى كه وجود دارد اعتراف كنيد و پس از تصديق آن به نقاط مثبت ناشى از شرايط جدى بيشتر فكر كنيد.
۲- گريه كردن يكى از بالاترين مواهب خداوندى است كه به انسان آرامش و صبر مى دهد (موردى كاملاً علمى) پس به اشك هايتان اجازه جارى شدن بدهيد.
۳- ثبت و روزنامه نگارى مسائل: نوشتن و مرور مواردى كه اتفاق مى افتد آرامبخش فعلى و مرجعى مطمئن براى آينده است.
۴- حضور در فعاليتى گروهى: سعى كنيد در شروع شيوه جديد زندگى كارى گروهى را جست وجو كنيد كه با علايق شما هماهنگ باشد (مثلاً شركت در يك فعاليت ورزشى) اين كار به سرعت خلاء ايجاد شده را پر مى كند.
۵- درخواست براى كمك: آنقدر مغرور نباشيد كه خود را از كمك و همراهى سايرين محروم كنيد. تجربيات اشخاص كه پيش از اين احساسى مشابه با شما داشته اند، كمك خوبى است.
۶- يافتن و درك افكار و احساسات اطرافيان جديد، نيازمند زمان است، تا آن موقع با خود مهربان تر باشيد! شرايطى را ايجاد كنيد كه بيشتر آرامش و لذت ببريد. (حتى اگر لازم شد براى خودتان نوشابه بخريد و كارت تبريك بفرستيد!!)
۷- براى روزهايتان براساس اهداف كوتاه مدت و درازمدتى كه داريد برنامه ريزى كنيد و با پر كردن اوقات بيكارى به خود مجال حسرت خوردن و انديشيدن به گذشته را ندهيد.
و ساده بگويم:
امروز، ديروزى براى فرداست و مى تواند يادآور لحظات خوبى باشد كه شايد هرگز فراموش نشود پس به عوض نگرانى - غصه و بد و بيراه گفتن به زمين و زمان قدر لحظات را بدان و خوش باش!!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |