يكشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۲ ذيحجه ۱۴۲۵
Sun, Jan 23, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۰۳۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
گفتنى هاى انديشه
گفت و گو با عبدالحسين آذرنگ، مترجم «تاريخ تمدن و فرهنگ جهان: پيوندهاى فراسوى زمان و مكان»
نشريات انديشه
گفتنى هاى انديشه
محفل فرهنگى ماشاءالله آجودانى
199245.jpg
جالب است بدانيد كه دكتر ماشاءالله آجودانى، نويسنده كتاب گرانقدر مشروطه ايرانى، در لندن محفل فرهنگى ويژه اى دارد به نام «كتابخانه مطالعات ايرانى» . اين مورخ صاحبنظر هر از چندى، يكى از اهل قلم را به كتابخانه دعوت مى كند تا پيرامون موضوعات فرهنگى ايران به بحث و بررسى بنشينند. اين نهاد پژوهشى مدتى پيش، ميزبان يكى از پژوهشگران جوان ايرانى بوده است.
ماشاءالله آجودانى نيز در اين نشست بر ضرورت ابداع يك روش شناسى خاص براى مطالعه و بررسى مفاهيم بومى ايران تكيه كرده و گفته: من در مشروطه ايرانى كوشيدم به يك روش شناسى بومى براى شناخت انديشه ايرانى دست يابم. آجودانى افزوده: مشكل در سنت ما نيست بلكه در تجدد ماست. بهتر است به بازانديشى تجدد خود بپردازيم تا مگر مشكل خود را با سنت حل كنيم.
هانتينگتن و روشنفكران دينى آمريكا
199209.jpg
خالى از لطف نيست دانستن اينكه «ساموئل هانتينگتن» نظريه پرداز آمريكايى گفته: جامعه آمريكايى مرحله «روشنفكرى عظيم دينى» را پشت سر مى گذارد.
هانتينگتن در اين مصاحبه با خبرگزارى كيودو در مورد نقش دين در سياست آمريكا گفته: تصور مى كنم هر كس بايد بداند كه آمريكايى ها مردمى بسيار ديندار بوده و حتى بيش از اروپايى ها و ژاپنى ها مذهبى هستند.
وى افزوده: ما چندين مرحله احياى دين (روشنفكرى عظيم) را طى كرديم و يكى از آنها پيش از انقلاب آمريكا رخ داد كه به اعتقاد بسيارى از مورخين، بنياد انقلاب بر آن استوار شده بود. وى در مورد مرحله ديگر روشنفكرى كشورش گفت: اين مرحله در اوايل قرن ۱۹ بود كه خود انواع اصلاحات، از جمله جنبش لغو بردگى را در پى داشت.
معتقديم ما امروز نيز يكى از مراحل احياى دين را طى مى كنيم و اين ناشى از نگرانى عمده آمريكايى ها نسبت به زوال اخلاقيات و ارزشهاى سنتى است.
وى افزود: در اين دوره (اوايل قرن بيستم) ما در كشورهايى نظير هند، اسرائيل، تركيه و ايران رشد حركتهاى مذهبى را شاهديم كه مفهوم سكولاريسمى كه توسط رهبران آن همچون نهرو، بن گورين، آتاترك و رضاشاه بنيان گذاشته شد، به چالش طلبيدند.
وى درباره تناقض ميان ادعاى جديد خود مبنى بر افزايش حس دينى و ملى در ميان عامه مردم و سكولارتر شدن و جهانى عمل كردن نخبگان گفت: نخبگان ناگزيرند به طور فزاينده اى مبناى عمل خود را بر اصول فراملى و جهانى استوار كنند.
وى گفته: شما در منازعات اخير در كشورهاى مختلف مانند فلسطين، كشمير و يا چچن رهبران سكولار بسيار ميانه رو را مى بينيد كه جانشين رهبران مذهبى كه معمولاً افراطى نيز هستند، مى شوند.
«رهبران سكولار مى توانند بر سر موضوعاتى چون كنترل بر خاك و يا براى تقسيم قدرت سازش كنند، لكن چنانچه اين موضوعات دينى شوند، سازش و اصلاح ميان طرفين بى نهايت دشوار مى گردد.»
گفت و گو با عبدالحسين آذرنگ، مترجم «تاريخ تمدن و فرهنگ جهان: پيوندهاى فراسوى زمان و مكان»
رجوع به تاريخ براى معمارى فردا
* سعيد راعى
199296.jpg
يكشنبه سيزده دى ماه، با عبدالحسين آذرنگ قرار گفت و گو دارم. مركز كنترل آلودگى هواى تهران، بحرانى بودن وضع هوا را هشدار داده است. در تمام طول مسير به ملالت بار بودن كتابهاى تاريخى مى انديشم و اينكه چقدر ترجمه يك اثر تاريخى و دقيق تر تاريخ نگارى حجيم مى تواند ملال انگيز باشد؟ اصرار دارم كه اين سؤال را از آذرنگ بپرسم. ترافيك سنگينى را بايد تحمل كنم. به ياد جمله اى از فوكو مى افتم كه مى گويد «از قرن نوزدهم به بعد چيزى كه در معرض روشنايى قرار مى گيرد شكل برهنه اى از جنبه تاريخى انسان است.» تصور كتاب هاى درسى تاريخ دوره مدرسه برايم از تحمل ترافيك، سخت تر و ملال انگيزتر است. درس اول درباره هدف تاريخ بود. بله تاريخ چراغ راه آينده است و با شناخت گذشته طلايى به اين كشف عظيم نائل مى شويم كه چه بوده اين تمدن ايرانى و اسلامى كه خود منشاً و عامل اصلى پيشرفت غرب شده است و امروز كسى به آن توجه ندارد. از اين به بعدش هر چه هست ظهور و سقوط سلسله ها و حكومت ها و پادشاهان نالايق و عياش است. دلايل سقوط هم ضعف درونى دربار، نارضايتى مردم، جنگ هاى خارجى و... است. البته دلايل بيشتر است اما فراموش كرده ام. به قول نيچه «انسان به تاريخ نياز دارد؛ اما نه به آن صورت كه پرسه زن لوس در باغ دانش به آن نياز دارد.»
تاريخ چيست؟ به روايتى، تاريخ گفتار فاتحان است. اما در واقع تاريخ چيزى جز قضاوت آيندگان از روايت فاتحان نيست و اين موضوع ناگوار است چرا كه به زعم كوندرا «آينده درباره ما قضاوت خواهد كرد اما بى هيچ صلاحيتى چون آينده هميشه قوى تر از حال است.» اصلاً نمى دانم چطور مى توان تاريخ را چراغ راه آينده دانست وقتى به گفته ويتگنشتاين «آنچه قرار است ببينى حتى از خلال بهترين و دقيق ترين تاريخ نگارى ها نيز نمى تواند به دست داده شود.» به ياد اين تأكيد ويتگنشتاين مى افتم كه «هيچ چيز احمقانه تر از ياوه گويى درباره علت و معلول در كتاب هاى راجع به تاريخ نيست[...] ولى چه كسى مى تواند با گفتن اين حرف آن را متوقف سازد؟» تصميم مى گيرم كه مخاصمت خود را با تاريخ ناديده بگيرم و به صورت خاص درباره آنچه با آذرنگ وعده كرده ام سخن بگويم؛ اما مى دانم كه نمى توانم .
پس از تحمل ترافيك سنگين(البته با تأخير)به دفتر كار آذرنگ در بنياد دايرة المعارف اسلامى مى رسم. گفت وگو درباره «تاريخ تمدن و فرهنگ جهان» است. در واقع اين نام كتابى است كه به تازگى توسط نشر طرح نو و با ترجمه عبدالحسين آذرنگ منتشر شده است. كتابى است در چهار جلد و با عنوان «تاريخ تمدن و فرهنگ جهان: پيوندهاى فراسوى زمان و مكان» . اگر كتاب را ديده باشيد به حتم اينكه چرا اين كتاب حجيم براى ترجمه انتخاب شده است و با اين كيفيت مناسب و كم نظير(و قيمت نامناسب و بازهم كم نظير) به چاپ رسيده است، برايتان سؤال برانگيز خواهد بود. كتابى است با هفت مؤلف، يك سر ويراستار و پنج مشاور اصلى كه در سال ۱۹۹۰ منتشر شده است.
آذرنگ كتاب را با فاصله اندكى پس از انتشار براى ترجمه برگزيده و طى دو سال و نيم آن را ترجمه كرده است. «ترجمه كتاب را در نيمه سال ۱۳۷۱ آغاز كردم و اوايل سال ۱۳۷۴ به ناشر دادم. آنها نيز كتاب را با ۹ سال تأخير چاپ كرده اند. من بعد از اينكه كتاب را به ناشر سپردم مدتى در خارج ازكشور بودم وقتى بازگشتم با اين مسأله مواجه شدم كه هنوز كار خاصى براى انتشار كتاب صورت نگرفته است. بخشى از اين تأخير بلند مدت به جا و قابل توجيه است؛ اما اصل مشكل به سوء مديريت باز مى گردد. چاپ و كيفيت نسخه ترجمه شده كتاب خوب است اما در واقع به دلايل محدوديت هايى كه وجود داشت تعدادى از تصاوير و نقشه ها كه در متن اصلى موجود بود، حذف شده است.»
اساساً كتاب مشكل خاصى ندارد. نمايه نسبتاً خوبى براى هر جلد تهيه شده است. نكته اى كه ذهن مرا به خود مشغول مى كرد، اين مسأله بود كه چرا كارى با اين كيفيت و در اين ابعاد معادل گذارى نشده است. مسأله را به آذرنگ گفتم و خيلى راحت موضوع را پذيرفت كه «درست است قرار بود در متن كتاب هيچ واژه انگليسى اى به كار نرود و معادل واژگان را در نمايه پايانى كتاب بياوريم؛ اما به دليل تأخيرى كه پيش آمد من انگيزه خود را از دست دادم و كار به انجام نرسيد. قصد ترجمه دو كار ديگر را نيز با همين ابعاد در حوزه جامعه شناسى و ارتباطات داشتم كه آنها را نيز رها كردم. من در حوزه نشر فعاليت و پژوهش مى كنم با موانع و مسائل اين حوزه آشنا هستم؛ اما خيلى از موانع بى مورد است و مى توان آنها را با مديريت صحيح از ميان برداشت.»
آذرنگ در دانشگاه تاريخ علم و تمدن درس داده است و در حوزه نشر نيز تدريس و پژوهش داشته و آثارى نيز در اين خصوص از او منتشر شده است. ترجمه هايش نيز بيشتر به حوزه تاريخ علم و تمدن مربوط مى شود. او دو كتاب نيز از ريچارد رورتى با نام هاى «فلسفه و اميد اجتماعى» و «كشور شدن كشور» ترجمه كرده است كه گويا هر دو فرايند چاپ و انتشار را در نشر نى طى مى كنند.
199218.jpg
گفت و گو را با اين سؤال آغاز مى كنم كه چه مسأله اى باعث شد به سراغ ترجمه چنين كتابى با اين حجم برويد؛ آن هم در حوزه تاريخ نويسى كه به نظر خيلى ضرورتى در آن احساس نمى شود؟ جلد اول كتاب را مى گشايد و عدم ضرورت ترجمه را نفى مى كند و درباره دلايل انتخاب اين اثر براى ترجمه مى گويد: كتاب سه ويژگى عمده دارد. ويژگى ظاهرى، ويژگى ساختارى ـ محتوايى و ويژگى رهيافتى. از ويژگى هاى ظاهرى اين كتاب مى توان به چاپ كم نظير آن، استفاده از تدابير بصرى و ويراستارى درجه اول متن اشاره كرد. همچنين نظارت فنى ممتاز و معمارى و مهندسى خوبى در خلق اين اثر اعمال شده است. از ويژگى هاى ساختارى كتاب نيز مى توان به فصل بندى و بخش بندى دقيق و روشن، توضيح مطالب جنبى و مكمل براى فهم جامع موضوع و استفاده از انواع راهنمايى هاى توضيحى در نظامى مرتبط در سراسر كتاب اشاره كرد.
منظور آذرنگ را درك مى كنم و اين ويژگى ها در كتاب مشهود است. كتاب از هشت بخش و هر بخش از چهار فصل تشكيل شده است. در هر فصل نيز موضوعات و نكات خاصى برجسته شده و جداگانه مورد بحث قرار گرفته است. مثلاً زندگى حضرت محمد(ص) و زندگينامه خودنوشت ابن سينا. مى پرسم كه منظورش از ويژگى هاى رهيافتى چيست و او در پاسخ مى گويد: همانطور كه مى دانيد در زبان فارسى تعداد كتابهايى كه به تاريخ تمدن پرداخته اند نسبتاً قابل توجه است؛ اما درباب تاريخ فرهنگ منبع منسجم كم داريم. اصل نيز بر اين است كه در كتاب هاى تاريخى موجود، غرب در كانون توجه قرار دارد. يعنى كتاب ها با نگاهى غربى تأليف مى شوند.حتى اگر به تمدن هاى شرقى نيز توجهى صورت مى گيرد، اصل موضع براى تاريخ نويسان غربى، تمدن غرب است. اين كتاب رهيافت متفاوتى دارد. نگاه اين كتاب به فرهنگ ها و تمدن ها كاملاً جهانى است. رويكرد فراگير به فرهنگ ها و تمدن ها در عنوان اين كتاب نيز منعكس شده است. در اين كتاب يك فرهنگ يا تمدن بر ديگر فرهنگ ها و تمدن ها غلبه ندارد. كتاب رشد و تكوين تاريخ تمدن را هم عرض و در يك سير و روند كلى معرفى مى كند و در نتيجه به ديده احترام به فرهنگها مى نگرد. از همه مهمتر اينكه كتاب محصول كار جمعى و مشاوره اى تعداد زيادى متخصص است. درباره هر فرهنگ و تمدن نيز با متخصصان آن مشورت شده است.
ادامه دارد
نشريات انديشه
«نامه» سى وچهارم
199224.jpg
«نامه» از معدود نشريات ادوارى است كه در فضاى رسانه اى امروز ايران، مى كوشد مشى متوازنى از دو مقوله تئورى و استراتژى را پيش بگيرد.
در اين نشريه، هم سهم مباحث انديشگى پاس داشته مى شود و هم مباحث عينى و واقعى بى نصيب نمى مانند. بر اين قرار، نامه يادگارى است از نسل اول مطبوعات عصر اصلاحات. اين نشريه كه تاكنون ۳۴ شماره را از سر گذرانده، درشماره اخير خود به رسم هميشگى مطالب را در بخش هاى نامه ماه، نامه ويژه، سياست ، ادب و هنر، انديشه، زنان، نقد و نظر، دانشجويان، نامه شما و يادمان گردآورده است. عناوين پاره اى از مقالات نامه به اين شرح است:
اصلاح طلبان، انتخابات و پرسش هاى بى پاسخ ‎/ مصطفى تنها تاكتيك هاى اصلاح طلبان و محافظه كاران ‎/ عليرضا علوى تبار سمت و سوى ساختار قدرت، گفت وگو با مصطفى تاج زاده سكه دو رو دارد ‎/ احمد زيدآبادى ماجرايى به نام رفراندوم ادبيات ملى و ادبيات انسانى، گفت وگو با محمدعلى اسلامى ندوشن تنهايى و رنج هاى لوليتا درتهران ‎/ مرضيه سليمانى مفهوم عقل اعتزالى ‎/ عبدالكريم سروش قانون گرايى و فرايند بازساخت رابطه دولت و ملت ‎/ مراد فرهادپور زنان خود باور محله ۱۳ آبان ‎/ پروين بختيار نژاد شريعتى چگونه جامعه شناسى است ‎/ موسى ملك محمودى سانتاگ ، روشنفكر آوانگارد ‎/ ليلا نصيرى ها.
كيوان صميمى بهبهانى مدير مسؤول و صاحب امتياز نامه و مجيدتولايى، سردبير آن است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |