|
|
|
|
|
جاده
|
|
|
|
|
|
صندلى خالى
|
|
|
|
|
حديث عشق
امام على(ع) فرمودند: بناى تمام عيب ها براى انسان طمع زياد است. امام على(ع) فرمودند: رضايت به مقدرات الهى، اندوه را از بين مى برد. امام على(ع) فرمودند: قناعت ثروتى است كه تمامى ندارد. رسول اكرم(ص) فرمودند: خداوند بهشت را بر هر زشتگوى بد زبان حرام كرده است. امام على(ع) فرمودند: دلها مانند ظرف است و بهتر از همه دلى است كه ظرفيت آن بيشتر باشد. حضرت على (ع) فرمود: سخن چينى تير كشنده اى است. امام على(ع) فرمود: با هوى و هوس خود بجنگيد، همانطور كه با دشمن خود مى جنگيد. حضرت على(ع) فرمود: ديدار اهل نيكى قلب ها را آباد مى كند. حضرت على (ع) فرمود: ابراز فقر و ندارى از كمى همت آدم سرچشمه مى گيرد. حضرت على(ع) فرمود: اداى امانت كليد رزق است. حضرت على(ع) فرمود: زندگى را براى خوردن مخواه، بلكه خوردن را براى زندگى بخواه. حضرت على(ع) فرمود: گمراهى و زورگويى آخرين مرحله حكومت پادشاهان است.
|
|
|
|
|
چراغ سبز
|
|
|
تخليه سريع تقاطع ها لزوم حركت مناسب اتومبيل ها بعد از سبز شدن چراغ راهنمايى و تخليه سريع تقاطع ها، يكى از موارد مهم و ضرورى است كه مى تواند كمك مؤثر و مفيدى در بهبود وضعيت ترافيك و جلوگيرى از تداخل و ازدحام اتومبيل ها در اين نقاط حادثه خيز باشد. با توجه به اينكه سازمان هاى مربوطه تلاش فراوانى براى ايجاد تقاطع هاى غيرهمسطح در شهرها بعمل مى آورند، با اين حال وجود تقاطع هاى همسطح اعم از سه راه، چهارراه و ميدان در معابر شهرى اجتناب ناپذير است و بيشترين تداخل عبور و مرور عابرين پياده و وسائل نقليه و همچنين حركت متقاطع و گردش به چپ و راست خودروها در اين نقاط صورت مى پذيرد. بنابراين به منظور پيشگيرى از قفل شدن ترافيك در ميادين و تقاطع ها، ايجاد حركت روان و هدايت صحيح خودروها رعايت نكات زير ضرورى است. عابرين پياده به چراغ هاى مخصوص توجه لازم را داشته و تنها در صورت سبز بودن چراغ عابر پياده از محل خط كشى شده با سرعت و در مسير مستقيم عبور نمايند. به صورتى كه بعد از قرمز شدن چراغ، عابر پياده اى در محدوده خط كشى شده حضور نداشته و رانندگان وسيله نقليه بتوانند در سريعترين زمان ممكن از آن بگذرند. با توجه به وجود زمانسنج هايى كه در اكثرى تقاطع هاى اصلى شهر، جهت آگاهى شهروندان نصب شده است، توصيه مى شود رانندگان عزيز خودروهاى خود را پشت چراغ قرمز خاموش نموده و در فاصله زمانى مناسب بين ۵ تا ۱۰ ثانيه مانده به سبز شدن چراغ راهنمايى اقدام به روشن كردن وسيله نقليه خود نمايند تا علاوه بر كاهش مصرف سوخت و حفظ ميحط زيست، از سرعت عمل آنها كاسته نشود.
|
|
|
|
|
جاده
مهمترين عوامل در تصادفات رانندگى
نشستن زياد و يكنواختى. بى احتياطى و غفلت، عجله وشتاب، عدم رعايت فاصله با خودروى جلويى، نداشتن مهارت لازم در رانندگى، سبقت هاى غيرمجاز، سرعت هاى زياد و غيرمجاز، بى خوابى و كم خوابى و نداشتن استراحت لازم، انحراف به چپ، رعايت نكردن حق و حقوق ديگران، عدم احساس مسؤوليت، مصرف بعضى از داروهاى مسكن و خواب آور، استعمال موادمخدر، باعث خستگى و تصادف مى شود. همچنين كمبود اكسيژن در ارتفاعات و تونل ها با عوامل فوق دست به دست هم داده و باعث شده تا عامل انسانى ۷۰درصد علل تصادفات جاده اى را به وجود آورد. لطفاً با بى احتياطى و عدم رعايت قوانين راهنمايى و رانندگى حوادث را زياد نكنيد و چشمان منتظر را اشكبار نكنيد. يك راننده
|
|
|
|
|
مشكلى كه گشوده نمى شود
رياست محترم قوه قضاييه
همانگونه كه استحضار داريد احكام صادره توسط شعب دادگاههاى تجديدنظر درمدت زمانى كه قانون تعيين كرده توسط اصحاب دعوى قابل اعتراض بوده كه درصورت اعتراض رسيدگى به آن به شعب ديوانعالى كشور محول خواهد شدو متعاقب آن شعب ديوان پس از رسيدگى ، حكم لازم را در رد يا تأييد حكم دادگاه تجديدنظر صادرنموده كه اين حكم قانوناً بايد به اصحاب دعوى ابلاغ شود، ولى نزديك به يك سال است كه احكام صادره شعب ديوان كه به دادگاه تجديدنظر ارسال مى شود تا توسط شعب تجديدنظر به اصحاب دعوى ابلاغ شود بدون ابلاغ در پرونده ها باقى مى ماند و در صورت پيگيرى جهت انجام امر قانونى ابلاغ شعب تجديدنظر با اين استدلال كه شعب ديوان خود موظف به ابلاغ احكام صادره اند ، از ابلاغ خوددارى مى كنندو در اثبات قانونى بودن ادعاى خود كپى رأى صادره توسط ديوان عدالت ادارى در تاريخ ۳۱ فرودرين ۸۲ را به ارباب رجوع ارائه مى كنند كه در آن ابلاغ احكام شعب ديوان از وظايف همان شعب است نه وظيفه دادگاه تجديدنظر با در دست داشتن حكم ذيربط كه سه ماه از صدور آن گذشته بود به ما ابلاغ گردد ولى جواب شعبه ديوان منفى بود و از ابلاغ رأى خوددارى كردند و اين كار را وظيفه دادگاه تجديدنظر اعلام كردند. اينك ما بلاتكليف مانده ايم و از حضرت عالى استدعا داريم جهت احقاق حقوق اصحاب دعوى دستورى مقتضى صادر فرموده و به فرياد دل ما توجه نماييد.
|
|
|
|
|
صندلى خالى
جدايى از شوهرخارجى
|
|
|
ملاحت تازه بيست و پنجمين بهار عمرش را سپرى مى كرد، درست يك ترم بود كه درس و دانشگاه را تمام كرده بود و به دنبال كار مناسبى براى خودش مى گشت. ملاحت با وجود اينكه تنها دختر خانواده اش بود، با اين حال دوست داشت روى پاى خودش بايستد و به هيچ كس تكيه نكند. در حالى كه در برابر خواسته هايش تمام افراد خانواده بخصوص پدر و مادرش گوش به فرمان او بودند، ملاحت دخترى مظلوم و قانع بود كه دوست داشت سر به راه پاى در يك زندگى آرام بگذارد. ملاحت آن روز بعد از يافتن كار، براى نخستين روز به محل كار رفته بود. غروب به خانه رسيد، مادر با دلواپسى از كار جديد پرسيد. ملاحت از كارى كه پيدا كرده بود، راضى به نظر مى رسيد. شب با آمدن پدر به خانه، همه دور سفره شام جمع شده بودند كه پدر كارتى را از جيب كتش بيرون آورد. - خانم براى پنجشنبه عروسى دعوت داريم. عروسى پسر آقاى ملكى! چون عروسى شان مجلل است، خوب است كه هر چيزى كه لازم داريد، بخريد تا مرتب به عروسى برويم. آقاى ملكى از بين كارمندان فقط مرا با خانواده ام دعوت كرده است. دوست دارم رفتن مان باعث افتخارش باشد. زن خوب مى دانست وقتى شوهرش روى چيزى تأكيد مى كند، حتماً نكته مهمى است و بايد به آن توجه زيادى كند. براى همين بود كه از همان شب با دقت و وسواس به بررسى لباس هاى دو پسرش، خودش و شوهرش و تنها دخترش پرداخت. تا پنجشنبه مادر موفق شده بود تا سر و وضع همه اعضاى خانواده بخصوص ملاحت را در وضعيت بسيار خوبى قرار دهد. ملاحت با اينكه هيچ حال و حوصله اى براى رفتن به مراسم عروسى را نداشت، به احترام پدرش راهى مراسم عروسى شد. در مراسم عروسى همه نگاهها به طرف ملاحت مى چرخيد. مادر از اينكه دخترش از نظر ظاهرى و زيبايى امتياز بسيار بالايى داشت، به خودش مى باليد. بالاخره مراسم تمام شد و شب اعضاى خانواده براى هم از نظم و ترتيب مجلس حرف مى زدند، تنها كسى كه سكوت كرده بود، ملاحت بود. ملاحت به هيچ وجه از شركت در چنين مراسمى احساس رضايت نمى كرد. او ترجيح مى داد بيشتر وقتش را در اتاقش به مطالعه بپردازد. از ظهر روز بعد بود كه تلفن خانه پدر ملاحت به صدا درآمده بود. از مراسم عروسى چند خواستگار براى ملاحت پيدا شده بود. اين خواستگاران هر كدام با سماجت قصد داشتند تا رقبا را از ميدان به در كنند. ملاحت وقتى اصرار مادر را ديد، حاضر شد تا در برابر خواستگارانش ظاهر شود. ملاحت بعد از ديدن هر خواستگار، با آوردن بهانه يا دليل، تمام آنها را رد كرد. با دادن جواب رد به آنها، نفس راحتى كشيد، اما چند شب بعد وقتى پدر به خانه آمد و از خواستگارى جديد حرف زد، او از طرز صحبت پدرش متوجه شد كه اين قضيه كاملاً جدى است. آقاى ملكى - رئيس شركت پدرش - كه در كارهاى تجارى طرف هاى زيادى داشت، پسر يكى از طرف هايش را براى ملاحت در نظر گرفته بود. ملاحت از اينكه با يك جوان خارجى ازدواج كند، ترسيده بود. - پدر! من اصلاً او را نمى شناسم! او يك خارجى است. - خب باشد! تازه مى توانيم با او آشنا شويم. حداقل اش اين است كه خارجى ها آدمهاى روراستى هستند و دروغ نمى گويند. اگر چند ساعت با او حرف بزنى، همه چيز حل مى شود و آن وقت مى شود كه به درستى تصميم گرفت. ملاحت مطمئن بود كه از ديدن آن پسر خارجى نه تنها خوشحال نمى شود، بلكه خوب مى دانست كه نمى تواند در كنار آن شخص زندگى آرامى را داشته باشد. ملاحت با آماده شدن بليت اش، راهى ديار غرب شد. هرچند كه پدر گفته بود طرفهاى تجارى شركت از او حمايت مى كنند، ولى او دلهره عجيبى داشت. از پله هاى هواپيما كه پايين آمد، در سالن انتظار با ديدن نوشته اى روى پلاكارد در دست مردى ميانسال به طرف او رفت. به هيچ وجه باور نمى كرد كه اين همه راه را آمده تا... ديدارهايش با «استوان» بالاخره باعث شد تا نظرش در مورد او كاملاً عوض شود. «استوان» جوانى فعال و زرنگ به نظر مى رسيد. در مدت يك هفته اقامت ملاحت، استوان موفق شده بود كه در او به خوبى علاقه و اشتياق به ازدواج را با خودش ايجاد كند. ملاحت به محض بازگشتن به ايران، نظر موافقش را به خانواده اش اعلام كرد. «استوان» كه چند ماهى بود مسلمان شده بود، ۵۰۰ سكه طلا را به عنوان مهريه براى همسرش در نظر گرفت و پس از اينكه خطبه عقد خوانده شد، ملاحت عازم سفر به خارج از كشور شد تا زندگى جديدى را آغاز كند. هيچ فكر نمى كرد كه سرنوشت اينگونه براى او تعيين شده باشد. زندگى مشترك او پس از چند سال او را متوجه حقايقى كرده بود. بين او و شوهرش فاصله عميق و وسيعى وجود داشت. با اينكه صاحب دو فرزند شده بودند، ولى با اين حال ملاحت نتوانسته بود از نظر فرهنگى، شوهرش را به خودش نزديك كند. از طرف ديگر هر كارى كرده بود، نتوانسته بود خواسته هاى او را كاملاً اجابت كند. بچه ها در يك سردرگمى ميان او و پدر مانده بودند. پدرشان از آنها خواسته اى داشت و او از آنها چيز ديگرى مى خواست. هر روز بر اختلاف ميان ملاحت و استوان افزوده مى شد. - ديگر نمى توانم بيشتر از اين خودم را به خاطر تو ناديده بگيرم. پس من و خواسته هايم چه مى شويم. در اين چند سال احساس كرده ام كه از انسانيت و بودنم فاصله گرفته ام. تا كى مى خواهى اين قدر خودخواه باشى؟ استوان در برابر اعتراض هاى او تنها لبخند مى زد و سرش به كار خودش گرم بود. * * * ملاحت تصميم خودش را گرفت. دور از چشمان شوهرش بليت گرفت و در مدتى كه او براى انجام يك سفر كارى خانه را ترك كرده و به شهر ديگرى رفته بود، سوار بر هواپيما به طرف ايران حركت كرد با رسيدن به وطن و پاى گذاشتن روى خاك ايران احساس راحتى كرد. شوهرش بعد از اينكه متوجه شد ملاحت و بچه هايش به ايران آمده اند، دست به كار شده بود و عليه ملاحت شكايت كرده بود. حالا ملاحت نمى دانست قانون چه حكمى در حمايت از او در نظر دارد؟ تكليف حضانت بچه هايش چه مى شد؟ مهريه، نفقه و تمام حقوقى كه يك زن پس از ازدواج با يك مرد ايرانى در موردش اجرا مى شود يا خير؟
مهين دخت داوودى معاون قضايى رئيس كل دادگسترى و معاون مجتمع قضايى خانواده (۲):
طبق ماده۱۰۵۹ قانون مدنى و به موجب شرع مقدس اسلام نكاح مسلمه با غيرمسلم جايز نيست. و در ماده ۱۰۶۰ قانون مدنى نيز آمده است كه ازدواج زن ايرانى با تبعه خارجى در مواردى هم كه منع قانونى ندارد موكول به اجازه مخصوص از طرف دولت است به زنى ايرانى اطلاق مى شود كه تابعيت ايرانى را داشته باشد. چه مسلمان باشد و چه پيرو ساير اديان الهى بنابراين چنانچه زن ايرانى مسلمان يا پيرو ساير اديان رسمى قصد ازدواج با تبعه خارجى را داشته باشد. بايستى طبق ماده۱۷ قانون ازدواج و آيين نامه زناشويى بانوان ايرانى با تبعه بيگانه مصوب۱۳۴۵ از دولت «وزارت كشور» كسب اجازه نمايد. همانطور كه قبلاً اشاره شد طبق شرع قانون ازدواج زن مسلمان با مرد غيرمسلمان جايز نيست. بنابراين زن مسلمان مى تواند با مرد مسلمان كه تبعه خارجه باشد و يا به دين اسلام تشرف پيدا نموده باشد و با كسب اجازه از وزارت كشور اقدام به ازدواج نمايد. چنانچه هر خارجى بدون كسب اجازه مذكور اقدام به ازدواج با زن ايرانى نمايد طبق ماده۱۷ قانون ازدواج به حبس محكوم خواهد شد. بنابراين در صورت كسب اجازه از وزارت كشور و اقدام به ازدواج حقوق و تكاليف زوجين در مقابل يكديگر تابع احوال شخصيه آنان مى باشد و در صورت حدوث اختلاف بايستى به دادگاه خانواده مراجعه نمايد. دادگاه طبق قوانين جارى، چنانچه زوجين از اقليتهاى دينى باشند با رعايت احوال شخصيه آنان اتخاذ تصميم مى نمايد و در مورد زوجين مسلمان طبق قوانين جاريه و شرع مقدس در خصوص رسيدگى به اختلاف آنان اتخاذ تصميم مى شود. به هر حال، چنانچه بروز اختلاف منجر به طلاق شود تمامى زوجهايى كه در ايران ساكن هستند براى اخذ گواهى عدم امكان سازش براساس ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق بايستى به دادگاه خانواده مراجعه نمايند. تشريفات رسيدگى در تمامى موارد طبق قانون (ماده واحده اصلاح مقررات مربوط به طلاق) انجام مى شود و اگر زوجين در ضمن عقد شرايطى را در عقدنامه قيدكرده باشند در آن موارد طبق شرط عمل خواهد شد، خواه شرايط مربوط به مسائل مالى باشد يا نحوه حضانت و ملاقات و سرپرستى و نگهدارى فرزندان. والا در خصوص اقليتهاى مذهبى طبق احوال شخصيه آنان عمل مى شود و در مورد مسلمانان طبق قانون وشرع. بنابراين در صورت بروز اختلاف و هنگام رسيدگى به تقاضاى زوجين دادگاه در خصوص تمامى موارد از جمله مهريه، نفقه، حضانت فرزند و نحوه ملاقات و حقوق ديگر زوجين از جمله اجرت المثل و غيره در زمان طلاق و با رعايت كليه تشريفات دادرسى اتخاذ تصميم مى نمايد. قابل ذكر است به موجب ماده۹۶۳ قانون مدنى اگر زوجين تبعه يك دولت نباشند روابط شخصى و مالى بين آنها تابع قوانين دولت متبوع شوهر خواهد بود. و در ماده۹۶۴ قانون مدنى آمده است كه روابط ابوين و اولاد تابع قانون دولت متبوع پدر است مگر اينكه نسبت طفل فقط به مادر مسلم باشد كه در اين صورت روابط بين طفل و مادر او تابع قانون دولت متبوع مادر خواهد بود. با توجه به مسائل و مشكلاتى كه ممكن است در آينده در روابط بين زوجين به وجود آيد به بانوانى كه قصد ازدواج با اتباع بيگانه را دارند توصيه مى شود كه حتماً مراتب را به وزارت كشور اطلاع داده و از طرف مقابل بخواهند كه كليه مدارك شناسايى خود و ساير مداركى كه براى صدور اجازه ازدواج از وزارت كشور لازم است ارائه نمايند.
|
|
|
|