|
تأثير جشنواره تئاتر فجربرتئاتر ايران
در گستره جشن
|
|
|
رضا آشفته بيست و سه سال از برگزارى اولين دوره جشنواره تئاتر فجر مى گذرد. در سال۱۳۶۱ جشنواره فجر براى تحقق و گسترش اهداف انقلاب اسلامى با شعار توسعه هنر متعهد راه اندازى شد. امروز جشنواره تئاتر فجر به شكل بين المللى برگزار مى شود و امسال قرار بر آن است كه در آن ۱۵گروه و ۴۲مدير تئاتر و جشنواره خارجى حضور داشته باشند. اگر به طور اجمالى به جدول برنامه هاى امسال اين جشنواره نظرى بيندازيم، درمى يابيم كه حضور اين تعداد گروه تهرانى و شهرستانى براى ما دور از تصور است. شايد كميت هم به گونه اى، دليلى محكم براى كيفيت باشد. با اين تفاسير مى توان در همين خطوط اوليه به اين نتيجه ضمنى رسيدكه برگزارى جشنواره تئاتر فجر تأثير مطلوبى بر پيكره تئاتر ايران داشته است. نفس برگزارى جشنواره ريشه در جشنهاى گوناگون تمدنهاى بشرى دارد. ايران زمين هم از آن دست تمدنهايى بوده كه به فراخور مناسبت هاى گوناگون داراى جشنهاى متفاوت و متنوع بوده است. شايد برگزارى جشن براى شادابى مردم امرى ضرورى تلقى مى شده و از طرفى جشنها ريشه در آيينهاى مذهبى داشته و به منظور شكرگزارى ازخداوند برگزار مى شده اند. بنابراين در آن زمان حكومتها براى آنكه بتوانند در ايجاد وحدت و همدلى مردمان كوشا باشند، با برگزارى جشنهاى متعدد به آرمانهاى سياسى خود نيز دامن مى زدند. اما جشنواره تئاترفجر نيز دور از اين نظرگاه تاريخى نيست، بلكه به همان اندازه با شكل و محتواى ديگرگونه در زمانه حاضر برگزار شده است. زمان جنگ در زمان جنگ دهه ۶۰ شمسى با توجه به مقتضيات زمانه، تئاتر به سمت طرح مسائل ملى و دفاع از حريم ملى و اسلامى سوق پيدا كرده بود. بنابراين نمايش هاى آن زمان كاملاً جنبه تبليغى و تهييجى داشت و غير از آن به طور اتفاقى گاهى اثرى روشنفكرانه و متفكرانه در تالارهاى تئاتر اجرا مى شد. بنابراين جشنواره فجر بيشتر زمينه ساز توليد اين نوع آثار انقلابى و تبليغاتى بود. بنابراين در آن سالها شاهديك تئاتر حرفه اى و پويا نبوده ايم، بلكه همه چيز در خدمت دفاع از وطن بوده است و غير از آن نوع تئاتر، امكان حضور تئاتر متفاوتى وجود نداشته است. پس از جنگ براى چند سال با استقرار تفكرى شاداب تر زمينه براى فعال شدن تئاتر و حضور چهره هاى حذف شده و مفقوده فراهم شد.در سالهاى ۶۸ تا ۷۲ چهره هاى مختلفى امكان حضور دوباره در تالارهاى تهران را پيدا كردند. افرادى مانند حميدسمندريان، دكتر على رفيعى و ركن الدين خسروى با ارائه آثار روشنفكرى رونقى ديگر به تئاتر دادند. در آن سالها نيز خواه ناخواه جشنواره تئاترفجر از آن گرايشهاى تبليغى دور مى شد، اما همچنان فضاى فكرى و ذهنى معطوف به جنگ و آسيبهاى ناشى از آن بود، بنابراين هنوز هم به راحتى نمى توانستيم شاهد يك اجراى ايده آل باشيم. بلكه بايد همسوى با نيازهاى جامعه، تئاتر نيز محدود به تفكرات رايج آن زمان مى شد. پس از آن براى چند سال فعاليتهاى تئاترى محدود به چندگروه خاص و منحصر به فردبود كه بيشتر باتكيه بر فرمهاى تئاتريكال و بامحتواى دفاع مقدس و عرفان اسلامى و... برگزار مى شد. در اين دوره هم تئاتر با افت روبرو شده بود. شايد در اين سالها باز همين جشنواره تئاترفجر تنها سنگر برقرارى تئاتر در ايران بود، هرچندآن جشنواره ها هم محدود برگزار مى شد. نكته در اينجاست كه در نبودن جشنواره فجر ديگر هيچ ضرورتى براى بودن تئاتر احساس نمى شد، اگر در آن سالها همين جشنواره نيز از گردونه فعاليتهاى فرهنگى مملكت پاك مى شد، شاهد مرگ حتمى تئاتر مى بوديم. در اين سالها چهره هاى مطرح و شناخته شده يك بار ديگر براى چند سال خانه نشين شدند و عده اى نيز براى گريز از وضع موجود راهى كشورهاى خارجى شدند. حميد سمندريان در اين سالها فعاليت گسترده اى را در زمينه آموزش بازيگرى و كارگردانى تئاتر مبذول داشت كه حاصل آن كشف و پرورش استعدادهاى جوانى است كه امروز شاهد حضور آنان در عرصه تئاتر هستيم. از اين دانشجويان و هنرجويان مى توان به عنوان مثال به محمودرضا رحيمى، احمد ساعتچيان، افسانه ماهيان، وحيد رهبانى و... اشاره كرد. حسن معجونى، سيامك صفرى، مهرداد ضيايى، كوروش نريمانى، حميد پورآذرى، شبنم طلوعى و... جزو دانش آموختگان دكتر على رفيعى به شمار مى آيند كه تقريباً در همان سالها با تشكيل يك گروه فعاليت خود را آغاز و البته پس از دوم خرداد سال۷۶ توانستند به اهداف والاى خود برسند. جشنواره بين المللى جشنواره تئاترفجر از سال۷۷ با توجه به ضرورت ارتباطات بين المللى، به شكل بين المللى برگزار شده است. گروههاى خارجى از كشورهاى مختلف براى حضور در اين جشنواره هر سال دعوت شده اند كه اين حركت منجر به حضور فعال نمايشهاى ايرانى در آن سوى مرزها شده است. در اين ارتباط نزديك با آثار خارجى، بسيارى از كارگردانان جوان و جوياى نام توانستند تا حد زيادى در رفع تشنگى خود پويا شوند. اكثر گروههاى خارجى با آنكه در حد بالايى قرار نداشتند اما با همان بضاعت اندك خود به ما هشدار مى دادند كه خيلى از قافله جهانى عقب مانده ايم. براى آنكه به قول معروف گروههاى درجه ۲ و ۳ اروپايى با فاصله بسيار تئاتر مملكت ما را زير سؤال مى بردند. بنابراين نمايشهاى ايرانى رونق دوباره اى گرفتند و به لحاظ بافت فكرى و فضاى بصرى و نمايشى به كارهاى درخور توجه نزديكتر شدند. به مرور شاهد اجراهاى متفاوت، متفكرانه و خلاقانه شديم. حتى آثارى در حد و اندازه هاى آثار خارجى به منصه ظهور رسيد كه به عنوان مثال نمايش «رقص روى ليوانها» ، اميررضا كوهستانى از شهر شيراز براى چند بار در اين سالها توانست در جشنواره ها و تئاترهاى اروپايى حضور فعالانه داشته باشد. حتى كارگردان هاى جوان اروپايى راغب شده اندكه براساس ترجمه اى از اين اثر ايرانى به دلخواه خود نمايشى را كارگردانى كنند. همچنين تئاتر در اين سالها به شكل مطلوب ترى براى حضور در كنار مردم فعال بوده است. شايد هنوز هم بعضى از افراد با اين تئاتر موافق نباشند و آنها دلايل خاص خود را براى اين عدم توافق دارند. اما ناگفته نماند كه در سالهاى اخير تئاتر ايران از آن حالت ركود و خمودى بيرون آمده است. اگر سرى به تئاترشهر بزنيم درمى يابيم كه در هر ماه به طور متوسط ۲ يا ۳ نمايش قابل تأمل اجرا مى شود، اگر امكانات و بضاعت تئاتر بيش از اينها مى بود، آن وقت شاهد يك حضور عظيم تر مى بوديم. همچنين پس از سال۷۶ افرادى مانند بهرام بيضايى (بنداربيدخش، بانو آئويى، شب هزار و يكم)، حميد سمندريان (دايره گچى قفقازى و بازى استريندبرگ) و دكتر على رفيعى (دانشمند وو، عروسى خون، كلفت ها، شازده احتجاب و غيره) امكان فعاليت مجدد يافته اند. در اين سالها حميد سمندريان مى خواست به يكى از آرزوهاى ديرينه خود (گاليله برشت) شكل عينى بدهد كه متأسفانه هنوز اين آرزو ممكن نشده است. شايد برگزارى جشنواره تئاتر فجر در سالهاى اخير آن هم با حضور گروههاى خارجى اهل تئاتر را بر آن داشته تا با آخرين تكنيكهاى اجرايى نوشتارى، كارگردانى، طراحى صحنه، لباس، نور و گريم و آهنگسازى و غيره آشناشوند و با ديدن اجراهاى خارجى و همچنين تهيه نوار فيلم و عكس و ترجمه متون آموزشى و نمايشنامه بتوانند شاهد غنى شدن و اعتبار تئاتر ايران در سطوح جهانى باشند. البته اعتبار تئاتر ايران به ممارست و زحمت هنرمندان آن برمى گردد كه تا چه حد براى اعتلاى تئاتر جنگندگى از خود نشان بدهند. جشنواره تئاتر فجر هم در بيست و سومين دوره با غيررقابتى شدن يك بار ديگر بر بالا بردن كيفيت آثار بدون جريان سازى هاى غيرضرورى تأكيد مى ورزد. شايد با ادامه اين روند رو به رشددر سالهاى آينده به بين المللى شدن تئاتر ايران نيز بتوان اميدوار بود.
|