سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۴ ذيحجه ۱۴۲۵
Tue, Jan 25, 2005
ضميمه ۱
۳۰۴۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
مجموعه گزارش هاى تحليلى «ايران»
درباره انتخابات عراق و معادلات خاورميانه
يادداشت
مجموعه گزارش هاى تحليلى «ايران»
درباره انتخابات عراق و معادلات خاورميانه
بازى پيچيده قدرت در عراق
پيرمحمد ملازهى
همزمان با نزديك ترشدن سى ام ژانويه (يازدهم بهمن ماه ۸۳ ) روزى كه قرار است در عراق اولين انتخابات مجمع ملى برگزار شود ، تدابير امنيتى شديدترى به مرحله اجرا گذاشته مى شود. ظاهراً دو طرف موافقان و مخالفان برگزارى اولين انتخابات آزاد و دموكراتيك،خود را براى رويارويى نهايى در روز برگزارى انتخابات آماده كرده اند. از آنجا كه مجمع ملى عراق ، در واقع ، مجلس مؤسسان خواهد بود و مسؤوليت تدوين و تصويب قانون اساسى جديد عراق پس از رژيم حزب بعث عراق را برعهده خواهد داشت ، حائز اهميت بسيار است . درست از همين زاويه است كه سى ام ژانويه براى هردوطرف سرنوشت ساز خواهد بود. چگونگى برگزارى انتخابات، ميزان شركت همه گروههاى قومى و مذهبى عراق ، ميزان امنيت صندوق هاى رأى ، سلامت يا عدم سلامت انتخابات و نظاير آن ، مشروعيت ساختارى از قدرت را كه شكل خواهد گرفت ، تقويت يا تضعيف خواهد كرد.
199524.jpg
بنابراين نياز خواهد بود كه عراق امروز را آنطور كه هست و نه آنطور كه بازيگران آن دوست دارند، موردتوجه قرار داد و تحولات آن را واقع بينانه به دور از پيش داورى خاص ارزيابى كرد. براى فهم درست عراق امروز ، ابتدا بايد بازيگران آن و اهداف آنها را شناخت . در يك نگاه مقدماتى بازيگران بدين شرح قابل رديابى هستند:
الف : بازيگران خارجى
۱ـ آمريكا و متحدانش به عنوان قدرت اشغالگر خارجى
۲ ـ كشورهاى عرب منطقه
۳ ـ كشورهاى غيرعرب همسايه عراق
ب : بازيگران داخلى
۱ ـ گروه قومى مذهبى شيعه
۲ ـ گروه قومى مذهبى اهل سنت
۳ ـ گروه قومى كرد
ج : ساير بازيگران
۱ـ حزب بعث
۲ـ سازمان القاعده
روشن است كه هركدام از اين بازيگران ، اعم از خارجى و يا داخلى ، اهداف خاصى را براى خود تعريف كرده اند و نهايت تلاش خود را براى دستيابى به آن اهداف به كار گرفته اند. از آنجا كه بعضى از بازيگران در برخى از اهداف با هم مشترك و در بعضى ديگر مخالف يكديگرند ، به درستى نمى توان خطوط روشنى كشيد ولى درهرحال ، اهداف هركدام از بازيگران ، كم و بيش روشن است و تداخل و فواصل آن نيز قابل شناسايى خواهد بود. از اين رو ، مى توان تقسيم بندى دقيق ترى از موافقان ومخالفان برگزارى انتخابات مجمع ملى عراق باحفظ ديدگاههاى هركدام در نظر گرفت . از اين زاويه ، انتخابات قريب  الوقوع عراق در دو گروه قرار مى گيرند.
اول : موافقان شامل :
۱ آمريكا و متحدانش
۲ جمهورى اسلامى ايران
۳ گروه قومى مذهبى شيعه
۴ گروه قومى كرد
دوم : مخالفان شامل :
۱ كشورهاى عرب
۲ گروه قومى مذهبى اهل سنت
۳ بعث عراق
۴ سازمان القاعده
بايد پذيرفت كه تقسيم بندى موافقان و مخالفان در قالبى كه ارائه شد، به ظاهر متناقض است ، از اين نظر كه ايران را در كنار آمريكاو گروه قومى كرد قرار مى دهد كه منافع امنيتى استراتژيكش در تضاد با اين هماهنگى است . هرچند كه انتظار قدرت مسلط شدن اكثريت شيعه در عراق تصور مى شود كه از طريق اين انتخابات و براساس اصل اول دموكراسى كه «يك رأى يك فرد» باشد ، محقق خواهد شد. بنابراين در يك نگاه واقع بينانه، ايران محاسبات خاص خود را از اين وضعيت دارد. آنطور كه از نحوه جهت گيريهاى تبليغاتى مى توان درك كرد ، جمهورى اسلامى ايران هدف مهمتر ژئوپولتيك شيعه را در عراق در اولويت خود قرار داده است و از اين نظر، بدون شك ، مساعدترين زمان براى تحقق آرام چنين هدفى است . منتها تناقض دراين جا است كه هرسه طرف ديگر يعنى آمريكا ،كردها و شيعه هاى عراق اهداف خاص خود را دارند و به نظر مى رسد كه به اهداف خود و منافع خود كاملاً آگاه هستند.
در نگاهى كلى تر مى توان گفت آمريكا به عنوان قدرت اشغالگر عراق از انتخابات مجمع ملى عراق تنها ساختار قدرت متناسب بااهداف استراتژيك خود را در نظر ندارد ، بلكه آمريكا ، عراق را الگويى از نظام سياسى دموكراسى ليبرال مى داند كه در آينده در قالب خاورميانه بزرگ همه كشورهاى منطقه را در بر گيرد. به عبارت روشن تر ، آمريكا مى خواهد براى خاورميانه نظم نوينى به وجود بياورد كه در اين نظم نوين ، منافع استراتژيك آمريكا و متحدان منطقه اى و جهانى اش تأمين شود. اين نظم نوين، جايگزين نظمى خواهد شد كه مى توان آن رانظم انگليسى عنوان داد كه بعداز جنگ جهانى اول تا زمان حاضر حاكم بوده است ؛ نظمى كه اكنون به دليل وجود اسرائيل و ادامه تضادش با اعراب و فلسطينيان ديگر كارآيى نداردو بدتر آن كه از قلب آن ، انقلاب مهارنشدنى فلسطين و سازمان القاعده بيرون زده است ؛ القاعده اى كه رويارويى را تا قلب اقتصاد و تجارت جهانى در نيويورك كشانده و در يازدهم سپتامبر آمريكا را از درون آسيب پذير كرده است. روشن است كه نظم انگليسى خاورميانه، پاسخگوى شرايط نوين نيست.
آمريكايى ها مشكل را در ساختارهاى متمركز قدرت و رژيم هاى ديكتاتورى تشخيص داده اند كه اقليتى برگزيده از نخبگان خاندانى را در منتهاى رفاه و اصراف و در موقعيت غارت و چپاول همه ثروتهاى ملى ، بدون مانع و بدون بازخواست قرار داده و در مقابل اكثريت جمعيت فقير، تهى دست كه با حسرت تجمل پرستى اقليت برگزيده را نظاره گر است و كارى از دستش برنمى آيد. نتيجه اين وضعيت، عمومى شدن نارضايتى در دنياى اسلام وعرب به گونه اى است كه نه تنها تقدير خود به اين گونه به آنها عرضه شده است ، نمى پذيرند، بلكه به دنبال مقصر واقعى مى گردند. القاعده مدعى است كه مقصر را يافته و آن هم تمدن غرب به رهبرى آمريكا است. از اين رو ، در يازدهم سپتامبر به پايگاه اصلى قدرت اين مقصر حمله كرد. بگذريم از اين كه هنوز براى خيلى ها پذيرش اين موضوع ساده نيست ، ولى در هرحال ، القاعده به نمادهاى اين تمدن يورش برد. برج هاى دوقلوى تجارت جهانى نبض اقتصاد سرمايه دارى . مقر وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون ) ، قلب قدرت نظامى و كاخ سفيد،مغز متفكر و سازمانده همه و تماميت قدرت آمريكا.
به نظر مى رسد كه آمريكايى ها زودتر از ديگران و حتى متحدان نزديك شان به اين ارزيابى رسيده باشند كه نظم انگليسى خاورميانه در كنار تسهيل شرايط غارت چندمليتى ها كه نفت را تقريباً به رايگان برده اند ، خربزه ابوجهل را هم در نمك زار خاورميانه پرورانده است . طرح خاورميانه بزرگ ، اشغال عراق و حمايت از برگزارى انتخابات مجمع ملى عراق تنها از چنين زاويه اى قابل فهم است . عراق بايد صاحب نظامى از قدرت سياسى شودكه بتوان آن را دموكراتيك توصيف كرد و قابليت الگوقرارگرفتن براى ساير كشورهاى عرب و منطقه باشد. منتها مشكل اين است كه عراق به لحاظ قومى و مذهبى ، آسيب پذيريهاى جدى دارد و در درونش ، تناقض هايى را مى پرورانده است كه كار را براى آمريكا مشكل مى كند. علت آن است كه هركدام از بازيگران داخلى و منطقه اى درعراق منافع و اهداف خاص خود را دارند. از نقطه نظر قومى ، كردها محاسبات خاص شان را دارند و براى خود ، حداقل و حداكثرى از مطالبات قومى را تعريف كرده اند. حداقل در شرايط كنونى قابل حصول تر است و آن لااقل حفظ وضع موجود و قدرت خودمختارى است كه به دست آورده اند، اما تضمين شده نيست. احزاب كرد عراقى دقيقاً به اين دليل از انتخابات مجمع ملى دفاع مى كنندكه در تدوين و تصويب قانون اساسى جديد عراق، اصل خودمختارى كردستان عراق را در نظامى فدرالى جنبه قانونى بدهد.
شيعيان عراق نيز از انتخابات مجمع ملى عراق به اين دليل حمايت مى كنند كه انتظار دارند از اكثريت جمعيت ۶۰درصدى شان بهره گيرند و مواضع اصلى قدرت را به دست گيرند. كردها، شيعيان و آمريكا هر كدام به صورت موقت و تاكتيكى در كنار يكديگر قرار گرفته اند. موافقت و يا مخالفت هر كدام از بازيگران با انتخابات مجمع ملى عراق در ارتباط با انتظارات و منافع هر كدام به صورت جداگانه قابل بررسى است. اما در اينجا به همين بسنده مى شود، زيرا عراق تا تثبيت قدرت و دستيابى به ثبات كافى كه اهداف بازيگران قابليت تحقق بيابد، نياز به زمان بيشترى خواهد داشت، در بين بازيگران منطقه اى ، كشورهاى عرب كم و بيش با انتخابات در شرايط كنونى مخالفند، هرچند كه ميزان و شدت مخالفتها يكسان نيست. با اين حال، به نظر مى رسد كشورهاى عرب دو نگرانى جدى دارند.
۱ ـ نگرانى از قدرت گرفتن شيعه در عراق
۲ قابليت تكرار الگوى قدرت عراق در ساير كشورهاى عرب
تصور اعراب آن است كه انتخابات در عراق، اهل سنت را در موضع ضعيف حذف از مواضع كليدى قدرت قرار مى دهد و شيعيان عراق را به صورت كشورى شيعى و متحد با جمهورى اسلامى ايران درخواهند آورد. اعراب همچنين نگران تجزيه قومى عراق هستند كه در اين نگرانى، ايران نيز شريك آنهاست و در ظاهر، تنها اسرائيل چنين گزينه اى را در راستاى منافع استراتژيك خود مى داند. حداقل از اين زاويه كه ثابت مى شود عامل قوميت و عامل مذهب اجازه نمى دهد كه قوميت ها و مذاهب در يك كشور زندگى مسالمت جويانه اى داشته باشند. يكى از دلايل اصلى مخالفت اقليت سنى عراق با انتخابات در همين واقعيت نهفته است. اما اگر رأى كسانى را بپذيريم كه مى گويند در ميان بيش از هفت هزار داوطلب عضويت در مجمع ملى، چهارهزار نفر از اهل سنت هستند، مخالفت اهل سنت در سطح سازمانها محدود خواهد بود.
اگر چنين ادعايى درست باشد، انحصار قدرت در دست هيچ گروه قومى يا مذهبى كامل نخواهد بود و نهادهاى قانونى برخاسته از چنين انتخاباتى به لحاظ قانونى از مشروعيت لازم برخوردار مى شود، هرچند كه ممكن است مشكل ثبات سياسى و اجتماعى عراق را نتواند به سرعت و فوريت حل كند.
در هر حال، شكل گيرى يك قدرت انحصارى شيعى در عراق صرفاً به دليل اكثريت جمعيت شيعيان به دور از واقع بينى است بويژه آنكه شائبه گسترش ژئوپولتيك شيعه را براى ايران دربرداشته باشد. گمان مى رود كه دنياى عرب عمومآً اهل سنت، چنين ساختارى از قدرت را در عراق قابل قبول نداند و مى بايد هوشيارانه تر حركت شود، هرچند كه از مجموعه شرايط جارى در عراق، نمى توان اصل كسب قدرت شيعه را ناديده گرفت. در هر حال، لازمه انتخابات آزاد و دموكراتيك، رأى اكثريت است كه شيعه در عراق اكثريت را در اختيار دارد. منتها الزاماً اين اكثريت هماهنگ با ايران نيست. به طورى كه حتى قابل تصور است حكومتى با اكثريت شيعه در عراق شكل بگيرد كه در تضاد با ايران قرار گيرد؛ واقعيتى كه ممكن است پذيرش آن در ايران هم به سادگى ممكن نباشد.
• ادامه در صفحه ۳ ضميمه
دستان خالى در عراق
سخنگوى كاخ سفيد در روز ۱۲ ژانويه خبر مربوط به «پايان تجسس سلاح هاى كشتار جمعى در عراق» توسط آمريكا را در اختيار خبرنگاران گذاشت. عليرغم كوتاه بودن خبر از طرف مقامات آمريكايى ، موجى از انتقادهاى وسيع نسبت به دولت «جورج دبليو بوش» ، رسانه هاى آمريكايى و كانادايى را در بر گرفته است. بوش و مقامات آمريكايى با دروغ «داشتن سلاحهاى كشتار دسته جمعى صدام» ، جنگى را در عراق شروع كردند كه بنا به آخرين تخمين ها كه از طرف دانشكده پزشكى «جان هاپكينز» صورت گرفت و پايه گزارش نشريه پزشكى لانست انگليس شد، ۱۰۰ هزار غير نظامى عراقى در اين جنگ كشته شده اند.
نويسنده اى در اعتراض به دولت بوش براى ساختن چنين دروغى جهت حمله به عراق، نوشته است: «ما در حالى كه ادعاى» پايه ريزى دموكراسى «براى عراق را مى كنيم، در كشور خودمان آمريكا دموكراسى را نابود مى كنيم، حد و مرز دانستن حقايق كه از حقوق افكار عمومى است، روز به روز در آمريكا آب رفته و كوچك مى شود.» در اينجا، در عين حال، يادآورى مى شود كه مقاله «تورنتو استار» از علت واقعى اشغال عراق توسط آمريكا كه همانا تسخير منابع نفتى اين كشور است، صحبتى به ميان نمى آورد.
«صدام حسين به دنيا گفته است كه سلاح هاى كشتار جمعى در اختيار ندارد، اما او اين سلاحها را در اختيار دارد.»
تقريباً با كلماتى شبيه اين بود كه در مارس ،۲۰۰۳ رئيس جمهورى آمريكا قصد خود از حمله به عراق را كه با قيمتى بسيار هولناك پرداخت شد، اعلام كرد.
تاكنون ۲۰ هزار عراقى در اين جنگ كشته شده اند و به همراه آنان، بيش از ۱۳۵۰ نفر از سربازان آمريكايى كشته و ۱۰ هزار نفر ديگر زخمى شده اند. ايالات متحده آمريكا تاكنون مبلغى بالغ بر ۱۰۰ ميليارد دلار براى اين جنگ هزينه نموده و ۱۵۰ هزار سرباز در صحنه عملياتى اين جنگ وارد كرده است.
از زمانى كه پرزيدنت بوش قول داد كه صلح و امنيت را در عراق برقرار كند، برعكس به نظر مى رسد كه هر چه به روز ۳۰ ژانويه روز برگزارى انتخابات نزديك مى شويم، خشونت و هرج و مرج بيشترى در عراق افزايش مى يابد.
جنگ در عراق، حتى سبب شد كه واشنگتن از تعقيب و دنبال كردن اسامه بن لادن باز بماند. جنگ در عراق سبب شد كه اعتبار آمريكا در ميان متحدينش لطمه بخورد و مناسبات نزديك اين كشور با آنان دچار فرسودگى شود. در حالى كه متحدين آمريكا به عمق اين شكست مفتضحانه مى انديشند، بالاخره آمريكاييان با حقيقت تلخى مواجه شده اند: اينكه صدام حسين سلاح هاى اتمى، شيميايى و يا ميكروبى نداشته است، البته اين حقيقت براى كسانى چون ديك چنى معاون رئيس جمهورى آمريكا كه ادعا مى كرد: «شكى در اين نيست كه صدام حسين هم اكنون سلاح هاى كشتار جمعى در اختيار دارد.» يا كاندوليسا رايس مشاور امنيت ملى سابق كه هشدار «ابر اتمى» صدام را داده بود، نيست. آنها همگى اشتباه مى كردند و آمريكا را بر اساس يك دروغ بزرگ وحشتزده كردند.
پس از يك جست وجوى همه جانبه در مورد سلاح ها به وسيله ۱۷۰۰ نفر از گروه بسيار قوى تيم تحقيقاتى «چارلز دالفر» گزارش اين گروه، بدون پروا اين جست وجوها را بى فايده اعلام دانسته اند و تا ماه آينده، گزارش نهايى را تسليم خواهند كرد. آنها دست خالى به خانه بازگشتند، در حالى كه بوش همچنان اصرار دارد كه «صدام خطرناك بود و دنيا بدون وجود او امن تر است.»
قبل از اشغال عراق توسط آمريكا، ناظران سازمان ملل متحد و تحريم هاى اقتصادى اعمال شده بر عراق، به طور مؤثرى بر اوضاع آن كشور مسلط شده بودند. «حمله پيشگيرانه» آمريكا به عراق بدون تأئيد سازمان ملل متحد عملى بى جا و ناروا بود.
آمريكاييان در شناخت حقيقت و در مواجهه با آن بسيار كُند هستند. با كمال تأسف از هر ۵ نفر آمريكايى، ۲ نفر هنوز بر اين باورند كه اين سلاح ها در عراق موجود بوده است. اما برخلاف آن براى كانادايى ها، كه هيچگاه خريدار چنين ادعايى از طرف آمريكاييان نبودند، اعلام پايان رسمى جست وجو براى سلاح ها، يك رفع اتهام است و در عين حال يادآورى دوباره اين واقعيت است كه بيشتر از يك راه براى ديدن جهان وجود دارد.
بوش به طور حيرت انگيزى در مورد مسأله عراق در اشتباه بود و مقامات اطلاعاتى آمريكا ثابت كردند كه تا چه اندازه و بطور فاجعه آميزى بى كفايت و فاقد صلاحيت بوده اند.
شوراى امنيت سازمان ملل متحد اشتباه نمى كرد و از آمريكا مى خواست كه تا زمانى كه كار بازرسان تسليحاتى به مرحله پايانى خود نزديك نشود، به عراق حمله ننمايد. هم اكنون به نظر مى آيد كه «جان كرتين» نخست وزير سابق (كانادا) زمانى كه عليرغم فشارهاى بوش، دست رد بر سينه آمريكاييان براى فرستادن نيروى نظامى زده و از همراهى با ماجراجويى خالى از تعقل و مخاطره آميز آمريكاييان در به اصطلاح جلوگيرى از يك جنگ پيشگيرانه خوددارى كرده بود، در عمل خودش بسيار محق بوده است.
اينك كه نخست وزير، «پل مارتين» در جهت تلاش براى عميق تر كردن مناسبات سياسى و امنيتى مابين دو كشور آمريكا و كانادا است، دستان خالى گروه تحقيقاتى دالفر در عراق، بطور واضح و عريانى، اين حقيقت را به ما يادآورى مى كند كه: اينگونه نيست كه واشنگتن هميشه و در همه زمانها تمامى جواب هاى صحيح را در اختيار داشته باشد.
منبع: روزنامه «تورنتواستار»
ترجمه: الف - مرادى
يادداشت
انتخابات ۳۰ ژانويه عراق؛
بيم ها و اميدها
درافشانى
درست در نقطه مقابل خشونت، ترور و تهديد روبه افزايش درعراق، عزمى ملى براى برگزارى انتخابات سراسرى دراين كشور درموعدمقرر (۳۰ژانويه) جلب توجه مى كند؛ انتخاباتى كه بيش از همه، مردم عراق انتظاردارند سرنوشت ساز باشد.
انتخابات ۳۰ ژانويه، نخستين انتخابات چندحزبى است كه از سال ۱۹۵۳ درعراق برگزارمى شود.
به همين جهت، شور و التهاب انتخابات عراقى ها قابل توجيه و تفسير است؛ انتخاباتى كه عراقى ها انتظار دارند آينده اى دموكراتيك را درپس سالها حكومت ترور، وحشت و خفقان حزب بعث رقم بزند.
تمامى عراقى هاى بالاى ۱۸ سال و يا افرادى كه تا اول ژانويه به سن ۱۸ سالگى برسند، مجاز به شركت درانتخابات سراسرى ۳۰ ژانويه درعراق خواهندبود.
به اين ترتيب، تخمين زده مى شود حدود ۱۵ميليون نفر از جمعيت قريب به ۲۶ ميليونى عراق، امكان مشاركت دراين انتخابات را داشته باشند.
حدود ۴۰هزار صندوق اخذ رأى در ۶ تا ۹ هزار حوزه رأى گيرى استقرارمى يابد. ضمن آنكه عراقى هاى مقيم خارج از اين كشور نيز كه در ۱۱كشور اقامت دارند، دراين انتخابات شركت خواهندكرد.
بيش از ۲۵۰حزب، گروه و شخصيت سياسى، نامزد حضور درانتخابات سراسرى عراق شده اند تا براى كسب كرسى هاى پارلمان كه ۲۷۵ كرسى تعيين شده است، رقابت كنند.
نكته جالب توجه درباره انتخابات عراق، سيستم سهميه بندى كرسى هاى پارلمان و قانون انتخابات است. در قانون انتخابات و نظام نمايندگى عراق، نظام نمايندگى سهميه اى (نسبى) تعيين شده است.
اين نظام نمايندگى البته، نقطه مقابل نظام نمايندگى مبتنى بر رأى اكثريت است.
چرا كه درنظام اكثريت، اين اكثريت است كه حاكميت خود را ازآن خود مى كند.
اما درنظام نمايندگى نسبى، همه احزاب و گروهها چه بزرگ و چه كوچك صرفاً به نسبت ظرفيت و حجم خود صاحب كرسى هاى پارلمان مى شوند و شانس حضور درآن را پيدامى كنند. لذا اين سيستم نسبى سهميه بندى انتخابات عراق، اين شانس را دراختيار احزاب كوچك قرارمى دهد كه نسبت به حضور خود در پارلمان اميدوار باشند.
به عبارت ديگر، على رغم آنكه غالباً پيش بينى مى شود شيعيان به دليل اكثريت جمعيتى خود در عراق پيروز مطلق انتخابات باشند، سيستم سهميه بندى انتخابات عراق، عملاً امكان آن را نمى دهد. چرا كه همانطورى كه اشاره شد، هرنامزدى كه ۱‎/۲۷۵ آرا را كسب كند، يك كرسى پارلمان را دراختيارمى گيرد.
بنابراين پيش بينى كسب ۵۱ تا ۵۵ كرسى هاى پارلمان براى شيعيان مى تواند منطقى باشد.
البته با اين تعداد كرسى نيز شيعيان شانس آن را خواهندداشت كه سمتهاى كليدى قدرت را دراختيار بگيرند. اما با تشكيل پارلمان پس ازانتخابات سراسرى ۳۰ژانويه، نخستين برنامه پارلمان تهيه و تدوين قانون اساسى جديد عراق خواهدبود.
پارلمان تا ۱۵ آگوست آينده فرصت دارد تا قانون اساسى جديد را تهيه و منتشركند و حداكثر تا ۱۵ اكتبر ۲۰۰۵ نيز به همه پرسى بگذارد.
چنانچه قانون اساسى به تصويب برسد، انتخابات مربوط به انتخابات دولت براساس قانون اساسى جديد تا ۱۵ دسامبر آينده برگزارخواهدشد و دولت جديد، حكومت را تا ۳۱دسامبر به دست خواهدگرفت.
اما در دوره انتقالى، با شروع به كار پارلمان، اين پارلمان به عنوان مرجع قانون گذار عمل خواهدكرد. اعضاى پارلمان، رئيس جمهورى و دو معاون وى را برمى گزينند تا درمقام رؤساى دولت عمل كنند.
شوراى سه نفره رياست جمهورى براى انتخاب نخست وزير ۲هفته فرصت خواهدداشت، سپس نخست وزير براى تشكيل شوراى وزيران (دولت) يك ماه زمان دراختيار دارد. وزراى منتخب بايستى از پارلمان رأى اعتماد كسب كنند. اما على رغم فضاى تهديدآميزى كه سعى مى كند انتخابات ۳۰ژانويه را تحت الشعاع خود قراردهد، تلاش احزاب بزرگ و سنتى عراق در فرصت باقيمانده تا موعد برگزارى انتخابات براى تشكيل ائتلافهاى انتخاباتى، قابل توجه و چشمگير است.
دراين ميان، فعاليت انتخاباتى احزاب و گروههاى شيعى درعرصه سياسى عراق بيشتر نموددارد. ازجمله احزاب و گروههاى شيعه عراقى ابتدا بايد به مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق اشاره كرد.
اين گروه را بايد بزرگترين و منسجم ترين جريان شيعى عراق دانست. پيوند مجلس اعلاى عراق با خانواده حكيم كه ازخانواده هاى برجسته و معتبر مذهبى درعراق و حتى جهان اسلام محسوب مى شوند، مجلس اعلا را ازموقعيت ممتازى برخورداركرده است.
برخورد عاقلانه و مدبرانه رهبرى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق با تحولات پس از سقوط صدام حسين و هماهنگى آن با آيت الله سيدعلى سيستانى مرجع بانفوذ شيعيان درعراق نيز دركسب اين موقعيت مؤثر بوده است. حمايت آيت الله سيستانى از فهرست شماره ۱۶۹ انتخابات عراق كه ليست «ائتلاف يكپارچه عراق» نام دارد و «سيدعبدالعزيزحكيم» رئيس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق در رأس آن قراردارد، مى تواند تأكيدى بر اين موقعيت ممتاز باشد.
علاوه بر مجلس اعلا، بايد از جريان «شيرازى ها» و «حزب الدعوه» نام برد. حزب الدعوه نيز از جمله قديمى ترين احزاب سياسى عراق است كه تأسيس آن به سال ۱۹۵۸ بازمى گردد كه آيت الله «سيدمحمدباقر صدر» درايجاد آن نقش داشت.
• ادامه در صفحه ۲ضميمه


|   شناسنامه   |   آرشيو   |