پيرمحمد ملازهى
همزمان با نزديك ترشدن سى ام ژانويه (يازدهم بهمن ماه ۸۳ ) روزى كه قرار است در عراق اولين انتخابات مجمع ملى برگزار شود ، تدابير امنيتى شديدترى به مرحله اجرا گذاشته مى شود. ظاهراً دو طرف موافقان و مخالفان برگزارى اولين انتخابات آزاد و دموكراتيك،خود را براى رويارويى نهايى در روز برگزارى انتخابات آماده كرده اند. از آنجا كه مجمع ملى عراق ، در واقع ، مجلس مؤسسان خواهد بود و مسؤوليت تدوين و تصويب قانون اساسى جديد عراق پس از رژيم حزب بعث عراق را برعهده خواهد داشت ، حائز اهميت بسيار است . درست از همين زاويه است كه سى ام ژانويه براى هردوطرف سرنوشت ساز خواهد بود. چگونگى برگزارى انتخابات، ميزان شركت همه گروههاى قومى و مذهبى عراق ، ميزان امنيت صندوق هاى رأى ، سلامت يا عدم سلامت انتخابات و نظاير آن ، مشروعيت ساختارى از قدرت را كه شكل خواهد گرفت ، تقويت يا تضعيف خواهد كرد.
|
|
|
بنابراين نياز خواهد بود كه عراق امروز را آنطور كه هست و نه آنطور كه بازيگران آن دوست دارند، موردتوجه قرار داد و تحولات آن را واقع بينانه به دور از پيش داورى خاص ارزيابى كرد. براى فهم درست عراق امروز ، ابتدا بايد بازيگران آن و اهداف آنها را شناخت . در يك نگاه مقدماتى بازيگران بدين شرح قابل رديابى هستند:
الف : بازيگران خارجى
۱ـ آمريكا و متحدانش به عنوان قدرت اشغالگر خارجى
۲ ـ كشورهاى عرب منطقه
۳ ـ كشورهاى غيرعرب همسايه عراق
ب : بازيگران داخلى
۱ ـ گروه قومى مذهبى شيعه
۲ ـ گروه قومى مذهبى اهل سنت
۳ ـ گروه قومى كرد
ج : ساير بازيگران
۱ـ حزب بعث
۲ـ سازمان القاعده
روشن است كه هركدام از اين بازيگران ، اعم از خارجى و يا داخلى ، اهداف خاصى را براى خود تعريف كرده اند و نهايت تلاش خود را براى دستيابى به آن اهداف به كار گرفته اند. از آنجا كه بعضى از بازيگران در برخى از اهداف با هم مشترك و در بعضى ديگر مخالف يكديگرند ، به درستى نمى توان خطوط روشنى كشيد ولى درهرحال ، اهداف هركدام از بازيگران ، كم و بيش روشن است و تداخل و فواصل آن نيز قابل شناسايى خواهد بود. از اين رو ، مى توان تقسيم بندى دقيق ترى از موافقان ومخالفان برگزارى انتخابات مجمع ملى عراق باحفظ ديدگاههاى هركدام در نظر گرفت . از اين زاويه ، انتخابات قريب الوقوع عراق در دو گروه قرار مى گيرند.
اول : موافقان شامل :
۱ آمريكا و متحدانش
۲ جمهورى اسلامى ايران
۳ گروه قومى مذهبى شيعه
۴ گروه قومى كرد
دوم : مخالفان شامل :
۱ كشورهاى عرب
۲ گروه قومى مذهبى اهل سنت
۳ بعث عراق
۴ سازمان القاعده
بايد پذيرفت كه تقسيم بندى موافقان و مخالفان در قالبى كه ارائه شد، به ظاهر متناقض است ، از اين نظر كه ايران را در كنار آمريكاو گروه قومى كرد قرار مى دهد كه منافع امنيتى استراتژيكش در تضاد با اين هماهنگى است . هرچند كه انتظار قدرت مسلط شدن اكثريت شيعه در عراق تصور مى شود كه از طريق اين انتخابات و براساس اصل اول دموكراسى كه «يك رأى يك فرد» باشد ، محقق خواهد شد. بنابراين در يك نگاه واقع بينانه، ايران محاسبات خاص خود را از اين وضعيت دارد. آنطور كه از نحوه جهت گيريهاى تبليغاتى مى توان درك كرد ، جمهورى اسلامى ايران هدف مهمتر ژئوپولتيك شيعه را در عراق در اولويت خود قرار داده است و از اين نظر، بدون شك ، مساعدترين زمان براى تحقق آرام چنين هدفى است . منتها تناقض دراين جا است كه هرسه طرف ديگر يعنى آمريكا ،كردها و شيعه هاى عراق اهداف خاص خود را دارند و به نظر مى رسد كه به اهداف خود و منافع خود كاملاً آگاه هستند.
در نگاهى كلى تر مى توان گفت آمريكا به عنوان قدرت اشغالگر عراق از انتخابات مجمع ملى عراق تنها ساختار قدرت متناسب بااهداف استراتژيك خود را در نظر ندارد ، بلكه آمريكا ، عراق را الگويى از نظام سياسى دموكراسى ليبرال مى داند كه در آينده در قالب خاورميانه بزرگ همه كشورهاى منطقه را در بر گيرد. به عبارت روشن تر ، آمريكا مى خواهد براى خاورميانه نظم نوينى به وجود بياورد كه در اين نظم نوين ، منافع استراتژيك آمريكا و متحدان منطقه اى و جهانى اش تأمين شود. اين نظم نوين، جايگزين نظمى خواهد شد كه مى توان آن رانظم انگليسى عنوان داد كه بعداز جنگ جهانى اول تا زمان حاضر حاكم بوده است ؛ نظمى كه اكنون به دليل وجود اسرائيل و ادامه تضادش با اعراب و فلسطينيان ديگر كارآيى نداردو بدتر آن كه از قلب آن ، انقلاب مهارنشدنى فلسطين و سازمان القاعده بيرون زده است ؛ القاعده اى كه رويارويى را تا قلب اقتصاد و تجارت جهانى در نيويورك كشانده و در يازدهم سپتامبر آمريكا را از درون آسيب پذير كرده است. روشن است كه نظم انگليسى خاورميانه، پاسخگوى شرايط نوين نيست.
آمريكايى ها مشكل را در ساختارهاى متمركز قدرت و رژيم هاى ديكتاتورى تشخيص داده اند كه اقليتى برگزيده از نخبگان خاندانى را در منتهاى رفاه و اصراف و در موقعيت غارت و چپاول همه ثروتهاى ملى ، بدون مانع و بدون بازخواست قرار داده و در مقابل اكثريت جمعيت فقير، تهى دست كه با حسرت تجمل پرستى اقليت برگزيده را نظاره گر است و كارى از دستش برنمى آيد. نتيجه اين وضعيت، عمومى شدن نارضايتى در دنياى اسلام وعرب به گونه اى است كه نه تنها تقدير خود به اين گونه به آنها عرضه شده است ، نمى پذيرند، بلكه به دنبال مقصر واقعى مى گردند. القاعده مدعى است كه مقصر را يافته و آن هم تمدن غرب به رهبرى آمريكا است. از اين رو ، در يازدهم سپتامبر به پايگاه اصلى قدرت اين مقصر حمله كرد. بگذريم از اين كه هنوز براى خيلى ها پذيرش اين موضوع ساده نيست ، ولى در هرحال ، القاعده به نمادهاى اين تمدن يورش برد. برج هاى دوقلوى تجارت جهانى نبض اقتصاد سرمايه دارى . مقر وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون ) ، قلب قدرت نظامى و كاخ سفيد،مغز متفكر و سازمانده همه و تماميت قدرت آمريكا.
به نظر مى رسد كه آمريكايى ها زودتر از ديگران و حتى متحدان نزديك شان به اين ارزيابى رسيده باشند كه نظم انگليسى خاورميانه در كنار تسهيل شرايط غارت چندمليتى ها كه نفت را تقريباً به رايگان برده اند ، خربزه ابوجهل را هم در نمك زار خاورميانه پرورانده است . طرح خاورميانه بزرگ ، اشغال عراق و حمايت از برگزارى انتخابات مجمع ملى عراق تنها از چنين زاويه اى قابل فهم است . عراق بايد صاحب نظامى از قدرت سياسى شودكه بتوان آن را دموكراتيك توصيف كرد و قابليت الگوقرارگرفتن براى ساير كشورهاى عرب و منطقه باشد. منتها مشكل اين است كه عراق به لحاظ قومى و مذهبى ، آسيب پذيريهاى جدى دارد و در درونش ، تناقض هايى را مى پرورانده است كه كار را براى آمريكا مشكل مى كند. علت آن است كه هركدام از بازيگران داخلى و منطقه اى درعراق منافع و اهداف خاص خود را دارند. از نقطه نظر قومى ، كردها محاسبات خاص شان را دارند و براى خود ، حداقل و حداكثرى از مطالبات قومى را تعريف كرده اند. حداقل در شرايط كنونى قابل حصول تر است و آن لااقل حفظ وضع موجود و قدرت خودمختارى است كه به دست آورده اند، اما تضمين شده نيست. احزاب كرد عراقى دقيقاً به اين دليل از انتخابات مجمع ملى دفاع مى كنندكه در تدوين و تصويب قانون اساسى جديد عراق، اصل خودمختارى كردستان عراق را در نظامى فدرالى جنبه قانونى بدهد.
شيعيان عراق نيز از انتخابات مجمع ملى عراق به اين دليل حمايت مى كنند كه انتظار دارند از اكثريت جمعيت ۶۰درصدى شان بهره گيرند و مواضع اصلى قدرت را به دست گيرند. كردها، شيعيان و آمريكا هر كدام به صورت موقت و تاكتيكى در كنار يكديگر قرار گرفته اند. موافقت و يا مخالفت هر كدام از بازيگران با انتخابات مجمع ملى عراق در ارتباط با انتظارات و منافع هر كدام به صورت جداگانه قابل بررسى است. اما در اينجا به همين بسنده مى شود، زيرا عراق تا تثبيت قدرت و دستيابى به ثبات كافى كه اهداف بازيگران قابليت تحقق بيابد، نياز به زمان بيشترى خواهد داشت، در بين بازيگران منطقه اى ، كشورهاى عرب كم و بيش با انتخابات در شرايط كنونى مخالفند، هرچند كه ميزان و شدت مخالفتها يكسان نيست. با اين حال، به نظر مى رسد كشورهاى عرب دو نگرانى جدى دارند.
۱ ـ نگرانى از قدرت گرفتن شيعه در عراق
۲ قابليت تكرار الگوى قدرت عراق در ساير كشورهاى عرب
تصور اعراب آن است كه انتخابات در عراق، اهل سنت را در موضع ضعيف حذف از مواضع كليدى قدرت قرار مى دهد و شيعيان عراق را به صورت كشورى شيعى و متحد با جمهورى اسلامى ايران درخواهند آورد. اعراب همچنين نگران تجزيه قومى عراق هستند كه در اين نگرانى، ايران نيز شريك آنهاست و در ظاهر، تنها اسرائيل چنين گزينه اى را در راستاى منافع استراتژيك خود مى داند. حداقل از اين زاويه كه ثابت مى شود عامل قوميت و عامل مذهب اجازه نمى دهد كه قوميت ها و مذاهب در يك كشور زندگى مسالمت جويانه اى داشته باشند. يكى از دلايل اصلى مخالفت اقليت سنى عراق با انتخابات در همين واقعيت نهفته است. اما اگر رأى كسانى را بپذيريم كه مى گويند در ميان بيش از هفت هزار داوطلب عضويت در مجمع ملى، چهارهزار نفر از اهل سنت هستند، مخالفت اهل سنت در سطح سازمانها محدود خواهد بود.
اگر چنين ادعايى درست باشد، انحصار قدرت در دست هيچ گروه قومى يا مذهبى كامل نخواهد بود و نهادهاى قانونى برخاسته از چنين انتخاباتى به لحاظ قانونى از مشروعيت لازم برخوردار مى شود، هرچند كه ممكن است مشكل ثبات سياسى و اجتماعى عراق را نتواند به سرعت و فوريت حل كند.
در هر حال، شكل گيرى يك قدرت انحصارى شيعى در عراق صرفاً به دليل اكثريت جمعيت شيعيان به دور از واقع بينى است بويژه آنكه شائبه گسترش ژئوپولتيك شيعه را براى ايران دربرداشته باشد. گمان مى رود كه دنياى عرب عمومآً اهل سنت، چنين ساختارى از قدرت را در عراق قابل قبول نداند و مى بايد هوشيارانه تر حركت شود، هرچند كه از مجموعه شرايط جارى در عراق، نمى توان اصل كسب قدرت شيعه را ناديده گرفت. در هر حال، لازمه انتخابات آزاد و دموكراتيك، رأى اكثريت است كه شيعه در عراق اكثريت را در اختيار دارد. منتها الزاماً اين اكثريت هماهنگ با ايران نيست. به طورى كه حتى قابل تصور است حكومتى با اكثريت شيعه در عراق شكل بگيرد كه در تضاد با ايران قرار گيرد؛ واقعيتى كه ممكن است پذيرش آن در ايران هم به سادگى ممكن نباشد.
• ادامه در صفحه ۳ ضميمه