پس از گذشت صدها سال به مردم رنج ديده و مظلوم عراق اين حق داده شد براى كشورشان تصميم بگيرند كه در آينده چه حكومتى داشته باشند وسرنوشتشان را خودترسيم كنند. روز پايانى ژانويه سال ۲۰۰۵ ، روزهاى به يادماندنى براى مردم عراق خواهد بود چرا كه در اين روزها با حضور در پاى صندوقهاى رأى سرنوشت كشورشان را رقم خواهند زد . آنها به اين اميد دل بسته اند كه در آينده ردپايى از نيروى بيگانه در خاك عراق به چشم نخورد و خود با دستان خود سرزمين ويران شده را بازسازى كنند و به آن حيات دوباره ببخشند. گفت وگوى «ايران ديپلماتيك» با «سيد محسن حكيم» مشاور سياسى رئيس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق را درباره انتخابات مجمع ملى عراق بخوانيد:
به نظر شما و باتوجه به ليست هاى انتخاباتى، در انتخابات مجمع ملى عراق، شيعيان تا چه حد مى توانند اكثريت آرا را به دست آورند؟
بعد از ۱۲۰۰ سال اين نخستين انتخاباتى است كه در آن به مردم عراق فرصت داده شده است تا آزادانه بتوانند آراى خود را به صندوقهاى رأى بريزند و شاهد اراده و تحكيم خود در تعيين سرنوشت اجتماعى خودشان باشند.اين انتخابات براى مردم عراق از اهميت خاصى برخوردار است. ما در ۳۰ ژانويه شاهد سه نوع انتخابات هم زمان در عراق خواهيم بود. نخست، انتخابات مجمع ملى انتقالى است كه ۳ كار مهم انجام مى دهد: اول ، تدوين پيش نويس قانون اساسى است كه در ۱۵ اكتبر ۲۰۰۵ در يك همه پرسى به رأى اكثريت مردم عراق گذاشته خواهد شد.
|
|
|
دوم ، تشكيل دولت انتقالى است كه تا پايان سال ۲۰۰۵ عهده دار مسؤوليت عراق خواهد بود و سوم اينكه، كار قانونگذارى و همچنين نظارت بر كاركرد دولت وتصويب بودجه سال ۲۰۰۶ و ساير فعاليتها است.دومين انتخابات، انتخابات شوراى استان است كه با توجه به قانون اداره دولت در مرحله انتقالى ، شوراهاى استان از صلاحيت هاى ويژه برخوردار هستند.از ۱۸ استان عراق به غير از استان بغداد، ۴۱ نفر در ۱۷ استان و ۵۱ نفر در بغداد به عنوان شوراى استانى انتخاب مى شوند كه وظيفه آنها انتخاب و نظارت بر استاندار و همچنين ساير مسؤولانى كه به وسيله استاندار انتخاب مى شوند، است. سومين انتخابات، انتخاباتى است كه فقط در منطقه كردستان عراق خواهيم داشت و آن انتخاب مجلس ملى كردستان است كه تنها در منطقه كردستان انجام مى شود و ۱۱۱ عضو دارد. در ليست ائتلاف عراق كه مورد عنايت آيت الله سيدعلى سيستانى نيز قرار گرفته است، گروههاى شيعه ، سنى، كرد، تركمان، آشورى و غيره به چشم مى خوردند.
عده اى از جمله وزير دفاع عراق، بر اين عقيده بودند كه انتخابات مجمع ملى عراق به تعويق بيفتد. به نظر شما ، هدف آنها از به تعويق انداختن انتخابات چه بوده است؟
در پاسخ بايدگفت كه هرگونه تأخير در انتخابات، عراق را با سه چالش جدى روبرو خواهد كرد.چالش اول، چالش قانونى وحقوقى است كه با توجه به ماده سه قانون اداره دولت درمرحله انتقالى كه قانون اساسى موقت عراق به شمارمى رود، انتخابات عراق بايد تا تاريخ ۳۰ ژانويه و يا در تاريخى كه نبايداز تاريخ ۳۱ ژانويه تجاوز كند انجام گيرد. بنابراين آخرين مهلت انتخابات مجمع ملى انتقالى عراق ، ۳۱ ژانويه است و دراين قانون ، هيچگونه راهكارى براى به تعويق انداختن انتخابات در نظر گرفته نشده است.
از طرفى ، با توجه به قطعنامه ۱۵۴۶ نيز ، انتخابات نبايد از تاريخ مذكور تجاوز كند و اگر به تعويق بيفتد، ما شاهد يك خلأ حقوقى در عراق خواهيم بود و دولت موقت، مسير خود را از دست خواهد داد. دومين چالش ،چالش سياسى خواهد بود.به اين معنى كه يك هديه بزرگ براى تروريستها خواهد بود كه توانستند پروژه سياسى و ايجاد دگرديسى در داخل عراق را به تعويق بيندازند و مانع آن شوند در راستاى رسيدن به اهداف تعيين كننده ملت عراق . از سوى ديگر ، هيچ تضمينى وجود ندارد كه وضعيت امنيتى عراق ۶ ماه بعد بهتر از وضعيت كنونى باشد. با توجه به اينكه بيش از ۸۰ درصد مردم عراق خواهان برگزارى انتخابات هستند بنابراين درست نيست كه حق آنها را ناديده گرفت. در حال حاضر، ۴۶ ليست سنى وجود دارد كه در آنها بيش از ۴۲۰۰ نامزد سنى هستند. اين عده بيش از كل كانديداهاى شيعه و كرد را تشكيل مى دهند. بنابراين چنين نيست كه بگوييم اهل تسنن خواهان به تعويق انداختن انتخابات هستند چرا كه اگر اين اكثريت، تحقق آرمانهاى خود را به وسيله مكانيسم هاى سياسى، به بن رسيده بدانند ، امكان دارد رويكردهاى ديگرى را برگزينند كه خطراتى به همراه خواهد داشت. و اما چالش سوم، چالش اخلاقى است . با توجه به اينكه كسانى كه خواهان به تعويق افتادن انتخابات بودند همه زير سند قانون ادارى دولت را امضا كردند كه اين خود تعهد اخلاقى دارد و از طرفى، اين اشخاص چندين بار به عناوين و بهانه هاى مختلف از جمله امن نبودن منطقه، ادامه اشغال كشور و غيره مى خواستند انتخابات را به تعويق بيندازند، ما اميدواريم كه در تاريخ مقرر ، شاهد روى آوردن ملت عراق به پاى صندوقهاى رأى باشيم و اگر حتى بغداد، بلكه كل عراق را تبديل به ميدان مين كنند باز هم در انتخابات شركت خواهيم كرد.
اگر شيعيان موفق به بدست گيرى سمتهاى كليدى در حكومت آينده عراق شوند، آيا اين امر نگرانى در پى خواهد داشت يا نه؟
اگر ما آفتهاى حكومت عراق را در طول ۱۲۰۰ سال مورد بررسى قرار دهيم، به اين نتيجه مى رسيم كه سه آفت كليدى، همواره حكومت عراق را تهديد كرده است. اول اينكه در طول اين سالها ما شاهد يك نوع ديكتاتورى مطلق بوديم، دوم وجود آفتهاى قومى كه عليه كردها، تركمنها و غيره اعمال مى شد و سوم مسائل مذهبى كه عليه شيعيان اعمال مى شد. بنابراين اگر بخواهيم دولتى داشته باشيم كه اين آفتها را نداشته باشد بايد تلاش كنيم اين دولت داراى سه عنصر مهم باشد: نخست مردمى باشد، نه دولتى كه با كودتاى نظامى و يا با نظارت خارجى ها اداره شود. دوم، دولت آينده عراق اين ويژگى را داشته باشد كه تمام حقوق قوميتها در آن حفظ شود تا آنها احساس آرامش كنند و در آخر با توجه به اينكه ۹۷درصد مردم عراق مسلمان هستند، بايد هويت اسلام به عنوان محور عمليات در عرصه هاى اجتماعى، سياسى و غيره قرار گيرد. اگر اين سه عنصر مهم در نظر گرفته شود، شاهد دولتى با ثبات و امن خواهيم بود.
از طرفى، ما بايد ۳اصل شهروندى، مشاركت همگانى و توافق را براى شناختن عراقى جديد و با ثبات در نظر بگيريم.
پيش از انتشار ليست انتخابات، شاهد يك سرى اختلافات در ميان گروههاى شيعه بوديم. به نظر شما، آيا همكارى ميان گروههاى شيعه ادامه خواهد داشت؟
به نظر من، اختلافى بين گروههاى شيعه وجود نداشته است و اگر هم بوده، اختلافات جزيى بود كه برطرف شده است و ما مشكل خاصى نداريم.
ما سعى مى كنيم كه تشكلى را تشكيل دهيم كه بتوانيم با توجه به پروژه هاى سياسى و غيره كه انجام خواهد شد، داراى يك رأى و نظر منسجم در مجمع باشيم.
اولويتهاى حكومت آينده عراق كدام خواهند بود؟
اولويت اول، اولويت امنيتى است، متأسفانه دكترين امنيتى آمريكا و سياستهاى امنيتى آن كشور كاملاً غلط بود. ما داراى ۳سازمان مهم امنيتى در عراق هستيم. يكى سازمانهاى نظامى يا گارد ملى، دوم سازمان پليسى و انتظامى و سوم سازمان اطلاعات عراق كه در هر سه سازمان، شاهد نفوذ عناصر تروريست هستيم كه سبب ناامنى شده اند. ما معتقديم كه بايد يك بازنگرى استراتژيك انجام شود و پارامترهاى اعتقادى نسبت به وضعيت جنگ عراق، به جاى مذاكرات منفى اعمال شود. از طرفى، سازمانهاى مردمى، مثل سازمانهاى «بدر» وجود دارند كه در مسائل امنيتى خبره هستند و در اين دوره، مورد بى مهرى خاصى قرار گرفته اند بنابراين بايد به اين سازمانها حياتى دوباره بخشيد و آنها را فعال كرد. از سوى ديگر بايد مهمترين عنصر امنيت ساز را كه مردم هستند، در نظر بگيريم. متأسفانه تاكنون هيچ گونه استفاده اى از مردم و اطلاعات آنها نشده است. بنابراين بايد سازمانهايى تشكيل شوند كه مردم به آن اعتقاد داشته باشند. بازسازى عراق، اولويت ديگرى است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. متأسفانه ما در حال حاضر، شاهد بيكارى و فقر و غيره به جاى بازسازى هستيم و هيچ گونه سياست اقتصادى، سياسى و غيره در عراق حاكم نيست. ما شاهد يك نوع واپس گرايى هستيم. ما بايد دوباره رابطه خود را با كشورهايى مانند ايران و سوريه كه در دوره دولت فعلى عراق دچار چالش با ما شدند، را بهبود دهيم و براى حفظ امنيت در ساختار جديد كشورهاى منطقه سهيم باشيم.
در برخى از كشورهاى منطقه از تشكيل «هلال شيعه» سخن گفته مى شود. اين بحث تا چه حد صحت دارد؟
اين يك جنگ روانى است كه براى شيعيان به راه انداخته اند. اين جمله كه از سوى برخى گفته شده، داراى تبعات زياد وخارج از موازين ديپلماتيك است كه موجب ناراحتى شيعيان، بخصوص در عراق شده است. ما منتظر عذرخواهى اين افراد هستيم. اين سخنان تأثير منفى در ملت عراق خواهد گذاشت.
واكنش برخى كشورها مثل اردن را در رابطه با انتخابات و يا پيروزى شيعيان چگونه ارزيابى مى كنيد؟
متأسفانه برخى مى خواهند بسيارى از امور و وقايع نظامى را همچون گذشته ناديده بگيرند، غافل از اينكه خيلى از اين امور تغيير يافته است. به نظر من، اينها بايد خود را با وضع فعلى وفق دهند. ما خواهان تشكيل دولت ملى هستيم كه به اسلام احترام بگذارد. ما با صدور نيرو به خارج و يا ورود نيروهاى خارجى به كشورمان مخالفيم، چرا كه هر دولتى با توجه به ويژگى هايى خاص خود داراى يك فرهنگ و تمدن خاصى است. بنابراين توصيه مى كنيم كه به جاى كارشكنى و جوسازى، بيايند و در يك چارچوب اخلاقى وارد شوند و اگر اشكالى مى بينند، بازگو كنند.
به نظر شما، جورج بوش در دور دوم رياست جمهورى خود چه سياستى را در قبال با عراق در پيش خواهد گرفت. با توجه به اينكه در صحبتهاى خود با روزنامه «واشنگتن پست» هيچ اشاره اى به تعيين تاريخ خروج نظاميان نكرده است؟
هيچ ملتى در هيچ جاى جهان، حتى ملت آمريكا حاضر به حضور اشغالگران در خاك خود نيست. هيچ يك از افراد عراق نيز مايل به مشاهده نيروهاى بيگانه در كشور خود نيستند و خواهان آن هستند كه هر چه سريعتر نيروهاى بيگانه از كشور خارج شوند. البته ما متأسفيم كه سياستهاى غلط آمريكا سبب شده است كه برخى به اشتباه فكر مى كنند كه حضور نيروهاى آمريكايى در عراق موجب شده است تا از بروز بسيارى از فجايع جلوگيرى شود. با توجه به قطعنامه،۱۵۴۶ دو مكانيسم براى خروج نيروهاى آمريكايى از عراق تعريف شده است: نخست اينكه، دولت انتقالى منتخب عراق، خواهان خروج نيروهاى آمريكايى باشد ودوم اينكه، بعد از سال،۲۰۰۵ ديگر هيچ گونه مجوزى براى ورود نيروهاى خارجى در عراق نخواهيم داشت. به نظر مى رسد پس از بازسازى نيروهاى امنيتى و پليس براى بازسازى عراق، ديگر نيازى به حضور نيروهاى بيگانه نيست.
جايگاه عراق در خاورميانه اى كه آمريكا درصدد است آن را به نفع خود ترسيم كند، چه خواهد بود؟
ما نه خواهان صدور نيرو به خارج از كشور و نه ورود نيروهاى خارجى به داخل كشورمان هستيم. ملت عراق داراى نخبگانى از جمله آيت الله سيستانى است. بنابراين به نظر نمى رسد كه ما خواهان ايجاد دموكراسى آمريكايى باشيم، بلكه خواهان ايجاد دولتى هستيم كه هويت عراقى داشته باشد. بايد در نظر داشت كه اولين قانون ۵هزار سال پيش، در عراق نگاشته شده است.
و سخن آخر؟
از تمام مردم عراق مى خواهم كه در اين انتخابات شركت كنند و در پاى صندوقهاى رأى حاضر شوند.