سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۴ ذيحجه ۱۴۲۵
Tue, Jan 25, 2005
ضميمه ۳
۳۰۴۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
آرشيو
زيبارى:
بازى پيچيده قدرت در عراق
199431.jpg
• بقيه از صفحه۱ ضميمه

از اين رو مى توان گفت مطالبات قومى و مذهبى روشن و قابل احسايى در عراق امروز وجود دارد و هر كدام از گروههاى قومى و مذهبى منافع خود را در اولويت قرار داده اند. اين كه مجمع ملى يا مجلس مؤسسان عراق چگونه مى تواند به اينگونه مطالبات بعضاً متضاد پاسخ بدهد، بستگى به عوامل گوناگونى دارد كه از هم اكنون ابعاد آنها روشن نيست تا دست به قضاوتى منصفانه زد. منتها اين موضوع قابل رديابى است كه مطالبات قومى و مذهبى در عراق را نمى توان ناديده گرفت. بحث اين است كه چه ساختارى از قدرت طراحى شود كه به اين مطالبات در چارچوب وحدت ملى و ارضى عراق پاسخ دهد. ظاهراً فدرالى كردن عراق براى گروه قومى كرد حداقل و براى گروه مذهبى اهل سنت حداكثر و غيرقابل قبول و براى اهل تشيع حداكثر، اما پذيرفتنى از سر ناچارى است. بازيگران بين المللى و منطقه اى نيز هر كدام در اين باره ديدگاه خاص خود را دارند. لااقل دو كشور غير عرب منطقه، يعنى ايران و تركيه، دلايل خاص خود را از ساختار سياسى عراق آينده دارند و فدرالى كردن عراق را به زيان منافع ملى شان با احتساب قوميت كرد خود ارزيابى مى كنند.
در اين معادله پيچيده بايد اهداف تركيب يافته سازمان القاعده و حزب بعث حذف شده از قدرت را در عراق در ارتباط با مخالفت آنها با برگزارى انتخابات مجمع ملى در نظر گرفت. حزب بعث خود را در داخل در كنار اهل سنت يافته و همچنان در انتظار روزى است كه آمريكا از عراق خارج شود و به قدرت بازگردد. اما تصور خروج كامل آمريكا از عراق را به اين زودى ها ندارد. بنابراين در انديشه طولانى كردن جنگ در داخل و بى ثبات نگاه داشتن عراق است تا آنجا كه در توان داشته باشد. سازمان القاعده نيز در كنار گروه مذهبى سنى و حزب بعث قرار دارد و به نظر مى رسد كه با نيروهاى شيعى و انگيزه مذهبى دارى كه در اختيار دارد، طراح عمليات انتحارى كه خود آنها را شهادت طلبانه مى داند، است. القاعده، بعث عراق و گروه مذهبى سنى عرب عراق در بر هم زدن معادله قدرت پيش رو با موضع مسلط شيعه جدى هستند. آنها اگر بتوانند انتخابات را بر هم خواهند زد و اگر به دليل تدابير شديد امنيتى اتخاذ شده نتوانند، اصل مشروعيت آن را زير سؤال خواهند برد. درست به همين دليل است كه حكومت موقت «ايادعلاوى» اعلام كرده است روزهاى ۲۹ تا ۳۱ ژانويه مقررات امنيتى شديدى را در عراق به مورد اجرا مى گذارد و از رفت و آمد خودروها در سطح كشور جلوگيرى مى شود، مگر آنكه اجازه مخصوص داشته باشند.
كشورهاى عرب منطقه نگرانى جدى ترى از تأثيرگذارى احتمالى روند دموكراتيزه كردن عراق علاوه بر موضع مسلط احتمالى شيعيان عراق در قدرت دارند. اين نگرانى كه «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا اگر بتواند ساختار قدرت موردنظر آمريكا را بر عراق حاكم كند، دير يا زود سراغ ساير كشورهاى عرب خواهد رفت. ساختارهاى موجود قدرت در كشورهاى محورى عرب، خاستگاه و مهد افراطى گرى مذهبى است. اين ساختارها بايد تغيير كنند. تغيير مى تواند داوطلبانه و از درون باشد و يا تحميلى و از خارج. از قضا، دنياى عرب، هر دو نمونه اش را به دست داده است. نمونه عراق، تحميل از خارج و اشغال نظامى و نمونه ليبى تحول از درون. اينكه كشورهاى عرب كدام شكل را خواهند پذيرفت، بستگى به شرايط دارد، ولى اين هست كه اعراب خود را براى پذيرش تحولات آرام، هدايت شده و به گونه اى كه اصل قدرت حاكمان را مشمول دگرگونى نكند، پذيرفته و اصلاحات را آغاز كرده اند. بنابراين انتخابات مجمع ملى عراق ازنقطه نظر الگوسازى اش در جهان عرب نيز حايز اهميت خاصى خواهد بود. جدا از همه اينگونه مباحث درگير با انتخابات مجمع ملى عراق، آنچه در داخل اين كشور مى گذرد، در تعيين سرنوشت آينده عراق بسيار مهم است. به طورى كه مى توان گفت حفظ وحدت ملى و ارضى آن بستگى تام به چگونگى برگزارى اين انتخابات خواهد داشت. اين واقعيت كه انتخابات قريب الوقوع عراق، اولين تجربه دموكراتيك قدرت در تاريخ معاصر اين كشور است، جاى بحث ندارد. عراق از زمان استقلال و حوادث دهه ۱۹۲۰ به بعد، همواره ساختار تمركزى از قدرت و ديكتاتورى داشته است. رژيم صدام حسين، در واقع، بر بسترى تاريخى رشد و نمو كرد و در انحصار قدرت آنقدر پيش رفت كه تمامى مواضع كليدى قدرت در گروه موسوم به تكريتى ها قرار گرفت. اين ذهنيت كه چون تكريتى ها سنى مذهب بودند، پس قدرت در انحصار سنى بوده است، با واقعيت قدرت بعث عراق همخوانى ندارد. تكريتى هاى حاكم اكثريت سنى مذهب بودند ولى پايبندى آنها به مذهب آنقدر نبود كه ساختار قدرت بعث را كاملاً سنى مذهب دانست. اساساً در شرايط كنونى نيز حركت بى محور مذهب در عراق پاسخ مساعد نمى دهد. عراقى ها مسلمان هستند ولى ملى گرايى خاص خود را در پوشش مذهب نهادينه كرده اند. از اين رو، مى توان تصور كرد كه آمريكا در پيگيرى هدف خاورميانه بزرگ از بدترين جا شروع كرده است. عراق ملى گرا، مخاطراتى دارد كه احتمالاً در محاسبات كاخ سفيد به درستى لحاظ نشده بودند.
گذشته از اين نبايد حضور القاعده در عراق را دست كم گرفت. القاعده نيروهايش را از افغانستان، از چچن و از كشورهاى عرب به عراق منتقل كرده است. القاعده ارزيابى درستى از شرايط دارد. جنگ در عراق، جنگ سرنوشت است؛ جنگى است كه على القاعده بايد تكليف همه را روشن كند. به همين دليل، پايان زودرسى براى آن قابل تصور نيست، جنگ در عراق اگر تمام شود در كشور ديگرى شعله ور خواهد شد. همچنان كه از افغانستان به عراق نقل مكان كرد، مى تواند از عراق به كشور ديگرى درمنطقه نقل مكان كند. هر كدام از بازيگران كنونى در عراق، اعم از بازيگران داخلى، بازيگران منطقه اى و بازيگران بين المللى، منافع خود را به تمامى مدنظر دارند. از اين رو، در ظاهر، نقطه مشتركى براى مصالحه به سادگى به دست نخواهد آمد. اما اين بدين معنا نخواهد بود كه براى هميشه نتوان نقطه مصالحه اى يافت. اين تصور كه بعثى ها، القاعده و اقليت سنى مخالف انتخابات مجمع ملى عراق بتوانندكل قاعده بازى دموكراتيك جورج بوش را برهم زنند، به دور از واقع بينى است، همچنانكه آخرين ذهنيت كه آمريكا بعد از سازماندهى قدرت محلى درعراق از اين كشور خارج شود، آنگونه كه برخى تصوركرده اند، دور از واقع بينى است. عراق تا آينده اى قابل پيش بينى در موقعيتى قرار نخواهدگرفت كه بتوان از حاكميت ملى تمام عيارى در آن سخن گفت.
حتى اگر به هر دليلى، ارتش آمريكا از عراق خارج شود، اين خروج كامل نخواهدبود و تنها در شكل تغيير وضعيت از حالت اشغالگر به حالت شريك و دستيابى به پايگاههاى نظامى قابل دفاع خواهدبود؛ تجربه اى كه تقريباً همه كشورهاى دنيا كه در مقاطعى به اشغال قدرت هاى خارجى درآمده اند آن را پشت سرگذاشته اند. آلمان، ژاپن و كره جنوبى بعد از جنگ دوم جهانى و كشورهاى اروپاى شرقى سابق همه شاهد چنين تجربه اى هستند.
بنابراين دشوار مى توان تصور كرد كه عراق يا افغانستان تجربه متفاوت ترى بيابند. محاسبات خارق العاده را نمى توان جدى گرفت. شكست آمريكا در عراق اگر اتفاق بيفتد، به معناى پايان قدرت هژمونيك واشنگتن خواهدبود. نشانه قانع كننده اى براى چنين معجزه اى لااقل در آستانه برگزارى انتخابات مجمع ملى عراق وجودندارد.
مهمتر اين كه ساختار قدرتى كه قرار است ازطريق انتخابات و مجمع ملى عراق مشروعيت بيابد، ساختارى از قدرت خواهدبود كه قدرت اشغالگر خواهان آن است. نيروهاى فعال سياسى  مذهبى و قومى در عراق كه خود را نامزد قدرت مى دانند، اگر بدان جنبه از موضوع توجه كافى نداشته باشند، در مسيرى از قدرت خواهى قرارخواهندگرفت كه ممكن است در درون خود خواهان آن نباشند و اعتراض اصلى آنها از رژيم بعث سابق عراق بوده است. به عبارت روشن تر، جاى هيچ ابهامى وجودندارد. قدرتى كه در شرايط اشغال در عراق شكل خواهدگرفت، به تمامى نه مى تواند مذهبى استقلال طلب باشد و نه ملى استقلال طلب. قدرتى خواهدبود متناسب با شرايط اشغال و معلوم نيست كه قضاوت تاريخ درباره آن همان باشد كه داوطلبان قدرت انتظارش را دارند.
درهرحال، اگر فهرست هاى انتخاباتى اعلام شده را كه تاكنون براى شركت درانتخابات شكل گرفته و رسماً فعاليت تبليغاتى داشته اند، در نظر بگيريد، مى توان گفت سه فهرست اصلى و يك فهرست فرعى متعلق به سنى هاى منفرد وجوددارد. از آنجا كه اين فهرست ها، نوعى خاص از گرايش سياسى و فكرى را انعكاس مى دهند و هركدام از منافع خاص خود را يا به لحاظ قومى يا مذهبى درنظر دارند، نگاهى به اين فهرست ها درتحليل واقع بينانه شرايط جارى عراق خالى از لطف نخواهدبود. اين فهرست هاى انتخاباتى بدين شرح هستند:
۱ـ فهرست اياد علاوى ، ليبرال، تكنوكرات، هماهنگ با قدرت اشغالگر
۲ـ فهرست شيعيان، اكثريت جمعيتى داوطلب قدرت، ايدئولوژيك
۳ـ فهرست احزاب كرد، قوم محور
واقعيت آن است كه هيچكدام از فهرست ها و ائتلاف ها فراگير در بعد ملى عراقى نيستند و درمحدوده خاصى ازجامعه، پايگاه دارند.
دراين ميان، كردها درموقعيت نسبى منسجم ترى از ديگران قراردارند. لااقل احزاب كرد مى دانند كه چه مى خواهند و تا آنجا مى توانند در قدرت پيش بروند. دو فهرست ديگر در هم تنيدگى هايى از يك طرف و نقاط افتراق ديگرى از طرف ديگر دارند. اين درست كه تلاش شده است فهرست ها جنبه انحصارى مذهبى يا قومى نيابد، ولى مى توان گفت كه فهرست كردها جنبه صرفاً قومى دارد و فهرست شيعيان گرايش اصلى مذهبى. تنها فهرست علاوى است كه مى تواند مدعى شود كه فارغ از قوم و مذهب بوده و نيروهاى تخصصى و فكرى را درخود جمع كرده است. البته چنين ادعايى را ممكن است ديگران به رسميت نشناسند، ولى از آنجا كه اين فهرست خود را هماهنگ تر با قدرت هژمون از سايرين مى داند، انتظاردارد كه برنده انتخابات مجمع ملى باشد.
در اين حال، احزاب سنى تقريباً بطور كامل، خود را از روند انتخابات كنار كشيده اند و سنى هاى داوطلب نمى توانند مدعى شوند كه متعلق به يك حزب شناخته شده سنى مذهب هستند. ظاهراً آخرين حزب سنى مذهب كه خود را از جريان انتخابات كناركشيد «مجلس مؤسسان ملى عراق» به رهبرى «عبدالامير الركابى» است كه ادعامى كند، بيش از يك ميليون امضا درمخالفت با برگزارى انتخابات جمع آورى كرده و آن را دراختيار «كوفى انان» دبيركل سازمان ملل متحد قرارداده است. تقاضاى اين حزب نيز مانند ساير احزاب سنى مذهب، به تعويق انداختن انتخابات مجمع ملى بوده است. تقاضايى كه تاكنون از طرف دولت موقت و آمريكا رد شده است.
به اين ترتيب، تا اين جا به رغم آنكه ادعاشده است، حدود چهارهزار نامزد سنى مذهب وجوددارد و ۱۱۲حزب نامزدهاى خود را اعلام كرده اند، احزاب سنى در انتخابات حضور ندارند و اين موضوع بسيارحساس و مهمى است.
از اين نظر اهميت دارد كه درميان سه گروه قومى و مذهبى مدعى درعراق سنى ها اقليت، ولى درگذشته، مواضع كليدى قدرت را دراختيار داشته اند.
ظاهراً در شرايط كنونى، آمادگى پذيرش موقعيت تنزل يافته شان را نيافته اند.
علاوه بر اين، كشورهاى عرب از همين گروه حمايت مى كنند. بنابراين اگر راه حلى براى اختصاص سهمى از قدرت يافت نشود، ثبات سياسى و اجتماعى عراق در آينده اى قابل پيش بينى تضمين شده به نظرنمى رسد.
ظاهراً باتوجه به همين موضوع است كه آمريكايى ها اعلام كرده اند، سهم سنى ها را در قدرت آينده نگه خواهندداشت و هروقت شرايط مساعدشود، آنها مى توانند سهم خود را تصاحب كنند. البته تناقض تقسيم قدرت به صورت مصنوعى و اختصاص سهميه براى اقليت سنى با انتخابات آزاد و دموكراتيك بر كسى پوشيده نيست، ولى ضرورت هاى مهمترى، آمريكا را مجبور به ناديده گرفتن ادعاهايش كرده است.
ازطرف ديگر، دموكراسى ليبرال موردنظر آمريكا درعراق به وسيله گروه اياد علاوى، يعنى ليبرال تكنوكرات مى تواند شكل بگيرد. دو گروه ديگر، شيعيان و اكراد عراق خصلت هاى موردنظر آمريكا را ندارند. چالش مهم داخلى و منطقه اى عراق درهمين واقعيت نهفته است و اگر نه هرسه گروه تاحدى، خود را با اهداف آمريكا هماهنگ و يا حداقل نزديك احساس مى كنند. منتها گروه مذهبى شيعى و گروه قومى كرد درموقعيتى قرارندارند كه كاملاً اهداف هماهنگى با آمريكا بيابند.
به دلايل متفاوتى، آنها منافع خاص خود را و مطالب قومى و مذهبى خاصشان را دارند تا الزاماً با اهداف آمريكا نمى تواند در يك جهت قرارگيرد.
از اين رو، قابل پيش بينى است كه به رغم اكثريت جمعيت شيعه درعراق، قدرتى مشروعيت خود را ازطريق انتخابات مجمع ملى دريافت خواهدكرد، قدرت ليبرال، تكنوكرات خواهدبود و اين را جدا از اين موضوع ارزيابى كرد كه احتمالاً اكثريت نمايندگان منتخب مجلس مؤسسات جديد يا مجمع ملى را شيعيان عراق شامل خواهندشد.
آمريكا ممكن است درنحوه برگزارى انتخابات مجمع ملى دخالت نكند. نمونه آن را درانتخابات لويه جرگه قانون اساسى افغانستان شاهد بوديم. تصويب قانون اساسى جديد افغانستان، آشكارا در جهتى هدايت شد كه قدرت هژمون انتظار آن را نداشت به احتمال زياد درعراق همين اتفاق خواهدافتاد. بنابراين تقسيم قومى ـ  مذهبى قدرت به رغم خواست و انتظار اكثريت شيعه، عملى خواهد بود و فدرالى كردن عراق پيش خواهدرفت. بنابراين دوراز انتظار نخواهدبود تا در آينده اى نه چندان دور، صف بنديهاى جديدى در عراق شكل بگيرند و جايگاه موافقان و مخالفان تاحدى تغييركند. اين جابه جايى احتمالاً محدود به داخل عراق نخواهدبود و ممكن است كشورهاى منطقه اى نيز دچار چنين تحولاتى شوند. نظام هاى دموكراسى ليبرال كه قرار است درخاورميانه بزرگ، نظم آمريكايى را جايگزين نظم انگليسى كنند، عيناً درهمان شكل و قالب شناخته شده آن درغرب نخواهندبود و مشخصات بومى منطقه اى و عربى خاص خود را خواهندداشت.
در پايان، در يك ارزيابى مقدماتى از برگزارى انتخابات قريب الوقوع مجمع ملى عراق مى توان گفت: كه سه گروه قومى شيعه اكثريت، سنى اقليت و گروه قومى كرد هركدام درجست وجوى منافع خود هستند، ولى معلوم نيست كه تا چه اندازه به انتظاراتشان دست بيابند. آنچه واقع بينانه تر است، تعديل خواسته هاى هركدام از آنها و هماهنگ كردن آن با شرايط جديد عراق و مهمتر، انتظارات آمريكا است. عراق اگر قرار است الگوى دموكراتيك قدرت براى خاورميانه بزرگ آن گونه كه آمريكا مى خواهد، بشود، را تقسيم قدرت روبه رو خواهدبود و نه حاكميت.
رأى اكثريت، واقعيت براى همه بازيگران داخلى و منطقه اى ضرورت تام خواهدداشت. آينده عراق هرچه باشد ودرهر مسيرى كه امكان حركت بيابد، دريك واقعيت نبايد ترديدكرد، تجديد قدرت انحصارى قومى و يا استقرار قدرت انحصارى مذهبى درعراق، ضعيف ترين احتمال خواهدبود.
زيبارى:
تروريست ها مى كوشند سنى ها را
از مشاركت در انتخابات بازدارند
حسن هاشميان
هر روز كه به انتخابات عراق نزديك مى شويم بر پيچيدگيهاى اين فرآيند در كشور بين النهرين افزوده مى شود. علاوه بر متغيرهاى گذشته در روزهاى اخير متغير جديد در اين انتخابات وارد شده كه همانا چگونگى نگرش حكومتهاى جهان عرب به اين رويداد مهم سياسى در عراق است. دولتهايى مانند مصر يا عربستان سعودى مايل هستند كه از يك سو سنى هاى عراق در انتخابات آينده ناديده گرفته نشوند و از سوى ديگر بر مشاركت همه آحاد ملت عراق براى تعيين سرنوشت آينده خود تأكيد دارند. علاوه بر آن برخى از آنها سخن از مخاطراتى كردند كه در صورت عدم مشاركت يك طيف وسيع جامعه عراق ممكن است روى بدهد. در اين ميان «حسنى مبارك» به وضوح سخن ازبروز جنگ داخلى در عراق كرده است كه احتمال مى رود با كنار رفتن سنى هاى عراق از فرآيند انتخابات روى دهد. «هوشيار زيبارى» وزير خارجه عراق در روزهاى گذشته و در رفت و آمدهايى كه به پايتختهاى عربى داشت بر اين متغير جديد متمركز شده بود. مصاحبه زير كه توسط نشريه پرتيراژ «الشرق الاوسط» انجام گرفته بر نحوه مداخله مثبت جهان عرب در انتخابات عراق، حساسيتهاى آن و موانع احتمالى آن دست گذاشته است. مشروح اين مصاحبه از نظر خوانندگان گرامى« ايران ديپلماتيك» مى گذرد.
آيا شما معتقد نيستيد كه عدم مشاركت همه در انتخابات عراق سلامت و مشروعيت آن را زير سؤال مى برد؟
ضرورت دارد كه انتخابات به شكل همگانى و در سرتاسر استانهاى ۱۸گانه عراق برگزار شود. به اعتقاد من مشاركت مردمى در اين انتخابات بسيار بالا خواهد بود و از مرز ۵۰ درصد كل رأى دهندگان فراتر خواهد رفت. من پيش بينى مى كنم كه درصد رأى دهندگان ميان ۷۰ الى ۸۰ درصد در نوسان خواهد بود. همه ما ديديم كه انتخابات فلسطين با ۴۴ درصد كل رأى دهندگان برگزار شد، اما همه آن را انتخاباتى سالم و شفاف توصيف كردند.
اما سنّى ها آن را تحريم خواهند كرد؟
اين سخن درستى نيست، زيرا سنّى ها اكنون به صورت گروگان در دستان تروريستها افتاده اند و اين جماعت با ابزارهاى تهديد و ارعاب تلاش مى كنند آنها را از مشاركت در انتخابات باز دارند. اما با همه اين احوال سنى ها مشاركت خواهند كرد، در غير اين صورت اگر راه تحريم را در پيش گرفتند و در انتخابات شركت نكردند آنها زيان خواهند ديد. زيرا در اين حالت نقش و جايگاه خود را براى ترسيم شكل حكومت آينده عراق از دست خواهند داد. اگر در گذشته براى آنها نقش محورى و رهبرى محفوظ بود، بايد بدانند كه عصر چنين دوره اى به پايان رسيد. در اين ميان بر آنها واجب است كه ويژگى همكارى و تعاون با ديگران را بپذيرند و به اصول وفاق ملى پايبند باشند. زيرا وقتى مى گوييم كه روزگار صدام حسين سپرى شده اين بدان معنى است كه سلطه يك حزب يا يك گروه تماميت خواه بر همه و به حاشيه راندن دگرانديشان به پايان رسيده است. سنى ها با اصل انتخابات مخالف هستند وبرخى از برنامه هاى آنها درتلاش است به شكل توتاليترى بر همه امور سلطه پيدا و نقش گروه پيشگام (قيم مآبى ) را بازى كنند.
دليل اختلاف ميان« غازى ياور »رئيس جمهور و« اياد علاوى » نخست وزير چيست؟
دليل اين اختلافات نحوه تقسيم اختيارات بوده است. در اين ميان نخست وزير از اختيارات بيشترى برخوردار است. اما ميان آنها بايد شكلى از هماهنگى صورت گيرد . در حال حاضر، هر دو رويكردى مشترك به مسائل دارند و اين اختلافات به انشعاب آنها از يكديگر و راكد شدن كارها نينجاميده است.
اما شما معتقد نيستيد كه حمله نظامى به شهر فلوجه سنى ها را واداشت تا در انتخابات شركت نكنند؟
نه اين درست نيست. سنى هاى فلوجه ناچار به درگير شدن در اين موضوع شده اند. حمله نظامى به اين منطقه براى تثبيت اركان حكومت در آن ناحيه ضرورى بود، به خصوص كه دولت در آستانه برگزارى انتخابات است و مى بايست چنين كارى صورت مى گرفت تا همه عراقيها بتوانند در انتخابات شركت كنند. درست نبود كه برخى مناطق را همينطور رها كنيم تا قدرت موازى در آنها وجود داشته باشد. سنى ها حتى اگر ليست مشخصى در انتخابات ندارند مى توانند از طريق برخى ليستهاى موجود مشاركت خود را در انتخابات نشان دهند. در اين ميان شخصيتها و افراد برجسته زيادى مشاركت كرده اند كه مى توانند ديدگاه هاى اهل سنت را منعكس نمايند.
اما بايد توجه كرد كه نبايد به نادرستى گفت تعدادى از گروه هاى شورشى از حمايت و پايگاه هاى مردمى بالايى برخوردار هستند! اگر واقعاً اين گروه ها از پشتيبانى و حمايت مردمى برخوردار بودند مى بايست اين پشتيبانى را در صندوقهاى رأى نشان مى دادند. در اين صورت اگر ملت عراق آنها را انتخاب كرد نه فقط با اين مسأله موافقت مى كنيم، بلكه از آن استقبال خواهيم كرد. اما مسأله در اينجا اين است كه اين گروه ها به طور اصولى ضد ايده انتخابات هستند و با روى كار آمدن دولتى مشروع و منتخب مخالف هستند. وسايل آنها فقط تهديد و ارعاب و قتل و كشتار و كارهاى جنايت آميز است. از اين رو، من مشاهده مى كنم كه سنى ها گرفتار اين گروه ها شده اند و نبايد كسى آنها را متهم كند كه با كارهاى اين جماعت ها موافق هستند. آنها گروگانى در دست اين گروه ها بيش نيستند و فاقد هرگونه توانايى لازم براى مقاومت و ابراز وجود خود هستند.
نتيجه درخواست وساطت شما از مصر و كشورهاى خليج فارس براى ترغيب سنى ها به مشاركت در انتخابات به كجا رسيده است؟
اين مسائل ميانجى گرى نبود، بلكه دعوتهايى براى مشاركت در انتخابات است. ما براى بناى آينده خود به ميانجى گرى نيازى نداريم. اين موضوع، يك مسأله عراقى است، ما از برخى كشورهاى عربى ، منطقه اى و اسلامى دعوت كرديم كه براى بهتر برگزار شدن انتخابات در عراق مساعدتهاى خود را مبذول كنند. از اين كشورها درخواست كرديم كه نظر قطعى خود را درباره برگزارى انتخابات در عراق و تشويق گروه هاى مختلف جهت مشاركت در آن به صراحت بيان كنند تا اين توهم در داخل برخى گروه ها پيش نيايد كه كشورهاى منطقه مخالف برگزارى انتخابات در عراق هستند. به طور خلاصه مسأله نخست اين است كه ما در پى اين بوديم كه هيچگونه عذر و بهانه اى براى تحريم انتخابات در دست اين گروه ها باقى نماند. دوم بسيارى از كشورهاى عربى از طريق روابط تاريخى خود با عراق به طور مستقيم يا غير مستقيم تأثير به سزايى بر كنش خيلى از شخصيتها و رهبران اين گروه ها دارند. بنابراين اين كشورها مى توانند نفوذ خود را به كار ببرند تا اين شخصيتها و گروه ها را ترغيب كنند بر سر صندوقهاى رأى حاضر شوند.
برخى افراد اين تحليل را ارائه دادند كه بستن گلوگاه ها بر سر پلهاى شهر موصل مقدمه اى براى شروع يك حمله نظامى گسترده در موصل، است. آيا بر اين اساس مى توان گفت سناريوى فلوجه در موصل تكرار خواهد شد؟
خير به همان شكلى كه در فلوجه اتفاق افتاد، نيست، بلكه ممكن است به شيوه هاى ديگرى صورت گيرد. اما مى خواهم تأكيد كنم هر دولتى كه به خود احترام مى گذارد هرگز وجود گروه هاى مسلح موازى كه كار تخريب و نابودى امنيت كشور را در پيش گرفته اند ، تحمل نخواهد كرد. وظيفه نخست دولت حفط امنيت شهروندان خود است. در فلوجه نيروهاى دولتى و پليس نمى توانستند به درستى از پس انجام وظايف خود برآيند به همين منظور فلوجه زمينه مساعدى را براى رشد گروه هاى مخرب ايجاد كرده بود و دولت مجبور بود در اين زمينه دست به كار شود. در آن زمان، همزمان از يك طرف براى حمله برنامه ريزى مى شد و از طرف ديگر، دست به حمله مى زديم.
آيا اين واهمه را نداريد كه چنين تهاجماتى پشتيبانى مردمى دولت را از بين ببرد و در ميهن دوستى آن شك و ترديد حاصل شود؟
در برابر دولت عراق، گزينشهاى بسيار دشوارى قرار دارد و چالشهاى خطرناكى نهفته شده است. اين دولت در برخى موارد مجبور است تصميمات دردناكى بگيرد. به عنوان مثال، فلوجه به مكان امنى براى تروريستها درآمده بود. آنها در آن پناه مى گرفتند و با مركزيت آن عمليات تروريستى خود را هدايت مى كردند. آدم كشى از طريق شهر فلوجه خيلى آسان شده بود. ايده حكومت اين بود كه هيچ نقطه اى خارج از سلطه آن وجود نداشته باشد تا مأمنى براى تروريستها تبديل نشود و به عنوان پايگاه از آن استفاده نكنند. در واقع هدف مهم عمليات فلوجه نابودى اين گروه ها نبود، بلكه نابودى پايگاه هاى آنها در اين شهر و جلوگيرى از بناى پايگاه هاى ديگر در جاى ديگر است. آنها از اين طريق، درخواهند يافت كه راهى جز هلاك شدن در برابر آنها باقى نمانده است.
سوريه را متهم كرديد كه از بقاياى نظام پوسيده بعثى حمايت مى كند و آن كشور در وراى عمليات تروريستى قرار دارد، در حالى كه سوريه بارها گفته است كه در حال تأمين امنيت مرزهاى خود با عراق است و اقداماتى را براى بازداشتن رفت و آمد گروه هاى مخرب از مرز انجام داده است.
ما اطلاعات و اسناد كافى در اين زمينه داريم.
آيا واقعاً در حال حاضر كسانى از نظام پوسيده سابق باقى مانده اند كه براى به دست گرفتن قدرت برنامه ريزى مى كنند؟
بله، به طور يقين وجود دارند ولى تنها وسيله آنها ايجاد هرج و مرج در كشور است، زيرا از طريق انتخابات و رأى مردم و به وسيله يك حكومتى با نهادهاى دموكراتيك قادر به بازگشت نيستند. لذا آنها فقط خشونت عليه ديگران را وسيله خود قرار داده اند تا خود را بر همه تحميل كنند. اما بايد گفت كه چنين عراقى به پايان رسيده و ديگر ظهور دوباره ندارد.
و آيا سوريه به اين گروه ها كمك مى كند و خواهان بازگشت دوباره آنها است؟
ما كسى را به اين شكل متهم نمى كنيم. اما يافته ها و اطلاعات موجود مى گويد كه آنها در سوريه فعال هستند و در ميان مناطق مرزى در حال تردد اند. لذا ما خواستيم كه در اين زمينه به ما يارى برسانند و در اينجا قصد نداريم كه مشكلات خود را بر دوش آنها بيندازيم. ما اميدوار هستيم كه دو همسايه ما ايران و سوريه مسؤوليت بيشترى از خود نسبت به آنچه كه اتفاق مى افتد نشان دهند. زيرا قضيه همانند يك تيغ دوسويه است. مأيوس كردن ملت عراق نسبت به سرنوشت ، آينده و زندگى خود بيش از اندازه خطرناك است . ما در تماس دائم با همسايگان خود هستيم و در تلاشيم يارى آنها را به كار گيريم. زيرا وخيم شدن اوضاع در عراق در نهايت گريبانگير آنها خواهد شد.
بلندپروازيهاى ايران درباره ايجاد يك هلال شيعى از تهران تا بيروت و با نفوذ در بغداد و دمشق تا چه حد صحت دارد؟
حقيقت امر اين است كه چنين نگرانى هايى در عراق، لبنان و پاكستان مشاهده مى شود. اما تاكنون برنامه اى كه بخواهد شيعيان را دور هم جمع كند لمس نكرديم. من معتقدم كه در زمان رژيم پوسيده گذشته شيعيان تحت انواع ظلم ها قرار گرفته و به حاشيه رانده شده بودند. اكنون آنها بايد از اين فرصت پيش آمده به بهترين شكل استفاده كنند و حقوق واقعى خود را در يك فرآيند صحيح از طريق انتخاب كسانى كه آنها را نمايندگى كرده يا از آنان دفاع نمايند، بدست آورند. بنابراين ما هرگز چنين ترسى از سلطه شيعيان يا چيرگى اكثريت بر اقليت نداريم زيرا كه در حقيقت امر چنين چيزى مطرح نيست.
اما وزير دفاع حازم شعلان به ايران حمله و آن را دشمن تلقى كرده و آن را در حال توطئه عليه عراق توصيف كرده است. شعلان همچنين ايران را تهديد كرد و مسؤوليت كارها را به گردن آن كشور انداخت.
اينگونه سخنان فايده اى به حال ما ندارد. ما اين موضوع را در جلسه اخير هيأت وزيران مورد بررسى قرار داديم. در اين ميان، گوشزد كرديم سخنانى كه به روابط عراق با ديگر كشورها مربوط مى شود در حيطه وظايف وزارت خارجه است. ما در وزارت خارجه تنها طرف رسمى هستيم كه اجازه داريم ديدگاههاى رسمى دولت عراق را مطرح كنيم. ما منكر آن نمى شويم كه دخالتهايى از سوى برخى كشور ها وجود دارد اما روش حل اين مسائل نبايد از طريق وسائل ارتباط جمعى و تلويزيونهاى ماهواره اى صورت گيرد. در اينجا راه هاى ديپلماسى، امنيتى و سياسى وجود دارند كه مى توانيم از خلال آنها اينگونه مسائل را معالجه كنيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |