|
چهارمين روز جشنواره بين المللى تئاتر فجر
روز عروسك ها
|
|
|
رامتين شهبازى
تئاتر عروسكى در ايران آنگونه كه بايد جايگاه بايسته خود را پيدا نكرده است. به جز جشنواره تئاتر عروسكى كه دريك دوره زمانى خاص برگزار مى شود، در ديگر ايام سال اين گونه نمايش مهجور واقع مى شود اما در جشنواره تئاتر فجر امسال يك اتفاق جالب توجه رخ داده است. دو گروه از كشورهاى لهستان و آلمان به جشنواره دعوت شده اند كه مبناى اجرايشان بر پايه عروسك هاست. اين دو گروه در روزهاى سوم و چهارم جشنواره روى صحنه رفتند؛ اما به دليل تراكم اجراهاى ايرانى در روز سوم، روز بعد بيشتر مورد توجه قرار گرفتند. لهستان و آلمان دو كشورى بودند كه نمايش اسرار شبانه و سيرك را در تالار اصلى تئاتر شهر و تالار وحدت روى صحنه بردند.اين دو نمايش كه هر دو با استفاده از تكنيك هايى تلفيقى اجرا شدند توانستند فضايى متفاوت در جشنواره تئاتر فجر ايجاد كنند. نمى خواهم بگويم تئاتر عروسكى جدى نيست بلكه اتفاقاً خيلى جدى است و همواره همپاى اكثر نمايش هاى كلاسيك درتاريخ تئاتر حضورى چشمگير داشته، اما وقتى اكثر اجراهاى جشنواره به نمايش هاى زنده تعلق دارد، روى صحنه رفتن دو نمايش عروسكى مى تواند زنگ تفريحى باشد و فضا را تلطيف كند. اما در نگاهى جدى تر همنشينى اين دو شيوه اجرايى مى تواند به تشخص تئاتر عروسكى و جايگاه فلسفى آن درعالم تئاتر صحه بگذارد. پيش از اينكه به بررسى اجمالى نمايشهاى روز چهارم بپردازيم بد نيست چند نقل قول مهم را در اين روز با هم مرور كنيم. ويكتورگولچنكو رئيس انيستيتو چخوف شناسى روسيه ميهمان جشنواره امسال است. اگر بتوان حضور دو نمايش عروسكى را يادآور جشنواره تئاتر عروسكى در سال گذشته به شمار آورد. حضور گولچنكو نيز يادآور هفته بزرگداشت چخوف بود كه اخيراً در مجموعه تئاتر شهر برگزار شد. گولچنكو دريك نشست مطبوعاتى گفته است: «فضاى تئاترى حال حاضر را در بين جوانان ايرانى مثبت ارزيابى مى كنم. جشنواره نيز عامل گفت وگو ميان فرهنگ هاى مختلف به شمار مى آيد» .او در ادامه سخنانش نيز از برگزارى يك كارگاه آموزشى درباره آنتوان چخوف در ايران خبر داد. ديتركومل نيز كه امسال با دو نمايش در جشنواره حضور دارد گفت: «هدف ما از حضور در ايران محكم كردن روابط فرهنگى است. چون در هر حال فرايبورگ آلمان، خواهر خوانده اصفهان ايران است» . كومل يكى از اعضاى گروه مشهور مارين باد است. بد نيست با همين بحث وارد نمايش هاى روز چهارم شويم. اسرار شبانه را آقاى كومل آلمانى كارگردانى كرده بود. اين نمايش تماماً به شيوه عروسكى اجرا شد و مورد توجه علاقه مندان هم قرار گرفت. خودش دراين باره به بولتن روزانه جشنواره گفته است: «اسرار شبانه يك نمايش موزيكال درباره نيروى جادويى عشق، عمق شعر وشاعرى است. نمايشنامه بر اساس داستانى از ميشل تورمينه نوشته شده و برداشت آزادى از كمدى دلارته ايتاليا دارد. در اين نمايش مضمون عشق وزندگى در قالب چهار فصل سال نمايش داده مى شوند به صورتى كه عشق در بهار آغاز، در تابستان به اوج، در پاييز به نيمه راه و در زمستان به سردى مى گرايد.»شيوه اى از بونراكرا مى توان در اين نمايش به تماشا نشست. تماشاگر بازيگران عروسك گردانها را نيز روى صحنه مى بيند اما خالقان قصه عروسك ها هستند. ژازن بكام ، ژازن ناكام ديگر نمايشى است كه روز چهارم روى صحنه رفته است. اين نمايش نيز درباره تئاتر بوده و با زبانى طنز به نامهاى اسطوره هاى يونانى مى پردازد كه تلفظ آنها براى دانشجويان تئاتر دشوار است. كار از لحاظ اجرايى به نوعى سيرك نزديك مى شود. الوتريا به كارگردانى وحيد رهبانى نيز در كارگاه نمايش به ميزبانى علاقه مندان كارهاى تجربى رفت. در اين كارگاه قرار است به شكلى تجربى بخش هايى از تمرين گروه جهت آماده سازى متن در معرض ديد تماشاگران قرار بگيرد. اين نوع اجرا كه به Try out شهرت دارد چندان تماشاگر را با اثر خلق شده رو به رو نمى كند. آنچه اهميت دارد چگونگى رسيدن به يك خلاقيت است. نوعى پشت صحنه تئاتر كه گروه چگونگى استفاده از شيوه هاى تئاترى و ايده هاى مختلف را براى تماشاگر شرح مى دهند. الوتريا متنى از ساموئل بكت است پسرى از خانواده اش جدا مى شود و شروع به زندگى در محله اى فقيرنشين مى كند. خانواده او تلاش مى كنند تا پسر را به خانه بازگرداندند. الوتريا از نوشته هاى معروف ساموئل بكت نيست، اما به هر حال امتداد نگاهش را مى توان در آن نيز دريافت. برخى گروههاى حاضر در اين سالن هدف خود را به درستى نيافته اند، اما رهبانى ظاهراً توانسته به موفقيت دست يابد. امسال رويكرد كارگردانهاى ايرانى به مسائل اجتماعى نيز قابل توجه بوده است. البته هر كارگردانى فراخور نوع نگاه خود به موضوعات نزديك مى شود. برخى از زاويه اى عميق و برخى ديگر با نگاهى سطحى و گذرا از آن عبور مى كنند. سپيده نظرى پور در نمايش رؤيا (خانه) سعى مى كند با نگاهى عيمق تر اين مسأله را مورد كنكاش قرار دهد اما در برخى لحظات دچار اطناب مى شود. دودختر هجده ساله پرورشگاهى تصميم مى گيرند كه از پرورشگاه فرار كنند و سپس در يك پارك قرار مى گذارند و سعى مى كنند نقش آدمهايى را كه دوست دارند بازى كنند. آنها هميشه حسرت داشته اند شبيه اين شخصيت ها باشند. نظرى پور شكلى از نگاه روانشناسانه را به اثر خود وارد مى كند؛ او شخصيت هايى را در تنگنا قرار مى دهد تا دست به فرافكنى بزنند. خداوند يحيى را در جليل مى خواند هم روايتى تاريخى دارد، داستان اين نمايش در سرزمين فلسطين اتفاق مى افتد. كارگردان در اين نمايش سعى دارد از كليشه هاى رايج نمايش هاى تاريخى فاصله بگيرد. هنگامى كه بلبل از خواندن مى ايستد نيز كار مشتركى بود از فلسطين و اسكاتلند. محور اين نمايش بيشتر به پايه گفت وگو بنا شده و موجبات ملال تماشاگرى را كه زبان نمى داند را فراهم مى آورد. مهتابى درقالى (حميدرضا ميرزاى)، رؤيا در نيمه شب تابستان (سعيد بهنام)، الآن كجايى (كانادا)، يك لحظه چشم به هم زدن (افشين ناصرى)، داستانهاى كارور (حميدرضا نعيمى و آرش دادگر)، بهترين مامان اين حوالى (محمدرضا كوهستانى و امير) نيز از نمايش هاى ديگر اجرا شده در روز چهارم بودند. على محمد و سوسن رحيمى نيز دونمايش نامه ساندويچ دم ظهر و شاهزاده عاشق را در خانه هنرمندان ايران روخوانى كردند و ويدئو آرت هملت به كارگردانى مهدى ميرمحمدى نيز در اين محل به اجرا درآمد. جشنواره به نيمه هاى راه خود رسيده است. اما هنوز تعداد زيادى نمايش در جدول به چشم مى خورد كه منتظر ديدن آن هستيم.
|