چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۵ ذيحجه ۱۴۲۵
Wed, Jan 26, 2005
گزارش ويژه
۳۰۴۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
آرشيو
تئاتر شهرستانها
تئاتر شهرستانها
تهران ساعت ۲۲
نمايش «تهران ساعت ۲۲» به كارگردانى آرش عباسى از شهر ملاير ديروز ششم بهمن ماه در خانه نمايش به روى صحنه رفت.
اين نمايش داستان سه دختر دانشجوى شهرستانى است كه در تهران زندگى مى كنند.
عباسى درباره «تهران ساعت ۲۲» گفت: اين نمايش كاملاً  به صورت رئاليستى طراحى شده است و سعى شده با نوع ديالوگ ها و طراحى صحنه و ارتباطات حقيقى كه براى افراد در نظر گرفته شده حتى در انتخاب ميزانسن ها به زندگى امروزى و حقيقى افراد نزديك شوم و هرچه بيشتر فضاى واقعى را به معرض نمايش بگذارم.
«كيلومتر ۵۰» اولين كار اين كارگردان در جشنواره تئاتر فجر ۱۳۸۰ بوده است.
«روباه دم زنگوله» كه در جشنواره تئاتر فجر و همچنين در جشنواره عروسكى شركت داشته «يك سبد فحش براى شمسى خانم» ، «داستان عامه پسند» و «بچه تابستان» از ديگر تجربه هاى عباسى در زمينه كارگردانى و بازيگرى تئاتر است.
او از سال ۱۳۶۷ با گروه «موج» ملاير تئاتر را آغاز كرده و در تمام اين سال ها با گروههاى شهرستان ملاير در جشنواره هاى مختلف حضور داشته است.
آرش عباسى از ؛ليلا دانش، نرگس خاك دار و شيوا روزبهانى به عنوان بازيگران «تهران ساعت ۲۲» نام برد و يادآور شد: طراحى صحنه اين كار را «داريو پيرو» از طراحان صحنه سينما وتلويزيون انجام داده است.
همراه با صحنه
امروز چه مى بينيد؟
جشنواره تئاتر فجر هفت روزه شد. امروز در بخش مرور جشنواره چهار نمايش تهرانى ؛ تجربه هاى اخير (امير رضا كوهستانى )، دنيگ مارو(مهدى ساكى ) ، در انتظار گودو (همايون غنى زاده )، خواستگارى و خرس (حسن معجونى )، در كارگاه نمايش تئاتر شهر ساعت ۱۸ و ۲۰ ، كافه تريا ساعت ۱۵ ، تالار خورشيد و تالار نو ساعت ۱۶ اجرا دارند.
دربخش بين الملل جشنواره هم «شب خواهران برونته» (آلمان) در تالار چهارسو، آرنولت (هلند) در تالار اصلى ، كارمن فونبر (لهستان) در فضاى باز تئاتر شهر روى صحنه هستند.
نمايش هاى شهرستانى امروز جشنواره : سنگ (عباس ابوالحسنى ) از بابل ساعت ۱۸‎/۳۰ در تالار سنگلج ، ايستادن روى خط استوا (سعيد البوعبادى ) از ماهشهر در تالار هنر ساعت ۱۶ و ۱۸ ، پروانه در مشت (مصطفى محمدنژاد) از گناوه ساعت ۱۵ در خانه نمايش هستند. نمايش هاى تهرانى جشنواره هم دن كيشوت (على اصغر دشتى ) در تالار مولوى ساعت ۱۱‎/۳۰ ـ۱۵ ، بكش تا اونجا كه نفس دارى بكش (مجتبى معاف ) ساعت ۱۶ و ۱۹ در تالار كوچك ، شما خانمى بامانتو آبى نديديد (رحيم نوروزى ) در تالار سايه ساعت ۲۰ ـ ۱۷‎/۳۰و شهرزاد و هفت قصه اش (محسن حسينى ) ساعت ۱۸‎/۳۰ در تالار قشقايى اجرا مى روند.
در فضاى باز تئاتر شهر هم مجلس شبيه خوانى جنگ خندق از شهر رودبار اجرا دارد. همچنين از ساعت ۱۵ تا ۱۶ عصر ويديو تئاتر يرما (پانته آ اصلانى ) در تالار تجربه خانه هنرمندان روى پرده است.
در بخش نمايشنامه خوانى هم دو كار ميترا (عبدالله حسينى)، آنتيك (رضا جابر انصارى ) ساعت ۱۴ و ۱۵ خوانده مى شوند.
در ضمن امروز تالار وحدت استراحت مى كند و هيچ نمايش و تماشاگرى را ميزبانى نمى كند.

تغيير مكان در برگزارى سمينارها

محل برگزارى گفت وگوى تئاتر ايران و جهان تغيير كرد. اين برنامه از اين پس در كتابخانه تئاترشهر برگزار مى شود. پيشتر برنامه سمينارها در هتل بزرگ فردوسى برگزار مى شد كه به دليل سهولت در استفاده عموم به كتابخانه تئاترشهر منتقل شد. سمينار امروز به گروه هلندبا نمايش آرنولت اختصاص دارد.

برنامه هاى كارگاههاى آموزشى

كارگاههاى آموزشى بيست و سومين جشنواره بين المللى تئاتر فجر امروز با حضور گروه تئاتر مارين باد به كار خود ادامه مى دهد. در اين كارگاه آموزشى مارگارت بورلر به سخنرانى درباره نمايش شب خواهران برونته مى پردازد. گروه مارين باد روز پنجشنبه نيز كارگاهى را براى خانمها برگزار مى كند كه در اين كارگاه با تكيه بر اين نمايش به بررسى نقش هاى جوانان در زندگى اجتماعى و اهداف آنها مى پردازند.
همچنين نمايشگاه عكسهاى تئاتر «شب خواهران برونته» هم در سالن ترياى چهارسو برپا شده است.
چنداستخوان طلايى
199590.jpg
رامتين شهبازى
تئاتر رئاليستى از مهجورترين گونه تئاتر در ايران است. هربلايى مى خواهند به راحتى برسرش مى آورند. نمى خواهم بگويم تئاتر رئاليستى خوب نداريم، كما اينكه خيلى ها گفته اند و آرزوى مرگش را دارند. اما تئاتر رئاليستى ترجمان دردهاى اجتماع است. شايد «دردها» واژه اى شعارى به شمار بيايد، بهتر است بگوييم آينه تمام نماى اجتماع. بازهم نه اينكه شكل هاى ديگر اجرايى نمى تواند دردها را منعكس سازد، بلكه تئاتر رئاليستى به دليل ايجاد جذابيت هايى كه مى تواند براى مخاطب انجام دهد، او را بيش از هرشكل ديگرى، درگير قصه مى كند. بگذريم.
شكل درست تئاتر رئاليستى بيان يك واقعيت است. هميشه اول قصه مى آيد. به دليل نگاه درست كارگردان  ـ و البته نويسنده ـ وجوه دراماتيكى دركار ايجاد مى شود كه اين وجوه دراماتيك پنجره هاى مختلفى را در ذهن مخاطب بازمى كند. چون هنرمند اين شكل كار در تعامل با جامعه است پس ارتباط صحيح نيز با بيننده برقرار مى شود.
نمونه بارزش آثار محمديعقوبى دراين سالهاست يا نادر برهانى مرند يا...
اما شكل نادرست نمايش هاى رئاليستى از اينجا ناشى مى شود كه نويسنده  در وهله نخست  و كارگردان در مرحله دوم ابتدا پيام و ايده را در ذهن مى پرورانند و بعد اثر خلق مى شود. اين شكل نمايش نه تنها تئاتر را روبه جلو نمى برد بلكه موجب پس رفت آن هم مى شود.
از اين شكل تئاتررئاليستى نيز دراين سال ها بسيار داشته ايم. اينجاست كه تك به تك ديالوگ هاى نويسنده شكل شعار دارد. چون ديالوگ ها نه از بطن زندگى، كه از ذهن نمايشنامه نويس آمده، پس بازيگر به راحتى با آن ارتباط برقرار نمى كند و ازهمين رو همه چيز شكل نمايش به خود مى گيرد. اينجاست كه تئاتر رئاليستى ضدخود حركت مى كند و حركتى عكس را در بطن پرورش مى دهد. كارگردان بايد دائم به بازيگر يادآورى كند. تأكيد روى كدام كلمه بيشتر باشد، حس رايج در صحنه چگونه حسى باشدو... خلاصه همه چيز ازپيش تعيين شده و تصنعى است.
اما بازهم در شكل صحيح بازيگر درنقش زندگى مى كند. بسيارى مى پندارند اجراى نمايش هاى رئاليستى كارى ساده است. در صورتى كه اين شكل نمايش ريزبينى بسيار طلب مى كند.
به خاطر اينكه خيلى به دام كليات نيفتيم. اين مسائل را درنمايش استخوان هاى طلايى به كارگردانى شكرخدا گودرزى و نويسندگى دكتر فرهاد ناظرزاده كرمانى به بحث مى نشينيم. بحران هويت، تقابل سنت و مدرنيسم و... تم هايى هستند كه نويسنده و كارگردان قصدداشته اند آن را براى مخاطب خود تصوير كنند. اما كدام تصوير؟
اين نمايشنامه براى بيان چند تم مشخص نگاشته شده است. يعنى ابتدا مفاهيم مشخص شده و بعد قصه براساس آن به نگارش درآمده. هيچ جذابيت دراماتيكى دركار اتفاق نمى افتد. پيرنگ درلحظه به لحظه دستخوش سكته مى شود تا يك تم پررنگ تر شده و بعد به راه خود ادامه مى دهد. پسرى از فرنگ برگشته و قصددارد پيكر بى جان پدرش را در ازاى دريافت بهايى به يك شركت خارجى بفروشد. قصه مى توانست فى نفسه اثرى جذاب باشد اما در پرداخت آن ظرافتى صورت نگرفته است. دو شخصيت عمه و عموى پسر كه قصددارند مانع از رخ دادن اين اتفاق شوند جابه جا دچار تغييراتى مى شوند كه توجيه مناسبى براى آن صورت نمى گيرد. نمايش با يك لحن جدى آغازشده و در اواسط كار ناگهان تغيير لحن مى دهد. مى توان لحن كار را اواسط قصه تغييرداد. بارها و بارها در تراژدى هاى بزرگ شاهد بوده ايم كه نويسنده براى تغيير ذائقه مخاطب و تبديل شدن ريتم اثر به ضد ريتم، ازكمدى تسكين (comedy relief) استفاده مى كند. اما بلافاصله مسير نمايش به جايگاه اصلى خود بازمى گردد. دائم با تغيير ريتم نمايش سؤال هايى در ذهن مطرح مى شد كه اين اثر گروتسك است، تراژدى است ، كمدى است يا... تمام هم و غم كارگردان و نويسنده در راستاى القاى يك تم مشخص بوده و تمام ظرايف روايتى سرراست و صحيح كه لازمه زبان نمايش است به فراموشى سپرده شده است. طراحى صحنه اثر فضايى رئاليستى ايجاد مى كند. تماشاگر از بدو ورود در فضا قرار مى گيرد و با توجه به ابعاد كوچك سالن شماره دو كارگردان مى توانست از آن استفاده اى مناسب انجام دهد. نمى توان گفت تئاتر رئاليستى در ايران بايد تجربه كند، تجربه در ذات هنر را نفى نمى كنيم. اما واقعاً وقتى تئاتر جهان عرصه هاى مختلفى را پشت سر مى گذارد و از تئاتر رئاليستى به عنوان زيربناى شكل هاى گوناگون بهره مى گيرد، حيف است ما تازه در راه تجربه براى راهكار جهت تئاتر رئاليستى باشيم. اين تئاتر اگر صحيح اجرا شود مخاطب را به اين هنر گره مى زند در غير اين صورت... اگر هم مى خواستيد هملت شاهكار ويليام شكسپير را به زبان عربى ببينيد كافى بود سرى به سالن اصلى مجموعه تئاترشهر بزنيد، كارگردان اين نمايش سعى كرده بود هملت را با زبانى امروزى براى مخاطب خود تصوير كند و ابعاد سياسى جهان عرب و التهابات سياسى منطقه را در نمايش خود آشكار سازد.
«شهرهاى نامريى» حسن معجونى هم در كارگاه نمايش اجرا شد معجونى در اين نمايش سعى كرده بيشتر به روايت اثر وفادار بماند. در شهرهاى نامريى يكسرى از افراد خواب شخصى را مى بينند و آرام آرام در خواب به دنبال اين شخص مى روند، اما او را پيدا نمى كنند در عوض خود را مى يابند. هاكوپ غازانچيان نيز در آنتيگونه توانسته بود تصاوير جالبى از اين نمايشنامه كلاسيك ارائه كند.
«يك تئاتر مستند» كه از كشور آبادان اجرا شد روايتى روزنامه نگارانه دارد. بهمن عيوقى در يك مصاحبه حكايت زندگى خود را بازگو مى كند. در اين مصاحبه متوجه مى شويم كه عيوقى در هر حقيقتى ناخواسته درگير يك مثلث عشقى شده است و... با اين تفاسير دفتر پنجمين روز جشنواره را نيز مى بنديم و به استقبال روز ششم مى رويم. نامهاى وسوسه كننده اى در اين روز به چشم مى خورد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |