|
سپهر مدرن عربى (۱۹)
مرورى بر انديشه هاى طه جابر العلوانى بازخوانى معرفتى ميراث
|
|
|
حسين عباسى طه جابر العلوانى (زاد: ۱۹۳۵ م ) از انديشمندان اسلام گراى عراقى تبار است. وى مدرك كارشناسى ارشد را به سال ۱۹۶۸ م ازدانشكده «الشريعه و القانون» دانشگاه ازهر دريافت كرد. ودكتراى خود را در رشته اصول فقه به سال ۱۹۷۳ م از همان دانشگاه اخذ نمود. علوانى از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۵ استاد رشته فقه واصول فقه دانشگاه اسلامى امام محمد بن سعود در رياض بود ودر بنيانگذارى «المعهد العالمى للفكر الاسلامى» (مركز جهانى انديشه اسلامى) در آمريكا (۱۹۸۱ م ) شركت فعالانه داشت. وى، اكنون، رياست اين مركز را برعهده دارد و همچنين رئيس مجلس فقهى آمريكاى شمالى است. نيز رياست دانشگاه علوم اسلامى و اجتماعى SISS را عهده دار است. افزون بر پژوهش هاى وى درباره فخرالدين رازى در شش مجلد، كتاب هاى ديگرى دارد: الاجتهاد و التقليد فى الاسلام، اصلاح الفكر الاسلامى(اصلاح انديشه اسلامى) ، اسلاميه المعرفه (اسلامى كردن شناخت) ، حاكميه القرآن، اصول الفقه الاسلامى : منهج بحث و معرفه و...به نظر دكتر طه جابرالعلوانى، علوم انسانى غرب بر بنياد چالش و نزاع استوار است ونظام معرفتى غربى، تنها در سايه بحران ها است كه پويا مى شود و مى بالد. معرفت آنچنان كه در تعريف سازمان يونسكو آمده است «هرگونه معلوم و دانسته حس پذير و تجربه پذير است» . بدين معنا كه هر چيزى با خداوند، پيامبران وآخرت در پيوند باشد «علم» به معناى تجربى به شمار نخواهد آمد(۱) علوانى، براى بيرون رفتن از بن بست مدل هاى معرفتى غربى پيروى «روش مندى قرآن كريم» را پيشنهاد مى كند و آن را تنها گزينه مناسب مى انگارد. در اين مدل، دين به جاى خدمت به مكاتب فكرى وايدئولوژى ها، به هدايت و راهنمايى خواهد پرداخت. به گمان علوانى، پروژه «معرفت شناسى اسلامى» مى تواند پاسخ گوى نيازهاى بى پايان زندگى باشد: پروژه «معرفت شناسى اسلامى» در اصل پروژه اى تجديدگرا و درعين حال اجتهادى است. ازآن رو تجددگرا است كه قرائتى جديد از ميراث اسلامى ارائه مى دهد و به اين وسيله مى كوشد تا به اصولى كه از آن برآمده، بازگردد و ميزان اتصال خود را به خاستگاه ها و منابع اوليه اش و نيز ميزان انفصال خود را از آن باز شناسد... حرف آخر در اين كار را منابع (خاستگاه ميراث) ، مقاصد وكليات و غايات آن مى زند... گام هاى اين روش به اختصار عبارتند از: ۱ . بازخوانى انتقادى ميراث و قرائت معرفتى آن ۲ . پيراستن الگوهاى معرفتى آن براساس اصول كه كتاب قرآن به عنوان خاستگاه تصور، عقيده و احكام است و سنت نبوى به عنوان منبع روشنگر و الزام آور ۳ . تحقيق ارتباط و پيوست با اين ميراث و پشت سر نهادن دوره هاى گسست از آن پس ازدرك فراگير آن ۴ . تمييز نهادن بين امور ثابت ومتغير با هدف روشن شدن امورى كه استصحاب بردارند از امور موضعى (مقطعى) و خاص و كنار نهادن امور خاص و موضعى از ميراث و فرا رفتن از آن، پس از درك فراگير و درس گرفتن از آن(۲). بدين سان، خاستگاه معرفت در نگاه علوانى وحى الاهى و هستى (وجود) است و دانسته اى را مى پذيرد كه وحى بر آن دلالت داشته باشد زيرا وحى از مجرايى علمى كه همانا اعجاز و تحدى باشد براى آدميان فرو فرستاده شده است.(۳) مسأله «اسلامى كردن معرفت» نزد طه جابرالعلوانى، مسأله اى روشمند است كه از رابطه روشمند وحى و هستى پرده برمى دارد و اين مهم تنها از رهگذر آشنايى با قرآن و علوم و معارف اجتماعى و انسانى كهن و معاصر به دست مى آيد. علوانى، شش محور اساسى براى پروژه اسلامى كردن روشمند معرفت نام مى برد. ۱. پى ريزى نظام معرفتى اسلامى: بازبينى و بازتوليد نظام توحيد و معرفت. ۲. بنياد نهادن روش شناسى معرفتى قرآن: در اين راه، ضرورتى براى مخالفت با مدلهاى صحيح غربى وجود ندارد. ۳. پى ريزى روش تعامل با قرآن كريم. ۴. بنيانگذارى شيوه هاى تعامل با سنت پاك پيامبر اسلام. ۵. خوانشى صحيح از ميراث اسلامى: تنها با بازخوانى و باز فهم ميراث اسلامى و قرائت هاى نقادانه و تحليلى معرفتى است كه مى توان از هاله هاى حاكم بر چارچوبهاى تعامل با ميراث رهايى يافت. ۶. تعامل با ميراث غرب: به وسيله اى ساخت شيوه و چارچوبى براى داد و ستد با ميراث غرب معاصر كه تفاوتهاى فرهنگى و تمدنى انسان را پذيرا باشد. (۴) به نظر علوانى، ميراث كهن غرب و بويژه ميراث يونان، خود را بر انديشمندان مسلمان گذشته تحميل نمى كرد بلكه مسلمانان سده هاى گذشته، با ميراث غربى به صورت گزينشى برخورد مى كردند، اما امروزه تعامل با غرب به جنگى فكرى، معرفتى، فرهنگى و تمدنى شبيه است و سكولاريزم خواهان چيرگى كامل بر جسم و روان همه توده ها است و با برافراشتن پرچم «دانش محورى» و «دقت علمى» الگوهاى معرفتى خويش را بار مى كند از اين رو ما مسلمانان نيازمند عمليات نوسازى و اجتهادى هستيم كه سلطه قرآن را بر علوم اجتماعى و انسانى و حتى علوم اسلامى موروثى، بازگرداند، تا از عناصر مثبت اين علوم بهره گيريم. بنابراين، «معرفت شناسى اسلامى» عملياتى اجتهادى در امور مربوط به ميراث اسلامى و منابع آن و عملياتى ابداعى در تعامل ميراث اسلامى با علوم اجتماعى و انسانى است؛ زيرا اجتهاد معاصر بايد بر ادراك معرفتى و تحليل روش شناختى و آگاهى تام به اين دوحوزه بنا نهاده شود: ۱.علوم و معارف اسلامى به ارث مانده كه از بطن فقه تولد يافته اند. ۲. علوم اجتماعى و انسانى جديد كه از درون فلسفه زاده شده اند... بنابراين، معرفت شناسى اسلامى مى كوشد تا الگويى جايگزين براى «الگوى سكولار» ارائه كند و الگوى جايگزين بايد رقيبى قدرتمند و كارآمد و مشروع و داراى توان تفسيرى مطلوب باشد. (۵) البته طه جابر العلوانى، براى پروژه اسلامى خود گاهى ناچار مى شود پاره اى ازمسائل بنيادين مذاهب اسلامى را ناديده بگيرد ولى مشخص نمى شود كه در اين حذف ها و تعديل ها ازچه شيوه اى پيروى مى كند. اين عمل، يعنى حذف، سرپوش نهادن، مسكوت گذاردن، جايگزين كردن و مسائلى ازاين دست، بازده يكسان شمردن اسلام، جوامع اسلامى و آرمان هاى توده ها و كشورهاى مسلمان است. وى كه به اجتهاد گروهى و عمل گروهى فرامى خواند چگونه مى تواند تاريخ و فرهنگ كشورهاى اسلامى و مذاهب آنها را ناديده گيرد. اين شيوه، چه بسا براى زدودن چيرگى غرب و پاره اى از نظريات علوم انسانى و اجتماعى غرب كه علوانى شكل گيرى آنها را به واسطه جدايى دين از ايمان قلمداد مى كند (۶) كارساز باشد. اما برون شدن از بحران انديشه درجوامع اسلامى تنها با برشمردن معضلات ناشى از ترجمه متون غربى و تماس با غربيان تحقق نمى يابد و ازسوى ديگر، مسائلى چون انسداد و انفتاح باب اجتهاد، ديندارى و بى دينى و تقليد آنچنان كه علوانى يادآور مى شود (۷) تنها با «دشواره» ناديدن اين مقولات و آنها را در شمار «قضيه فى واقعه» آوردن آزادى انديشه اسلامى را از گرداب بحران هاى روزافزون به ارمغان نمى آورد. به هررو، طه جابر العلوانى با متهم ساختن علوم غربى به نوعى گرايش جانبدارانه و دعوت به رهايى از فلسفه «اثبات گرايى» و «الگوى معرفتى سكولاريستى» نوعى «معرفت شناسى اسلامى» پيشنهادمى كند كه به سطح فلسفى و روش شناسى ارتقايابد، معرفتى كه سرچشمه آن وحى الاهى و وجود (هستى) است. پى نوشت ها: ۱ ـ الازمه الفكريه و مناهج التغيير، د. طه جابر العلوانى، دارالهادى، بيروت، الطبعه الاولى ۲۰۰۳م، ص۷۲. ۲ ـ پگاه حوزه، معرفت شناسى اسلامى در تطبيق با نظام هاى معرفتى ديگر (درگفت وگو با دكتر طه جابر العلوانى)، مصاحبه از: عبدالجبار الرفاعى، (بدون نام مترجم (مترجمان)، شماره ،۹۷۹۶ ص۲۶. ۳ ـ الازمه الفكريه و مناهج التغيير، همان، ص۷۲ و ۷۳. ۴ ـ اسلاميه المعرفه بين الأمس و اليوم، الاستاذالدكتور طه جابر العلوانى، المعهد العالمى للفكر الاسلامى، القاهره، الطبعه الاولى ۱۹۹۶ م، ص ۱۹ تا ۲۷. ۵ ـ معرفت شناسى اسلامى در تطبيق با نظام هاى معرفتى ديگر ، همان ص ۲۷. ۶ ـ اصلاح الفكر الاسلامى؛ مدخل الى نظام الخطاب فى الفكر الاسلامى المعاصر، طه جابر العلوانى، مؤسسه الاعراف للنشر، قم، الكتاب الثانى عشر ۱۹۹۸ م، ص ۶۶ . ۷ ـ الازمه الفكريه و مناهج التغيير، همان، ص ۷۸.
|