جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۷ ذيحجه ۱۴۲۵
Fri, Jan 28, 2005
گزارش ويژه
۳۰۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش ويژه
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
ارتباطات
كتاب و كتابخوانى
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
آرشيو
اولى ها
گزارشى از نمايشگاه «آفتاب تابان»
چه خبر؟! حتى تام هنكس هم مى تواند
انتخاب نامناسبى براى يك نقش باشد
چهل سال شاعرى
ليلا موسوى زاده
محمدعلى سپانلو،  متولد سال ۱۳۱۹. آخرين كتاب انتشار يافته از او «چهل سال شاعرى» است، با ترجمه فرانسوى؛ يك خبر مهم براى شاعر ۶۴ ساله و مشهور تهران. سپانلو كه اين روزها تازه از سفر برگشته، مى گويد: «اين كتاب منتخبى از چهل «سال شاعرى من است كه در ۱۳۰ صفحه توسط» فريده روا» ترجمه و پس از آن توسط شاعر فرانسوى آلن لانس ويرايش شده است. زبانش براى فرانسوى ها، سليس و حرفه اى است.» اگر نام لانس برايتان آشنا نيست، بايد خاطرنشان كرد او ۵ سال پيش، چندين نويسنده و شاعر ايرانى را به فرانسه دعوت كرد؛ احمد محمود، گراناز موسوى، منوچهر آتشى، محمدعلى سپانلو، محمدرضا صفدرى و منيرو روانى پور هنوز شب شعر دوزبانه پاريسى را به خاطر دارند.
سپانلو مى گويد: «۲ هفته پيش از طرف انتشارات لنواشتر به مراسم افتتاح اين كتاب دعوت شدم، ضيافت جالبى بود؛ با حضور شعراى فرانسوى و ميهمانان ايرانى در خانه نويسندگان فرانسه.»
پيشنهاد انتشار اين كتاب در همان سفر ۵ سال پيش به دست سپانلو رسيده بود و او در اين مدت طولانى مشغول اين پروژه بود: «ترجمه و آماده شدن كتاب «چهل سال شاعرى» حدود ۴ سال زمان برد.»
به گفته او، اشعارى كه در اين ۴۰ سال شاعرى با استقبال خوبى مواجه شده، در اين كتاب گردآورى شده اند.
- اشعارى كه قافيه داشتند را نمى شد به زبان فرانسه برگرداند. ۶۰ شعر انتخاب شده بايد با ملاك هاى ترجمه دستچين مى شد. اين شاعر، نويسنده و منتقد تا به حال بيش از ۵۵ كتاب منتشر كرده است؛ از جمله ۱۶ كتاب شعر، ۱۲ ترجمه ادبى و ۱۰ كتاب درباره ادبيات معاصر ايران و شعر و داستان.
- سپانلو مى گويد: «قسمت زيادى از اشعار من به شهر تهران اختصاص دارد و دليل عمده آن هم اين است كه ۵ نسل از خانواده ام اهل تهران بوده اند.» به همين دليل هم است كه بسيارى به او «شاعر تهران» مى گويند.
- «شهر تهران را به عنوان يك اسطوره در كارهايم معرفى كرده ام. تهران در شعرهاى من مثل دختر جوانى است كه مورد سوء استفاده قرار گرفته و فرزندان زيادى را متولد كرده كه اين تعبير ناشى از ورود جمعيت از شهرهاى مختلف و ازدياد جمعيت در اين شهر است.»
كتاب «خانم زمان» مجموعه اى از اشعار سپانلو است كه در ارتباط با شهر تهران سروده شده است.
به گفته عده اى از منتقدان ادبى، گرچه سپانلو در نويسندگى كتابهاى ادبى و ادبيات وزنه اى است، اما در شاعرى آوازه نويسندگى را ندارد.
محمدعلى سپانلو پس از انتشار آخرين كتابش در حال حاضر مشغول چاپ جديدى از كتاب «هزار و يك شعر» است. در اين كتاب اشعار معاصر فارسى بيش از ۹۰ سال (از مشروطيت تا به امروز) گردآورى شده است.
اولى ها
اولين محصول مشترك ايران: بازى عشق
على علائى
در هجدهم آبانماه سال ۱۳۳۸ فيلمى در سينماهاى تهران به نمايش درآمد كه عنوان اولين فيلم محصول مشترك (ايران و انگليس) را در سينماى ايران از آن خود كرد. اين فيلم بازى عشق نام داشت و به كارگردانى والتر بيور ساخته شده بود. هرچند برخى مورخين فيلم ياسمين يا جدال در مهتاب ساخته انزودى وينچنسو را كه در ششم آذرماه سال ۱۳۴۲ در تهران به نمايش درآمد اولين فيلم محصول مشترك (ايران و ايتاليا) سينماى ايران مى دانند.
جلال اصغرزاده كه با ميرمحسن مهدوى بازيگر ايرانى و والتر بيور، سوديركسون و هوم دستور كارگردان و بازيگران انگليسى رفاقتى داشت و در واقع اين گروه به رفقاى لندنى معروف شده بودند با همكارى استوديو اطلس فيلم كه متعلق به گرجى عباديا بود و تهيه كنندگى خود و هومى دستور فيلم بازى عشق را توليد مى كند. او فيلمنامه دو فيلم را با همكارى بيور و دستور مى نويسد و براى فيلمبردارى فيلم فريدون قوانلو فيلمبردارى كه بعدها فيلم هايى چون گاو، باغ سنگى، مجموعه دليران تنگستان، زنده باد و ... را فيلمبردارى كرد انتخاب مى كند و در اين فيلم رضا مجاورى كه بعدها او نيز به يكى از پركارترين فيلمبرداران سينماى ايران بدل شد به عنوان دستيار با او همكارى مى كند. قوانلو تدوين فيلم را نيز انجام مى دهد.
اما سيروس شهردار موسيقى متن فيلم را مى نويسد و ويگن ترانه هاى آن را اجرا مى كند.
داستان بازى عشق كه با مدت زمان ۶۵ دقيقه به نمايش درآمد از اين قرار بود كه جوان بوالهوسى با دخترى به نام مارى كه نقش او را سو ديركسون بازى مى كرد آشنا مى شود. دختر با پدرخوانده ايرانى اش (محسن مهدوى) زندگى مى كند. پدرخوانده مارى از مادرش جدا شده و به همين دليل پدرخوانده تصور مى كند كه ازدواج مارى به دليل اختلاف فرهنگى ناموفق خواهد بود. مارى به دليل مخالفت پدرخوانده اش تصميم مى گيرد به زوريخ سفر كند اما در راه منصرف شده و به رامسر مى رود تا عشق پسر جوان را فراموش كند. پسر جوان كه از غيبت مارى ناخرسند است، پدرخوانده مارى را راضى مى كند كه با ازدواج آن دو موافقت كند.
اما بازى عشق در اكران تهران شكست مى خورد. جمال اميد در كتاب تاريخ سينماى ايران (۱۳۵۷-۱۲۷۹) صفحه ۳۱۷ درخصوص اين فيلم مى نويسد: «سينماى بى درو پيكر ايران، امكان تحقق يك «شوخى» از جمع رفيقان لندنى (جلال اصغرزاده: تهيه كننده، نويسنده فيلمنامه و بازيگرـ والتر بيور: كارگردان و ميرمحسن مهدوى، سوديركسون و هوم دستور: بازيگران) را ميسر مى سازد. فيلمى كه نمايش نسخه فارسى اش به زحمت از هجدهم آبان به مدت يك هفته ممكن مى شود و بعيد است كه به ادعاى سازندگانش، نسخه انگليسى آن نمايشى در سرزمينى ديگر داشته باشد. سهم «اطلس فيلم» در اين فيلم، ارائه خدمات فنى و فيلمبردار تحت استخدام استوديو، فريدون قوانلو بود.»
همانگونه كه اشاره شده از اكران اين فيلم در خارج از كشور اطلاعى دردست نيست.
گزارشى از نمايشگاه «آفتاب تابان»
ژاپنى ها در موزه هنرهاى معاصر تهران
سميه مؤمنى

اولين آويخته بر ديوار، متنى توضيحى با امضاى پرى يوش گنجى، دبير نمايشگاه آفتاب تابان، هنر معاصر ژاپن است كه مى خواهد ورودى ذهنى بازديد كننده ها به فضاى نمايشگاه باشد و بعد دوازده تابلوى برفى بزرگ و بدون عنوان از عباس كيارستمى، دانش آموخته نقاشى دانشگاه تهران، عكاس و فيلمساز ايرانى، آويخته بر ديوارهاى گالرى شماره ۱ ساختمان مارپيچ موزه هنرهاى معاصر ديده مى شود.
عكسها با ابعاد ۱۷۰در،۲۶۰ با فضاى بزرگى كه برف در هر عكس از آن به چشم مى آيد ، سوز و سرما را به عنوان اولين اثر خود بر بازديدكننده اى مى گذارد كه در مقابل اثر مى ايستد يا حتى از مقابل آن مى گذرد. كيارستمى اين ۱۲ عكس منتخب را كه در ابتدا قرار بود ۱۵عكس باشد و به دليل كمبود فضا سه تاى آنها به انبار موزه منتقل شده، از بين بيش از ۵۰عكسى كه طى ۲۷سال عكاسى كرده، انتخاب كرده است و به گفته خود او انتخاب مشكلى هم بوده است. چند قدم آن طرف تر عكس بزرگى از كيارستمى قرار داده شده با توضيحاتى اندك كه مى گويد او كى به دنيا آمده، تحصيلاتش و فعاليتهايش چه بوده و چه جوايزى كسب كرده است.
گنجى در، درآمدش بر نمايشگاه، از فرهنگ و هنر ملى و بومى ژاپن و تاريخ كهنسال اين سرزمين سخن گفته است. اينكه ژاپنى ها پيشرفته، بى آنكه گذشته پراهميت و سابقه شان را ناديده بينگارند و سنتهاى بومى و ملى شان را كنار بگذارند در سده هاى اخير به مدرنيسم رسيده اند و تأثيرپذيرى شان از غرب هويت اصيل و پرقدمتشان را از آنها نگرفته است. ژاپنى هايى كه هميشه نماد تلاش و پشتكار بوده اند، به گواه متن پرى يوش گنجى توانسته اند سير تحول هنر معاصر را با فرهنگ بومى و سنتهاى ملى آشتى دهند و در واقع مدرنيسم را خودى يا به تعبيرى ژاپنيزه كنند. او در گامى فراتر اضافه كرده است: «در عين حال هنرمندان ژاپنى توانسته اند هنر و هنرمندان غربى را تحت تأثير خود قرار دهند و شاهد مثال اين امر را تأثير هنر ژاپن بر «براشيست ها »دانسته است.»
شيگنوساوادا، هارود هيگو، توكيوماروياما، نوبوكى ياماموتو و يااكوكوميا پنج هنرمند ژاپنى هستند كه آثارشان را در كنار عكسهاى كيارستمى ايرانى، در نمايشگاه آفتاب تابان بر ديواره هاى موزه هنرهاى معاصر تهران، آويخته اند يا بر كف سالنهاى آن پهن كرده اند.
ژاپنى ها، اين ملت آرام اما تكنولوژيك، آنقدر به عباس كيارستمى علاقه مند هستند كه چندى پيش نشان امپراتورى شان را كه همسنگ نشان شواليه هنرى فرانسويهاست به او اهدا كرده اند. نشانى كه به گفته كيارستمى، خود او هم ارزش آن را تا مدتى پس از دريافتش نمى دانسته است.
با وجود اين حضور كيارستمى و عكسهايش در نمايشگاهى كه نام هنر معاصر ژاپن را يدك مى كشد قدرى جالب توجه است اما حضور انفرادى او در اين نمايشگاه مسأله اى قابل تأمل است. البته در نشست مطبوعاتى اين نمايشگاه عنوان شد كه حضور كيارستمى در اين نمايشگاه و عكسهايش كه كم كم او را به كسوت قديمى ترش يعنى عكاسى، به جاى فيلمسازى نزديك مى كند تنها به خاطر تعامل فرهنگى ميان دو كشور و ايجاد باب گفت وگوى هنرى صورت گرفته است. اين گفته به آن معناست كه به عقيده مسؤولان برگزاركننده اين نمايشگاه، در اين گفت وگوى هنرى، از اين سو، كيارستمى نماينده اى از هنر معاصر ايران و اين پنج هنرمند معاصر ژاپنى از سوى ديگر حضور دارند.
سرپرست موزه هنرهاى معاصر تهران در مراسم افتتاحيه نمايشگاه يادآورى كرد: در عكسهاى كيارستمى كه در بخش حاشيه اى اين نمايشگاه عرضه مى شود، عناصر مشتركى با آنچه كه ما امروز از هنر معاصر ژاپن مى فهميم وجود دارد. خود كيارستمى هم در نشستى مطبوعاتى كه به مناسبت افتتاحيه نمايشگاه برگزار شده بود آثار خودش را به دليل ديد مينى ماليستى با هنر ژاپن متشابه دانست. او ساده ترين دليل حضورش را در اين نمايشگاه دعوت موزه هنرهاى معاصر عنوان كرد. كيارستمى علت ديگر حضورش را تنها، شانس حضور در نمايش و نمايشگاهى در ايران دانست. براى اينكه نمى خواهد به دليل عدم نمايش فيلمهايش در ايران، به عنوان يك فيلمساز فراموش شود. او از مشكلات اكران فيلمهايش در ايران و قصدش براى ادامه ندادن فيلمسازى و نمايش آنها در ايران سخن گفت. اينكه قصد دارد پس از اين بيشتر به عنوان عكاس و هنرمند ويدئوآرت فعاليت كند و اين قصد انگيزه اى فوق العاده در لبيك گفتنش به دعوت براى حضور در نمايشگاه بوده است. البته او پيش از اين مجموعه عكسهاى جاده را در موزه اى در هواى باز در شهر توكيوى ژاپن به نمايش گذاشته بود.
كل نمايشگاه را مى توان در كمتر از نيم ساعت ديد. قطع بزرگ آثار و تعداد اندك آنها از لحاظ تنوع كار و ابزار علت اصلى اين امر است.
موزه هنرهاى معاصر تهران همواره درتلاش براى برگزارى نمايشگاههايى از آثار هنرمندان معاصر و مطرح جهان بوده است.
اگرچه گاهى درانتخاب آثار و هنرمندان ابهامات و سؤالاتى ايجاد كرده است، اما همانگونه كه از نام موزه برمى آيد و ماهيت آن نيز چنين مى طلبد، اولين وظيفه آن جست وجو و تلاش براى انتخاب بهترين آثار و بهترين هنرمندان است.
موزه هنرهاى معاصر به عنوان تنها مكانى كه امكانات مالى و فضايى برگزارى چنين نمايشگاههايى را دارد درعمل به اين وظيفه موفقيت نسبى داشته است. برگزارى نمايشگاهى از آثار حكاكى نقاش و گرافيست شهير اسپانيايى، خوان ميرو، «رويدادى استثنايى براى موزه هنرهاى معاصر تهران به شمارمى رود.» اين سخنان رئيس موزه هنرهاى معاصر تهران در زمان برگزارى اين نمايشگاه در پاييز ۱۳۷۹  همزمان با سفر نخست وزير اسپانيا به ايران  است. حتى اگر برگزارى نمايشگاه آفتاب تابان را نيز تلاشى از اين دست به حسابى بياوريم بازهم جاى طرح برخى سؤالات و ابهامات وجودخواهدداشت.
نمايشگاه باغ ايرانى كه چندى پيش در موزه برگزاربود، آنچنان برد رسانه اى مطلوبى درداخل و البته خارج از كشور براى مسؤولان تجسمى كشور به همراه داشت كه آنها را بر آن داشت تا در اقدامى تازه دست به انتخابى ازپيش اعلام نشده بزنند و اين بار خط انتخاب خود را به دور جزاير آفتاب تابان بكشند و ژاپن را براى اين منظور برگزينند.
حضور آثار ۵هنرمند معاصر ژاپنى دركنار تعدادى عكس از كيارستمى به عنوان نماينده هنر معاصر ايران براى انجام يك گفت وگوى هنرى بين دو كشور كه به گفته مسؤولان هدف از برگزارى نمايشگاه اين بوده است  نيز ابهام ديگرى است كه پاسخى به آن داده نشده است. بايد پرسيد عكسهاى عباس كيارستمى به تنهايى، تا چه اندازه قادر است كفه ايرانى ترازوى اين گفت وگوى هنرى را سنگين كند. آيا نمايش ۱۲عكس از آثار هنرمندى كه البته به حق فيلمسازى موفق و قابل توجه است، براى به يدك كشيدن نام سنگين نمايندگى هنرمعاصر ايران قدرى سؤال برانگيز به نظرنمى رسد؟ اگرچه هنرمعاصر ايران به دليل تلفيقهاى بعضاً نادرستى كه با هنر غرب داشته از هويت ايرانى بودن خود فاصله گرفته است و اگرچه هنرمند معاصر ايرانى درسردرگمى آشكارى بين آنچه امروز غرب درهنر به آن دست يافته و پيشينه فرهنگى و هنرى ايران كه اين همه بر قدمت و اصالت آن تأكيدمى شود، دست و پا مى زند اما چنين گزينشى براى نمايشگاهى با هدف گفت وگوى هنرى بين دو كشور، كمى جاى تأمل دارد. شايد هنوز بايد درتعريف برخى مفاهيم براى انجام گزينش، بيشتر انديشيده شود چرا كه به نظر مى رسد مسؤولان برگزارى اين نمايشگاه نيز درهمان سردرگمى آشكار به سرمى برند و اين بار براى انتخاب چنين كرده باشند.
چه خبر؟! حتى تام هنكس هم مى تواند
انتخاب نامناسبى براى يك نقش باشد
فارست گامپ
در نقش اينديانا جونز
199863.jpg
افشين ابراهيمى
اينكه «رمز داوينچى» ، آخرين اثر منتشر شده دن براون مورد توجه يك تيم معتبر تهيه كننده-كارگردان-فيلمنامه نويس قرار گرفته اصلاً عجيب و دور از انتظار نبود، عجيب اين است كه اين اتفاق زودتر و براى كتاب هاى قبلى براون رخ نداده است. نوشته هاى دن براون به دليل شخصيت پردازى جذاب و خطوط داستانى پرتعليق، چيزى كم از آثار ديگر نويسنده هاى مورد توجه هاليوود (مثل تام كلنسى و مايكل كرايتن) ندارند. بخصوص شخصيت رابرت لنگدان، استاد دانشگاه هاروارد كه متخصص رمزشناسى است و به واسطه تخصصش درگير ماجراهاى پيچيده  و جذاب مى شود، اين قابليت را دارد كه تبديل به يكى از شخصيت هاى جذاب و ماندگار سينما شود. از طرف ديگر آنها كه كتاب هاى دن براون را خوانده اند مى دانند كه او آنقدر ارجاعات متعددى به آثار تاريخى، ابنيه و مكان ها، علامت ها و نشانه ها، نقاشى ها و مجسمه ها و . . . مى دهد كه قطعاً ديدن آنها جذابتر از خواندنشان است.
رابرت لنگدان كمى به اينديانا جونز شباهت دارد؛ هم استاد دانشگاه است و هم ماجراجو و رشته تخصصى او درست مثل دكتر جونز (كه باستان شناس بود) قابليت وارد كردن او به ماجراهايى جذاب را دارد. او كمتر از اينديانا جونز خودش را درگير فعاليت هاى فيزيكى مى كند، اما ذهن خلاقترى دارد و معماهاى پيچيده اى را حل مى كند. دكتر لنگدان سن و سالى دارد كه به او پختگى كافى براى حل مشكلات را مى دهد و از طرف ديگر آنقدر سنش زياد نيست كه از ماجراجويى و در دل خطر رفتن استقبال نكند و ضمناً يك جنبه جيمز باندى شخصيت او، جذابيتش براى زنان است.
واضح است كه جمع شدن اين خصوصيات در يك نفر قابليت تبديل آن به يك شخصيت ماندگار و موفق در سينما را دارد و تنها چيزى كه لازم است چند داستان جذاب و يك بازيگر خوب است. لنگدان در زمينه داستان هاى پركشش كم و كسرى ندارد. او تا به حال در دو رمان درخشان دن براون ( «فرشتگان و شياطين» و «رمز داوينچى» ) حاضر بوده و كتاب بعدى لنگدان (با موضوع رويارويى او با فرقه هاى فراماسونرى) هم به زودى منتشر خواهد شد.
پس مصالح كافى براى انتقال دكتر لنگدان به پرده سينما حاضر بود و حالا نوبت هاليوود بود كه قدم پيش بگذارد. جول سرنو، خالق سريال موفق «۲۴» ، سال گذشته به اين فكر افتاد كه داستان «رمز داوينچى» مى تواند دستمايه خوبى براى يك سريال تلويزيونى باشد و اين ايده را با رئيسش، برايان گريزر، مطرح كرد. اما دن براون از ايده تبديل كتابش به يك سريال تلويزيونى خوشش نيامد و زير بار آن نرفت. چند ماه بعد كمپانى فيلمسازى سونى با پرداخت ۶ ميليون دلار به براون، امتياز تبديل كتابش به يك فيلم سينمايى را خريد و به عنوان تهيه كننده برايان گريزر را استخدام كرد!
گريزر در سال ۲۰۰۱ «يك ذهن زيبا» را به كارگردانى ران هوارد و با فيلمنامه اى از آكيوا گلدزمن تهيه كرده بود و هر سه نفر به خاطر اين فيلم اسكار گرفته بودند. پس او يك بار ديگر تيم اسكارى سه نفره را دور هم جمع كرد تا به سراغ «رمز داوينچى» بروند. آنها به تازگى «مرد سيندرلايى» با بازى راسل كرو را تمام كرده بودند و به نظر بهترين تيم ممكن براى اين كار مى آمدند. از همان ابتدا كه گلدزمن مشغول نوشتن فيلمنامه بود، بحث هاى زيادى بر سر بازيگران اصلى فيلم مطرح بود. راسل كرو، جرج كلونى، هيو جكمن و تام هنكس جزو نامزدهاى ايفاى اين نقش بودند و مذاكره با آنها در جريان بود. اين وسط مسأله عجيب حضور تام هنكس در كنار سه نفر ديگر بود. اگر يك بار ديگر به خصوصيات شخصيت لنگدان - كه در ابتداى اين مطلب ذكر شد - نگاهى بيندازيد، مى بينيد كه جكمن بازيگر ايده آل اين نقش است. كروز و كلونى هر چند ايده آل نيستند، اما از پس اين نقش بر مى آيند. اما تام هنكس . .. متخصص ايفاى نقش افراد خوش قلب يا ساده دل يا خوش قلب و ساده دل كجا و رابرت لنگدان ماجراجو، زرنگ و محبوب زنان كجا؟ عجيب اينكه چندى قبل اعلام شد كه بازيگر نقش دكتر لنگدان قطعى شده و كسى نيست جز... تام هنكس!!
آيا بايد فيلم «رمز داوينچى» را به خاطر انتخاب غلط بازيگر شخصيت اصليش نابود شده تلقى كنيم؟ شكى نيست كه فيلم با حضور هر بازيگرى در نقش لنگدان (حتى كتى بيتس يا اليزابت تيلور!) بسيار پرفروش خواهد شد. بالاخره نسخه سينمايى كتابى كه ۸۷ هفته در صدر پرفروش ترين كتابها بوده و فيلم نيازى به بازيگر مناسب و تبليغات و . . . ندارد. اما آيا هنكس مى تواند اين شخصيت را طورى مجسم كند كه ماندگار شده و راه را براى فيلم شدن ساير داستان هاى دكتر لنگدان باز كند؟ هر چند كه بعيد است، اما تهيه كنندگان فيلم حداقل در انتخاب بقيه بازيگران سنگ تمام گذاشته اند. با اينكه براى نقش سوفى نووو، مأمور كشف رمز پليس فرانسه، صحبت از جولى دلپى كه خود از طرفداران پر و پا قرص دن براون است و آدرى توتو(!!) مطرح بود، اما هفته گذشته اعلام شد كه احتمالاً اين نقش به سوفى مارسو واگذار شده كه عليرغم مسن تر بودن از شخصيت كتاب، انتخاب مناسبى است.
اما خوشحال كننده ترين خبر اينكه براى نقش بازرس بزو فاش، مناسب ترين بازيگر انتخاب شده است. فاش پليسى است بسيار جدى و وظيفه شناس و در عين حال زيرك كه به لنگدان مظنون شده و به دنبال دستگير كردن او است. اما در عين حال آنقدر منطقى هست كه متوجه اشتباه خودش بشود و به اين ترتيب شخصيتى منفى‎/مثبت دانست. حالا اگر تمام اين خصوصيات را با فرانسوى بودن جمع كنيم به كدام بازيگر مى رسيم؟ طبعاً ژان رنو. اگر سازندگان اين فيلم براى نقش رابرت لنگدان به چهار ستاره بازيگرى فكر كرده بودند، براى بزو فاش فقط رنو را در نظر داشتند. حضور او در اين نقش همانقدر بديهى است كه حضور جان ملكوويچ در فيلم «جان ملكوويچ بودن» .
تهيه كنندگان «رمز داوينچى» با انتخاب تام هنكس طرفداران كتاب را نااميد كردند، اما مارسو و رنو تا حدى آن را جبران مى كنند. از طرف ديگر اخيراً فيلمى به نام «گنجينه ملى» (با بازى نيكولاس كيج) گيشه را فتح كرد كه داستانش بسيار شبيه «رمز داوينچى» است و به خاطر حذف پيچش هاى جذاب داستان دن براون و ساده كردن آن ، به فيلم لقب «رمز داوينچى براى احمق ها» داده اند كه اين موضوع هم ممكن است روى استقبال بينندگان از «رمز داوينچى» تأثير منفى بگذارد.
اما جاى نگرانى نيست. امتيازات اين فيلم بيش از آن است كه بتوان براى آن احتمال شكست را در نظر گرفت. كافى است تا زمان نمايش فيلم صبر كنيم و ببينيم. تا آن موقع - اگر گيرتان آمد - كتابش را بخوانيد.
به انتخاب نيويورك تايمز
روزنامه معتبر نيويورك تايمز با پايان سال ميلادى اقدام به انتخاب بهترين هاى سال ۲۰۰۴ درشاخه هاى مختلف هنرى از جمله آلبومهاى موسيقى وكتاب كرده است دراين بخش نگاهى به عناوين اين كتاب ها و آلبومها خواهيم داشت:
كتابهاى برگزيده سال ۲۰۰۴
- گيله آد نوشته ماريلين رابينسون (انتشارات فارا و اشتراوس)
- استاد نوشته كالم تويبين (انتشارات اسكراينبر)
- طرحى عليه آمريكا نوشته فيليپ راشا(انتشارات هافتون ميفلين)
- فرار نوشته آليس مونرو( انتشارات آلفرد ناف)
- برف نوشته اورفان پاموك( انتشارات آلفرد ناف)
- پس مانده هاى جنگ نوشته هاجين (انتشارات پانتئون)
- آلكستاندر هاميلتون نوشته ران چرنو (انتشارات پنگوئن)
- خاطرات نوشته باب ديلن (انتشارات سايمون شوستر)
- مبارزات واشنگتن نوشته ديويد هكت (انتشارات آكسفورد)
- اراده درجهان : چگونه شكسپير ، شكسپير شد نوشته استفن گرين بلات ( انتشارات نورتون)
آلبومهاى برگزيده موسيقى سال ۲۰۰۴
۱- U2 ( چگونه يك بمب اتم را خنثى كنيم)
۲- يوسوان دور ( مصر)
۳- برايان ويلسون (لبخند)
۴- بيورك (Medulla)
۵- گرين دى ( احمق آمريكايى)
۶- ژوانا مولينا (Tres Cosas)
۷- كافى وست (College Dropout)
۸- Tv on the radio (جوانان نااميد)
۹- جوليانا هاتفيلد (In Exile Deo)
۱۰- Animal collective ( سانگ تانگز)
بهترين دى وى دى هاى سال ۲۰۰۴
با گسترش تعداد دارندگان دستگاه هاى دى وى دى درجهان، زمان انتشار و وجود بخش هاى مختلف ويژه، در هر دى وى دى ارزش خاصى براى استوديوهاى توليد فيلم پيدا كرده است. نشريه هاليوود ريپورتر در  فهرستى اقدام به معرفى ۱۰ دى وى دى برتر سال ۲۰۰۴ كرده است كه با استقبال علاقه مندان مواجه شده اند.
۱- سه گانه جنگهاى ستاره اى (۱۹۸۳-۱۹۷۷ ، استوديو فاكس)
۲- شهر خدا ( ،۲۰۰۲ استوديو ميراماكس)
۳- American splendor (۲۰۰۳ ، HBO)
۴- رفقاى خوب (۱۹۹۰ ، وارنر)
۵- The commitments (،۱۹۹۱ فاكس)
۶- خوب، بد ، زشت (،۱۹۶۳ مترو گلدوين ماير)
۷- گمشده درترجمه (۲۰۰۳ ، يونيورسال)
۸- ديوانه اسلحه (۱۹۴۹ ، وارنر)
۹- نجات سرجوخه رايان (۱۹۹۹ ، دريم واكنر)
۱۰- علاءالدين (۱۹۹۲ ، ديزنى ) 

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش ويژه   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   | 
|   ارتباطات   |   كتاب و كتابخوانى   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |