جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۷ ذيحجه ۱۴۲۵
Fri, Jan 28, 2005
ويژه ۲
۳۰۴۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
سينما
گزارش ويژه
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ورزشى
اوقات شرعى
ارتباطات
كتاب و كتابخوانى
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
آرشيو
كارشناس
بررسى تبعات قانون كيفرى درباره مجرمان
كارشناس
حقوق نابرابر طلاق
زهرا ارزنى
وكيل پايه يك دادگسترى
طلاق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتى كه از شوهر خود دارد مالى را به شوهر خود مى بخشد تا طلاق بگيرد و اين مال ممكن است كه عين مهر يا معادل آن و يا بيشتر و يا كمتر از آن باشد. (۱) (چنين امرى در قانون مدنى پيش بينى شده است).
انسانها حق دارند كه يك سرى آدمها را دوست داشته باشند و سرى ديگرى را نه، شايد موقعيتى باشد كه در آن اين وضع براى يك زن پيش بيايد و نسبت به شوهر خود كراهت داشته باشد. منطقى است كه بپذيريم زن با بذل مهريه خود بدون اينكه مجبور به اثبات قصور همسرش به عنوان دليلى بر طلاق باشد، بتواند خود را از بند چنين زندگى مشتركى رها سازد. چنانچه در قانون كشور مصر از سال ۲۰۰۲ چنين امرى پيش بينى شده است. چنانچه زنى كل مهريه خود را به همسرش ببخشد، دادگاه با طلاق او موافقت مى كند. بدون اينكه نياز به توافق شوهر باشد.
اما در كشور ما طبق رويه دادگاهها، زمانى كه زنى تقاضاى طلاق كند و علت متاركه را كراهت و دوست نداشتن همسرش عنوان كند، دادگاه درصورت موافقت شوهر با اين تقاضا موافقت مى كند. مثل اكثر طلاقهاى توافقى كه در كشور اتفاق مى افتد. در اينگونه طلاقها نزديك به هشتاد درصد از موارد، زن كل مهريه خود را مى بخشد. منتهى اگر شوهر با جدايى همسرش موافقت نكند دادگاه تقاضاى طلاق زن را رد مى كند.
بنابراين عادلانه آن است كه وقتى زن خواستار طلاق است مهرش را بهاى اين خواسته قرار داده و آن را ببخشد، حاكم در اين موقع با طلاق زن موافقت كند، چون طلاق خلع مى تواند مقابل حق طلاق مرد قرار بگيرد. وقتى مرد بتواند با پرداخت مهريه و حقوق مالى زنش او را طلاق دهد، زن نيز بتواند با بذل مهريه و حقوق مالى، خود را مطلقه كند.
به همين دليل است كه تا زمانى كه قوانين مدنى ما در ايران به طور برابر با اين وضع برخورد نكند طلاق خلع راهى براى رهايى زنان است و ديگر در اين باره نيازمند راههاى اثباتى در ديگر طلاقها نيست.
در ديگر روشهاى درخواست طلاق زن مى تواند اگر شوهرش سوء رفتار دارد و يا نفقه نداد، زندان بود و... به دادگاه شكايت كرده و اين موارد را در دادگاه ثابت كرده آنگاه مى تواند طلاق بگيرد كه اثبات اين موارد دشوار است.(۲)
از طرف ديگر از زمانى كه آيين دادرسى در مورد شهادت تغيير يافت و علاوه بر ۲ زن شاهد، يك مرد هم بايد شهادت بدهد اثبات يك ادعا براى زنان مشكل تر شد. اين در حالى است كه تهيه مدارك نيز كار ساده اى نيست زيرا معمولاً زنانى كه مورد ضرب و جرح واقع مى شوند تحمل مى كنند و بنا به عرف جامعه حتى حاضر به طرح موضوع نيستند چه رسد به اعلام شكايت و همين مسأله تهيه مدرك جرم را نيز زايل مى كند. در همين حال حتى در صورت اعتياد شوهر آزمايش از معتادان هميشه با موفقيت رو به رو نبوده و اين عده مى توانند خود را آماده كنند.
در مواردى كه درخواست طلاق نيازمند اثبات رفتار نادرست زوج توسط همسرش است زن بايد بتواند ثابت كند كه رفتار مرد غيرقابل تحمل است. در اين مسأله مشكلى هست كه قاضى با توجه به عرف هر منطقه دستش در اقدام باز است. پرونده هايى را شاهد بوده ام كه قاضى رفتار غيرقابل تحمل مورد ادعاى زن را قابل تحمل دانسته است.
در موارد اثباتى مدت زمان در نظر گرفته شده براى اثبات نيز قابل تأمل است. مثلاً در خصوص زندانى شدن شوهر، حتماً بايد مدت حبس شوهر ۵ سال يا بيشتر باشد كه زن بتواند تقاضاى طلاق كند.
اين نكته را هم بايد به ياد داشته باشيم كه ما تا آنجا كه بتوانيم نمى گذاريم غريبه ها از زندگى خصوصى ما مطلع شوند بنابراين در بحث شهود ما باز هم مشكل خواهيم داشت.
در يكى از پرونده ها دخترى پس از ازدواج ۹ ماه ضرب و شتم از سوى شوهرش را تحمل كرده بود و حتى والدينش نفهميده بودند. اين وضع را نبايد در تهران تصور كرد بايد مسأله را در شهرستانها تجسم كرد كه بيشتر شيوه زندگى ها سنتى است.وقتى طلاق در حالت معمولى ۲ تا ۳ سال به طول مى انجامد مى توان حدس زد كه براى موارد اثباتى، زن تا چه ميزان در راهروهاى دادگاه سرگردان است.
مسأله ديگرى كه ما با قوانين مان بر آن تأكيد داريم عيب جويى و ثبت عيب در زندگى است كه زن خواستار طلاق در آن است. زن بايد بتواند عيب شوهرش را اثبات كند در حالى كه اگر شيوه طلاق خلع مدنظر قرار گيرد زن و شوهر پيش از آنكه زبانشان به روى هم باز شود و بدون آنكه به زور مداركى براى اثبات در دادگاه تهيه و ارائه كنند از هم جدا شوند و ديگر انرژى منفى براى هم نباشند.
با همين شيوه هاى سخت است كه بسيارى از زنان ما فقط اسم شوهر را در شناسنامه يدك مى كشند و نمى توانند نيازهاى خود را برآورده كنند.بحث احساسى فكر كردن زنان نيز در اين موضوع بهانه خوبى براى زير سؤال بردن حق زن در ترك زندگى غير دلخواه خود شده است اگر خيال طرفين راحت باشد كه در صورت ورود به يك زندگى هر يك مى توانند به آن خاتمه دهند گرايش به زندگى مشترك افزايش مى يابد.
اما با نبود اين حق مساوى گرايش به مهريه هاى سنگين افزايش و گرايش به پذيرش مسؤوليت زندگى مشترك كاهش يافته است زيرا در صورت بروز يك مشكل هيچ كدام نمى خواهند گرفتار مسائل قانونى شوند.
پى نوشت
۱) ماده ۱۱۴۶ قانون مدنى
۲) مواد ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدنى
خبر
مترجم: هليا خرم
قاتل ۱۷ ساله

نوجوان ۱۷ ساله آمريكايى پس از بازداشت، به قتل مادر و پسر كوچكش اعتراف كرد.
«ساموئل ستاتسى» درحالى كه شلوار جين و يك ژاكت مشكى و كفش ورزشى به پا داشت، در دادگاه حضور پيدا كرد و تنها حرفى كه در دادگاه زد، كلمه «بله» بود، آن هم زمانى كه قاضى از او در مورد قتل زن و پسرش سؤال كرد.
پليس پس از تحقيقات فراوان متوجه شد كه ساموئل خواهرزاده يكى از دوستان خانواده كوپر بوده است و يك روز صبح به منزل آنها رفته و پس از كشتن «دايانا كوپر» ۲۷ ساله و پسرش، از منزل آنها اشياى گرانقيمت و مقدارى پول سرقت كرده و فرار كرده است.
پليس با اطلاع خانواده و فاميل كوپر به محل حادثه رفته و جسد اين زن و بچه را پيدا كرده است كه آنها با يك اسلحه و ۶ گلوله به قتل رسيده بودند. وكيل او در دادگاه گفت: «او به دليل استفاده بيش از حد از مواد مخدر مرتكب اين جنايت شده و حالت طبيعى نداشته است.» دادگاه نهايى هفته آينده تشكيل خواهد شد. پسر قاتل تا آن زمان در زندان بازداشت است. دادستان اين پرونده اصرار دارد كه ساموئل در دادگاه جوانان و بزرگسالان محاكمه شود، زيرا معتقد است كه او با علم به اين كار مرتكب اين جنايات شده است.

مردى كه همسرش را ربود

مرد ۲۴ ساله ساكن شهر سيسينى آمريكا به جرم ربودن همسر سابقش و ضرب و شتم وى، به سه سال زندان محكوم شد.
«سست روبرت» در ماه سپتامبر سال ۲۰۰۴ از همسرش جدا شد، اما زمانى كه همسرش سر كار مى رفت، به منزل او رفت و از پسر ۴ ساله شان مراقبت مى كرد.
پس از چند ماه يك روز همسرش به او گفت: ديگر به خانه آنها نيايد و او هم براى پسرش يك پرستار استخدام خواهد كرد. چند روز پس از اين مشاجره،  يك روز سست از پنجره منزل وارد خانه همسرش شد و وقتى همسرش با پسرشان وارد منزل شد، مشاجره لفظى بين آنها درگرفت و سست همسرش را به گروگان گرفت و او را مجبور كرد تا او و پسرش را با ماشين به فلوريدا ببرد و در حين رانندگى نيز چند ضربه چاقو به پا و كمر همسرش وارد كرد.
پشت يك چراغ قرمز، همسر او توانست از ماشين پياده و فرار كند و از مردم كمك بخواهد.
دادگاه سست را به سه سال زندان محكوم كرد.

زن باردار سعى در ارتكاب قتل شوهرش داشت

زن باردار، وقتى كه متوجه شد باردار است، با اسلحه به شوهرش شليك كرد و سعى كرد او را به قتل برساند.
پليس آمريكا گفت: وقتى كه زن متوجه باردارى اش شد، با شوهرش درگير شده و در نهايت با گلوله به سينه شوهرش شليك كرده است. شوهر وى در حال حاضر در بيمارستان بسترى است و در شرايط نامساعدى به سر مى برد. تحقيقات پيرامون اين پرونده همچنان ادامه دارد.

قاتل پس از ۲۲ سال دستگير شد

مردى به جرم قتل و تجاوز به يك زن در ۲۲ سال گذشته، به ۴۰ سال زندان محكوم شد.
«مايك دوسيت» آمريكايى به جرم قتل «راش كوساب» در سال ۱۹۸۳ دستگير شد و پس از آزمايشات DNA مجرم شناخته شد.
دختر راشل تنها ۸ سال داشت، وقتى اين اتفاق براى مادرش رخ داد و از اينكه سرانجام عامل قتل مادرش دستگير و روانه زندان شد،  بسيار خوشحال است. او شادى خود را در دادگاه و به قاضى اعلام كرد.

افزايش جنايات جنسى

به گزارش خبرگزارى فرانسه، آمار جنايات جنسى در شهر (ايالت) «فورت ورث» آمريكا نسبت به سال گذشته با ۱۵ درصد افزايش مواجه بوده است. اين موضوع، پليس و مقامات اين شهر را واداشت تا به دنبال علل اين موضوع باشند و برنامه هاى آموزشى جديدى را براى رفتاردرمانى افراد طراحى كنند.
در سال ،۲۰۰۴ حدود ۳۲۷ آزار جنسى در اين شهر پيش آمده كه اكثر قربانيان جوان بودند. در سال ۲۰۰۳ اين ميزان ۲۸۴ مورد بوده است.

آدم ربا به ۴۰ سال زندان
محكوم شد

«تيموتى ابرلندر» به جرم ربودن يك دختر نوجوان ۱۳ ساله و تجاوز به وى به ۴۰ سال زندان محكوم شد.
او در ماه گذشته، در مسير اتوبوس مدرسه اين دختر كمين كرده بود و به محض توقف اتوبوس، با تهديد اسلحه دختر نوجوان را ربود. راننده اتوبوس در بازجويى پليس اظهار داشت: او درحالى كه لباس سياهى بر تن داشته و با يك ماسك نيز صورت خود را پوشانده بود، وارد اتوبوس شده و با تهديد اسلحه دختر جوان را ربوده است.
پليس در بررسى هاى فراوان متوجه شد كه «تيموتى» علاقه خاصى به ربودن دختران نوجوان و مورد اذيت و آزار قرار دادن آنها دارد و در سال ۲۰۰۳ نيز يك دختر ۱۰ ساله در شهر جكسون ويل را ربوده و مورد اذيت و آزار قرار داده است و سپس در خيابان رها كرده است.
دادگاه «جكسون ويل» او را به ۴۰ سال زندان محكوم كرد.

مردى به اتهام قتل فرزندش
دستگير شد

يك پدر جنايتكار پس از دو ماه تعقيب و جست و جو دستگير شد. «پوئترو ريكو» به اتهام قتل دختر ۱۰ ماهه اش در هتلى دستگير شد.
«گريگورى رايت» سخنگوى پليس شهر نيوبريتين گفت: «ما حدود ۲ ماه است كه در جست و جوى پوئترو هستيم. او با ضرب  و شتم، دختر ۱۰ ماهه خود را به قتل رسانده و از منزلش فرار كرده است.»
پليس پس از دستگيرى وى، با قيد وثيقه ۲ ميليون دلار او را آزاد كرد تا روز ۱۷ فوريه كه روز دادگاه وى است،  دوباره به دادگاه باز گردد. او پس از اين حادثه مرتباً مكان زندگى خود را تعويض كرده تا اينكه سرانجام در دام پليس افتاد و گرفتار شد. پليس هتل و اتاق وى را محاصره كرده بود و به محض اينكه او از اتاق خارج شد، او را دستگير كرد.
بررسى تبعات قانون كيفرى درباره مجرمان
اين بخت برگشته ها
سينا قنبرپور
اين بخت برگشته ها همان هايى هستندكه هفته ها و شايد ماهها سوژه هاى خبرى صفحه حوادث ما شده اند و اعتراضى نداشته اند. سوژه هايى كه فقط جرم شان منعكس شده و هيچگاه شرايط منجر به وقوع جرم شان بازگفته نشده است.
شايد اسم آنها را دهها بار شنيده باشيم ولى چقدر از ماجراى آنها باخبريم. بخت برگشته هاى ما قربانى مضاعف سيستم هاى مبهم و ضعيف ما مى شوند. سيستم ضعيف تحقيقاتى، حتى خبرنگارانى كه از اين سوژه ها بهره مى برند در تحقيقات و روشن كردن ابهامات ديرعمل مى كنند... اصل واقعيت جاى ديگرى است، جايى غير از آنجا كه متهمان محكوم و بعد مجازات مى شوند.
ماده بخت برگشته
محاكمه دوباره افسانه نوروزى، زنى كه مدعى است در دفاع از خود مردى را در كيش به قتل رسانده، هم نتوانست طرحى نو دراندازد و تكليف يكى از مبهم ترين مواد قانونى ما را روشن كند. بحث دفاع مشروع كه با ماجراى رسيدگى به پرونده افسانه نوروزى حقوقدانان را به واكنش واداشته بود يكى از مواد قانونى است كه هنگام عمل كمتر كسى به سراغ آن مى رود و حاضر است به آن استناد كند.
199761.jpg
در همين سالهايى كه افسانه نوروزى بلاتكليف در زندان بندرعباس منتظر سرنوشت خود بود ماجراى ديگرى هم در تهران روى داد كه باز هم بحث دفاع مشروع را برجسته مى كرد. ماجراى راضيه، همان دختر نوجوانى كه اينك به واسطه دفاع از خود، جوان دكه دارى را مجروح كرده بود و در پى اين جراحت آن جوان جان سپرده بود، باز هم با سكوت در قبال ماده۶۱ قانون مجازات اسلامى به اما و اگرها سپرده شد.
اگر در ماجراى افسانه نوروزى پيچيدگى هايى وجود داشت كه توسل به ماده۶۱ قانون مجازات اسلامى را سخت مى كرد تا به استناد آن حكم تبرئه صادر شود، در ماجراى راضيه تقريباً همه چيز مطابق مفاد ماده يادشده بود.
در ماده ۶۱ قانون مجازات اسلامى آمده است؛ «هر كس در مقام دفاع از نفس يا عرض و يا ناموس و يا مال خود يا ديگرى و يا آزادى تن خود يا ديگرى در برابر هرگونه تجاوز فعلى و يا خطر قريب الوقوع عملى انجام دهد كه جرم باشد در صورت اجتماع شرايط زير قابل تعقيب و مجازات نخواهد بود: ۱ـ دفاع با تجاوز و خطر متناسب باشد ۲ـ عمل ارتكاب بيش از حد لازم نباشد ۳ـ توسل به قواى دولتى بدون فوت وقت عملاً ممكن نباشد و يا مداخله قواى مذكور در رفع تجاوز و خطر مؤثر واقع نشود.»
در ماجرايى كه بامداد ۱۶ اسفند۸۰ در تقاطع خيابانهاى ابوسعيد و وحدت اسلامى تهران روى داد راضيه كه ۱۴سال بيشتر نداشت براى خريد از يك دكه دقايقى از مادر و برادرش جدا شد و همين كه به مقابل دكه روزنامه فروشى رسيد جوان دكه دار با گفتن جملاتى او را تحريك كرد... سرانجام جوان قصد كشاندن راضيه به درون دكه را داشت كه با مقاومت راضيه مواجه شد. راضيه فقط يك ضربه به جوان زد تا خودش را رها كند. يك ضربه با يك قطعه شيشه قطور كه براى نگاه داشتن روزنامه ها روى آنها مى گذارند.
در آن هنگام نه قواى دولتى حضور داشتند و نه كمك رسانانى ديگر. پس از درگيرى كه عده اى حضور يافتند اجازه ندادند راضيه و مادرش جوان دكه دار را به بيمارستان منتقل كنند. حدود ۴ساعت بعد يعنى حدود ساعت چهار بامداد جوان دكه دار جان سپرد و بالاخره مأموران كلانترى ابوسعيد در محل حاضر شدند.
با گذشت ۱۱ماه از واقعه، قاضى پرونده راضيه عمل او را دفاع مشروع ندانست و رأى داد كه وى عامل مرگ جوان دكه دار نبوده و فقط سبب مرگ غيرعمدى او شده است. با صدور اين رأى در دى ماه ۸۱ هنوز تكليف راضيه مشخص نشده است.
اينها نمونه هايى از واقعيات جامعه ما هستند كه در عمل نمى توان از قوانين موجود در حمايتشان استفاده كرد.
وقتى از اين ماده صريح قانون مجازات اسلامى نمى توان بهره برد تصور كنيد اوضاع ديگر ماجراهاى پيچيده و داراى ابعاد مختلف به چه وضعى مى شود.
تصور كنيد شخصى تحت شرايطى كاملاً خاص در اوضاعى كاملاً متشنج از نظر روحى ـ روانى دست به عملى بزند كه منجر به وقوع جرمى شود. آن وقت ديگر هيچ كس اين بستر را هم نمى نگرد. در بحث دفاع نامشروع كه ظاهر امر بايد با مفاد ماده قانونى مطابقت كند هيچ كس به خود جرأت چنين كارى نمى دهد تا از ماده قانون به نفع متهم استفاده كند، در حالت اخير كه ديگر هيچ كس سراغ مفاهيم و باطن مفاد قانونى نمى رود. مى پرسيد در چه شرايطى ادامه مطلب را بخوانيد...
فاخته دخترى بخت برگشته
قضاوت درباره انسانها، كار سخت و پردردسرى است و مهمتر آنكه در جايى كه بحث حيات آدميان مطرح مى شود اين حساسيت دوچندان مى شود.
فاخته دختر جوانى كه در پى اقدام خود محكوم به اعدام و قصاص نفس شده آن طور كه بايد و شايد از سوى دستگاه قضايى، پليس و مطبوعات شناخته نشده است.
او دختر جوانى است كه با وجود استعدادهاى بسيار به سبب ازدواجى نامناسب دچار شرايطى نامناسب شده و پس از مدتى تحمل موفق به جدايى و طلاق مى شود. او كه در اين هنگام دانشجوى رشته حقوق شده بود از سوى خانواده اش نيز طرد مى شود و به ناچار درتهران به دنبال كار مى گردد. او كه در يك مطب داندانپزشكى مشغول كار بود با مردى آشنا مى شود كه از نظر سنى با او اختلاف فاحشى داشت. به همين دليل هم گمان نمى كرد خطرى متوجه اش باشد. اما با قبول كار مرد مراجعه و رفتن به خانه او در موقعيتى خطرناك قرار مى گيرد. وى ابتدا با درهاى بسته خانه مواجه مى شود، سپس با اقدام آن مرد قرصهاى اعصابش را از دست مى دهد (صاحبخانه قرص هاى او را پنهان كرده بود) و سرانجام نيز در شرايطى دست به خشونت عليه آن مرد زد كه در پى آن قتلى واقع شد. پليس و دادگاه به هيچ يك از اين شرايط اهميتى ندادند. مطبوعات نيز در اين ميان فقط به ذكر حادثه و مصيبت پرداختند. ظاهر ماجرا وقوع قتل بود، ظاهر مواد قانونى مجازات اعدام را در نظر گرفته پس كار تمام است. حكم صادر شد اعدام.
كبرى، عروس بخت برگشته
درباره كبرى بسيار نوشته ايم و خوانده ايم. «كبرى رحمانپور» كه تا دو  سه هفته ديگر بايد در شعبه اى از محاكم حل اختلاف حاضر شود تا بلكه سرنوشتش دستخوش تغييرى شود در شرايطى كاملاً متشنج تن به ازدواج با مردى داده كه ۳۵ سال ازاو بزرگتر است.
عقد ازدواج كبرى با شوهرش هيچگاه ثبت نشده است. دراين حال او موقعيتى متزلزل در خانه شوهرش داشته و پس از يكسال تحمل و درحالى كه برايش سخت بود ازموقعيتى كه خود به آن قدم گذاشته (ازدواج با شوهر ۵۵ساله اش) روى گرداند زيرا خود را درمقابل همه سرشكسته مى ديد.
حال فقط بحث قتل مطرح شد و هيچكس نگفت اگر شوهر ۵۵ساله كبرى ازدواج با او را ثبت كرده بود و كبرى از يك ثبات نسبى درزندگى اش برخورداربود ممكن بود هيچ اتفاقى نيفتد.
طيبه، نامادرى بخت برگشته
«طيبه» زن جوان ۲۴ساله اى است كه درپى گم شدن دختر ۷ساله اى به عنوان نامادرى و سابقه تاريخى كه ما براى نامادرى ها درنظر داريم (مثل ماجراى ايران شريفى كه در سال ۱۳۵۱ دو دختر شوهرش را كشت) متهم به قتل «الهه» شد.
جسد الهه در تاريخ ۹ اسفند ۸۲ درحاشيه جنگل لويزان كشف شد. ۱۰ روز بعد طيبه اعتراف كرد الهه را با خوراندن قرصهاى ديازپام بيهوش و بعد مدفون كرده است. گرچه طيبه دو يا سه بار اعترافاتش را پس گرفت و انكاركرد اما با وجود شباهت بسيار در پرونده او محكوم شد.
طيبه درحالى محكوم شد كه شايد اگر نامادرى الهه نبود چنين راحت و آسان به مجازات مرگ سپرده نمى شد. در پرونده مرگ الهه ابهامات بى پاسخ بسيارى وجودداشت. اما همه ذهنها مى گفت او يك نامادرى به نام طيبه داشته و همين براى خصومت كافى است!
هنوز ابهام باقى مانده از زمان مرگ و زمان اعتراف به قتل رساندن الهه باقى است. پزشكى قانونى زمان مرگ را ۶ يا ۸اسفند تعيين كرده و طيبه دراعترافات خودكه مدعى است تحت فشار بوده روز ۳ اسفند ۸۲ را زمان قتل اعلام كرده است.
طيبه اعتراف كرده است ابتدا ۳۰قرص ديازپام را در سانديسى حل كرده و به الهه خورانده است و بعد كه او بيهوش شد در محلى كه از قبل كنده شده بود دفن شده و زنده به گور شده است. حال آن كه اگر درچنين حالتى الهه جان سپرده بايد آثارى از قرصهاى ديازپام كه مسكنى است قوى در بدن او به جا مانده باشد. پزشكى قانون درگزارش خود تأكيددارد هيچ اثرى از سم و دارو در بدن و معده مقتول مشاهده نشده است.
فلسفه آزمايش سم شناسى هم همين است كه تشخيص دهد درآخرين زمان حيات چه موادى در بدن بوده و اصولاً تا اعضاى بدن زنده نباشند قادر به فعل و انفعالات نيستند و آنچه درخوددارند را نگه مى دارند نه اين كه دفع مى كنند.
با اين همه مقتول دچار خونريزى داخلى نيز شده بود ولى قاضى حتى درمقام رفع ابهام از اين عمل هم برنيامد.
اين بخت برگشته ها
عامل هرجنايتى مستحق مجازات است. اما به شرط آن كه هيچ ابهام و اما و اگرى درباره آن جنايت و مجازات در كار نباشد. قانون ما اما و اگرهاى بسيارى به وجود مى آورد.
همين كه به شرايط وقوع جرم توجهى ندارد. همين كه به ظاهر حوادث و جرايم مى نگرد. همين كه حاضر به كالبدشكافى ماجرا و كشف علت اصلى نيست. متهم هنوز اصل ماجرا روشن نشده مجازات مى شود و... همين كه سؤالات بى پاسخ پرونده با مجازات متهم و مجرم اصلى ديگر هيچگاه روشن نمى شوند. با اين وضع به نظرمى رسد مجازات هم اثر خود را نداشته باشد. ضمن آن كه اين شرايط اگر نبود جرمى هم به وقوع نمى پيوست.
مدتهاست مجرمان ما به دور ازعلم جرم شناسى فقط از صحنه جامعه و زندگى حذف مى شوند. حال آنكه همين مجرمان اگر دراين شرايط و صحنه جامعه و زندگى نبودند و درموقعيتى ديگر قطعاً به جرم دست نمى زدند.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   سينما   |   گزارش ويژه   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ورزشى   |   اوقات شرعى   | 
|   ارتباطات   |   كتاب و كتابخوانى   |   ضميمه ۱   |   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |