|
|
|
|
|
|
|
يك زورگير مسلح نزد پليس اعتراف كرد
|
|
|
|
|
|
بخاطر وجود ايراداتى كه بايستى رفع شود
|
|
|
|
|
|
بازگشت افسانه نوروزى
|
|
|
|
|
محله جرم خيز «گچى ها» در تهران پاكسازى شد
با اجراى طرح پاكسازى محله «گچى ها» در منطقه شوش تهران، افراد ولگرد، اراذل و اوباش و معتادان تابلو منطقه جمع آورى شدند.سردارمرتضى طلايى ، فرمانده انتظامى تهران بزرگ از پاكسازى يكى ديگراز مناطق جنوبى تهران خبر داد وگفت : به دنبال گزارشات متعدد درارتباط با نارضايتى مردم ازبروز برخى ناهنجاريها در بخشى از محله شوش به نام «محله گچى ها» ، مأموران ما پس از بررسى هاى به عمل آمده متوجه حضور تعداد زيادى افراد معتاد ، ولگرد و اتباع خارجى غيرمجازدر اين منطقه شدند.فرمانده انتظامى تهران بزرگ، ادامه داد : وجود افراد معتاد دراين محل زمينه هايى را فراهم كرده بود تا تعادلى بين عرضه وتقاضاى مواد مخدر دراين منطقه بوجود آيد و توزيع كنندگان راحت تر به پخش مواد اقدام كنند. وى خاطر نشان كرد: در اين رابطه طرحى براى پاكسازى اين محل به اجرا درآمدكه در اين طرح عملياتى و ضربتى، تمام پاتوق هاى توزيع و عرضه مواد مخدر شناسايى و افراد اصلى توزيع كننده دستگير شدند. همچنين منازلى كه افراد مجرد و اتباع بيگانه ساكن بودند، پلمب شد و از ورود و خروج اتباع خارجى در آن محل جلوگيرى شد .
|
|
|
|
|
۲ سارق، دوست خود را در كانال كولر آتش زدند
گروه حوادث: سارق وقتى در كانال كولر گرفتار شد و شعله هاى آتش را ديد باور نمى كرد دو همدستش براى فرار او را به آتش كشيده باشند. پيكر نيمه جان اين دزد ساعتى بعد پس از خاموش شدن شعله هاى آتش درميان خاكسترها پيدا شد.بنابه اين گزارش؛ نيمه شب چهارشنبه رهگذران خيابان مولوى با ديدن شعله هاى آتش كه از يك مغازه لباس فروشى زبانه مى كشيد بلافاصله مأموران آتش نشانى را در جريان گذاشتند.دقايقى بعد خودروهاى آتش نشانى، آژيركشان خود را به محل آتش سوزى رساندند و پس از حضور صاحب مغازه و بازكردن در آن آتش را مهار كردند. پس از خاموش شدن آتش مأموران در جست وجوهاى خود با پيكر نيمه جان مرد جوانى كه به شدت دچار سوختگى شده بود، مواجه شدند.پس از اطلاع به كلانترى ۱۱۶ مولوى اكيپى از مأموران در محل حاضر و پس از انتقال پيكر نيمه جان مرد ناشناس به بيمارستان تحقيقات خود را آغاز كردند.در بررسى محل آتش سوزى مشخص شد مقدار زيادى لباس و پولهاى داخل گاو صندوق به سرقت رفته است. «پس از ارجاع پرونده به پايگاه هفتم اداره آگاهى تهران يك تيم از كارآگاهان با اعزام به محل حادثه تحقيقات تخصصى خود را آغاز كردند.مأموران در بررسى هاى پليسى و بازديد از محل پى بردند سه سارق از طريق كانال كولر وارد مغازه شده اند و پس از سرقت لباس و پولها با كمك يكديگر از طريق كانال از مغازه خارج شدند ولى آخرين سارق هنگام خارج شدن از كانال در آن گرفتار شده و نتوانسته خارج شود و دو همدست ديگر او براى آنكه وى به دام پليس نيفتدو آنان را لو ندهد با ريختن بنزين به داخل كانال كولر آن را به آتش كشيدند.بنا به گزارش خبرنگار ما، سارقى كه با اقدام ناجوانمردانه دو دوستش و با ۸۰ درصد سوختگى در بيمارستان بسترى شده است تحت الحفظ مأموران قرار دارد تا با بهبودى نسبى در بازجويى ها همدستانش را به پليس معرفى كند.
|
|
|
|
|
زن تنهايى با روسرى اش خفه شد
گروه حوادث: زنى جوان كه با جدايى از همسرش به تنهايى زندگى مى كرد قربانى جنايتى خاموش شد.پيكر بى جان اين زن ۲۱ ساله، ظهر روز چهارشنبه ۷ بهمن ماه سال جارى وقتى همسر سابقش براى سركشى به خانه او رفته بود، كشف شد.
|
|
|
|
|
يك زورگير مسلح نزد پليس اعتراف كرد
شليك گلوله نيم ميليونى به سر دوست قديمى
|
|
|
گروه حوادث: يك زورگير مسلح براى نپرداختن بدهى نيم ميليونى از سوى دوست قديمى خود، او را به قتل رساند.اين مرد وقتى توانست قربانى اش را به محله خلوتى اطراف شهريار بكشاند ازپشت سر او را هدف گلوله قرارداد.بنا به اين گزارش ؛ عصر سه شنبه ۶ بهمن ماه سال جارى مردى مسلح راننده مسافركشى را درتهرانسر به گروگان گرفت تا بتواند از حلقه محاصره پليس فرار كند.وقتى او توانست با استفاده از ايجاد خطر مرگ براى گروگان حلقه محاصره را بشكند تحت تعقيب ويژه پليس قرارگرفت تا اينكه درخيابان طالقانى تهران از سوى مأموران كلانترى ۱۰۷ فلسطين دستگير شد.«رضا» وقتى تحت تحقيق قرار داده شد ابتدا سعى كرد سكوت كند اما به خاطر به دست آمدن اسلحه اى كه دراختيارداشت وفرضيه هايى مبنى براينكه وى اقدامات تبهكارانه ديگرى نيز داشته است از سوى كارآگاهان دربرابر پرسش هاى تخصصى قرار گرفت و پرده از قتل دوست قديمى اش برداشت.اين مرد كه رضا نام دارد گفت: يك هفته پيش - چهارشنبه ۳۰ ديماه - به خاطر طلب نيم ميليونى كه به دوست قديمى ام به نام «محمد يوسفى» داده بودم نقشه اى طراحى كردم وبا دراختيار داشتن اسلحه سراغ او رفتم.«محمد» هربار به بهانه اى پول من را نمى داد تصميم گرفتم با تهديد ۵۰۰ هزار تومان را از او بگيرم. هردو سوار برخودروى قربانى به شهريار رفتيم هنوز به آنجا نرسيده بوديم كه من ازپشت سرگلوله اى به سرش شليك كردم.وقتى دوستم به قتل رسيد جسدش را داخل چاهى انداختم وسوار برخودروى او درخيابان ها پرسه زدم تا اينكه درتهرانسر پليس به من مظنون شد درحال فرار بودم كه دركوچه بن بستى گرفتار شدم. خودرو را رها كردم وبا تيراندازى هوايى به گروگانگيرى مرد مسافركشى دست زدم تا اينكه دستگير شدم. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما با دستور بازپرس هنرمند از شعبه چهارم دادسراى امور جنايى تهران پرونده دراختيار اداره آگاهى شهريار قرارگرفت تا كارآگاهان با راهنمايى هاى مرد مسلح، جسد دوست قديمى اش را از داخل چاه بيرون بكشند.
|
|
|
|
|
شليك پايان دوستى سه مرد
۲ جوان كه چندى پيش در شهرستان كازرون، دوست خود را به خاطر اختلافات قبلى با شليك چند گلوله به قتل رسانده بودند دستگير شدند.پليس در شهرستان كازرون با جسد غرق در خون مردى حدوداً ۲۲ ساله روبرو شد كه چاقويى نيز در دست داشت.در بررسى هاى مقدماتى از جسد و صحنه قتل، آثار اصابت گلوله در ران و سينه مقتول و تعداد چهار عدد پوكه فشنگ ديده مى شد. روز بعد مردى با مراجعه به پليس گفت: ديروز پسرم به نام «بهادر» از خانه خارج شده و تاكنون بازنگشته است.پس از شناسايى جسد توسط پدر مقتول تحقيقات پليس براى شناسايى قاتل يا قاتلان ادامه يافت. پدر مقتول همچنين در تحقيقات به پليس گفت كه به دو تن از دوستان پسرش مشكوك است و اين دو اختلاف و درگيرى هايى با پسرش داشته اند. اين دو مرد دستگير و به قتل بهادر با اسلحه گرم اعتراف كردند و انگيزه خود را از اين قتل اختلافات شخصى با مقتول عنوان كردند.
|
|
|
|
|
بخاطر وجود ايراداتى كه بايستى رفع شود
اجراى حكم اعدام «بيجه» به تعويق افتاد
|
|
|
گروه حوادث: دادسراى امور جنايى تهران نسبت به اجراى حكم اعدام «بيجه» ايراد گرفت. با اين ايراد قضايى، زمان اجراى حكم عامل جنايت پاكد شت كه قرار بود تا آخر اين هفته در ملأعام اعدام شود به تعويق افتاد. بنا به اين گزارش؛ چهارشنبه هفته گذشته خانواده كودكانى كه قربانى جنايات هولناك جانيان پاكدشت شده اند در مراجعه به اجراى احكام دادسراى امور جنايى تهران آخرين درخواست خود را اعلام كردند و پرونده براى اجراى حكم آماده شد. وقتى قرار بر اين شد كه مقدمات اعدام «بيجه» در پاكداشت فراهم شود، مسؤولان اجراى حكم به ايراداتى در روند رسيدگى به پرونده جنايات پاكدشت برخوردند كه امكان اجراى حكم قطعى را از بين مى برد.يكى از اين ايرادات مفتوح بودن شاخه هايى از پرونده درخصوص سرنوشت يكى از كودكان بود. چرا كه اين كودك پسر در زمان برگزارى محاكمات به حالت كما افتاده بود كه پس از صدور حكم، وى پس از ماه ها دست و پنجه نرم كردن با مرگ، روى تخت بيمارستان جان باخت و يك جنايت به قتل هاى «بيجه» افزوده شد.بدين ترتيب، با توجه به عدم رسيدگى اين جنايت در دادگاه كيفرى استان تهران و عدم تصميم گيرى قضايى در خصوص وى، ماجراى مرگ اين كودك پسر از بعد قضايى در پرونده جنايات پاكدشت مفتوح مانده است و نياز به رسيدگى دارد.از سوى ديگر، ايراداتى نيز در خصوص اتهام ديگر بيجه مبنى بر شركت در ۱۴ فقره آدم ربايى وجود دارد كه نياز به بررسى هاى قضايى است.
|
|
|
|
|
جنجال نگهدارى سگ درآپارتمان
گروه حوادث: شكايت يك زن سالخورده از همسايه به خاطر نگهدارى سگ در آپارتمانش باعث تشكيل يك پرونده جنجالى در دادسرا شد. اين زن ادعا كرده بود همسايه اش با آوردن يك سگ بزرگ به آپارتمانش سعى در آزار رساندن به وى را دارد. به دنبال مطرح شدن اين شكايت به دستور بازپرس دادسراى شميران طرفين پرونده براى اداى توضيح به دادسرا احضار شدند. وقتى مرد جوان همسايه همه ادعاهاى مطرح شده از سوى زن سالخورده را كذب خواند، شاكى پرونده گفت: ۱۲ سال است كه در اين مجتمع ساكن هستم. از وقتى در دانشگاه كار مى كردم فرزندانم به كشورهاى اروپايى سفر كرده و در آنجا ساكن شدند و با مرگ شوهرم من تنها شدم.اكنون بازنشسته هستم و زندگى آرامى دارم. ولى همسايه ام به شيوه هاى مختلف سعى در آزار و اذيت من دارد. او بارها مرا تهديد كرده تا آپارتمانم را بفروشم ولى من حاضر به تن دادن به خواسته آنها نشدم. رفت و آمدهاى بى موقع آنها باعث به هم خوردن آرامش من شده است. آنها با ايجاد سر و صدا نمى گذارند استراحت كنم. با چند بار اعتراض به اين نوع رفتار آنان، از ۴ ماه قبل علاوه بر اينكه آن حركات درست نشد بلكه آنها اقدام به خريدن يك سگ و نگهدارى آن در آپارتمانشان كردند. بارها هنگامى كه قصد داشتم در راهرو تردد كنم تهديد به حمله اين سگ شدم. آنها با توجه به آگاهى شان نسبت به ترس من از سگ، اين حيوان را وارد مجتمع كرده اند البته بايد يادآورى كنم از نظر شرعى هم نگهدارى سگ در آپارتمان جايز نيست. با توجه به اين ادعاها مرد همسايه با پذيرش نگهدارى از سگ گفت: اين زن سالخورده فرهنگ زندگى آپارتمان نشينى را نمى داند. او زباله هايش را در راهرو مى گذارد و بوى آن باعث ناراحتى ساير همسايه ها شده است. بازپرس پرونده اكيپى از مأموران نيروى انتظامى را مأمور رسيدگى و تحقيق درباره اين پرونده كرد.
|
|
|
|
|
بازگشت افسانه نوروزى
در ميان شور و شوق به تهران
|
|
|
گروه حوادث: افسانه نوروزى وقتى در فرودگاه مهرآباد پسر و دخترش را به آغوش كشيد با صدايى لرزان گفت: «دوباره متولد شدم.»افسانه در حالى كه نامه آزادى اش را به خبرنگاران نشان مى داد گفت وقتى اين نامه را به دستم دادند باور نمى كردم براى هميشه آزاد شده ام.ساعت ۱۷ روز پنجشنبه ۸ بهمن ماه همه چشم ها به گوشه اى از سالن شماره ۲ فرودگاه مهرآباد خيره شده بود، قرار بود تا دقايقى ديگر افسانه نوروزى وارد سالن شود.ساعت ۱۷ و ۱۵ دقيقه در حالى كه همه منتظر ورود افسانه بودند ناگهان مهديه كه بيش از اين تحمل انتظار نداشت به سمت در خروجى سالن مجاور دويد و مادرش را در آغوش كشيد. پس از گذشت دقايقى وقتى از افسانه خواستيم تا درباره احساسش براى ما بگويد در حالى كه اشك شوق در چشمانش حلقه زده بود گفت: وقتى مرا از زندان رجايى شهر به كيش مى بردند تصور نمى كردم آزاد شوم و فكر كردم دوباره محاكمه خواهم شد و بايد براى چندمين بار ماجراى ۸ سال قبل را براى دادگاه بازگو كنم ولى اين دفعه موضوع فرق مى كرد و صحبتى بر سر اين موضوع نبود و فقط بحث گرفتن رضايت مطرح بود.وى در ادامه گفت: من هنوز هم مى گويم كه كار من به خاطر دفاع از ناموس بوده و من بايد تبرئه مى شدم و دادگاه تلاش كرد تا از آنها رضايت بگيرد.افسانه نوروزى در ادامه با تشكر از آيت الله شاهرودى گفت: از دستگاه قضايى و رياست دادگسترى استان هرمزگان و همچنين قاضى دادگاه و مطبوعات و مردم خوبم كه لحظه اى من را تنها نگذاشتند، سپاسگزارم و اميدوارم لياقت اين همه محبت آنها را داشته باشم.وى در ادامه در پاسخ به سؤال خبرنگار زن ايتاليايى گفت: همسرم با وفاترين مرد است زيرا او سختى هاى زيادى را در طول اين ۸ سال تحمل كرده است و در طول اين مدت زندگى فقيرانه را به سختى اداره كرده است و من وقتى روز گذشته از اوضاع فقيرانه زندگى مان مطلع شدم آرزو مى كردم كه اى كاش دوباره به زندان بازگردم زيرا دوست نداشتم شاهد رنج و سختى خانواده ام باشم.مصطفى جهانگيرى همسر افسانه در حالى كه از خوشحالى سر از پا نمى شناخت به خبرنگار ما گفت: وقتى نامه آزادى افسانه را به او دادند باور نمى كرد. او از من سؤال مى كرد واقعاً آزاد شده ام و من از او مى خواستم باور كند كه براى هميشه آزاد شده است.وى در ادامه با تشكر و قدردانى از مسؤولان قوه قضاييه، روزنامه ايران و مردم گفت: بالاخره اين پرونده به جايى رسيد كه فكر مى كردم بايستى اين ماجراى طولانى تمام شودو خوشحالم كه به خوبى تمام شد. همچنين عبدالصمد خرمشاهى وكيل افسانه نوروزى كه براى استقبال از وى به فرودگاه مهرآباد آمده بود به خبرنگار ما گفت: از رياست قوه قضاييه كه از اختيارات خودشان استفاده كردند و دستور توقف اجراى پاره اى از احكام را دادند تشكر مى كنم و اين ماجرا مطمئناً بازتاب بسيار مثبتى در داخل و خارج از كشور دارد و از همكارى مردم و مطبوعات به خصوص روزنامه ايران كه در اين چند سال ما را يارى كردند سپاسگزارم.
|
|
|
|