يكشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۳ - ۱۹ ذيحجه ۱۴۲۵
Sun, Jan 30, 2005
گزارش ويژه
۳۰۴۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
آرشيو
سه روز پايانى بيست و سومين جشنواره بين المللى تئاتر فجر
دن كيشوت وسيلويا پلات روى صحنه تئاتر
رامتين شهبازى
199956.jpg
سه روز پايانى بيست و سومين جشنواره بين المللى تئاتر فجر روزهاى پربارى بود .نمايش ها به نسبت روزهاى ديگر تماشاگران راضى ترى را از سالن بيرون فرستاد. بداعت ونوآورى كارگردان ها توانست دراين سه روز توجهاتى را به خود جلب كند، اگر چه هنوز تا نقطه مطلوب فاصله باقى مانده است.
يكى ازنمايش هايى كه علاقه مندان بيشمارى را پشت سالن كوچك كارگاه نمايش كشاند، نمايش تجربه هاى اخير امير رضا كوهستانى بود. اين نمايش دربخش مرور اجرا مى شد، اما همچنان مخاطبان زيادى درانتظار ديدن آن پشت در تئاتر شهر صف بسته بودند. حتى چهره هاى آشناى سينمايى نيز همچون اصغر فرهادى ، مانى حقيقى، هديه تهرانى، ترانه عليدوستى و ... دراين ميان به چشم مى خوردند. كوهستانى و گروهش نشان داده اند چطورمى توان از موقعيت هاى ساده فضايى نمايشى آفريد.
اما نمايش برتر اين روز دن كيشوت كار على اصغردشتى بود. اجراى دشتى از دن كيشوت پس از «تولدت مبارك دن كيشوت» كه گروه هفت از كشور فرانسه آن را عرضه داشت ، دومين اجرا از شاهكار مشهور سروانتس به شمار مى آيد.
دشتى دراين نمايش از شكل كارگاهى براى نمايش خود سود جسته و مجدداً به علاقه مندان اين شكل اجراى نمايش يادآورى مى كند كه اگر متن يك اثر قابليت لازم را داشته باشد به كارگردان اجازه مى دهد ايده هاى مختلفى را به آن بيازمايد.
دشتى با شيوه اى فاصله گذارانه اين نمايش را روى صحنه آورد. زمينى كه شبيه به زمين يك استوديوم است را طراحى كرده وبا سوت او، بازيگران همچون بازيكنان يك تيم به ميانه ميدان مى آيند . بازى خود را انجام داده زمين را ترك مى گويند.
يكى از نكات جذاب اين نمايش استفاده از عناصر مختلف نمايش ايرانى همچون تخت حوضى، تعزيه و... بود . بازيگران همچون شبيه خوانان ازكنار صحنه به گود مى آيند؛ حتى نقش دن كيشوت به دو نفر واگذار شده و آنان طى اجراى نمايش جاى خود را با يكديگر تعويض مى كنند.
يكى ديگر از مسائل قابل توجه دراين نمايش استفاده صحيح از پروجكشن  است كه در عمده نمايش هاى اجرا شده امسال نقشى بارز برعهده داشت. يك كارگردان تلويزيونى پشت يك دستگاه ميكسر به همراه دو تصوير بردار تمام صحنه ها را دكوپاژ كرده وحتى از جلوه هاى ويژه تصويرى براى تبيين حس صحنه سود مى جويد.
كارگردان براى تأكيد برصحنه هايى مثل سقوط دن كيشوت و ... از ديزالو واستفاده از حركت آهسته سود مى جويد. تلفيق اينگونه سينما وتئاتر مى تواند تلفيقى جذاب باشد. اگر چه برخى منتقدان معتقدند استفاده از پروجكشن، دراين ابعاد وسيع ، حس لازم را از صحنه نمايش مى گيرد وباعث انقطاع حس تماشاگر وصحنه مى شود؛ اما در «دن كيشوت» كمتر اين اتفاق رخ داد. دشتى دراين نمايش ايده هاى مختلفى را به نمايش مى گذارد ، اما طولانى شدن زمان اجرا سبب مى شود كه اين ايده ها دچار تكرار شوند وريتم نمايش را دچار خلل نمايد. اما با تمام اين اوصاف اجراى دشتى از داستان دن كيشوت اجراى جالب وقابل تأمل است.
«شما خانمى با مانتوى آبى نديد» هم جزو نمايش هايى است كه سعى درنوگرايى داشت، كارگردان سعى كرده بود با فضايى سوء تفاهم برانگيز به ساختارى رعب آور نزديك شود.
فرهاد آئيش مثل هميشه بازى جالب توجه دراين اثر ارائه كرد كه ديدنى مى نمود.
شب خواهران برونته نيز از كشور آلمان همچون نمايش ديگر اين گروه يعنى اسرار شبانه علاقه مندان زيادى را به سوى خود جلب كرد وشايد بتوان گفت اين نمايش دركنار نمايش خيابانى كارمن فونبر ازلهستان جزو پربيننده ترين نمايش هاى اجرا شده در بيست و سومين جشنواره بين المللى تئاتر فجر بودند. اما اتفاقى ناگهانى ناخوشايند سبب شد كه ديتر كومل كارگردان نمايش پس از دومين اجرا با اولين پرواز ايران را به مقصد آلمان ترك كند. درآخرين لحظات اجراى دوم بود كه خبر رسيد مادر كومل فوت كرده است.
«تنها راه ممكن» (محمد يعقوبى) نمايشى بود كه روز هشتم جشنواره در تالار سايه به روى صحنه رفت. يعقوبى دراين چند كار اخيرش نتوانسته آن گونه كه بايد انتظار علاقه مندانش را برآورده سازد. كارهاى يعقوبى تا چند سال پيش جزو اتفاق هاى جشنواره محسوب مى شد. اما امروز آثار وحس و حال سابق را ندارد. فضاى نمايش هاى يعقوبى با اينكه از يك رئاليسم اجتماعى نشأت مى گيرد، اما نگاه عينى نسبت به مسائل جامعه كه در كارهاى گذشته اين كارگردان وجود داشت، اين روزها كمتر به چشم مى آيد. فضايى كه يعقوبى اين روزها درآثارش آن را پى مى گيرد فضايى ذهنى است - البته فضاى ذهنى به معناى سوررئاليسم - اما فضايى كه با كمى محافظه كارى ترسيم شده است. يعقوبى درتنها راه ممكن به زندگى يك نمايشنامه نويس مى پردازد . راوى زندگى اين فرد را ازطريق نريشن براى تماشاگر بازگو مى كند وهر وقت به يكى از نمايشنامه هاى او مى رسد مخاطب آن را روى صحنه به تماشا مى نشيند. درشيوه اجرايى به نظر مى رسد يعقوبى قصد داشته تلفيقى از دو نمايش «رقص كاغذ پاره ها» ويك دقيقه سكوت دو اثرى كه چند سال پيش  آنها را روى صحنه برده ارائه دهد. اما گسست بين دو فضاى گفتارى - روايت زندگى نويسنده - وديدارى - نمايش هايى كه همچون داستان هاى كوتاه روى صحنه اجرا مى شود ، باعث مى شود تماشاگر به راحتى بافضاى ايجاد شده ارتباط برقرار نكند. يعقوبى نويسنده وكارگردانى مستعد است كه مى تواند روزهاى درخشان گذشته را تكرار كند.
«زنى كه تابستان گذشته رسيد» رانيز سيما تيرانداز براساس نوشته اى از چيستا يثربى درسالن قشقايى روى صحنه برد.
تيرانداز از آن دسته كارگردان ها يى است كه تقريباً هرسال يك نمايش را روى صحنه مى برد. او امسال علاوه بركارگردانى اين اثر درنمايش «منطقه اشغال شده» كار هلنا والدمن نيز به عنوان بازيگر حضور يافت. يثربى دراين اثر به عنوان نمايشنامه نويس نسبت به آثار ديگرش درسال هاى اخير موفق تر عمل مى كند. راز حضور زن جوان درخانواده اى سنت گرا تقريباً تاانتها حفظ مى شود . اما اجرا، طراوت لازم را با خود به همراه ندارد.
به رغم پيوستگى خطى داستان شيوه اجرا ذهن را دچار گسست مى كند.
عامل پيوند دهنده اى براى بخش هاى مختلف نمايش انديشيده نشده است.
با تمام اين اوصاف تيرانداز سعى كرده حشو و زوايد را حذف كند وبا دورى از ميزانسن هاى پيچيده، فضايى رئاليستى ايجاد كند؛ بازى بازيگران نيز درهمين راستا قرار مى گيرد . كليت كار چندان بد نيست، اما همان «آن» تئاترى در «زنى كه تابستان گذشته رسيد» وجود ندارد. اعمال برخى شخصيت ها مثل علاقه پسر جوان خانواده وچگونگى برقرارى ارتباط او بازن جوان به شكل مناسب توجيه نمى شود. شايد براى بيان چرايى علاقه پدر به زن نيز فرصت بيشترى لازم مى بود.
در روز پايانى جشنواره نيز نمايش هاى يك شب ديگر هم بمان سيلويا ( چيستا يثربى) ، روزى روزگارى آبادان (حميد رضا آذرنگ) وخانم سرگرد بار بارا ( مهرداد رايانى مخصوص) از كارهايى بودند كه با اقبال عمومى مواجه شدند . آذرنگ در روزى روزگارى آبادان به روايت واقعه اى مى پردازد كه در روزهاى نخستين جنگ به آبادان حادث شد. مهرداد رايانى مخصوص هم پس از تمركز چند ساله اش روى آثار ايرانى كه عمدتاً خود آن را نوشته بود و از ميان آنها هنوز خاطره تماشاى نمايش «خشم وهياهو» را فراموش نكرده ام ، به كارگردانى متنى از جرج برنارد شاو روى آورده است. رايانى مخصوص نيز يكى از شاخه هاى گروه تئاتر تجربه به شمار مى آيد. با توجه به تغيير مسير ديگر شاخه اين گروه - كيومرث مرادى و دوستانش در رويكرد به نمايش خارجى - به نظر مى رسد اين تصميم درگروه به شكل جمعى اتفاق افتاده است.
اما چيستا يثربى پس از سالها كه متن هايش را دراختيار كارگردان هاى ديگرى قرار مى داد با نمايشنامه «يك شب ديگر هم بمان سيلويا» به كارگردانى روى مى آورد . او دراين نمايش به زندگى سيلويا پلات  شاعره آمريكايى مى پردازد كه در سن ۳۱ سالگى دست به خود كشى زد . پلات زمانى دست به خود كشى زده كه دقيقاً يك سال قبل از آن با شوهرش - تدهيوز ، ديگر شاعر آمريكايى - متاركه كرده است. يثربى معتقد است كه تاكنون تفسيرهاى فراوانى از زندگى اين شاعره ارائه شده واين نمايش نيز خود برداشتى آزاد از زندگى اين شاعره آمريكايى است.
يثربى ، سيلويا را دخترى شاد نشان مى دهد، شادى كه در لحظاتى حتى توجيه ناپذير مى نمايد. يكى از مسائلى كه درمواجهه با سيلويا پلات نمايش «يك شب ديگر هم بمان سيلويا» قابل تأمل است، دراين نكته نهفته كه سيلويا دخترى كاملاً ايرانى است . شيوه هاى دلربايى او از تدهيوز ،  نحوه برخورد او با مادرش پس از اجراى نخستين نمايشش برصحنه و ... كاملاً منطبق بر فرهنگ ايرانى است. درصورتى كه به نظرمى رسد كارگردان مى توانست اين نگاه را به سويى سوق دهد كه ما شاهد اعمال و رفتار هنرمندى با خصوصيات و آداب كشور مبدأ باشيم.
اعمال كودكانه پلات تا حد زيادى ذهن مخاطب را دستخوش دگرگونى مى كند تا آنجا كه شخصيت شاعر پيشه او درپس اين نگاه كودكانه گم مى شود. ايده استفاده از جوانى كه نقش شعر ذهنى سيلويا را بازى مى كند ايده اى جذاب است، اما فضاى حضور او از فضاى معمولى زندگى شاعره جدا نمى شود. شايد كارگردان قصد داشته بين فضاى زندگى پلات و شعر ذهنى او همنشينى پديد آورد، اما اين يكسانى نيز سبب مى شود تماشاگر نتواند چندان تمييزى بين آنها قائل شود.
اما يك نكته مهم از نكات بارز وقابل قبول نمايش «يك شب ديگر هم بمان سيلويا» به شمار مى آيد،  آن هم توازن و حفظ ريتم است. درلحظاتى كه كارگردان حس كرده تماشاگر به دام كسالت مى افتد، با يك ديالوگ يا حركت تيم نمايش را تغيير مى دهد . البته تمامى اين گفته ها را مى توان به اين حساب گذاشت كه يثربى روايت ذهنى خود ازاين شخصيت را ارائه كرده است.
روز جمعه اجراى نمايش هاى بيست و سومين جشنواره بين المللى تئاتر فجر به پايان رسيد. مى توان اين نمايش ها را مورد آسيب شناسى قرارداد كه خود بحثى مفصل ومجالى ديگر مى طلبد.
آيين پايانى جشنواره نيز به طور رسمى شب گذشته برگزار شد. دراين مراسم پس از تجليل از رضا كرم رضايى، ايرج راد ، مهين اسكويى، دكتر على منتظرى و سه جانباز فعال عرصه تئاتر ، حسين نورى، مهدى متوسلى ومحمد قشقايى جمال پور، مراسم آيين سنتى عيد غدير آغاز شد ونهادهاى مختلف برگزيدگان خود را اعلام كردند. درپايان اين مراسم نيز نمايش خيابانى «كارمن فونبر» از لهستان براى هنرمندان درفضاى باز تالار وحدت اجرا شد.
نور صحنه آرام آرام مفيد مى شود ونور تيز رو به تماشاگران روشن . به احترام تئاتر بر مى خيزيم و هنرمندان را تشويق مى كنيم. فرصتى باقى مى ماند تا دراجراى عمومى نمايش ها آن ها را با دقت ودقيق تر مورد بررسى قرار دهيم. به اميد يك سال خوب تئاترى .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |