|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
حرف دل
به دنبال ندايى راه افتادم به سوى برگه اى از دفتر عشق، دنبال خطى مى گشتم براى ديدن چشم قشنگت، در آن دفتر بى خط سپرى شد عمر من، اما باز هم نديدم تو را اى آهوى دشتم. مهسا رجايى
حرف دل من اين است: هر كى مى گه خليج عربى، چشمش در بياد. ... در جريان هاى پرتلاطم زندگى با هزاران سفيدى و سياهى، راهى سفرى به مقصد ناكجا آباد، دوباره زخم خورده تيغ هاى گل سرخ اين بار نيز فقط به خاطر گل سرخ. ليلا شادى
روزگارى چه دلنشين بود مستانه شيدايى كبوتران بر پشت بامها چه زيبا بود، راه رفتن روى سطح آب با خيال. چه رؤيا بود پرواز هر بال فرشته ها. و چه محجوب بود آن ستاره خسته از حسادت ابرها. و براى من اكنون چه سخت است پرستووار ماندن در قفس به هنگام بهار. تورج فرازمندفر ـ سارى
سن هر آدمى، نشونده هنده بلوغ فكريشه! اگه رنگ قشنگ روياهات، بى رنگ شدند، اگه باورت شد، اميد داشتن به آينده، يه چيزيه، عبث و بيهوده، اگه آتيش آرزو هات رو به سردى گذاشت، اى...، ميشه گفت، سنى، ازت گذشته! اما اگه خوشيهاى زندگى رو طالب باشى، اگه فقط تركيب ظاهرشو به يدك بكشى، اگه به هر پيشامد خوبى دل ببندى، مهم نيست سالهاى زندگيت چطور دارن سپرى ميشن، مهم نيست كه چند تا بهار از عمرت گذشته، تو هيچ فرقى نكردى، همونى هستى كه بودى...! محمدرضا شريفى صادقى
چوب گردويم خيس است ياد من باشد ميهمان آفتابش سازم بعداز آن يك تارش بايد كرد يك تار براى زدن و گوش سپردن يك تار براى دل خود براى جرزهاى ديوار و براى دل آبستن غم عنكبوتى گوشه اينجا مهمان من است ... من هم از بودن آن خوشحالم سالهاست كه چوب تر من تار شده ... اما ننواختم هيچ من هيچ نمى دانم از تار زدن يك شب بارانى دست ابر و شب و باران دادمش گفتمش باران بنواز ... او هم بنواخت و چه زيبا با خودم گفتم استاد بزرگى ست تار را برداشتم تا بتوازم اما نتوانستم مدت هاست كه ديگر خبر از باران نيست تار من در كنج دوستم مى تند تار بدورش تار من بى استاد كلبه ام بى باران تار من در تار است تار در تار(آسيه شفيعى از ياسوج)
|
|
|
|
|
آشغال يادگارى!
|
|
|
«من آشغال مى فروشم! من به نظافت شهر نيويورك كمك مى كنم و آشغال هايى كه مردم در خيابان ها مى ريزند را جمع آورى مى كنم؛ از زباله هاى مترو گرفته تا بليط هاى تئاتر برودوى و ديگر آشغال هايى كه همه جا به وفور پيدا مى شود. اين آشغال هاى در جعبه هاى مكعبى شكل پلاستيكى شفاف بسته بندى شده و شماره و تاريخ جمع آورى زباله هاى روى آن ثبت مى شود. اگر شما دوست داريد تصويرى از سطح شهر نيويورك داشته باشيد، حتماً يكى از اين جعبه هاى پلاستيكى را تهيه كنيد. بشتابيد تا شهر تميز نشده سهم خودتان را بگيريد...» به احتمال زياد شما فكر مى كنيد اين حرف ها توسط يك ديوانه زنجيرى گفته شده است! ولى موضوع كاملاً متفاوت است. اگر سرى به سايت http://www.nycgarbage.com بزنيد خودتان متوجه قضيه خواهيد شد. يكى از شهروندان آمريكايى كه در نيويورك زندگى مى كند آنقدر از زباله هايى كه مردم در سطح شهر مى ريزند دلخور و ناراحت است كه تصميم به جمع آورى و فروش آنها در جعبه هاى پلاستيكى گرفته است. شما از طريق اين سايت مى توانيد جعبه زباله خودتان را سفارش دهيد و آن را به عنوان نمايى از شهر نيويورك در كنار بقيه دكوراسيون منزل قرار دهيد. فكر مى كنيد واقعاً چنين محصولى را كسى خريدارى مى كند؟ جواب اين سؤال كه معلوم نيست. چون در سايت آمارى از فروش اين جعبه ها وجود ندارد. اما آنچه مسلم است اينكه كنجكاوى ممكن است خيلى ها را به انجام كارهاى گوناگون ترغيب كند. مثلاً اينكه شما بدون ترديد سرى به اين سايت خواهيد زد تا ببينيد اين جعبه ها اصلاً چه شكلى هستند. و از كجا معلوم؟ اگر مى توانستيد شايد خود شما يكى از خريداران اين جعبه هاى زباله بوديد تا يادگارى از نيويورك داشته باشيد. در اين دنيا اتفاقات عجيب و غريب زيادى مى افتد...!
|
|
|
|
|
گفت و گوى تمدن ها اينبار در NGO ها
|
|
|
ما فكر كرديم با ايجاد اين ستون شما را خوشحال مى كنيم و شما پشت سر هم برايمان اطلاعات محافل علمى و اجتماعى، فرهنگى خود را مى فرستيد، اما انگار خوشتان نيامد! اصطلاح گفت و گوى تمدن ها كه رئيس جمهور خاتمى بر سر زبانها انداخت تا به حال مسبب حركت هاى فرهنگى زيادى شده يكى از آنها هم جدى تر شدن فعاليت يكى از انجمن هاى اصفهان است. انجمن فرهنگى انديشه جوان به عنوان پيشگام در برگزارى اولين همايش گفت و گوى تمدنها در استان اصفهان وارد عمل شده و با انجام اين كار در ارديبهشت ۷۹ اولين نمره مثبت را در كارنامه خود ثبت كردند. «امير رضا امامت جمعه» دبير كل اين انجمن در مورد اهدافشان مى گويد: - «در اول راه براى خود دو هدف و يا بهتر بگويم دو فاز كارى انتخاب كرديم اول گزينش اعضاى توانمند به منظور تأثيرگذارى در فرآيند ترويج مفاهيم مربوط جلوگيرى از ايجاد آسيب هاى اجتماعى و مسائلى كه جوانان جامعه هر روز با آن دست به گريبانند و بعد از تحقيق و پژوهش انجمن نهايتاً در چهار موضوع خانواده، اجتماع، اديان و روانشناسى رابطه و لزوم بررسى فلسفه در برقرارى ارتباط اجتماعى وارد فاز جديد فعاليت خود شد. آنها براى وارد شدن در جامعه و تأثيرگذارى روى همسالان خود، اقدام به طراحى يك سرى كارگاه هاى آموزشى در دو سطح عمومى و تخصصى كردند و فكر مى كنند جوانان حرف همسالان خود را بهتر و راحت تر از ديگران مى پذيرند. اميررضا امامت جمعه كه تعداد اعضاى اين انجمن را ۱۴۰ نفر و اعضاى فعال آن را ۸۰ نفر ذكر مى كند مى گويد: «بچه ها در انجمن روابط بسيار خوب و صميمانه اى با هم دارند و ما از ابتدا بر اين بوديم كه اگر بين نسل جوان دو بال علم و شادى فراهم باشد بسيارى از مشكلات برطرف مى شوند پس با تحقيق و پژوهش بر علم خود مى افزاييم و با ادب و هنر روح خود را آرام مى كنيم. با گشت و گذارها در دل طبيعت سعى در آن داريم كه اول روح اعضا را شاداب كرده تا آنها بتوانند براى اهداف انجمن بيشتر و بهتر فعاليت كنند.» اكثر اعضاى انجمن انديشه جوان بين ۱۷ الى ۲۴ سال دارند و چندين كميته مختلف براى كارهاى مختلف شان در نظر گرفته اند: كميته تحقيق و پژوهشى، ادب و هنر، فوق برنامه و روابط عمومى يكى از كارهايى كه هميشه كميته تحقيق و پژوهش اين انجمن انجام مى دهد جلسه با معاونت پژوهشى سازمان ملى جوانان، ارائه طرح هاى خود به سازمان هاى ديگر است و مى توان از طرح آسيب شناسى روابط دختر و پسر به عنوان ديگر كارهاى اين كميته نام برد. ساخت پلاتوى سازمان ملى جوانان استان اصفهان با مشاركت نمايندگى اين سازمان از كارهاى كميته ادب و هنر اين انجمن بوده و ما كه هر چه سعى كرديم رابطه اين كار را با كميته مذكور بفهميم، نتوانستيم. كلاً كارهاى انجام شده توسط اين كميته با نام آن بسيار همخوانى دارد مثلاً مشاركت در طراحى و اجراى ششمين نمايشگاه پليس. در عوض كميته فوق برنامه به برگزارى اردوهاى وسيع با كمترين هزينه با سياست بهره گيرى از جوانانى كه كمتر امكان رفتن مسافرت را دارند. تشكيل تيم فوتسال به منظور حضور در جام رمضان استان اصفهان، نقش به سزاى اعضاى اين انجمن در كمك رسانى به زلزله زدگان بم. البته كميته روابط عمومى هم بى كار ننشسته و به برنامه ريزى و شركت فعال در سه نمايشگاه اختصاصى جوانان كه در محل برگزارى نمايشگاه هاى بين المللى استان برپا شد پرداخته و گويا خبرنامه داخلى انجمن هم براه است و CD آموزشى برنامه ريزى براى استفاده اعضاى فعال تشكل هاى غير دولتى هم موجود. آخر حرف هايشان مى گويند: اميدواريم به عنوان كمترين تأثيرگذاران عرصه تحول در زندگى اجتماعى جوانان شهرمان به سوى آينده اى روشن، نقشى هر چند اندك پذيرفته باشيم.
|
|
|
|
|
بدون نـام امـا با هويت!
|
|
|
قبل از مطالعه اين قسمت، روزنامه را زمين بگذاريد و با دقت به كف دست و انگشتان خود نگاه كنيد!... ميزان عصبى كه به دست مى رسد از ساير قسمت هاى بدن بيشتر است و اين عضو بيش از هر قسمت از مغز پيام دريافت مى كند. سال ها پيش از آنكه زبان وارد عرصه زندگى انسان ها شود دست ها نقش ارتباطى مهمى بازى مى كردند و انسان با كمك دست هايش بدون انتقال كلمه اى احساس خود را به ديگرى نشان مى داد. ... امروز ما با دست هايمان مى نويسيم، كار مى كنيم، اشياء را نگه مى داريم و... مهمتر از همه هنوز هم براى بيان احساسات از دست ها يارى مى خواهيم. در هنگام ناراحتى و غم حتى هزاران كلمه تسليت دهنده، هم، نمى توانند تأثير يك نوازش را داشته باشند (نوازشى كه با كمك دست ها انجام مى شود) و در شادى ها هم همين دست ها به هم كوبيده مى شوند يا با تكان خوردن در فضا حس ما را به تصوير مى كشند. وقتى مى خواهيم با شخصى آشنا شويم از او مى خواهيم خود را معرفى كند مثلاً: ... اگر در اين معرفى نيازمند شناسايى دقيق تر باشيم شخص به شناسنامه، كارت ملى و... رجوع مى كند و از اعداد و ارقام كمك مى گيرد. اما گفتن نام يا ذكر شماره شناسنامه و كد ملى و... همه و همه اعدادى قراردادى هستند كه مى توان به تغيير و يا حتى جعل آن ها هم اقدام كرد. اگر دقت بيشترى در شناسايى و تعيين هويت شخص لازم باشد بايد از روش هاى تعيين هويت استفاده كرد كه از جمله اين روش ها مى توان به انگشت نگارى اشاره كرد. يك بار ديگر به كف دستان خود نگاه كنيد. نوك انگشتان هر كس از تعداد بيشمارى برجستگى، فرورفتگى و خطوط ريز تشكيل شده است. در نگاهى ساده و گذرا نقش و نگار نوك انگشت خودمان را مانند سايرين مى بينيم حال آنكه اين خصوصيت كاملاً منحصر به فرد است و طى زندگى هم هرگز تغيير نمى كند! با توجه به كف دست هم خطوط بزرگ و كوچكى در آن ديده مى شود، خطوطى كه از ساليان قبل كف بين ها از آن استفاده هاى فراوان برده اند. امروز دقايقى را صرف دست هايمان مى كنيم تا با آنها آشناتر شويم.
تاريخچه انگشت نگارى: حتى انسان پيش از تاريخ هم متوجه خطوط برجسته نوك انگشتان خود شده بود. نخستين آثار انگشت و كف پاهاى انسان مربوط به ۴۰۰۰ سال قبل و در زمان ساخت اهرام مصر است. بسيارى از لوح هاى كهن چين شاهد اين مدعى هستند كه آنها از اثر انگشت براى مشخص كردن نويسنده آن لوح استفاده مى كردند. با توجه به تصوير دست هاى بيشمارى كه در ديوارهاى غارها نقاشى شده است مى توان فهميد كه اجداد ما تا چه حد به شكل دست هايشان توجه داشته اند (كارى كه اين نسل اصلاً به آن توجهى ندارد) نخستين توجهات علمى و متفاوت به شيارها و خطوط نوك انگشتان از سال ۱۸۶۸ توسط يك استاد كالبدشناسى (مارچلو مالپيگى) انجام شد. او متوجه خطوط برجسته اى در نوك انگشتان انسان شد و با دقت آنها را زير ميكروسكوپ بررسى كرد و دريافت از طرح هايى حلقوى و مارپيچى تشكيل شده اند اما هيچ اشاره اى به استفاده از اين خصوصيت جهت تعيين و تشخيص هويت نداشت. بعدها با بررسى هاى دقيق تر به منحصر به فرد و تغيير ناپذير بودن اثر انگشت پى بردند و در سال ۱۸۵۸ رسماً از اين شيوه براى جلوگيرى از جعل اسناد به عنوان امضا و همچنين شناسايى زندانيان استفاده شد. بيشترين پيشرفت ها در دانش انگشت نگارى مربوط به اواخر قرن ۱۹ و اوايل قرن ۲۰ است. در اين ايام روشى براى طبقه بندى اثر انگشت اشخاص و پس از آن نيز استفاده از اثر انگشت به عنوان وسيله اى براى شناسايى افراد و كشف جرم، تقريباً در تمام كشورها آغاز شد و به مرور زمان با پيشرفت تكنولوژى و با علم بر آنكه اثر انگشت هر شخص ثابت و همواره منحصر به فرد است، با دستگاه هاى تعيين هويت ديجيتالى به اين امر پرداخته شد. اين دستگاهها تصويرى از اثر انگشت را تهيه كرده و با اثر انگشتى كه قبلاً در حافظه آنها ذخيره شده است با استفاده از مقايسه هاى بسيار پيچيده و دقيق به شناسايى فرد مى پردازند. چند نكته جالب توجه در ارتباط با انگشت نگارى: - دانشمندان در قرن نوزدهم اعلام كردند شانس شبيه بودن ۲ اثر انگشت به يكديگر معادل ۱ به ۶۴ ميليارد است!!! - عجيب ترين استفاده انسان از اثر انگشت دست و كف پا مربوط به قرن ۱۶ است كه فروشندگان كودكان با گذاشتن اثر دست و پاى كودكان بر روى كاغذ فروش به داد و ستد خود اعتبار مى دادند. - اثر انگشت كاملاً منحصر به فرد است و جراحات سطحى آن را تغيير نمى دهد و با از بين رفتن جراحت به شكل اوليه ترميم مى شود! - هر انگشت تا حدود ۱۰۰ مشخصه دارد كه به منظور تعيين هويت از آن استفاده مى شود. - اثر انگشت انسان ها درست مانند شكل بلورى برف (كه در هفته هاى قبل به آن اشاره شد) تنوع باورنكردنى دارند. - حتى دوقلوهاى همسان هم، اثر انگشت يكسان ندارند! - شيارها و برجستگى هاى نوك انگشت انسان از دوران جنينى و پيش از ۵ ماهگى كامل مى شود. (پيش از پا نهادن به اين دنيا، داشتن اسم و كارت شناسايى، بسيار مدبرانه جنين انسان هويت پيدا مى كند!!) - دانشمندان اشاره دارند اثر گوش نيز مانند اثر انگشت اختصاصى است!
شكل هندسى دست ها: همانطور كه اشاره شد دنياى خاموش كف دست هاى ما، حرف هاى بسيارى براى گفتن دارند. همانطور كه در شروع اين مقاله آمد يكى از مداركى كه براى اثبات جرم و يا شناسايى افراد استفاده مى شود اثر انگشت است كه در كنار آن از شكل هندسى دست ها هم مى توان كمك گرفت و مجرمان و گنهكاران را در محاكم قضايى مجازات كرد. (مطالعه اندازه انگشتان، ضخامت دست ها، انحناى آنها و...) اما شكل هندسى دست برخلاف اثر انگشت مشخصه اى تغيير ناپذير و منحصر به فرد نيست و بايد در كنار ساير روش ها مثل انگشت نگارى يا مطالعه شبكيه و... استفاده كرد. اگر بخواهيم از دنياى جرم و جنايت خارج شويم بد نيست به عرصه كف بينى سرى بزنيم.
كف بينى چيست؟ كف بينى روشى است كه از ۳۰۰۰ سال قبل در هند ابداع شد. اين دانش قسمتى از مطالعات گسترده اى بود به نام (samudrik shastra) بود (به معناى اقيانوس دانش). كف بينى زير مجموعه اى از اين دانش است كه به طور خاص با مطالعه دست ها و خطوط آن انجام مى شود. برخلاف تصور كنونى، «كف بينى» پيشگويى كردن نيست. ريشه اين دانش به تشخيص شخصيت باز مى گشت و در آن ايام با استفاده از كف بينى، گرايشات عاطفى مشخص، برخورد اجتماعى، ميزان ترس هاى آگاهانه و ناآگاهانه و... مشخص مى شد. در كف بينى معمولاً كدام دست را مى خواندند؟ ديدن هر دو دست و بررسى آنها انجام مى شد. اما بسته به اينكه كدام دست فعال تر است، مطالعه را بر روى آن انجام مى دادند و به عبارتى آن را مى خواندند. - اشاره اى مختصر به يكى از انواع كف بينى و اصول كلى آن (براى رفع خستگى)! در اين شيوه خطوط روى دست را به ۳ گروه تقسيم مى كنند. ۱- خطوط بزرگ ۲- خطوط كوچك ۳- خطوط شخصى افراد ۱- خطوط بزرگ كف دست شامل ۳ نوع اصلى هستند. الف- خط زندگى (life line) اين خط از لبه كنارى دستى شروع مى شود و بين شست و انگشت سبابه به شكل كمانى رو به پايين (در اطراف شست) مى رود. برخلاف اعتقاد معمولى كه وجود دارد. اين خط ارتباطى با طول عمر ندارد و نشانگر حيات، سرزندگى، اشتياق براى زنده ماندن، سرخوشى و تلاش براى حفظ سلامت است. ب - (Head line) اين خط در نزديك يا ابتداى نقطه شروع خط زندگى، آغاز مى شود و به طور افقى در دست ادامه پيدا مى كند. ظرفيت و قابليت فكرى و مغزى افراد با آن نشان داده مى شود و طول آن ميزان فعاليت هاى خردمندانه شخص را روشن مى كند. ج - (Heart line) اين خط از زير انگشت كوچك شروع مى شود و به سمت قسمت بالاى كف دست حركت مى كند و احساسات، حساسيت ها و عواطف را نشان مى دهد. توجه داشته باشيد كه اگر خيلى صاف و بدون تغيير جهت باشد به اين معناست كه شخص عواطف و احساسات خود را كاملاً عقلانى كرده است. ۲- خطوط كوچك: كه به يكى دو مورد آن اشاره مختصرى مى شود: الف- خط Apolo (كه خط خورشيد هم نام دارد) و زير انگشت انگشترى (حلقه) ظاهر مى شود. اين خط ذوق هنرى فرد را نشان مى دهد و اغلب كوتاه است. ب - خط Mercury: كه از پايين دست شروع مى شود و با زاويه به سمت بالا و زير انگشت كوچك ادامه مى يابد و خط سلامت دست و اوضاع و احوال درونى فرد را نشان مى دهد. ۳- خطوط شخصى هم كه در هر شخص كاملاً با ديگرى فرق دارد و در برخى اصلاً وجود ندارد. بخش ديگرى از كف بينى بر اساس (chirogonomy) است.
chirogonomy)) چيست؟ عبارت است از مطالعه اندازه و شكل دست كه در ساده ترين نوع آن با توجه به شكل دست يكى از گروه بندى هاى زير انجام مى شود. افرادى كه داراى:... هستند. ۱- كف دست مربعى + انگشتان كوتاه (Earth hand) ۲- كف دست مربعى + انگشتان بلند (Air hand) ۳- كف دست مستطيلى + انگشتان كوتاه (Fire hand) ۴- كف دست مستطيلى + انگشتان بلند (water hand) ۱- افراد گروه اول (Earth hand) خطوط كمى در كف دست دارند. اين افراد منطقى هستند. انجام كارى جسمى را بر تفكر و انديشه ارجح مى دانند. محافظه كار هستند و ترجيح مى دهند بيشتر اوقات را خارج از منزل و به سير و گشت بگذرانند (البته اين افراد كمتر به سراغ كف بين ها مى روند!!). ۲- گروه دوم (Air hand) خطوط مشخصى در كف دست دارند. بيشتر به كارهاى فكرى مى پردازند. كنجكاو و پر ايده بوده و همچنين مستعد مضطرب شدن و نگرانى هستند. از نظر اجتماعى افراد فعالى هستند و در جمع خوب ظاهر مى شوند. ۳- گروه سوم (Fire hand) خطوط كف دستشان كاملاً مشخص است. اين افراد پر انرژى و پرتكاپو هستند. كم صبر و كم طاقت و به دنبال تنوع طلبى. تك روى مى كنند و فقط مى توانند در مقام رهبرى گروه با جمع كنار آيند. ۴- گروه چهارم (water hand) خطوط درهم و زيادى در كف دست ها دارند. افرادى عاطفى و احساساتى هستند. اين افراد غم خوار ديگران هستند. هنرمند هستند. در سازش پذيرى با مشكلات و استرس ها ضعيف هستند و در آرامش احساس خوبى به زندگى دارند.
|
|
|
|